محل تبلیغ شما
آمار خودکشی استان های ایران

تاریخ خبر: 1395/12/19 10:22:35

آمار خودکشی استان های ایران

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

علی ایار در گفت و گو با خبرنگار ایلنا درباره وضعیت آسیب‌های اجتماعی و بویژه معضل خودکشی در کشور اظهار داشت: وضعیت خودکشی در برخی از استان‌های کشور نسبت به میانگین کشوری فاصله قابل‌توجهی دارد و داده‌ها نشان‌می‌دهد که پراکنش خودکشی در این استان‌ها در مناطق و شهرستان‌های مختلف یکسان نیست.

ایار افزود: نرخ خودکشی در کشور طی یک دهه از 1361 تا 1370 به طور نسبی افزایش ناگهانی و چشم‌گیری داشته و این روند در سال‌های بعد و تاکنون با افت و خیز همچنان ادامه دارد.

وی تصریح کرد: بنابر آمار موجود بالاترین میزان نرخ خودکشی در استان‌های ایلام، کرمانشاه و لرستان، اتفاق می‌افتد و عوامل زیادی در شیوع این پدیده تاثیرگذارند.

ایار ، فقر و بیکاری را از عمده دلایل خودکشی در این سه استان دانست و گفت: باید ملاحظه کرد که در مختصات اجتماعی این سه استان چه ویژگی‌های مشترکی را شاهد هستیم و این مناطق پرخطر از نظر خودکشی از نظر مولفه‌های اجتماعی- اقتصادی با سایر استان‌های کشور چه تفاوت‌هایی دارند.

این پژوهشگر مسائل اجتماعی درباره عوامل بروز معضل خودکشی در کشور اظهار داشت: استان‌هایی که زمینه مساعدی در ظهور و بروز این معضل اجتماعی دارند عمدتا از نظر شاخص‌های رفاه اجتماعی، بیکاری، فقر، احساس محرومیت نسبی و...  در وضعیت مناسبی نسبت به میانگین کشوری قرار ندارند. به عبارت دیگر ما شاهد تقارن همزمان فقر و محرومیت با آسیب‌های اجتماعی در این استان ها هستیم.

این پژوهشگر مسائل اجتماعی-اقتصادی در ادامه افزود: البته در کنار این وضعیت نامناسب از نظر رفاه اجتماعی باید به تغییرات ساختاری جامعه، دگرگونی طبقه و پایگاه اقتصادی و اجتماعی و دگرگونی ارزش‌ها و باورهای فرهنگی هم اشاره کرد.

وی تصریح کرد: بیش از نیمی از مردم در سطح متوسط و کمتر از آن احساس خوشبختی می‌کنند و عدم احساس خوشبختی در بین جوانان بیشتر است.

ایار ادامه داد: همچنین احساس خوشبختی مردم، دین، پول و آسایش و رفاه هم در این زمینه تاثیرگذار است و تأکید صرف و تک بعدی بر روی مسائل اقتصادی در بروز پدیده خودکشی تحلیل ما را به بیراهه می‌برد.

 این استاد دانشگاه مهمترین دغدغه و نگرانی مردم بنابر تحقیقات بعمل آمده را بیکاری و اشتغال دانست و گفت: به تبع درآمد ناشی از اشتغال اهمیت دارد. پیمایش و تحقیقات نشان می‌دهند که مقوله اقتصاد در این مقطع از اهمیت خاصی برخوردار است. در تعریف پسرخوب و مرد خوب در بین 20 شاخص ، بالای 30 درصد مردم اعتقاد داشتند که داشتن شغل مناسب مهم‌ترین ویژگی است. در شرایطی که جوان بیکار و شغل از منظری در تحقیقات، مهمترین نگرانی مردم است. طبیعی است که فقدان شغل و فرصت اشتغال می‌تواند فشار و ناامنی اجتماعی و روانی ایجاد کند.

 

 ایار در ادامه افزود: بنابر این احساس ناامنی اقتصادی به صورت عینی و ذهنی در دهه اخیر توانسته است کارکرد حمایتی نهادهای خانواده، خویشاوندی و همسایگی را دچار فرسایش جدی کند. ناکامی‌ها مکرر و سرخوردگی‌های ناشی از تأمین نیازها و احساس محرومیت نسبی در کاهش آستانه تحمل مردم  و ایجاد تعارض در کانون خانواده موثر است و این تعارض‌ها با ایجاد ناامنی در نظام خانواده زمینه آسیب پذیری افراد خصوصا جوانان و زنان را فراهم می‌کنند.

وی در پاسخ به این سئوال که دگرگونی ساختاری و ارزشی چگونه با خودکشی ارتباط پیدا می‌کند، گفت: در یک جامعه که بنابر تحقیقات بیش از نیمی از مردم بر اساس روش برآورد ذهنی خود را متعلق به طبقه متوسط می‌دانند و حدود چهل درصد خود را به طبقه فقیر و پایین منتسب می‌دانند می‌توان شاهد الگوهای رفتاری متفاوتی بود؛ الگوی رفتاری لایه پایین طبقه متوسط الگویی ویژه است که شاید در ساخت اجتماعی جامعه ما کمتر مورد بررسی و مداقه قرار گرفته است. این لایه به لحاظ اجتماعی کمتر اهل دهش اجتماعی، دید و بازدید، روابط اجتماعی است . این بخش دارای بیشترین ولع اقتصادی، چشم هم چشمی و رقابت اجتماعی است.
 
وی در مورد اینکه نظام مرد سالاری در استان ایلام تا چه اندازه در بروز پدیده خودکشی تاثیرگذار بوده است، گفت: خانواده در استان ایلام را می‌توان یک خانواده مدرن تعریف کرد و تعارض و از هم گسیختگی را از منظر مدرنیته تحلیل کرد نه یک کانون سنتی با آمریت صرف پدر و یک نهاد پدر سالار. بنابراین آنچه در نهاد خانواده زمینه اقدام به خودکشی را فراهم می‌کند پدر سالاری نیست، بلکه تعارضات درون خانوادگی، ناتوانی نظام خانواده در تأمین نیازها اعضای خود است. در واقع ناتوانی نهاد خانواده در تامین نیازهای عاطفی و مادی خانواده بر آسیب پذیری افراد در برابر خودکشی موثر است.
ایار در ادامه به بازه سنی افرادی که در استان ایلام اقدام به خودکشی می کنند، افزود: سن این افراد بین 15 تا 30 سال است؛ به عبارت دیگر بیشتر جوانان در معرض خطر اقدام به خودکشی قرار دارند. لازم است اشاره کنیم که درصد کمی از اقدام به خودکشی ها یعنی نزدیک به 14 درصد به مرگ منجر می‌شود. در سنین نوجوانی تهدید به خودکشی به یک مسأله جدی تبدیل شده است. خودکشی‌های نمایشی، ژست‌های خودکشانه و نه اقدام به خودکشی هم دارد به معضلی تبدیل می‌شود و بیشتر در بین جوانان و نوجونان رایج است، اگرچه همین تهدیدها و ژست‌ها  کمتر از اقدام امنیت خانواده و جامعه را تهدید نمی‌کند و نظام خانواده و گاهی حتی مدارس را از اعمال مقررارت تربیتی و آموزشی منصرف می‌کند و زمینه آسیب پذیری بیشتر نوجوانان را فراهم می آورد.
 
 این استاد دانشگاه در بخش دیگری از سخنان خود به نقش جنگ تحمیلی ایران و عراق اشاره کرد و گفت: در این خصوص باید بین دو نگاه تمیز قائل شد؛ برخی جامعه شناس‌ها اعتقاد دارند شرایطی مانند شرایط جنگ و انقلاب با ایجاد همبستگی اجتماعی به مثابه مانع خودکشی عمل می‌کنند، تقریبا در ایلام هم در  دوره جنگ خودکشی به عنوان مسأله مطرح نبود اما باید به دوران پس از جنگ و بحران به جای مانده از جنگ پرداخت. جنگ علاوه بر خسارات مستقیم منجر به اختلال در اجرای برنامه‌های توسعه‌ای در مناطق جنگ زده شد که علیرغم تلاش برای مدیریت توسعه در این مناطق این مسأله منجر به توسعه نیافتگی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی این مناطق شده و استان‌های جنگ زده از نظر سطوح توسعه یافتگی به عنوان استان‌های محرم و توسعه نیافته شناخته می‌شوند .

 

مشاوره خودکشی :اگر قصد خودکشی دارید ابتدا این ۵ توصیه را بخوانید

اگر درحال‌حاضر به خودکشی فکر می‌کنید، لطفا به اندازه‌ی خواندن این مقاله دست نگه دارید. این کار تنها حدود پنج دقیقه طول خواهد کشید. نمی‌خواهم با شما درباره‌ی احساسات بدتان صحبت کنم. من یک درمانگر یا متخصص در زمینه‌ی سلامت روان نیستم – فقط کسی هستم که می‌داند درد و رنج داشتن چه معنایی دارد. این یک مشاوره خودکشی کاملا دوستانه اما درست و عالی است.

 

در این مشاوره خودکشی من شما را نمی‌شناسم، و نمی‌دانم که چرا در حال خواندن این صفحه هستید. فقط می‌دانم که درحال‌حاضر، مشغول خواندن آن هستید، و این خوب است. من می‌توانم فرض کنم که شما به این دلیل این‌جا هستید که مشکل دارید و به فکر پایان دادن زندگی‌تان هستید. اگر ممکن بود، ترجیح می‌دادم در این لحظه کنار شما باشم، تا بنشینیم و رو در رو صحبت کنیم، و با هم درد دل کنیم. اما از آن‌جایی که چنین چیزی امکان‌پذیر نیست، باید با همین بسازیم.

من با آدم‌های زیادی آشنا شده‌ام که قصد خودکشی داشته‌اند، بنابراین تا حدی می‌دانم که چه احساسی دارید. می‌دانم که ممکن است در شرایطی نباشید که یک مطلب طولانی را بخوانید بنابراین می‌خواهم موضوع را به طور مختصر بیان کنم. در حالی که ما تا پنج دقیقه‌ی دیگر با هم خواهیم بود، من پنج نکته‌ی ساده و عملی دارم که می‌خواهم با شما در میان بگذارم. نمی‌خواهم در مورد این‌که باید خودتان را بکشید یا نه بحثی داشته باشم. اما فرض می‌کنم که اگر شما به خودکشی فکر می‌کنید، حتما احساس خیلی بدی دارید. این مشاوره خودکشی مخصوص شما است. ادامه مطلب را بخوانید.

 

خوب، شما هنوز هم دارید این مطلب را می‌خوانید، و این بسیار خوب است. می‌خواهم از شما درخواست کنم که تا آخر صفحه با من و این بحث مشاوره خودکشی بمانید.

 

امیدوارم که ماندن شما به این معنا باشد که در جایی عمیق در درون خود، حداقل کمی تردید دارید در مورد اینکه آیا زندگی خود را پایان بدهید یا نه. اغلب مردم این احساس را دارند، حتی زمانی که در تاریک‌ترین و عمیق‌ترین حس ناامیدی غوطه‌ور هستند. مطمئن نبودن در مورد مرگ خوب و طبیعی است. واقعیت این است که وقتی هنوز در این دقیقه زنده هستید بدین معنا است که شما هنوز هم کمی تردید دارید. به این معنی که حتی در همان زمانی که می‌خواهید بمیرید، بخشی از وجود شما هنوز هم می‌خواهد زنده بماند. بنابراین بیایید به همان بخش از شما متوسل شویم، و چند دقیقه دیگر هم به خواندن ادامه بدهیم.

با خواندن گفته‌ی زیر شروع کنید:

خودکشی جزو ترجیحات آدمی نیست؛ این اتفاق زمانی رخ می‌دهد که درد و رنج بیش‌تر از آنی می‌شود که بتوانیم تحمل کنیم.

کل موضوع همین است. این‌که می‌خواهید خودکشی کنید دلیل نمی‌شود که شما آدم بد یا دیوانه، و ضعیف یا ناقصی باشید. خودکشی حتی به این معنی نیست که می‌خواهید بمیرید – تنها معنای خودکشی این است که درد و رنج شما به حدی است که توانایی تحمل آن را ندارید. اگر من کم کم وزنه‌هایی را روی شانه‌های‌تان بگذارم، شما در نهایت سقوط خواهید کرد اگر وزن باری که روی دوش‌تان است بیش از توان‌تان باشد… مهم نیست که خودتان تا چه حد می‌خواهید ایستادگی و مقاومت کنید. اراده هیچ ربطی به آن ندارد. البته شما می‌توانید خودتان را تشویق کنید اگر برای‌تان امکان‌پذیر است.

اگر کسی به شما بگوید، “مشکل شما در حدی نیست که بخواهید به خاطرش خودکشی کنید، ” قبول نکنید. انواع بسیاری از دردها وجود دارند که ممکن است منجر به خودکشی شوند. این‌که دردی قابل تحمل است یا نه، از فردی به فرد دیگر متفاوت است. آن‌چه برای کسی قابل‌تحمل است، ممکن است برای شما قابل تحمل نباشد. نقطه‌ای که درد در آن غیر قابل‌تحمل می‌شود بستگی به منابعی دارد که شما برای مقابله با مشکلات استفاده می‌کنید. ظرفیت آم‌ها برای مقاومت در مقابل درد تا حد بسیار زیادی متفاوت است.

هنگامی که درد بیش از توانایی ایستادگی فرد باشد، تمایل به خودکشی پا به میدان می‌گذارد. خودکشی نه اشتباه و نه درست است؛ و نه حتی یک نقص شخصیتی؛ خودکشی به لحاظ اخلاقی خنثی است. وجود عدم تعادل میان میزان درد و رنج و توانایی برای مقاومت در برابر آنها منجر به خودکشی می‌شود.

بخش اول مشاوره خودکشی من به شما این است که می‌توانید در مقابل وسوسه خودکشی دوام بیاورید، اگر یکی از این دو کار را انجام بدهید:

(۱) راهی برای کاهش دردتان پیدا کنید یا (۲) راهی برای افزایش توانایی مقاومت خودتان پیدا کنید. هر دو ممکن است.

مطلب مرتبط: به فردی که قصد خودکشی دارد این ۱۰ چیز را نگویید

حالا من می‌خواهم ۵ نکته را با شما در میان بگذارم تا در موردشان فکر کنید…..

۱. شما دوست دارید بشنوید که آدم‌ها در مقابل فکر خودکشی ایستادگی کرده‌اند و دوام آورده‌اند – حتی آدم‌هایی که به اندازه‌ی شما حس و حال بسیار بدی داشته‌اند. به لحاظ آماری، احتمال بسیار زیادی وجود دارد که شما زنده‌ بمانید. من امیدوارم که این اطلاعات به شما کمی امید بدهد.

۲. به خودتان کمی فرصت بدهید. مثلا به خودتان بگوئید، ” ۲۴ ساعت صبر می‌کنم و بعد اقدام می‌کنم.” یا یک هفته. به یاد داشته باشید که احساسات و اقدامات دو چیز متفاوت هستند – این‌که به فکر کشتن خودتان می‌افتید، به این معنا نیست که باید دقیقا همین الان این کار را انجام بدهید. کمی فاصله بین فکر خودکشی و اقدام به آن تعیین کنید. حتی اگر فقط ۲۴ ساعت باشد. تا همین جا که مقاله را خواندید، ۵ دقیقه فاصله انداختید. و اگر همچنان به خواندن این صفحه ادامه بدهید، می‌توانید ۵ دقیقه‌ی دیگر هم کارتان را عقب بیندازید. ادامه بدهید، و متوجه شوید در حالی که همچنان به خودکشی فکر می‌کنید، اما هنوز و در این لحظه، آن را عملی نمی‌کنید. این موضوع برای من بسیار دلگرم‌کننده است، و امیدوارم برای شما هم همین‌طور باشد.

۳. آدم‌ها اغلب به خودکشی رو می‌آورند به این دلیل که می‌خواهند از درد و رنج‌شان رها شوند. به یاد داشته باشید که تسکین یک احساس است. و برای حس کردن این احساس باید زنده باشید. اگر بمیرید، آن‌ احساس آرامشی را که شدیدا طالب‌اش هستید، حس نخواهید کرد.

۴. برخی آدم‌ها به شدت در برابر تمایل شما به خودکشی واکنش نشان می‌دهند، مثلا وحشت‌زده می‌شوند یا عصبانی. در واقع ممکن است علی‌رغم نیت واقعی‌شان با حرف‌ها یا رفتار غیرعاقلانه به جای کمک به شما دردتان را افزایش دهند‌. شما باید درک کنید که واکنش‌های بد آنها در مورد ترس‌های خودشان است، نه درباره‌ی شما.

اما آدم‌هایی وجود دارند که می‌توانند در این زمان وحشتناک کنارتان باشند؛ آنها شما را قضاوت نمی‌کنند، با شما جر و بحث نمی‌کنند، و شما را راهی بیمارستان نمی‌کنند، یا سعی نمی‌کنند با شما در مورد احساسات بدی که دارید صحبت کنند. آنها به سادگی از شما مراقبت خواهند کرد. یکی از آنها را پیدا کنید. حالا از ۲۴ ساعت یا هفته‌تان استفاده کنید، و با آن شخص در مورد مشکلات و درد و رنج‌تان صحبت کنید.

اما بار اضافی روی خودتان نگذارید و سعی نکنید که به تنهایی با این مشکل مقابله کنید. فقط صحبت کردن در مورد این‌که چه‌طور شد به این‌جا رسیدید، فشار زیادی را از روی دوش‌تان برمی‌دارد، و این ممکن است درست همان منبع اضافی مقاومت باشد که جهت بازیابی تعادل‌تان نیاز دارید.

۵. فکر کردن به خودکشی به خودی خود آسیب‌زا است. پس از آن‌که این افکار فروکش کنند، باید مراقبت از خودتان را ادامه بدهید. درمان یک ایده‌ی واقعا خوب است. بنابراین از گروه‌های کمک مختلفی که هم در محل زندگی‌تان و هم در اینترنت در دسترس هستند، کمک بگیرید.

خوب، حالا چند دقیقه از این مشاوره خودکشی گذشته‌است و شما هنوز با من هستید من واقعا خوشحالم.

حالا که تا این حد دوام آورده‌اید، مستحق پاداش هستید. من فکر می‌کنم شما باید به خودتان هدیه بدهید و به این ترتیب از خودتان قدردانی کنید. هدیه‌ای که به خودتان می‌دهید خود یک منبع مقابله است. بالای همین صفحه را به یاد دارید که گفتم، مفهومی که به شما کمک می‌کند این است که مطمئن شوید منابعی که برای مقابله دارید بیش‌تر از درد و رنج‌های‌تان است. بنابراین بیائید به خودتان یک، دو یا ده منبع دیگر برای مقابله بدهید! تا زمانی که تعدادشان از تعداد دردهای‌تان بیش‌تر شود.

حالا و در حالی که این صفحه ممکن است کمی آرامش در شما ایجاد کرده‌ باشد، بهترین منبعی که برای مقابله می‌توانیم به شما پیشنهاد بدهیم، صحبت با یک انسان دیگر است. اگر بتوانید کسی را پیدا کنید که حرف‌های‌تان را گوش می‌دهد، و به او بگویید که چه احساسی دارید و چه‌طور شد که به این‌جا رسیدید، یک منبع دیگر به منابع مقابله‌تان اضافه کرده‌اید. امیدوارم نخستین کسی که انتخاب می‌کنید، آخرین نفر نباشد. آدم‌های زیادی وجود دارند که واقعا دوست درند حرف‌های شما را بشنوند. زمان آن فرا رسیده که دور و برتان را نگاهی بینازید و یکی از آنها را پیدا کنید.

 

ترجمه: تحریریه سایت کسب و کار بازده – سارا فیضی

به کانال سرزمین جاوید بپیوندید : telegram.me/sarzaminjavid

حروف تصویر