محل تبلیغ شما
بزرگداشت روز دانشجو

تاریخ خبر: 1395/9/15

بزرگداشت روز دانشجو

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

 

سخنرانی علی مطهری در کرمان بدون حضور خبرنگاران

کرمان - ایرنا - علی مطهری در حالی به مناسبت روز دانشجو در دانشگاه شهید باهنر کرمان سخنرانی کرد که خبرنگاران نتوانستند به محل سخنرانی در تالار وحدت این دانشگاه راه یابند.

 

به گزارش ایرنا، نایب رئیس مجلس شورای اسلامی عصر امروز دوشنبه با حضور در آیین نکوداشت روز دانشجو با عنوان نشست بررسی مسائل دانشجو و دانشگاه در دانشگاه شهید باهنر سخنرانی کرد.
همانگونه که از قبل اعلام شده بود فقط دانشجویان با ارائه کارت دانشجویی می توانستند وارد تالار وحدت شوند و از ورود افراد دیگر از جمله خبرنگاران و تصویربرداران رسانه های مختلف جلوگیری شد.
همچنین شماری از دانشجویان به دلیل تکمیل ظرفیت سالن، پشت در تالار وحدت ماندند و از طریق یک بلندگو تلاش کردند صدای سخنران را بشنوند.
جلوگیری از ورود خبرنگار و تصویربردار برای پوشش سخنرانی شخصیت های میهمان دانشگاه شهید باهنر با این استدلال که برنامه داخلی تشکل های دانشجویی است، پیش از این نیز بارها تکرار شده است.
نایب رئیس مجلس شورای اسلامی پیش از این مراسم با آیت الله سید یحیی جعفری نماینده ولی فقیه در استان و علیرضا رزم حسینی استاندار کرمان به طور جداگانه دیدار و گفت و گو کرد.
وی به دعوت مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان در این دانشگاه حضور یافت.

 

اگر می‌خواهید دانشگاه فعال باشد باید امنیت دانشجو فراهم شود

صادق خرازی گفت: کسانی که دغدغه استقلال،‌ آزادی و پیشرفت مردم را دارند، باید بدانند تنها راه بقای آزادی اندیشه و ماندگاری انقلاب در ذهن هر انسانی، حرمت به دانشگاه و دانشجو ست.

به گزارش ایسنا، صادق خرازی رئیس شورای مرکزی حزب ندای ایرانیان  در" همایش بزرگ روز دانشجو" که امروز دوشنبه در سالن تربیت بدنی دانشکده فنی دانشگاه آزاد اسلامی برگزار شد با گرامیداشت روز دانشجو و اهمیت توجه به کرامت دانشگاه و دانشجویان، ‌اظهار کرد: امروز پرسش‌های زیادی در ذهن از فتنه  به دور دانشجویان وجود دارد و همه کنشگران سیاسی این نگرانی را دارند که آیا آزادی بیان و آزادی اندیشه به عنوان مولفه‌های جامعه مدنی در دانشگاه تحمل می‌شود یا خیر.

وی با طرح این پرسش که آیا دانشگاه به عنوان پایگاه فکر و دانش به رسالت خود برای تعالی جامعه عمل می‌کند،‌ تصریح کرد: منادیان اندیشه آیا در جامعه امروز تحمل می‌شوند یا خیر؟ و آیا می‌شود با پشتوانه قوی جامعه علمی کشور از مجاهدات مردان بزرگی چون مصدق و بازرگان و شریعتی و خاتمی سخن گفت یا خیر؟

خرازی با بیان اینکه دانایی مردم به معنای ارتقای سطح آگاهی و اندیشه جامعه و در واقع واکسینه شدن جامعه در برابر استعمار و استبداد است،‌ افزود: کسانی که دغدغه استقلال، آزادی و پیشرفت کشور را دارند باید حرمت دانشجو را مدنظر قرار دهند.

رئیس شورای مرکزی حزب ندای ایرانیان، تصریح کرد: خوش به حال جامعه‌ای که یک دانشجوی زندانی نداشته باشد و بدا به حال جامعه‌ای که در آن دانشجوی زندانی وجود داشته باشد. یعنی فقط نباید در حرف از آزادی بیان و اندیشه سخن گفت؛ چرا که در عمل جامعه نیازمد خانه‌تکانی است و با توجه به پیمانی که رئیس جمهور با مردم برای پاسداری از هویت دانشگاه و دانشجو می‌بندد در آستانه انتخابات باید بپرسیم آیا چنین حقیقتی، تحقق یافته است یا خیر.

خرازی به تأثیرات جنبش دانشجویی در دوران انقلاب و پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی اشاره کرد و گفت: دانشگاه همزاد با حوزه‌های علمی در بلوغ فکری ملت ایران نقش داشت و باید بپرسیم چرا امروز دانشگاه فراموش می‌شود و یا تحمل نمی‌شود و چرا بسیاری از همفکران ما نمی‌توانند آزادانه در دانشگاه سخن بگویند.

وی با تأکید بر اینکه در جهان امروز نمی‌توان مانع اندیشیدن مردم شد و برای تفکر جامعه چارچوب خاص تعیین کرد، افزود: استقلال و آزادی شعارهای بنیادین انقلاب شکوهمند ایران بود و ماندگاری این شعار به نقش سازنده و امیدبخش دانشجو در آینده بستگی دارد.

وی به بیان این دغدغه که اگر دانشجو و دانشگاه از سیاست و اندیشه ایران امروز حذف شود مقدمه ورود بسیاری از اندیشه‌های بیگانه فراهم خواهد شد، تصریح کرد: اگر بزرگان کشور نگران هستند که اندیشه در محیط دانشگاه در حال سکون است و امروز دانشگاه بی‌توجه شده و حساسیتی ندارد باید عملکرد خود را بازنگری کنند.

خرازی با بیان اینکه امنیت مهمترین دغدغه بشر امروز است، گفت: اگر می‌خواهید دانشگاه فعال باشد باید امنیت دانشجو فراهم شود و در این مسیر نباید فقط شعار بدهیم چرا که امنیت دانشگاه مهمترین خواست امروز هر دانشجوی فعال سیاسی است.

رئیس شورای مرکزی حزب ندای ایرانیان با اشاره به ورود جهان به مرحله دیگری از واقعه 11 سپتامبر ،‌ گفت: شاهد جنگ‌ها و خشونت‌های بسیاری بر مردم جهان هستیم و تنها راه امید، ماندگاری و ارتقای آگاهی جوامع است،‌ پس نمی‌توان جامعه را محدود کرد و از مردم توقع مجاهدت داشت و نمی‌توان یک جا از حصر سخن گفت و جای دیگر از آزادی ملت‌ها.

 

وی با تأکید بر اینکه دانشجو باید بتواند شفاف سخن بگوید و این امر پایه‌های انقلاب اسلامیرا  مستحکم‌تر می‌کند، افزود: هیچ کس از شفافیت در جامعه ضرر نمی‌کند.

 

خرازی با بیان اینکه کسانی که سخن از حصر اندیشه و بیان می‌زنند خدمت‌گزار به ملک و ملت ایران نیستند و خادم فرهنگ و آزادی اندیشه نخواهند بود، اظهار کرد: خادم تفکر کسی است که دانشجویان در دانشگاه‌ها او را به چالش می‌کشند و او با زبان ادب و متواضع پاسخ می‌دهد.

 

وی با بیان اینکه منظور ما از آزادی بیان چارچوب‌شکنی و بی‌بندوباری نیست، تصریح کرد: ما و همرزمانمان سال‌ها برای کتاب خدا و سنت رسول مجاهدت کرده‌ایم و آرمانمان این است که مردم ایران بتوانند الگوی ملت‌های دیگر در بیان نظراتی باشند که نیاز نسل امروز است.

 

به گزارش ایسنا، خرازی در ادامه این همایش در پاسخ به سوال دانشجویی در مورد منزوی کردن افراط‌گرایان در جامعه امروز، گفت: این امر را نمی‌توان تنها از دولت انتظار داشت، چرا که مردم در انتخابات گذشته به خوبی توانستند تندروان را به تاریخ بفرستند البته دولت هم در برابر انتظارات مردم باید پاسخ شفاف بدهد.

 

رئیس شورای مرکزی حزب ندای ایرانیان همچنین در پاسخ به سوال دانشجوی دیگری که چرا در سخنرانی خود اسم سران فتنه را می‌برید که مخالفت خود را با رهبری اعلام کرده‌اند،‌ خاطرنشان کرد: من قائل نیستم که آقای خاتمی جزو سران فتنه هستند؛ چرا که بیشترین همخوانی فکری در سیاست خارجی و امنیت ملی و مأموریت فرهنگی‌شان را با وجود نازنین مقام معظم رهبری دارند و کسانی که می‌خواهند فاصله ایجاد کنند هدفشان روشن است.

 

خرازی با بیان اینکه خاتمی با مواضع محکم خود نشان داد متعلق به اردوگاه انقلاب، فرزند امام (ره) و برادر و مقلد رهبری است، گفت: معتقدم کسی که رأی مردم را خس و خاشاک دانسته است و کسی که برای اولین بار در کشور بدعت مدیریتی گذاشت و 11 روز در خانه نشست که رهبری را مجبور به امتیازدهی کند فتنه‌گر است.

 

وی با تأکید بر اینکه واقعه 88 را به صورت جدی و منطقی باید آسیب‌شناسی کرد افزود: در کشور ما مطابق قانون فصل‌الخطاب رهبری است و زمانی که  ایشان موضعشان را مشخص کردند بسیاری از معترضان به روند انتخابات طبق دستور رهبری سکوت کردند.

 

خرازی با بیان این عقیده که وجود آقای خاتمی در حیات سیاسی و اجتماعی ایران لازم است، گفت: خاتمی از مبشران و مروجانی است که پیام انقلاب و امام (ره) و دیدگاه‌های رهبری را در سراسر جهان نوید داده است و کشور از حضور ایشان بیشتر می‌تواند بهره ببرد تا غیبتشان.

 

رئیس شورای مرکزی حزب ندای ایرانیان در پاسخ به سوالی در مورد توهین‌های اخیر به وزیر امور خارجه کشورمان ، گفت: ظریف فقط دوست و همکار من نبوده و نیست و من معتقدم جواد ظریف به لحاظ اعتقادی فضیلت‌هایی دارد که خیلی از مدعیان اخلاق که در لباس پیامبر خدا هستند ندارد.

 

وی با بیان اینکه آقای ظریف بچه مسلمانی متدین و بی‌نظیر است، افزود: به لحاظ کاری نیز معتقدم اگر ظریف در ایران متولد نشده بود مطمئناً یکی از نامزدهای دبیرکلی سازمان ملل می‌شد.

 

خرازی با اشاره به اینکه ظریف در اقدامات خود حتی یک گام خلاف نظر رهبری برنداشته است، گفت: به لحاظ کار حرفه‌ای در تاریخ صدساله ایران در حوزه شناخت مسائل بین‌المللی، دیپلماتی را قوی‌تر و مسلط‌تر از جواد ظریف نمی‌دانم.

 

وی با اشاره به اینکه متأسفانه در جامعه امروز به راحتی تهمت و افترا می‌زنند و همه‌مان باید روی خودمان کار کنیم، گفت: در دوره‌ای نیز به من تهمت زدند که قاچاقچی است و متأسفانه امروز این بی‌اخلاقی‌ها را هم در میان رفیقان و هم در میان رقیبان شاهد هستیم.

 

خرازی در پاسخ به گلایه‌های دانشجویی در مورد مشکلات امروز دانشجویان در کشور، گفت: من هم نگرانم که دانشگاه به سمت فروپاشی رود و خدا نکند که این اتفاق بیفتد چون در این صورت استقلال و هویت ایران ما دچار سرخوردگی خواهد شد.

 

رئیس شورای مرکزی حزب ندای ایرانیان در رابطه با سوالی در مورد وعده‌های  روحانی در رابطه با حصر ، گفت: حصر واقعه تلخ امروز کشور ماست و آقای روحانی نیز قول داده‌ بودند در این زمینه اقداماتی انجام دهند و تا آنجایی که من اطلاع دارم این موضوع دغدغه‌شان است و پیگیر آن هستند. اما اولویت اصلی دولت امنیت ملی، مشکلات سیاست خارجی و تهدیدات بین‌المللی بوده و به طور کل موضوع حصر هم پروسه است و هم پروژه که یک‌شبه و با یک دستور قابل حل نیست.

 

خرازی همچنین در رابطه با سوالی در مورد ممنوع‌التصویر و حضور بودن خاتمی، گفت: در زمان دولت آقای احمدی نژاد خودشیرینی‌هایی شد و  به فردی به تذکر داده شده بود مطبوعات را مدیریت کند تا از اصلاحات خبری منتشر نشود، این فرد مصوبه‌ای را بدون تصویب شورای امنیت ابلاغ کرد و طی آن آقای خاتمی ممنوع‌التصویر شدند و این حرکت بدعتی حقوقی بوده که امیدواریم حل و فصل شود و با توجه به اقداماتی که صورت گرفته است ان‌شاءالله به زودی شاهد حل آن خواهیم بود.

روايتي از وقايع 16 آذر 1332

اطراف دانشگاه مملو از التهاب بود. گويا فضاي دانشگاه اطراف و داخل خبر از رويداد مهم تاريخي داشت. ساعاتي از شروع روز نگذشته بود كه مأموران مسلح مستقر در اطراف دانشگاه، وارد حريم دانشگاه شدند و به دانشجويان معترض در دانشكده فني حمله كردند. دانشجويان از درهاي جنوبي و غربي دانشكده خارج شدند. با حمله مأموران تعدادي از دانشجويان غافلگير شدند و با سرنيزه و گلوله هدف قرار گرفتند كه سه نفر از دانشجويان به شهادت رسيدند. تعدادي مجروح و 27 نفر نيز بازداشت شدند...

بيشتر از 50 روز از كودتاي آمريكايي ارتشبد زاهدي نگذشته بود. مردم هنوز درك كودتا برايشان سنگين بود. تظاهرات يكپارچه مردم عليه رژيم كودتا، كم وبيش شكل گرفته بود؛ 16 مهر 1332 بزرگترين راهپيمايي عليه رژيم شكل گرفت. دانشگاه و بازار به طرفداري از تظاهركنندگان اعتصاب كردند. راهپيمايي به قدري سنگين بود كه كودتاچيان وارد معركه شدند و طاق بازار را بر سر بازاريان خراب كردند و دكان‏هاي آنان را به وسيله مزدوران خود غارت كردند.

يك ماه بعد يعني در16 آبان سال 32 كابينه ارتشبد زاهدي و دولت انگلستان براي تجديد روابط ايران و انگليس كه در جريان مليسازي نفت قطع شده بود، مخفيانه شروع به مذاكرات كردند.

در 24 آبان 1332 خبري در بين دانشجويان پيچيد كه قرار است در آذر ماه نيكسون معاون رييس جمهور  وقت آمريكا از طرف آيزنهاور به ايران سفر كند.

از همان ابتدا دانشجويان مخالفت خود را به اين سفر ابراز كردند و در اعلام مخالفت به سفر نيكسون تصميم گرفتند با تجمع از اين سفر جلوگيري كرده و هنگام ورود نيكسون، نفرت و انزجار خود را به دستگاه كودتا نشان دهند. بنا بر اين وقوع تظاهرات هنگام ورود نيكسون حتمي مي‏نمود.

دو روز قبل از آن واقعه تلخ (14 آذر) زاهدي تجديد رابطه با انگلستان را به طور رسمي اعلام كرد و قرار شد كه «دنيس رايت»، كاردار سفارت انگلستان، چند روز بعد به ايران بيايد. از همان روز 14 آذر تظاهراتي در گوشه و كنار به وقوع پيوست كه در نتيجه در بازار و دانشگاه عده‏اي دست گير شدند. اين وضع در روز 15 آذر هم ادامه داشت.

رژيم شاه براي مسلط شدن بر اوضاع و تأمين امنيت سفرنيكسون و همراهانش، نيروهاي نظامي خود را از بامداد روز 16 آذر در اطراف دانشگاه مستقر كرد. دانشجويان هنگام ورود به دانشگاه، متوجه تجهيزات زياد سربازان و اوضاع غير عادي اطراف دانشگاه شدند و وقوع حادثهي مهم را پيشبيني مي‏كردند، بنا بر اين سعي ‏كردند كه با رعايت آرامش، بهانه به دست مأموران ندهند. از اين رو دانشجويان با كمال خونسردي و احتياط به كلاسها رفتند و سربازان رفت و آمدها را زير نظر داشتند. ساعات اول بدون حادثه مهمي گذشت، اما در پي تجمع تعدادي از دانشجويان در دانشكدهها، مأموران با شدت عمل و برخورد شديد به داخل دانشكدهها‏ هجوم بردند؛ در دانشكدههاي پزشكي، داروسازي، حقوق و علوم، تعدادي از دانشجويان را دستگير كردند. بين دستگير شدگان، چند استاد نيز ديده مي‏شد كه به جاي دانشجو مورد حمله قرار گرفته و پس از مضروب شدن به داخل كاميون كشيده شده بودند. از آنجاييكه احتمال وقوع حوادث وخيم‏تري مي‏رفت، لذا براي حفظ جان دانشجويان، رؤساي دانشكدهها، كلاسها را تعطيل كردند و از دانشجويان خواستند كه به خانه‏هاي خود بروند و تا اطلاع ثانوي در خانه بمانند.

دانشجويان نيز به پيروي از تصميم اولياي دانشكده، محوطه دانشگاه را ترك مي‏كردند، ولي هنوز نيمي از دانشجويان در حال خروج بودند كه ناگهان سربازان به بهانه دستگيري دو دانشجوي رشته ساختمان معترض به حضور نظاميان در دانشگاه، به دانشجويان دانشكده فني حمله كردند و براي دست‏گيري آنان وارد كلاس درس مهندس شمس ‏شدند. وقتي مهندس شمس نسبت به حضور نظاميان در كلاس درس خود اعتراض كرد او را با قنداق تفنگ به جاي خود ‏نشانند و حتي با شكنجهي مستخدم دانشكده سعي كردند كه آن دو نفر دانشجو را بيابند. رييس وقت دانشگاه تهران براي جلوگيري از وقوع ناآرامي‏هاي بيشتر، كل دانشگاه را تعطيل اعلام كرد. حضور نظاميان در صحن دانشكده فني باعث شد كه بين نظاميان و دانشجويان، زد و خورد شود. مأموران دانشكده فني را به طور كامل محاصره كرده بودند تا كسي از ميدان نگريزد. آنگاه دسته‏اي از سربازان با سر نيزه از در بزرگ دانشكده وارد شدند.

اكثر دانشجويان پا به فرار گذشتند تا از درهاي جنوبي و غربي دانشكده خارج شوند. در اين گير و دار يكي از دانشجويان شعار داد: «دست نظاميان از دانشگاه كوتاه!»، هنوز صداي او خاموش نشده بود كه رگبار گلوله باريدن گرفت و چون دانشجويان فرصت فرار نداشتند به كلي غافلگير شدند و در همان لحظه اول تعدادي از دانشجويان هدف گلوله قرار گرفتند. هنگام فرار تعدادي از دانشجويان از روي پله‏ها افتادند و نتوانستند خود را نجات دهند، مهندس مصطفي بزرگ نيا به ضرب سه گلوله از پا درآمد. مهندس مهدي شريعت رضوي كه هدف گلوله قرار گرفته و به سختي مجروح شده بود بر روي زمين مي‏خزيد و ناله مي‏كرد، دوباره هدف گلوله قرار گرفت. احمد قندچي هم كه حتي يك قدم به عقب برنداشته بود، گلوله سينه او را شكافت. بعد از پايان درگيري‏ها، او هنوز زنده مانده بود. اما مأموران اجازه نميدادند تا مجروحان را به بيمارستان برسانند. سرانجام پس از چند ساعت او را به يكي از بيمارستان‏هاي نظامي تهران منتقل كردند. در حالي كه در درگيري‏ها لوله شوفاژ در مقابل احمد قندچي تركيد بود و آب جوش تمام سر و صورت او را به شدت مجروح كرده بود با اين حال مسئولان بيمارستان از مداوا و حتي تزريق خون به او خودداري كردند و 24 ساعت بعد او مظلومانه به شهادت رسيد. بعد از شهادت، مأموران شاه او را مخفيانه در مسگر آباد دفن كرده‏اند و به خانوادهاش گفتند كه او را در كنار مرقد شريعت رضوي و بزرگ نيا در امام زاده عبدالله به خاك سپردهاند.»

خبر واقعه 16 آذر به سرعت در تمام تهران پخش شد. در روز 17 آذر تمام دانشگاه‏هاي تهران و اغلب شهرستان‏ها در اعتصاب كامل به سر بردند؛ حتي بسياري از دبيرستان‏ها هم با تعطيل كردن مدرسه خود هم دوش دانشگاهيان در تظاهرات عليه فجايع 16 آذر و سفر نيكسون به تهران شركت كردند.

عوامل حكومت براي كم رنگ كردن واقعه 16 آذر، اقدام به سفسطهكاري كردند و در پاسخ به خبرنگاران گفتند: «دانشجويان براي گرفتن تفنگ سربازان حمله كردند و سربازان نيز مجبور به شليك تيرهايي به هوا شدند و به طور تصادفي سه نفر دانشجو كشته شدند.» در همان روزها يكي از روزنامهها نوشت: «اگر تيرها هوايي شليك شده، پس دانشجويان پر درآورده و خود را به گلوله زدند!»

رژيم براي اين كه واقعه 16 آذر زودتر از يادها برود از برپايي مراسم يادبود شهدا جلوگيري كرد. درست روز بعد از واقعه 16 آذر، نيكسون به ايران آمد و در همان دانشگاهي كه هنوز به خون دانشجويان بيگناه رنگين بود، دكتراي افتخاري حقوق دريافت كرد. صبح ورود نيكسون يكي از روزنامه‏ها در سر مقاله خود تحت عنوان «سه قطره خون»، نامه سرگشاده‏اي به نيكسون نوشت. در اين نامه سرگشاده ابتدا به سنت قديم ايراني‏ها اشاره شده بود كه «هرگاه دوستي از سفر مي‏آيد يا كسي از زيارت بازميگردد و يا شخصيتي بزرگ وارد مي‏شود، ما ايرانيان به فراخور حال در قدم او گاوي و گوسفندي قرباني مي‏كنيم.» آنگاه خطاب به نيكسون گفته شده بود كه «آقاي نيكسون! وجود شما آن قدر گرامي و عزيز بود كه در قدوم شما سه نفر دانشجو از بهترين جوانان اين كشور يعني دانشجويان دانشگاه را قرباني كرده اند.»

 

 منابع:

1- خاطرات شهيد چمران

2- روزنامه كيهان آذر 58

3- روزنامه اطلاعات آذر 58

4- روزنامه جمهوري اسلامي آذر 58

 

 

دانشكده فنى در سرخط خبرها . . .

صورت مجلس استادان‏ دانشكده فنى‏

جريان روز دوشنبه 16/8/1332

 

در حدود پانزده دقيقه از جلسه دوم صبح گذشته بود (10 و پانزده دقيقه) كه اطلاع رسيد، عده‏اى سرباز مسلح قصد ورود به‏كلاس دوم الكترومكانيك را داشتند و استاد كلاس درس آقاى مهندس شمس ملك‏آراء خواهش نمودند كه كسى حق ندارد وارد كلاس درس بشود، مگر با كسب اجازه قبلى از رييس دانشكده. سربازان بدون توجه به اين مطلب به جبر و عنف در كلاس را باز كرده و دو نفر از دانشجويان كلاس را مورد ضرب قرارداده و آنها را از كلاس بيرون بردند. در برابر اين عمل بى‏سابقه و با توجه به اين اصل كه احترام كلاس درس و حفظ شئون فرهنگى و دانشگاهى بر همه واجب است و به اين ترتيب شديداً هتك احترام شده براى احتراز از پيش آمدهاى ناگوارترى بهناچار زنگ تعطيل كلاسها نواخته شد و استادان بتدريج از كلاس درس بيرون آمده و در اطاق معاونت دانشكده جمع شدند. ناگهان صداى شليك مسلسل دستى شنيده شد و وضع بحرانى عجيبى پيش آمد و بعد خبر رسيد كه چند نفر از دانشجويان هدف گلوله قرار گرفته و در سرسراى دانشكده افتاده و خون از آنها جارى است. شنيدن اين خبر و تجسم وضعيت براى كليه استادان حاضر كه اين صورت جلسه را امضاء مى‏نمايند موجب نهايت تأسف و تأثر گرديد و در اين لحظه كه صورت جلسه امضاء ميشود ساعت‏11:34 صبح است و هنوز وضع خاصى در دانشكده حكمفرما است.

[امضاها] مهندس اصفياء، مهندس گوهريان، دكتر افشار، مهندس مشايخى، زاهدى، مهندس رخشانى، عصار، دكتر احمد يلدا، ژرژ، سيد احمديان، سنجابى، فتح‏اللَّه فتاحى، دكتر رحمتى، مهندس خليلى، دكتر عابدى.

 

 

گواهى پزشكى قانونى‏

 

علت فوت سه نفر دانشجويان دانشگاه از طرف اداره پزشكى قانونى چنين تشخيص داده شده است:

1. مصطفى بزرگ‏نيا دانشجوى دانشكده فنى بر اثر يك گلوله كه از طرف راست سينه وارد شده و از زير بغل چپ او خارج گرديده، فوت كرده است. براثر اين گلوله استخوان بازوى وى بكلى خرد شده و خونريزى زياد باعث مرگ وى گرديده است. بر پشت شانه راست مقتول نيز اثر زخم سرنيزه ديده مى‏شود كه تا 15 سانتيمتر زير پوست فرو رفته بود.

2. مهدي شريعت رضوى دانشجوى مقتول ديگر فقط به‏علت زخم سرنيزه فوت كرده است. سرنيزه استخوان ران راست وى را به‏كلى خرد كرده و شريانها را پاره نموده و در نتيجه خونريزى زياد مجروح درگذشته است. يك گلوله نيز به‏دست راست وى اصابت كرده كه جلدى بوده و نمى‏توانسته باعث مرگ باشد.

3. مقتول ديگر احمد قندچى نام دارد و به‏علت اصابت گلوله‏اى كه وارد شكم وى گرديده و احشاء داخلى را پاره نموده درگذشته است.

ديروز و امروز اداره پزشكى قانونى با حضور نماينده دادسراى نظامى اجساد را معاينه كرد، ولى هنوز گزارش رسمى در اين زمينه تهيه نگرديده است.

 روزنامه اطلاعات، سه‏ شنبه 17 آذر 1332

 

گزارش هيئت بررسى مأمور از سوى رييس دانشگاه‏

 

در گزارشى كه امروز از طرف هيأت مأمور تحقيقات به رييس دانشگاه تهران داده شد، وقوع حادثه چنين ذكر شده است:

«مقارن ساعت 9:30 روز 16 آذرماه عده‏اى از دانشجويان دانشكده فنى در كريدور دانشكده ايستاده و مشغول گفت‏وشنود بودند. در اين ضمن دو نفر از دانشجويان از پشت پنجره دو نفر از مأموران انتظامى را كه در بيرون دانشكده فنى مشغول گشت بودند تمسخر نمودند. مامورين از اين جريان عصبانى شده و به‏وسيله سرگروهبان خود در صدد تعقيب دانشجويان برآمده و دانشجويان نيز از موقعيت تشكيل كلاسها استفاده كرده و به داخل كلاس مى‏روند. مأمورين هم بهدنبال آنان وارد كلاس شده و خواستار تحويل آنان مى‏شوند.

در اين موقع وضع كلاس و دانشكده متشنج شده از طرف اولياى دانشكده زنگ زده مى‏شود و مأمورين دو نفر دانشجوى مورد نظر را دستگير و مضروب مى‏نمايند.

در اين موقع كه كليه دانشجويان در كريدور طبقه اول دانشكده اجتماع نموده بودند زماني كه مأمورين انتظامى وارد مى‏شوند. يكى از دانشجويان شعار مى‏دهد، چون مأمورين درصدد متفرق‏كردن دانشجويان برمى‏آيند، دانشجويان به‏طرف ديگر كريدور فرار مى‏كنند.

در اين موقع از آن سمت چند سرباز مسلح به مسلسل دستى با دانشجويان برخورد مى‏كنند و سربازان كه دچار وحشت شده بودند، شروع به تيراندازى مى‏نمايند كه در نتيجه آن سه نفر مقتول و عده‏اى مجروح مى‏شوند.»

                             روزنامه اطلاعات، چهارشنبه 18 آذر 1332

 

اعلاميه دولت‏

 

«دولت از واقعه غيرمنتظره‏اى كه روز دوشنبه در دانشگاه تهران پيش آمد، متأسف و متأثر مى‏باشد و دستور داده است مرتكبين و محركين حقيقى اين واقعه را معلوم و تحت تعقيب قرار دهند.

دانشجويان كه فرزندان گرامى ما هستند، به‏خوبى مى‏دانند كه دانشگاه محيطى منزّه براى ملت ايران مى‏باشد. مخصوصاً براى دولت كه مسئول تربيت نسل آينده است. ولى متأسفانه عده معدودى بى‏وطن كه همه چيز ما را مى‏خواهند بر باد دهند و براى ما نه دانشگاه باقى بگذارند نه دانشجو، در اين مكان رخنه كرده و آنجا را سنگر تظاهرات خيانت‏آميز قرار داده و سربازان يعنى برادران شما كه شب و روز همه چيز را بر خود حرام نموده تا آسايش شما را به قيمت جان خود تأمين و در نتيجه براى مملكت استقلال و براى شما آزادى تحصيل و پيشرفت فرهنگ را فراهم سازند، مى‏نمايند. دولت موظف است با نهايت جديت وسائل تحصيل و پيشرفت فرهنگ را فراهم سازد و مخصوصاً نسبت به دانشگاه و دانشجويان كمال علاقه را دارد.

بدينوسيله بهاطلاع آن عده معدود ميرساند كه با كمال قدرت از اقدامات مضره آنها جلوگيرى و دانشگاه را محيطى آرام و آماده براى تحصيل و تربيت مردان آينده ايران خواهد نمود.»

          روزنامه اطلاعات، پنجشنبه 19 آذر 1332

 

اعلاميه دانشگاه‏

 

عصر ديروز شوراى رؤساى دانشكده‏ها مجدداً تشكيل يافت. در تعقيب مذاكرات جلسه صبح درباره حادثه صبح دانشگاه صحبت به‏عمل آمد و پس از چند ساعت شور و مذاكره اعلاميه‏اى به شرح زير صادر كردند: «دانشگاه تهران در عين بى‏طرفى كامل در امور سياسى و با نهايت علاقه‏مندى به‏حفظ نظم و آرامش در محيط دانشگاه، از واقعه روز 16 آذر كه برخلاف انتظار در دانشكده فنى روى داده متاسف مى‏باشد و اميدوار است با اطمينانى كه از طرف مقامات مربوطه داده شده است، موضوع دقيقاً رسيدگى شود. از همه دانشجويان و كاركنان دانشگاه انتظار دارد كه براى حفظ استقلال و احترام دانشگاه دقت نمايند تا نظاير اين واقعه تكرار نگردد.

دانشگاه به بازماندگان سه نفر دانشجويى كه در اين قضيه از ميان رفته‏اند، تسليت مى‏گويد.»

 

روزنامه اطلاعات، پنجشنبه 19 آذر 1332

 

تعدادي از اسناد دفتر نخست وزيري سالهاي پس از 16 آذر 32

تلفنگرام ساواك‏ 16/9/1349

از ساعت هشت روز جارى دانشجويان دانشكده‏هاى مختلف دانشگاه تهران به تدريج با ارائه كارت تحصيلى وارد دانشگاه شده و به دانشكده‏هاى مربوطه مراجعه نموده و اكثر كلاسها تشكيل شده بود. لكن از ساعت 9:50 دانشجويان دانشكده فنى كلاس‏ها را تعطيل و حدود 60 نفر از آنان با دادن شعار «اتحاد، مبارزه، پيروزى - تو اگر بنشينى من اگر بنشينم چه كسى برخيزد» به طرف دانشكده علوم رفته و با تعطيل‏كردن كلاسهاى آن به دانشكده ادبيات مراجعه نموده‏اند.

[در حاشيه سند با دست نوشته شده‏] براى ملاحظه جناب آقاى نخست وزير تقديم شود.

[امضا] هادى هدايتى‏

 

تلفنگرام ساواك‏ 23/9/1349

در ساعت 10:30 حدود 150 نفر از دانشجويان دانشگاه تهران از سمت دانشكده فنى با دادن شعارهايى از قبيل «ويران شود آنجا كه پليس را گذر افتد- شرط تشكيل كلاس، آزادى ياران ماست- اتحاد، مبارزه، پيروزى- زندانيان ما را اگر آزاد نسازيد تا آخرين دقايق از پا نمى‏نشينيم-تا آخرين نفس تا آخرين نفر، كوشيم و بشكنيم ديوار اين قفس- ياران به ما ملحق شويد» به سمت دانشكده ادبيات آمدند و عده جمعيت آنها در حدود 400 نفر است و تصميم دارند به دانشكده علوم حركت كنند.

 

تلفنگرام ساواك‏

بعد از ظهر روز 7/3/1351 يك برگ آگهى مبنى بر دعوت دانشجويان به عدم حضور در كلاس درس به‏عنوان اعتراض به اعدام بديع‏زادگان، مربى دانشكده فنى، در دانشكده مذكور نصب شده بود. متعاقب آن از ساعت 8:30 روز جارى 100 نفر از دانشجويان دانشكده فنى در كلاس حاضر نشده و تا ساعت 9:30 از چهارده كلاس دانشكده مذكور هفت كلاس با تعداد كمى دانشجو تشكيل شده است و حدود 120 نفر در جلوى دانشكده فنى اجتماع و شعارهاى زير را مى‏دهند: «جلاد ويت‏كنگ، جلاد فلسطين، نيكسون كثيف برو گم شو- ايران مال ايرانى است- استاد خوب ما را زير شكنجه كشتند، بر پا اى هموطن.» [در حاشيه:] خيلى فورى به عرض جناب آقاى نخست وزير برسانيد.

هادى هدايتى‏

[مهر:] به استحضار جناب آقاى نخست وزير رسيد.

 

خبر رسيده از دانشگاه تهران‏ 14/11/1351

صبح روز جارى چند نفر از دانشجويان دانشكده فنى توانسته‏اند با رييس دانشكده ملاقات و درباره از سرگرفتن برنامه‏هاى درسى و بازشدن دانشكده صحبت نمايند. رييس دانشكده به عنوان نصيحت به آنها گفته است كه دست از شلوغ‏بازى و بى‏نظمى برداشته و بگذارند امور درسى پيشرفت كند و تذكر داده است كه تلاش شما بيهوده است و دولت و دستگاههاى انتظامى هرگونه بى‏نظمى را سركوب خواهند نمود و ما نيز ناچار خواهيم شد براى يك سال دانشكده را تعطيل نماييم و در نتيجه از هر لحاظ به زيان شما خواهد شد. دانشجويان تقاضا كرده‏اند، دانشجويان زندانى را آزاد كنيد تا ما با آنها امتحان بدهيم و در غير اين صورت حاضر به دادن امتحانات نخواهيم شد.

منبع دانشگاهى استنباط خود را به عرض مى‏رساند: «بزرگترين بهانه دانشجويان براى نرفتن سر كلاس و ندادن امتحان همين مسئله آزاد شدن دانشجويان زندانى است و امكان دارد بعد از روز 15/11/51 كه دانشكده فنى و دانشكده حقوق شروع به كار خواهند كرد باز هم دانشجويان بهانه آزادشدن زندانيان را پيش بكشند و تظاهرات به راه اندازند.»

[در حاشيه پايين‏ نامه] جناب نهاوندى.

 

خبر رسيده از دانشكده فنى دانشگاه تهران‏ 27/3/1352

ساعت 10 صبح در كتابخانه دانشكده فنى تعدادى از دانشجويان كه براى مطالعه كتاب آمده بودند ك دقيقه سكوت برقرار نمودند. بعد از ظهر نيز اعلاميه‏اى به اين شرح روى يكى از ديوارهاى ساختمان قديم دانشكده چسبانيده‏اند: «ساعت 10 امروز در كتابخانه دانشكده فنى به خاطر شهادت رضا رضائى كه در برخورد مسلحانه شهيد شده يك دقيقه سكوت اعلام گرديد.»

 

خيلى محرمانه‏ - وزارت علوم و آموزش عالى‏ دفتر وزير

گزارش وضع دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالى‏

امروز صبح 4/3/53 طى چهار برگ اعلاميه دستنويس كه در دانشكده فنى دانشگاه تهران نصب شده بود از دانشجويان دعوت شده بود كه ساعت 9 در سرسراى دانشكده جمع شوند و به خاطر بزرگداشت شهيدان يك دقيقه سكوت كنند. در رأس ساعت مقرر، حدود 20 نفر جمع شده و يك دقيقه سكوت كردند. چند شعار درود به پرويز پويان و رحمت پيرو نظرى داده شد و متفرق شدند.

اقدامات انجام شده: دستور داده شد در شناسايى نويسندگان و شعاردهندگان همكارى كنند.

ساير دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالى جريان عادى خود را طى مى‏كنند.

 

خيلى محرمانه‏ -گزارش از دانشكده فني دانشگاه تهران

در ساعت 9 صبح روز 29/3/1353 شعار مضره زير در توالت طبقه اول و دوم ساختمان دانشكده فنى دانشگاه تهران مشاهده شد كه محو گرديد: «وحدت تشكّل ما ضامن پيروزى ما در كسب منافع حقه آموزشى‏مان مى‏باشد. اتحاد، مبارزه، در پيشبرد منافع آموزشى بكوشيم. با اتحاد و همبستگى خود برنامه‏هاى خائنانه آموزشى را عقيم سازيم. درود بر دانشجويان مبارز، مرگ بر ...(در اصل گزارش ساواك به جاي كلمه ي مورد نظر شعار، سه نقطه گذاشته شده است) جلاد و مزدوران ساواك.»

حدود 150 نفر از دانشجويان دانشكده فنى در طبقه همكف آن دانشكده اجتماع و به مدت سه دقيقه سكوت نموده و چند بار شعار داده و سپس متفرق گرديده‌‌اند. لذا در مورد شناسايى محركين، به عوامل نفوذى آموزش داده شده است.

 

خاطرات مهندس احمد جهانشاهى از واقعه 16 آذر

 

صبح شانزدهم آذر بعد از زنگ تفريح اول، در كلاس دوم عمومى دانشكده فنى بوديم. آقاى مهندس شمس، استاد نقشه‏بردارى، طبق عادت با حرارت راجع به پپمايش و مثلث‏بندى بحث مى‏كرد. ده دقيقه‏اى كه از شروع كلاس گذشت، ناگهان درِ كلاس به‏شدت باز شد و چند سرباز مسلح مستخدم دانشكده را به داخل كلاس راندند. سرگروهبانشان پشت هم مى‏پرسيد:«كيا بودن؟ كيا بودن؟»

مهندس شمس هم مثل همه ما با دهان باز، هاج و واج مانده بود كه موضوع چيست. بيچاره مستخدم از ترس مثل جوجه‏هاى سرمازده در وسط كلاس كز كرده بود و داشت از ترس سكته مى‏كرد.

بعدها براي ما روشن شد كه موضوع چه بوده است. گويا در زنگ تفريح، دانشجويانى از پشت پنجره كلاس دوم عمومى براى سربازهايى كه در خيابان دانشگاه راه مى‏رفته‏اند شكلك درآورده‏اند؛ مى‏گويم «گويا»، چون ممكن است اين بهانه را تراشيده باشند. روز شانزدهم آذر قرار بود جناب نيكسون به پشتيبانى از رژيم شاه و پاسداشت دسته گلهايى كه آن جناب ديگر، «كرميت روزولت»، به آب داده بود، فاتحانه وارد تهران شود. از چند روز پيش، قواى مسلح وارد دانشگاه تهران شده بودند و در تمام خيابانهاى اصلى و فرعى افراد مسلحِ دژبانى و گارد گشت‏زنى و پاسدارى مى‏كردند.

با توپ و تشر سرگروهبان، مستخدم به سه نفردانشجو از مكانهاى مختلف كلاس اشاره كرد. آقاى مهندس شمس در ميان بهت و حيرت كلاس به سرگروهبان نسبت به ورود او و دستگيرى دانشجويان اعتراض كرد، اما سرگروهبان بدون اعتنا به استاد، همراه سربازها و سه اسير خود از كلاس خارج شدند.

بعد از چند لحظه از شوك بيرون آمديم. مهندس شمس كلاس را با عجله ترك كرد و ما هم به دنبال او بيرون آمديم. اين جمع هفتاد، هشتاد نفره در سرسراى دانشكده فنى در گروههاى سه چهار نفره راجع به اين دستگيرى مشغول حدس و گمان شديم. طفلك مستخدم هم در اين ميان متهم به خبرچينى و جاسوسى شده بود.

يكى از دانشجويان به كلاس اول عمومى كه دكتر جمال افشار مشغول تدريس در آن بود، رفت و پس از كسب اجازه از استاد، جريان دستگيرى را به اطلاع كلاس رساند. دكتر از اينكه كلاس درسش دچار وقفه شده بود، به‏شدت ناراحت شد. با اين همه، دانشجويان كلاس ايشان هم به جمع سرسراى دانشكده پيوستند. گفتنش خالى از لطف نيست كه همان كلاس دوم عمومى به نام جمال افشار نامگذارى شده است.

 مهندس شمس رييس و معاون دانشكده را از ماجرا خبردار كرد. دكتر عابدى كه در آن زمان معاون دانشكده بود زنگ را به صدا درآورد. دانشجوها در سرسراى ورودى و راهروها تجمع كردند.

من كنار ستونى جلو در ورودى با چند دوست مشغول بحث بودم. نزديك در ورودى، «مصطفي بزرگ‏نيا» معركه گرفته بود. بزرگ‏نيا جوانى خوش‏سيما و خوش‏صحبت بود به همين دليل هميشه در اطرافش عده‏اى مشتاق حضور داشتند و او براي آنها صحبت ميكرد. (بزرگ‏نيا در همان سال يا سال پيش از آن، در فيلمى به نام«اشتباه» بازى كرده بود.)

پس از چند دقيقه، يك استوار و عده‏اى سرباز وارد سرسراي دانشكده شدند. تفنگ و مسلسل به دست، پشت به در ورودى و رو به دانشجويان، با حالتى تهديدآميز گارد گرفتند و گلنگدن تفنگ را كشيدند.

در همين لحظات تعليق و سكوت پر از نگرانى كه گويى زمان از حركت ايستاده بود، يكى از دانشجويان در كريدور جنوبى با صداى بلند شعارى به مضمون «دست نظاميان از دانشگاه كوتاه!‏» يا چيزى نظير آن سرداد. هنوز شعار به انتها نرسيده بود كه صداى رگبار بلند شد.  گويا دستور تيراندازى هوايى بوده، چون اكثر گلوله‏ها به بالاى ديوارها اصابت كرده بودند، اما متأسفانه يكى از سربازها دستور را بالا و پايين كرده بود. شايد او درست شنيده و ديگران عوضى فهميده بودند، اما وجدانشان اجازه كشتار دانشجويان را نداد و سر لوله تفنگ را به سمت بالا گرفتند.

 شايد در كمتر از ده ثانيه، سرسرا تخليه شد و هركس از اولين مفّرى كه در دسترس بود از مهلكه در رفت يا در گوشه‏اى پنهان شد. مرحوم مصطفى چمران بعدها برايم تعريف كرد كه در آن لحظه به داخل كتابخانه گريخت و خود را بين كتابها مخفى كرد. اگرچه تيراندازى ادامه نيافت، من پشت ستون پناه گرفتم.

حدود بيست نفر ديگر هم پشت ستونها مانده بودند. سربازها به دستور سرگروهبان در سالن پخش شدند ما. را با دست بالاي سر از پشت ستونها بيرون كشيدند. از پشت ستون كه بيرون آمدم متوجه شدم دو دانشجو نزديك در ورودى افتاده‏اند؛ نفر جلوتر بزرگ‏نيا بود كه بى‏حركت روى زمين افتاده و به احتمال زياد در جا شهيد شده بود. اما آن يكى ديگر كه دورتر بود و نمى‏توانستم تشخيص بدهم كيست، از درد به خود مى‏پيچيد و تنها هنگامى كه سربازى حين عبور از كنار او دستش را كه براى تقاضاى كمك بلند كرده بود گرفت و كشيد، صورتش را ديدم كه شريعت رضوى بود. هيچ‏گاه صورت رنگ‏پريده و منقبض و خط پهن خون را كه از كشيدن او روى كف سنگىِ سالن به جا ماند فراموش نمى‏كنم. سرباز هم يك مترى كه او را كشيد متوجه وضع او شد، او را به حال خود رها كرد و ما را به جلو راند.

 كامانكارى جلو در منتظرمان بود. ما را گوسفندوار در آن چپاندند و به دفتر حفاظت ركن دو ارتش، كنار دانشكده هنرهاى زيبا، حمل كردند. از سال پيش، به دنبال حركتهاى سياسى دانشجويان در داخل دانشگاه، ركن دو ارتش دفتر حفاظتى ايجاد كرده بود كه تحركات دانشجويان را زير نظر داشت. شخص مرئىِ اين دفتر فردى معروف به «بيژن خان» بود. بسيارى از دانشجويان سروكارشان با اين شخص كه اغلب در اطاقك نگهبانى جلوى در دانشگاه كارتهاى دانشجويى را كنترل مى‏كرد، افتاده بود.

بعد از اينكه ما را در اطاق حفاظت به خط كردند و يك ربعى گذشت، بيژن خان وارد شد و در حين سان ديدن از حاضران، مشغول عتاب شد. همچنان كه مشغول فحاشى و اهانت بود، چشمش به يكى از دانشجويان كه گويا در قديم همسايه‏اش بوده، افتاد. مشغول ملامت او بود كه يكباره به سمت نفر بغل دستي او پيچيد و سيلى محكمى بيخ گوش او خواباند. طرف كه غافلگير شده بود، شروع به اعتراض كرد. بيژن خان هم براى نفس‏گيرى سنگ تمام گذاشت و تمام عقده‏هاى خود را سر او خالى كرد.

تا غروب آن‏جا بوديم و به نوبت سين‏جيم مى‏شديم. شب ما را به پادگان جى بردند و جمع بيست‏ويك‏نفره ما را در اطاقكى حدود يك و نيم در سه متر، كه نيمى از طول آن سكويى تقريباً به بلندى ميز تحرير بود، فرستادند و به هر كداممان يك پتوى سربازى دادند. در سرماى آخر آذرماه و رطوبت طويله، مجبور بوديم تنگ هم و نشسته بخوابيم. بعد از دو روز رفته‏رفته بستگان مطلع شدند كه ما در كجا هستيم و با پارتى‏بازى و آشنا تراشيدن سبب تعويض طويله و رساندن پتو و ساير مايحتاج به ما شدند.

در روزهاى اول، شايعات درباره تعداد كشته‏شدگان زياد بود، اما سرانجام در همان زندان كه بوديم، خبر دقيقتر رسيد كه حاصل حمله مأموران حكومت شاهنشايي، به شهادت رسانيدن سه دانشجوى سال اول دانشكده ما به نامهاى مصطفي بزرگ‏نيا، مهدي شريعت‏رضوى و احمد قندچى بود كه پيش پاى آقاى نيكسون قربانى شدند.

 

گردآوري: توسط معاونت سیاسی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها

 

radio button چرا ۱۶ آذر «روز دانشجو» نام گرفت؟ 

حادثه از این قرار بود که دولت مصدّق که نفت را، منبع ثروت ملّی کشور را از چنگ انگلیسی‌ها و از دست انگلیسی‌ها با کمک افرادی که بودند -مرحوم آیت‌الله کاشانی و دیگران- توانست خارج کند، یک اشتباه تاریخی انجام داد و آن تکیه‌ی به آمریکا بود.

 

 در مقابلِ دشمنی انگلیس‌ها، فکر کرد باید یک پشتیبانی در عرصه‌ی بین‌المللی داشته باشد، این پشتیبان آن روز از نظر او آمریکا بود؛ به آمریکایی‌ها اعتماد کرد؛ امید او به آمریکایی‌ها بود. از این خوش‌بینی و ساده‌اندیشی، آمریکایی‌ها استفاده کردند، [کودتای‌] بیست‌وهشتم مرداد را به راه انداختند.

 

 یک مأمور آمریکایی با نام و نشان مشخّص که کاملاً مضبوط [است] و ما می‌شناسیم، میدانیم -اسمش هم در تاریخ هست- بلند شد آمد اینجا؛ آمریکایی بود، رفت در سفارت انگلیس یا در سفارت یک کشور غربی یا شاید هم کانادا مستقر شد و پولی را که آورده بود تقسیم کرد، افرادی را با خودش همراه کرد؛ عناصر و عوامل داخلی خائن هم وجود داشتند؛ کودتای بیست‌وهشتم مرداد را راه انداخت و همه‌ی زحماتی را که ملّت ایران در ظرف دو سه سال -دوران ملّی شدن صنعت نفت- کشیده بودند، بر باد داد.

 

مصدّق را هم گرفتند، بردند زندانی کردند و محمّدرضای پهلوی را که از ایران فرار کرده بود، برگرداندند، به سلطنت نشاندند؛ و ۲۵ سال از سال ۳۲ تا سال ۵۷ این ملّت، زیر یوغ حکومت تحمیلی و وابسته‌ی پهلوی به انواع خفّتها، انواع فشارها، انواع سختی‌ها مبتلا شد؛ آمریکایی‌ها [این کار را] کردند»

 

ارتباط نزدیک میان کودتای ۲۸ مرداد و۱۶ اذر

 

اما چرا از کودتای 28 مرداد گفتیم، زیرا ارتباط بسیار نزدیکی میان این کودتای آمریکایی علیه ملت ایران و واقعه 16 آذر سال 32 وجود دارد.

در 16 آذر سال 32 در واقع هنوز 4 ماه از این کودتای ننگین نگذشته بود که نیکسون معاون رئیس جمهور آمریکا با نهایت پررویی به ایران فرستاده می شود تا برخی امور را پیگیری و نیز در دانشگاه تهران سخنرانی کند.

همزمان با حضور وی دانشجویان ضد استکبار ما که هنوز خاطره تلخ و رنج بزرگ کودتای 28 مرداد را در دل داشتند از این حضور بی شرفانه خونشان به جوشش می افتد و علیه این حرکت قیام می کنند.

اینجاست که عوامل سفاک رژیم ستمشاهی در حمایت از معاون رئیس جمهور آمریکا و مسکوت کردن صدای اعتراض دانشجویان آگاه ما دست به اسلحه می برند و با خون 3 تن از این دانشجویان زمین دانشگاه را رنگین می کنند و آنها را به خاک و خون می کشند.

 

باید یک دانشجو را شقه کرد و جلوى درب دانشگاه آویخت

 

 فردای آن روز در جو خفقان و وحشت، نیکسون به دانشگاه تهران می آید و از دست قاتلان «دکترای حقوق» دریافت می کند.

در همین روز یکى از دربان‏هاى دانشگاه شنیده بود که تلفنى به یکى از افسران گارد مستقر در دانشگاه دستور مى‏رسد «باید یک دانشجو را شقه کرد و جلوى درب بزرگ دانشگاه آویخت تا عبرت همه شود و هنگام ورود میهمانان خارجى صداها خفه گردد و جنبنده‏اى نجنبد.»

رگبار گلوله باریدن گرفت و چون دانشجویان فرصت فرار نداشتند به کلی غافل گیر شدند و در همان لحظه اول عده زیادی هدف گلوله قرار گرفتند. به خصوص که بین محوطه مرکزی دانشکده فنی و قسمت‏های جنوبی، سه پله وجود داشت و هنگام عقب نشینی عده زیادی از دانشجویان روی پله‏ها افتاده، نتوانستند خود را نجات دهند، مصطفی بزرگ نیا به ضرب سه گلوله از پا درآمد.

مهندس مهدی شریعت رضوی که ابتدا هدف قرار گرفته به سختی مجروح شده بود بر زمین می‏خزید و ناله می‏کرد، و دوباره هدف گلوله قرار گرفت.

احمد قندچی حتی یک قدم هم به عقب برنداشته و در جای اولیه خود ایستاده بود و از گلوله باران اول مصون مانده یکی از جانیان «دسته حاجیباز» با رگبار مسلسل سینه او را شکافت.

 

 تولد «مرگ بر آمریکا»

 

همزمان با بروز این ناآرامى‏ها بود که روز ۱۷ آذر براى ورود نیکسون معاون رییس جمهور امریکا به تهران تعیین و اعلام شد.

پیش از این در ۲۴ آبان همان سال اعلام شده بود که نیکسون از طرف آیزنهاور رییس جمهورى ایالات متحده و به دعوت رسمى دولت ایران به تهران می ‏آید.

نیکسون در واقع به ایران می ‏آمد تا نتایج تحولات اخیر را که به تعبیر آیزنهاور «پیروزى سیاسى امیدبخشى را در ایران نصیب قواى طرفدار تثبیت اوضاع و قواى آزادى نموده است» ببیند.

در این میان و با آشکار شدن نقش مداخله‌جویانه ایالات متحده امریکا در تمهید مقدمات سرنگونى دولت مصدق، این دولت خارجى که پیش از این با شعار کمک به گسترش آزادى و پیشرفت اقتصادى و مقابله با گسترش نفوذ کمونیسم، توانسته بود روابط خوبى را به دور از قضاوت منفى افکار عمومى با دولت ایران برقرار نماید، براى اولین بار به عنوان یک «نیروى مداخله‌جوى منفور» نزد افکار عمومى درآمد و اینجا اولین تولد «مرگ بر آمریکا» بود.

امریکایی ‏ها که به دنبال جاى پاى محکم‏ترى در ایران مى‏گشتند و در قرارداد کنسرسیوم نفتى در پى سهم بیشترى بودند به سرعت مورد قضاوت افکار عمومى ایران قرار گرفتند و البته با توجه به روابطه حسنه دولت سپهبد زاهدى با دولت امریکا و نیز سابقه عدم همکارى قبلى این دولت در حل مشکلات مالى دولت دکتر مصدق قضاوت افکار عمومى نمی توانست مثبت باشد.

در روز ۱۷ آذر همزمان با ورود نیکسون به تهران تمام دانشگاه‏هاى پایتخت در اعتصاب کامل به سر مى‏بردند و وقتى که نیکسون براى دریافت دکتراى افتخارى حقوق در دانشکده حقوق و علوم سیاسى دانشگاه تهران حاضر شد یکى از مطبوعات در سر مقاله خود با عنوان «سه قطره خون» در قالب نامه سرگشاده‏اى خطاب به نیکسون، ضمن اشاره به سنت مهمان‌نوازى ایرانیان و رسم سر بریدن یک قربانى در پیش قدم مهمان، نوشته بود: «آقاى نیکسون! وجود شما آن قدر گرامى و عزیز بود که در قدوم شما سه نفر از بهترین جوانان این کشور یعنى دانشجویان دانشگاه را قربانى کردند».

 

۱۶ آذر متعلق به دانشجویان ضد نیکسون و ضد آمریکاست

 

رهبر معظم انقلاب می فرمایند: «جنبش دانشجوئی خصلت و خاصیتش در کشور ما لااقل اینجور است - شاید در خیلی از کشورهای دیگر هم باشد - که ضد استکباری، ضد سلطه، ضد دیکتاتوری و طرفدار عدالت است.

شروع این حرکت یا مقطع شناخته شده‌ی این حرکت، همین ۱۶ آذر است

.
جالب است توجه کنید که ۱۶ آذر در سال ۳۲ که در آن سه نفر دانشجو به خاک و خون غلتیدند، تقریباً چهار ماه بعد از ۲۸ مرداد اتفاق افتاده؛ یعنی بعد از کودتای ۲۸ مرداد و آن اختناق عجیب - سرکوب عجیب همه‌ی نیروها و سکوت همه - ناگهان به وسیله‌ی دانشجویان در دانشگاه تهران یک انفجار در فضا و در محیط به وجود می‌آید.

 

چرا؟ چون نیکسون که آن وقت معاون رئیس جمهور آمریکا بود، آمد ایران. به عنوان اعتراض به آمریکا، به عنوان اعتراض به نیکسون که عامل کودتای ۲۸ مرداد بودند، این دانشجوها در محیط دانشگاه اعتصاب و تظاهرات میکنند، که البته با سرکوب مواجه میشوند و سه نفرشان هم کشته میشوند. حالا ۱۶ آذر در همه‌ی سالها، با این مختصات باید شناخته شود. ۱۶ آذر مال دانشجوی ضد نیکسون است، دانشجوی ضد آمریکاست، دانشجوی ضد سلطه است

"دانشجو" روزت مبارک...

 

حسن براتی-فعال دانشجویی

 

روز دانشجو، در ایران به ۱۶ ماه آذر اطلاق می‌شود. این روز، به یاد سه دانشجو (دو هوادار حزب توده ایران و یک هوادار جبهه ملی ایران) که هنگام اعتراض به دیدار رسمی ریچارد نیکسون معاون رئیس جمهور وقت ایالات متحده آمریکا و همچنین از سرگیری روابط ایران با بریتانیا، در تاریخ ۱۶ آذر ۱۳۳۲ (حدود چهار ماه پس از کودتای ۲۸ مرداد همان سال) در دانشگاه تهران کشته شدند، گرامی داشته می‌شود.
 
در دههٔ ۱۳۲۰ و اوایل دهه ۱۳۳۵، پس از سقوط حکومت رضاشاه پهلوی و ایجاد فضای بازتر، فعالیتهای سیاسی در بین دانشجویان دانشگاه تهران (تنها موسسه مدرن آموزش عالی آن زمان در ایران) بسیار افزایش یافت. در این دوران حزب توده، از نفوذ بسیاری در بین دانشجویان برخوردار بود چنانکه بنا به گزارشهای مختلف، بیش از نیمی از دانشجویان دانشگاه تهران عضو و یا هوادار این حزب بودند. اما در دوران نخست وزیری محمد مصدق و افزایش محبوبیت جبههٔ ملی در اوایل دهه ۱۳۳۰، محوریت این حزب در دانشگاه به چالش کشیده شد. پس از وقوع کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، سازمانهای سیاسی تشکیل دهنده جبهه ملی، برای دوره کوتاهی در یک ائتلاف ضعیف، تحت نام نهضت مقاومت ملی به مقاومت سیاسی دست زدند و تظاهرات‌ها و اعتصابهای پراکنده‌ای در پاییز همان سال در دانشگاه تهران و همچنین بازار، از جمله در تاریخ ۱۶ مهر و ۲۱ آبان، در اعتراض به محاکمه مصدق برگزار شد.
 

چند هفته پس از این وقایع، اعلام شد که روابط ایران و بریتانیا (که در زمان نخست وزیری مصدق قطع شده بود) از سر گرفته خواهد شد و ریچارد نیکسون نایب ریاست جمهوری وقت آمریکا برای دیدار رسمی به ایران خواهد آمد. این موضوع بهانه لازم برای اعتراضات را فراهم کرد و در ۱۴ آذر به سفارش نهضت مقاومت ملی، دانشجویان فعال به سخنرانی در کلاسها پرداختند و ناآرامی تمامی محوطه دانشگاه تهران را فرا گرفت. دولت وقت برای پیشگیری از هرگونه اقدام بعدی تصمیم به سرکوب اعتراضات گرفت. سربازان و نیروهای ویژه ارتشی پس از هجوم به دانشگاه، به کلاسهای درس حمله کرده و صدها دانشجو را بازداشت و زخمی نمودند. نیروهای امنیتی در دانشکده فنی، اقدام به شلیک تیر کردند که موجب مرگ سه دانشجوی این دانشکده به نامهای احمد قندچی، آذر (مهدی) شریعت‌رضوی و مصطفی بزرگ‌نیا شد. فردای آن روز نیکسون به ایران آمد و دکترای افتخاری در رشته حقوق را در دانشگاه تهران که در اشغال مشهود نیروهای نظامی بود، دریافت کرد.

 

 

وقایع آذر ۱۳۳۲، نمایانگر واکنش دولت کودتا به فعالیتهای دانشجویی بود و به دنبال آن سرکوب نظام‌مند تمامی اشکال دیگر مخالفتها، روی داد. ۱۶ آذر، توسط کنفدراسیون دانشجویان ایرانی خارج از کشور که مرکز اجتماع و مباحثه مخالفان حکومت پهلوی در خارج از ایران بود، روز دانشجو نامیده شد. دانشجویان پس از آن، هر سال در این روز اعتصابهای دانشجویی به راه می‌انداختند و در واقع ۱۶ آذرماه به معیار خوبی برای ارزیابی میزان نفرت از حکومت استبدادی و توانایی و نفوذ مخالفان در بین روشنفکران، تبدیل شد. این روز از آن زمان، همچنان از اهمیت تاریخی برجسته‌ای در ایران برخوردار بوده است.

 

اطلاعیه وزارت کشور درباره تجمعات و سخنرانی‌های روز دانشجو

سیاست > دولت - وزارت کشور با تاکید بر حمایت از همه تجمعات و سخنرانی های دارای مجوز قانونی ، از رسانه ها درخواست کرد به منظور حفظ و صیانت از فضای آزاد گفت وگو و نقد و انتقاد، از انعکاس اخبار غیر دقیق در اینباره پرهیز کنند.

 

به گزارش خبرآنلاین به نقل از پایگاه اطلاع رسانی وزارت کشور، مرکز اطلاع رسانی و امور بین الملل وزارت کشور با صدور اطلاعیه ای درباره اهمیت اطلاع رسانی متقن رسانه ها درباره برنامه های مرتبط « روز دانشجو»ضمن تاکید مجدد بر حمایت وزارت کشور، استانداری ها و فرمانداری ها از همه تجمعات و سخنرانی های دارای مجوز قانونی تصریح کرد: لغو سخنرانی «محمدجواد حق شناس» (فعال سیاسی)صرفاً به دلیل عدم تطابق زمان پیشنهادی برگزار کنندگان برنامه و برنامه کاری سخنران مدعو، محقق شده است.

**متن کامل اطلاعیه وزارت کشور به این شرح است:
نظر به انتشار برخی اخبار مبنی بر لغو سخنرانی محمدجواد حق شناس (فعال سیاسی) در یکی از محیط های دانشگاهی استان بوشهر و برابر بررسی به عمل آمده از استانداری بوشهر، به آگاهی رسانه ها و عموم مردم شریف می رساند، مانع خاصی برای برگزاری این برنامه در میان نبوده و لغو آن صرفاً به دلیل عدم تطابق زمان پیشنهادی برگزار کنندگان برنامه و برنامه کاری سخنران مدعو، محقق شده است.
مرکز اطلاع رسانی و امور بین الملل وزارت کشور، ضمن تاکید مجدد بر حمایت وزارت کشور، استانداری ها و فرمانداری ها از همه تجمعات و سخنرانی های دارای مجوز قانونی، از رسانه ها درخواست می نماید به منظور حفظ و صیانت از فضای آزاد گفت وگو و نقد و انتقاد، از انعکاس اخبار غیر دقیق پرهیز کنند.

 

 

جنبش دانشجویی و دعوت از کمدین ها برای روز دانشجو!

 

 

 

 

 

 

«ما در این یک دهه اخیر عقبگرد داشته ایم»! شاید این روزها از هر فعال دانشجویی پرسیده شود، حال جنبش دانشجویی ایران در این سال ها چگونه است، پاسخ دهد که حال جنبش دانشجویی ایران خوب نیست؛ البته آنها که مدعی اند هنوز جنبش دانشجویی وجود دارد! چه آنکه بسیاری بر این باورند، در این سال ها جنبش دانشجویی در ایران به خواب نسیان فرو رفته است. 

به گزارش «تابناک»، در دهه های گذشته، جنبش دانشجویی ایران، نام هایی را به خود دیده که هر یک برای خود ابرفعال دانشجویی بوده اند؛ افراد شاخصی که با فکر، ایده و اعتقاد مسیرهایی را مبتنی بر مقدورات و توانایی های زمان خود برای این مردم گشودند، به گونه ای که امروزه حتی تصور کارهای آنان، سخت و ناممکن است. جنبش دانشجویی که در دهه های گذشته، مهم ترین شاخصه اش ملی بودن آن بود، در دو دهه گذشته، به گونه ای عجیب از این خاصیت مبارک ملی و فراگیر  بودن، فاصله گرفت و به شدت جناح زده شد، ناگهان در دانشگاه های ایران اتفاقات عجیبی رخ داد؛ جنبش های دانشجویی مؤثر در هر زمان، با آمدن یک دولت جان می گرفت و با زوالش، رو به افول می رفت. 

اگر از دوران دفاع مقدس ـ که شرایط فعالیت جنبش دانشجویی عمدتا برگرفته از فضای جنگ بود ـ بگذریم و اگر از دوران هشت ساله دولت آقای هاشمی رفسنجانی هم که فعالیت سیاسی چندان اجازه داده نمی شد، رد شویم، مهم ترین دوران فعالیت جنبش دانشجویی در ایران در دو دهه اخیر در هشت سال دولت اصلاحات و پس از آن، هشت سال دولت بهار بود. 

در دوران اصلاحات، جنبش دانشجویی، پیش از آنکه بتوان تصورش را نمود، خود را به دولت نزدیک کرد و به جای اینکه تریبون آگاه حرکت پیشروانه جامعه نخبگی ایران باشد، به تریبون دولت و به ویژه یکی از احزاب دولت و مجلس ساخته تبدیل شد؛ حرکتی که به نظر می رسد، تعمدا از هر دو سو، یعنی از سوی رهبران آن حزب و سران جنبش دانشجویی برای ادغام جنبش دانشجویی در قدرت، صورت گرفت. به گونه ای که به جز شمار اندکی از سران، که به اصطلاح موفق شدند با سران حزب دولت ساخته، به اصطلاح رفت و آمدی پیدا کردند، بقیه جنبش هم به دلیل رفتار این سران و همچنین برآورده نشدن توقعات، میل به افراط پیدا کردند و این تمایلات در آخرین سخنرانی رئیس دولت اصلا میل به افراط پیدا کردند و خود را در آخرین سخنرانی رئیس دولت اصلاحات در دانشگاه تهران به خوبی نشان داد. 

در این دوران، فعالان دانشجویی مذهبی تر با نام دانشجویان عدالت خواه، بارها فعالیت هایی را شبیه فعالیت های جنبش های دانشجویی اصیل ترتیب دادند، که البته با روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد، مشخص شد، آن جنبش هم اصالتی نداشت و پس از روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد، جنبش عدالت خواه دانشجویی با سرعتی عجیب و باور نکردنی آرمان هایش را کناری گذاشت و با سرعتی بیشتر از دولت اصلاحات، فعالان جنبش دانشجویی عمدتا مذهبی در دل دولت وقت ادغام شدند و با پایان کار دولت احمدی نژاد، از جنبش عدالت خواه دانشجویی، دیگر چیزی نماند.

جنبش دانشجویی، پس از افول شانزده ساله دو دولت گذشته ـ که بخشی از آن مورد اشاره قرار گرفت و برخی هم قابل اشاره نبود ـ اکنون در سال 1395، به جایی رسیده که برای بزرگداشت 16 آذر (روز دانشجو) به دنبال دعوت از کمدین ها و افرادی است که استندآپ کمدی یا جوک گویی سرپایی اجرا می کنند! جنبش دانشجویی این روزهای مملکت، ناشی از خیل ناکامی های سال های گذشته و فشارهایی است که بر آن اعمال شد و به جایی رسیده که متوجه نیست، برای چه روز دانشجو باید بزرگ انگاشته شود.

شاید لازم است برای دانشجوی محافظه کار عملگرای فقدان پشتوانه فکری این سال ها، تاریخچه جنبش دانشجویی و هدف این جنبش، بازخوانی شود. تردیدی نیست، اصحاب قدرتی که تمایل به نقد شدن از سوی دانشجویان را ندارند و دانشگاه و دانشجو را مانعی در برابر رفتار و کردار خود می بینند، به شدت برای تضعیف جنبش تلاش می کنند و چه بسا دعوت از کمدین ها هم برای حضور در مراسم روز دانشجو از سوی خود این افراد، برنامه ریزی شده باشد؛ اما دانشجویان این روزها باید بدانند اگر ملتی دانشجوی پیشرو نداشته باشد، به تدریج جامعه مغلوب زورمداران خواهد شد!

 

 

روز نو :  
برخی از تشکل‌های دانشجویی نسبت به غیرسیاسی‌کردن روز دانشجو معترضند.
 
به گزارش روز نو؛  آغازی متفاوت برای مراسم ١٦ آذر امسال موجب شده گروهی از دانشجویان به آنچه غیرسیاسی‌کردن دانشگاه‌ها گفته می‌شود، به شدت معترض باشند. اگر تا پیش از این دانشجویان برای یافتن نشانه‌های دقیق و ارایه اسناد متقن برای اثبات روند غیرسیاسی‌کردن دانشگاه‌ها لغو سخنرانی‌ها و غیرقانونی اعلام‌کردن انجمن‌ها و نشریات را شاهد مثال می‌آوردند، حالا پوسترهای جُنگ شادی و مسابقه استندآپ کمدی را نشان می‌دهند. انتقادات از برگزاری چنین برنامه‌هایی در دانشگاه‌ها در فضای مجازی بالا گرفته است. البته ازطرف مقابل هم واکنش‌هایی را برانگیخت. فرهاد عبدزاده دبیرکل انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه ارومیه به خبرگزاری فارس گفته است: اجرای برنامه «جُنگ شادی» توسط مدیریت فوق‌ برنامه دانشگاه ارومیه با همکاری انجمن اسلامی دانشجویان برای پیشگیری از بروز مشکلات مختلف ازجمله افسردگی، بی‌انگیزگی و شیوع آسیب‌های اجتماع بوده است. به گفته این فعال دانشجویی در ارومیه یک گام برای نهادینه‌ کردن فرهنگ «خنده حلال» در بین نسل جدید برداشته شده است. دعوت از بازیگران سینما مثل محمدرضا گلزار به مناسبت معرفی فیلم سلام بمبئی و نیز کمدین‌های محبوبی چون علی مسعود و جواد عزتی برای اجرای برنامه استندآپ کمدی البته ازسوی برخی چهره‌های دانشگاهی هم مورد استقبال قرار گرفته است. مرتضی مردیها استاد دانشگاه و مترجم کتاب فایده‌گرایی اثر جان استوارت میل، در یادداشت فیس‌بوکی نوشته است: خوشحالم که جنبش دانشجویی (اصطلاحی که اصل و فرعش کمونیستی و نیو لفتی بوده است) بدون در و دکانی جدا از جامعه مدنی، در دگردیسی خود به تدریج به مواجهه سیاسی از نوع حساسیت اخلاقی لیبرالی گرایش یافت؛ و برهمین نسق نیز ادامه خواهد داد. این نویسنده و مترجم ایرانی در ادامه افزوده است: گفتن این‌که ما یا دانشجویان ما دیگر، مثل آن «سه آذر اهورایی»، غیرت و حمیت ندارند را بگذارید همان‌هایی بزنند که هنوز در فضای فکری همان دهه‌هایی نفس می‌کشند که طاعون سیاه از افکار ما کشته پشته می‌کرد. اما فارغ از انتقاداتی که این روزها به نحوه برگزاری روز دانشجوی‌ سال ٩٥ می‌شود، فهرست سخنرانان دانشگاه‌ها برای ١٦ آذرماه نیز از چند جهت قابل توجه است. نخست این‌که نمایندگان لیست امید جایگاه قابل توجهی درمیان سخنرانان امسال دانشگاه‌ها یافته‌اند. مطهری، صادقی، سلحشوری، انارکی، اولادقباد، پارسایی و کواکبیان نمایندگانی هستند که هرکدام در یک یا دو دانشگاه از روز گذشته تا ١٦ آذر برنامه سخنرانی دارند. تشکل‌های اصولگرا هم البته برای روز دانشجو بیکار ننشسته و نمایندگان اصولگرای مجلس نهمی ازجمله احمد توکلی، حمید رسایی، مهدی کوچک‌زاده، محمود نبویان و شخصیت‌های سیاسی نزدیک به جناح اصولگرا مانند فریدون عباسی، سیدمحمد حسینی و زهره الهیان را برای سخنرانی دعوت کرده‌اند.  هرچند وزیر کشور پیش از این ابراز امیدواری کرده بود که هیچ سخنرانی درمراسم ١٦ آذر امسال لغو نشود، اما چنانکه خبرگزاری ایلنا گزارش داده؛ افرادی مثل محمدرضا خاتمی، مصطفی تاج‌زاده و چند چهره دیگر با ممنوعیت‌هایی برای ورود به دانشگاه مواجه شده‌اند. حسن روحانی رئیس‌جمهوری نیز روز سه‌شنبه ١٦ آذرماه آخرین‌بار در کسوت رئیس دولت یازدهم در دانشگاه تهران برای دانشجویان سخنرانی می‌کند، همزمان مسئول بسیج دانشگاه تهران از برگزاری همایش «آیین بزرگداشت روز دانشجو» با سخنرانی حجت‌الاسلام محسنی‌اژه‌ای خبر داده است. 

*شهروند

اعتراض به سخیف‌سازی روز دانشجو

وقت ایران: «استندآپ کمدی در دانشگاه الزهرا»، «جشن دهه هفتادی­‌ها با استندآپ کمدی توسط بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد مشهد»، «مراسم روز دانشجو با طعم بادام زمینی، بسیج دانشجویی دانشگاه خوزستان»، «جشن روز دانشجو همراه با ازدواج دانشجویی و برنامه‌های شاد دیگر، بسیج دانشجویی دانشگاه بجنورد»، «دعوت از عوامل فیلم سینمایی سلام بمبئی، کانون فیلم و عکس دانشگاه علامه» تنها بخشی از برنامه‌های شاد و مفرحی است که برای ۱۶ آذر، روز دانشجو توسط تشکل­‌های مختلف و معاونت فرهنگی دانشگاه‌­‌های مختلف در نظر گرفته شده است. برنامه‌هایی که اعتراض دانشجویان را به همراه داشت و در برخی از دانشگاه­‌ها برنامه جایگزین نیز در نظر گرفته شد. 

در زمانی که بسیاری از دانشگاه­‌ها برای برگزاری مراسم روز دانشجو با محدودیت‌­های بسیاری روبه‌­رو هستند مسئولان دانشگاه‌­های مختلف در فکر تدارک برنامه‌های شادی‌بخش هستند. دانشگاه ارومیه از جمله دانشگا­ه‌­هایی است که انجمن اسلامی مستقل با همکاری معاونت فرهنگی این دانشگاه برنامه جنگ شادی را برای روز دانشجو برنامه­‌ریزی کرده است. دانشگاه ارومیه اعلام کرده بود که به دلیل اختلاف گرایش‌های تشکل‌ها امسال خود متولی برنامه روز دانشجو شده و برنامه جنگ شادی را برای دانشجویان تدارک دیده است. 

حامد سلیمانپور، دبیر سیاسی انجمن دانشجویان ایران اسلامی دانشگاه ارومیه در مورد برگزارکنندگان این این برنامه به «وقت ایران» می‌­گوید: «انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه ارومیه‌‌ همان انجمن «مستقل» این دانشگاه است که در دولت قبل پسوند «مستقل» از انتهای نام انجمن یک‌شبه حذف شد. این تشکل و معاونت فرهنگی دانشگاه ارومیه در برنامه‌­ای مشترک جنگ شادی را برای روز دانشجو در نظر گرفتند و حتی پس از اعتراض‌­های بسیاری که از کانال­‌های تلگرامی شروع شد این برنامه هنوز پابرجاست.» 

سلیمانپور در توضیح چرایی برگزاری برنامه‌هایی از این دست در بسیاری از دانشگاه­‌ها بیان می‌­کند: «نمی‌­توان با قطعیت در مورد هدف برگزاری این برنامه­‌ها صحبت کرد اما برگزارکنندگان این برنامه­‌ها نهاد و تشکل‌هایی هستند که پیش از این با برگزاری کنسرت­‌ها و هرگونه برنامه شاد در دانشگاه­‌ها مخالف بودند و این تغییر رویه جای تعامل دارد.» 

انجمن دانشجویان ایران اسلامی دانشگاه ارومیه در اعتراض به این برنامه بیانیه‌­ای صادر کرده است: «چند روز مانده تا ۱۶ آذر، روز دانشجو، پوسترهای انجمن‌های مختلف در فضای مجازی دست به دست می‌چرخد. اما پوستر «جنگ شادی» که با همکاری انجمن اسلامی دانشجویان مستقل در دانشگاه ارومیه برگزار می‌شود به سبب آنکه تماماً ماهیت روز دانشجو را هدف قرار داده است و درصدد انحراف آن و به ابتذال کشاندن آن است، بیشتر از همه مورد توجه قرار گرفت.» 

اما برگزارکنندگان این برنامه نظری دیگر دارند. فرهاد عبدزاده، دبیر انجمن اسلامی مستقل دانشگاه ارومیه به خبرگزاری فارس گفته است: «برنامه‌ای با عنوان «جنگ شادی» در ارومیه هفته آینده برگزار می‌شود که این محفل با هدف نهادینه‌سازی فرهنگ خنده حلال همچنین حفظ جوانان در مقابل آسیب‌های اجتماعی تدارک یافته است.» 

موج اعتراض به برنامه‌های فرح­بخش دانشجویی تنها به ارومیه ختم نشد بلکه انجمن فرهنگ و سیاست دانشگاه امیر کبیر در بیانیه­‌ای نوشته: «احساس می‌شود که بعد از سال‌ها تلاش برای ترساندن دانشجویان به منظور کمرنگ کردن نقش و جایگاه دانشجویان، حال پروژهٔ سخیف‌سازی روز دانشجو کلید خورده است که تلاش می‌شود با به حاشیه راندن دانشجویان فعال و دغدغه‌مند و متهم کردن به سیاسی‌کاری فضا را برای بی‌اطلاعی نسل جدید دانشجویان ایجاد نمایند.» 

انجمن اسلامی دانشجویان معتدل دانشگاه بوعلی نیز در طی فراخوان دعوت به تحریم لمپنیسم در روز دانشجو اعلام کرده: «همکلاسی عزیز! پرچمی که نسل به نسل به ما رسیده است را بردار، این روز، روز خون دادن همکلاسی‌هایت در راه آزادی است، از شرکت در جشن و جنگ شادی و لمپنیسم به احترام چند دهه فعالیت و خون شهدای عرصه آزادیخواهی دوری کن و با فهم خود به مسئولان جور و جهل بفهمان که روز دانشجو قابل قلب، بدل و جعل‌شدنی نیست.» 

بسیاری معتقدند که هدف از برگزاری برنامه‌های بدون مناسبت در ۱۶ آذر هویت‌زدایی از دانشجو و دانشگاه است. امیرحسین سعادت، دبیر سابق شورای صنفی دانشگاه علامه طباطبایی هدف از برگزاری برنامه‌های شاد و مفرح را این­گونه به «وقت ایران» توضیح می‌­دهد: «برگزاری چنین برنامه‌هایی بی‌­احترامی به ‌شان و حقوق دانشجویان است. برگزاری برنامه‌هایی از این دست به طور مشخص هویت‌‌زدایی از جنبش دانشجویی را در راس اهداف خود قرار داده است.» سعادت ادامه می‌دهد: «روز دانشجو همیشه روزی بوده که صدای دانشجو در آن بلند‌تر و رسا‌تر شنیده می‌شد نه اینکه با تعدادی برنامه فرمایشی طنز و جنگ شادی و سرگرمی‌ شان و هویت دانشجو به سخره گرفته شود. بر تمامی فعالان دانشجویی و جنبشی ضروری است که در این نقطه که هویت آن‌ها در خطر است مقاومت و اعتراض خود را نشان دهند.» 

 

 

به کانال سرزمین جاوید بپیوندید : telegram.me/sarzaminjavid

 

0 0
ilna   1395/9/15 19:33:15

حواشی برنامه‌های روز دانشجو در سراسر کشور
طنین سرود «یار دبستانی من» در دانشگاه‌ها/پخش کلیپ سخنرانی رییس دولت اصلاحات
در آستانه روز دانشجو امروز بیش از بیست برنامه سیاسی-دانشجویی در سراسر کشور برگزار می‌شود.

به گزارش خبرنگار سیاسی ایلنا، بر همین اساس لحظاتی قبل برنامه دانشگاه امیرکبیر آغاز شد.

یاشار سلطانی و احمد توکلی به دانشگاه امیرکبیر نرفتند

قرار بود در این مراسم محمود صادقی، یاشار سلطانی و احمد توکلی سخنرانی کنند که توکلی و سلطانی به دلایل مختلف از این کار اجتناب کردند.
استقبال از نایب رییس مجلس در کرمان

مطهری نیز وارد کرمان شد و مقابل استقبال عجیب دانشجویان به دانشگاه این شهر رفت. دانشجویان دانشگاه کرمان با ورود مطهری به دانشگاه، آهنگ یار دبستانی من را خوانند.

برنامه دانشگاه آزاد تهران جنوب نیز لحظاتی قبل شروع شد.

پخش سرود مرغ سحر پیش از سخنرانی خرازی

سخنران این مراسم صادق خرازی عضو شورای مرکزی حزب ندای ایرانیان است. در ابتدای برنامه سرود مرغ سحر پخش شد.

سخنرانی معین در دو دانشگاه اصفهان

امروز همچنین مصطفی معین نیز به اصفهان می‌رود تا در دو دانشگاه این شهر سخنرانی کند.

لغو سخنرانی در دانشگاه کاشان
در ادامه برنامه‌های امروز دانشگاه کاشان با برگزاری سخنرانی فاطمه صادقی در این دانشگاه مخالفت کرد با این حال اعضای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کاشان اعلام کردند این برنامه راس ساعت ۱۸:۳۰ برگزار می‌شود.

استقبال اعضای اعتماد ملی از قائم مقام حزب در اهواز

رسول منتجب‌نیا که امروز مهمان انجمن اسلامی دانشجویان پیرو خط امام(ره) دانشگاه علوم پزشکی جندی‌شاپور اهواز است، وارد این شهر شد و مورد استقبال اعضای ارشد حزب اعتماد ملی قرار گرفت.

پخش کلیپ سخنرانی رییس دولت اصلاحات و تاجزاده در اصفهان

سخنرانی مصطفی معین در دانشگاه صنعتی اصفهان پایان یافت و وزیر علوم دولت خاتمی به سمت دانشگاه هنر اصفهان رفت.

نشریه داخلی انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی اصفهان با عنوان «سلام» میان دانشجویان توزیع و در ادامه کلیپی از سخنرانی‌های رییس دولت اصلاحات و مصطفی تاجزاده پخش شد.

سخنرانی اصلاح‌طلبانه در دانشگاه کردستان

سخنرانی حجت‌الاسلام رهامی در دانشگاه کردستان برگزار شد.