محل تبلیغ شما
تحقیقی جامع پیرامون حاشیه نشینی

تاریخ خبر: 1395/9/15

تحقیقی جامع پیرامون حاشیه نشینی

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

 

تحقیقی جامع پیرامون "حاشیه نشینی"

Marginalization

 

چرایی حاشیه‌نشینی در کشور

 

توسعه روستایی از ضروریات توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور است. بهبود وضعیت معیشتی در روستاها، از مهاجرت روستایی جلوگیری کرده و از حاشیه‌نشینی در شهرها می‌کاهد.

 این مهم همچنین باعث می‌شود امنیت غذایی که عمده محصولات آن در روستاها به عمل می‌آید، تضمین شود. اما سوال اینجاست که درحال حاضر وضعیت روستاها در کشور چیست؟ یک جامعه‌شناس توسعه روستایی در این باره می‌گوید:«حدود ۱۹هزار روستا در کشور وجود دارند که تنها ۳ تا ۵ خانوار در آن جای گرفته‌اند

محسن ابراهیم‌پور درباره فقر و حاشیه‌نشینی در کشور گفت:«بر اساس برآوردی که در دولت قبل انجام شد به صورت غیررسمی اعلام کردند که آ‌مار حاشیه‌نشینی در کشور ۷میلیون نفر است که غالبا در شهرهای تهران، کرج، مشهد، اصفهان و... ساکن هستند.» وی با بیان اینکه ما «جمعیت دیژوره» کشور را سرشماری کردیم، ادامه داد:«جمعیت دیژوره جمعیتی است که نه به لحاظ واقعی اما به صورت قانونی یا عرفی در جایی ساکن است. بنابراین براساس شاخص‌های رسمی موجود در کشور می‌توان گفت درحال حاضر بیش از ۱۲میلیون حاشیه‌نشین در کشور داریم که این تعداد دایما درحال افزایش است

این جامعه‌شناس توسعه روستایی با تاکید بر اینکه حاشیه‌نشینی برای افراد سودجو تبدیل به تجارت شده است، گفت:«این افراد اراضی و منابع طبیعی پیرامونی برخی شهرها را - مانند منطقه قلعه حسن خان- از راه‌های مختلف مانند شبه‌شوراها، قطعه‌بندی کرده و آن را به افراد می‌فروشند و افراد ناآگاه نیز این زمین‌ها را خریداری کرده و در آن ساخت و ساز می‌کنند. متاسفانه برخی حاشیه‌نشینان ناآگاه اراضی قولنامه‌یی را در این مناطق خریده‌اند و زمانی که قصد داشتند در این زمین‌ها ساخت و ساز کنند، متوجه شده‌اند که قطعه زمین به چند نفر دیگر نیز فروخته شده و از این رهگذر برخی افراد میلیاردها تومان به جیب زدند

 

 

روستایی کمتر، حاشیه‌نشین بیشتر

ابراهیم‌پور ادامه داد:«این مساله عمدتا ناشی از ناآگاهی و نظام آموزشی معیوبی است که باعث بروز آسیب‌های وحشتناک برای خانواده‌ها شده به نحوی که برخی افراد دیگر نمی‌توانند به زندگی عادی خود برگردند. چنانکه برخی از روستاییان با فروش زندگی و دام خود سعی کردند، خانواده‌هایشان را در مناطق حاشیه‌یی شهرها اسکان دهند تا فرزندانشان بتوانند به مدرسه رفته و آینده‌یی بهتر داشته باشند اما در دام دلال‌های مافیایی افتاده و زندگی خود را از دست داده‌اند

وی با بیان اینکه حاشیه‌نشینی با کاهش استانداردهای زیستی مناطق روستایی همبستگی مستقیم دارد، عنوان کرد: «پایین آمدن سطح دسترسی‌ها، رفاه و استانداردهای زیستی در مناطق روستایی موجب مهاجرت روستاییان به حاشیه شهرها شده و به بیان دیگر بخش بزرگی از توسعه حاشیه‌نشینی مربوط به رها شدن جامعه روستایی است

این استاد دانشگاه با تاکید بر اینکه طی ۱۰، ۱۵سال اخیر جامعه روستایی کشور زیرساخت‌های خود را از دست داده است، افزود:«به عنوان مثال شبکه‌های لوله‌کشی آب در این مناطق پس از حذف جهاد سازندگی پوسیده شده و بسیاری از منابع معیشتی روستاها از دست رفته است.»وی مهاجرت از روستاها به حاشیه شهرها را پدیده‌یی طبیعی خواند که عمدتا ناشی از فقر و توسعه نیافتگی در جوامع روستایی است.

ابراهیم‌پور همچنین با اشاره به آمار اعلام شده مبنی بر وجود ۱۱میلیون نفر در معرض فقر غذایی گفت: «براساس آمارهای رسمی کشور دهک اول، دوم، سوم و چهارم جامعه در تامین نیازهای اولیه خود همچون خوراک، پوشاک، مسکن، آموزش و بهداشت با مشکل مواجهند که این دهک‌ها حدود ۲۸میلیون نفر از افراد کشور را تشکیل می‌دهند

 آموزش دشوار است

این جامعه‌شناس توسعه روستایی با تاکید بر اینکه باید مساله حاشیه‌نشینی و فقر غذایی را از یکدیگر تفکیک کرد، خاطرنشان کرد:«فقر غذایی و حاشیه‌نشینی هر دو در کشور وجود داشته و رو به گسترش هستند اما ارتباط چندانی با یکدیگر ندارند

وی با اشاره به اینکه حدود ۱۳۰هزار دانش‌آموز لازم‌التعلیم در این مناطق وجود دارند که به دلیل بعد مسافت به امکانات آموزشی دسترسی ندارند، اضافه کرد:«در این مناطق روستاها چنان پراکنده و دور از هم هستند که نمی‌شود برای دو دانش‌آموز در یک روستا معلم فرستاد بنابراین باید از طریق روش‌های نوین آموزشی به این کودکان آموزش داد

ابراهیم‌پور با تاکید بر اینکه دسترسی به این روستاها برای نهادهای خدماتی و خیریه‌ها نیز بسیار مشکل است، گفت:«خدمت‌رسانی به این مناطق وظیفه دولت است زیرا نهادهای خیریه در بسیاری از حوزه‌های خدمت‌رسانی با مشکل مواجه هستند و ضروری است از روش‌های دیگری برای مدیریت این جوامع و آموزش آنها بهره گرفت. براساس پژوهشی که انجام داده‌ام حدود ۱۹هزار روستا در کشور وجود دارند که تنها ۳ تا ۵ خانوار در آن جای گرفته‌اند. ساکنان این مناطق نیاز به برنامه‌ریزی خاص برای آموزش و یادگیری دارند. ضروری است کارآفرینی و آموزش در این مناطق به نحوی گسترش یابد که این افراد بتوانند استانداردهای زیستی خود را ارتقا دهند بنابراین برای حل مشکلات این مناطق باید آموزش را در آنها نهادینه کنند

 شغل بدهید تا بمانند

در اظهارنظری دیگر، مدیرکل امور روستایی و شوراهای استانداری سمنان گفت:«ایجاد شرایط متوازن در روستاها در مقایسه با شهرها و اشتغالزایی با درآمد مناسب می‌تواند از مهاجرت بی‌رویه روستاییان به شهرها جلوگیری کند

کمال طاهریان افزود:«یکی از دلایل اصلی که روستاییان به شهرها مهاجرت می‌کنند، نبود شرایط مناسب در روستاها و توازن نداشتن درآمدهای روستاییان با شهرنشینان است. در سال‌های اخیر و با روی کارآمدن دولت تدبیر و امید توجه ویژه به روستاییان شده و راهکارهای مناسب برای ماندگاری جمعیت روستاییان و توسعه روستاها و افزایش امکانات رفاهی و خدماتی در نظر گرفته شده است

طاهریان، یکی دیگر از راهکارهای مناسب برای جذب و ماندگاری روستاییان را ارائه تسهیلات مناسب به آنها عنوان کرد و افزود:«تسهیلات ارائه شده برای روستاییان به ویژه در بخش صنعت باید با بهره کمتری به آنها ارائه شود تا آنها انگیزه کافی برای سرمایه‌گذاری در روستاها داشته باشند.»وی با بیان اینکه یکی مشکلات کشور کم شدن جمعیت روستاییان است، ادامه داد:«تخلیه جمعیت روستاییان از روستاها مشکلات زیادی را حتی در زمینه امنیتی به وجود می‌آورد

مدیرکل امور روستایی و شوراهای استانداری سمنان خاطرنشان کرد: «اگر روستاها از جمعیت خالی شود، دولت باید اعتبار سنگینی برای حفظ و تامین امنیت آن منطقه هزینه کند، پس بهتر است اعتبارها برای ماندگاری روستاییان هزینه شود و مانع از مهاجرت آنها شوند

وی با اشاره به نقش مهم روستاییان در بخش‌های اقتصادی، صنعتی و کشاورزی در کشور گفت: «94درصد از ارزش‌افزوده بخش کشاورزی و 35درصد ارزش‌افزوده بخش صنعت در کشور نتیجه فعالیت روستاییان در این حوزه‌هاست. حاشیه‌نشینی یکی از معضلات دیگری است که با تخلیه روستاها و مهاجرت روستاییان به شهرها در کشور به وجود می‌آید و در پس حاشیه‌نشینی معضلات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی شکل می‌گیرد.

 

 

 

دلایل شکل‌گیری حاشیه‌نشینی و شیوه‌های مهار آن؛

حاشیه‌نشینان هم حق زندگی دارند

 

شروع این پدیده در ایران تقریباً به دهه 40 و بخصوص پس از اصلاحات ارضی باز می‌گردد که سبب شد مهاجرت روستا- شهری افزایش یابد. گسترش شهرنشینی و رابطه آن با آسیب‌های اجتماعی و اقتصادی از مشخصه‌های اصلی الگوی توسعه شهری کشور در چند دهه اخیر است و رشد و توسعه شتابان و توزیع نامتعادل شهرنشینی در دوره جدید که موجب شکل گیری حاشیه ها و محلات اسکان غیررسمی در اطراف شهرها شده، خود یکی از عوامل اصلی بروز آسیب‌های اجتماعی است.

* عوامل مؤثر در ایجاد حاشیه نشینی

در روستاهای ما هم اکنون امکانات لازم و کافی برای توسعه و ایجاد عدالت به قدر کافی وجود ندارد و نمی‌توان روستاییانی را که حق زندگی کردن دارند، مجبور به زندگی در شرایطی ناعادلانه کرد. الگوی نامتوازن توسعه، نوسازی نظام بهره برداری کشاورزی، رشد بالای جمعیت روستایی، بیکاری و جاذبه‌های شهری موجب شده آنان به هر قیمتی خود را به شهر برسانند تا رفاهی را که از آن محروم مانده اند، به دست آورند، ولی گرفتار در چنبره مشکلات شهری به حاشیه شهر پناه می‌برند و خود و نسل بعد خود را به نفرین حاشیه‌نشینی مبتلا می‌کنند.

دلایل شکل گیری پدیده حاشیه نشینی متنوع و متعدد است. پایین بودن درآمد در روستاها و نبودن فرصت‌های اشتغال، کمبود مسکن در شهرها، تفاوت‌های نژادی که موجب رانده شدن گروه‌های خاص می‌شود، گرانی غیرمتعارف زمین در کلانشهرها، نگاه تمرکزگرای دولتی و افزایش بیشتر امکانات مادی و اقتصادی در شهرهای بزرگ، گسترش شکاف طبقاتی و بی‌دقتی دولت‌ها در مکان یابی صنعتی برای سکونت کارگران ساده از مهم‌ترین این دلایل است.

* ضرورت توجه به موضوع حاشیه نشینی

از مهم‌ترین پیامدهای حاشیه نشینی، فرهنگ فقر و محرومیت نسبی است. مفهوم نظریه «فرهنگ فقر» این است که فقر نه تنها نداشتن درآمد کافی نیست، بلکه شیوه ای از زندگی است که از نسلی به نسل دیگر انتقال می‌یابد. برخلاف نظریه اقتصاد سیاسی که به دنبال عوامل ریشه‌ای فقر در ساختارهای بزرگ‌تر جامعه می‌گردد، فرهنگ فقر، فقر را معلول دیدگاه‌های ذهنی خود افراد فقیر شهری می‌داند. فرهنگ فقر، وضعیتی را نشان می‌دهد که در آن مردم در دام محیطی اجتماعی گرفتار آمده اند که ویژگی هایش بی تفاوتی، تسلیم شدن به سرنوشت، نبودن آرمان‌های والا، نگرانی و همزمان با آن استقبال از رفتار بزهکارانه و تأیید آن است. در واقع، افزایش میزان محرومیت نسبی در میان حاشیه نشینان است که باعث حاکم شدن فرهنگ فقر در منطقه حاشیه نشین می‌شود. محرومیت نسبی عبارت از احساسات فردی است که فاقد منزلت یا شرایطی است که به اعتقاد خویش باید داشته باشد و معیار چنین شخصی مراجعه به داشته‌های اشخاص یا گروه‌های دیگر است و خود را مستحق به دست آوردن آن می‌داند.

هر چه امکانات پیشرفت و ارتقا در افراد و گروه‌های مرجع دیگر که خود را با آن‌ها مقایسه می‌کنند بیشتر باشد، انتظارهای این افراد بیشتر می‌شود و یک نوع احساس بی عدالتی نسبی به وجود می‌آید و موجب ایجاد نارضایتی عمیق و گسترش محرومیت نسبی در میان این اقشار جامعه می‌شود. این امر گاهی می‌تواند همچون بشکه باروت برای ایجاد آشوب‌های اجتماعی عمل کند.

* مهار حاشیه نشینی

برای مهار حاشیه نشینی و یا به حداقل رساندن آن، تعامل سه گروه اساسی به عنوان سه ضلع مثلث برای رفع مشکلات امنیتی و اجتماعی حاشیه نشینان مهم است؛ ضلع اول، دولتمردان و سیاستمداران. ضلع دوم، اندیشمندان و کارشناسان حوزه شهری، آسیب‌های شهری و حاشیه نشینی و ضلع سوم، خود مردمی که در حاشیه ها زندگی می‌کنند. ضلع اول با کمک ضلع دوم می‌تواند به پیشگیری، بهبود و بهره وری از حاشیه نشینی بپردازد و این حاصل نمی‌شود مگر اینکه به پدیده حاشیه نشینی واقع بینانه بنگرند و راهکارهای عملی را از حد حرف به عمل بیاورند. به عبارت دیگر، ضلع سوم واقعیت عینی و مهم برای کمک به بهبود این وضعیت است. نکته حائز اهمیت این است که برای رسیدن به بهبود و درمان وضعیت حاشیه نشینان نمی‌توان بدون همکاری مداوم و مستمر حاشیه‌نشینان و بدون بررسی اذهان مردمانِ درگیر به قضاوت نشست و مسایل حاشیه‌نشینان را بررسی کرد و منطقی ترین راه، بررسی تجارب و آگاهی‌های کنشگرانِ درگیر، یعنی حاشیه نشینان است.

امروزه اگر به حاشیه نشینی درست بنگریم و به جای تهدید، با نگاهِ فرصت به این پدیده بنگریم و صد البته با نگاهی مبتنی بر کرامت انسانی حمایت‌هایی را که از آنان دریغ شده، روا داریم، به نتایج بهتری می‌رسیم. پس از بررسی‌های پژوهشی در جوامع فقیر مشخص شد که وجود حاشیه نشینان نقش مهمی در اقتصاد شهری دارد. در واقع آنان با کمک ناچیز دولت قادرند مسکن، خوراک و پوشاک خود را فراهم کرده و با این حال نوعی نیروی کار ذخیره، حاضر و بی‌درنگ برای فعالیت‌های درحال گسترش بخش رسمی درون شهرها باشند.

براین اساس، با تکیه بر دیدگاه عدالت، دولت باید به ارتقای نیازهای مختلف این گروه توجه خاص داشته باشد. باید توجه داشت که برنامه‌های «بهسازی» و «جلوگیری از رشد مناطق حاشیه نشین» باید به طور همزمان مورد توجه قرار گیرد. حاشیه‌نشینی، واقعیتی است که وجود دارد و باید به دنبال بهسازی و بهره‌وری از این پدیده باشیم و در کنار این اقدام به دنبال جلوگیری از گسترش آن هم باشیم.

نگاه کارشناسان مسایل شهری به حاشیه‌نشینی بیشتر نگاه تهاجمی است و مدیریت شهری به آن‌ها به عنوان جزایری پر از مشکل نگاه می‌کند، درحالی که زایش آنان شاید نتیجه سیاست‌های نادرست باشد و تا این نگاه اصلاح نشود، مشکل حاشیه‌نشینی هم حل نمی‌شود.

* پژوهشگر و مدرس دانشگاه

 

۳۵ درصد مردم مشهد حاشیه نشین هستند

 

غلامرضا بصیری پور در گفت و گو با قدس آنلاین، با بیان اینکه حرکت‌های خوبی برای حاشیه شهر مشهد انجام شده است گفت: اما هنوزتا رسیدن به شاخص مناطق برخوردارشهری، فاصله داریم.

وی ادامه داد: برای رفع محرومیت درحاشیه شهرمان باید به همه شاخص‌های برخورداری یک منطقه دقت کنیم، شاخص‌هایی همچون مراکز درمانی و اورژانسی، مسجد، خیابان‌ها، آسفالت و همچنین مسایل مختلف فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی که همه مسایل مهمی هستند و باید مهیا شود .

وی با اشاره به اینکه خوشبختانه طی سال‌های اخیر، برنامه‌هایی برای بهبود وضعیت حاشیه شهرانجام شده، اما کافی نیست، افزود: هنوزمحرومیت در حاشیه شهربسیار وجود دارد که مردم آن با مشکلات عدیده‌ای مواجه هستند و براستی حضور بیش از یک میلیون نفر شهروند در حاشیه شهر را نمی‌توان نادیده گرفت.

وی گفت: اگرچه علاوه بر مسؤولانی که مستقیم با این موضوع مرتبط هستند، مانند دولت و شهرداری برخی نهادها و سازمان‌ها مثل سپاه و یا خیرین  و... هم در این راستا کمک‌های خوبی را دارند، اما هنوزهم باید به رفع مشکل مردم منطقه حاشیه شهر جدی اندیشید .

رئیس خیرین مسکن ساز توس در ادامه از واگذاری بیش از ۵۱۲ واحد مسکن از یک هزار واحدی ابرار در بولوار پنج تن و بولوار سرافرازان مشهد خبر داد و تأکید کرد: در این طرح اولویت ما واگذاری واحدهای مسکونی به زنان سرپرست خانوار بوده تا از این طریق بخش اساسی از هزینه‌های خانوار که اجاره بها مسکن است، رفع شود.

 بصیری پورخاطرنشان ساخت: این درحالی است که باید درکنار ساخت مسکن ، سایت تجاری ، مراکز درمانی و رفاهی، کتابخانه، مسجد وهمه نیازهای یک شهروند دراین سایت تعریف شده باشد. رئیس شورای استان خراسان رضوی در خصوص وقف درجهت محرومیت زدایی در حاشیه شهر مشهد و مناطق محروم بیان داشت: وقف از اصول پیشرفته دین اسلام است و زکات، فطریه، صدقه و همه آموزه‌های دینی ما در جهت، حمایت از محرومان و فقرا تأکید شده، اما متأسفانه گاه بسادگی از کنار این  آموزه‌ها می‌گذریم .

بصیری پور اظهار داشت: اگر به آموزه‌های کمک به دیگران بیندیشیم و عمل کنیم، ما هرگز فقیر نخواهیم داشت. حتی ما روایت داریم که بسیاری از ثروتی که در دست اغنیاست، مال فقراست. وی در پاسخ به پرسش خبرنگار ما در خصوص وضعیت آموزشی و امکان احداث مراکز آموزش عالی در مناطق حاشیه شهر در جهت ارتقای  فرهنگی این مناطق نیز تصریح کرد: خوشبختانه برای ساخت مرکزآموزش عالی در صورت در خواست و حضور خیرین زمین آن  در منطقه حاشیه شهر مهیاست و امیدوارم با تسهیل در انجام وقف و سایرهمکاری‌های مختلف برای حمایت از محرومان، به سمت محرومیت زدایی و کمک به نیازمندان قدم‌های خوب و سریعی را برداریم.

 

 

صورت مسأله ۵ هزار معتاد پرخطر در حاشیه شهر مشهد را پاک نکنید

 

حجت‌الاسلام پژمانفر در این بازدید اظهار داشت: تلاش برای فراهم سازی امکانات بیشتر برای درمان و اشتغال بهبود یافتگان در دستورکار است.

وی با اشاره به راه‌اندازی مراکز ماده ۱۶ در مشهد گفت: سرمایه‌گذاری نظام در زمینه مراکز نگهداری و درمان معتادان متجاهر صورت گرفته و امکانات خوبی نسبت به دیگر کمپ‌های ترک اعتیاد در اینجا فراهم شده که ضروری است برای شغل و کار معتادان پس از بهبودی تلاش بیشتری شود.

وی گفت: موضوع حاشیه نشینی مسأله خاص این شهر یا کشور نیست و همه جای دنیا با این موضوع روبه رو هستند، اما شهر مشهد به علل خاصی با مشکلات بیشتری روبه روست.

پژمانفر به وجود ۵ هزار معتاد پرخطر در مناطق حاشیه شهر مشهد اشاره کرد و گفت: این معتادان مشکلات و معضلات فراوانی را برای منطقه به وجود آورده‌اند و این درست نیست که صورت مسأله را پاک کنیم و با معتادان برخورد انتظامی داشته باشیم و ممکن است این مسأله در مشهد توسعه پیدا کند.

به گفته وی باید با مدیریت و برنامه‌ریزی قوی از پیشرفت این معضل در شهر مشهد جلوگیری کنیم.

دبیر شورای هماهنگی مبارزه با موادمخدر خراسان رضوی نیز در این بازدید گفت: با اقدام‌های انجام شده و با حمایت مسؤولان استان، بیش از ۱۷۰۰ معتاد متجاهر از مناطق آلوده شهر جمع آوری و در مراکز بازپروری نگهداری می‌شوند و در بیش از ۷۰۰ مرکز درمانی سطح استان حدود ۵۰ هزار خدمت نفر در کلینیک‌های سرپایی درمان با متادون و دیگر مراکز درمانی ارایه می‌شود.

 

این حاشیه ها بوی جرم می دهد

 

خانه های سست و لرزان, خشتی یا حلبی, دیوارهای نمور و تاریک, سقف های ترک برداشته و پتوهایی که نقش در را برای ورودی این بظاهر خانه ها ایفا می کند و حریم خصوصی ساکنان این خانه ها را از هم جدا کرده, تمام سهم آلونک نشین ها از زندگی شهری است

خانه‌های سست و لرزان، خشتی یا حلبی، دیوارهای نمور و تاریک، سقف‌های ترک برداشته و پتوهایی که نقش در را برای ورودی این بظاهر خانه‌ها ایفا می‌کند و حریم خصوصی ساکنان این خانه‌ها را از هم جدا کرده، تمام سهم آلونک‌نشین‌ها از زندگی شهری است.

زنانی که کنار برکه آب سیاه و متعفنی که آن نزدیکی است، ظرف و رخت و لباس‌شان را می‌شویند، کودکانی که میان گل و لای روزهای بارانی و خاک و خل روزهای آفتابی در هم می‌لولند و پابرهنه در میان این آلونک‌ها شادمانه جست‌وخیز می‌کنند، یکی از همسایه‌ها از سابقه دارهای خرید و فروش مواد مخدر است، پسران جوان خانواده دیگری بارها به جرم شرارت و مزاحمت دستگیر شده‌اند، مرد خانواده‌ای در شهر دور افتاده دیگری کارگری می‌کند و گاه تا ماه‌ها سراغی از همسر و فرزندانش نمی‌گیرد و... همه آنها محکوم به زندگی حاشیه‌نشینی هستند.

اینجا از زرق و برق زندگی شهری، امکانات، آسایش و رفاه، بهداشت و حتی امنیت خبری نیست. ساکنان این زاغه‌ها همان‌گونه که محرومیت و فقر را می‌شناسند، با مفهوم جرم هم بیگانه نیستند.سرقت، نزاع‌های دسته جمعی، اعتیاد، خرید و فروش مواد مخدر، تجاوز به عنف و... نمونه‌هایی از این بزهکاری‌هاست.

رشد حاشیه‌نشینی را اگر نتوان نشانه اصلی رشد فقر دانست، اما نمی‌توان از کنار این واقعیت نیز گذشت که هر چه حاشیه‌نشینی گرداگرد شهرهای بزرگ کشور گسترده می‌شود، زنگ خطر فقر هم صدایش را رساتر به گوش مسئولان می‌رساند.

۵ /‌۷ میلیون در کشور؛ ۵‌/‌۳ میلیون در پایتخت

برای کشوری که به روایتی ۵‌/‌۷ میلیون و به روایتی دیگر ۵ میلیون نفر حاشیه‌نشین دارد، وقوع جرم و شاخص رو به رشد آن در چنین فضایی که آبستن حوادث و آسیب‌های اجتماعی است، چندان دور از انتظار نیست، در حالی که براساس آمارهای رسمی، این سکونتگاه‌ها ۱۰ درصد مساحت شهری و حاشیه‌نشینان ۳۰ درصد جمعیت شهری کشور را شامل می‌شود.رشد حاشیه‌نشینی را اگر نتوان بارزترین نشانه رشد فقر در جوامع دانست، اما نمی‌توان از کنار این واقعیت نیز گذشت که هر چه حاشیه‌نشینی گرداگرد شهرهای بزرگ کشور گسترده می‌شود، زنگ خطر فقر و جرایم و آسیب‌های اجتماعی ناشی از آن در جامعه بیشتر طنین‌انداز می‌شود. جاذبه رفاه شهرنشینی، حاشیه‌نشین‌ها را از زادگاه خویش جدا می‌کند و به سوی قطب‌های صنعتی و بازارهای کار می‌کشاند، اما از آنجا که در شهرهای بزرگ هم جایی برای سکونت ندارند، در حاشیه شهرها ساکن می‌شوند و می‌کوشند خود را به اقتصاد پررونق شهر تحمیل کنند.

آمار ۵‌‌/‌‌۷ میلیون جمعیت حاشیه‌نشین کشور در حالی مطرح می‌شود که اعلام سکونت ۳۵ تا ۵۰ درصد جمعیت پایتخت (معادل ۵‌/‌۳ میلیون) در مناطق حاشیه‌ای اطراف تهران بیانگر این است که معضل حاشیه‌نشینی در حاشیه کلانشهرهای کشور به‌وضعیت بحرانی خود نزدیک می‌شود.از همین‌روست که به گفته شهلا کاظمی‌پور، معاون پژوهشی مرکز مطالعات جمعیتی آسیا و اقیانوسیه، کلانشهر تهران با جذب ۳۱درصد از کل مهاجران کشور در صدر شهرهای مهاجرپذیر جای گرفته است و این در حالی است که ۲۲ درصد جمعیت استان تهران مهاجرانی هستند که در مدت سال‌های ۷۵ تا ۸۵ به تهران وارد شده‌اند اما در مقابل آمار بالای مهاجرپذیری، این استان تنها ۶ درصد جمعیت خود را به‌عنوان مهاجر به شهرهای دیگر کشور فرستاده است و البته طبیعی است بدون در نظر گرفتن ایجاد جاذبه برای شهرهای مبدأ هیچ سیاستی برای جلوگیری از مهاجرت نتیجه بخش نخواهد بود.

 

 

 

حاشیه‌های جرم خیز

بوی جرم از بستر مهاجرت برمی‌خیزد و در واقع مهاجرت زمینه‌ساز وقوع بسیاری از جرایم محسوب می‌شود. هرچند صدور حکم مجرم بودن برای تمام مهاجران هم کار منطقی و عادلانه‌ای نیست. این موضوع را در اظهارات جرم‌شناسان و جامعه‌شناسان نیز می‌توان براحتی جستجو کرد.

بیشتر افراد مهاجری که به شهرها روی می‌آورند، شغل ندارند و از نظر اقتصادی هم دچار بحران هستند. از این‌رو برای امرار معاش به پول نیاز دارند و در چنین بحرانی است که انگیزه‌های ارتکاب جرم مهاجران فراهم می‌شود، به مهاجران ایرانی و غیر ایرانی هم محدود نمی‌شود.

اگرچه ممکن است در شدت جرم میان این دو نوع مهاجر تفاوت قائل شد، اما در اصل موضوع، خدشه وارد نمی‌کند. حاشیه‌نشینی که خود معلول گسترش شکاف طبقاتی، رشد بی‌رویه شهرنشینی و مهاجرت روستاییان به شهرهای بزرگ است، از جهات متعدد موجب شیوع بزهکاری‌ها، انحرافات اجتماعی و عوارض ناشی از آنها می‌شود.

این، همان موضوعی است که یک جامعه شناس در گفت‌وگو با «جام‌جم» با اشاره به آن می‌گوید: «وقتی در شهر محل تولد خود زندگی می‌کنید، افراد زیادی شما را می‌شناسند و شما مواظب رفتار خود هستید و سعی می‌کنید خطایی از شما سر نزند اما در حاشیه‌ها، اطراف راه آهن و ترمینال‌ها، این ترس می‌ریزد و بستر جرم خیز می‌شود

نکته: تشکیل کمیته ویژه بررسی وضعیت حاشیه‌نشینان از سال ۸۵ تاکنون باوجود تمام جلسات کارشناسی، حاصلی جز افزایش​حاشیه‌نشینی در اطراف کلان شهر ها ​و بخصوص پایتخت نداشته است

امان‌الله قرایی‌مقدم، حاشیه‌نشین‌ها را این‌گونه معرفی می‌کند: «حاشیه‌نشین‌ها کسانی هستند که در تمام کشورهای جهان در حاشیه و اطراف شهرهای بزرگ زندگی می‌کنند و اکثریت قریب به اتفاق آنها مهاجرند. این جماعت به لحاظ فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی، ویژگی‌های خاص خود را دارند، بافت فرهنگی متجانسی ندارند و نظارت آنها بر خود یا خودکنترلی در آنها ضعیف است. حاشیه‌نشین‌ها ابتدا در حلبی‌‌آباد یا زاغه زندگی می‌کنند و بعد آنجا را به صورت حاشیه درمی آورند، شکل آن را عوض می‌کنند، خانه‌های خود را مرتب‌تر و مستحکم‌تر می‌کنند و بتدریج آنجا را به شهرک، شهر و شهرستان تبدیل می‌کنند

به گفته امان‌الله قرایی‌مقدم، حاشیه‌نشینی در اطراف کلانشهرهایی مانند تهران، تبریز، اصفهان، شیراز و مشهد بیشتر به چشم می‌خورد، این مردم از درآمد اقتصادی پایینی برخوردارند و بیشتر به کارهای اقتصادی غیرمولد مشغولند و جمعی از آنها نیز کارگرند.

قدمت ۵۰ ساله حاشیه‌نشینی در کشور

رشد حاشیه‌نشینی در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ ابتدا از تهران شروع شد و نخستین اجتماعات حاشیه‌نشین در جنوب شهر اسکان پیدا کردند، گسترش تأسیسات شهری و شبکه‏های ارتباطی و همچنین افزایش درآمد حاصل از نفت، موجب رونق شهرها و ایجاد جاذبه‏های شهری شد و از سوی دیگر اصلاحات ارضی و مکانیزاسیون، دافعه‏های روستایی را تشدید کرد.در یک بررسی گسترده که سال ۱۳۵۱ در مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران صورت گرفت، مشخص شد که ۹۱ درصد از سرپرستان خانواده‌های حاشیه‌نشین در تهران روستایی بوده‌اند که از این تعداد ۷۲ درصد آنان قبلا دهقان محسوب می‌شدند و ۵۹درصد خرده مالک بوده‌اند.

تهران تا شهریور سال ۱۳۵۹ نزدیک به ۱۰هزار و ۴۵۰خانوار و ۴۵۰۰ آلونک را در خود جای داده بود. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی باوجود تحولات ساختاری و اولویت‌بخشیدن به بخش کشاورزی و توجه بیشتر بر استمرار عواملی نظیر اختلاف سطح دستمزد و امکانات رفاهی بین شهر و روستا، علل دیگری نیز به‌وجود آمد که از آن جمله می‏توان تقسیم زمین در نقاط شهری و افزایش سطح آگاهی روستاییان را نام برد.

در عین حال باید اضافه کرد که با وجود تحولات صورت گرفته و به‌دلیل کافی نبودن امکانات زیربنایی برای ایجاد اشتغال در نقاط روستایی و سیاست‏های اقتصادی خاصی که از اواخر دهه‏ ۱۳۶۰ آغاز شد، مهاجرت به شهرها همچنان ادامه یافت؛ به‌طوری که رشد جمعیت شهری طی دوره۲۰ساله پیش از انقلاب (یعنی بین سال‏های ۵۵ ـ ۱۳۳۵) با نرخ رشدی معادل ۵درصد افزایش داشت و این روند طی دوره ۲۰‌ساله بعد از انقلاب (۷۵-۱۳۵۵) با نــرخی معادل ۳‌/‌۴ درصد ادامه یافت.

براساس سرشماری سال ۱۳۷۵ حدود یک پنجم جمعیت منطقه کلانشهری تهران در شهرها و شهرک‌های حاشیه‌ای با ساخت و ساز غیرمجاز و غیرمتعارف سکونت یافته‌اند که قطعا این آمار با گذشت حدود ۱۵ سال روند تصاعدی در پیش گرفته است.

کمیته‌ای که فراموش شد!

خرداد ۱۳۸۵، غلامعلی حدادعادل، رئیس وقت مجلس شورای اسلامی، از تشکیل کمیته ویژه‌ای برای مطالعه و بررسی اقدامات انجام شده پیرامون پدیده حاشیه‌نشینی در شهرهای بزرگ سخن گفت و وعده داد این کمیته بزودی راهکاری برای حل بحران حاشیه‌نشینی در کشور ارائه دهد.

وی حاشیه‌نشینی را پدیده‌ای مربوط به اسکان نامناسب در سکونتگاه‌های بسیاری از کشورهای در حال توسعه و عقب‌‌مانده عنوان کرده و گفته بود: هرچند در کشور ما اوایل انقلاب اقدامات خوبی برای جمع‌آوری حلبی‌آبادها و گود‌نشین‌های اطراف تهران انجام شد اما با این حال در طول سال‌های گذشته مهاجرتی بی‌رویه از روستاها به سمت شهرهای بزرگ دیده می‌شود؛ به طوری که طــبق آمار ۱۵ درصد جمعیت کلانشهرها مشمول تعریف حاشیه‌نشینی می‌شود که این رقم بین ۸ تا ۹ درصد از جمعیت کل کشور را تشکیل می‌دهد.

سرانجام با پیگیری و تاکید مجلسی‌ها این کمیته تشکیل شد اما تمام جلسات و بررسی‌های کارشناسی مطرح شده در آن، حاصلی جز افزایش روزافزون آمار حاشیـــه‌نشینان در ۳۲ شهر کشور و از همه مهم تر، پایتخت در برنداشت.

در واقع هرچند این کمیته در روزهای نخست با وعده کنترل مهاجرت به شهرهای بزرگ و افزایش معضل حاشیه‌نشینی در آنها با جدیت کار خود را آغاز کرد اما به مرور زمان کارکرد خود را از دست داد؛ به‌گونه‌ای که حالا با گذشت ۶ سال از فعالیت‌های این کمیته از اقداماتی که تاکنون در این زمینه انجام شده، کمتر سخنی به میان می‌آید.

پروژه ساماندهی مناطق حاشیه‌نشین کشور آنچنان کند به حرکت لاک‌پشت وار خود ادامه می‌دهد که نمی‌توان حداقل تا ۱۰ سال آینده به اتمام این پروژه امیدوار بود.

حاشیه‌نشینی و افزایش وقوع جرایم در حاشیه‌ها و سکونتگاه‌های غیررسمی کشور بتدریج در حال جای گرفتن در لیست سیاه معضلات کلانشهرهای کشورمان است و این نگرانی وجود دارد که در آینده‌ای نه‌چندان دور، آسیب‌های اجتماعی مبتلا به آن جامعه را تحت الشعاع قرار دهد اما هنوز مسئولان و متولیان، زنگ خطر آسیب‌های اجتماعی ناشی از رشد خزنده پدیده حاشیه‌نشینی در اطراف شهرهای بزرگ را آنچنان که باید، جدی نگرفته و برای آن راهکار مناسبی ارائه نکرده‌اند.

به نظر می‌رسد تا زمانی که عزم جدی از سوی تمام دستگاه‌های متولی برای ساماندهی به وضعیت حاشیه‌نشینی در کشور وجود نداشته باشد، همچنان این حاشیه‌ها پناهگاه‌های امنی برای مجرمان و بسترهای مناسبی برای وقوع جرم در جامعه خواهند بود.

 

کودکان حاشیه نشین را دریابیم​

 

منطقه حاشیه نشین, منطقه فقیرنشین اطراف شهرهای بزرگ است که به علت ارزانی زمین, افراد جذب آن می شوند ولی از امکانات لازم و کامل برای یک زندگی متعارف برخوردار نیستند و جذب نظام اقتصادی ـ اجتماعی شهر و امکانات و خدمات شهری نمی شوند

منطقه حاشیه‌نشین، منطقه فقیرنشین اطراف شهرهای بزرگ است که به علت ارزانی زمین، افراد جذب آن می‌شوند ولی از امکانات لازم و کامل برای یک زندگی متعارف برخوردار نیستند و جذب نظام اقتصادی ـ اجتماعی شهر و امکانات و خدمات شهری نمی‌شوند.

بنا بر این تعریف، افراد ساکن در حاشیه شهر ها نیازمند امکاناتی هستند که معمولا موفق به دریافت آنها نمی شوند. بر اساس آمارهای اعلام شده میزان وقوع جرم و بزه در حاشیه شهر ها و ​ میان افراد حاشیه نشین، بیش از شهر ها و افراد شهرنشین است.

برای بررسی عوامل افزایش وقوع بزه و جرم در این مناطق، ابتدا لازم است به نقش تقلید در یادگیری بویژه در دوران کودکی و نوجوانی که زمان شکل گیری شخصیت روانی افراد است، توجه شود. یادگیری مشاهده ای یا جانشینی یکی از شیوه های آموزشی است که از دیرباز در تعلیم و تربیت دارای کاربرد بوده است. از آغاز قرن بیستم پژوهش های فزاینده ای درباره تقلید یا نسخه برداری از رفتار دیگران به عنوان یک پدیده علمی انجام گرفته و جنبه های مختلفی برای آن مشخص شده است. فرد از طریق مشاهده دیگران، ایده چگونگی انجام رفتارهای تازه را شکل می دهد. در موقعیت های بعدی، این اطلاعات رمزی به عنوان راهنمایی برای عمل، در خدمت فرد خواهد بود. چهار عامل مهم در فرآیند یادگیری مشاهد ه ای موثر است: ۱ ـ دیدن و توجه کردن به عملی که اتفاق می افتد، ۲ ـ یادداری و در حافظه نگه داشتن عمل مشاهده شده، ۳ ـ تقلید کردن از آن عمل و ۴ ـ دریافت تقویت و تشویق در قبال انجام آن عمل از طرف دیگران.

یادگیری از یکدیگر، هم می تواند شامل رفتارهای خوب باشد و هم رفتارهای نه چندان خوب و حتی بد. مادام که رفتارهای خطرزا غالب هستند، امکان آموختن این رفتار ها در جامعه بیشتر از یادگیری رفتارهای سلامت گر​است. نبود امکانات فرهنگی، رفاهی و آموزشی کافی در حاشیه شهر ها شانس یادگیری مشاهده ای هنر، تفریحات سالم، امور فرهنگی، ورزشی و اخلاقی را کاهش داده و از طرفی وقوع بالای جرم و بزه در حاشیه شهر ها، احتمال یادگیری مشاهده ای این اعمال را در کودک و نوجوان ساکن در منطقه حاشیه ای شهرهای بزرگ را بالا می برد و همچنین این افراد به دلیل این که از کودکی شاهد جرم و بزه بیشتری بوده اند، تکرار مشاهده این اعمال تا حدودی از میزان قبح و ناشایستی این اعمال در دید آنان می کاهد و حتی تصدیق و تشویق دیگران از این جرم ها و بزه ها تحت عنوان توانمندی، باعرضه بودن، زرنگی و... فرد را راغب به تجربه این اعمال می کند. از دیگر سو به علت نزدیکی این مناطق به شهرهای بزرگ و امکان رفت وآمد به شهر بزرگ، حاشیه نشین ها از امکاناتی که از آن محروم مانده اند بخوبی مطلعند و این احساس محرومیت از امکانات را از کودکی بخوبی حس می کنند و چه بسا با توجه به آشنایی با اعمال مجرمانه و بزهکارانه، از آنها به عنوان وسیله ای برای دست یافتن به آنچه از آن محروم شده اند یعنی امکانات بهتر و بیشتر استفاده کنند. شاید در مناطق حاشیه نشین به دلیل فقر و گرفتاری والدین در تامین اساسی ترین نیازهای اعضای خانواده، توجه به نیازهای عاطفی و روانی کودک و نوجوان از اهمیت کمتری برخوردار باشد؛ بنابراین فرد سعی می کند از هر وسیله ای حتی انجام اعمال مجرمانه و بزهکاری جهت ابراز وجود و جلب توجه به هر قیمتی حتی تقبیح و سرزنش اطرافیان استفاده کند و از طرفی معمولا افرادی که چیزی برای از دست دادن ندارند یا چیزهای کمتری برای از دست دادن دارند، بیشتر خطر می کنند و راحت تر تن به اعمال مجرمانه و بزهکارانه می دهند و آسان تر خطر آن را به جان می خرند.

به نظر می رسد برای حل معضلات حاشیه نشینی لازم است چشم انداز زیباتری از جهان برای کودکان و نوجوانان ساکن در این مناطق در نظر بگیریم تا با استفاده از امکانات برابر و تجربه زیبایی ها و آموزش مهارت های زندگی، کودک و نوجوان حاشیه نشین، توان و قدرت نادیده گرفتن و نه گفتن به جرم و بزه را کسب کند.

زهرا ریخته گران خمسه

 

 

 

 

 

شلیک حاشیه نشینی بر قلب امنیت

 

رشد قارچ گونه شهرک های اقماری در حاشیه کلانشهر ها و نبود امکانات برای ایجاد محیطی امن, برای ساکنان این قبیل شهرک ها که به دلیل مشکلات مهاجرتی ایجاد می شود,اکنون به معضلی جدی تبدیل شده است

رشد قارچ‌گونه شهرک‌های اقماری در حاشیه کلانشهر‌ها و نبود امکانات برای ایجاد محیطی امن، برای ساکنان این قبیل شهرک‌ها که به دلیل مشکلات مهاجرتی ایجاد می‌شود،اکنون به معضلی جدی تبدیل شده است.

رخدادهای مربوط به جرایم ریز و درشت در این شهرک خود مؤید این واقعیت تلخ است که آمار جرایم در برخی از این مناطق بالاست و در برخی از اوقات نیز شاهد جنایت های دلخراشی هستیم که مدت ها در اذهان عمومی جامعه باقی می ماند.

گرچه در چند سال گذشته با ایجاد پاسگاه های انتظامی در شهرک های اقماری سعی در مقابله با انواع جرایم شده است، اما تمامی این اقدامات آن گونه که انتظار می رود نتوانسته جرایم را کنترل کند، زیرا بسیاری از مجرمان حرفه ای و سابقه دار از شهرک های اقماری به عنوان محیطی برای قرار گرفتن در سایه امنیت استفاده می کنند و جامعه شناسان از این شهرک ها به عنوان خوابگاه مجرمان حرفه ای نام می برند.

بزهکاری در حاشیه های شهر، خانه های مقوایی و... با بزهکاری در دیگر مناطق شهر فرق دارد. از همین رو نمی توان عامل محیطی را در بروز بزهکاری رد کرد. متاسفانه به دلیل نبود آمار و مـطالعات دقیق از سوی کارشناسان، میزان جرم زایی در کشور ما روشن و مشخص نیست. آنچه مسلم است میزان بزهکاری در مناطق حاشیه شهرها و پرجمعیت و همچنین شهرک ها بیش از مناطق دیگر است.

بزهکاری در مناطقی همچون شهرک های اقماری که افرادی با تعلقات مختلف در آن زندگی می کنند، از محله های قدیمی و ریشه دار بیشتر است. همچنین بزهکاری در بخش های فقیرنشین، بنادر و راه آهن بیشتر از دیگر مناطق شهر است.

از سوی دیگر حاشیه نشینی خود به یکی از عوامل مهم وقوع جرم در اطراف شهرهای بزرگ تبدیل شده و آمار و ارقامی که هر از گاه از سوی مراجع ذی صلاح اعلام می شود، گواهی بر این مدعاست. چنان که بارها از سوی مسئولان انتظامی و امنیتی اشاره شده که آمار وقوع جرم در حاشیه ها و شهرک های اقماری چنان قابل توجه است که حتما باید مشخصا برای جلوگیری از آنها چاره ای اندیشیده شود. در مجموعه پیش رو تعدادی از مهم ترین جرم های به وقوع پیوسته در مناطق حاشیه ای تهران را مورد بررسی قرار می دهیم.

زورگیران در حاشیه امن حاشیه نشینی

زورگیری و کیف قاپی از جرایمی است که به وفور در حاشیه ها اتفاق می افتد و این موضوعی است که یک بار نگاه به بخش حوادث رسانه های مختلف برای اثباتش کافی است، اما در میان همین نوع خبرهای پرتکرار، بعضی هاشان هستند که هنوز از ارزش خبری برخوردارند. برای نمونه بتازگی خبری در رسانه ها منتشر شد مبنی بر این که پنج عضو یک باند زورگیری اطراف تهران و شهرک های حاشیه ای دستگیر شده اند و تاکنون به صدها فقره سرقت اعتراف کرده اند.

در همین ارتباط سرهنگ زارع به جام جم گفت: چندی پیش مردی با حضور در پلیس آگاهی از سه مرد به اتهام سرقت پول و مدارکش شکایت کرد.

در تحقیق از شاکی معلوم شد روز حادثه پس از نقد کردن یک چک میلیونی از بانک هنگام بازگشت به خانه اش در یکی از محله های جنوبی شهرری، راکبان یک موتورسیکلت با تهدید چاقو و قمه راهش را سد و وی را به مرگ تهدید کرده و پس از آن که کتکش زده اند، پول هایش را دزدیده و متواری شده اند.

وی افزود: با تشکیل پرونده، چهره نگاری رایانه ای از متهمان انجام و جستجو برای دستگیری آنها آغاز شد و در ادامه افراد دیگری نیز با ارائه شکایت هایی در پلیس آگاهی، عنوان کردند پس از خروج از بانک یا هنگام عبور از خیابان راکبان موتورسیکلت راهشان را سد کرده و پس از کتک زدن و زخمی کردن تعدادی از آنها پول، طلا، مدارک، لپ تاپ و کارت اعتباری بانکی شان را دزدیده و متواری شده اند.

او یادآور شد: در حالی که جستجوی پلیس برای دستگیری متهمان ـ که به نظر می رسید اعضای یک باند حرفه ای باشند ـ ادامه داشت، افراد دیگری نیز در پلیس آگاهی شکایت های جدیدی مطرح و عنوان کردند شیشه خودروهایشان که در محله های شهرری پارک بوده، شکسته و اموال درون آن ازجمله پول، طلا، اسناد و مدارک و حتی ضبط و پنل خودرو سرقت شده است.

زارع خاطرنشان کرد: اعضای تحقیق ردپای چند دزد حرفه ای را در این پرونده ها به دست آوردند و طی چند عملیات ضربتی موفق به دستگیری پنج زورگیر حرفه ای و یک خریدار اموال مسروقه در این باره شدند.

در ادامه مشخص شد سرکرده باند، جوانی به نام مهدی بوده که به اتهام زورگیری، عربده کشی و سرپیچی از دستور ماموران و اخلال در نظم عمومی تحت تعقیب چند مرکز پلیس و پلیس اطلاعات ـ امنیت بوده است.

وی تصریح کرد: متهمان به جرمشان اعتراف و عنوان کردند با شناسایی رهگذران یا کمین کردن در سر راه مشتریان بانک ها و مراکز خرید در محله های شهرری و اطراف تهران به آنها حمله ور شده و اموالشان را سرقت و افرادی را که مقاومت می کردند، با چاقو زخمی کرده، متواری می شدند و علاوه بر آن با شکستن شیشه خودروها اموال موجود در آن را هم دزدیدو به یک مالخر می فروختند.

قتل؛ کابوس شوم حاشیه نشینان

کم نیستند خبرهای قتلی که مکان جنایت را حاشیه ها و شهرک های اقماری عنوان می کنند. از قتل های سریالی مثل ماجرای بیجه یا سعید حنایی ـ قاتل خوفناک سریالی مشهد ـ تا بسیاری جنایت های دیگر همه ریشه در بیغوله های اطراف شهرهای بزرگ ازجمله تهران و مشهد دارند.

علاوه بر ماجراهایی که به تواتر در رسانه ها انعکاس پیدا کرده، جنایت های بسیار دیگری نیز از این نوع مناطق گزارش شده که در ادامه به برخی از مهم ترین ها اشاره می شود.

۴ برادر در نقش نقابداران سیاه

سرکرده باند نقابداران سیاه به نام سیامک، همراه برادران و یکی از دوستانش مسلحانه وارد یک طلافروشی در محله فردوسیه عباس آباد شهریار شد و پس از سرقت، مرد همسایه مغازه را ـ که قصد نجات جان مرد طلافروش را داشت ـ هدف شلیک گلوله قرار داد و با همدستانش متواری شد، آنها تحت تعقیب پلیس قرار گرفتند تا سرانجام دستگیر شدند و سرکرده باند راز سه قتل دیگر را فاش کرد.

سیامک نقابدار سیاه همراه همدستانش در شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران محاکمه و به چهار بار قصاص محکوم شد که حکم وی به تائید قضات دیوان عالی کشور رسید و پرونده وی و همدستانش برای اجرا به اجرای احکام دادسرای امور جنایی تهران ارسال شد تا این که وی بیست و ششم مرداد امسال پس از درگیری گروهی در سالن زندان با ضربه های چاقو زخمی شد و به درمانگاه زندان رجایی شهر کرج انتقال یافت و شامگاه بیست و هشتم مرداد جان باخت.

سیامک متهمی بود که اطراف شهرستان شهریار با همدستی برادرانش، از مردم سلب آسایش کرده بود و بسیاری از کسانی که متهم و دیگر اعضای باند نقابداران سیاه از آنها زورگیری و اخاذی کرده بودند، از ترس متهم و همدستانش جرأت شکایت نداشتند.

اعترافات تکان دهنده ۲ قاتل کودکان

دو مرد معتاد که به اتهام قتل دو کودک در بهارستان رباط کریم دستگیر شده اند، اعتراف کردند قصد داشتند به طور سریالی کودکان را بربایند و پس از آزار و اذیت، آنها را بکشند.

سرهنگ اصلانی، فرمانده انتظامی غرب استان تهران با اشاره به جدید ترین اعتراف های دو مرد معتاد ـ که دو پسر خردسال را در بهارستان رباط کریم ربوده و کشته بودند ـ در جمع خبرنگاران گفت: رسیدگی به این پرونده بیست و نهم دی امسال با طرح شکایت مردی در ارتباط با گم شدن پسر شش ساله اش امیرمهدی در بهارستان رباط کریم در دستور کار پلیس قرار گرفت.

اصلانی افزود: با تحقیق از پدر کودک گمشده، معلوم شد آنها برای خرید به مغازه ای رفته بودند و پدر پس از بازگشت به خانه، متوجه می شود فرزندش به خانه نیامده است.

وی گفت: در پی این شکایت، تجسس های پلیسی آغاز و جسد پسر گمشده در یکی از محله های بهارستان پیدا شد. در ادامه خانواده دیگری نیز با حضور در مرکز پلیس، اعلام کردند پسر خردسالشان به نام امیرعلی گم شده است.

فرمانده انتظامی غرب استان تهران یادآور شد: با توجه به این که احتمال می رفت میان گم شدن این کودک و قتل کودک دیگر رابطه ای وجود داشته باشد، ماموران تحقیقات را روی افراد معتاد و بزهکار محل حادثه متمرکز و ۱۰۰ مرد را به عنوان مظنون بازداشت کردند و با بررسی سوابق کیفری این افراد، تحقیق از مردی به نام مرتضی را ـ که ده فقره سابقه کیفری داشت و چهار مورد آن آزار و اذیت بود ـ آغاز و از وی به طور جداگانه بازجویی کردند.

وی خاطرنشان کرد: سرانجام این مرد اعتراف کرد، امیرمهدی را به بهانه دادن تنقلات ربوده و پس از آزار و اذیت، کشته و دوست معتادش نیز که اکنون فراری است، امیرعلی را به شیوه ای مشابه به قتل رسانده است. در پی اعتراف این متهم، دیگر همدست او نیز دستگیر شد و به ارتکاب جنایت اعتراف کرد. با اعتراف متهمان، ماموران جسد دومین کودک گمشده را نیز پیدا کردند.

متهمان می خواستند به جرایمشان ادامه دهند

اصلانی افزود: در حالی که تحقیقات از متهمان ادامه داشت، آنها در اعتراف خود گفتند قصد داشتند جرایم خود را به طور سریالی ادامه دهند که دستگیر شدند. در ادامه معلوم شد این دو متهم تصمیم داشتند، هر هفته به نوبت یک کودک را فریب داده وپس از ربودن و مورد آزار و اذیت قرار دادن، او را بکشند.

سرقت در شهر، اختفا در حاشیه

اعضای یک باند از سارقان سابقه دار که پس از سرقت در تهران در شهرک مرتضی گرد در حاشیه تهران مخفی شده بودند از سوی ماموران پلیس آگاهی دستگیر و به ده ها فقره سرقت و زورگیری از مردم محله های مختلف تهران اعتراف کردند.رسیدگی به پرونده اتهامی اعضای این باند با شکایت های متعدد مردمی در دستور کار ماموران قرار گرفت و کارآگاهان با چهره نگاری از متهمان موفق به شناسایی دو نفر از سارقان سابقه دار شده و با کنترل این دو تبهکار، آنها را همراه با همدستانشان دستگیر و تحویل دادسرای جنایی کردند.

چهار عضو این باند اعتراف کردند پس از سرقت در یک خانه اجاره ای در شهرک مخفی شده و شب ها به قصد سرقت از مخفیگاهشان خارج می شدند.

سرگذشت این باند و باندهای دیگری که از الگوی مشابه در ارتکاب جرم استفاده می کردند، نشان می دهد حاشیه ها و شهرک های اقماری پناهگاه خوبی برای مجرمان سابقه دار و حرفه ای هاست، چنان که بسیاری از مجرمان حرفه ای پس از ارتکاب جرم در شهرها، به این گونه مناطق می گریزند و از آشفتگی نسبی اجتماعی که در برخی از این نوع مناطق وجود دارد، بهترین استفاده را می کنند، این نکته ای است که بی توجهی به آن می تواند عواقب غیرقابل کنترلی در آینده داشته باشد.

 

کیف قاپ های حرفه ای حاشیه های شهر ری

آمار و اطلاعات پلیس نشان می دهد ​ کیف قاپی از جرایم پرشماری است که در حواشی و شهرک های اقماری به وقوع می پیوندد. دستگیری باندهای حرفه ای کیف قاپی در این نوع مناطق از آن دست خبرهایی است که از حیث تواتر دیگر توجه هیچ کس را برنمی انگیزد. بر این اساس همین چندی پیش بود که مسئولان پلیس آگاهی از دستگیری یک باند شش نفره کیف قاپی خبر دادند و اعلام شد پس از دستگیری به بیش از صدها فقره سرقت اعتراف کرده اند.

سرهنگ زارع، رئیس پایگاه نهم پلیس آگاهی تهران با اشاره به این باند به رسانه ها گفته بود: رسیدگی به این پرونده چندی پیش در پی شکایت های مردمی مبنی بر این که راکبان موتورسیکلت هنگام خروج از بانک یا مراکز خرید کیفشان را دزدیده و متواری شده اند، آغاز شد. وی افزوده بود: در تحقیق از شاکیان زن و مرد معلوم شد، کیف قاپ های فراری، تعدادی از آنان را با قمه زخمی کرده اند.

با افزایش شکایت ها، جستجوی ماموران ادامه داشت تا این که ردپای چند کیف قاپ سابقه دار در این رابطه به دست آمد و طی چند عملیات ضربتی، شش متهم سابقه دار در یکی از شهرک های اقماری اطراف تهران دستگیر شدند.

رئیس پایگاه نهم پلیس آگاهی تهران یادآور شده بود: متهمان به کیف قاپی در سطح شهر تهران و شهرری اعتراف کردند و معلوم شد آنها اموال مسروقه را به مردی می فروخته اند که سابقه دار بوده و از مجرمان دیگر نیز مالخری می کرده است.

زارع خاطرنشان کرده است که اعضای این باند به چندین​ فقره کیف قاپی از سال گذشته تاکنون اعتراف کرده اند. گفتنی است برای متهمان از سوی حسینی، بازپرس شعبه دوم دادسرای عمومی و انقلاب دادسرای شهرری قرار قانونی صادر شده است.

 "بیجه" کابوس همیشه ماندگار پاکدشت

پاکدشت که شهری فراموش شده در حاشیه تهران بود، سال ۸۳ با وقوع قتل های سریالی کودکان و دستگیری بیجه به شهری خبرساز تبدیل شد.

محمد بیجه که بیش از ۱۷ کودک و ۳ فرد بزرگسال را کشته و جنازه بعضی شان را در کوره آجرپزی از بین برده بود یکی از چند​ هزار​ ساکن بی نام و نشان پاکدشت بود.

پس از اصغر قاتل، فردی که پس از تعرض به چند پسربچه، جان آنها را گرفته بود نوبت بیجه بود تا با نوع قتل هایش تاریخ را یک بار دیگر تکان دهد و معیاری جدید در صفحه قاتلان زنجیره ای ایجاد کند.

داستان قتل های محمد بسیجه معروف به بیجه دهم شهریور ۸۳ با گزارش ناپدیدشدن ۳ دانش آموز به اداره آگاهی آغاز شد. این اولین اقدام رسمی برای گزارش مفقودشدن بچه ها در پاکدشت بود. تا قبل از آن قضیه رفتن و نیامدن بچه ها موضوعی بود که دهان به دهان می گشت.

تا یک سال قبل از این شکایت نامه داستان گم شدن چند بچه و پیدا شدن جسد متلاشی شده برخی از آنها در پاکدشت به معمایی تبدیل شده بود که انگار کسی قادر به حل ​ آن نبود.

برای پیدا کردن سرنخی از سوی پلیس چیزی حدود ۸۰ مظنون دستگیر شدند، اما گویا کلید این معما در دست هیچ از یک آنها نبوده و باید جای دیگری به دنبال قاتل گشت.

از آنجا که قبل از این شکایت نامه و اعلام مفقودی پسربچه ها، پلیس به طور نامرتب پیگیر قضیه بود این بار با جدیت بیشتری دنباله قضایا را گرفت تا این که توانست در تاریخ دوازدهم شهریور دو ​ افغانی و یک ایرانی به نام ​علی باغی​ را در کنار کانال آب باغ اناری قیامدشت که مشغول جمع آوری زباله بودند، دستگیر کند. علی باغی در تحقیقات اولیه اش سعی کرده بود با اظهارات ضد و نقیض ماموران را گمراه کند.

وقتی او تحت بازجویی قرار گرفت ربودن سه پسر بچه را پذیرفت و گفت: «به همراه دو مرد افغانی و رفیقم بچه ها را دزدیدیم و اکنون در جایی نگهداری می شوند.» هر بار که درباره مشخصات و نشانی های همدست او پرسیده می شد او از پاسخ دادن طفره می رفت به نحوی که هیچ مشخصه ای از او در اختیار پلیس قرار نگرفت. در حالی که علی باغی با گفته های ضد و نقیضش سعی در گمراه کردن مسیر تحقیقات داشت، ماموران به مرد جوانی به نام محمد مظنون شدند و او را دستگیر کردند.

ماموران آگاهی زمانی به محمد شک کردند که دیدند او در حوالی کانال آب با یک دوربین شکاری در حال دید زدن است. از این رو پس از تعقیب، او را در مقابل کوره آجرپزی عاج دستگیر کردند. محمد نیز با ادعای این که یک کارگر ساده آجرپزی است هر گونه ارتباط و آشنایی قبلی با علی باغی را رد کرد و منکر شد. محمد جزو یکی از ۸۰ مظنون دستگیر شده در جریان تحقیقات اولیه پلیس بود که به دلیل نبود مدارک کافی آزاد شده بود. او در روند تحقیقات اولیه با تیزهوشی هیچ سرنخی درباره اطلاع از محل مخفی شدن بچه ها نداد تا این که سرانجام پس از ۲۰۰ ساعت بازجویی به یک فقره قتل اعتراف کرد.

بر اساس اعترافات او جسد قربانی پس از آزار و اذیت و به قتل رسیدن در باغ اناری رها شده بود.این جسد کمی بعد از قتل از سوی اهالی پیدا و به خاک سپرده شده بود، اما هنوز اثری از بقیه قربانیان نبود. محمد در همان اعترافات عنوان کرده بود: «یک ماه قبل وقتی در حوالی موتورآب می رفتم، پسربچه ای را دیدم. هوا تاریک شده بود، او را با زور به باغ اناری کشاندم و با وارد آوردن ضربات سنگ به قتل رسانده و پا به فرار گذاشتم. نمی دانم زنده مانده یا فوت کرده است، چون بعد که برگشتم تا جسد را به کوره انتقال دهم نبود

همین اعتراف بود که سرنخ لازم را به کارآگاهان داد تا در پیدا کردن سرنخ دیگر مفقودی ها پافشاری کنند. تا این که سرانجام با روبه رو کردن محمد معروف به محمد بیجه و علی باغی و بازجویی همزمان هر دوی آنها قفل سکوت را شکستند و راز بیش از ۲۰ فقره قتل فاش شد. ۹ فقره از این قتل ها با همدستی هر دوی آنها و بقیه به تنهایی و به دست محمد بیجه انجام شده بود.

دستگیری محمد بیجه نشان داد او در اوایل وقوع قتل ها دستگیر شده بود، اما بنا به دلایلی که هرگز مشخص نشد آزاد شد و توانست با فراغ بال دیگر قتل های خود را انجام دهد. محمد بیجه و علی باغی در اعترافاتشان عنوان کردند که نخستین قربانی شان را اسفند سال ۸۱ به قتل رساندند.

بیجه که سال ۶۱ در قوچان متولد شده بود، پس از رسیدن به سن یازده سالگی همراه شش خواهر و شش برادر ناتنی اش راهی تهران شد و پس از سکونت در خاتون آباد به عنوان کارگر ساده آجرپزی مشغول کار شد.

بیجه پس از کشتن چهارمین قربانی و انداختن جسد او در کوره آجرپزی دفتری درست کرد تا اسامی و مشخصات قربانیانش را در آن یادداشت کند و از آن به بعد ماشین آدم کشی بیجه آغاز به کار کرد. به گفته خود او وقتی فاصله میان قتل ها زیاد می شد آرامش خود را از دست می داد به همین دلیل بلافاصله سعی می کرد با گرفتن جان یک قربانی تازه آرامش را به زندگی اش برگرداند.

محمد بیجه روز دادگاه به عنوان آخرین دفاع از خود گفته بود: «من از بچگی تحت ظلم بودم و وقتی زندگی ام را با دیگران مقایسه می کردم، ناچار دست به چنین اعمالی زدم

او پس از محاکمه در تاریخ بیست وهفتم آبان ۸۳ به ۱۶ بار قصاص و یک بار اعدام، ۱۵ سال حبس و صد تازیانه حد الهی محکوم شد. زمانی که او از حکمش خبردار شد، خندید و گفت: «فکر می کردم من را می سوزانند یا از کوه پرتم می کنند

تا این که عاقبت او در بیست وششم اسفندماه برای اجرای حکم آماده و پس از خوردن صد ضربه شلاق با طنابی که یک جرثقیل آن را می کشید دار زده شد و زندگی اش به پایان رسید. هیچ یک از اعضای خانواده اش برای بردن جنازه او نیامدند. به همین دلیل جنازه او در خفا و سکوتی کامل در مکانی نامعلوم دفن شد.

از شیشه سازی تا پلیس قلابی

یکی از مولفه های بسیار مهم مربوط به شهرک های اقماری، ارزان بودن اجاره خانه و ناشناخته بودن ساکنانی است که از شهر های مختلف در این قبیل اماکن سکونت می کنند. چنین مشخصه هایی تهیه و تولید مواد مخدر صنعتی را در این گونه اماکن سهولت بخشیده است چنان که تهیه و ساخت ماده مخدر شیشه بیشتر در این قبیل مناطق انجام می شود و تاکنون​چند آشپزخانه (محل تولید ماده مخدر شیشه) در این قبیل شهرک ها کشف و مقادیر قابل توجهی مواد مخدر روانگردان کشف شده است.

یکی دیگر از پرونده هایی که باید به آن توجه کرد، پرونده تبهکارانی است که بیشتر از طایفه ای خاص و معروف هستند به نظر می رسد، آنها مهاجرانی هستند که ناصرالدین شاه در سفر به پاکستان به ایران آورده است. اعضای این طایفه چند سال پیش، بیشتر در زمینه کف زنی و سرقت پول هنگام شمارش فعالیت می کردند و به چند​زبان خارجی تسلط داشتند و همین آشنایی به زبان های خارجی موجب شده بود تا براحتی خود را افراد کشور های بیگانه معرفی کرده، با فریب مردم پول های آنها را سرقت کنند.

پس از گذشت سال ها این تبهکاران که در طایفه خود از قانون و قاعده خاصی پیروی می کنند، تغییر شیوه داده اند و با معرفی خود به عنوان مامور با کمین مقابل بانک ها و مراکز خرید به بهانه حمل مواد مخدر مردم را بازرسی بدنی کرده و سپس با سرقت اموال آنها با خودرو های تیزرو فرار می کنند که تاکنون تعداد زیادی از این مجرمان در شهرک های اطراف کرج دستگیر و روانه زندان شده اند.

 

حاشیه نشینی مولود توسعه نامتوازن

 

صاحب نظران و کار شناسان مسائل شهری, تعاریف متعددی از حاشیه نشینی ارائه کرده اند, برخی عقیده دارند حاشیه نشینان کسانی هستند که در محدوده اقتصادی شهر زندگی می کنند, ولی جذب نظام اقتصادی و اجتماعی نشده اند

صاحب‌نظران و کار‌شناسان مسائل شهری، تعاریف متعددی از حاشیه‌نشینی ارائه کرده‌اند، برخی عقیده دارند حاشیه‌نشینان کسانی هستند که در محدوده اقتصادی شهر زندگی می‌کنند، ولی جذب نظام اقتصادی و اجتماعی نشده‌اند.

چارلز آبرامز حاشیه را ​ فرآیند تصرف نواحی شهری به قصد تهیه مسکن دانسته​ و نیز حاشیه نشین را در معنای عام شامل تمام کسانی می دا​ند که در محدوده اقتصادی شهر ساکن هستند، ولی جذب اقتصاد شهری نشده اند.

حاشیه نشین ها افرادی هستند که به دلیل عوامل رانش زادگاه خود و کمتر به دلیل عوامل جاذب شهری، زادگاه خویش را ترک می کنند و به شهر ها روی می آورند. آنها به دلیل ​ تطبیق نیافتن با محیط شهری از یک سو و بر اثر عوامل پسران شهری از سوی دیگر از محیط شهری پس زده می شوند و به تدریج به کانون های به هم پیوسته یا جدا از یکدیگر در قسمت هایی از شهر سکنی می گزینند به صورتی که محل سکونت و نوع مسکن آنها با محل سکونت متعارف شهری مغایر بوده و مالکیت آنها غالبا غصبی است و همچنین این افراد از نظر وضع فرهنگی و اقتصادی ​ با جمعیت شهری تمایز دارند.

حاشیه نشینی فرهنگی به حالتی گفته می شود که افراد با وجود سکونت در محدوده شهری و گاهی مرکز شهر با فرهنگ شهروندی آشنا نیستند. شهرنشین به کسی گفته می شود که در قلمرو مکانی شهر ساکن است و شهروند کسی است که علاوه بر سکونت در محدوده شهری، تابع هنجارهای شهری هم است، بنابراین در حاشیه نشینی فرهنگی بیشتر شاهد افراد شهرنشین هستیم و نه شهروند. به طور مثال در چنین شرایطی است که شاهد پرورش حیواناتی نظیر گاو و گوسفند در محدوده شهری خواهیم بود.

مهاجرت و حاشیه نشینی از دیدگاه بی سازمانی اجتماعی، پیامد استیلای صنعت، سطوح بالای تحرک اجتماعی و تراکم بالای جمعیت است و چنین تغییراتی درون حوزه ​ کلانشهر ها ارزش ها و سنت های بزهکارانه و جنایی را توسعه می دهند. محیط های نامأنوس شهری برای خانواده های ​ مهاجر که از فرهنگ خود جدا و ساکن حاشیه کلانشهر ها شده اند، به همراه فقر اقتصادی خانواده ها، جوانان را در برابر انحرافات اجتماعی آسیب پذیر می سازد.

حاشیه نشین، شخصیتی است که از حاصل پیوند دو نظام فرهنگی متفاوت و گاهی متخاصم ظهور می کند.

 چنین موجود دو رگه ای در زمان واحد نسبت به هر دو نظام فرهنگی احساس بستگی و تعلق دارد، ولی در عین حال خود را نسبت به هیچ کدام ​ متمایل و متعلق نمی داند. ترکیب جمعیت مناطق حاشیه نشین بیشتر شامل اجتماعات خرده فرهنگی متفاوت است. برخورد هنجار ها در خرده فرهنگ های متفاوت شرایط را برای رفتار بزهکارانه آماده می سازد. علاوه بر رویارویی خرده فرهنگ های مختلف، معمولا خرده فرهنگ های ساکنان مناطق حاشیه نشین که ​ پایگاه اقتصادی اجتماعی پایینی دارند ​با فرهنگ عمومی کلانشهر ها در تضاد قرار می گیرد و جامعه شناسان عمده ترین اعمال بزهکارانه حاصل از بزهکاری را این موارد عنوان می کنند.

۱ ـ سرقت: سرقت از جرایم علیه اموال است و جرم شناسان عللی را برای آن برشمرده اند؛ ازجمله فقر و نیاز مالی، بیکاری، اعتیاد، انتقامجویی و کینه و حسد. بیشتر عوامل یاد شده را می توان در مناطق حاشیه نشین مشاهده کرد. در بیشتر موارد این افراد در محل های مرفه نشین یا متوسط شهر اقدام به سرقت می کنند.

۲ ـ قتل عمد: تعارض خرده فرهنگ ها، خصومت و اختلافات دیرینه، سودجویی و تحصیل اموال، جریحه دار شدن غیرت و آبرو​، نزاع های اتفاقی و اعتیاد از عوامل وقوع قتل است. در دادگاه ها نمونه های فراوانی از این نوع قتل ها وجود دارد. مثلا فردی در یک محله حاشیه نشین به لحاظ نفوذ رطوبت از ساختمان همسایه ـ که معمولا هر دو ساختمان به صورت غیرمجاز احداث شده ـ با او درگیر شده و سرانجام اقدام به قتل همسایه با سلاح شکاری کرده است.

۳ ـ نزاع های دسته جمعی: از جرایم شایع در مناطق حاشیه ای است چون ساکنان این مناطق معمولا از مهاجران روستا ها و ایل ها هستند و ​در یک محل و ​ نزدیک هم سکنا می گزینند و در مواقعی به سبب درگیری های جزئی حادث ​ بین دونفر و حتی کودکان نزاع های دسته جمعی شدیدی که معمولا به کشته و زخمی شدن عده ای از منازعه کنندگان منجر می شود، رخ می دهد.

۴ ـ اعتیاد و خرید و فروش مواد مخدر و مشروبات الکلی: مثال بارز چنین مناطقی منطقه خاک سفید تهران است. همچنین ساخت مشروبات الکلی در منازل حاشیه ای شهر بیشتر به چشم می خورد و توزیع آن در همان منطقه یا محلات داخلی شهر صورت می گیرد.

فرآیند حاشیه نشینی معلول طبیعی توسعه است و هر جامعه ای در گذر از روستانشینی به شهرنشینی و در طی مسیر توسعه مطمئنا با این پدیده اجتماعی مواجه خواهد بود. تا زمانی که حاشیه ها در برابر شهر ها قرار گیرد، حاشیه نشینی پدیده ای ناهنجار و ناپذیرفتنی است، ولی زمانی که به پیشینه تاریخی این پدیده نگریسته شود، مشخص می شود که حاشیه نشینی یک جریان دائمی، ماندگار و گریزناپذیر و حتی به عقیده برخی کار شناسان لازم و مفید برای توسعه است. پس این باور که باید مناطق حاشیه نشین​ را تخریب کرد قابل دفاع نیست و باید با ساماندهی آن و فراهم کردن امکانات موردنیاز برای حاشیه نشینان ، کم کردن فاصله و خلأ موجود بین آنها و شهرنشینان را هدف گذاری کرد. این امور که از لوازم و مقدمات پیشگیری و کاهش میزان جرایم در این مناطق است شدنی نیست مگر با مشارکت، همکاری و همدلی تمامی دستگاه های مسئول. اگر چنین مشارکتی صورت پذیرد، بی تردید نظاره گر ایجاد و گسترش حاشیه نشینی در کشور و به دنبال آن گسترش جرم و جنایات نخواهیم بود.

با توجه به مباحث مطرح شده به نظر می رسد برنامه ریزی مدیریت شهری می تواند موجب کاهش حاشیه نشینی و ​ تاثیرات منفی آن بر شهر ها شود. در این برنامه ریزی باید به بهسازی و نوسازی بافت های فرسوده در کلانشهر ها، اجرای طرح های کارآفرینی و احداث کارگاه های کوچک برای رفع بیکاری و افزایش سطح درآمد خانوار حاشیه نشین و توسعه خدمات بهداشتی ـ آموزشی و رفاهی در شهر ها و روستاهایی که بالقوه آمادگی مهاجرت به حواشی کلانشهر ها را دارند، توجه جدی شود.

ملیحه محمدپور

 

امیدهای دوردست حاشیه نشینان

نگاهی به پدیده حاشیه نشینی و تبعات اجتماعی آن

 

پدیده حاشیه نشینی به عنوان یکی از پدیده های اقتصادی - اجتماعی همواره اذهان بی شماری از جغرافیدانان، جامعه شناسان و حقوقدانان را به خود معطوف ساخته است. به طوری که آنان را به انجام پژوهشها و تحقیقات دامنه داری در چرایابی ظهور این پدیده واداشته است. متاسفانه در اکثر این پژوهشها از منطقه حاشیه نشین شهر به عنوان منطقه جرم و جنایت یاد می گردد.ولی با اندکی تامل و انصاف باید بر این نظریه قلم بطلان کشید. درواقع ویژگیهای کالبدی، اقتصادی، فرهنگی و نیز خلا تدابیری که وضعیت بغرنج حاشیه نشینی را سامان بخشد؛ در شکل گیری این پیش فرض نقشی بسزا ایفا می کند.

و گرنه حاشیه نشینان نیز همانند دیگر شهروندان تابع قانون و هنجار های اجتماعی می باشند. با بررسی آمار ها و گزارشات جنایی این نکته به وضوح آشکار می گردد که آمار جنایی در مناطق حاشیه نشین (پایین شهر) از نقاط دیگر شهر که از فضا و محیط مناسبی برخوردارند بیشتر است. دلایل بی شماری را می توان در این امر دخیل دانست. از جمله ارقام سیاه که نباید فراموش گردد، بی تردید آمار و گزارشات جنایی در مورد پرونده ها و وقایعی است که به مرجع ذیصلاح ارجاع گشته اند. اما دنیای بزه شاهد تکوین جرایم متعدد دیگری است که شاید هرگز بر روی میز داوری هیچ دادرسی قرار نگیرند. از این رو به اعتقاد ما حتی اگر آمار جنایی، جرایم ارتکابی از سوی حاشیه نشینان را رو به فزونی نشان دهد؛ و نمی توان گفت حاشیه نشینان صد در صد جرایم زیاد تری انجام می دهند.

باید در نظر داشت در طول تاریخ بشریت نسبت به فقرا، و زاغه نشینان دیدی تحقیر آمیز و همراه با بغض و تبعیض وجود داشته است. گاه یک جرم مشابه که توسط دو فرد ندار و مرفه انجام می گیرد در نظر اجتماع نسبت به فرد فقیر و حاشیه نشین بسیار زننده تر است. این حقیقت را شکسپیر در سخنی زیبا چنین بیان می کند: گناه را با طلا اندود کن تا نیزه نیرومند عدالت بی آنکه صدمه ای دیده باشد، بشکند. در طول تاریخ، اکثر حاشیه نشینان به علت فقر فرهنگی، اقتصادی و اطلاعاتی مورد سوء استفاده های مکرر دیگر افراد اجتماع قرار گرفته اند که به دلیل عدم حمایت از طرف یک وکیل خبره یا دلایل دیگر دست به اقدام قانونی نزده و حتی در صورتی که بخواهند از طریق قانونی احقاق حق نمایند قربانی زور و زر طرف مقابل گشته اند. غیر از اینها دلایل دیگری چون عوامل فرهنگی، بیکاری، میزان تحصیلات و ... نیز در جرم زایی مناطق حاشیه نشین دخیل اند که در ذیل تنها به بررسی چند عامل خواهیم پرداخت.

تعریف حاشیه نشینی

حاشیه نشینی را در معنای عام شامل تمام کسانی می دانند که در محدوده اقتصادی شهر ساکن بوده ولی جذب اقتصاد شهری نشده اند. جاذبه شهر نشینی و رفاه شهری، این افراد را از زادگاه خویش به سوی قطبهای صنعتی و بازارهای کار می کشاند و اکثر آنها مهاجرین روستایی هستند که به منظور گذران بهتر زندگی راهی شهر ها گشته اند. مارشال کلینارد می گوید: حاشیه نشینی مسئله و عارضه ای شهری و منشا عمده بزهکاری ها می باشد. هر چند حاشیه نشینی دارای انواع مختلف است اما یک الگوی مشخص جهانی دارد. افرادی که در مناطق حاشیه نشین زندگی می کنند از ساختار قدرت و سیاست عمومی جامعه جدایی یافته اند. در حقیقت حاشیه نشینی از لغت “Slumer ” گرفته شده است. حاشیه نشینان به لحاظ اجتماعی دارای موقعیتی متزلزل بوده و در طبقه پایینی از اجتماع قرار دارند. فقیرند و در کوچه و پس کوچه ها و محلات کم درآمد زندگی می کنند.

ویژگی مسکن در مناطق حاشیه نشین

در نگاهی گذرا به مناطق بالای شهر و منطقه حاشیه نشین آن تفاوتهای بارزی بین آن دو به چشم می خورد. در محلات بالای شهر، منازل اغلب وسیع، دارای نماهای زیبا و آرامش زا می باشند کوچه ها و کوی ها و بلوک بندی ساختمانها طبق استانداردهای شهر سازی ساماندهی گشته اند. در این مناطق تعداد مراکز فرهنگی -تفریحی، ورزشی، مراکز خرید لوکس و فضاهای سبز نسبتا فراوان است. کوچه ها و کوی های عریض، آرامش و سکون ذهنی را برای ساکنین این مناطق به ارمغان می آورد. فضای سبز و پارکهای این مناطق بر پویایی حیات صحه می گذارند. اما در محلات پایین شهر و حلبی آباد ها دیگر از بلوک بندی ساختمانها، کوچه های عریض، مراکز فرهنگی -ورزشی، فضاهای سبز و مراکز لوکس تجاری خبری نیست. هر چه است کوچه های تنگ و کثیف و خانه های غیر استاندارد و کوچک اند که خود نمایی می کنند.

به جای مراکز خرید شیک و فروشگاه های زنجیره ای، تعداد زیاد بقالی های ریز و درشت که از فرط استیصال و بیکاری به این شغل روی آورده اند به چشم می خورد. منازل اکثرا قدیم الاحداث بوده و با شرایط جدید زمانی تطابق ندارد. خانه ها فاقد حفاظ امنیتی و نرده کشی و دیوار های مرتفع اند. از این رو سهولت سرقت و دله دزدیها در این منازل آتش حرص معتادان و کارتن خوابها و نیز بزهکاران نوجوان را شعله ور تر می سازد. از سوی دیگر در گوشه و کنار این مناطق تعداد زیادی منازل مخروبه به چشم می خورند که این مکانهای مخروبه محل اکثر جرایم و رذایل اخلاقی می باشد. به علت نبود مراکز تفریحی، استخر و سالنهای ورزشی، کودکان مجبور به بازی در معابر و یا در محیط های بسته دور از چشم والدین می باشند که این مسئله از سویی آنها را در برابر بیماریهای گوناگون و از سویی انحرافات اخلاقی آسیب پذیر می سازد.

از دیگر سو به دلیل بیکاری ، افراد اقدام به خرید خودروهای قراضه جهت مسافر کشی می نمایند که به علت به روز نبودن ساخت و ساز ها و فقدان پارکینگ، بیشتر اتومبیل ها در معابر و کوچه ها پارک می گردد که این مسئله علاوه بر تنگ تر نمودن فضای عبور و زشت جلوه دادن معابر و تاثیرات منفی روانشناختی، احتمال تصادفات موتوری و سواری را برای کودکان بیشتر می گرداند. از سویی دیگر انگیزه سرقتهای شبانه از خودروها را بویژه برای معتادان و نوجوانان ایجاد می نماید.

ویژگی بارز مسکن در این مناطق کوچکی و کم حجمی آنهاست. به همین دلیل نیز اعضای خانواده سعی دارند بیشتر اوقات روزانه را در بیرون از خانه بگذرانند. بویژه کودکان که ناخواسته تمام یا بخش اعظم روز خود را در کوچه خود یا کوچه های اطراف و یا در مکانهای جذاب در دسترس برای بازی چون مخروبه ها، زباله دان ها و.... سپری می نمایند. این دور ماندن از فضای خانه نوعی بزرگ شدن خود به خودی (در روابط اجتماعی) را باعث می گردد که می تواند بر سر راه کودک انواع رفتار های نا بهنجار و نا متناسب با سن را قرار دهد. این فضاهای مسکونی کم حجم مجالی جهت ایجاد اتاق های مستقل و مجزا برای ساکنین ایجاد نمی کند. علاوه بر این ، این فضاهای کوچک چند کار بردی اند مثلا فضایی که محل کار (دارقالی - فرش ....) یا محل آشپز خانه است؛ در اواخر شب مبدل به محل خواب و استراحت می گردد از این رو عامل مهمی در بروز انواع بیماریهای روانی، تغذیه ای و بهداشتی ساکنین محسوب میگردد.

در این مناطق کمترین فضای انسان ساخت مربوط به فضاهای اوقات فراغت است. برای همین نیز عصرگاهان انواع تجمعات گروههای مختلف در کنار کوچه ها و مغازه ها ایجاد می شود. نبود هیچ زمین فوتبال، مکانهایی جهت سرگرمی، سالن های ورزشی، استخر و خانه فرهنگ کاملا در این نقاط محسوس است. با وجود این نوعی از گذراندن اوقات فراغت مخصوصا در میان پسران نوجوان در نقاط خاصی از محله (تقاطع کوچه ها) رواج دارد و آن راندن موتور با ایجاد حرکات نمایشی و تولید آلودگی صوتی و صداهای گوشخراش است البته باز تعداد اندکی از افراد قادر به تهیه چنین وسیله ای هستند. این نوع حرکات جالب و تمجید های اطرافیان حس داشتن چنین وسیله ای را برای نوجوانان کم سن جهت خود نمایی را تیزتر کرده و چون مبلغی برای تهیه آن ندارند آنها را مستعد جیب بری و یا سرقتهای کوچک می گرداند.

در این مناطق برخی از خانوارها به علت بیکاری و جهت تامین معاش خانواده به ساخت و فروش مشروبات الکلی مبادرت می ورزند و یا به فروش مواد مخدر روی می آورند با این توضیح که از نوجوانان جهت توزیع نیز یاری می طلبند. البته خود نیز در طیف مصرف کنندگان جای می گیرند. مشکلات مالی، اغلب کودکان را از پرداختن به تحصیل باز داشته و از همان دوران طفولیت آنها را به کارگرهای ضعیف و بیمار مبدل می سازد. کارگران کوچکی که به جای تفریح، شادی و لذت بردن از دوران شیرین کودکی برای پر کردن شکم های کوچک و همیشه گرسنه خویش مجبور به کار کردن و زیر دست شدن کارفرمایان سختگیر می گردند. این مسئله علاوه بر تبعات فراوانی که بر جای می گذارد به مسئله کودک آزاری و حتی سوء استفاده های جنسی از کودکان خردسال نیز دامن می زند. بسیاری از این کودکان از همان ابتدا برای ارضای نیاز های جسمی -تغذیه ای خود به فکر بزه هایی چون جیب بری ، کیف زنی، سرقت های دسته جمعی، حمل مواد مخدر و الکلی، توزیع فیلم های مستهجن و... می افتند و به تدریج به بزه های بزرگ و خطر ناک دست می زنند.

چرا خشونت موجود در جرایم ارتکابی از سوی ساکنین مناطق پایین شهر از دیگر نقاط بیشتر است؟ دلایل فراوان جامعه شناختی، روان شناسی، اقتصادی و... را در پاسخ به این سوال می توان نام برد. بی شک یکی از دلایل عمده این واکنش اجتماع ستیز، انفجار انبار باروتی است که در نتیجه ناکامی ها و نارسایی ها در درون او جمع گشته و در قالب یک رفتار جنایی اعتراض خود را به این نابرابری طبقاتی اعلام می دارد. شاید دلیل دیگر این پدیده تجمع اکثر مجرمانی که از دیگر مناطق طرد گشته و یا ظرفیت مالی سکونت در نقاط دیگر را نداشته و مجبور به سکونت در این مناطق گشته اند باشد.

حضور این بزهکاران و از بین رفتن قبح رفتار های جنایی عاملی در تجری دیگر افراد ساکن در این مناطق در جهت ارتکاب جرایم می باشد. افرادی که انگار طرد و تبعید گشته اند و در محله های غیر بهداشتی و غیر قابل سکونت خویش در غم فراموش شدن از سوی دیگر همنوعان در خود می لولند. افرادی که همواره به چشم حقارت، ضد اجتماعی بودن و خطر ناک بودن به آنها نگریسته می شوند. افرادی که همواره از کمترین خدمات شهری، بیمه، بهداشت، تغذیه و رفاه برخوردارند. در اینجا همه چیز برای تنازع بقاء است با شتابی صد چندان. جنگ برای زنده ماندن، نبرد برای دریده نشدن، جنگ با گرسنگی، تشنگی و جنگ برای داشتن یک سر پناه محقر. والدین از همان ابتدا که به طور تسلسل وار متعلق به این طبقه مغبون شده اند به ماشین های بی روحی برای کار کردن مبدل گشته اند.

اکثر والدین در این مناطق بی سواد یا کم سواد بوده و ازدواج هایی در سن پایین انجام داده و خانواده ای پر جمعیت را تشکیل می دهند که به دلیل کار بسیار و خستگی ناشی از آن، تنش ها و فشار های روحی رمقی برای تربیت صحیح فرزندان ندارند؛ حتی فرصتی برای نوازش فرزندان و قصه گفتن برای آنها. در اینجا خبری از این لحظات غزل گونه نیست. بین والدین و فرزندان حرفهای عاشقانه و پر محبت رد و بدل نمی شود. باید همواره حریمی باشد. به اعتقاد آنها نباید با گفتن این واژه های سبک و جلف پرده دری نمود. اما علم روانشناسی اثبات کرده که این تنها چند واژه تا چه اندازه در سلامت روح فرزند تاثیر دارد و باعث تلطیف روان اوست. اما اینجا هر چه هست کار است و تلاش، مبارزه و ریاضت. در اینجا برای ناز پروری مجالی نیست. چرا که والدین اعتقاد دارند که برای تداوم زندگی اشان باید بازوانی قوی، ساق هایی کشیده، گوش هایی تیز، حرکاتی سریع و قلب هایی بی احساس داشت.

برای آنها دانستن جدول مندلیف، فرمولهای شیمی، قانون نسبیت، غزل های عاشقانه، آداب ظریف معاشرت و نزاکت چندان ضروری نیست. بلکه دانستن این نکته که اگر نخوری خورده می شوی کافی است. آشنایی با دنیای پلید دهشتناک و دنیایی با آدم های گرگ صفت از همان ابتدا آنها را عاصی، معترض و کله شق به بار می آورد. به جای اینکه برای سر هم کردن دروغی یا قاپیدن خوراک پسر همسایه تنبیه شوند، جسارت و زرنگی او را می ستایند. آنجا تعصبات مردانه، فرمانبری های محض زنانه، کم نیاوردن در مقابل دیگران تمجید می شود. و به جای آنکه با لذات و زیبایی های دنیا آشنا شوند، دنیای پیرامون را وحشتناک و ترس آور و انسانهای اطراف را عاملانی مزاحم می پندارند و چه افسوس که در کنار تیله بازیها و گل بازیهایشان نقشه های شومی که نمی بافند. گاهی برای رهایی از این وضع اسفبار دست به خود کشی می زنند یا به فکر فرار از خانه می افتند. با فرار از خانه مشکلات حاد تر و اوضاع وخیم تر می گردد.

دیگر حتی از آن سر پناه نمور و غیر استاندارد نیز خبری نیست. در این مسیر جرم زا با انسانهای خلاف کاری که روح انسانیت را در خود خفه کرده اند آشنا می گردند و برای امرار معاش مجبور به انجام هر نوع تخلف و رفتار جنایی می گردند. به تدریج پا به باندهای حرفه ای جنایتکار می گذارند و حتی گاهی مجبور می شوند برای تنازع بقاء دست به خود فروشی بزنند. به علت عدم حمایت خانواده از آنان اغلب سوء استفاده های کثیفی از آنها به عمل می آید. اما افسوس که دیگر راه بازگشتی نیست. بازگشت به کجا؟ به همان کوچه های تنگ و باریک، به خانه ای که امنیت را در آن تجربه نکرده، به نزد والدین بیمار و خشن.

نتیجه گیری:

به اعتقاد نگارنده دیگر زمان شهر های چند هزار نفری که وجود دو یا چند مرکز تفریحی -فرهنگی برای جمعیت این شهر کافی می بود به سر آمده است. امروزه باید به هر یک از محلات و مناطق مسکونی به چشم یک شهر چند هزار نفری نگریسته و تمامی امکانات و تشکیلات لازم برای یک شهر را در این مناطق تعبیه نمود. در پایان باید بگوییم با اینکه مناطق پایین شهر به علت نابسامانیهای خاص خود مستعد برای انجام جرایم می باشند. اما دور از انصاف است که به ساکنان این مناطق به چشم مجرمان بالقوه نگریسته و برخوردی تحکم بار و آمیخته به تحقیر با آنها داشت. به اعتقاد نویسنده بهتر است به جای تئوری پردازی به فکر راهکار های مفید عملی برای آنان بود.

لیلا نعمتی؛کارشناس ارشد حقوق جزا وجرم شناسی؛ وکیل دادگستری

 

حاشیه نشینی از متن تاحاشیه

عارضه زندگی شهری و نابرابری اقتصادی اجتماعی

 

مفهوم حاشیه نشینی به موقعیتی از نابرابری اطلاق می شود که در آن طبقات مسلط اقتصادی- سیاسی به طور منظم و مداوم گروهها و طبقات تحت نفوذ و حاکمیت خود را از برخورداری منابع، منافع و امتیازات عمده اقتصادی، اجتماعی و سیاسی محروم می دارند. موانع پیش پا گذارده شده برای جدایی گروههای حاکم و محکوم اقتصادی و سیاسی نابرابریها را دائمی کرده و اقشار پایین را به لحاظ اقتصادی- سیاسی و اجتماعی حاشیه ای می کند.گاهی در فضاهای زیست انسانها شیوه های مختلفی از زیست نظیر شیوه حیات شهری، روستایی و یا کو£ نشینی حاکم است که هر یک علی رغم داشتن نقاط مشترک زیستی، تفاوتهای ساختاری دارند، چنانکه لوئیزورث در سال۱۹۳۸ از شهرنشینی به عنوان شیوه خاص زندگی یاد می کند که با شیوه زندگی روستایی تفاوتهای بسیاری دارد.

گاه از حاشیه نشینی نیز در بطن شیوه زندگی شهری به عنوان نوعی شیوه زندگی نام برده می شود که نسبت به سه شیوه رایج زندگی یعنی شهری، روستایی و ایلاتی متفاوت بوده و با ویژگیهای اجتماعی و اقتصادی مخصوص به خود بافت فیزیکی معینی را به وجود می آورد.حاشیه نشینان را در معنای عام شامل تمام کسانی می دانند که در محدوده اقتصادی شهر ساکن هستند ولی جذب اقتصاد شهری نشده اند. جاذبه شهرنشینی و رفاه شهری این افراد را از زادگاه خویش کنده و به سوی قطبهای صنعتی و بازارهای کار می کشاند و اکثر آنها مهاجرین روستایی هستند که به منظور گذران بهتر زندگی راهی شهرها می شوند.

مارشال کلینارد می گوید: حاشیه نشینی مسئله و عارضه ای شهری است، منشا عمده بزهکاری و جرم می باشد. اشکال و انواع مختلفی دارد. هر چند حاشیه نشینی دارای انواع مختلف است. اما دارای یک الگوی مشخص جهانی می باشد. افرادی که در مناطق حاشیه نشین زندگی می کنند، از ساختار قدرت و سیاست عمومی جامعه جدایی یافته و به عنوان گروه “اجتماعی پست” تلقی می گردند. حاشیه نشینان به نوبه خود با تردید به جهان نگاه می کنند. جهان حاشیه نشینی به لحاظ اجتماعی، بعد منفی دارد امری است که از آن تبری می جویند.

در حقیقت حاشیه نشینی از لغت Slumer گرفته شده، زیرا تصور آن است که کسانی که در کوچه ها و خیابانهای نامعین می خوابند و چرت می زنند، از ساکنین حاشیه ها و کسانی که در حاشیه ها سکنی می گزینند، باشند. آنان به لحاظ اجتماعی دارای موقعیتی متزلزل بوده و در طبقه پایینی از اجتماع قرار دارند، فقیرند و در کوچه و پس کوچه ها و محلات کم درآمد زندگی می کنند.

حاشیه نشینان تنها به دلیل اقتصاد نامطلوب حاشیه نشین شده اند. یعنی قیمت ارزان زمین و مسکن و نداشتن جایگاه مطلوب اقتصادی باعث اسکان آنها در حاشیه شهر گشته است و محیط و شرایط اجتماعی است که چنین شیوه زندگی را بوجود می آورد.

تاریخچه حاشیه نشینی

به لحاظ تاریخی، اولین مناطق حاشیه نشین در کشورهای توسعه یافته و بخصوص ممالک، اروپایی گتوهای یهودی نشین بوده اند. در سده های میانه یهودیها به الزام قانون ناگزیر شده اند در محله های جدایی به نام گتو سکونت گزینند، این گونه محله های یهودی نشین از ویژگیهای ثابت شهرهای ایتالیا، آلمان، لهستان و سایر کشورها بودند.

بعد از انقلاب صنعتی همزمان با توسعه شهرهای انگلستان و سپس سایر شهرهای اروپایی حاشیه نشینی و زاغه نشینی فزونی گرفت. این روند در آمریکا با مهاجرتهای فزاینده اروپاییان از ممالکی نظیر انگلیس، ایتالیا، آلمان، مجارستان و ایرلند به این کشورها همراه بوده است.حاشیه نشینی به مفهوم امروزی آن، در جوامع در حال توسعه از زمان شروع استعمارگری در آنها ماهیت وجودی خود را به مرور پیدا می کند و به عبارتی آن را می توان ناشی از تاثیر مستقیم سیاستهای اقتصادی- اجتماعی و در ادامه نظامهای شهری جوامع استعمارگر در کشورهای تحت سلطه دانست که با حضور پرتغالیها در قرن شانزده، در قاره کهن آسیا، حاشیه نشینی در چهره شهرهای جوامع در حال توسعه امروزی سیمای حقیقی خود را نشان می دهد.

در سده اخیر، مناطق فعال کشورهای در حال توسعه، به عنوان قطبهای جاذب جمعیت، به فراخوانی نیروی کار از نقاط مختلف کشور خویش و یا دیگر کشورهای جهان پرداخته اند و مازاد جذب نشده این نیروها را در سکونتگاههای نامناسب و یا سرپناه هایی سر هم بندی شده، در نقاط بخصوصی از شهر گرد هم آمدند و در این راستا حاشیه نشینی چهره زشت را آشکار ساخت. اجرای برنامه های نو استعماری در کشورهای جهان سوم تحت عنوان برنامه های توسعه، در راستای شکست ساختار اجتماعی و اقتصادی سنتی این گونه کشورها عمل کرده و به همراه خود، پدیده شوم حاشیه نشینی را به ارمغان آورد. کشورهای جهان سوم، به دلیل تحت سلطه قرار گرفتن و عدم توانایی در غارت دیگر ملل، قادر به کنترل ابعاد روبه افزایش این پدیده نبوده و تعداد زاغه نشینان این کشورها به طور روز افزونی افزایش می یابد.

انواع حاشیه نشینی

حاشیه ها و حاشیه نشینی را به طور عمده می توان در دو گروه طبقه بندی و مورد بررسی قرار داد که از یک سو شامل واحدهای مسکونی با تراکم بالا در مراکز کثیف شهر و از سوی دیگر شامل سکونتگاه های خود رو می باشد که بدون هویت قانونی در اطراف شهر به طور نامنظم پراکنده شده اند.

●‌ حاشیه های درون شهری

این نوع حاشیه که معمولا در بخش های قدیمی تر شهر دیده می شوند، به مناطق مسکونی گفته می شود که وضعیت نا به سامانی دارد یا به عبارتی دیگر آن قسمت از شهر است که در گذشته وضعیت مطلوب و سامان یافته ای داشته ولی به تدریج شرایط آن نامناسب شده و ساکنان آن به نقاط بهتر و جدیدتری از شهر رفته و در آنجا سکنی گزیده اند.

حاشیه های غیر رسمی یا غیر قانونی

سکونتگاه های یادشده در واقع به منطقه ای مسکونی که بدون مطالعه قانونی برای دریافت زمین و یا اجاره از سوی مقامات مربوطه برای ساختن خانه توسعه یافته است، گفته می شود.

مشخصات مناطق حاشیه نشین

سکونتگاههای انسانی، اعم از شهری و روستایی دارای مشخصات ویژه ای می باشند. در پراکنش فضایی سکونتگاههای شهری هم گروه های مختلفی از مردم با پایگاههای اجتماعی و اقتصادی متفاوت استقرار یافته اند که تفاوتهایی خاص در جنبه هایی از قبیل خصوصیات کالبدی مساکنشان، فرهنگ برخوردهای اجتماعی، عملکردهای اقتصادی، واکنشهای رفتاری و روانی و بالاخره مشارکت در مسائل سیاسی نشان می دهند. این موارد در مقیاس کوچک تر در حد یک واحد مسکونی و یک خانوار نیز برای کلیه جوامع شهری صادق است و مسکن حاشیه نشینی هم جزئی از این کل است که برای تک تک واحدهای مسکونی و خانوارهای ساکن در آنها خصوصیاتی مختص به آنها می توان تصور کرد و برشمرد. اما به دلیل گستردگی پدیده های حاشیه نشینی در اغلب شهرها و خصوصا شهرهای بزرگ و به جهت آنکه بتوان تصویری جامع و در عین حال تعمیم پذیر برای تمامی مناطق حاشیه نشین به دست داد، برخی از محققین خصوصیاتی خاص برای آن قائل شده اند.

سی. اس رانگولا مشخصات عمومی حاشیه نشین را بدین شرح تقسیم بندی کرده است:

۱) سیما: عمده ترین نماد جهانی حاشیه نشینی و زاغه نشینی، سیمای نامطلوب آن است که احساس، وجدان و دیدگان آدمی را می آزارد، ساختمانها تخریب شده و فرسوده نشان می دهند.

۲) بهداشت و سلامت: زاغه ها و حاشیه نشینها را استانداردهای پایین بهداشتی و فراموش گشتگی از سوی خدمات بهداشت عمومی مشخص می کند. همچنین حاشیه نشینی به نواحی با نرخهای بالای مرگ و میر و بیماری اطلاق می شود.

۳) سطح درآمد: حاشیه نشینی ناحیه ای فقیر است و توسط گروههای اجتماعی با حداقل عایدی اشتغال گردیده است.

۴) آیین رفتار: به لحاظ اجتماعی، حاشیه نشینی فاقد نظم و سازماندهی بوده و ممکن است ناحیه ای از جرم و جنایت و فساد باشد.

۵) تراکم: حاشیه نشینی ناحیه ای با مساکن متراکم، یا مساکنی با تراکم مردمی و یا در شرایطی حادتر، استیلای هر دو حالت فوق بر حاشیه نشینی است.

۶) جمعیت: ساکنین مناطق حاشیه نشین، از گروههای جمعیتی مختلفی تشکیل می شوند. حال چنانکه جمعیت حاشیه نشین از گروههای نژادی یا قومی باشد، درجه ای از نظم و سازمان اجتماعی در ناحیه، و لو اینکه ناحیه ای فقیر و مصیبت زده مستقر می شود.

۷) انزوای اجتماعی: حاشیه نشینی به لحاظ شرایط اجتماعی از محروم ترین مناطق است. معمولا با مازاد نیروی کار جامعه حاشیه نشین وابستگی مستقیم دارد.

۸) شیوه زندگی: بسته به طریقی که حاشیه نشینی وقوع یافته، شیوه زندگی ساکنان آن ممکن است به نحوی باشد که نسبت به سایرین بیگانه ورزی نموده یا به صورت آشنایانی صمیمی درآیند.

 

 

‌● علل بوجود آمدن حاشیه نشینی

صاحب نظران، علل و عوامل گوناگونی را باعث بوجود آمدن و گسترش پدیده حاشیه نشینی و یا به عبارتی اسکان غیر رسمی عنوان نموده اند که با جمع بندی و تلفیق نظرات آنها می توان علل پیدایش و گسترش حاشیه نشینی ذیل بیان کرد:

۱) نبود و عدم اجرای طرح های توسعه بالادستی همچون طرح آمایش سرزمین و در نتیجه مهاجرت گسترده روستاییان به شهرهای بزرگ.

۲) نبود مدیریت واحد شهری بخصوص مدیریت زمین شهری.

۳) فقدان منطقه بندی شهر و توسعه غیر نظام مند آن و همچنین وقوع عدم تمرکز.

۴) صنعتی شدن و شرایط مناسب اقتصادی شهرها.

۵) کاربری های نامناسب زمین و بورس بازی.

۶) ناتوانی مسئولین محلی در جهت کنترل توسعه شهرها.

زمانی که روستاییان بی زمین از انزوا می گریزند و به حاشیه شهرها رو می آورند در واقع به نوعی انتخاب دست می زنند، آنان فلاکتی را رها می کنند و فلاکتی دیگر بر می گزینند ....

گروههای مهاجر بیشتر بر اثر نیروی دافعه در مبدا (مانند بی چیزی و نداشتن زمین) و کمترین کشش شهرها، از زادگاه خود رانده شده و به سوی شهر سرازیر می گردند. نیروی فزاینده “پس ران” شهری (هزینه بالای زندگی)، سدی بزرگ در راه ورود مهاجران به شهر می کشد، مهاجران در پشت این باروی بلند و نفوذ ناپذیر همانند “اردویی” ماندگار می شوند و پس از چندی از تاب افتاده و “ته نشین” می گردند، اینجاست که کانونهای “حاشیه نشینی” ایجاد می گردد.

برخی از پژوهشها، بهای زمین و هزینه ساخت و ساز را از عوامل عمده در حاشیه نشینی و اسکان

غیر رسمی می دانند، به طور کلی برای هر خانوار بهای قابل تحمل زمین حدود دو برابر در آمد سالانه است. بدین ترتیب با اعمال محدودیت و کاهش میزان زمین موجود خانوارهای کم در آمد مجبور به خروج از مناطق مرکزی شهر و پناه بردن به حاشیه ها که قیمت زمین کمتر است می گردند. برخی از صاحب نظران این پدیده را معلول مهاجرتهای روستا- شهری و تبلور عینی عدم عرضه کافی و قابل برآورد مسکن شهری می دانند.

نقش سیاسی منطقه حاشیه نشین

در پاره ای از کشورها که مسائل مربوط به انتخابات مهم به نظر می رسد اهمیت سیاسی آراء حاشیه نشینان نقش تعیین کننده ای به خود می گیرد. و این بویژه در انتخابات محلی بیشتر صادق است. در این قبیل کشورها، حاشیه نشینان بعد از ورود به شهر، به سرعت در حوزه فعالیتهای شهری- اجتماعی قرار می گیرند. اغلب حاشیه نشینان در همه فعالیتهای شهری دخالت دارند و در اقتصاد شهری سهمی به خود اختصاص داده اند. در میان آنها بیکاری بویژه در فصول فعالیتهای ساختمانی به ندرت دیده می شود. حاشیه نشینان به دلیل اینکه از سوی جامعه از سیاستگذاریها و تصمیم گیری ها کنار گذاشته شده اند و از آراء و نظریات و خواسته های آنها در برنامه ریزی ها استفاده نمی گردد، انرژی و انگیزه های زیادی برای فعالیتهای سیاسی و اشتراکی دارند و برای بهبود وضعیت موجود و استفاده از مزایای زندگی شهری در فعالیتهای انتخاباتی شرکت می نمایندو در واقع آنها می خواهند به این طریق بودن و نقش خود را در جامعه اثبات نمایند.

معصومه نعمتی؛ کارشناس ارشد جغرافیا و برنامه ریزی شهری

 

حاشیه نشینی و معضلی به نام تکدی گری

 

با وجوداینکه برقراری عدالت اجتماعی به عنوان هدف اساسی در تمام برنامه های توسعه ای پس از انقلاب مورد توجه خاص برنامه ریزان قرار گرفته و در اکثر برنامه ها مهمتر از رشد اقتصادی بیان شده اما انگار تا به امروز با توجه به اوضاع اقتصادی جامعه و نرخ تورم افسارگسیخته و بیکاری بالا در رسیدن به این هدف والا تاحدود زیادی ناموفق بوده ایم

با وجوداینکه برقراری عدالت اجتماعی به عنوان هدف اساسی در تمام برنامه های توسعه ای پس از انقلاب مورد توجه خاص برنامه ریزان قرار گرفته و در اکثر برنامه ها مهمتر از رشد اقتصادی بیان شده اما انگار تا به امروز با توجه به اوضاع اقتصادی جامعه و نرخ تورم افسارگسیخته و بیکاری بالا در رسیدن به این هدف والا تاحدود زیادی ناموفق بوده ایم. از روزی که دولت نهم شروع به فعالیت کرد، برقراری کامل عدالت اجتماعی در سطح جامعه و مبارزه همه جانبه با مفاسد اقتصادی را هدف اصلی خود بیان کرد اما برخلاف شعارهای داده شده امروزه نه تنها از پول نفت بر سر سفره های مردم خبری نیست بلکه در اثر بی برنامگی های مسوولین هر روز بر تعداد افراد زیر خط فقر به خصوص در شهرهای کوچک و روستاها افزوده شده است. وقتی در تهران با این همه کارخانه، سازمان، شرکت و بنگاه های اقتصادی کوچک و بزرگ بیکاری بیداد می کند، به راحتی می توان پیش بینی کرد که در شهرستانها وضع چگونه است. بنابراین فشار زندگی این افراد را که بر اثر نداشتن کار به هر علت راضی به تحمل هر دوری و سختی هستند را وادار به ترک شهر و دیار خود کرد و رهسپار کلان شهرهایی کرد که نمی دانند چه آینده ای قرار است در حاشیه آن شهرها برای آنها رقم بخورد. چرا که توان اقتصادی زندگی در مراکز شهرها برای این قشر به علت قیمت بالای مسکن وجود ندارد و اگر بسیار مراقب نباشند تازه این اول بدبختی بزرگ برای این قشر است چراکه در نسل های آینده در صورت عدم تغییر در وضعیت اقتصادی آنها امکان اشتباه و رفتن به سمت کارهای خلاف قانون بسیار زیادتر وجود دارد.

به طور کلی فقرا به دو دسته تقسیم می شوند. یکی فقر تحمیلی است که به آدمیان تحمیل می شود. در این نوع فقر دو عوامل وجود دارد یکی عوامل طبیعی ازجمله سیل، زلزله و دیگری عوامل اقتصادی مانند شرایط ناسالم حاکم بر جامعه وشکاف طبقاتی و دیگری فقر انتخابی یعنی فقری که خود مراد شخص باشد یا به سبب عواملی که او در ایجاد آن ها نقش داشته، پدید آید. ازجمله عوامل این نوع فقر می توان به تنبلی و استقامت نداشتن در کار اشاره کرد. از دیگر عوامل این نوع فقر تکدی گری است که نقش مهمی در افزایش فقر دارد. زیرا کسی که به این کار روی می آورد از تلاش دست برمی دارد و به درمان مشکل خود نمی پردازد و دیگر حاضر نیست سختی کار را تحمل کند.

حاشیه نشینی در معنای عام شامل تمام کسانی می باشد که در محدوده اقتصادی شهر ساکن بوده ولی جذب اقتصاد شهری نشده اند. این پدیده می تواند جامع همه مفاهیم و اشکال پدیده فقر باشد، در حالی که خود فقر نیست. حاشیه نشینی را باید پدیده خاص و منحصر بفردی دانست که برآیندی از همه نابرابری ها و بی عدالتی هاست و در جهت دو قطب اقتصادی- اجتماعی شهری و روستایی کشورها (به ویژه کشورهای در حال توسعه مانند ایران) به وقوع پیوسته، رشد نموده و اثرگذار بوده است.

به طور کلی حاشیه ها را به دو طبقه فرادست و فرودست می توان تقسیم نمود که هر کدام از این طبقات دارای یک قشر حاشیه ای نیز می باشند. این قشر به دو دسته قشر حاشیه ای درونی و بیرونی تقسیم می شوند. انواع فشارهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و روحی که به قشر حاشیه نشین می آید، اغلب درکشان را کم می کند. زیرا وقتی درد، رنج و محرومیت زیاد شود، فرد قادر به انجام کاری نیست. لذا دچار عصیان شده و در نتیجه این عصیان به شکل بغض اجتماعی درمی آید و اگر نتوان با آن مبارزه کرد، خواه ناخواه انسان را به زانو درآورده و حتی در برخی موارد وادار به ارتکاب جرم، رشوه گیری، اعتیاد، خودکشی و... می کند. از دیدگاه کارشناسان بیکاری، ولگردی، گدایی و تکدی گری که همگی ناشی از فقر خانواده هاست از عوامل موثر در انحراف و گرایش به بزهکاری و مانند آن می باشد که همه این مشکلات بیشتر در مناطق حاشیه نشین پررنگ تر و ملموس تر است. چرا که اکثر مردم این نواحی در فقر نسبی به سر می برند. در این مناطق فرصت تحصیل و مطالعه، کار و رشد استعدادها از خانواده های بی بضاعت و فقیر تا حدود زیادی گرفته شده به طوریکه خود موجب اختلاف در سطح درآمد و فرهنگ آنها خواهد شد که این امر نیز از علل پریشانی خانواده ها و بزهکاری در فرزندان می باشد. از دیگر عوامل مهم بزهکاری فقدان مسکن مناسب، زندگی در زاغه ها یا اتاق های مخروبه و کثیف، سو» تغذیه و بهداشت ناکافی است.

اما به نظر می رسد دلیل اساسی مشکلات حاشیه نشینان این باشد که هر روز می بینند فاصله شان (برخلاف گفته های دولتمردان) با ثروتمندانی که برخی از آنها یک شبه ره صدساله را پیموده اند، بیشتر و بیشتر می شود و کسی هم نیست که به داد آنها برسد. برخی از آنها وقتی می بینند که می توان از راه های مختلف به راحتی آب خوردن پولدار شد، هدف خود را برای رسیدن به زندگی شرافتمندانه به علت فقر فرهنگی زود گم می کنند. یعنی اینکه تفاوت عمیق میان فقیر و غنی باعث می شود که برخی از این افراد برای اینکه بتوانند مانند افراد ثروتمند از زندگی خوبی برخوردار شوند، دست به کارهایی بزنند که از دیدگاه جامعه مورد قبول نباشد. اما نباید آن را عمومی کرده یعنی بگوییم افرادی که از فقر بسیار بالایی برخوردار هستند، حتما بزهکار می باشند. ممکن است در بزهکاری برخی مجرمان علاوه بر اوضاع خاص اقتصادی و اجتماعی، زمان و مکان نیز موثر بوده و به واسطه همین عوامل افراد به سمت رفتارهای ضد اجتماعی سوق داده شوند که در این بین توجه به عوامل فرهنگی و اعتقادات بسیار موثر است. پس مساله اصلی در ایجاد و پیدایش پدیده حاشیه نشینی توزیع نامتعادل امکانات است و نه میزان تولید آن. به همین علت برای پیشگیری از به وجود آمدن این پدیده، باید رشد اقتصادی به موازات توزیع غیر متمرکز آن انجام شود.

بنابراین تکدی گری مشکلی است که امروزه شاهد افزایش روزافزون آن هستیم و با وجود تلاش مدیران شهر برای جمع آوری متکدیان، کودکان خیابانی و دستفروشان فشارهای اقتصادی مانع از حذف این پدیده از سطح شهر می شود.

به گونه ای که این روزها شاهد رشد قارچ گونه دستفروشان در سطح شهرها هستیم. پایین بودن رده سنی دستفروشان و رواج این پدیده در بین دختران و زنان جوان و شیک پوش نقطه قابل تاملی است که بیشتر ناشی از افزایش روزافزون فشارهای اقتصادی، بیکاری و تغییر الگوهای فرهنگی درآمدزایی در بین زنان و مردان است. اما مشکل فقط به اینجا ختم نمی شود; عادی شدن حضور این افراد در بین شهروندان و کم توجهی و چه بسا بی توجهی مسوولان برای اتخاذ سیاست های پیش گیرانه و زیربنایی خود مشکلی جدی تر است که نباید نسبت به آن بی توجه بود.

در پایان باید گفت حاشیه نشینی یکی از بسترهای وسیع ناهنجاری های اجتماعی است که در صورت تداوم سیاست های گذشته و فعلی، می تواند کشور را با بحران های بزرگی روبه رو کند. حاشیه نشینان در طول سال های گذشته نه تنها هیچ گاه آنچنان که باید مورد حمایت دولت و گروه های سیاسی حاکم قرار نگرفته اند، بلکه با تغییر دولت ها و مدیریت های شهری همچنان نیز با مشکلات بسیاری مواجه بوده اند.

نویسنده : سمیه عسگری

 

حواشی در مورد حاشیه نشینی

 

حاشیه نشینی یکی از پدیده هایی است که اکنون اکثر شهر های بزرگ با آن درگیر هستند در به وجود آمدن این پدیده حاشیه نشینی عوامل و دلایل گوناگونی دخیل هستند که در این مطلب به برخی از آن ها اشاره می کنیم

حاشیه نشینی یکی از پدیده هایی است که اکنون اکثر شهر های بزرگ با آن درگیر هستند. در به وجود آمدن این پدیده حاشیه نشینی عوامل و دلایل گوناگونی دخیل هستند که در این مطلب به برخی از آن ها اشاره می کنیم.

نگاه تمرکزگرای سیستم دولتی، باعث شده تا در طول سالیان متمادی بیشتر امکانات مادی و اقتصادی کشوری به شهرهای بزرگ و مراکز استان ها خصوصا پایتخت ایران ابر شهر تهران سرازیر شود. این تمرکزگرایی دولت تبعاتی در پی دارد که از جمله مهاجرت گسترده به این شهر است.

در واقع با اتخاذ این سیاست فاصله زیادی میان فضای روستایی و شهری وجود دارد. در شهر امکانات بسیاری هست، اما روستا چیزی برای روستاییان ندارد ولی در مقابل، وسایلی مانند تلویزیون در این محیط های کوچک و محروم هست که بسیاری از چیزهایی را که برای یک روستایی قابل دسترسی نیست، نشان می دهد. بر همین اساس روستائیان برای به دست آوردن آن چیزهایی که در اختیار ندارند اما تبلیغ اش را در تلویزیون می بینند به شهر ها هجوم می آورند. در واقع در این جا رسانه به مثابه یک عامل تشویق کننده مهاجرت و حاشیه نشینی عمل می کند.

در این میان در واقع نمی توان شهری شدن را امری مطلوب که برای توسعه مفید است بر نشمریم. اما این مدل شهری شدن و مدرنیزاسیون آمرانه تبعات منفی خاص خودش را نیز دارد که یکی از عمده ترین و مهم ترین آن ها همانا حاشینه نشینی است. در واقع حاشیه نشینی کنونی نه به دلیل روند توسعه شهرها، بلکه به سبب مدیریت نامناسب این توسعه است.

حاشیه نشینی ارتباط تنگاتنگی با مدیریت شهری دارد. نظام شهری باید به گونه ای باشد که نیازهای افزایش جمعیت و توسعه روزافزون شهر را برآورد کرده و راهی برای مقابله با پس زدن این مهاجران به حاشیه ها بیابد. حاشیه نشینی به این دلیل پدید آمده که گروه های کم درآمد نمی توانند تقاضای خود را در بازار رسمی زمین و مسکن تامین کنند; لذا به نظام غیررسمی و حاشیه شهرها روی می آورند.

حاشیه نشینی که خود معلول گسترش شکاف طبقاتی، رشد بی رویه شهرنشینی و مهاجرت روستاییان به شهرهای بزرگ است، از جهات متعددی موجب شیوع بزهکاری ها، انحرافات اجتماعی و عوارض ناشی از آنها می شود.

شرایط نامناسب زیستی و معیشت غیراستاندارد حاشیه نشینان، تبعات زیادی بر رفتار آنان دارد که روی آوردن به بزهکاری و مسایل غیرفرهنگی، بخشی از پیامدهای سنگین آن است.

حاشیه نشینی شرایط یا عالمی برزخ گونه را برای افراد حاشیه نشین از نظر اجتماعی و فرهنگی به وجود می آورد که افراد در چالشی فرساینده و در معرض تعارضات متعدد اخلاقی، رفتاری و روانی قرار می گیرند.

زندگی گروه و طبقات مختلف با فرهنگ ها و نگرش های متعارض و متضاد نوعی خلا فرهنگی و آشفتگی رفتاری را در این مناطق که اغلب متصل به کلانشهرها است، به وجود می آورد. همچنین به تازگی تحقیقات نشان داده ۷۰ درصد جرایم شهری توسط حاشیه نشینان اتفاق می افتد.

بدیهی است این امر نیز ناهنجاری های گوناگونی را به وجود می آورد که در شماره بعد به ناهنجاری های گوناگون در این حوزه اشاره می کنیم.

در ادامه مبحث حاشیه نشینی، به مصادیق آن می پردازیم:

۱) سرقت: سرقت از جمله جرایمی است که علل آن فقر و نیاز مالی، بیکاری، اعتیاد، انتقامجویی، کینه، حسد و... است. بیشتر علل یاد شده را می توان در مناطق حاشیه نشین مشاهده نمود. در بیشتر موارد حاشیه نشینان در محل های مرفه نشین یا متوسط شهر اقدام به سرقت می نمایند. تجربه نشان داده است که بیشتر متهمان پرونده های سرقت ساکن محلات حاشیه ای بوده اند.

۲) قتل عمد: تعارض خرده فرهنگ ها، خصومت و اختلافات دیرینه، سودجویی و تحصیل اموال، جریحه دار شدن غیرت و آبرو و نزاع های اتفاقی و اعتیاد از جمله علل وقوع قتل است. بیشتر قتل های اتفاق افتاده در مناطق حاشیه ای صورت می گیرد یا توسط کسانی که در این مناطق زندگی کرده اند به وقوع می پیوندد. در دادگاه ها نمونه های فراوانی از این نوع قتل ها وجود دارد.

۳) نزاع های دسته جمعی: از جرایم شایع در مناطق حاشیه ای نزاع های دسته جمعی است. ساکنان این مناطق معمولا از مهاجرین روستاها و ایل ها هستند که در یک محل و نزدیک هم زندگی می کنند و به همین دلیل در بعضی مواقع درگیری های جزئی بین دو نفر و حتی میان کودکان موجب نزاع های دسته جمعی منجر به کشته و زخمی شدن عده ای از منازعه کنندگان می شود. قتل هایی که در این نزاع ها اتفاق می افتد معمولا ۱۰ درصد قتل های واقع شده را تشکیل می دهد.

۴) تهدید علیه بهداشت عمومی و آلودگی محیط زیست: در مناطق حاشیه نشینی، فاضلاب منازل در کوچه ها رهاشده، جدول کشی و کانال کشی مناسبی جهت هدایت این آب های کثیف وجود ندارد و این آبها در سطح کوچه ها در جریان است. خدمات شهری مثل جمع آوری و دفع زباله به شکلی که در داخل شهرها وجود دارد در این مناطق دیده نمی شود.

۵) اعتیاد و خرید و فروش موادمخدر و مشروبات الکلی: توزیع موادمخدر در این مناطق به راحتی امکانپذیر است و آن هم ناشی از احساس امنیتی است که توزیع کنندگان این مواد در آن مناطق دارند و به دلیل فقر علمی ساکنان این مناطق و بیکاری وسیع و جهت رهایی یافتن مقطعی از برخی فشارهای روحی و غیره میل به استعمال موادمخدر در این مناطق بیشتر است. حاشیه نشینی در شهرهای بزرگ به دلایل زیادی، از جمله تمرکز امکانات در این شهرها و توزیع ناعادلانه موقعیت های شغلی و ثروت برمی گردد. مساله اصلی در ایجاد و پیدایش پدیده حاشیه نشینی توزیع نامتعادل امکانات است و نه میزان تولید آن. به همین علت برای پیشگیری از به وجود آمدن این پدیده، باید رشد اقتصادی به موازات توزیع غیرمتمرکز آن انجام شود. از سوی دیگر، براساس آمارهای رسمی جمعیت حاشیه نشینان تا ۱۰ سال آینده بیشتر از۳۰ درصد کل جمعیت کشور خواهد شد. در حالی که حاشیه نشینان در طول سال های گذشته نه تنها هیچگاه آنچنان که باید مورد حمایت دولت و گروه های سیاسی حاکم قرار نگرفته اند، بلکه همواره و با تغییر دولت ها و مدیریت های شهری همچنان نیز با مشکلات بسیاری مواجه بوده اند. اگر بخواهیم به مانند گذشته بااین روند رو به گسترش حاشیه نشینی برخورد کنیم و هیچ راه حل ریشه ای برای حل این معضل بزرگ اجتماعی به دست نیاوریم در واقع باید منتظر باشیم در آینده ای نه چندان دور این حاشیه نشینان بحران های بسیار بیشتری از آن چه اکنون جامعه با آن دست به گریبان است برای جامعه به وجود آورند.

نویسنده :مهرداد شاکری

 

ساخت سکونت‌گاه‌های غیررسمی، نتیجه حاشیه‌نشینی

 

حاشیه‌نشینی یک پدیده اجتماعی است و این پدیده اختصاص به عصر خاصی نداشته و ریشه در ادوار و اعصار گذشته دارد و هم در کشورهای توسعه‌یافته و هم در کشورهای در حال توسعه وجود داشته است. ایران نیز از این پدیده مصون نمانده چون قشر عظیمی از این حاشیه‌نشینان مهاجرین روستاها یا شهرهای کوچک هستند.

به گزارش ایسنا، می‌توان حاشیه‌نشین را به کسانی اطلاق کرد که در محدوده فضایی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شهر حضور و سکونت دارند، اما نحوه اسکان و معیشت آن‌ها از جامعه شهری کاملاً متمایز است.

دکتر «معصومه حافظ رضازاده» کارشناس برنامه‌ریزی شهری در این‌باره به خبرنگار ایسنا گفت: حاشیه‌نشینان کسانی هستند که در محدوده اقتصادی شهر زندگی می‌کنند، اما جذب نظام اقتصادی و اجتماعی نشده‌اند.

به گفته وی، شهر زاهدان نیز به لحاظ توسعه فیزیکی روز افزون خود دچار این مشکل و پدیده حاشیه‌نشینی شده است.

حافظ رضازاده تصریح کرد: نتیجه حاشیه‌نشینی، احداث سکونت‌های غیررسمی در زاهدان است که جاذبه شهرنشینی و رفاه شهری این افراد را از زادگاه خویش کنده و به سوی بازارهای کار می‌کشاند.

وی خاطرنشان کرد: یکی از اساسی‌ترین کارها برای مقابله با پدیده حاشیه‌نشینی و روی آوردن به شهرگرایی مدرن کنار گذاشتن طرح قدیم جامع شهری زاهدان است که این طرح جامع در سال 75 نوشته شده که اکنون در طرح جدید باید محدوده و حریم شهر تعیین شود و براساس نرخ جمعیت کاربری های شهری، تخصیص یابد.

کارشناس برنامه‌ریزی شهری در ادامه اظهار کرد: به لحاظ گسترش توسعه فیزیکی شهر زاهدان باید کاربری‌های جدید را در اختیار واحدهای مختلف قرار دهیم.

وی اضافه کرد: یکی دیگر از راه‌های مبارزه با پدیده حاشیه‌نشینی شهر زاهدان ایجاد کمربند سبز است که با احداث این کمربند سبز حریم و محدوده شهر مشخص می‌شود و از نشر و توسعه فیزیکی بی‌مورد شهر جلوگیری می‌شود.

وی در رابطه با حاشیه‌نشینی می‌گوید: کمی درآمد خانوارها و بالابودن بهاء زمین و هزینه ساخت و ساز و گرانی اجاره بهاء، مهاجرت، فقدان منطقه‌بندی و کاربری نامناسب زمین در شکل‌گیری پدیده حاشیه‌نشینی نقش عمده‌ای را ایفا می‌کنند.

رضازاده افزود: عمده‌ترین نماد جهانی حاشیه‌نشینی سیمای نامطلوب آن است که وجدان آدمی را می‌آزارد، ساختمان‌های تخریب شده و فرسوده، گذرگاه‌ها و معابر پر پیچ و خم و کم عرض بودن معابر و عدم دسترسی خودروهای امداد و آتش‌نشانی، اورژانس و پلیس در مواقع بروز حوادث از چالش‌های پیش‌روی این مناطق حاشیه‌نشین می‌توان بیان کرد.

در پایان باید به این نکته اشاره کرد که اختلاف سطح توسعه در زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی میان شهر و روستا یکی از عوامل عمده مهاجرت روستائیان به شهرها و در نتیجه بروز گسترش پدیده حاشیه‌نشینی است که تا زمانی که این اختلاف سطح از بین نرود هم‌چنان مهاجرت از روستاها به شهرها و نیز ایجاد مناطقی بنام حاشیه ادامه دارد.

 

چالش حاشیه نشینی و مدیریت شهری

 

معمولا شهرنشینی و صنعتی شدن را مترادف متمدن شدن و توسعه می دانند چرا که در مقایسه با جامعه ماقبل صنعتی سرمایه داری, انسان روستایی و یا قبیله ای پیوسته با فقر و بیماری, بیسوادی, غارت, کشتار و ظلم دست به گریبان بوده است

معمولا شهرنشینی و صنعتی شدن را مترادف متمدن شدن و توسعه می دانند چرا که در مقایسه با جامعه ماقبل صنعتی - سرمایه داری، انسان روستایی و یا قبیله ای پیوسته با فقر و بیماری، بیسوادی، غارت، کشتار و ظلم دست به گریبان بوده است.

وضعیت جامعه فعلی بشری از منظر دستاوردهای عظیم آن قابل قیاس با گذشته ماقبل شهری و صنعتی شدن نیست.

اما اداره و ساماندهی جامعه نوین و توسعه فزاینده آن چنان پیچیدگیهایی ایجاد کرده که در اغلب موارد به درماندگیهایی ختم شده اند که امروزه با واژه بحران شناخته می شوند: بحران تروریسم، بحران جنگ ادیان یا تمدنها(ساموئل هانتینگتون)، بحران محیط زیست، بحران ایدز، بحران فقر و بالاخره بحران حاشیه نشینی شهری که این آخری مستقیما در حوزه مدیریت شهری و توسعه قرار می گیرد.

ایران به عنوان شانزدهمین کشور پرجمعیت جهان طی سالهای ۱۳۸۰ - ۱۳۳۵ جمعیتش ۶/۳ برابر افزایش یافته درحالی که این رشد برای جمعیت جهان کمتر از ۳/۲ برابر بوده است. رشد جمعیت شهری کشور طی همین مدت(۴۵ سال) بیش از ۷ برابر بوده است.غیر از شهرهای بزرگ کشور، درمورد خاص تهران پدیده جدیدی طی سالهای گذشته بروز کرده که تقریبا غیرمتعارف بوده است.

و آن افزایش انفجاری جمعیت روستایی استان تهران است که با نرخی بالای ۵/۷ درصد رشد داشته و جالب اینکه مهاجران به مناطق روستایی استان تهران از شهرها به روستاهای اطراف تهران رانده شده اند و بیجه نمادی از پدیده موردبحث است با ارزش جامعه شناختی بالا.معمولا حاشیه نشینی را استقرار در زمینهای غیرقانونی شهری تعریف می کنند که به شهرداریها و وزارت مسکن مربوط می شود.

اما ابعاد حاشیه نشینی به مراتب از مسکن و خدمات شهری فراتر می رود. کاش به قول سردار قالیباف فرصت تحلیلهای جامعه شناختی نیز فراهم آوریم.معمولا حاشیه نشینان جزو تهی دستان جامعه هستند اما همه تهی دستان بزهکار نیستند چرا که بخش قابل توجهی از تهی دستان روستانشین عادی هستند و کمتر با مسئله گرانی زمین شهری مشکل دارندکه ظاهرا حوزه فعالیت بنیاد مسکن انقلاب اسلامی است.

اکنون باید پرسید چه نهاد یا نهادهایی آماده رویارویی با چالش حاشیه نشینی هستند؟ چه برنامه توسعه ای را در مقیاس ملی برای مهار بیشتر ابعاد آن باید در پیش گرفت، آن هم در زمانه ای که حتی زمزمه بی نیازی به برنامه ریزی توسعه در گوشه و کنار به گوش می رسد مدیریت شهری بدون برنامهریزی حتی قابل تصور در هیچ جای دنیا نیست همچنان که آمایش سرزمین و تقلیل نابرابریهای منطقه ای ملی خود به خود تحقق نمی یابد.

به دلیل گرانی غیرمتعارف زمین شهری در کلانشهرهای ما و بخصوص تهران(معادل هفت برابر حقوق ماهیانه بیجه برای یک متر مربع زمین) هیچ راهی جز ظهور قارچ گونه و شتابان حاشیه نشینی شهری باقی نمی ماند.

درغیاب فقر شدید اطلاعاتی در باره آمارهای حاشیه نشینان در کشور و نامشخصی نهاد مسئول در توانمندسازی و تقلیل دامنه آن در درازمدت همراه با اقدامات عاجل با امکانات مناسب با این پدیده گسترده چه باید کرد؟ در خوش بینانه ترین برآوردها از جمعیت ۹۵۰ میلیون نفری حاشیه نشین در جهان(بیش از ۱۵ درصد جمعیت جهان) هفت میلیون آن در کشورمان زندگی می کنند(۱۰ درصد) و به یاد بیاوریم که قریب ۴۰میلیون نفر از جمعیت کشور در شهرها زندگی می کنند.

۵۰ سال پیش فقر روستایی فقر غالب در ایران بود، امروز این فقر شهری است که چالش مدیریت شهرها و برنامه های توسعه ملی است. در ثروتمندترین کشور جهان یعنی ایالات متحده طبق آمار رسمی دولتی بیش از ۳۵ میلیون فقیر داریم که ۲۷ میلیون آن آلونک نشین شهری هستند (ارتورسولیوان، اقتصاد شهری ۲۰۰۰).این مجموعه شرایط یعنی درجه بالای ریسک بی ثباتی محیط کسب و کار برای مدیران.

حاشیه نشینی جایگاهی در امنیت ملی نیز دارد بخصوص در جهانی که قسمت اعظم سرکردگان آن حامی ما نیستند و ما برای آنها وصله ناجور محسوب می شویم.اگرچه حاشیه نشینی در ایران نسبت به اکثر کشورهای درحال توسعه وضع وخیم تری ندارد اما این امر را به هیچ وجه نباید به خوش خیالی ختم کرد.

نخست باید نهادی نیرومند و درخور برای شناخت همه جانبه آن(و بانکی اطلاعاتی، آن هم در کشور ما که ثبت مکان زندگی اجباری نیست و هیچ شهرداری ای چنین اجباری ندارد) به وجود آورد. دیگر اینکه در درازمدت این برنامه های توسعه هستند که باید از جمعیت مهاجر از روستاها و شهرهای کوچک بکاهند و ایضا این در استراتژی های درازمدت است که جستجو کنیم چرا قیمت و رانت زمین شهری در کلانشهرهای ما این چنین غیرعادی است.حاشیه نشینان شهری با جایگاه شهروند بودن فاصله زیادی دارند ولی می توانند شهروندان آینده باشند حتی در روندی تدریجی و... اما این به این معنا نیست که آنها درحال حاضر تهدیدی جدی نیستند. به راستی اگر قرار باشد برای چالشهای حاشیه نشینی برنامه ای طراحی شود چه کسانی(یا نهادی) باید به سراغ چه نسخه هایی بروند؟

 

تهیدستان حاشیه نشین

 

جهان حاشیه در شهری که ساختار های طبقاتی آن روز به روز عیان تر می شود, ویژگی های خاص خود را دارد در چنین دنیایی طبقه ای با عنوان تهیدست از چه جایگاهی برخوردار است تهیدستان در جهان حاشیه با اتکا بر ضرورت به عنوان نیروی پیش برنده یا محرک واقعی زندگی, لحظات را در تجربه امکانی به نام زیستن سپری می کنند

جهان حاشیه در شهری که ساختار‌های طبقاتی آن روز به روز عیان‌تر می‌شود، ویژگی‌های خاص خود را دارد. در چنین دنیایی طبقه‌ای با عنوان تهیدست از چه جایگاهی برخوردار است؟تهیدستان در جهان حاشیه با اتکا بر ضرورت به عنوان نیروی پیش‌برنده یا محرک واقعی زندگی، لحظات را در تجربه امکانی به نام زیستن سپری می‌کنند. گروه‌های وابسته به این بخش از حیات اجتماعی بر حکم همان ضرورت که حق حیات بهتر نام گرفته، به جست وجوی سرپناه، زمین یا رفاه حداقلی برمیخیزند.

مهاجرت‌های طولا‌نی و پذیرش غربت از نفی در ساختار این طبقه خبر می‌دهد. اینجاست که به دست آوردن امکانات حداقلی براساس منطقی ساده به عنوان هدفی والا‌ با هر وسیله‌ای توجیه می‌شود. دستیابی غیرقانونی و مستقیم به امکانات مصرفی جمعی چون زمین، سرپناه، فضاهای عمومی و فرصت‌ها، تحت‌تاثیر الزامات همان هدف والا‌ قابل‌قبول فرض می‌شود. پذیرش این فرضیه‌ها از سوی اعضای طبقات تهیدست به استقلا‌ل آنها از دولت نیز کمک می‌کند. فرق قضیه این است که این جدایی هیچ شباهتی به جدایی جامعه مدنی از دولت ندارد. ‌

نمود واقعی این جدایی در عدم تمایل به رعایت چارچوب‌های نظم مسلط رخ عیان می‌کند. می‌توان این تمایل به بی‌نظمی را نوعی سرکشی عمدی فرض کرد که نیروی خود را از انرژی رها شده در بطن فاصله‌های اجتماعی به دست می‌آورد.

این بی‌تمایلی، نگاه کارشناسان را در تحلیل شخصیت طبقه تهیدست شهری با مشکل روبه‌رو ساخته است. عده‌ای از این گروه، به عنوان گروه‌های حاشیه‌ای یاد می‌کنند و عده‌ای دیگر آنها را افرادی با تمایلا‌ت گریز از مرکز معرفی می‌کنند که تن به نظارت رسمی و کنترل مدرن در جامعه نمی‌دهند. در این تحلیل، افراد این طبقه در عین حال که از ابعاد رهایی‌بخش دنیای مدرن بهره می‌برند، از کنترل مدرن سرباز می‌زنند. ‌

اعضای تهیدست که با فرار از مناطق کوچک به شهرهای بزرگ پا نهاده‌اند، تحت‌تاثیر شرایط زندگی تا اندازه بسیار زیادی در معرض فشار پیشامدهای اقتصادی قرار دارند. این فشارها در جوامع نوین و پیچیده صنعتی به عنوان خاستگاه شکل‌گیری طبقات تهیدست شهری عمل می‌کنند. در نتیجه طبیعی است که اقتضائات مبارزه برای کسب امکانات زندگی به هر طریقی به صورت بالقوه در میان اعضای این طبقه نسبت به سایر طبقات دیگر جدی‌تر عمل کند. ‌

طبقه تهیدست، طبقه‌ای رادیکال است. برای اعضای این طبقه منافع مشترک و هویت مشترک در محیط زندگی در قالب همان محدوده جغرافیایی قابل تشخیص است، به همین دلیل رسیدن به حوزه عمل نزد اعضای این طبقه براساس تهدید مشترک صورت می‌گیرد. شاید از این روست که به گفته جامعه‌شناسان، اعضای این طبقه وقتی با تهدید و خلع‌ید در محل استقرارشان مواجه می‌شوند، بلا‌فاصله گرد هم جمع می‌شوند، حتی اگر یکدیگر را نشناسند.

آنها در تحلیل عده‌ای دیگر از کارشناسان به اعضای <شبکه‌های انفعالی> لقب گرفته‌اند. اعضای این شبکه‌ها را کسانی چون دستفروش‌های خیابانی تشکیل می‌دهند. جزیره‌های جداگانه‌ای که بر اساس نیتی مشترک در جغرافیایی واحد گرد هم می‌آیند. با اینکه به ظاهر هیچ منافع مشترکی ندارند و به صورت جداگانه به حیات خویش ادامه می‌دهند، اما به هرگونه تهدید در حوزه جغرافیایی فعالیت خویش پاسخ مشترکی می‌دهند.

اینجاست که به تعبیری بدون درک مفهوم شبکه‌های انفعالی، درک بسیاری از رخدادهای خیزش‌گونه و خود به خودی توده‌های منفعل در محیط‌های شهری، دشوار و در عین حال ناممکن می‌شود. تهیدستان شهری در قالب این تحلیل به همان شبکه‌های انفعالی تعلق دارند. هرگونه احساس خطر از جانب نظم مسلط امکان هر پیشامدی را نزد آنان تقویت می‌کند. درگیری‌هایی که هرازگاهی در حاشیه شهرها بین نیروهای شهرداری و ساکنان این مناطق صورت می‌گیرد، از این زاویه قابل تفسیر است

اعضای طبقه تهیدست در دنیای حاشیه در تلا‌ش برای تغییر زندگی و دیدگاه خود نسبت به جهان هستند. آنها مجبورند روش زندگی و دیدگاه نظری خود را نسبت به دنیایی که به آن تعلق دارند، عوض کنند تا دیدگاهشان با شرایط فنی و تولیدی جدید سازگار شود.

عدم‌سازگاری این دیدگاه به دو صورت رخ می‌دهد؛ یا اعضای این طبقه حاضر به پذیرش این هماهنگی نیست یا جهان به‌گونه‌ای دشوارتر از توان ظرفیت فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی آنها خارج است. در هر دو حالت چه اتفاقی می‌افتد؛ به نظر می‌رسد که جامعه صنعتی در چنین وضعیتی بیش از آنکه در فکر همکاری با اعضای این طبقه باشد، در فکر فاصله انداختن میان خود و دنیای آنان است. استفاده از تعابیری چون حاشیه‌نشین، تاییدی است بر این تحلیل.

این در حالی است که اعضای طبقه تهیدست به عنوان اعضای زنده و ارگانیک در جامعه صنعتی که مقتضیات اقتصادی موجب دشواری در زندگی‌شان شده است، به فکر رها کردن روش موجود و معمول زندگی می‌افتند. این حرکت به سوی تغییر با هدف سرعت بخشیدن به حرکت تکاملی به عنوان هدفی والا‌ لقب می‌گیرد. اینجاست که تهیدست در حاشیه قرار گرفته، به وسایل رسیدن به هدف دیگر فکر نمی‌کند؛ چه آنکه در فکر حفظ شرایط موجود نیست.

او به تغییر امیدوار است و با نوآوری - مخصوصا در حوزه شرایط اقتصادی و اجتماعی - به هیچ‌وجه مخالف نیست. هرگونه افزایش در تعداد مجرمانی چون سارقان در چنین مناطقی از این زاویه، مورد تامل قرار می‌گیرد. این در حالی است که اینگونه حرکات از سوی اعضای این طبقه که با هدف تغییر شرایط موجود صورت می‌گیرد، در نظام مسلط به دلیل منافات آن با نظم ساختاری به عنوان یک بی‌نظمی آشکار لقب می‌گیرد. اینجاست که یا از حرکت آنها جلوگیری می‌شود یا اینکه آن را تغییر شکل می‌دهد تا نظم به نظام اجتماعی بازگردد.

محافظه‌کاری نظام مسلط که بر چارچوب‌های قواعد زندگی مرفه شکل گرفته، مانع هرگونه حرکت از سوی اعضای طبقات تهیدست می‌شود. اینکه اعضای این طبقات به صورت فردی امکان بالا‌ آمدن از شرایط موجود را دارند، تاثیری در تحلیل نهایی این نوشته ندارد؛ چه آنکه در حالت کلی اعتراضی کوچک از سوی اعضای این طبقه به تزلزل در ساختارهای اجتماعی و برهم زدن طبیعت تعبیر می‌شود. این درحالی است که رفتارهای مشابه و به مراتب رادیکال‌تر احتمالی در میان اعضای دیگر طبقات، اینگونه احتمال را به وجود نمی‌آورد.

اعضای طبقه مسلط با رویگردانی از خواسته‌های طبقات تهیدست در چنین مواقعی بیزاری خود از دردسرهای سازگاری با وضعیت جدید را اعلا‌م می‌کنند. مخالفت با ساخت شهرهای جدید در مناطق تا پیش از این حاشیه لقب گرفته در جنوب شهر، به معنی رویگردانی نظم مسلط از خواسته‌های طبقاتی است که قرار شده با اسکان احتمالی در اماکن و شهرهای جدید، شکل تازه‌ای از زندگی را بپذیرند. ‌

 

تهران تهیدست

در تهرانی که روز به روز بزرگتر می‌شود، نیروهای تهیدست با چه وضعیتی به زندگی ادامه می‌دهند. در مقدمه پیشین به عنوان فرض نظری به تحلیل زندگی این گروه‌ها پرداختیم. در این بخش به شکلی عینی‌تر با این پازل‌های در حاشیه لقب گرفته، مواجه می‌شویم؛ چه هر تلا‌شی برای شناخت این طبقات، روحیات و موقعیات آنها، کمکی است به تغییر شرایط نامناسب احتمالی در زندگی این افراد.

فراموش نباید کرد که فراهم آوردن امکانات مناسب برای زندگی تک تک اعضای این گروه، کاری شدنی است که در قالب حق و حقوق انسانی قرار می‌گیرد؛ حقوقی که سلسله مراتب اجتماعی و اقتصادی تهران تاکنون مانع از تحقق کامل آن شده است.

عدم‌تحقق این حقوق در شهری که هرم ژئوفیزیکی یا جغرافیایی آن در تطابق کامل با شرایط زیستی و سلسله مراتب اجتماعی‌اش یک موقعیت شمال به جنوب را به وجود آورده، بیشتر به چشم می‌آید.

در این شهر همانگونه که می‌دانیم هرچه به سمت شمال حرکت کنید، در مناطق بالا‌تر به محل سکونت افراد مرفه یا طبقه مرفه نزدیک‌تر می‌شوید، مناطق پایین‌شهر یا نقاط در حاشیه لقب گرفته نیز یا به مهاجران تعلق دارد یا به کارگران، از شرق به غرب شهر نیز در تسلط طبقه متوسط است. ‌

براساس آمار موجود تا اواسط دهه ۵۰، تهران دارای ۵۰ محله تهیدست‌نشین بوده است. این مناطق که از فردای اصلا‌حات ارضی در نقاط دیگر مملکت در گوشه گوشه شهرها نمایان می‌شدند، به مکان پذیرش یا بنگاه‌های تهیدستان شهری لقب گرفتند. براساس سرشماری صورت گرفته در سال ۵۹، ۶۰ درصد خانوار این سکونتگاه‌ها به ازای هر نفر فقط ۵/۲ متر مربع سرپناه در اختیار داشتند. در آن دوران یک میلیون نفر تهیدست در مناطق ۵۰گانه تهیدست‌نشین تهران زندگی می‌کردند. آنگونه که احتمال داده‌اند در مناطق غیرقانونی ۴۰۰ هزار نفر روزگار می‌گذرانده‌اند.

سکونتگاه‌های غیرقانونی در مناطقی چون ورامین، قرچک و شهریار بیشتر از سایر مناطق به چشم می‌آمد. تمامی این افراد که حتی در مخروبه‌های حلبی‌ساز زندگی می‌کردند با وجود همه تفاوت‌ها در درآمد و کیفیت زندگی تا پایان دهه ۵۰ به شکل طبقه تهیدست در منظر دید قرار گرفته بودند. آنها نسبت به جریان اصلی زندگی شهری کاملا‌ شناخته شده بودند. بعد از انقلا‌ب تحت‌تاثیر شرایط تازه به وجود آمده، سمت و سوی توجه به اعضای چنین طبقاتی اندکی تغییر کرد.

نگاه به مستضعفان در این زمان و شعارهایی که مبنی بر توجه به اعضای این طبقات سر داده می‌شد، بیشتر واکنش به خواسته‌های گروه‌هایی بود که همواره بستر قدرتگیری خود را در میان طبقات تهیدست و کارگران پایین مرتبه جست‌وجو می‌کردند. گسترش تهران در کنار وضعیت سازندگی در سال‌های پس از جنگ، شکل‌گیری طبقات نوکیسه تازهاستقرار یافته در شهرهای بزرگ و دلا‌ل‌مسلکی اوج گرفته که تمایلا‌ت سودانگارانه خویش را به همه حوزه‌های زندگی تسری داده بود، در کنار رشد جمعیت در شهری چون تهران همه و همه منجر به تغییراتی در شرایط زندگی طبقات پاییندست شد. ‌

آن فاصله کذایی بین شهر و نقاط پایین از میان برداشته شد. حلبی‌آبادها که در اثر گفتمان انقلا‌بی از بین رفته بودند، جای خود را به منازل کوچکتر اما با کیفیت بهتر داد. طبقات تهیدست پیشین نیز با استقرار در شهرهای تازه تاسیس به امکانات بهتری دسترسی پیدا کردند.

با این حال هیچکدام از این تغییرات در چشم‌اندازی کلی سبب از بین رفتن فاصله بین سلسله مراتب اجتماعی در شهر تهران نشد. همسو با حل طبقه پایین‌دست در درون ساختار اجتماعی که در بعضی اوقات نیز با اجبار همراه شد (به مورد خاک سفید بنگرید)، طبقات مرفه نیز فاصله خود را با سایر بخش‌های حیات اجتماعی بیشتر کردند. برای درک فاصله موجود علا‌وه بر استفاده از چارچوب‌های تحلیلی مبنی بر علل فرودستی طبقات مهاجرنشین، نیازمند تحلیل طبقه مرفه جدید نیز هستیم. ‌

داوود پنهانی

 

 

حاشیه نشینی در شهرهای بزرگ آسیب‌های اجتماعی و امنیتی بوجود آورده است

 

 در بعضی از استان‌ها افراد زیادی در حاشیه شهرها در سطح بسیار پائینی از لحاظ رفاه و خدمات زندگی می‌کنند که دشواری‌ها و آسیب‌های اجتماعی و حتی امنیتی زیادی را بوجود آورده‌ است و از شهرهای مشهد مقدس و زاهدان می‌توان به عنوان نمونه یاد کرد.

وی با اشاره به این که برخی از نمایندگان  بازدیدهایی از مناطق محروم کشور داشتند و گزارش‌هایی از مشاهداتشان به مجلس داده‌اند و ما قطعا این گزارش‌ها را در برنامه‌ریزی برای سیاست‌های محرومیت زدایی لحاظ خواهیم کرد.

نماینده مردم نیشابور و فیروزه در مجلس شورای اسلامی درباره سرنوشت پروژه راه آهن مشهد- شمال هم گفت : در جلساتی که با آقای پورسیدآقایی مدیر عامل راه آهن جمهوری اسلامی ایران داشتیم این موضوع را پیگیری کردیم و خواستار تسریع در اجرای این پروژه شدیم. خوشبختانه اجرای پروژه مشهد-شمال در دستور کار رجا است و قول‌های خوبی به ما داده‌اند.  

نماینده مردم نیشابود و فیروز درباره انتخاب مشهد به عنوان پایتخت فرهنگی جهان هم اظهار داشت: این اتفاق مبارک می‌طلبد همه مسؤولین تلاش کنند تا بتوانیم یک رویداد عظیمی را خلق کنیم و از این فرصت برای توسعه شهر مقدس مشهد استفاده کنیم.

 

 

وجود 13 میلیون جمعیت حاشیه‌نشین در کشور

 

رئیس سازمان بهزیستی کشور به وجود ۱۲ تا ۱۳ میلیون جمعیت حاشیه‌نشین در کشور اشاره کرد و گفت: ساماندهی و کنترل حاشیه‌نشینی یکی از اولویت‌ها و برنامه‌های بهزیستی است.

به گزارش تسنیم، انوشیروان محسنی در حاشیه همایش علمی کاربردی مدیران ستادی و معاونان پشتیبانی سازمان بهزیستی در مشهد اظهار داشت: کلانشهر مشهد و ساماندهی معضل حاشیه‌نشینی آن از برنامه‌های جدی سازمان بهزیستی است که در این راستا برنامه پنج ساله تعریف شده است.

وی ادامه داد: سالانه حداقل 250 میلیارد ریال برای ساماندهی و ارائه خدمات در حاشیه شهر مشهد اعتبار نیاز است.

رئیس سازمان بهزیستی گفت: در این راستا برپایی 2 پایگاه خدمات سلامت اجتماعی، ارائه یک وعده غذای گرم در حاشیه برخوردار، پرداخت هزینه شهریه مهدهای کودک سه دهک پایین جامعه و سامانه کاهش آسیب و طلاق از جمله خدماتی است که هم اینک در حاشیه شهر مشهد ارائه می‌شود.

وی با بیان اینکه هم‌اکنون 2.5 میلیون زن سرپرست خانوار در سطح کشور زیر پوشش خدمات حمایتی این سازمان قرار دارند، افزود: همسران یک میلیون و 800 هزار نفر از این زنان سرپرست خانوار فوت شده‌اند.

محسنی ادامه داد: شوهران 350 هزار نفر از این زنان نیز ازکارافتاده یا زندانی هستند، 250 هزار نفر آنها طلاق گرفته‌اند و حدود 100 هزار نفر نیز دختران مجردی هستند که به صورت خودسرپرست زندگی می‌کنند.

رییس سازمان بهزیستی گفت: برای هر یک از این گروه‌های زنان سرپرست خانوار زیر پوشش بسته حمایتی تعریف شده‌ای وجود دارد و در راستای اشتغال و توانمندسازی آنها تاکنون 4 هزار گروه همیار در سطح کشور تشکیل شده است.

 

ناکجا آبادی به نام حاشیه‌ نشینی

 

معاون وزیر راه و شهرسازی گفت: ۳۵ درصد جمعیت کشور در حاشیه شهرها سکونت دارند.

به گزارش باشگاه خبرنگاران، از دیرباز و گذشته‌ای دور مهاجرت و کوچ نشینی در سرزمین‌هایی همچون ایران زمین مرسوم بوده و امروز نیز در قالب‌های مختلف و نو به چشم می‌خورد.

از مهاجرت در نقاط مختلف و شهرهای ایران تا کشورهای جهان به ویژه همجوار و همسایه با خرده فرهنگ‌ها و ‌آداب و رسوم و سنت‌های گوناگون به کلان شهرها آغاز تحول در نحوه سکنی گزینی مردم در جامعه بزرگ امروز ایران را تشکیل می‌دهد.

دنیایی که با سکونت افراد مختلف با نگرش و فرهنگی متفاوت و با فاصله طبقاتی هر کدام در پی داشتن زندگی دلخواه شکل می‌گیرد.



*حاشیه نشینی حقیقتی مسئله ساز در ایران

حاشیه نشینی واژه‌ای است که با شنیدنش کوله باری از چراها، چگونه‌ها، باید و نبایدها و اما و اگرهای بسیاری را باید در مسیری نامشخص به دوش کشید.

حاشیه نشینی در کنار فقر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی گاهی اوقات دارای آسیب‌های اجتماعی شامل اعتیاد به مواد مخدر، گسترش بیماری‌های مختلف نیز هست که خود زمینه‌ای برای آسیب‌های دیگری از جمله سرقت و شاید هم جرایمی مانند قتل و غارت است.

برخی کودکان و نوجوانان این مناطق به جای نشستن سر کلاس‌های درس و مدرسه به اجبار برای گذراندن زندگی اقدام به کار در خیابان می‌کنند که خود مسئله‌ای به نام کودکان کار و خیابان است که این پدیده بامعضلات بسیاری همراه است و در حقیقت می‌توان گفت:‌حاشیه نشینی همان گونه که از ظاهرش پیدا است قطاری از آسیب‌های اجتماعی و مشکلات بسیاری در جامعه امروز است که با آ‌ن رو به رو هستیم.

 


*حاشیه نشینی واژه‌ای که بیشتر با فقر همراه است

فقر آسیب‌های اجتماعی بسیاری در پی دارد که قربانیانش به دلیل گذراندن زندگی، برای اینکه شبی را به صبح و روزی دیگر وصل کنند ممکن است دست به کارهایی بزنند که خارج از عرف جامعه باشد قربانیانی که خود باعث به وجو آ‌مدن قربانیان دیگر می‌شوند.

آن‌ها گاهی اوقات متهم می‌شوند که در حاشیه زندگی می‌کنند چرا که توانایی‌ مالی کافی برای زندگی در داخل شهر را ندارند.

آن‌ها به ناچار در مکان امروزی خود سکنی گزیدند و زندگی می‌کنند و در پس آرزوهای دست نیافتنی شان دیگران را تاثیر گذار می‌دانند.



*این‌جا ناکجا آباد؟

برخی می‌گویند این سرزمین ناکجا آباد به دلیل نبود نظارت کافی و وضع قوانین خاص خود امروز تبدیل به معضلی بزرگ در جوامع پیشرفته و کلان شهرهای جهان شده است.

به امید آن روز که حاشیه‌ای در سرزمین ایران زمین و پدیده حاشیه نشینی در میان مردم با صفای این دیار وجود نداشته با شد

 

حاشيه نشينی؛ معضل امروز٬ بحران فردا

 مشهد ۲ برابر ميانگين کشوری حاشيه نشين دارد

 

حسين شاید یک نوجوان بیسواد حاشيه نشين باشد که به جای استشمام بوی مهر و آغاز ماه مدرسه٬ بوی زباله های شهر را برای پيداکردن کارتن٬ نان خشک٬ شيشه تحمل میکند اما با دستان کوچکش چراغ خانهای را که دیوارهایی نمور و تاریک دارد با سقفی ترک برداشته و مشمایی پلاستيکی که نقش در را ایفا میکند٬ گرما و روشنایی بخشيده است. اینجا یکی از محلات حاشيه نشين مشهد٬ شهر بهشت است اما اینجا از زرق و برق زندگی شهری٬ امکانات٬ آسایش و رفاه٬ بهداشت و حتی امنيت خبری نيست. ساکنان اینجا همان گونه که محروميت و فقر را میشناسند٬ با مفهوم جرم هم بيگانه نيستند٬ سرقت٬ نزاع های دسته جمعی٬ اعتياد٬ خرید و فروش مواد مخدر٬ تجاوز به عنف٬فروش کودکان از جمله آسيبهایی است که شغل برخی از زنان و مردان این منطقه محسوب میشوند. قول دادهام اسم محلهشان را نياورم چرا که هنوز هستند کسانی که در نهایت فقر با آبرو زندگی میکنند و حتی فقر و فلاکت و حاشيه نشينی نگذاشته است چشم از آسمان بردارند٬ چرا که انگار سرنوشت برخی را در حاشيه نوشته اند٬ آدمهایی که در حاشيه به دنيا آمده و در حاشيه زندگی میکنند٬ کار میکنند و در حاشيه نيز میميرند و کسی از آنها باخبر نمیشود. همانقدر بگویم که اکثر خانههای اینجا پلاک شهرداری ندارد٬ انشعابات آب و برق ندارد٬ فقدان خدمات زیرساختی و زیربنایی٬ فرسودگی بافت٬ وضعيت نامناسب ساختمانها٬ مقاومنبودن سازهها٬ نامشخصبودن وضعيت مالکيت٬ تغيير کاربری٬ غيرمسکونی بودن محله ها٬ تنگی معابر٬ فقدان کاربریهای موردنياز و آموزش جرم را میتوان از جمله مهمترین مشکلات حاشيه شهر دانست٬ اینجا از لحاظ فرهنگ هم فقير هستند٬ آداب و رفتار معاشرت آنها متفاوت از فرهنگ غالب جامعه است٬ اما هرطور که باشند حرمت و کرامت انسانی دارند٬ بنابراین باید قدمی برای آنها برداشت چرا که اینها نيز شهروندان شهر بهشت و مجاوران حریم رضوی محسوب میشوند.

براساس آمار رسمی٬ بيش از یک ميليون حاشيه نشين ساکن شهر مشهد هستند این ميزان در مقایسه با جمعيت 7 ميليونی حاشيه نشين کشور٬ یک هفتم این تعداد را شامل میشود٬ ثبت یک سوم از جمعيت شهر مشهد به صورت حاشيه نشين نشاندهنده این است که مشهد بيشترین جمعيت حاشيه نشين کشور را دارد. البته حاشيه نشينی در دیگر شهرهای خراسان رضوی نيز وجود دارد از جمله شهرهای سبزوار٬ تربت حيدریه و نيشابور که بعد از مشهد به ترتيب بيشترین حاشيه نشين را در استان دارند و رتبه های ٬22 33و 35 حاشيه نشينی در کشور را به خود اختصاص داده اند٬ البته 700مرکز حاشيه نشين با هفت ميليون نفر جمعيت در کشور وجود دارد٬ از این رو مسئولان امر باید مشکلات حاشيه نشينی و سکونت گاه های غيررسمی را از اولویتهای شهر و کشور قرار دهند

. محسن انتظاری هروی٬ نایب رئيس شورای چهارم شهر مشهد مشهد گفت: موضوع حاشيه نشينی یکی از دغدغههای اصلی شورای شهر است و قرار است کميسيونی در شورای شهر به منظور رسيدگی به مشکلات حاشيه شهر مشهد تشکيل شود. وی اظهار کرد: این کميسيون قرار است با کمک 6کميسيون دیگر به طور ویژه به مشکلات و معضلات حاشيه نشينی بپردازد چرا که در حال حاضر مهمترین مشکل حاشيه نشينی در کشور اشتغال و مهاجرت است و مشهد به عنوان شهری مهاجرپذیر با گسترش این آسيب روبه رو ست از طرفی شرایط اقتصادی سبب شده است تا مردم توان زندگی در سطح شهر را نداشته باشند و از مرکز شهر به حاشيه شهر مهاجرت کنند.

انتظاری گفت: در شورای شهر تمام تلاش خود را خواهيم کرد تا با آیندهنگری علمی و فنی و البته شناخت مشکلات و آسيبها اجازه ندهيم مهاجرت و در راستای آن حاشيه نشينی گسترش یابد. سيد جلال فياضی٬ دیگر عضو شورای شهر مشهد نيز گفت: باید به مسئله حاشيه شهر ریشهای نگاه کنيم حاشيه شهر حاصل سياستهای غلط دولتهای مختلف بوده است٬ در آغاز پيروزی انقلاب 30درصد مردم در شهرها و 70 درصد در روستاها زندگی میکردند اما سياستهای نادرست و عدم حاشيه نشينی؛

ایجاد اشتغال در روستاها سبب مهاجرت شده است و در کنار آن حاشيه نشينی ایجاد شده که مشهد در این ميان مشهد بيشترین سهم را دارد به طوری که متوسط حاشيه نشينی در کلانشهرها 16 درصد جمعيت است اما مشهد٬ 30درصد جمعيت حاشيه نشين دارد. طرحی که صورت مسئله حاشيه نشينی را پاک کرد وی بيان کرد: مشکلات حاشيه نشينی کالبدی است٬ چرا که زمينهایی که ساخته شده٬ بدون طرح تفضيلی است و افرادی زمين خوار و سود جو اقدام به فروش این زمينها کردهاند بنابراین تقسيم بندی مناسبی ندارد به طوری که در این مناطق معابر٬ خيابان٬ شبکه فاضلاب٬ دیده نشده است و کوچه های باریک و ناهمسان این مناطق گاهی سبب بروز مشکلات میشود به طوری که کار برای ارائه خدمات بسيار سخت میشود. فياضی افزود: اولين و مهمترین مشکل حاشيه نشينی مسائل کالبدی و زیرساختی است که باید اصلاح شود در شورای سوم مناطق حاشيه نشين به محدوده شهر ملحق شدند به طوری که در حال حاضر در قوانين شهری حاشيه نشينی نداریم اما این موضوع مسئله را حل نکرده است و شورای سوم تنها صورت مسئله حاشيه نشينی را پاک کرده است چرا که داستان حاشيه نشينی کالبدی است و تا این معضل همراه باشد نمیتوان امکانات و خدمات را به بدنه این مناطق تزریق کرد.

این فعال رسانه ای با اشاره به برنامه پنجم توسعه بيان کرد: در برنامه پنجم توسعه دولت مکلف شده است که زیر ساختهای حاشيه نشينی را فراهم کند اما با وجود اینکه تنها یک سال و نيم از این برنامه زمان باقی مانده است اما متاسفانه هنوز هيچ اقدامی در این راستا صورت نگرفته است به طوری که در سفر دوم دکتر احمدی نژاد به مشهد که از این مناطق بازدید صورت گرفت٬ دستور داده شده 50 هزار هکتار زمين به این موضوع اختصاص داده شود تا 15 هزار خانه ساخته شود تا در دیگر مناطق حاشيه شهر اصلاح ساختار صورت بگيرد اما متاسفانه این موضوع از سوی دولت تامين نشد. وی عنوان کرد: مشکل حاشيه شهر تنها به وسيله شورای قابل حل نيست بلکه دولت باید در این راستا قدم بردارد٬ شورای شهر با تشکيل کميسيون نسبت به اجرای این تکليف قدم برداشته است اما صرف ارائه خدمات و تقسيمات منطقهای مشکل حاشيه نشينی را حل نمیکند. حسين حاتمی٬ کارشناس شهرسازی نيز گفت: مهمترین علل حاشيه نشينی در مشهد مهاجرپذیری و انعطافی است که در این چندسال اخير شهرداری به مردم داشته است و با وجود مهاجرتهایی که به مشهد صورت میگيرد بناهایی در حواشی مشهد ایجاد شده است که که از نظر قانونی و شهری تعریفی ندارند اما با توجه به انعطافی که شهرداری داشته است این بخشها ادعای شهرنشينی دارند در حالی که هر شهری٬ دارای تقسيمات منطقه ای و طرح تفضيلی است. وی گفت: با توجه به تخصصهایی که اعضای شورای شهر در زمينه برنامهریزی شهری دارند میتوان اميدوار بود که معضلات و مشکلات حاشيه نشينی با پایش و نظارت همه دستگاههای متولی صورت بگيرد. شب آرام آرام از راه میرسد و من در حاشيه شهر از خانه هایی عبور می کنم که هر کدامشان به اميد روشنایی فردایشان چراغ خانه که نه چراغ سقف بالای سرشان را خاموش میکنند اما اگر فردا با یک باد و باران چراغ خانهشان روشن نشد اگر مادر خانه مریض شد و به بيمارستان نرسيد اگر خانهای اتش گرفت و آتش نشانی نتوانست خدمت رسانی کند٬ اگرجوان خانه به دام اعتياد افتاد....

 

حاشیه نشینی مهمترین معضل کلانشهرها است

 ضرورت اشتغال در روستاها

 

رئیس شورای عالی استانها گفت: برخی از شهرها بیش از یک میلیون نفر حاشیه نشین دارند که با معضلات متعددی روبرو هستند و امروز حاشیه نشینی مهمترین معضل کلانشهرها است.

به گزارش خبرنگار مهر رئیس شورای عالی استانها در جمع خبرنگاران پس از سی و سومین اجلاس عمومی شوراهای اسلامی کشور گفت: ما امروز دستور جلسات متعددی داشتیم و مهمانهای مختلفی که در ارتباط با اجلاس دعوت شده بودند.

چمران با اشاره به امضای تفاهم نامه با طیبی رئیس جهاد دانشگاهی کشور گفت: بر اساس این تفاهمنامه قرار شد که شوراها و جهاد دانشگاهی خدمات متقابلی را در حوزه آموزش و پژوهش ارائه دهند.

وی افزود: ما امروز همچنین تقدیر از استاندار کردستان نیز داشتیم که پس از نظارت توسط برخی از اعضای شورای عالی، اقدامات ایشان شایسته تقدیر عنوان شد.

چمران با اشاره به سومین میهمان شورای عالی استانها گفت: میهمان سوم وزیر جهاد کشاورزی بود که وقت زیادی از اجلاس درباره سئوالات اعضا از ایشان اختصاص داشت و تقریبا از هر کمیسیون یک یا دو سئوال از ایشان پرسیده شد.

رئیس شورای عالی استانها با اشاره به مهمترین محورهای صحبت های وزیر جهاد کشاورزی افزود: بحث کمبود آب و خشکسالی، موضوع سموم و کودها، خریدهای تضمیمی در کشاورزی، تامین آب با سیستم های صنعتی و ... از مهمترین موضوعات بود.

وی اضافه کرد: به گفته وزیر اگر ما آبیاری با سیستم های صنعتی جایگزین آبیاری غرقابی کنیم ۵۰ درصد در آب کشاورزی صرفه جویی خواهد شد.

چمران درباره اهمیت کشاورزی و اهمیت اشتغال در روستاها که مانع حاشیه نشینی می شود گفت: امروز واقعا حاشیه نشینی از مهمترین مشکلات و معضلات کلانشهرها است.

وی افزود: متاسفانه برخی از شهرها بیش از یک میلیون نفر حاشیه نشین دارند که با معضلات متعددی روبرو هستند. آسیب هایی مانند اعتیاد، کمبود مدرسه، کمبود درمانگاه، مراکز مذهبی و ...

رئیس شورای عالی استانها ادامه داد: بخش اصلی مهاجرت ها به دلیل نبود زمین، خشکسالی متعدد و کمبود درآمد است که باعث می شود مردم روستاها به حاشیه شهرها بیایند.

چمران تصریح کرد: اگر بخواهیم این معضل را حل کنیم باید پایه ای حل کنیم و بحث پایه ای یعنی ایجاد اشتغال پایدار در روستاها؛ اشتغالزایی مبتنی بر درآمدزایی.

وی در پایان گفت: تا وقتی که اشتغال وجود نداشته باشد این چرخه حرکت متوقف نخواهد شد.

 

بیشتر جرائم خشن در مناطق حاشیه نشین رخ می دهد

 

نشست حاشیه‌نشینی و امنیت اخلاقی با حضور جمعی از مدیران معاونت اجتماعی قوه قضائیه در بیست و دومین نمایشگاه مطبوعات برگزار شد.

مدیرکل پیشگیری‌های وضعی از جرم معاونت پیشگیری از وقوع جرم قوه قضائیه با حضور در این نشست در رابطه با موضوع حاشیه‌نشینی و آسیب های اجتماعی گفت: در حال حاضر ایران با ۳ چالش مواجه است که مهمترین آن موضوع خشکسالی و بحران آب است.

وی در خصوص چالش کم آبی گفت: ایران دائماً با موضوع خشکسالی درگیر است و در همین راستا سازمان ملل متحد بیان کرد که در چند سال بعد ایران و ۷ کشور خاورمیانه از جمله مصر،‌ لیبی، الجزایر و یمن در صورت عدم اندیشیدن تدابیر مناسب دچار بحران جدی می‌شود.

ساوری در رابطه با چالش‌های موجود از جمله حاشیه نشینی  در ایران گفت: یکی از این چالش‌ها بحث مهاجرت و حاشیه‌نشینی ناشی از کمبود آب است و چالش دیگر نیز بیکاری و کمبود اشتغال اعم از بیکاری جمعیت تحصیل‌کرده و غیر تحصیل‌کرده است.

مدیرکل پیشگیری‌های وضعی جرم قوه قضائیه در رابطه با راهبردهای کنترل حاشیه‌نشینی مطرح کرد: یکی از راهبردهای پیش رو در زمینه کنترل حاشیه‌نشینی توانمندسازی سکونت‌های موجود و یکی دیگر از راهبردها گسترش مناطق جدید حاشیه‌نشین است.

در ادامه مهندس روستا، یکی از مسئولان ستاد بازآفرینی بافت های ناکارآمد شهری گفت: تمرکز این ستاد بر پیشگیری از افزایش سطح مناطق حاشیه نشین است

جوهری، مدیر کل پیشگیری از وقوع جرم استان البرز در ادامه این نشست در خصوص رابطه وقوع جرم و حاشیه نشینی گفت : بیشتر جرائم خشن در مناطق حاشیه نشین رخ می دهد که از جمله آنها می توان به سرقت، زورگیری، جرائم مرتبط با مواد مخدر اشاره کرد

وی افزود: ۴۰درصد جرائم استان البرز در حواشی این شهر رخ می دهد

 

 

 

دولت نباید از آسیب‌های حاشیه‌نشینی غافل شود

 

نماینده ولی فقیه در خراسان جنوبی با بیان اینکه دولت نباید از آسیبهای حاشیه نشینی غافل شود، گفت: دولت نباید نسبت به مشکلات مردم در مناطق مختلف کشور به ویژه مناطق کویری که دچار خشکسالی و کم آبی هستند بی‌تفاوت باشد.

آیت الله سید علیرضا عبادی ظهر امروز در دیدار با سرپرست فرمانداری، شهردار و جمعی از مسئولان شهرستان فردوس باگرامیداشت یاد و خاطره شهدای دانش آموز، شهدای دانشجو و هفته استکبار ستیزی اظهار داشت: مشکلاتی که در این دیدار مطرح شد در واقع مشکلات همه کشور است که در این بین برخی مشکلات بیشتر شامل خراسان جنوبی است.

وی با بیان اینکه در چند وقت گذشته با هریک از مسئولان شهرستان فردوس دیداری که داشته‌ایم در زمینه تلاش برای رفع مشکلات مردم این منطقه تأکید شد، افزود: مسئولان استانی تا جایی که می‌توانند باید برای رفع مشکلات مردم خراسان جنوبی به ویژه شهرستان‌ها تلاش کنند.

نماینده ولی فقیه در خراسان جنوبی گفت: اگر مشکلات مردم منطقه و این شهرستان برطرف شود در واقع بخشی از مشکلات کشور برطرف می‌شود و نباید نسبت به مشکلات مردم بی‌تفاوت بود زیرا مردم کویری این منطقه از نزولات آسمانی بی بهره هستند.

عبادی افزود: دولت باید به فکر مناطق مختلف کشور به ویژه مناطق محروم و مشکلات آنها باشد زیرا اگر یک روستایی به حاشیه شهرها مهاجرت کند مسائل و مشکلات زیادی به وجود می‌آید مشکلات امنیتی که به نفع هیچ کسی نیست.

وی با بیان اینکه هنگامی که مردم در محل زندگی خود هستند بسیار آسایش و آرامش داشته اما هنگامی که مجبور به حاشیه نشینی می‌شوند  فرهنگ آنها هم دچار آسیب می‌شود، اظهار داشت: شرایط امروز از حیث فرهنگی هم سخت شده و اگر دنیای ارتباطات برای ما دارای خیر و برکت بود اما آسیب‌های زیادی هم دارد.

نماینده ولی فقیه در خراسان جنوبی با بیان اینکه فضای مجازی با همه خوبی و بدی که دارد اما نمی‌توان آسیب‌های آنرا جدی نگرفت، گفت: باید برای رفع مشکلات مردم گام برداریم و از همه مردم و مسئولان می‌طلبیم تا با هم همکاری لازم را داشته باشند.

عبادی با بیان اینکه طبق برنامه‌ریزی‌های انجام شده سفری به شهرستان فردوس خواهیم داشت، افزود: در زمانهای گذشته خود مردم حافظ فرهنگ خود بودند وخود مردم اثرات دینی برایشان مهم بود اما امروز مسائل از جهات مختلف باید پشتیبانی شود.

وی بیان داشت: اگر جایگزینی صنایع سبک در استان خراسان جنوبی پشتیبانی شود از مقدار کاری که مردم از کشاورزی و دام دارند، بیشتر درآمد دارد.

 

مسکن مهر چگونه به رشد حاشیه‌نشینی کمک کرد؟

 

اطهاری در تشریح توضیحات خود درباره تاثیر زایش مسکن مهر بر روند توسعه حاشیه نشینی گفت: «مسلما طرح مسکن مهر به تشدید حاشیه نشینی انجامیده که آن هم حاشیه نشینی سازمان یافته است. واژه بهتر و جدید تری برای آن می توانم به کار ببرم و بر این اساس می توان به جای حاشیه نشینی تله های فضایی فقر را به کار برد. تله های فضایی فقر زمانی است که انسان محیطی را می سازد و  در آن یک سری روابط اقتصادی - اجتماعی تکرار می شود. این می تواند در داخل شهر هم باشد و در حاشیه نباشد. به طور مثال جنبه وسیع آن در مرکز شهر تهران و جنوب شهر تهران دیده می شود. آنجا ها به دلیل نبود خدمات شهری مناسب و دسترسی به حمل و نقل ارزان و سریع این اتفاق می افتد. در خیلی از مراکز شهری ما هم این موضوع در حال گسترش است

 

این اقتصاددان در ادامه توضیحات خود شهروند زدایی کم درآمدها را معادل حاشیه نشینی قرار داد:« آنچه که حاشیه نشینی نامیده می شود در واقع  شهروند زدایی کم درآمدهاست که به اصطلاح برنامه هایی مثل مسکن مهر هم هیچ دردی از آن ها دوا نکرد. حتی در محیطی که مسکن مهر ساخته شده چون سرمایه اجتماعی وجود ندارد و به صورت اتفاقی دور هم جمع شده اند بدتر هم هست. سرمایه های اجتماعی که در این سکونتگاه های غیر رسمی پیرامونی یا به قول رایج حاشیه نشینی هست از خیلی آسیب های اجتماعی جلوگیری می کند. آنجا هیچ سرمایه اجتماعی وجود ندارد چون مردم به صورت اتفاقی دور هم جمع شده اند.»  

 

اطهاری در ادامه به آمارهای مطرح شده درباره حاشیه نشینی اشاره کرد و گفت:« وزیر راه و شهرسازی اعلام کرده مجموع حاشیه نشینی حدود 20 میلیون نفر است که حدود 11 میلیون نفر در وضعیت خیلی بدی به سر می برند که اسکان غیر رسمی است. این افراد واقعا از یک خدمات اولیه هم بی بهره اند و و وقتی بزرگ می شوند  محیط شان به قدری تنگ و محدود است که امکان فعالیت های اقتصادی و  خدمات شهری برای آنها وجود ندارد. »

این کارشناس مسکن و شهرسازی ادامه داد:« بنا بود با سیاست هایی مثل سیاست زمین شهری که سیاست مترقی ای بود وضعیت مسکن سامان یابد که قانون آن تصویب شد. نبود سیاست اجتماعی «هم پیوندی» که با رژیم اقتصاد کلان پیوند داشته باشد باعث ازدیاد سکونت های غیر رسمی و محله های فرودست شهری شده است. این موضوع مهمی است و باید هرچه زودتر در چارچوب آنچه اقتصاد مقاومتی نامیده شده و بسیار وسیع و قابل حساب است به آن فایق آییم.»  

بر اساس توضیحات اطهاری رشد 150 درصدی قیمت مسکن در سال پایانی فعالیت دولت دهم زمینه را برای رشد حاشیه نشینی افزایش داده است:« مسلما افزایش 150 درصدی قیمت مسکن در سال 92 حاشیه نشینی را تشدید کرد. این یک نوع شهروند زدایی است. شما وقتی تراکم فروشی می کنید قیمت زمین را رانتی می کنید و از آنجاییکه اکثریت قریب به اتفاق جامعه درآمد رانتی ندارند نمی توانند از مسکن مناسب بهره مند باشند.»  

او همچنین به رکود بازار مسکن در این رابطه و رشد قیمت مسکن اشاره کرد و  افزود:« واقعیت این است که چنین موضوعی بازی رانت جویان است. در واقع یک نظام رانتی که در شهرهای ما به دلیل نبود درآمد پایدار شهرداری حاکم شده است که حتما باید در چارچوب اقتصاد مقاومتی گنجانده شود. این باعث شده مسکن از دسترس اکثریت جامعه خارج شود. شما اگر همین بهای مسکن را در سکونتگاه های غیر رسمی پیرامونی بررسی کنید می ببینید یک مسکن متعارف آنجا که مثلا 60 تا 70 متر مربع است حدود سه تا 5 برابر درآمد سالانه آن خانوار است.  درست با این اسکان غیر رسمی آن کاری را کردند که دولت برایشان انجام نداد و خودشان تلاش کرده اند از مواهب جامعه برخوردار شوند

او همچنین در پاسخ به پرسشی درباره رشد «مال» ها و فروشگاه های بزرگ در کلان شهر ها گفت:« این مال ها سبب شده  برند های خارجی که از در آنها را بیرون راندیم از پنجره واردش کنند.»  

 

 

 

معظلی به نام حاشیه نشینی

حاشیه نشینی چیست ؟

 

 

حاشیه نشینی(Marginalization) از پیامدهای رشد سریع و ناهماهنگ برنامه های اقتصادی و افزایش دوگانگی های اجتماعی – اقتصادی است . حاشیه نشینی به توسعه های شهری اطلاق می شود که بدون برنامه ریزی ، هدایت، کنترل و بدون رعایت مقررات شهرسازی توسط توده مردم ایجاد می شود. حاشیه نشینی پدیده ای پیچیده ، ناهمگون و گسترده و ازآن دسته حقایق اجتماعی است که هرچند یک پدیده اما خود در درون خویش دارای ابعاد گوناگون است که برای شناخت آن باید هم از بعد فضایی به آن پرداخت و هم از بعد اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، حاشیه نشینی را می توان یک نوع محرومیت خواند

بنابراین حاشیه نشینان کسانی هستند که بیشتر تحت تأثیر عوامل منفی زادگاه خود و کمتر در اثر جنبه های مثبت شهر ، به شهرها روی آورده اند ولی به علت نداشتن مهارت ، سرمایه و تحصیلات نتوانسته اند جذب اقتصاد و بازار کار شوند. این امر باعث عدم تمکن مالی آنها شده و آنها را به حاشیه رانده و مجبور  به سکونت در محله های ارزان کرده است این افراد از نظر رفتار و ویژگی های فرهنگی–اجتماعی و حتی زبان متفاوت از مردم شهر هستند به گونه ای که هم حاشیه نشینان خود را جدای از مردم شهر می دانند و هم مردم ساکن در متن شهر به دیده تحقیر به حاشیه نشینان می نگرند .

 

انواع حاشیه نشینی

 

حاشیه نشینی بر اساس معیارهای مختلف انواع متفاوتی دارد که به آنها اشاره می شود

بر اساس محل سکونت: از نظر محل سکونت حاشیه نشینا ن دو دسته هستند ۱- حاشیه نشینان بومی ۲- حاشیه نشینان غیر بومی داخلی

 

الف) حاشیه نشینی بومی :

این نوع حاشیه نشینی شامل آن گروهی است که غیر مهاجرند یا به عبارتی مدت خیلی زیاد ی از مهاجرت آنها گذشته است و به نوعی جزء ساکنان منطقه محسوب می شوند

 

ب) حاشیه نشینی غیر بومی داخلی

این نوع شامل آن گروهی است که از شهرهای کوچکتر یا روستاها به این مناطق مهاجرت می کنند و این دسته از مهاجران بیشتر خاستگاه جغرافیایی مشترکی دارند . در بسیاری از موارد نسلهای دوم و سوم این گروه جذب فرهنگ شهری شده و از زندگی حاشیه ای فاصله می گیرند.

 

حاشیه نشینی از نظر ابعاد

ابعاد حاشیه نشینی سه دسته اند: اجتماعی، اقتصادی وسیا سی

 

حاشیه نشینی اجتماعی

در حاشیه نشینی اجتماعی افراد از نظرویژگی اجتماعی مثل رفتار و سلوک و زبان احساس حاشیه ای دارند این امر بیشتر در بین مهاجرانی که از نظر نژاد، قومیت، مذهب و حتی طبقه با ساکنان اصلی (متن) شهر متفاوتند دیده می شود زیرا مهاجران از جهان سنتی خود بیرون آمده اند اما هنوز با جهان جدید انس نگرفته اند و درگیر طی جریان اجتماعی شدن socialization هستند، احساس حاشیه ای از بعد اجتماعی باعث می شود تا مهاجران مخصوصا جوانان احساس بی هویتی کنند. در این موقعیت است که با تشکیل باند ها و گروه ها سعی در مخفی نگه داشتن ویژگی حاشیه ای خود دارند فرد مهاجر از اجتماع خود بریده و پا به دنیای جدید گذاشته و احساس می کند به پناهگاهی نیاز دارد تا این بیگانگی رادرخود حل کند پس  به سوی افرادی می رود که در بحران از دست دادن ارزش های بومی با وی  همدردند و بدین صورت خرده فرهنگ زاغه ای شکل می گیرد. این خرده فرهنگ زاغه ای از افرادی تشکیل  می شود که کم و بیش مشکلات مشابهی دارند و ارتباط  آنان با یکدیگر ارزشها و گرایشهای جدیدی به وجود می آورند که در خیلی از موارد نسبت به فرهنگ برترحالت انحرافی  و کجروانه (ضد ارزشی) دارند هر چند در این محلات عادی تلقی می شود .

 

حاشیه نشینی سیاسی :

حاشیه نشینی از بعد سیاسی شامل مواردی است که افراد خارج نظام سلطه قرار بگیرند و این امر ناشی فقدان شرکت آنها در ساخت نهادهای نظام سیاسی است وقتی که فرد نه تنها خود قادر به شرکت در نهادهای سیاسی نباشد بلکه احسا س کند مسایل ومشکلات و خواسته های ایشان مورد توجه سیاستمداران جامعه نیست از نظر سیاسی احساس حاشیه ای بودن marginal  می کنند

 

حاشیه نشینی اقتصادی

تقریبا” همه اندیشمندان در بررسی حاشیه نشینی  به این بعد توجه دارند و از جمله مواردی که نسبت به خصوصیا ت حاشیه نشینان مطرح می کنند عبارتند از مسکن غیر متعارف ،عدم جذب در اقتصاد شهری ،در آمد پایین ساکنان، بیکاری پنهان وسیع،گسترش مشاغل کاذب، مهارت کم،تحصیلات پایین و ….

 

روند شکل گیری حاشیه نشینی

بر اسا س نظریه رشد قطاعی شهر ها در نظریه ارنست برجس و رابرت پارک حاشیه نشینی مولود رشد شهرهاست به این صورت که در مراحل اولیه رشد، مرکز شهرها محل سکونت افراد متمول و طبقه بالاست ولی کم کم با گسترش مراکز تجاری و صنعتی در این محل آنهایی که وضع بهتری دارند از مرکز شهر به سمت خارج و مناطق کم تراکم جمعیت حرکت کرده و دور از مرکز شهر سکنی می گزینند در این جابجایی کارگران و افراد فقیر که در آمد پایینی دارند در این مناطق متروکه مسکن اختیار می کنند و با توجه به اینکه این افراد معمولا” خانواده های  پر جمعیت دارند این مناطق شلوغ شده و مرکز بروز جرائم سازمان یافته و خرده فرهنگهای متعارض فرهنگ مسلط می شود .

 

ویژگیهای مناطق حاشیه نشینی و ساکنان آنها ( حاشیه نشینان)
 

مناطق حاشیه نشین معمولا” دارای کوچه های نامنظم ،کم عرض،تو درتو،سیستم فاضلاب سطحی و یا نا مناسب ،ساکنان آنها از منابع برق ،آب و فاضلاب  معمولا” به صورت غیر مجازاستفاده می کنند ،زیر بنای ساختما نی آنها کم و از مصا لح درجه دو و سه در ساخت آنها استفاده شده است ،انحرافات و بزهکاری در این مناطق زیاد است گروههای منحرف در این مناطق به چشم می خورند نرخ بیکاری بالاست ،مردم معمولا” به مشاغل کاذب می پردازند،انسجام اجتماعی بر پایه سنتها بالاست مردم ساکن ، خاستگاه جغرافیایی مشترک دارند ،نرخ بی سوادی بالاست به طور کلی افراد ساکن از طبقه پایین شهری محسوب می شوند.

 

علل رشد و پیدایش حاشیه نشینی

 

همانطور که در بخشهای قبل مطرح شد تا سا ل ۱۳۲۰ اقتصاد شهر و روستا تا حدودی در توازن با هم بودند بنابراین تا این زمان مهاجرت به شهر شکل مسأ له سازی به خود  نگرفته بود اما از سا ل ۱۳۳۲ به بعد با اجرای برنامه ها و طرحهای نو سازی و توسعه اقتصادی روند توسعه شهرها نضج گرفت و به اتکای در آمد نفت ( بعنوان مهمترین منبع مازاد اقتصادی) طرحهای زیر بنایی شهری و توسعه صنعتی به اجرا درآمد بنابراین از این زمان روند در حاشیه قرار  گرفتن بخش کشاورزی آغاز می شود و روستاییان مهاجرت گروهی خود  به شهرها را شروع می کنند . در دهه ۴۰ با کاهش نقش کشاورزی در اقتصاد ایران و با رکود اقتصاد روستائی و بی زمین شدن میلیونها کشاورز در نتیجه اصلاحات ارضی  و رشد همه جانبه زندگی اقتصادی ،اجتماعی و فرهنگی شهر روند مهاجرت نیروی مازاد کار از روستا به شهرهای بزرگ شدت گرفت با تشدید این روند عرضه نیروی کار در شهرها از تقاضای آن پیشی گرفت لذا مهاجران تهی دست در محدوده شهرها در اراضی بایر و غصبی ( عمدتا” دولتی ) با مواد و مصالح در دست ،  من جمله: حلبی ،حصیر، لاستیک فرسوده ،خشت و گل و با همیاری همدیگر سکونتگاههای غیر بهداشتی و فاقد  هر گونه تسهیلات زیر بنایی و رفاهی بر پا کردند و در آلونکهای کثیف و نا سالم سکنی گزیدند . با توجه به اینکه این جماعت به تازگی از روستاها به این مناطق سرازیر شده بودند و غالبا” از نعمت سواد بی بهره بودند  و مهارت و حرفه خاصی در چنته  نداشتند  بنابراین به علت فقر شدید ما لی و فرهنگی محیط مناسبی برای انواع آسیبها و انحرافات اجتماعی ایجا د نمودند.

جامعه شناسا ن مکاتب لیبرا لی ،سوسیالیستی ،وابستگی و توسعه آمریکای لاتین و ساختار گرا به تحلیل ریشه ها و علل پیدایش حاشیه نشینی پرداخته اند که در ذیل به طور مختصر به آنها پرداخته می شود . دیدگاه لیبرالی بیشتر به جنبه های اجتماعی ،فیزیکی و اقتصادی حاشیه نشینی تکیه دارد و برای تبیین آن بر الگوی رشد اقتصادی نا متعادل تا کید می کنند و در  این زمینه نقش عوامل درونی را تعیین کننده می دانند .

بر اساس دیدگاههای مالتوسی فقر شدید گروه کثیری از افراد جامعه و پدیده حاشیه نشینی شهری که باعث بروز آسیبهای اجتماعی در کشور های در حال توسعه می شود به رشد جمعیت و فقر شدید بستگی دارد به عقیده ایشان مسبب بیکاری ،فقر و حاشیه نشینی و….. جمعیت بیش از حد است بر اسا س دیدگاههای مکتبهای وابستگی و ساختار گرا به ویژه انشمندانی چون گوندر فرانگ ،دوسانتوس و کاستل حاشیه نشینی نتیجه  تسلط اقتصادی کشور های توسعه یافته و تجویز الگوی توسعه وابسته و برون زا ست بدین صورت که رشد نامتعادلاقتصادی،نا برابری در آمدها را افزایش  می دهد بنابراین عدم تعاد لهای ساختاری شدت می یابد و نتیجه بلا فصل آن پیدایش شکاف طبقاتی میان شهرو روستا ودر نتیجه ظهورگروههای حاشیه نشین است.

 گوندرفرانک معتقد است الگوی توسعه برون زا (وابسته) باعث قطبی شدن اقتصاد و جامعه می شود و به موازات تغییرات ساختاری در جمعیت تشدید وابستگی ،نا برابری ها افزایش می یابد ،شکا ف بین شهروروستا فزونی میگیرد ،شهر نشینی نا همگون و پیدایش کلان شهرها باتراکم وتمرکزسرمایه پای  می گیرد ،جمعیتهای مهاجر روستایی در روستاها به صورت شناور در کناره زندگی اجتماعی،اقتصادی و فرهنگی شهر زندگی می کنند و تهی دست ترین آنها گروههای حاشیه نشین را در شهرها پدید می آورند . در حقیقت فرایند حا شیه نشینی شهری (انتقا ل فقر و محرومیت روستائی به شهرها) در اثر عملکرد نظامهای اقتصادی ،اجتماعی و سیاسی نا متوازن و ناعادلانه است . گوندر فرانک در باره  حاشیه نشینی می گوید : جمعیتهای شناور در شهرها ،از جمله روستا ئیان تهی دست مهاجر ساختار ، روابط و کارکردهای اجتماعی متضادی را در شهرها پدید آورده اند این مهاجران در جامعه شهری جذب و ادغام نشده اند و در فضا هایی زندگی می کنند که فاقد ساختار سکونتی متعارف است اینان بر روی زمین دیگران ،با خود یاری و خود سازی سکونتگاههای نا متعارف و محقر شهری را پدید می آورند.

از دیدگاه نظریه پردازان سوسیالیست حاشیه نشینی از عملکرد روند طبیعی تضاد بین کار و سرمایه است نتیجه قهری عملکرد قوانین حا کم بر نظام اقتصادی سرمایه داری ،تمرکز و انبا شت سرمایه، رشد نا متعادل اقتصادی و بروز تضاد های اجتماعی است بنابراین در جریان تحولات نا هماهنگ جامعه سرمایه داری بروز تضاد ها و مشکلات اجتماعی از جمله پیدایش حا شیه نشینی از شهر های بزرگ اجتناب نا پذیر است

 

رشد حاشیه نشینی به لطف مسکن مهر

 

بنا بود با سیاست هایی مثل سیاست زمین شهری که سیاست مترقی ای بود وضعیت مسکن سامان یابد که قانون آن تصویب شد. نبود سیاست اجتماعی «هم پیوندی» که با رژیم اقتصاد کلان پیوند داشته باشد باعث ازدیاد سکونت های غیر رسمی و محله های فرودست شهری شده است. این موضوع مهمی است و باید هرچه زودتر در چارچوب آنچه اقتصاد مقاومتی نامیده شده و بسیار وسیع و قابل حساب است به آن فایق آییم

اطهاری در تشریح توضیحات خود درباره تاثیر زایش مسکن مهر بر روند توسعه حاشیه نشینی گفت: «مسلما طرح مسکن مهر به تشدید حاشیه نشینی انجامیده که آن هم حاشیه نشینی سازمان یافته است. واژه بهتر و جدید تری برای آن می توانم به کار ببرم و بر این اساس می توان به جای حاشیه نشینی تله های فضایی فقر را به کار برد. تله های فضایی فقر زمانی است که انسان محیطی را می سازد و  در آن یک سری روابط اقتصادی - اجتماعی تکرار می شود. این می تواند در داخل شهر هم باشد و در حاشیه نباشد. به طور مثال جنبه وسیع آن در مرکز شهر تهران و جنوب شهر تهران دیده می شود. آنجا ها به دلیل نبود خدمات شهری مناسب و دسترسی به حمل و نقل ارزان و سریع این اتفاق می افتد. در خیلی از مراکز شهری ما هم این موضوع در حال گسترش است

 

این اقتصاددان در ادامه توضیحات خود شهروند زدایی کم درآمدها را معادل حاشیه نشینی قرار داد:« آنچه که حاشیه نشینی نامیده می شود در واقع  شهروند زدایی کم درآمدهاست که به اصطلاح برنامه هایی مثل مسکن مهر هم هیچ دردی از آن ها دوا نکرد. حتی در محیطی که مسکن مهر ساخته شده چون سرمایه اجتماعی وجود ندارد و به صورت اتفاقی دور هم جمع شده اند بدتر هم هست. سرمایه های اجتماعی که در این سکونتگاه های غیر رسمی پیرامونی یا به قول رایج حاشیه نشینی هست از خیلی آسیب های اجتماعی جلوگیری می کند. آنجا هیچ سرمایه اجتماعی وجود ندارد چون مردم به صورت اتفاقی دور هم جمع شده اند.»  

 

اطهاری در ادامه به آمارهای مطرح شده درباره حاشیه نشینی اشاره کرد و گفت:« وزیر راه و شهرسازی اعلام کرده مجموع حاشیه نشینی حدود 20 میلیون نفر است که حدود 11 میلیون نفر در وضعیت خیلی بدی به سر می برند که اسکان غیر رسمی است. این افراد واقعا از یک خدمات اولیه هم بی بهره اند و و وقتی بزرگ می شوند  محیط شان به قدری تنگ و محدود است که امکان فعالیت های اقتصادی و  خدمات شهری برای آنها وجود ندارد. »

 

بر اساس توضیحات اطهاری رشد 150 درصدی قیمت مسکن در سال پایانی فعالیت دولت دهم زمینه را برای رشد حاشیه نشینی افزایش داده است:« مسلما افزایش 150 درصدی قیمت مسکن در سال 92 حاشیه نشینی را تشدید کرد. این یک نوع شهروند زدایی است. شما وقتی تراکم فروشی می کنید قیمت زمین را رانتی می کنید و از آنجاییکه اکثریت قریب به اتفاق جامعه درآمد رانتی ندارند نمی توانند از مسکن مناسب بهره مند باشند.»  

 

او همچنین به رکود بازار مسکن در این رابطه و رشد قیمت مسکن اشاره کرد و  افزود:« واقعیت این است که چنین موضوعی بازی رانت جویان است. در واقع یک نظام رانتی که در شهرهای ما به دلیل نبود درآمد پایدار شهرداری حاکم شده است که حتما باید در چارچوب اقتصاد مقاومتی گنجانده شود. این باعث شده مسکن از دسترس اکثریت جامعه خارج شود. شما اگر همین بهای مسکن را در سکونتگاه های غیر رسمی پیرامونی بررسی کنید می ببینید یک مسکن متعارف آنجا که مثلا 60 تا 70 متر مربع است حدود سه تا 5 برابر درآمد سالانه آن خانوار است.  درست با این اسکان غیر رسمی آن کاری را کردند که دولت برایشان انجام نداد و خودشان تلاش کرده اند از مواهب جامعه برخوردار شوند

 

او همچنین در پاسخ به پرسشی درباره رشد «مال» ها و فروشگاه های بزرگ در کلان شهر ها گفت:« این مال ها سبب شده  برند های خارجی که از در آنها را بیرون راندیم از پنجره واردش کنند

 

 

 

 

 

سهم 315 میلیاردتومانی حاشیه نشینان ازلایحه بودجه

 

 

دولت در لایحه بودجه 1396 بالغ بر 315 میلیارد تومان برای ساماندهی حاشیه شهرها اختصاص داده است.

 

علاوه بر ۲۲۰ میلیارد تومان که برای رفع معضل حاشیه نشینی در تمامی شهرها اختصاص یافته، ۷۵ میلیارد تومان برای مشهد و ۲۰ میلیارد تومان برای قم و شیراز اختصاص می یابد. بودجه جاری شرکت مادرتخصصی عمران و بهسازی شهری نیز ۱۱۱ میلیارد و ۱۵۲ میلیون تومان در نظر گرفته شده است.

 

دولت از سال ۱۳۹۲ هدف گذاری برای نوسازی سالیانه ۳۰۰ هزار واحد مسکونی را در دستور کار خود قرار داد و در حال حاضر سود تسهیلات نوسازی را به هشت درصد کاهش داده است، اما تعداد تسهیلات دهی به بافتهای ناکارآمد بیش از ۱۵۰ هزار فقره نبود. با این حال محمدسعید ایزدی مدیرعامل شرکت عمران و بهسازی شهری، این تعداد را در شرایط فعلی مناسب ارزیابی می کند.

 

در حال حاضر بیان می‌شود که ۱۹ میلیون بد مسکن در ایران وجود دارد که وزارت راه و شهرسازی، بهسازی و نوسازی بافتهای ناکارآمد را به عنوان مهمترین سیاست خود دنبال می‌کند، اما به نظر می رسد بخش خصوصی برای ورود به این بافتها تمایل چندانی از خود نشان نمی‌دهد.

 

معاون وزیر راه و شهرسازی طی روزهای اخیر در این زمینه گفت: تلاش شده ردیف‌های قانونی برای ساماندهی بافت‌های فرسوده و سکونتگاه‌های غیررسمی در نظر گرفته شود و سال ۱۳۹۵ اعتبارات دولتی این حوزه از ۳۵ میلیارد تومان به ۴۵۰ میلیارد تومان افزایش یافت.

 

محمد سعید ایزدی با اشاره به این که وام‌های مقاوم‌سازی بافت‌های فرسوده با سود چهار درصد تعیین شده است ادامه داد: با ارائه تسهیلات برای خرید مسکن در بافت فرسوده تلاش شده که سطح زندگی در این محدوده‌ها ارتقا یابد.

 

معاون وزیر راه و شهرسازی گفت: تسهیلات بانکی و ردیف‌های دولتی، همکاری همه دستگاه‌ها، همکاری بخش خصوصی و جلب کمک خیران و نیکوکاران برای رفع موضوع چالشی حاشیه نشینی در سطح کشور باید هماهنگ باشند.

 

ایزدی ضمن اشاره به این نکته که امروزه شهرهای کشور از جمله استان کرمان از معضل کیفیت پایین زندگی رنج می‌برند گفت: ۵۴۴ شهر کشور با بیش از ۳۰ درصد مساحت شهرها و ۳۰ درصد جمعیت در محدوده هایی هستند که از مختصات لازم زندگی شهری برخوردار نیستند.

 

 

 

پدیده آلونک نشینی در تهران

 

اواخر دهه ۱۳۶۰ شمسی هجوم جمعیت از شهرهای مختلف به تهران پدیده ای را به وجود آورد که در قالب آلونک نشین ها قابل بررسی است این پدیده که شکل ظاهری شهر را نیز بسیار نامطلوب کرده بود, اختصاص به منطقه خاصی نداشت و در تمام قسمت های شهر قابل مشاهده بود

اواخر دهه ۱۳۶۰ شمسی هجوم جمعیت از شهرهای مختلف به تهران پدیده‌ای را به‌وجود آورد که در قالب آلونک‌نشین‌ها قابل بررسی است. این پدیده که شکل ظاهری شهر را نیز بسیار نامطلوب کرده بود، اختصاص به منطقه خاصی نداشت و در تمام قسمت‌های شهر قابل‌مشاهده بود.

چنان‌که در حوالی پل مدیریت هم می‌شد نشانه‌های مربوط به آلونک‌نشینی را تشخیص داد. این آلونک‌ها از وجوه چندی مشابهت‌هایی داشتند، چنان‌که بیشتر آنها از مصالح ناپایدار به وجود آمده بودند و مساحت اندکی داشتند.

 اکثر ساکنان آن روستاییانی بودند که به شهر مهاجرت کرده بودند. مهاجرت آنها ماحصل سیاست‌های نادرستی است که در دوره پهلوی به اجرا درآمده بود. هر چند پیدایش این اجتماع‌ها به پیش از این دوره بازمی‌گشت.

سابقه پیدایش آلونک‌نشین‌های تهران به گفته‌ای به سال ۱۳۱۱ برمی‌گردد که باتوجه به قلت منابع، نمی‌توان پیرامون آن به درستی اظهارنظر کرد؛ اما به یقین پس از سال‌های ۱۳۳۲، این پدیده به شکل جدی مطرح شد. نخستین اجتماع آلونک‌نشین را گودهای جنوب شهر تشکیل می‌دادند که تا شهریور ۱۳۵۹ نزدیک به ۱۰۴۵۰ خانوار جمعیت داشتند. به نظر می‌رسد همزمان با توسعه کشور در میانه سال‌های ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۵، این پدیده نیز ظهور و رشد مضاعفی پیدا کرده است، اما قدیمی‌ترین این اجتماع را حلب شهر به خود اختصاص داده که در سال ۱۳۳۵ تاسیس شده است. پس از انقلاب نیز این پدیده همچنان ادامه حیات داشت. وعده‌های غیرعملیاتی و غیرعملی خاصه در سال‌های اولیه انقلاب سبب شد که با وجود اشغال ساختمان‌ها از سوی ساکنان آلونک‌ دادن زمین، وام و مصالح ساختمانی به قیمت دولتی و حتی اسکان برخی از خانوارها از سوی دولت جمعیت این مناطق افزایش یابد که این روند تا سال ۱۳۶۰ ادامه داشت.

مبارزه نسبتا قاطع شهرداری با ازدیاد این اجتماع‌ها خاصه از سال ۱۳۶۰ به بعد، موجب شد تا روند روبه‌رشد آن متوقف شود.

بخشی از این آلونک‌ها در قالب حلبی‌آبادها و بخشی در شهرک‌های آلونکی خودنمایی می‌کرد. بزرگ‌ترین این شهرک‌ها در جنوب تهران واقع شده بود. در جنوب منطقه ۱۶، تکه زمین بایر بزرگی قرار داشت که از شمال به خیابان شهید سیدجمشید و پانزده متری بعثت از جنوب به خیابان چرم‌سازی از شرق به مسیل فیروزآبادی و از غرب به خیابان جوانمرد قصاب محدود می‌شد.

در این بخش دو شهرک و یک ساختمان اداری متعلق به کوره پز خانه متروک قرار داشت. در زمان مورد بحث، بیش از ۵۰ سال از عمر این ساختمان می‌گذشت. در اطراف آن شیرهای آبی وجود داشت که تا سال ۱۳۶۵، نیاز ساکنان را مرتفع می‌کرد؛ اما با جمع شدن قبض‌های آب بهای پرداخت نشده که در سال مورد نظر به ۳۷۰۰۰ تومان رسیده بود خشکیده شد و ساکنان آب مصرفی خود را از شهرک‌های همجوار تأمین می‌کردند. اولین گروهی که در اطراف این ساختمان قامت کردند و تهرانی شدند کارگران کوره‌پز خانه‌ها بودند که در نزدیکی محل کار به دنبال سرپناهی می‌گشتند.

پس از اصلاحات ارضی و خاصه با افزایش پول نفت بدون زمینه اقتصادی و تولیدی زندگی آنها دستخوش تحولاتی منفی شد و بسیاری از آنها ترک کار کردند. خانه‌های کوچک این مجموعه گاه تا یک میلیون ریال فروخته شده بود. مواردی اجاره داری نیز وجود داشت. در کنار این مجموعه دو شهرک به نام شهید عراقی و مطهری هم وجود داشت که خصوصیات اجتماع آلونک‌نشین را داشتند. در شهرک عراقی جمعا حدود ۲۷۵ خانوار در این زمان به سر می‌بردند که سابقه سکونت برخی از آنها به بیست سال می‌رسید. شهرک مطهری نیز پیش از انقلاب و در سال‌های ابتدایی دهه ۳۰ بنا شده بود که هر دو ساکنان خاص خود را داشتند.

همچنین می‌‌توان به شهرکی در منطقه ۱۰ شهرداری تهران در آن زمان نیز پرداخت که سابقه پیدایش آن به سال‌های ۱۳۲۵ شمسی می‌رسید. در سال ۱۳۶۶، ۲۰۹ خانوار در آنجا زندگی می‌کردند؛ اگرچه از میزان مساحت خانه‌های این شهرک اطلاعی در دست نیست، اما می‌توان گفت که آلونک‌های ساخته‌شده در این مکان بین یک میلیون تا یک میلیون و پانصد هزار ریال خرید و فروش می‌شده است و گاه تا ۲۵۰۰۰ ریال به اجاره می‌رفت. در کنار این دو نوع، گونه سومی از این قبیل اجتماع‌ها نیز وجود داشت که با دو نوع پیش از خود مشابهت‌ها و تفاوت‌هایی دارد. برخلاف دوگونه نخست متراژ املاک در آن مشخص است و حداقل ۲۰ متر و حداکثر هفتاد متر بود و تا ۲ میلیون و پانصد هزار تومان خرید و فروش می‌شد. به این ترتیب، می‌توان گفت: از میان سه نوع اجتماع آلونک‌نشین در تهران این نوع سر و سامان یافته‌تر بوده است.

روند افزایش حاشیه‌نشینی در یاسوج نگران کننده است

 

 

معاون شهرسازی و معماری شهرداری یاسوج با تاکید بر اینکه روند افزایش حاشیه‌نشینی در یاسوج نگران کننده است گفت: شرف آباد، اکبرآباد و نجف آباد فاقد ضوابط شهرسازی هستند.

ذبیح الله رمضانی صبح امروز در جمع مدیران حوزه شهرسازی یاسوج با تاکید بر اینکه مناطق الحاقی به شهر یاسوج فاقد ضوابط شهرسازی هستند اظهار داشت: این مناطق فاقد شبکه معابر، کاربری خدماتی و ساخت و ساز اصولی است .

 وی با اشاره به اینکه شرف آباد، اکبرآباد و نجف آباد از جمله مناطقی بوده که به حوزه خدماتی شهرداری یاسوج اضافه شدند عنوان کرد: این مناطق در گذشته به عنوان مناطقه‌حاشیه‌ای شهر یاسوج محسوب می‌شدند که از زمان الحاق به شهر مشکلات شهرسازی متعددی را ایجاد کرده‌اند.

رمضانی با تاکید بر اینکه تا زمانی که این مناطق به شهرها الحاق نشوند از نظر اجتماعی سبب ایجاد ناهنجاری بسیاربالا و متمرکز و مرکزی برای بزه کاری، تخلفات و معضلات اجتماعی تبدیل می‌شوند ابراز کرد: به دلیل نزدیکی این مناطق به شهر، شهرداری باید در سطح شهرها خدماتی چند برابر ظرفیت جمعیت ساکن ارائه دهد که ادامه این روند مشکلاتی برای شهرداری ایجاد می‌کند.

معاون شهرسازی ومعماری شهرداری یاسوج به پدیده حاشیه نشینی اشاره کرد وگفت : پدیده حاشیه نشینی دارای جوانب مختلف از جمله فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی بوده و هیچ ارگان یا نهادی نتوانسته از گسترش آن جلوگیری کند.

وی تصریح کرد: حاشیه نشینی محصول عدم وجود امکانات در روستاها بوده که افراد را با این موضوع ترغیب کرده تا جهت دسترسی به امکانات بهتر و در فرآیند بالاتر، کسب درآمد و کار رو به شهرها آوردند.

رمضانی گفت : مهاجرت کنندگان به دلیل عدم تمکن مالی مجبور به اسکان در حاشیه شهرها می‌شوند و عملا ضریب شهرنشینی نسبت به روستا نشینی ضریب بسیار بالا و غیرقابل کنترلی دارد.

وی با بیان اینکه ادامه این روند سبب شده تا روستاها به شهرهای کوچک، شهرهای کوچک به متوسط وشهرهای متوسط به کلانشهر تبدیل شوند تصریح کرد: با این حال برای جلوگیری ازپدیده حاشیه نشینی باید ساختار زندگی روستا تغییر کرده، امکانات رفاهی و کار درروستاها تامین شود.

 

استان قزوین دارای گسل های فراوان اجتماعی در حاشیه نشینی است

 

مدیر کل اجتماعی و فرهنگی استانداری قزوین گفت: استان قزوین برروی گسل های فراوان اجتماعی قرار دارد که حاشیه نشینی موجب آنهاست.

به گزارش اداره کل روابط عمومی استانداری، محسن قاسمی با حضور در برنامه بی حاشیه سیمای استان گفت: کشور و به تبع آن استان قزوین برروی گسل های فراوان اجتماعی قرار دارد و تکانه های آن هزینه و تبعات زیادی می تواند داشته باشد.

وی حاشیه نشینی را یکی از آسیب های جدی اجتماعی برشمرد و افزود: تمام کسانی که پیرامون یا بطن شهر زندگی می کنند، اما از امکانات و خدمات شهری برخوردار نیستند حاشیه نشین تلقی می شوند.

مدیرکل اجتماعی و فرهنگی از فقر اجتماعی، فقر اقتصادی، فقر فرهنگی، روانی و فقر امنیتی به عنوان عمده ترین مشکلات حاشیه نشینان یاد کرد و اظهارداشت: مشکلات حاشیه نشینی فقط مشکل کسانی که در این محدوده زندگی می کنند نیست بلکه باتوجه به نظریه «هجوم حاشیه نشین بر متن» مشکلات حاشیه نشینان مشکلات عموم و آحاد جامعه تلقی می شود.

وی خاطر نشان کرد: حاشیه نشینی بستر مستعدی برای رشد ناهنجاری های اجتماعی است و افراد سودجو با توجه به خلاء امنیتی مقاصد خود را با کمترین نگرنی دنبال می کنند.

قاسمی در این برنامه تلوزیونی گفت: بسیاری از کسانی که در این مناطق زندگی می کنند انسان های شریفی هستند و نباید به همه ساکنین این مناطق برچسب ناهنجای بزنیم بلکه باید کاری کنیم تا آنها حس شهروندی داشته باشند و به خودباوری و اعتمادبه نفس برسند و احساس هویت اجتماعی کنند که این کار یک گام مهم برای رفع و کاهش آسیب های اجتماعی است.

قاسمی در پایان با اشاره به تقسیم کار ملی دستگاه ها برای کاهش آسیب های اجتماعی یادآورشد: به زودی این تقسیم کار و مسئولیت در استان به دستگاه ها ابلاغ می شود.

 

 

۴۰ درصد جرائم خشن در مناطق حاشیه نشین البرز اتفاق می‌افتد

 

معاون اجتماعی دادگستری کل استان البرز گفت: ۴۰ درصد جرائم خشن در مناطق حاشیه نشینی استان اتفاق می افتد.

به گزارش معاونت اجتماعی دادگستری استان البرز، مهدی جوهری با اشاره به اینکه بیشتر جرائم خشن مثل زورگیری، ضرب‌وجرح و اعتیاد افراد در مناطق حاشیه‌نشین شهرها اتفاق می‌افتد، گفت: به‌عنوان‌مثال حدود ۴۰ درصد جرائم خشن در مناطق حاشیه‌نشین استان البرز رخ می‌دهد.

وی حاشیه‌نشینی را ناشی از حوادث قهری مثل جنگ، خشک‌سالی و دانست که باعث مهاجرت مردم جنوب و غرب کشور و استان‌های دیگر شده و گفت: علت دیگر مهاجرت‌ها سوء مدیریت مسئولان ذی‌ربط است.

جوهری در ادامه با تأکید بر اینکه باید پدیده مهاجرت مدیریت شود، گفت: بی مدیریتی برخی مسئولان ذی‌ربط باعث شده که زمین‌های در برخی روستاها خشک شود و اهالی روستاها مجبور به مهاجرت شدند.

به گفته جوهری در حال حاضر نیازمند جانمایی مکان‌ها و محله‌هایی در کلان‌شهرهای کشور برای استقرار مهاجران هستیم تا بتوانیم با برنامه‌ریزی مدون از بروز بسیاری از جرائم جلوگیری کنیم.

وی با اشاره به اینکه بسیاری از مردم در شهر خود زندگی معمولی داشته ولی پس از مهاجرت مجبور می‌شوند در مناطق حاشیه‌ای و کم برخوردار زندگی کنند، گفت: مردم و مسئولان نباید به این قضیه احساسی و ترحمی نگاه کنند.

معاون اجتماعی دادگستری کل استان البرز با اشاره به استقرار جمعیت زیادی در مناطق حاشیه‌نشین استان البرز، گفت: ساخت‌وسازها در مناطق حاشیه‌نشین از مقاومت مطلوبی برخوردار نیست همین مسئله باعث می شود با بروز یک زلزله تلفات بی‌شماری به‌جا خواهد بماند.

وی ابراز خرسندی کرد که در خصوص کنترل و کاهش مناطق حاشیه‌نشینی اراده‌ای ملی در حال شکل‌گیری است و گفت: رسانه‌ها در این زمینه می توانند نقش تأثیرگذاری دارند.

 

یازده درصد جمعیت مرکزی حاشیه‌نشین هستند

 

مدیرکل دفتر امور اجتماعی استانداری مرکزی گفت: هم اکنون اعتیاد، طلاق و حاشیه نشینی سه آسیب های اجتماعی عمده در استان مرکزی بوده و بیش از یازده درصد جمعیت استان حاشیه نشین هستند.

غلامرضا فتح آبادی صبح چهارشنبه در جلسه با سردفتران ازدواج و طلاق استان مرکزی در اراک، اظهار داشت: استان مرکزی از نظر بالابودن آمار طلاق، در حال حاضر جزو پنج استان اول کشور است و با وجود کاهش سه درصدی طلاق در این استان طی سال جاری، باز هم میزان وقوع طلاق در مرکزی نسبت به بسیاری از استان ها بالاتر است.

وی با اشاره به وضعیت حاشیه نشینی در استان مرکزی بیان کرد: در حال حاضر بیش از یازده درصد از جمعیت یک میلیون و ۴۰۰هزار نفری استان مرکزی ساکن حاشیه شهرها هستند که جمعیتی بیش از ۱۴۰ هزار نفر را شامل می شود.

مدیرکل دفتر امور اجتماعی و فرهنگی استانداری مرکزی افزود: مساله اعتیاد نیز در استان مرکزی به عنوان یک آسیب مطرح است که همچون دو آسیب ذکر شده، نیازمند اتخاذ راهبرد و راهکار اصولی است.

فتح آبادی با اشاره به برگزاری جلسات شورای اجتماعی کشور، خاطرنشان ساخت: باید در این جلسات راهبردهای قابل اجرا، کاربردی و موثر تدوین شود و در این مسیر هر استان شرایط خود را دارد که باید برخی تصمیمات برمبنای ویژگی های هر استان از نظر اجتماعی و آسیب های این حوزه باشد.

وی ضمن بیان اینکه طلاق در واقع ایجاد کننده و گسترش دهنده سایر آسیب های اجتماعی است، تصریح کرد: تحکیم بنیان خانواده یکی از اصلی ترین اقداماتی است که در راستای کاهش آسیب های اجتماعی باید انجام شود و در این رابطه اتخاذ برنامه های حمایتی ضروری است.

مدیرکل دفتر امور اجتماعی و فرهنگی استانداری مرکزی افزود: در سال های اخیر مساله افزایش آسیب های اجتماعی مورد توجه مسئولان این حوزه قرار گرفته، راهبردهایی برای جلوگیری از این مساله اتخاذ و برای اجرای این برنامه ها چهار هزار میلیارد ریال اعتبار در سطح کشور در نظر گرفته شده است.

فتح آبادی در پایان خاطرنشان ساخت: ارتقای سرمایه اجتماعی و فراهم شدن سطح بالای سلامت اجتماعی در گرو آن است که به مسائل این حوزه توجه ویژه نشان دهیم و در این زمینه برنامه ریزی های اصولی داشته باشیم.

 

تهیه و تنظیم :سایت سرزمین جاوید 

امیر پریزاد 

به کانال سرزمین جاوید بپیوندید : telegram.me/sarzaminjavid