محل تبلیغ شما
یک جشن و این همه مرگ!22 بهمن

تاریخ خبر: 1396/11/24

یک جشن و این همه مرگ!22 بهمن

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

 

 

یک جشن و این همه مرگ!

حال همه ما بد است

 

شعارهای راهپیمایی و جشن 22 بهمن را که می‌شنوم به ویژه آنهایی که صدا و سیمای ما پخش می‌کند بیش از آن که بوی بهمن و انقلاب و امید و آرمان‌های بلند 57 بدهد بوی مرگ می‌دهد.
 بچه هایمان را راهپیمایی می‌بریم می‌گوییم جشن انقلاب است ولی بیشتر از آن که از شعارها و آرمان‌های دیروز بگوییم،  واژه‌ مرگ را می‌شنویم. آن هم در روز جشن 22 بهمن، آن هم در 40 سالگی انقلابمان. فرزندانمان آنچه می‌شنوند مرگ بر. . . و مرگ بر. . . و است. ما شاید تنها ملتی باشیم که در یک جشن بزرگ ملی-22 بهمن - این همه مرگ بر لب می‌آوریم و مرگ می‌شنویم. در این که برخی کشورها با ما کینه‌های دیرینه‌ای دارند و علیه ما هر چه در توان داشته‌اند ناجوانمردانه سد راهمان شده‌اند شکی نیست ولی آیا باید روز 22 بهمن که جشن پیروزی یک ملت بزرگ با آرمان‌ها و شعارهای روشن است را باید این گونه با مرگ درآمیزند؟ آیا بزرگواران شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی نمی‌خواهند در این رویه‌ 40 ساله شان، در برخی شعارهای تکراری شان، در تک صدایی کردن برخی شعارها و جناحی کردن تعادای از شعارهای شان تجدید نظر کنند؟ این مراسم 22 بهمن چه سنخیتی با جشن ملی یک ملت دارد؟ این که همه‌ هجمه‌ها به سمت دولت برود و دولت مسئول همه مشکلات کشور و حلال همه مشکلات 40 ساله شود آیا خدمت به مردم و امید مردم است؟ پس دیگر قوا در این مملکت چه می‌کنند؟ چرا در این روز تنها برخی از شعارهای آن روزهای پر شور و شکوه بازآفرینی و تکرار می‌شود و بقیه شعارها صرف مرگ گفتن می‌شود؟ شعار محوری استقلال آزادی – جمهوری اسلامی چرا این روزها کمتر شنیده می‌شود؟  مردم نباید احساس کنند این مراکز جناحی و تک صدایی اداره می‌شوند. در 40 سالگی انقلاب برخی مراکز تصمیم گیر ما که کارکرد ملی و فراجناحی دارند باید در رویه شان تجدیدنظر کنند تا جشن‌های ما رنگ و بوی ملی بگیرد نه جناحی. در یک جشن پرشکوه، آن هم در 40 سالگی انقلاب این چه شعارهایی است که می‌دهیم؟ چه کسی و کسانی برخی از این شعارهای تکراری، بی روح و جناحی را تأیید می‌کنند تا در جشن 22 بهمن در سراسر کشور تکرار شود؟ در یک جشن ملی که باید نماد وحدت همه‌ ایرانیان با هر گرایش فکری و زبان و مذهب باشد برخی از این شعارهای جهت دار و ضد دولت، مرگ بر این و مرگ بر آن گفتن چه دردی از آلام این ملت را می‌کاهد؟ جز این است که شهد همین جشن را در کام مردم شرنگ می‌کنیم؟ وقت برای مرگ گفتن زیاد است، 40 سال است که مرگ را گفته‌ایم و می‌گوییم حداقل به حرمت آن شعارهای تابناک اول انقلاب، به حرمت آن مهربانی‌ها و یکدلی‌ها، در جشن 22 بهمن از مهربانی، ایثار، وحدت، برادری، میهن دوستی بگوییم.

 

بهار

 

حال همه ما بد است

همه جاي دنيا جشن بهانه‌اي است براي شادماني. بهانه‌اي براي فراموش كردن كدورت‌ها و رنجش‌ها. جشن برگزار مي‌كنند كه خوش باشند و بخندند و بخندانند. جشن برگزار مي‌كنند كه دور هم جمع شوند و دم را غنيمت شمارند و با درآميختن رنگ و بانگ و آهنگ ديو غصه و غم را از خود دور كنند. ما اما مردمان ويژه‌اي هستيم كه جشن را بهانه‌اي قرار مي‌دهيم براي عقده‌گشايي. براي پرتاب لعن و طعن و دشنه و دشنام. ما اصلا منتظريم جشني برپا شود تا بيشتر بتوانيم استعداد خود را در دشمن‌تراشي و تفرقه‌افكني و يارگيري نشان دهيم. همين جشنواره فيلم فجر را ببينيد. جشنواره‌اي كه از آغاز با فحش و پيشنهاد پشت دستي زدن به دهان مجري تلويزيوني شروع شد و با تمسخر و طلبكاري و دوقطبي‌سازي پايان يافت. جشنواره‌ها هميشه با حاشيه همراه بوده‌اند. اصلا حاشيه‌ها همواره جذاب‌ترين بخش يك فستيوال است اما اين روزها اصلا متني در كار نيست. هرچه هست حاشيه است. آن هم نه حاشيه جذاب و فان كه مخاطب را به وجد بياورد بلكه حواشي اعصاب‌خردكني كه نتيجه‌اي جز افزايش كدورت و كينه ندارد. نمي‌خواهم كس خاصي را مقصر جلوه دهم. نه فيلمساز متعهد ما مقصر است كه با زبان پرخاش و ستيزه سخن مي‌گويد، نه داور ما مقصر است كه براي قضاوتش هيچ متر و معياري ندارد و نه مخاطبان مقصرند كه هم چون تماشاچيانِ نزاع‌هاي گلادياتوري منتظرند تا هنرمند و خبرنگار و مجري تلويزيوني شكم همديگر را پاره كنند تا او به اوج لذت برسد. حقيقتش را بخواهيد من هم نمي‌دانم مقصر كيست اما اين را مي‌فهمم كه حال همه ما بد است. نمي‌دانم نام آن كبوتر غمگين كه از قلب‌ها گريخته ايمان است يا نه اما اين را خوب مي‌فهمم كه چيزي از وجود ما رخت بربسته. ما حال‌مان خوش نيست و با جشن و جشنواره هم حال‌مان خوش نمي‌شود. بايد فكري به حال خويش كرد.

اعتماد

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است