محل تبلیغ شما
دیوار محل دفن ‎صوراسرافیل و ‎ملک‌المتکلمین خراب شده و بزودی پارکینگ ‎بیمارستان لقمان‌الدوله می‌شود

تاریخ خبر: 1399/8/23

دیوار محل دفن ‎صوراسرافیل و ‎ملک‌المتکلمین خراب شده و بزودی پارکینگ ‎بیمارستان لقمان‌الدوله می‌شود

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

«دیوار محل دفن صوراسرافیل و ملک‌المتکلمین خراب شده و بزودی پارکینگ بیمارستان لقمان‌الدوله می‌شود.»

مزار دو‌چهره برجسته انقلاب مشروطه در آستانه تخریب! در خبرها آمده که دیوار مقبرهٔ میرزا جهانگیر‌خان صوراسرافیل و ملک‌المتکلمین دو آزادی‌خواه و روزنامه‌نگار انقلاب مشروطه، ویران شده و محوطهٔ آرامگاه به‌زودی بخشی از پارکینگ بیمارستان لقمان تهران می‌شود! از سال‌ها پیش بیمارستان لقمان در فکر دخل‌‌وتصرف در اطراف آرامگاه این مشروطه‌خواهان بود که این موضوع هر بار با مخالفت‌ دوستداران میراث فرهنگی روبرو شده است.

 طبق معمول سنواتی ! و به نیت تخریب تدریجی ! آثار باستانی ایران زمین؛

«دیوار محل دفن #صوراسرافیل و #ملک‌المتکلمین خراب شده و بزودی پارکینگ #بیمارستان_لقمان‌الدوله می‌شود.» این پیامی بود که تا با چشم خودم آن پرده آبی‌رنگ پلاستیکی را درست جلوی اورژانس بیمارستان لقمان و حجم مصالح ساختمانی رها شده پشتش دیدم باور نکردم.

 

زیر این سیمان جهانگیر خان صوراسرافیل، روزنامه‌نگار عصر مشروطه، خفته است. آرامگاه او در زیر تلی از آوار کنار بیمارستان لقمان‌الدوله قرار دارد...

همچنین؛پزشکی دیگر در این بیمارستان مشغول به کار بوده است.

دکتر "داریوش رشوند سرداری" که در کردستان توسط پدر ایشان پس از یک دادگاهی چند دقیقەای به اعدام محکوم شده بود،

در همین بیمارستان لقمان الدوله مشغول به کار و اهل تهران بود و هنوز همسر و خانوادەاش در تهران زندگی می کنند.

 

دکتر رشوند  در ۳۰ مرداد ۱۳۵۸ صرفاً برای کمک به مجروحان به کردستان سفر کرده بود. همکارانش در بیمارستان لقمان الدوله تهران تعریف می کردند که دکتر رشوند چه انسان نوع دوست و پزشک فداکاری بود. در جریان تظاهرات روزهای انقلاب در تهران، دکتر رشوند همیشه در بیمارستان و حتی در منزل خودش برای مداوای زخمی ها آماده بود و یکبار برای کمک به مجروحانی که در بیمارستان نهاوند پذیرفته نشده بودند، شبانه به این شهر رفته بود. او به سازمان چریکهای فدایی خلق سمپاتی داشت اما عضو هیچ  حزب و گروهی نبود.

 

اما ببینید آیت الله خلخالی در مورد او چه میگوید:

 "آيت‌الله خلخالي سپس گفت: يكي از افراد جالب توجهی كه در اين جريانات بازداشت شد دكتری بود به نام دكتر ابوالقاسم رشوند سرداری، اهل « قلهك» كه به هيچوجه زبان كردی را نميدانست اما با لباس كردی در اطراف بيمارستان پاوه در سنگر و مسلح بدست مامورين افتاد.

وی در سنگر خود خلع سلاح شد و در جريان بازجويی اعتراف كرد كه كمونيست و معتقد به حزب دموكرات و تجزيه كردستان است و در جريان حوادث پاوه مسلحانه جنگيده و داروی لازم را كه مي شناخته و مورد نياز افراد زخمي دموكرات بود، از بيمارستان سرقت كرده است.

حاكم شرع سپس افزود دكتر رشوند دستش به خون پاسداران آلوده بود و در همانجا دستور بريدن سر پاسداران را داده بود"

 

او برای توجیه حکم  صادره خود در مصاحبه دیگری، دکتر رشوند را عضو فعال حزب دمکرات کردستان ایران و سازمان چریکهای فدایی خلق ایران معرفی کرد و مدعی شد که دکتر دستور مثله کردن پاسداران مجروح را داده است و اضافه نمود که: ”او دستور داده بود، آلت تناسلی بعضی از پاسداران را ببرند و در دهان آنان فرو کنند”!

هرگز هیچ شاهدی، عکسی، مدرکی که حتی به صورت ساختگی هم، چنین ادعاهای سخیفی را بخواهد ثابت کند ارائە نشد.

 

پس از اعلام خبر مرگ دکتر رشوند، همه کارکنان و پزشکان بیمارستان لقمان الدوله اعتصاب کردند. همسر ایشان بلیط او را در اختیار خبرگزاریها قرار داد که نشان میداد دکتر رشوند دقیقا دو روز پس از آغاز درگیری ها، از تهران به کردستان رفته بود.

چرا روایت دروغین حکومت از وقایع کردستان توسط اکثریت مردم پذیرفته شد؟

چرا فریادهای همسر دکتر رشوند به جایی نرسید؟

چرا اعتصاب پزشکان و پرسنل بیمارستان لقمان الدوله انعکاسی نیافت؟

چرا روایت محمد قائد یا روایت مجله احمد شاملو که کاملا در تناقض با روایت رسمی است، شنیده نشد؟

 

در پاسخ به این سوالات باید نگاهی به فضای مطبوعاتی و رسانەای کشور در روزهای قبل و بعد از آغاز جنگ کردستان بیاندازیم:

مثلا روز ۲۹ مرداد پنجاه و هشت یک روز پس از آغاز حمله به کردستان:

 

در این روز، در حالی که جنگ کردستان وارد دومین روز خود شده بود، طبق دستور دادگاه انقلاب، مجوز ۲۲ روزنامه و مجله لغو شد.

هشت روز قبل از آن هم، روز ۲۱ مرداد، ده روزنامه و مجله دیگر بسته شده بودند، از جمله مجلات معتبری چون 'تهران مصور' و 'امید ایران'.

از همه مهمتر، سه روز قبل از آن، روز ۲۵ مرداد، روزنامه آیندگان که بیش از سایر مطبوعات، حوادث کردستان را پوشش می‌داد، توقیف شده بود.

 

و در نهایت روز ۳۱ مرداد هم، در چهارمین روز جنگ کردستان، ۵ خبرنگار خارجی که برای بی بی سی، فایننشیال تایمز، اکسپرس، دو ولت و اشپیگل کار می کردند، اخراج شدند.

 

در چنین حال و هوایی هیچ رسانه ای برای پوشش مستقل رویدادهای کردستان باقی نمانده بود و رسانه دولتی، یعنی #صداوسیما  #جمهوری_اسلامی ، به هر نحوی که می خواست، رویدادها را پوشش می‌داد.

 

دو نمونه از دروغ‌هایی که مرتبا در بخشهای مختلف خبری پخش می‌شد، سقوط یک هواپیما و دو هلی‌کوپتر توسط کردها بود که نه تنها صحت نداشت بلکه اصلا در توان امکانات نظامی نیروهای کرد نبود. اما برای اغراق در قدرت نظامی آنها و تحریک افراد مذهبی برای حمله به این 'کافرهای خطرناک' این دروغ پراکنی‌ها آن زمان لازم بود.

 

ماهها پس از این بمباران تبلیغی، خود چمران به صورت تلویحی دروغ بودن این اخبار را تائید کرد که اولا سقوط هواپیما به خاطر نقص فنی بوده و دوما هلی کوپترها هم در مجاورت خود پاسدارها و بدون دخالت پیشمرگه‌ها، در حین بلند شدن سقوط کرده بود.

 

در این رویداد چند نفر با برخورد پره های هلیکوپتر بدنشان تکه تکه شده بود.

جالب اینکه در فیلم چ حتی همین روایت مستند چمران هم که الان در یوتیوب موجود است تحریف شده و همان روایت دروغین صداوسیما مبنای سناریوی فیلم شده است.

همین رویداد برای رادیو و تلویزیون ایران کافی بود تا به مدت یک هفته در بیش از ۵۰ بولتن خبری تکرار کند که کردها در کردستان سر بریده‌اند. هیچ رسانه مستقلی هم برای بررسی صحت و سقم آن وجود نداشت. این جمله هنوز در ذهن بسیاری از ایرانی ها حک شده است:کردها سر میبرند!

کردهایی که بیش از یک قرن به آن ها ظلم شده است...

 

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است