محل تبلیغ شما
روانشناسی روس ها و چینی ها از زبان نظامی گنجوی

تاریخ خبر: 1399/5/1

روانشناسی روس ها و چینی ها از زبان نظامی گنجوی

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

نظامی گنجوی

ديشب بي هيچ دليلي دچار بي خوابي شده بودم به همين دليل، كتاب «شرفنامه» نظامی گنجوی را برداشته بودم و تورقي مي زدم كه در همان چند دقيقه، متوجه چند نكته جالب شدم كه باعث شد، این مطلب را بنويسم، ضمن آنكه بايد يادآوري كنم اسم ديگر شرفنامه،«آيينه سكندر» است و بي دليل نيست كه حافظ مي گويد:آيينه ي سـکندر جام مي است بنگر

تا بر تو عرضه دارد احوال ملك دارابنابراين مي توان فهميد كه چرا روشنفكراني مثل حافظ با اشاره هاي متعدد به ماجراي «اسكندر و دارا»(تصويري نمادين از اسكندر مقدوني و داريوش سوم)، فرزندان آتي ايران زمين را به مطالعه و آسيب شناسي گذشته خود فرا مي خوانده اند.
 
لابد همه شما اين شعر حافظ را شنيده ايد كه : من جرب المجرب حلت به الندامه (ترجمه فارسي:آزموده را آزمودن خطاست). يكي از گرفتاري هاي ما اين است كه با ميراث فكري گذشتگان خودمان كاملا قطع رابطه كرده ايم و هرمساله آزموده شده را بارها و بارها به محك تجربه مي گذاريم مثلا ببينيد نظامي گنجوي كه در فاصله سال هاي  (۵۳۷ - ۶۰۸ قمری) مي زيسته است چگونه خصلت و منش چيني ها و روس ها  درمواجهه با ايرانيان را توصيف كرده و به در نظر داشتن اين نكته در تعامل با اناه تاكيد كرده است اما هنوز كه هنوز است بي توجهي به يك چنين مختصاتي از روس ها و چيني ها در برخي برنامه ريزي هاي ما محسوس است:

 
زچيني بجز چين ابرو مخواه
 ندارند پيمان مردم نگاه
سخن راست گفتند پيشينيان
 كه عهد و وفا نيست درچينيان

 
حالا مختصات روس ها (دررابطه ي با ايرانيان) را از نگاه نظامي گنجوي بخوانيد:
 
 كه فرياد شاها زبيداد روس
  كه ازمهد ابخاز بستند عروس
ز روسي نجويد كسي مردمي
 كه جز گوهري نيستش زآدمي

 
حالا به عنوان يك مخاطب صادق از شما مي خواهم، به من بگوييد شمايي كه قطعن انسان تحصيلكرده ا ي هستيد چند بيت از اشعار شاعري چون نظامي را خوانده ايد و آيا تا كنون مي دانستيد كه او رفتار روس ها و چيني ها را با چه دقت و ظرافتي -آن هم در آن مقطع تاريخي كه وسايل ارتباط جمعي و نظاير آن به گستردگي امروز نبوده است-  شرح داده است؟

البته نبايد از نظر دور داشت كه نظامي در اين توصيف جانب انصاف را رعايت و بر اين نكته تاكيد كرده است كه آنچه مي گويدصرفا ناظربه رفتار آنان با ايرانيان است و بدين ترتيب شايستگي هاي آنان را زير سوال نمي برد، چنانكه در وصف هنرپروري چيني ها و نخبه كشي ايراني ها مي گويد:

 

شنيدم كه ماني به صورتگري
 ز« ري» سوي «چين» شد به پيغمبري!
از او چينيان چون خبر يافتند
 بر آن راه پيشينه بشتافتند
 

عصر ایران

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

0 0
دنیل دیویس عضو ارشد مرکز اولویت‌های دفاعی نشریه بیزینس اینسایدر   undefined 1399/5/2 12:49:22

1. توافق امنیتی و اقتصادی ایران و چین بار دیگر پیامدهای خودداری مداوم ما از پذیرش بیهوده بودن کارازر "فشار حداکثری" علیه ایران را نشان داد. ما برای پرهیز از ناکامی‌های بیشتر در آینده باید مسیرمان را فورا دگرش دهیم.

2. با توجه به تحریم‌های آمریکا علیه ایران، احتمالا شرکت‌های چینی که تحت این توافق با ایران تجارت خواهند کرد هدف تحریم‌ها قرار خواهند گرفت. سخنگویی در وزارت خارجه آمریکا به نیویورک تایمز گفته است که "آمریکا به تحمیل هزینه علیه شرکت‌های چینیِ کمک‌کننده به ایران ادامه خواهد داد." اما این کار با چه هدفی انجام خواهد شد؟ سال‌هاست شاهدیم که فشار حداکثری نه تنها نتوانسته از نزدیک شدن تهران به تسلیحات هسته‌ای پیشگیری کند بلکه آن را به رژیمی کلافه‌تر و آزاردهنده‌تر تبدیل کرده است.

3. هزینه راهبرد شکست خورده‌ ما تا جایی گسترش یافته که نه تنها از تحقق اهداف اولیه بازمانده بلکه پیوند‌های بین دشمنانمان را به بهای منافع ما تقویت کرده است. فعالیت دیپلماتیک واشنگتن با پشتیبانی ارتش قدرتمند ما باید شرایطی را ایجاد کند که به نفع کشور ما باشد. هدف از تعامل با هر قدرت خارجی – دوست یا دشمن – تقویت شرایطی است که آمریکا را امن‌تر، امکان ستیز را کمتر و فرصت‌های افزایش شکوفایی برای شهروندان ما را بیشتر می‌کنند. با توجه به این استاندارد، سیاست خارجی آمریکا سال‌هاست که شکستی رسواکننده به شمار می‌رود. زمان آن فرا رسیده که به این زنجیره‌ی ناکامی‌ها پایان بدهیم.

4. گام نخست در این مسیر، این است که بپذیریم میان "دستاوردهایی که ما ترجیح می‌دهیم به آنها برسیم" و "منافع واقعی ما که رسیدن به آنها دشوار است" تفاوت وجود دارد. ما ترجیح می‌دهیم که تهران برنامه‌ هسته‌ای و موشکی و پشتیبانی از تروریسم را رها کند، چین برای حل مساله تایوان از زور استفاده نکند و یا کره شمالی پیش از برداشته شدن تحریم‌های ما کاملا هسته‌ای‌زدایی شود. اما منافع به ویژه منافع ملی حیاتی مساله‌ای کاملا متفاوت است.

5. گرچه ما ترجیح می‌دهیم که ایران، چین و کره شمالی با اولویت‌های ما سازگار شوند، اما برای امنیت و شکوفایی‌مان لازم است که هریک از این کشورها را از استفاده از زور و تبدیل شدن به یک قدرت هژمون به بهای منافع خودمان بازداریم و شرایط لازم برای به حداکثر رساندن فرصت‌های اقتصادی در خارج از کشور را حفظ کنیم. گرچه این احتمال وجود ندارد که ما این کشورها را به دوستان خود تبدیل کینم اما لزومی هم ندارد که بی دلیل آنها را دشمنان تمام‌عیار و همیشگی‌مان بدانیم.

6. آمریکایی‌ها سختگیری را دوست دارند. ما دوست داریم پیروز شویم. اینها ویژگی‌هایی است که اغلب در عرصه بین‌المللی به نفع مردم ما عمل کرده‌اند. اما "سختگیری" نه یک راهبرد بلکه فقط یک رویکرد است. پس از حملات 11 سپتامبر اتکای شدید ما به قدرت نظامی باعث شد که "سختگیری" برایمان سال‌ها به حالتی پیش‌فرض تبدیل شود. هر مقیاس بی‌طرفی نشان می‌دهد که این وابستگی، آشکارا امنیت و منافع ما را در جهان تضعیف کرده است.

7. روابط ما با چین، ایران و روسیه در پایین‌ترین سطح پساجنگ سرد قرار دارد. کره شمالی همچنان بن‌بستی حل نشده باقی مانده است. شرایط هر جنگ و مناقشه نظامی که پس از 11 سپتامبر وارد آن شده‌ایم بدون هیچ راه حلی بدتر شده است. امروزه تعداد گروه‌های تروریست فعال در افغانستان بسیار بیشتر از 2001 میلادی است. بی‌تردید، سیاست خارجیِ "نخست ارتش (و گاهی فقط ارتش ما)" در 20 سال گذشته امنیت و منافع اقتصادی‌مان را تضعیف کرده است.

8. بنابراین لازم است که به تکرار اشتباهات پایان دهیم و استفاده از ابزارهای قدرتمند و مفید کشورداری را شروع کنیم. پشتیبانی نظامی از هر دیپلماسی ضروری است اما زمان آن رسیده که دیپلماسی کارآمد را کشف کنیم، در گفتگوهای آزادی مشارکت کنیم که سایرین بتوانند در آنها آنچه را می‌خواهند مطرح کنند و به دست آورند و به سایر کشورها این اجازه را بدهیم که مسئولیت حفظ امنیتشان را به عهده بگیرند.

9. امنیت و شکوفایی آمریکا به این وابسته نیست که واشنگتن برای تمام مشکلات جهان راه حلی ارائه و امنیت تمام دموکراسی‌ها را تضمین کند. امنیت و شکوفایی آمریکا در همکاری کارآمد با شرکایمان، ایجاد بازدارندگی در برابر حملات دشمنانمان و تمرکز بر چالش‌های داخلی‌مان ریشه دارد و با تلاش برای انجام کارهای ناممکن در خارج از کشور هیچ ارتباطی ندارد.