محل تبلیغ شما
ریتاردر ها در جامعه فراوانند باز...

تاریخ خبر: 1399/7/9

ریتاردر ها در جامعه فراوانند باز...

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است


نوشته شانزدهم  شهریور ماه 1398

از : كرگدن خودم

 

ریتاردر ها در جامعه فراوانند باز...

 

وظیفه و ماموریت ریتاردر (Retarder) در خودروهای سنگین،کاهش سرعت خودرو است.درواقع، یارکمکی ترمز هست.

حتما در اتوبوس دیده اید.کنار فرمان یک اهرم کوچک وجود دارد که پیش از ترمز،این اهرم ترمز نرم انجام داده و نیاز به ترمز را برطرف می سازد.

در جامعه ما ترمزهایی هستند که نباید نشان داده شوند!

قیافه حق به جانب،عمدتا درس خوانده،قابل توجه برخی جنس مخالف،حتی بیشتر درپی جنس مخالف،همراه با سوتی های فراوانی که داده اند!

دیپلم شان کاردستی است،فوق دیپلم شان کارآفرینی! و لیسانس ان نفرات عمدتا شیمی است.اما به ناگهان جملگی،فوق لیسانس را یا علوم سیاسی گرفته و یا تاریخ! اما

ادعای ان نفرات،به اندازه شخصی است که از کودکی و در مهدکودک،تاریخ و یا علوم سیاسی خوانده!

نمی دانم درهمه جای دنیا، این رسم درس خواندن و درس پس دادن!!! است؟!

 

بهرروی،ان نفرات وقتی برای سدسیوند تظاهرات راه می اندازی،درپی رییس دویده و راه را کج می کنند.
وقتی پیشنهادی می دهی،پیشنهادت را به بیراهه می برند.نقدهای بیهوده کرده و وقت طلایی تو را صرف پاسخ گویی و احیانا عصبانیتت می کنند.

ان نفرات راه نمی روند،منتظرن تو راه بروی و از تو ایراد بگیرند.

حسادت و ریاست دو خصلت ان نفرات است.

حرفی می زنی،حرف توی حرف می آورند.

 

یک بار به ان نفرات می گویی:ماهی قرمز چرا در سفره هفت سین باشد،ده سال تو را بلاک و بایکوت می کنند.

 

وقتی می بیند در جشن پاسارگاد کسی به او جایزه نداد و آن جا به تو گله می کند،هنگامی که تو پس از سال ها، این کارش را در خصوصی به یادش می آوری،که آشنایی بدهی،او این کار را توهین تلقی کرده و شاعر مردمی،تو را بلاک و بایکوت می کند.

 

از کانال تلگرامی ات،مطلب برداشت می کند،معترض می شوی،بلاکت می کند.

 

در میان یک جمع 400 نفره،یک نفر مشخصا به اقوام توهین می کند،همه ان نفرات خفه می شوند و فقط تو،برآشفته می شوی،تو را از گروه اخراج  می کنند!
بعد یک نفر دیگر ،این شکایت تو را برعکس قلمداد کرده و می گوید:نقل قول شده که تو به اقوام توهین کرده ای!!!

 

یک پرستو داخل گروه می فرستند،همیشه جوک سکسی منتشر می کند،همه دلخور شده و به او اعتراض می کنند،در آن موقع حرفی از میهن و کورش بزرگ و... نمی زند.
اما پس از محل نگذاشتن در خصوصی و اخراج از گروه ، تو میشوی طرفدار فدرالیسم !!! و او می شود ایران پرست!!!

 

یک نفر وکیل، درپی جمع کردن افراد در گروه است،خودش می گوید:همه جا بوده ام،ملی مذهبی،جبهه ملی و... با همه آشنا هستم. اختیار تام می خواهم(مانند دوستش،محمد مصدق)چون با ان نفر آشنایی ندارم،قبول نمی کنم، و ادمین تام اختیار نمی شود و اختیاراتش محدود است.دقیقا مانند دوستش،هیاهو راه می اندازد و خود را به مریضی می زند و در خصوصی همه ازجمله بانوان!!! رفته و گروه دیگری راه می اندازد! وراه را چند تا می کند. مانند همین داستان سامان 5 و 6 و 7 ...

 

از جای دیگری یک نفری از ابتدا تو را بی دلیل بلاک کرده،وقتی جلو جمع عنوان می کنی،از بلاکی تو را درمی آورد و انکار می کند،دقیقا مانند ان نفر،شاعر محبوب که در جمع انکار کرد و گفت بلت نیستم بلاک کنم! اما هنوز مرا از بلاکی درنیاورده.

 

درست است که می گویند،پیکان راه نرفته،سالم است و پیکانی که راه می رود حتما ضربه می خورد.اما

وقتی چاشنی ماموریت و حسادت به وظیفه ان نفرات اضافه شود،دیگر جای سوبرداشت و... نیست.

نقد مشکلی ندارد اما وقتی می بینم یک نفر رییس یک گروه است و هر حرفی می زنی،او فقط پاسخ می دهد،مانند ان نفر که همه پاسخ پست های ارسالی به او ختم می شود...

 

یادم می آید برای نخستین بار از جمع کلوب، برای اجتماع جلوی سازمان میراث فرهنگی، آگاهی رسانی کردم.

اعتراض به احداث سد سیوند بود. از شب منتظر دوستی بودم که ادعا داشت از موبدان زرتشتی است که البته دروغ بود و این دروغ را من هویدا کردم.

هرچه منتظر ماندم که پاسخ بدهد تا هماهنگی انجام شود تا صبح خبری از ان نفر نشد.

همه پلاکاردها و دست نوشته ها را صبح زود خودم به تنهایی انجام دادم. که وظیفه کوچکی بود اما همه که جمع شدند. ان نفر با دوتا از دوست دخترهایش(همزمان) رسیدند و چون من گفتم کجا بودی از دیشب؟ رفتم داخل بلاک لیست و بایکوت.

پست های مشترک با یک کانال زدیم،تا از من دلخور شد،یه بچه تمام پست های مشترک را حذف کرد...

 

برای اعتراض به سفارت امارات آگاهی رسانی کردم؛کیک ویژه را از قنادی معروف تپه شمس آباد خریدم و بقیه پلاکارد ها و ...

اما ان نفر که ریتاردر اصلی است آخرین لحظه،با دوتا دوست دخترش(همزمان) رسیدند و درپی جمع کردن افتخار این اعتراض...

ان نفر نمی داند که دوست دخترش،تک تک کلمات عاشقانه اش را به من گفته،هنگامی که از دست ان نفر دلخور شده بود.

ان نفر نمی داند که می دانم ماموریتش این رفتارش را توجیه می کند.

ان نفر نمی داند که لیست خراب کاری هایش نزدم محفوظ است تا روز مبادا..

 

یادم می آید 12 تن بودیم،برای شکایت قطع درختان کهنسال،ناگهان پس از حکم،من ماندم ویک 8 متری و دیگران که همه هم مهندس هستند و بسیار فعال،یادی از من نکردند.

 

با یک نفر همه کارها رو انجام می دادم،مقدار قابل توجهی پول من نزد او بود برای شروع یک کار،پس از دو سال،با بدبختی پولم را پس گرفتم. همین امروز مصاحبه ای انجام داده و از شعور و معرفت دم زده...

 

بهرروی، هرچند ضربه های بسیاری خورده ام در این سال ها،یک سه ماه و یک شش ماه،
اما هنوز مانند یک کرگدن راه می روم و از نشستگان انتظاری جز "ریتارد" ندارم.

 

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

1 0
الهه   undefined 1399/7/23 20:09:52

با عرض درود و احترام:

در ابتدا اراده و همتی که دارید قابل ستایش است.

و اما همیشه آدم بیشترین ناراحتی ها را از نزدیکترین افراد بخود و یا آشنا ترین ها متحمل میشود ، اما در آخر همان ها هستند که تنها میمانند.

1 0
امیر پریزاد   undefined 1399/7/23 20:10:30

سپاس از توجه تون
مهربانوی گرامی

2 0
الف-ط   undefined 1399/7/20 23:58:02

درود و احترام
امیدوارم خوب باشید.
نوشته‌ی شما را خواندم و از کلیات آن، خاطرات فراوانی را به یاد آوردم.
متاسفانه برخی از مردم، از مامور بودن، بسیار حقیرترند.
آن‌ها خود را تلاش می‌کنند جای نوکران جا دهند تا شاید مورد اندک توجهی قرار گیرند. متاسفانه از این دست ماجراها را همگی بسیار تجربه کرده‌ایم و امیدوارم از آن‌ها درس آموخته باشیم

2 0
فاطمه   undefined 1399/7/10 08:26:12

اگر اسامی رو نگید خیانت کردید.افشاگری تون ناقصه

2 0
مجتبی   undefined 1399/7/10 08:27:22

عالی بود اما کم

3 0
مهشید   undefined 1399/7/9 20:22:41

چرا کوتاه نوشته اید.قبلا مفصل تر مینوشتید،مطلب به این مهمی رو نباید کوتاه می کردید.ببخشید البته

2 0
امیر پریزاد   undefined 1399/7/9 20:24:00

درود مهربانوی گرامی
همین مقدار را هم خیلی وقت پیش نوشته بودم؛مفصل تر رو حتما دوباره خواهم نگاشت.
سپاس از توجه تان

3 0
سیروس مشیری   undefined 1399/7/9 20:06:21

جناب پریزاد
کاش ملاحظه نمی کردیدو دقیق می گفتید ان نفرات به قول شما؛چه کسانی هستند

2 0
امیر پریزاد   undefined 1399/7/9 20:07:35

سپاس سیروس جان
شما و دوستان اهل فن؛می دانند،ان نفرات چه نفراتی هستند.
شاید یک روز با صراحت گفتم

2 0
آنا   undefined 1399/7/9 19:55:27

مثل همیشه عالی بود جناب پریزاد
دستشون رو بیشتر رو کنید

3 0
خشایار   undefined 1399/7/9 19:56:10

هزاران بار آفرین به این دقت .درست گفتید