محل تبلیغ شما
بررسی علل بروز رفتارهای پرخطر کودکان و نوجوانان

تاریخ خبر: 1396/7/29 14:30:39

بررسی علل بروز رفتارهای پرخطر کودکان و نوجوانان

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

«ابتکار» علل بروز رفتارهای پرخطر کودکان و نوجوانان را بررسی کرد

زنگ خشونت!

آسو محمدی
مشکل نه مداد است نه پاک‌کن، نه نداشتن کیف است و نه داشتن کفش‌های پاره. حکایت خشونت است و پرخاشگری؛ معضلاتی که والدین و مدیران مدارس و به‌ویژه مدارس پسرانه با آن روبرو هستند. خشونت‏هایی که گاه در بین دانش‌آموزان در سطح کلامی و فیزیکی رخ می‏دهد و گاه حتی خود را به حلقه ‏دار می‌سپارند یا از طبقه پنجم ساختمانی خود را رها می‌کنند؛ گاه این کودک یا نوجوان در میان صدا و هیاهوی همکلاسی‌هایش در مدرسه، به زندگی خود پایان می‌دهد. اما ماجرا به همین جا ختم نمی‌شود چراکه در سال‌های اخیر خشونت تنها از سوی دانش‌آموزان رخ نمی‌دهد؛ همین هفته پیش بود که سیلی ناظم مدرسه پرده گوش دانش‌آموزی را در شهرستان شوش پاره کرد. 
در این میان، واکاوی و آسیب‏شناسی مسئله خشونت و خودکشی در میان دانش‏آموزان و ارتباط آن با محیط‏ خانواده، مدرسه در ابعاد گسترده‏ای قابل بررسی است. رفتارهای نامناسب برخی مسئولان مدرسه، کم‌‏توجهی‏ وزارت آموزش و پرورش در حداقل یک دهه اخیر در برنامه‌ریزی آموزشی با توجه به شکاف قابل توجه نسل‌ها، سهل‌انگاری بعضی از خانواده‏ها، تاثیر فضا و شبکه‏های مجازی و بازی‏های رایانه‏ای همه در به‌وجود آمدن این وضعیت سهم خاص خود را داشته‌اند. موضوعی که جعفر ابراهیمی، معلم و فعال صنفی در این‏باره به «ابتکار» می‏گوید: «دانش‏آموزان باید از حمایت‏های عاطفی و اجتماعی گسترده برخوردار باشند. در مقطع ابتدایی در کنار معلم باید مشاور، مدیر و معاونانی وجود داشته باشند تا بحث بهداشت جسمی و روانی دانش‏آموزان را مورد ارزیابی قرار دهند. با این توضیح که در مقاطعی دانش‏آموزان وارد سنین بلوغ شده‌اند و نیاز بیشتری به مشاوره‏های روانی دارند.» 
مروری بر مسئله خشونت دانش‏آموزان
شاید بدترین وجه خشونت را بتوان در خودکشی معنا کرد. مسئله‏ای که 2سال پیش آموزش‌وپرورش و خانواده‏ها را به چالش کشید، خشونت‏ ناشی از خودکشی‏های پی‏درپی دانش‏آموزان ۱۱تا ۱۸ساله بود. براساس آمارهای اعلام شده از سوی نیروی انتظامی در سال 94، از ۱۳خودکشی رخ داده، چهار خودکشی در تهران، دو خودکشی در ارومیه و 2مورد در یزد و مابقی خودکشی‏ها در لرستان، مازندران، خراسان‌جنوبی، خراسان‌شمالی و کرمانشاه رخ داده است. آماری که نشان می‌دهد این مسئله در سطح ملی مطرح است و در جای‏جای کشورمان ردپایی از آن را می‏توان یافت. در این میان، علت 6خودکشی را افت تحصیلی، عدم قبولی در امتحانات یا کنکور و احضار والدین به مدرسه عنوان کرده‌اند، علت سه مورد از این خودکشی‏ها هم سرزنش والدین، خستگی از شرایط زندگی و دیدن فیلم با موضوع خودکشی بوده است. همان زمان بود که برخی متهم ردیف اول را در این اتفاق وزارت آموزش‌وپرورش اعلام کردند که البته واکنش وزارت آموزش‌وپرورش را هم به دنبال داشت. علی زرافشان، معاون متوسطه وزارت آموزش و پرورش در توضیحی برای رسانه‏ها نوشت: «در بررسی‌های انجام شده به جز یک مورد، انگیزه‌ها هیچ ارتباطی به مسائل آموزش‌وپرورش نداشت و در محیط مدرسه هم اتفاق نیفتاد و بیشتر خانوادگی بود». البته اظهارات این مقام مسئول در حالی مطرح شد که پیش از این، علل خودکشی‌های دانش‌آموزان در برخی موارد اضطراب ناشی از مدرسه، افت تحصیلی و ناکامی در درس یا هراس از مورد بازخواست قرار‌گرفتن از سوی والدین عنوان شده بود که البته در مواردی وزارت آموزش و پرورش آن اخبار را رد و تکذیب کرد.

اما نکته‌ای که نباید فراموش کرد این است که در چنین وضعیتی نمی‌توان فقط نظام آموزشی را مقصر دانست زیرا آنطور که کارشناسان این حوزه معتقدند مولفه‌های بسیاری در بالارفتن خشونت در میان دانش‌آموزان نقش دارند. با این توضیح که بسیاری از والدین در سال‌های اخیر از اسارت فرزندان در چنگال تکنولوژی گلایه دارند. در واقع، این معضلی است که والدین نسل‏های گذشته، هرگز به اندازه والدین فعلی به آن فکر نمی‏کردند. ارتباط بچه‏ها با تلویزیون، سی‏دی‏های متنوع فیلم و کارتون، اینترنت و شبکه‏های اجتماعی، اثرات مختلفی را بر روان آنها می‌گذارد از این حیث پای خیلی نهادها به این قضیه وارد می‌شود. به اعتقاد ابراهیمی، «خشونت در میان دانش‏آموزان را نباید از این موضوع جدا کرد که آنها در معرض هر نوع تجربه قرار دارند بنابراین والدین و نهادهای مرتبط با حوزه مدرسه باید در این زمینه حساسیت بیشتری داشته باشند. به عنوان مثال مواردی همچون دیدن صحنه‏های خودکشی بزرگسالان و بازی‏های رایانه‏ای باعث می‏شود که دانش‏آموزان در سنی که قدرت تجزیه و تحلیل ندارند به تقلید بپردازند و دست به خشونت‏های جبران‌ناپذیری بزنند. برنامه‏ها و فیلم‏های تلویزیونی که خشونت را بازتولید می‏کنند همگی باعث می‏شوند که دانش‏آموزان به خودشان آسیب بزنند. ضمن اینکه خانواده باید درک درستی از نیازهای دانش‏آموزان داشته باشد و بتواند نیازهایش را از طریق مشاوره و روانشناس و مراجعه به پزشک رفع بکند.» 
این فعال صنفی، خشونت و خودکشی را متاثر از وضعیت نامناسب برخی خانواده‌ها از نظر معیشتی می‏داند و می‏گوید: «وقتی در مورد کودکان می‏بینم که سن خودکشی به زیر 15سال رسیده، به نظر می‏رسد که این شرایط ناشی از سرخوردگی و یاسی است که کودکان در آن زندگی می‏کنند یا تنش‌ها و چالش‌هایی که با آن درگیرند؛ محیط خانه و مدرسه و گروه همسالان از جمله این موارد هستند.»

 

ابراهیمی در پاسخ به این سوال که برای کاهش این آسیب اجتماعی چه باید کرد، می‏گوید: «در این مقطع که دانش‏آموزان وارد سن بلوغ می‏شوند نیاز بیشتری به مشاوره‏های روانی دارند. برای پاسخگویی به سوال‏ها و ابهام‏های این دوره از زندگی، نیاز است که روانشناسان و مددکاران اجتماعی در مدرسه حضور داشته باشند که امروزه در کشور ما و در مدارس در مقطع متوسطه دوم بخش مشاوره حذف شده است. به نظر می‌رسد با توجه به سیاست‏گذارهای آموزشی فعلی، دانش‏آموزان نیازی به مشاوره ندارند. آمار آسیب‏های اجتماعی در مدرسه در سال‏های اخیر حاکی از این است که مسائل دانش‏آموزان بسیار مهم است و آموزش‌وپروش باید در این زمینه به صورت جدی وارد شود که به دلیل تعدیل نیرو و هزینه‌بر بودن آن، برنامه مشخص و عمل‌گرایی در این وزارتخانه وجود ندارد و خروجی آن اخبار ناگواری است که هر روز به شنیدن‏شان عادت کرده‏ایم.»
نگاه به زیربناهای کلان اقتصادی، سیاسی و اجتماعی
اما مسئله به سیاست‏گذاری ختم نمی‏شود. حسام حسین‌زاده، فعال حوزه آموزش از دیدگاه دیگری به این قضیه نگریسته و ساختارهای اقتصادی و اجتماعی را در راس موضوع قرار می‏دهد و به «ابتکار» می‏گوید: «باید نگاهی کلی‌تر به ماجرا داشته باشیم، اساساً آسیب‌های اجتماعی را نمی‌شود به شکل جزئی تبیین کرد چراکه باید دنبال منطق و زمینه کلی باشیم که منجر به بروز این رفتار در دانش‌آموزان شده است. نمی‌توان خشونت‏ها و در راس آن خودکشی‏های دانش‌آموزی را جدای از وضعیت اجتماعی ایران تحلیل کرد.»
البته او مسائل فرهنگی و اجتماعی را نیز بی‏تاثیرنمی‏داند و توضیح می‏دهد: «نسلی که امروز در مدرسه حضور دارد، سبک زندگی و جهان‌بینی خودش را دارد. جامعه - شما بخوانید بزرگسالان - این وضعیت را به رسمیت نمی‌شناسد. می‌ترسد که این تغییر سبک زندگی علقه‌های پیشین‌اش را دود کند و به هوا بفرستد. البته این ترس واقعی است، اما نکته اینجاست که هیچ امکانی برای جلوگیری از آن نیست. یعنی منطق «جامعه» در معنای دقیق آن این را به ما می‌گوید که اگر سبک زندگی خاصی دارد در میان دانش‌آموزان فراگیر می‌شود نمی‌توان با سرکوب و انکار آن را از میدان بیرون راند. اتفاقاً پرخاشگرانه‌تر خود را نشان می‌دهد و در لایه‌های پنهان به خود فعلیت می‌بخشد. نگاهی به آمارهای رفتارهای اصطلاحاً پرخطر در میان دانش‌آموزان اگر بیاندازیم متوجه این ماجرا می‌شویم.» این فعال آموزشی معتقد است « تا زمانی که زیربناهای کلان اقتصادی، سیاسی و اجتماعی تغییر نکند، وضع به همین منوال خواهد بود، این تضادها بی‌پایان است چراکه منشا آن‌ها در جای دیگری است؛ در عمیق‌ترین لایه‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی.»
با همه اینها آنچه آمار و ارقام نشان می‌دهد نیازمند حرکت جدی مسئولان و نهادهای مختلفی است که پایشان در مسئله افزایش خشونت در میان دانش‌آموزان گیر است و تا الان فکری برای آن نکرده‌اند. شاید منتظرند خدایی نکرده خبر جدید دیگری در این زمینه بشنوند تا پرونده خشونت و خودکشی دانش‌آموزان را از زیر خروارها خاک بیرون بکشند.

 

 

تعلیم خشونت

این روز‌ها با این‌که زمان زیادی از شروع مدارس نگذشته اما خبر‌های مختلفی از اعمال تنبیه‌های بدنی در شهر‌های مختلف به گوش می‌رسد؛ تنبیه‌هایی که ابتدا باعث ناشنوایی یک دانش‌آموز 12 سال شد و حالا حکم شلاقی را دارد که بر تن دانش‌آموزان چرداول فرود می‌آید! سال‌های تحصیلی گذشته نیز شاهد این گونه تنبیه‌های بدنی فاجعه بار بودیم و تنها با یک جست و جو در شبکه‌های مجازی می‌توان فیلم‌ها و عکس‌های مربوط به این تنبیه‌ها و هزاران تنبیه بدنی دیگر را ببینید.
***
از حرف تا عمل
تنبیه بدنی این روزها جزو اتفاقاتی است که وقتی بحث آن را در محفل‌های مختلف جامعه مطرح می‌کنید با واکنش‌هایی در باب مخالفت با آن رو به رو خواهید شد که تقبیح این کار را جزو بدیهیات می‌دانند. در نظر بسیاری از ما تنبیه بدنی یک شیوه منسوخ شده است که دیگر کسی در این دوره و زمانه از آن به عنوان یک روش‌تربیتی استفاده نمی‌کند؛ اما با همه این‌ها هرازگاهی از دور و نزدیک می‌شود خبرهای تلخ و ناگواری را شنید که مایه بهت بیشتر افراد جامعه می‌شود. در ایامی که برای بیشتر آدم‌ها  تنبیه بدنی یک اتفاق عجیب و غیرقابل هضم به نظر می‌رسد هنوز هم می‌شود والدین و معلم‌هایی را پیدا کرد که به این شیوه بی‌رحمانه معتقدند.
با این که بسیاری از معلمان کشور، ارتباطی صمیمی و دوستانه با دانش‌آموزان خود برقرار می‌کنند و به قدری مهربان و دوست داشتنی هستند که نام و یاد آن‌ها هرگز از یاد دانش‌آموزان فراموش نمی‌شود، اما هستند معلم نماهای سنگ دلی که دلشان از سنگ است و کاری جز تنبیه دانش‌آموزان بلد نیستند؛ هرچند بارها مسئولان ارشد آموزش و پرورش تأکید کرده‌اند که معلم‌های شاغل در مدارس کشور، حق برخورد فیزیکی و تنبیه بدنی دانش‌آموزان را ندارند و با عاملان چنین برخوردهای زشتی به شدت برخورد خواهند کرد، اما بازهم بسیاری از معلم نماها در کشور فعالند که با تنبیه دانش‌آموزان، دوران شیرین کودکی را برای دانش‌آموزان تلخ و جدا از خسارت‌های بدنی، ضربات سنگینی نیز به روح و روان آنها وارد می‌کنند.
تنبیه‌های بدنی که فاجعه آفرید!
همگی به یاد داریم ماجرای بیژن دانش‌آموز مازندرانی را که در هنگام توضیح دادن درس جغرافی معلم مربوطه از او فیلم گرفته بود و در فضای مجازی پخش کرد و بعد از آن که همه به‌ترس و اضطراب این دانش‌آموز خندیدند و تیکه کلام‌های او مثل شیب و جنگل همه گیر شد این دانش‌آموز‌ترک تحصیل کرد و دور مدرسه‌ای را که معلمش آن‌قدر بی‌فکرانه احساس یک کودک را به بازی می‌گیرد خط کشید! پس از آن هم ماجرای دانش آموزان دیموشک که معلم سربازشان با گاز انبر و کابل، آن‌ها را تنبیه می‌کرد! بعد هم داستان معلمی که قصد تنبیه دانش‌آموزی را داشت اما نمی‌دانست که مدادی پشت سر نگه داشته و با این اوصاف مداد در سر کودک فرو می‌رود و هزاران هزار تنبیه بدنی دیگری که توسط معلمان صورت گرفته و فاجعه آفریده است.
هفته گذشته نیز خبرها از سیلی خوردن دانش‌آموزی در شوش حکایت داشت که موجب کر شدن گوش دانش‌آموز شده و حالا هم خبرهای رسیده از بخش زاگرس شهرستان چرداول استان ایلام حکایت از این دارد که در یکی از مدارس ابتدایی این شهرستان، معلم مدرسه به دلیل عصبانیت از عدم انجام تکالیف توسط دانش‌آموزان به تنبیه فیزیکی آنها اقدام کرد و به شکلی این دانش‌آموزان را کتک زد که جای تنبیه و زخم بر بدن دانش‌آموزان ماند. معلم این مدرسه که در دهستان بیجنوند بخش زاگرس شهرستان چرداول استان ایلام قرار دارد، این طور که معلوم است با سیم برق به جان دانش‌آموزان افتاده و تصاویر تلخی را رقم زده است؛ تصاویری که در آن آثار تنبیه بدنی شدید معلم با استفاده از سیم برق برروی بدن دانش‌آموزان نقش بسته حاصل خشم معلمی است که گویا قادر به کنترل اعصاب و روان خود نیست.
آئین‌نامه‌ای با ممنوعیت؛ اما بی‌راه حل
آئین‌نامه مدارس، آئین‌نامه‌ای است که در سال ۱۳۷۲ به تصویب رسیده است و در طی این چند سال در مدارس ما مورد استفاده قرار می‌گیرد؛ آئین‌نامه‌ای که با وجود کلی‌گویی‌های فراوان، مبهم بودن، ندادن راه‌حل مشخص به معلمان و کادر آموزشی، آن‌قدر کارایی دارد که بشود از آن این گونه برداشت کرد که تنبیه بدنی و آزار جسمی و روحی دانش‌آموزان در آن تخلف محسوب می‌شود تا جایی که اگر نگاهی به ماده‌های این آئین‌نامه بیندازید خواهید فهمید که در طول همه این سال‌ها در بیشتر موارد و در بسیاری از مدارس هیچ گونه از این موارد رعایت نمی‌شود.
کافی است نگاهی به ماده ۷۶ این آئین‌نامه بیندازید قسمتی که در بخش‌های مختلف آن به راهنمایی و چاره‌جویی‌های‌تربیتی در مورد تنبیه دانش‌آموزان پرداخته است. جالب اینجا است که بدانید در این ماده در مورد تنبیه و تذکر به دانش‌آموزان به این موارد اشاره‌کرده است که تذکر و اخطار شفاهی باید به‌طور خصوصی باشد و در صورت عمومی شدن، این تذکر باید فقط در حضور دانش‌آموزان کلاس مربوط انجام شود. این در حالی است که به غیر از موردهای تنبیهی که از دست به دست شدن در رسانه‌ها باز می‌مانند در طول این چند وقت اخیر می‌توان به مواردی اشاره کرد که در آن نه فقط تذکر که حتی تنبیه بدنی دانش‌آموز در صف مدرسه انجام‌گرفته است به عنوان نمونه می‌شود به فیلم پخش‌شده یکی از مدارس شهریار در سال گذشته اشاره کرد که یکی از مسئولان مدرسه با کمربند اقدام به تنبیه بدنی چند دانش‌آموز می‌کند و هیچ از یک افراد کادر آموزشی با وجود حضور در صحنه از کار او جلوگیری نمی‌کنند.
یکی دیگر از نکاتی که در آئین‌نامه مدارس به آن تأکید زیادی شده است بحث حفظ آبرو و عزت‌نفس دانش‌آموزان است. کافی است به سراغ بخشی از ماده ۸۱ این آئین‌نامه بروید؛ جایی که در آن به این نکته اشاره‌شده است که در اجرای تنبیه، آبروی دانش‌آموز حفظ شود و از تنبیه در حضور جمع جز در موارد ضروری اجتناب گردد. این در حالی است که بسیاری از ما در طول چند سال اخیر نه تنها شاهد تنبیه بدنی معلمان در مدارس مختلف کشور بوده‌ایم که حتی هرازگاهی در مواردی شاهد دست‌به‌دست شدن فیلم‌هایی در فضای مجازی بوده‌ایم که هیچ‌کدام از آن‌ها دربرگیرنده این بخش از آئین‌نامه نبوده‌اند.
مدرسه یا شکنجه گاه
با گذشت زمان وتغییر شیوه‌های منسوخ آموزشی وتربیتی به متد والگوهای علمی وپذیرفته شده توسط کارشناسان حوزه‌تربیتی وروانشناسی، باید بپذیریم که تنبیه بدنی دانش‌آموز توسط معلم، مدیر وحتی والدین کودکان کاملا منسوخ وواکنش جامعه به خبرهای منتشر شده در بکارگیری این روش نادرست واکنشهای شدید جامعه را در پی داشته وآن را تقبیح می‌دانند. همه مامی دانیم که تنبیه بدنی کودک نه تنها نتیجه موثری را در‌تربیت وبهبود وضعیت آموزشی او در پی ندارد، بلکه دربسیاری از موارد نتیجه برعکسی از آن عاید شده وبنابه نظر متخصصین حوزه‌تربیتی با تاثیر منفی بر روحیات کودکان، از آنان افرادی پرخاشگر، انتقامجو ومنزوی خواهد ساخت. با علم به این موضوع باید گفت، همواره واکنش جامعه ووالدین دانش‌آموزان به خبر تنبیه بدنی کودکان در مدارس در هرنقطه‌ای از کشور، واکنشی تند همراه با عتاب و رویگردانی آنان از متوسلین به این شیوه منسوخ وبدیهی بوده است. با وجود تمامی این ممنوعیت‌ها و واکنش‌های شدید جامعه به تنبیه بدنی باز هم نمی‌دانیم چرا برخی مدیران و معلمان عصبی، با بی‌توجهی به مقررات ودستورالعمل‌های آموزشی بر پیروی از شیوه‌های منسوخ قدیمی یعنی کتک کاری و تنبیه بدنی دانش‌آموزان اصرار دارند؟ مگر این مدیران ومعلمین عزیز مدرسه را با شکنجه گاه و جگرگوشه‌های مردم رابا اسیر جنگی اشتباه گرفته‌اند؟ تازه این‌که بر اساس کنوانسیون‌های بین المللی حتی کشورهای متخاصم به رعایت حقوق اسرا و عدم شکنجه برای اطلاعات گیری از آنان ممنوع شده اند.
تصاویر دانش‌آموزان شهرستان چرداول که در فضای مجازی پخش شده و نشان دهنده این است که معلم با استفاده از سیم برق دانش‌آموزان را تنبیه کرده و آثار این تنبیه بر روی بدن دانش‌آموزان نقش بسته است. موضوعی که کاملا با دستورالعمل‌ها ومقررات آموزشی درتضاد وتباین است. آثار تنبیه بدنی ناشی از خشم معلم برروی بدن‌های نحیف این دانش‌آموزان موضوعی نیست که بتوان به راحتی از کنار آن گذشت. حتی اگر والدین این دانش‌آموزان به دلایلی نظیر اغماض و یا عدم آگاهی از قوانین ومقررات، پیگیر این بی قانونی ازطریق مراجع ذیربط نشده‌اند. این مسئولین آموزش وپرروش شهرستان واستان هستند که باید پاسخگوی بی توجهی مدیران به بخشنامه‌های صادره دراین زمینه از سوی وزارت آموزش‌وپرورش باشند. مدیری که خود یکی از بدیهیات قانونی را زیر پا گذاشته واز طریق توسل به روش‌های غیر قانونی سعی در‌تربیت و آموزش و تحمیل خواسته‌های خود ولو رعایت نظم وانضباط را از چند کودک که شلوغ کاری جزو جدایی ناپذیر طبیعت آن‌ها است دنبال می‌کند، نباید قانونمند بودن دانش‌آموزان مدرسه‌اش را به انتظار بنشیند. داستان تلخی که در شهرستان چراودل رخ داد و بدن نحیف تعدادی از دانش‌آموزان زیر شلاق‌های بی رحمانه معلمشان سیاه و کبود شد، حکایت عجیبی است که نگرانی‌ها را در رابطه با ادامه چنین روندی در این استان و سایر استان‌های کشور افزایش می‌دهد.

 

روزنامه بهار

به کانال سرزمین جاوید بپیوندید : telegram.me/sarzaminjavid

حروف تصویر