محل تبلیغ شما
توافق‌نامه‌ی صلح قراباغ/سیاست بی‌طرفی فعال

تاریخ خبر: 1399/9/1

توافق‌نامه‌ی صلح قراباغ/سیاست بی‌طرفی فعال

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

 

توافق‌نامه‌ی صلح قراباغ، بازگشت روسیه  پس از 30 سال، دستیابی ترکیه به آرزوی 100 ساله اتصال نخجوان به باکوو حذف ایران از قفقاز

بی‌گمان در بحران کنونی قره‌باغ، برای ایران، سیاست بی‌طرفی فعال، تنها سیاست منطبق بر منافع ملی است.

 

26 آبان 1399

از آغاز درگیری‌های یک ماه و نیمه‌ی گذشته ، با آغاز درگیری‌ها در فضولی و جبرائیلی و تمرکز حمله‌های نیروهای ائتلاف باکو و آنکارا به جنوب جمهوری موسوم به آرتساخ، در کرانه‌های ارس و هم‌جوار ایران و هم‌زمان با جایگیری(:استقرار) چند هزار نیروی نظامی ترکیه در نخجوان، باهشدارنگارنده همراه بود که هدف اصلی این جنگ، نه تصرف قره باغ بلکه تصرف گام به گام و نزدیکی هرچه بیشتر نیروهای باکو و آنکارا به منطقه‌ی مقری ارمنستان برای اتصال زمینی نخجوانِ جداافتاده ازخاک راستین، به  جمهوری باکو بوده است، واقعیتی که  پس از امضای توافق‌نامه‌ی شتابزده و شبانه کنونی به اثبات رسید.

در این میان نقش‌آفرینی موثر ژئوپلیتیک ترکیه و روسیه برای تامین بیشترین منافع ملی و سرزمینی بلند مدت برای ملت خود وهم‌زمان، مذاکره‌های کم‌اثر دیپلمات‌های ایرانی، برایندی جز کنار ماندن بیش از پیش ایران از معادله‌های ژئوپلیتیک منطقه‌ای قفقاز به‌بار نیاورده است.  با وجود تاکید رهبری  جمهوری اسلامی بر این نکته که اگر احدی به مرزهای ایران نزدیک شود محکم برخورد خواهد شد، شوربختانه نهادهای دیپلماتیک  و نظامی جمهوری اسلامی، با عدم قدرت‌نمایی کافی، قافیه را به حریفان روس و تُرک خود باختند و حتا نیروهای واکنش سریع ایران که پس از سخنان رهبری به سرعت به سمت مرزهای شمالی گسیل شدند و‌موضوع آن اندازه جدی شد که ماشین‌های حمل پل‌های متحرک را هم به منطقه اعزام‌ کردند، ولی شوربختانه، خواست همگانی ملت ایران برای ایجاد #منطقه_حائل_در_قراباغ و در ژرفای دست‌کم ده کیلومتری آن سوی ارس را به اجرا نگذاشتند که اگر از آن پل‌های متحرک استفاده می‌شد، نیروهای ایرانی، به جای روسیه،  یا دست‌کم در کنار آن‌ها، به عنوان صلح‌بان هم در منطقه‌ی حائل مرزی  آن‌سوی ارس و هم در قراباغ حضور پیدا می‌کردند.

بی‌گمان برنده‌ی توافق‌نامه‌ی پایان بخشیدن گذرای جنگ قراباغ، روسیه و ترکیه هستند، چرا که حتا به‌ رغم اعلام پیروزی آذربایجانی‌ها، خواسته‌ی جمهوری باکو یعنی احیای کامل حاکمیت بر قراباغ محقق نشد و یکپارچگی سرزمینی(:تمامیت ارضی) این کشور نادیده گرفته شد و البته ارمنیان قراباغ نیز در شرایط ناروشن‌تر از پیش قرار گرفتند و البته نباید فراموش کرد  با حضور و نفوذ جریان پان ترکیسم با داریه‌گردانی ترکیه در جمهوری باکو، تهدید مستقیم علیه یکپارچگی سرزمینی ایران در آذربایجان راستینِ تاریخی شدت خواهد یافت. همچنین با تحکیم نفوذ اسراییل در جمهوری باکو، پایگاه منطقه‌ای این کشور در کنار مرزهای جمهوری اسلامی، درقفقاز و پیرامون کاسپین، فعال‌تر خواهد شد.

دراجرای  توافق‌نامه‌ی قراباغ چند نکته درخور اندیشیدن است:

تاکید علی اُف بر حضور نیروهای حافظ صلح ترکیه و رد موضوع از سوی روسیه،  عدم مشارکت یا اعلام موافقت جمهوری خودخوانده‌ی آرتساخ در توافق آتش‌بس، روشن نشدن ماهیت راه‌گذر قراباغ–ارمنستان و نخجوان–جمهوری باکو( ارضی یا تجاری ، انسانی ویژه‌ی اتباع یا غیر اتباع یا ...)، بی‌اطلاعی آرمن سرکیسیان رییس جمهوری ارمنستان از توافق‌نامه‌ی آتش‌بس، شکنندگی وضعیت دولت ارمنستان و احتمال نقض توافق در صورت روی کارآمدن دولت تازه، روشن نکردن وضعیت حقوقی و عدم تاکید بر حفاظت از یکپارچگی سرزمینی قراباغ ، ارمنستان، جمهوری باکو و ایران.

روسیه که در همان دوشنبه شب، 9 نوامبر بلافاصله  پس از امضای توافق‌نامه، نیروهای نظامی خود را زیر عنوان «حافظان صلح»، در قراباغ مستقر کرد، عملا پس از سی سال از فروپاشی شوروی، دگربار جای پای حضور رسمی و بلند مدت خود در قفقاز جنوبی را مستحکم کرده است و این کشور در حالی1600 نیروی نظامی را در قراباغ مستقر کرده که پشت سر آن، ارتش قدرتمندی قرار دارد که در استپاناکرت ( خان کندی ) و دیگر منطقه‌های قراباغ دست‌کم به مدت پنج سال و البته با قابلیت تمدید بلند مدت‌تر، باقی خواهند ماند!! روسیه افزون‌بر قراباغ، در راه‌گذر(کریدور ) اتصال قراباغ کوهستانی به ارمنستان و نیز راه‌گذر اتصال نخجوان به جمهوری باکوهم استقرار نظامی خواهد یافت و این یعنی بازگشت به شرایط چیرگی کامل بر قفقاز پس از بستن توافق‌نامه‌های ننگین گلستان و ترکمانچای که البته بی‌گمان با خشنودی کامل ترکیه هم همراه بوده که آرزوی دیرینه‌ی ارتباط زمینی مستقیم ترکیه  به خاک باکو را برای آن‌ها بدون نیاز به گذشتن از ایران، فراهم می‌آورد.

البته  روسیه با پذیرش طرح «معاوضه دالان» در توافق‌نامه‌ی آتش‌بس قره باغ، دچار اشتباه راهبردی بزرگی برای منافع ملی خود هم شده است، چرا که راه‌گذر«نخجوان به جمهوری باکو»، چیره شدن پان ترکیسم به رهبری ترکیه در قفقاز را با کنار زدن ایران و حتا روسیه دنبال می‌کند.

در توافق‌نامه‌ی قراباغ، با بی‌توجهی به درخواست جمهوری اسلامی ایران، هیچ تضمینی برای خروج تکفیری‌ها و تروریست‌های‌ مورد حمایت ترکیه ارایه نشده و بی‌گمان این گروه‌ها که نقش مهمی در پیشروی ‌ای ائتلاف ترکیه–جمهوری باکو در نبرد اخیرداشته‌اند، خود را یکی از صاحبان اصلی سهم «فتوحات» می‌دانند. انگلیس گجستک هم  که در راستای منافع خود در شرکت نفتی «بریتیش پترولیوم» و منابع سرشار نفتی کاسپین، در نبرد اخیر قراباغ، از باکو به طور علنی پشتیبانی کرده است، حاکمیت جمهوری باکو را برای تامین بیشینه‌ی منافع خود تحت فشار قرار خواهد داد و آنچه رخ می‌دهد جریان اصیل مردمی پایبند به ریشه‌های تاریخی فرهنگ و تمدن ایرانی جمعیت‌های قفقازی شمال ارس خواهد بود که بیش از پیش سرکوب شده و در مسیر نابودی(:اضمحلال) قرار خواهند گرفت.

کوتاه سخن اینکه طرح  توافق‌نامه‌ی علیف پاشینیان، ضربه‌ای اساسی بر نقش‌آفرینی ایران در مناقشه‌ی قره‌باغ است و به توانمند کردن(:تقویت) پان‌ترکیسم کمک می‌کند و روسیه هم با پذیرش طرح ایجاد راه‌گذرمیان جمهوری باکو و نخجوان از راه ارمنستان و خودداری از پافشاری بر بیرون راندن تکفیری‌ها از مناطق درگیری، در راستای کم‌کردن توانمندی‌‌های ژئوپلیتیک ایران در قفقاز گام برداشته است.

توافق‌نامه‌ی صلح قراباغ، یعنی بازگشت روسیه به جنوب قفقاز پس از 30 سال، آرزوی 100 ساله‌ی ترکیه برای اتصال مستقیم نخجوان به باکو و کنار گذاشتن ایران از قفقاز و دور زدن مسیر راه ابریشم به آسیای میانه و آسیای دور از ایران و جایگزینی مسیر ترکیه، نخجوان و باکو به جای آن و البته تهدید مستقیم یکپارچگی سرزمین‌های ارمنستان و ایران.

 

بی‌گمان در بحران کنونی قره‌باغ، برای ایران، سیاست بی‌طرفی فعال، تنها سیاست منطبق بر منافع ملی است.

ششم آبان 1399

 پاسداری و محافظت از هویت ملی و ایرانی در برابر جریان‌های نژادگرای جدایی‌افکن قومیِ منطقه تحت تاثیر برخی از همسایگان، وظیفه‌ای است تاریخی، که افزون‌بر مسوولان، بر دوش اهل قلم و کنش‌گران فرهنگی ایران‌گرا و همه‌ی مردم ایران، به‌ویژه کنش‌گران میهن‌خواه آذربایجانی است.

 در تنش کنونی قره‌باغ، برخي جريان‌هاي واگراي زبانی-قومي داخلي کوشش در متهم كردن یا واداشتن ايران به جانب‌داري از يك‌سوي مناقشه دارند، درحالی که دولت ایران وظیفه دارد برپایه‌ی وظیفه تاریخی خود و  بی‌توجه به سیاست منطقه‌ای جانب‌دارانه‌ی رقیبی چون ترکیه، در محفوظ نگاه‌داشتن موازنه‌ی پیوند میان ايروان و باكو گام بردارد و در این میان هرگونه ابراز نظر و تحریک قومی برای حمایت از یک طرف درگیر، سبب تهدید هم‌زیستی مسالمت‌آمیز هزاران ساله‌ی همه‌ی تیره‌های ایرانی در کنار یکدیگر می‌شود. آذری‌ها و ارمنی‌ها، هردو به عنوان بخشی از ملت تاریخی ایران برای همه ایرانیان گرامی و ارجمند هستند و  هر دو بخش‌های اصلی جداناشدنی و میراث‌دار پیکره ی تاریخی ایران بزرگ فرهنگی را تشکیل می‌دهند، همان‌گونه که شیعیان و تالشی‌ها و تات های اران و شروان تاریخی ایران‌زمین با ایرانیان پیوندی دیرینه و سترگ دارند، ارمنستان نیز در اعماق تاریخ ایران باستان ریشه دارد و برپایه‌‌ی نظر گیرشمن، کورش بزرگ در پیروزی بر مادها از ارمنی ها کمک گرفته است و حتا نام ارمنستان در سنگ‌نوشته‌ی بیستون داریوش‌شاه بزرگ هخامنشی آمده است. بنابراین جدای از این منازعه غیر قابل قبول و برادرکشی کنونی که زاییده سیاست‌های تفرقه‌افکنی و مرزکشی قومی استالینیستی است، مردم قره‌باغ و باکو و ایروان و نخجوان به‌عنوان بخش‌هایی از۱۷ شهر قفقازی جداشده از ایران در قرارداد ننگین گلستان و ترکمانچای، در درازای هزاره‌ها زندگی در قالب کشور ایران، برادرانه و بدون کم‌ترین مشکلی با هم و در کنار هم زیسته‌اند، همان‌گونه که اکنون نیز در ارومیه و تبریز هازمان(:جوامع) بزرگ ارمنی، آذری، کرد، کلیمی، شیعه، سنی و آشوری، بدون کم‌ترین جداسازی قبیله‌ای، قومی، زبانی و مذهبی ، با آشتی و دوستی درکنار هم زندگی می‌کنند.

 بسیار بایسته است دولت ایران با تحرک بیشتر، نقش تاریخی و هژمونی منطقه‌ای خود را در قفقاز زنده کند و کوشش‌های خود را برای قطع دخالت و حضور نظامی ترکیه به‌ویژه در منطقه نخجوان به کار بندد، چرا که نخجوان تاریخی ایران زمین از سال ۱۹۲۱ و پیمان قارص همواره در خطر اشغال و پیوستن به خاک ترکیه قرار داشته و با توجه به دور بودن از صحنه‌های نبرد قره‌باغ، حضور نیروهای نظامی ترکیه در نخجوان در فاصله‌ی ۱۵۰ کیلومتری تبریز، بسیار مشکوک و تهدیدی مستقیم علیه امنیت ملی و تمامیت ارضی  ایران به‌شمار می‌رود.

دولت ایران باید کوشش‌های دیپلماتیک خود را برای برقراری آتش‌بس بدون قید و شرط دو طرف درگیر و تضمین حفاظت از جان و مال مردم بی‌گناه منطقه، شتاب بخشد./امرداد


 دکتر میرمهرداد میرسنجری، استادیار دانشگاه و پژوهش‌گر فرهنگی و ژئوپلیتیک

 

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

1 0
ارسلان   undefined 1399/9/1 11:21:36

جناب دکتر.فقط درمورد پان ترک وترکیه و آذربایجان... مطلب می نویسی؟به همه ایران بپرداز بی زحمت