محل تبلیغ شما
کاووس سیدامامی:باورهای اشتباه ما ایرانیان درباره خشکسالی

تاریخ خبر: 1396/11/22 10:11:38

کاووس سیدامامی:باورهای اشتباه ما ایرانیان درباره خشکسالی

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

کاووس سیدامامی، استاد دانشگاه و فعال محیط زیست در ایران نوشت:

مشکل کمبود آب در کشور این روزها خبری داغ شده و پس از سال‌ها نادیده گرفتن بالاخره شرایط چنان حاد شده است که آحاد مردم و مسئولان متوجه خطرات شدید بی‌آبی و کاهش منابع آبی کشور شده‌ا ند. حتی اکنون سخن از نابودی پاره‌ای از فلات و تمدن ایرانی در صورت نیندیشیدن راه‌حلی برای این بحران می‌رود سخنی که البته با تأملی در تجربه‌های گذشته تاریخ، چندان اغراق‌آمیز نیست و باید جدی گرفته شود.  

با همه این اوصاف کم نیستند افرادی که همچنان این پدیده را نوعی خشکسالی گذرا می‌پندارند و تصورشان این است که در پی این خشکسالی روزگار ترسالی در راه است. آنها براحتی چشم و گوش به سخن عالمانه اقلیم‌شناسان بسته‌اند که به ده‌ها زبان می‌گویند روند کنونی در منطقه ما به سوی خشکسالی مزمن است و نباید امیدوار به سال‌های پرباران آینده بود. از آن مهم‌تر، سال‌ها است که ما با منابع آبی خود حریصانه و بدون هرگونه ملاحظه‌ای برای آینده رفتار می‌کنیم. نوع برداشت ما از آب‌های زیرزمینی و جاری به هیچ‌وجه به گونه‌ای نیست که پایداری منابع آبی را تضمین کند و این منبع حیاتی را برای نسل‌های آینده نیز به ارث بگذارد. در اوضاع بحرانی کنونی، دلسوزان این مرز و بوم و افراد دوراندیش به تکاپو افتاده‌اند و علاوه بر به صدا درآوردن زنگ‌های خطر، در پی چاره‌جویی برای مدیریت اصولی آب برای مردم این سرزمین برآمده‌اند.

با تمام مخاطراتی که کمبود آب برای مردم ساکن این سرزمین دارد و نیازمند راه‌حلی عاجل است، نباید از حق و حقوق جانداران دیگر از آب غفلت کنیم. کسانی که اخبار و احوال حوزه محیط زیستی ایران را دنبال می‌کنند، قاعدتاً شنیده‌اند اخیراً در جنوب هرمزگان و در یک منطقه بسیار خشک 9 رأس قوچ و میش کمیاب لارستان از فرط تشنگی به دلیل گرمای شدید هوا و خشک شدن چشمه‌ها در بالادست به سمت روستایی رفته و تلاش کردند از آب‌انبار سنتی روستا که سطح آن پایین بوده است آب بنوشند و متأسفانه همگی غرق شده‌اند. اکنون گرما در مناطق گسترده‌ای از جنوب بیداد می‌کند. چشمه‌ها یا خشک یا کم‌آب شده‌اندو جانوران برای نوشیدن آب مدام ناچارند جابه‌جا شوند و به مناطق نزدیک شهر و روستا بروند. در این مناطق بسیاری از آنها در معرض خطر قرار می‌گیرند و شکارچیان غیر‌مجاز و خلافکار فرصت بازگشت به آنها را نمی‌دهند. از سوی دیگر در بسیاری از مناطق خشک و نیمه‌خشک کشور آن مقدار آب ناچیزی که از چشمه‌ها بیرون می‌آید را در سال‌های اخیر داخل لوله‌های پلی‌اتیلن کرده‌اند و آبی برای حیات وحش باقی نگذاشته‌اند. در کل، بحران آب حیات‌وحش ایران و زیستگاه‌هایشان را حتی بیش از ما انسان‌ها تهدید می‌کند و اگر چاره‌ای نیندیشیم شمار زیادی از جانوران این سرزمین بر اثر بی‌آبی تلف خواهند شد.

در حال حاضر، سازمان‌های مردم نهاد و مردم طبیعت دوست محلی‌اند که به کمک این زیستمندان مشترک سرزمین ما شتافته‌اند. سازمان حفاظت محیط زیست نه بودجه کافی و نه امکانات سراسری برای مقابله با این معضل دارد. بودجه محدود که به منظور مقابله با خشکسالی در اختیار سازمان قرار دارد شاید تنها برای برخی اقدامات در مناطق چهارگانه حفاظت شده کفاف دهد. از این روست که حرکت‌های مردمی در این زمینه تنها راه حل خواهد بود. بحران آب در طبیعت مثل هر عامل دیگر که به زنجیره‌ای از تحولات دامن می‌زند در هر اکوسیستم همین منطقه حاکم است و آب اساسی‌ترین عامل در چرخه حیات است. کاهش بارندگی‌ها و خشک شدن ذخایر آبی هم به کاهش علوفه مورد نیاز علفخواران می‌انجامد و هم آنها را از مصرف آب مورد نیازشان محروم می‌کند.  

به هر روی در این وضعیت بحران آب باید تصورات خوشبینانه و سنتی را از ذهن مردم دور ساخت که می‌پنداشتند خشکسالی امری طبیعی است و باید به طبیعت اجازه داد خود مشکل را حل کند. واقعیت این است که وضعیت کنونی تا حد زیادی به طور مستقیم و غیر مستقیم محصول عملکرد ما انسان‌هاست. مدیریت نادرست منابع آبی در سطح ملی و گرمایش دمای زمین به سبب سوخت‌های فسیلی در سطح جهانی دست به دست هم داده‌اند و وضعیت کنونی را رقم زده‌اند. برای برون رفت از مشکل بی‌آبی در زیستگاه‌های طبیعی ناچار از مداخله انسان هستیم. به زبان ساده، ماانسان‌ها مسئول حل مشکل بی‌آبی حیات وحش هستیم. ایرانیان هم بسان ساکنان این سیاره پر مخاطره چاره‌ای جز این ندارند که به‌طور مستقیم یا از طریق کمک به سازمان‌های مردم نهادی که به کمک حیات وحش تشنه سرزمین‌مان شتافته‌اند گامی در راه کاهش مشکل بی‌آبی برای ساکنان مشترک این سرزمین برداند.
 تابناک

 

به گزارش خبرگزاری تسنیم به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دادسرای عمومی و انقلاب تهران، عباس جعفری دولت آبادی در جمع خبرنگاران در خصوص اقدامات متهمان پرونده اعلام کرد این افراد در قالب اجرای پروژه های علمی و محیط زیستی نسبت به جمع آوری اطلاعات طبقه بندی کشور در حوزه های استراتژیک اقدام می کردند که با هوشیاری و رصد اطلاعاتی یکی از نهادهای امنیتی کشور، دستگیر و توسط دادستانی تهران بازداشت شدند.

 

شفافیت در برابر سیاسی‌کاری، میراث پارسیان به دور از بازی

 

با توجه به تکرار نام موسسه حیات‌وحش میراث پارسیان در متن گزارشات اعتراضی دو نشریه منتقد دولت، با هدف تخریب چهره ⁣رؤسای سازمان حفاظت محیط زیست در دولت‌های یازدهم و دوازدهم، موسسه میراث پارسیان بر خود لازم می‌داند که جهت تنویر افکار آن دسته از دوستداران محیط زیست ایران که تا کنون با فعالیت‌های این موسسه آشنایی نداشته‌اند و به منظور کمک به قضاوت عادلانه نوشته‌هایی این‌چنین، توضیحات زیر را تقدیم نماید:

 

۱.  همانگونه که در اسناد رسمی موسسه میراث پارسیان آمده‌است، هدف و آرمان کلیه اعضا و حامیان آن کمک به حفظ طبیعت و حیات‌وحش ایران است. از این رو هرکس در مورد عدم التزام عملی موسسه میراث پارسیان به این امر مدرکی در اختیار دارد مجاز به انتشار آن و تحقیق در آن مورد است و ما موظف به رفع ابهام و اتهام هستیم.

 

بدیهی است بدون ارایه مدرک و مستندات و صرفا بر پایه تخیلات و اغراض شخصی، دامنه تهمت و افترا می‌تواند بی‌حد و مرز باشد کما اینکه در نوشته‌های اخیر تا اتهام تبانی با روسای سازمان، واگذاری وظایف صرفا دولتی به موسسه! و حتی کودکانه‌تر از آنها نیز پیش برود.

 

۲.  موسسه میراث پارسیان هیچ رانتی از سازمان محیط زیست دریافت نکرده و نمی‌کند. بر عکس تاکنون موسسه و کارشناسان آن در بسیاری موارد خدماتی را به رایگان در اختیار سازمان قرار داده و یا در قالب تفاهم نامه‌های رسمی به عنوان حامی بعضی از فعالیت‌های حفاظتی بوده است.

 

۳.  فعالیتهای موسسه میراث پارسیان هیچ ارتباطى با شکار و تورگردانى شکار ندارد و نخواهد داشت.

 

۴.  فارغ از این که مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست با چه فرد یا جناح سیاسى باشد این موسسه حد اکثر تعامل را با سازمان خواهد داشت زیرا لازمه فعالیت عملى سمن‌ها کسب مجوزهاى لازم و هماهنگى با اهداف ذاتی این سازمان است. در عین‌حال لازم به یاد‎‌آوریست که نزدیک‌ترین دوران همکاری موسسه میراث پارسیان با سازمان محیط زیست از جمله ملحق شدن مدیر پروژه یوز از موسسه میراث پارسیان به سازمان محیط‌زیست، در طول دولت دهم و در دوران ریاست جناب آقای محمدی‌زاده صورت گرفته‌است.

 

۵.  موسسه میراث پارسیان کاملا غیر سیاسى است و به مسایل سیاسى و اختلاف‌هاى جناحى ورود پیدا نمى‌کند.

 

۶.  موسسه میراث پارسیان در انتخاب فعالیت‌های زیست‌محیطی بجای اظهار نظر در فضاى مجازى و انتقاد از این و آن، کوشش کرده‌است که در حد امکانات مالى و توان تشکیلاتى خود گام‌هایى هر چند کوچک براى محیط زیست کشور عزیزمان بردارد.

 

۷.  موسسه میراث پارسیان هیچ‌گونه فعالیت اقتصادی برای کسب درآمد و سود ندارد. بودجه لازم برای فعالیت‌های موسسه میراث پارسیان از طریق حامیان مالی ایرانی، علاقمندان به حیات‌وحش کشور و کمک‌های برخی شرکت‌ها و هموطنان عزیز تامین می‌شود. این کمک‌ها سالها بر پایه اعتماد گروه‌های فرهیخته به موسسه میراث پارسیان تعلق گرفته است. اعتمادی که موسسه با موشکافی در شفافیت مالی و عملکرد خود ایجاد کرده است. موسسه میراث پارسیان از معدود موسسات غیردولتی در ایران است که گزارش مالی و عملکرد سالانه خود را همه ساله منتشر می‌کند.

 

۸.  تمامی اعضای موسسه میراث پارسیان موظف به پاسخگویی به سوالات و ابهامات هستند و همواره در شفافیت مطالب منتشر شده می‌کوشند.

 

http://persianwildlife.org

 

 

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

0 0
تسنیم   undefined 1396/11/22 10:14:34

وقتی یک "قمارخانه‌ساز" صدرنشین جلسات سازمان محیط زیست می‌شود
پس از خداحافظی سازمان ملل با پروژه یوز و با توجه به اینکه مسئولان محیط زیست مدتهاست از موضوع یوز دور نگه‌ داشته شده‌‌اند اصرار بر ادامه پروژه با مدیریت فعلی، معنایی به جز واگذارکردن امتیاز استفاده از عبارت "حفاظت از یوزپلنگ" به یک موسسه خصوصی ندارد.
خبر کنار رفتن سایه حمایت دفتر برنامه عمران ملل متحد از سر پروژه بین‌المللی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی، چند روزی است با واکنش‌های متعددی از سوی فعالان محیط زیست رو به رو شده است. برخی، نارضایتی دفتر برنامه عمران ملل متحد از عملکرد پروژه و ناامیدی از نجات یوز را عامل قطع این همکاری می‌دانند و برخی دیگر با استناد به گفته‌های محسن سلیمانی، مدیر برنامه‌های محیط زیست دفتر برنامه عمران ملل متحد، معتقدند علت این قطع همکاری، عدم اختصاص اعتبار لازم از سوی دولت به پروژه است. دلیلی که چندان منطقی به نظر نمی‌رسد و ظاهرا بهانه‌ای است برای خداحافظی مسالمت‌آمیز دفتر برنامه عمران ملل متحد با پروژه بین‌المللی حفاظت از یوز آسیایی. پروژه‌ای که اکنون دیگر بین‌المللی نیست.

اما حمید ظهرابی سرپرست معاونت محیط‌ طبیعی سازمان حفاظت محیط‌زیست درباره سرنوشت پروژه یوز پس از قطع همکاری دفتر برنامه عمران ملل می‌گوید: در مورد پروژه حفاظت از یوز، برنامه ما این است که اگر دفتر برنامه عمران سازمان ملل‌متحد نتواند همکاری خود را ادامه دهد، از منابع طرح تنوع‌زیستی استفاده کنیم و چارچوب کار و زیرساخت‌ها باقی بماند.

با کنار رفتن دفتر برنامه عمران ملل متحد از جمع شرکای پروژه حفاظت از یوز اما، این پروژه توسط چه کسانی به راه خود ادامه خواهد داد؟

با نگاه به تصویری که پایگاه اطلاع‌رسانی سازمان حفاظت محیط زیست از جلسه کمیته راهبردی یوزپلنگ آسیایی منتشر کرده، چهره یکی از صدرنشینان جلسه توجه بیننده را جلب می‌کند. چهره‌ای که نه از مسئولان ستادی محیط زیست است و نه از مدیران استانی. اما ظاهرا در این نشست از جایگاه به مراتب مهمتری نسبت به آنها برخوردار است.



مراد طاهباز، عضو هیئت مدیره موسسه حیات وحش میراث پارسیان است. موسسه‌ای خصوصی که با روی کار آمدن معصومه ابتکار، از آبان 1392 به عنوان یکی از شرکای پروژه حفاظت از یوز شناخته شد و خزانه‌دار آن به عنوان مدیر جدید این پروژه دولتی منصوب شد. موسسه‌ای که اکنون خزانه‌دار آن، مدیر پروژه یوز است و عملکرد انحصاری او در حوزه حفاظت از یوزپلنگ تاکنون انتقادات بسیاری را به همراه داشته و شبهاتی را مبنی بر ایجاد رانت به وجود آورده است. مؤسسه‌ای که همتای آمریکایی آن با نام مؤسسه حیات وحش پارسیان در سال 2010 در آمریکا تأسیس شد.

اما آیا صدرنشین جلسه کمیته راهبردی یوز، تنها عضو هیئت‌مدیره یک انجمن مردمی است؟

مراد طاهباز، عضو هیئت‌مدیره موسسه حیات وحش میراث پارسیان، یک تاجر بین‌المللی است که علاوه بر ساخت‌وساز در کشورهای آمریکا و رژیم صهیونیستی ، مدیریت و توسعه قمارخانه‌‌های آمریکا را هم در کارنامه فعالیت‌های خود دارد.





طاهباز همچنین از علاقه‌مندان شکار است که یکی از مستندات آن، ثبت شکار دو رأس مرال، گوزن زرد، تار هیمالیایی و شاموا به نام وی در وب‌سایت گزارش شکار (Hunting Report) است. او همچنین در سمیناری درباره شکار قوچ در ایران که در هتل-قمارخانه پاریس در لاس‌وگاس برگزار شده بود، تحت عنوان «شهروند سابق ایران» در پنلی شرکت کرده و به همراه رضا گلسرخی و یک شکارفروش بین‌المللی به نام دیوید لیلین، راه‌های شکار در ایران و‌ نیز ارسال شاخ و لاشه شکار به آمریکا را برای حضار آمریکایی شرح داد.



اما مراد طاهباز با سوابقی آشکار و بدون هیچ پیشینه‌ مستندی از پژوهش و یا حفاظت در حوزه حیات‌ وحش اکنون صدرنشین جلسه کمیته راهبردی یوز در سازمان حفاظت محیط زیست کشور ماست تا به یاد داشته باشیم که اکنون با قطع همکاری دفتر برنامه عمران ملل متحد، پروژه حفاظت از یوزپلنگ پس از سازمان حفاظت محیط زیست که سالهاست نقشی کمرنگ در حفاظت از یوز ایفا کرده به جز موسسه حیات وحش میراث پارسیان پشتیبان دیگری ندارد. پروژ‌ه‌ای که به جرأت می‌توان گفت، اقدامی موثر در راستای حفاظت از یوزپلنگ در کارنامه خود ندارد و فعالیت‌های 16 ساله‌اش به پایش‌هایی نه چندان موفق و تلاش‌هایی به منظور فرهنگسازی در میان جوامع محلی محدود است اما با این حال به گفته حمید ظهرابی، سرپرست معاونت محیط زیست طبیعی سازمان، از این پس با استفاده از منابع مالی طرح تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست به فعالیت ادامه خواهد داد.


بدین ترتیب، اکنون پس از خداحافظی سازمان ملل با یوزپلنگ و در حالی که مسئولان ستادی و استانی محیط زیست مدتهاست از حوزه حفاظت از یوزپلنگ دور نگه داشته شده‌اند اصرار بر ادامه پروژه یوز با مدیریت فعلی آن، معنایی جز واگذار کردن امتیاز استفاده از عبارت "حفاظت از یوزپلنگ" به یک موسسه خصوصی ندارد. موسسه‌ای که سه ماهی است به همراهی یک بازیگر سینما و با هماهنگی معاونت محیط زیست طبیعی سازمان محیط زیست، کمپینی تحت عنوان «یوز تا ابد» راه‌اندازی کرده تا برای خرید آغل‌های پارک ملی توران و آزادسازی این زیستگاه یوز از حضور دامداران، 800 میلیون تومان اعانه مردمی جمع کند. مبلغی که بیش از هفتاد درصد آن تأمین و به حساب یک بازیگر سینما واریز شده بی‌آنکه تاکنون گزارشی از عملکرد این کمپین ارائه شده باشد.

به علاوه، هدف کمپین یوز تا ابد هرچند پس از گذشت سه ماه تاکنون محقق نشده اما این پرسش را مطرح کرده که چرا از میان زیستگاه‌های یوز، پارک ملی توران برای آزادسازی از گله‌های دام در اولویت قرار گرفته؟ آیا اینکه منطقه یک میلیون هکتاری توران سالهاست به منظور انجام فعالیت‌های محیط زیستی و گردشگری در اختیار موسسه حیات وحش میراث پارسیان قرار گرفته را می‌توان دلیل اصلی تلاش این موسسه برای خارج کردن دامداران از پارک ملی توران که بخشی از این منطقه است دانست؟ زیستگاهی که پس از خروج دامداران، در عمل، قرق اختصاصی موسسه حیات وحش میراث پارسیان تبدیل خواهد شد.

0 0
رادیو فردا   undefined 1396/11/22 10:15:35

کاووس سید امامی، جامعه شناس و فعال محیط‌ زیست، در بازداشت نیروهای امنیتی درگذشت
کاووس سیدامامی، جامعه شناس و فعال محیط زیست، در بازداشت نیروهای امنیتی درگذشت.

خبر درگذشت آقای سید امامی در شبکه‌های اجتماعی توئیتر و اینستاگرام از سوی حساب منتسب به پسر او منتشر شده است. بر پایه این خبر آقای سیدامامی ۴ بهمن ماه دستگیر و ۱۹ بهمن ماه خبر درگذشت وی به همسرش اطلاع داده می‌شود. وی در عین حال در خبر خود به طور غیرمستقیم به خودکشی آقای سیدامامی هم اشاره کرده است.

مقام‌های قضایی جمهوری اسلامی ایران هنوز واکنشی به این خبر ابراز نکرده‌اند.

آقای سیدامامی مدیرعامل «بنیاد حیات وحش میراث پارسیان» و عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق بود و در زمینه‌های مختلف از جمله جامعه شناسی سیاسی، محیط زیست، ارزش‌ها، نگرش‌ها و رفتارسیاسی جوانان صاحب پژوهش و تألیف بود.

0 0
رادیو فردا   undefined 1396/11/22 10:17:45

کاووس سید امامی، استاد دانشگاه «دو هفته پس از بازداشت در زندان درگذشت»
همزمان با اعلام دادستان عمومی و انقلاب تهران مبنی بر بازداشت چند متهم مرتبط با یک پرونده «جاسوسی در حوزه محیط‌‌ زیست»، گزارش‌ها حاکی است که کاووس سیدامامی استاد دانشگاه و فعال محیط زیست، دو هفته پس از دستگیری در زندان درگذشته است.

به نوشته فرزند آقای سیدامامی در تماسی که مسئولان زندان به خانواده این استاد دانشگاه گرفته‌اند، گفته شده که او در زندان «خودکشی» کرده است.

روز شنبه ۲۱ بهمن عباس جعفری دولت‌آبادی اعلام کرد چند متهم بازداشت شده‌اند که به ادعای او، «در قالب اجرای پروژه‌های علمی و محیط زیستی نسبت به جمع‌آوری اطلاعات طبقه‌بندی کشور در حوزه‌های استراتژیک اقدام می‌کردند».

او به هویت و تعداد افراد بازداشت شده اشاره نکرده و تنها گفته که یک نهاد امنیتی آنها را شناسایی و دستگیر کرده است. دادستان تهران همچنین اشاره‌ای به مرگ یکی از بازداشت‌شدگان در زندان نکرده است.

در همین روز، رامین سید امامی پسر کاووس سیدامامی در صفحه توئیتر خود خبر داد که پدرش دو هفته پس از بازداشت، در زندان درگذشته است و مقام‌های زندان نیز علت آن را «خودکشی» اعلام کرده‌اند.

کاووس سیدامامی، دکترای جامعه شناسی و عضو هيئت علمی دانشکده معارف اسلامی و علوم سياسی دانشگاه امام صادق بود. او همزمان مدیرعامل مؤسسه «حیات وحش میراث پارسیان» بود.

پسر آقای سیدامامی در توئیت خود نوشته که پدرش روز چهارم بهمن بازداشت شد و «ناگهان از دادسرا مادرم، مریم ممبینی، را جمعه ۱۹ بهمن ۱۳۹۶ احضار می‌کنند و خبر مرگ همسرش را به او می‌دهند. می‌گویند خودکشی کرده.... هنوز باور نمی‌کنم، نمی‌کنیم».
بر اساس اطلاعاتی که دانشگاه امام صادق از کاووس سیدامامی در سایت خود منتشر کرده است، این فعال محیط زیست در دانشگاه‌های آمریکا تحصیل کرده و در سال ۱۳۷۰ دکترای خود را در رشته جامعه‌شناسی از دانشگاه اورگان گرفته بود.

او در سال‌های گذشته علاوه بر تدریس در دانشگاه امام صادق، ۹ کتاب و ده‌ها مقاله در زمینه‌های مختلف منتشر کرده بود.

از سوی دیگر، روزنامه کیهان لندن در گزارشی که روز جمعه منتشر کرده است جزئیات بیشتری درباره هویت بازداشت‌شدگان داده است.
علاوه بر کاووس سیدامامی، دو تن دیگر از همکاران او در مؤسسه «حیات وحش» به نام‌های هومن جوکار، مدیر پروژه یوز آسیایی، و مراد طاهباز، فعال محیط زیست و میراث فرهنگی، نیز بازداشت شده‌اند.

بر اساس گزارش کیهان لندن، آقای طاهباز «تابعیت ایرانی- آمریکایی دارد و لیسانس رشته فلسفه و هنرهای زیبا و فو‌ق‌لیسانس مدیریت کسب و کار را از آمریکا دریافت کرده است».

کیهان لندن، یکی دیگر از بازداشت‌شدگان را نیلوفر بیانی، همسر هومن جوکار و سرپرست فعالیت‌ها و برنامه‌ریزی و مشاور سابق برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد معرفی کرده است.

این روزنامه افزوده که «بازداشت‌شدگان اجازه ملاقات با اعضای خانواده‌ خود را پیدا نکرده‌اند و از حق داشتن وکیل نیز بی‌بهره هستند. ضمن اینکه خانه‌ اعضای هیئت امنای مؤسسه "حیات وحش میراث پارسیان" تفتیش و جستجو شده و وسایل ارتباطی و کامپیوتر آنها نیز ضبط شده است. همچنین خانه‌های نزدیکان و دوستان این فعالان محیط‌زیست نیز مورد تفتیش و بازرسی قرار گرفته است».

بازداشت این افراد پس از آن صورت گرفت که خبرگزاری «تسنیم» نزدیک به سپاه پاسداران ۲۰ آبان امسال در گزارشی، از حضور مراد طاهباز در جلسه کمیته راهبردی یوز در سازمان حفاظت محیط زیست کشور انتقاد کرده و او را «تاجر بین‌المللی» معرفی کرد که «علاوه بر ساخت‌وساز در کشورهای آمریکا و رژیم صهیونیستی، مدیریت و توسعه قمارخانه‌‌های آمریکا را هم در کارنامه فعالیت خود دارد».

جمهوری اسلامی ایران هر از چند گاهی از بازداشت افرادی به اتهام جاسوسی برای کشورهای خارجی بویژه آمریکا و اسرائیل خبر می‌دهد.

یکی از جنجالی‌ترین این پرونده‌ها طی ماه‌های گذشته، مورد احمدرضا جلالی، پژوهشگر ایرانی مقیم سوئد، بوده است که از پنجم اردیبهشت پارسال به اتهام «جاسوسی» و «همکاری با دولت متخاصم» در زندان به‌سر می‌برد.

آقای جلالی از سوی قوه قضائیه ایران به اعدام محکوم شده و اخیراً دیوان عالی کشور درخواست تجدیدنظر در حکم او را رد کرده است.

دادستان تهران روز هشتم بهمن امسال هم خبر داده بود که یک متهم به جاسوسی به ۱۰ سال حبس محکوم شده است.

آقای دولت‌آبادی بدون اشاره به هویت این فرد گفته بود که او «در بخش صنعت برق... از طریق ایجاد ارتباط با سیستم اطلاعاتی بیگانه و برقراری حداقل ۱۴ ملاقات با افسران اطلاعاتی موساد، بسیاری از اطلاعات مربوط به صنعت برق و هسته‌ای کشور را در قبال دریافت ۱۴۰ هزار یورو در اختیار آنان گذاشته» بود.

گزارش مربوط به درگذشت یکی از فعالان محیط زیست، تنها دو هفته پس از بازداشت، در حالی است که اخیراً پس از بازداشت صدها تن در جریان اعتراض‌های سراسری دی‌ماه امسال، گزارش‌هایی در مورد جان باختن برخی بازداشت‌شدگان در بازداشتگاه‌ها منتشر شد و حتی برخی نمایندگان مجلس در مورد احتمال وقوع «کهریزک دوم» هشدار دادند.

در حالی که منابع حقوق بشری تعداد این افراد را بین سه تا پنج تن اعلام می‌کنند، مقام‌های قضایی تنها درگذشت دو تن از بازداشت‌شدگان را تأیید کرده و دلیل آن را «خودکشی» اعلام کرده‌اند.

در جریان بازدید اخیر گروهی از نمایندگان مجلس از زندان اوین اعلام شد که فیلمی از «خودکشی سینا قنبری» برای آنها پخش شده و بعدتر یک نماینده مجلس خبر داد که رئیس پزشکی قانونی، گزارش‌ها درباره «خودکشی» دو تن از معترضان در زندان را تأیید کرده‌ است.

پیشتر ۴۰ نماینده مجلس ایران در نامه‌ای به رئیس قوه مقننه خواستار تشکیل هیئتی مستقل برای بررسی علل مرگ برخی از بازداشت‌شدگان اعتراض‌های سراسری اخیر شده‌اند، گرچه هنوز تصمیمی در این زمینه اعلام نشده است.

عفو بین‌الملل نیز در بیانیه‌ای ضمن آنکه خواستار انجام تحقیقات فوری در این زمینه شده بود، تأکید کرده بود که مقام‌های جمهوری اسلامی باید با پیش‌بینی «تمام اقدامات لازم» مراقب جان بازداشت‌شدگان باشند.

در سال‌های گذشته گزارش‌های دیگری هم از مرگ يا کشته شدن بازداشت‌شدگان در زندان‌های ایران منتشر شده که در اين زمينه می‌توان به درگذشت افرادی چون ستار بهشتی، هدی صابر، محسن روح‌الامينی، محمد کامرانی، امير جوادی‌فر، رامين آقازاده قهرمانی، زهرا کاظمی، زهرا بنی‌يعقوب، اکبر محمدی و اميدرضا ميرصيافی اشاره کرد.

0 0
تسنیم   undefined 1396/11/22 10:21:50

مشاورغیررسمی ابتکار در ازای سالانه نیم میلیون دلار چه می‌خواست؟
نشان مؤسسه‌ای غیردولتی به ریاست یک فعال توریسم شکار بر روی هدایایی که ابتکار هفته گذشته به محیط بانان اهدا کرد، کنکاش‌هایی را درباره این موسسه کلید زد و سرانجام پای نامه‌ای بحث برانگیز را به میان آورد که اختصاص سالانه نیم میلیون دلار را وعده می‌داد.
به گزارش خبرگزاری تسنیم، هفته گذشته پایگاه اطلاع‌رسانی محیط زیست پام، با اعلام خبر آغاز هفتمین دوره آموزشی تفرجی محیط بانان منتخب زیستگاه‌های یوزپلنگ آسیایی با حضور معصومه ابتکار نوشت: در این ملاقات که با بازدید از سایت نگهداری یوزپلنگ‌های در اسارت (کوشکی و دلبر) به همراه بود، محیط بانان با دکتر ابتکار و دیگر مسئولان به گفت‌وگو نشستند، سپس ابتکار با اهدای جوایزی از محیط‌بانان منتخب زیستگاه‌های یوزپلنگ آسیایی تقدیر کرد.

این در حالی است که با نگاهی به تصاویر مربوط به این ملاقات، نام و نشان مؤسسه‌ای را حک شده بر روی هدایا مشاهده می‌کنیم که تا‌کنون دستکم از ذره‌بین رسانه‌ها پنهان مانده و از جست‌وجوی نام آن در فضای مجازی هم نتایج چندانی حاصل نمی‌شود. مؤسسه حیات وحش میراث پارسیان در وب سایت خود این گونه معرفی شده است:
هر چند نام این مؤسسه نوپا گهگاه به دلیل برخی فعالیت‌ها مانند فروش بلیت فیلم‌های ترجمه شده حیات‌وحش در سینما به نفع محیط زیست به گوش علاقمندان محیط زیست کم و بیش آشناست اما اندکی کنکاش درباره این مؤسسه، لزوم پیگیری اهداف و نحوه عملکرد آن را ورای آنچه که در وب سایت آن درج شده است پررنگ‌تر جلوه خواهد داد. مؤسسه‌ای که همتای آمریکایی آن با نام مؤسسه حیات وحش پارسیان در سال 2010 در آمریکا تأسیس شده است.
با نگاهی به اعضای هیئت مدیره مؤسسه میراث پارسیان با نام‌هایی آشنا برخورد می‌کنیم. کامیل جعفری تبریزی، که گردانندگی دو شرکت گردشگری شکار به نام‌های ایران سافاری و کاروان سحر را در کارنامه خود دارد، نایب رئیس هیئت مدیره مؤسسه میراث پارسیان است و هومن جوکار، مدیر پروژه بین‌المللی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی، خزانه‌دار مؤسسه. به اساسنامه مؤسسه مورخ سال 91 که مراجعه کنیم، نام فرهاد دبیری، معاونت محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست در میان اعضای هیئت مؤسس و امنای مؤسسه حیات وحش میراث پارسیان توجهمان را به خود جلب می‌کند و این پرسش را پیش می‌کشد که آیا عضویت آقایان دبیری و جوکار در مؤسسه‌ای غیردولتی آن هم در سمت‌های کلیدی، این مؤسسه را در سازمان حفاظت محیط زیست از رانت‌هایی بهره‌مند خواهد ساخت یا خیر.
اما ماجرا آنجا به مراتب جالب‌تر جلوه می‌کند که نامه‌ای 4 صفحه‌ای در اردیبهشت‌ 93، به خبرگزاری تسنیم می‌رسد. نامه‌ای به زبان انگلیسی که دستور دستنویس معصومه ابتکار، خطاب به احمدعلی کیخا، معاون محیط طبیعی وقت سازمان حفاظت محیط زیست روی آن به شرح ذیل است:

"جناب آقای دکتر کیخا،
ایشان به واسطه تجربه و دانایی موضوع، مناسب است مورد مشورت قرار گیرد. دو موضوع را اشاره کرده که به نظرم جای تأمل جدی دارد.
جهت بررسی و اعلام نتیجه
93/2/29"
این نامه که توسط کامیل جعفری تبریزی، نایب رئیس هیئت مدیره مؤسسه میراث پارسیان و فعال توریسم شکار، خطاب به معصومه ابتکار نوشته شده دو مقوله تکثیر یوزپلنگ آسیایی در اسارت و مضرات ممنوعیت 5 ساله شکار را مورد بحث قرار داده و در آخر با ناکارآمد دانستن مدیران کل سازمان حفاظت محیط زیست به معصومه ابتکار توصیه می‌کند با بهره گرفتن از شکار قانونمند و درآمد حاصل از آن و با مشارکت بخش خصوصی، دو مقوله حفاظت از حیات وحش و تکثیر گونه‌های در خطر انقراض در یک مرکز تراز اول بین‌المللی را به طور جدی پیگیری کند.

ترجمه فارسی این نامه که در ابتدای آن به روابط نزدیک کامیل جعفری و محمد هاشمی (همسر معصومه ابتکار) اشاره شده به شرح ذیل است:


"دکتر م. ابتکار
معاون محترم رئیس جمهوری اسلامی ایران
رئیس سازمان حفاظت محیط زیست

سرکار خانم معاون رئیس‌جمهور

بار دیگر فرصت را برای نامه نوشتن خدمتتان غنیمت شمرده و امیدوارم شما و عزیزانتان هنگام دریافت این نامه از سلامت کامل برخوردارد باشید. شادی، خرسندی و موفقیت را در سال جدید برایتان آرزومندم.

ملاقات با آقای هاشمی و دیدن عیسی و طاها همواره مایه افتخار است. خصوصا طاها که در مقایسه با اولین باری که او را دیدم امروز، جوانی برازنده شده است. آقای هاشمی همواره نسبت به من لطف داشته و از شما چه پنهان لقب "مشاور غیررسمی" شما را به من عنایت می‌کنند و مرا تشویق می‌کنند که در موارد لازم نظراتم را برایتان بنویسم. هر چند با وجود امکان دسترسی، از مفید واقع شدن نامه‌هایم بی‌اطلاعم اما همیشه با خلوص نیت و به امید بهبود محیط زیست و حیات وحش کشورمان برایتان نامه نوشته‌ام و عقاید و نظراتم را بر خلاف آنچه از داخل سازمان حفاظت محیط زیست به اطلاعتان می‌رسد، بی طرفانه حضورتان اعلام کرده‌ام. چرا که یک مشاور واقعی باید صادقانه اظهار نظر کند.

یک سال دیگر به پایان رسید و وظیفه هر کسی است که در سال جدید وضعیت محیط زیست و حیات وحش کشور را بهبود ببخشد. مقوله‌های مهم بسیاری وجود دارد که در نامه به آنها بپردازم اما دو مورد از اهمیت بیشتری برخوردارند چرا که اخیراٌ بحث‌های بسیاری درباره آنها عنوان شده و در حال حاضر نیازمند تصمیمی فوری هستند. یکی، سرنوشت دو یوزپلنگ اسیر و دیگری بحث‌های مطرح شده درباره ممنوعیت شکار. با این وجود که برای شرکت در بسیاری از مناظره‌ها در این‌باره از سوی دانشگاه‌ها و تلویزیون دعوت شده‌ام، همه را رد کرده‌ام چون بسیاری از حقایق نباید برای عامه مردم بازگو شود. بنابراین از طولانی شدن این نامه پوزش می‌خواهم چرا که تصمیمات ناصحیح در هر دو مورد فوق، پیامدهای ناگواری را در آینده در بر خواهد داشت.

یوزپلنگ‌های اسیر

به عنوان یک دانشجوی محیط زیست، بیش از 50 سال تجربه مشاهده و لذت بردن از محیط زیست کشورمان و نگهداری و تکثیر حیات وحش را داشته‌ام. از زمانی که برای شرکت در جلسات کمیته تصمیم‌گیری برای سرنوشت این دو یوزپلنگ اسیر انتخاب شدم با مؤسسات و اشخاص بسیاری که تجربه موفقیت‌آمیزی در تکثیر یوز در اسارت را داشته‌اند تماس برقرار کرده‌ام تا از تجربیاتشان بهره‌مند شوم.

ابتدا، ملاحظاتی را درباره این کمیته عنوان می‌کنم: تعداد افراد شرکت کننده در این کمیته بسیار زیاد بود. بعضی از آنها، نتیجه را تحت تأثیر قرار می‌دادند و بعضی از آنها واجد شرایط نبودند. شرم‌آور است که یک "مدیرکل" در سازمان حفاظت محیط زیست از دیگران بپرسد که یوزپلنگ‌ها را در چه زیستگاه‌هایی می‌توان پیدا کرد. بعضی‌ها می‌ترسیدند نظرشان مغایر با نظر مافوقشان باشد به همین دلیل سکوت اختیار می‌کردند.

اخیراً شنیدم که تصمیم گرفته‌اند این دو یوزپلنگ را به پارک پردیسان منتقل کنند که اشتباهی بسیار بزرگ است. ضمن تأیید دشواری تکثیر یوز در اسارت، آن هم با این تعداد کم یوز موجود در کشور، من قاطع‌ترین عضو این جلسات بودم که نظر بر انتقال این دو یوز به مرکزی داشتم که برای این منظور احداث و طراحی شده باشد اما نه پردیسان. دلایل اینکه یوزها نباید به پردیسان منتقل شوند بسیار روشن است:

- همان‌طورکه پیش از این هم اشاره کردم، تمامی مؤسسات و افرادی که تجربه تکثیر یوز در اسارت را دارند و با آنها صحبت کردم، بلااستثنا معتقد بودند مرکزی به منظور تکثیر یوزپلنگ باید تا حد امکان دور از جامعه واقع شده و نسبت به آلودگی هوا، صدا و نور مصون باشند.

- تنها توجیهی که برای انتقال این دو یوز به پردیسان وجود داشت، این بود که این دو یوز، در صورت لزوم به مراقبت‌های پزشکی نزدیک باشند.در صورتی که مرکز تکثیر یوز که پیشنهاد راه‌اندازی آن داده شده بود ‌باید به کلیه امکانات پزشکی تجهیز می‌شد، نه تنها به نظارت دائمی دامپزشکان متخصص و پایش 24 ساعته بلکه به حضور کارکنانی آموزش دیده که رعایت شدن تمامی جنبه‌های مرتبط با احتیاجات و رفاه حیوان را زیر نظر داشته باشند.

این دو یوزپلنگ هم قطعاً مانند "ماریتا" خواهند مُرد. نگه داشتن این دو یوزپلنگ در تهران، در مرکز توجه جامعه و رسانه‌ها، زمینه را برای جنجال علیه سازمان حفاظت محیط زیست برخواهد انگیخت. همان طور در که درباره ماریتا و ببر سیبری شاهد آن بودیم. دسترسی به امکانات پزشکی در آن زمان چه کمکی توانست بکند؟

- این دو گربه‌سان هم مانند سایر گوشتخواران بزرگ باید هرازگاهی با حیوانات زنده تغذیه شوند. طعمه آنها (آهو، جبیر، خرگوش و جوندگان) هم باید در نزدیکی آنها به طور گسترده تکثیر و پرورش داده شوند. آیا این امکان در پردیسان وجود دارد؟ آیا می‌توان در پردیسان در ملاء‌عام، برای تغذیه آنها از حیوان زنده استفاده کرد؟

- از همه مهمتر، موضوعی که به آن بسیار پرداخته شده این است که نبودِ تنوع ژنتیکی، از جدی‌ترین آسیب‌هایی است که یوزپلنگ را تهدید می‌کند که این مشکل، با وجود تعداد یوز اندکی که در حیات وحش کشور داریم بغرنج‌تر هم می‌شود. به علاوه نگهداری از آنها در جمعیت‌های کوچک و محصور، زمینه را برای عدم جفتگیری، ضعف در برابر بیماری‌ها و ناباروری فراهم می‌آورد که حتی اگر مشکلاتی چون تخریب زیستگاه ها، کمبود طعمه و آب هم وجود نداشته باشند، این مشکل، در صورتی که هرچه زودتر با توجه و مراقبت لازم رفع نشود، به تنهایی، به انقراض یوزپلنگ آسیایی در ایران خواهد انجامید.

با توجه به اینکه "کوشکی" و "دلبر" هر دو در پارک ملی توران زنده‌گیری شده‌اند به احتمال بسیار قوی با هم نسبت نزدیک دارند و ممکن است از زایمان‌هایی جداگانه، خواهر و برادر باشند، انتقال آنها به یک مکان می‌تواند هدف‌های دیگری را دنبال کند اما نه هدف تکثیر یا ادامه حیاتشان تا پایان عمر در کنار یکدیگر را.

- این دو یوزپلنگ می‌توانند با برنامه‌ریزی صحیح، سرآغاز طرح تکثیر یوزپلنگ در مرکزی مناسب باشند تا یوزپلنگ‌های دیگر از زیستگاه‌هایی غیر از پارک ملی توران هم زنده‌گیری و به این مرکز منتقل و پس از جفتگیری در زیستگاهشان رهاسازی شوند تا با زایمانشان ژن‌های جدیدی به وجود آورند که ضامن بقای نسلشان باشد.

آیا در جریان هستید که "دلبر" زمانی که در پارک ملی توران در محوطه فنس کشی شده نگهداری می‌شد، از پشت فنس‌ها، جفتی پیدا کرده بود؟ آیا این اتفاق در پردیسان میسر است؟

خانم معاون رئیس‌جمهور، این دو یوزپلنگ بسیار باارزش‌تر از آن هستند که در یک حصارکشی ابتدایی نگهداری شده و به آنها به چشم مشکلی نگاه شود که باید از شر آن خلاص شد. بالعکس، آنها می‌توانند این فرصت را در اختیار ما قرار دهند تا یک مرکز تکثیر تراز اول برای اجرای طرحی بین‌المللی نه تنها برای یوزپلنگ بلکه برای سایر گربه‌سانان و گونه‌های در خطر انقراض تأسیس کنیم. ایران زیستگاه 7 گربه‌سانِ شناخته شده است، شاید هم 8 گربه‌سان که از وجود آخری هنوز عکس یا اطلاعاتی در دست نیست. 5 گونه از این گربه‌سانان، جزو گونه‌های در خطر انقراض محسوب می‌شوند و تنها تکثیر در اسارت می‌تواند ضامن بقای نسلشان باشد. این در حالی است که در سراسر قاره پنهاور آفریقا، 9 گربه‌سان وجود دارد که تعداد بسیاری از آنها هر ساله به مراکزی اهدا می‌شوند که روی تکثیر و نگهداری از گونه‌های حیات‌وحش آفریقا کار می‌کنند. تقاضا می‌کنم فرصت تأسیس یک مرکز تکثیر تراز اول در ایران را از دست ندهید.

موارد فوق ما را به دومین موضوع مطرح شده در نامه می‌رساند، یعنی بحث داغ ماجرای ممنوعیت 5 ساله شکار و ارتباط آن با یوزپلنگ‌ها ...

پیش از آنکه به این موضوع بپردازم مجدداً توجهتان را به شرکتی که بیش از 15 سال پیش به منظور مدیریت سافاری‌های شکار در ایران تأسیس کردم جلب می‌کنم (که احتمالاً به یاد دارید). شرکتی که هدف آن، کسب درآمد نبوده و اخیراً هم کم کار شده. با این وجود این شرکت تنها با این نیت و اعتقاد آغاز به کار کرد که شکار قانونمند، بنیادی‌ترین نیرویی است که می‌تواند از حفاظت پشتیبانی کند. همان‌طور که IUCN و CIC و سایر سازمان‌های مشابه هم بر این باورند. مهم‌تر از همه اینکه در ایران، شکار قانونمند منشاء‌ تشویق محیط بانانِ ناظر بر روند شکاری محسوب می‌شود که پاداش مالی دریافت می‌کنند.

ممنوعیت 5 ساله شکار

کسانی که از ممنوعیت شکار، حمایت می‌کنند، واقعیت و اعداد و ارقام را نادیده می‌گیرند. آنها این را ندیده می‌گیرند که در پارک‌های ملی ما (گلستان، تندوره، بمو و ...) که شکار قانونمند برای بیش از یک نسل متوقف شده جمعیت حیات وحش با کاهش 80 در صدی مواجه شده است. ممنوعیت 5 ساله شکار در استان فارس هم مانند بسیاری از استان‌های دیگر به تازگی به اتمام رسیده‌ اما آیا این ممنوعیت 5 ساله، نتایج مثبتی به همراه داشته؟ هیچ حرفی نمی‌تواند به خوبیِ اظهارات شجاعانه دکتر کیخا در یک برنامه تلویزیونی بیانگر این موضوع باشد که گفتند: "سازمان حفاظت محیط زیست در حفاظت از حیات وحش موفق نبوده است". جریمه کردن جمعیت شکارچیان قانونمندار به مثابه دعوت کردن از آنان برای پیوستن به جرگه شکارچیان غیرقانونی است. وقتی علل کاهش جمعیت حیات وحش را بررسی می‌کنیم، تعداد بسیاری را مقصر خواهیم یافت که شکارچیان قانونگرا جزو آنها نیستند. سال‌های پیش برای شما نوشتم که سازمان حفاظت محیط زیست باید کار را کاملاً دست در دست و کنار این گروه پیش ببرد نه رویاروی آنها.

نبودِ قانون مناسب، حومه شهرهای ما را تبدیل به پرزباله‌ترین‌ها در سطح جهان کرده و بیشتر جنگل‌ها، دریاچه‌ها و رودهای ما را به همراه حیات وحش آنها از برده است. در جایی که ابزارهای قانونی بازدارنده در برابر تخریب وجود دارد سازمان حفاظت محیط زیست نمی‌تواند آنها را اجرا کند. انفجار جمعیت انسانی که مستلزم به وجود آمدن جاده‌ها و محصولات کشاورزی است به نابودی زیستگاه‌ها منجر شده و تعلیف بیش از حد احشام و دامداری سنتی، زمین‌ها را نابارور کرده. اینها عامل تخریب محیط زیست هستند نه شکارچیان قانونگرا.

پارک‌های ملی و قرق‌های اختصاصی، برای شکارچیان قانونگرا مناطق شکار ممنوع به شمار می‌روند اما شکارچیان غیرقانونی در آنها به شکار مشغولند. شکارچیان غیرقانونی توسط بومیان منطقه و اکثریت محیط بانان همراهی می‌شوند. این اتفاقات دردآور حقیقت دارد و اوضاع در مناطق شکار ممنوع بدتر هم می‌شود. درباره این موضوع نمی‌توان برای عموم صحبت کرد چرا سازمان حفاظت محیط زیست از تأمین درخواست‌ها و نیازهای محیط بانان عاجز است. از سوی دیگر در مناطقی که سابقاً شکار قانونمند بیشتری انجام می‌گرفت هم جمعیت حیات وحش افزایش پیدا می‌کرد و هم شکار غیرقانونی کمتر رخ می‌داد که دلیل آن آشکار است.

مقوله شکار یک حقیقت زندگی است که با فرهنگ ما آمیخته شده است و بیشتر توسط شکارچیان قانونگرا، هم ایرانی و هم خارجی به آن پرداخته شده و مورد توجه قرار گرفته است. در ایران ما از تنوع حیات وحش برخورداریم که بسیاری از شکارچیان ورزشکار متقاضی آن هستند. افرادی که ارزش بیشتری برای حیات وحش قائلند و بیشترین تمایل را برای کمک به حیات‌وحش نشان می‌دهند که این زمانی آشکارتر شد که اخیراً دو شکارچی خارجی که چندین بار به عنوان مهمان ما به ایران سفر کرده‌اند، برای شکار یک تروفه، بیش از صد هزار دلار پیشنهاد کردند نه به این خاطر که شکار آن تروفه ارزش این مبلغ را داشت بلکه به این خاطر که به حفاظت آن گونه کمک کرده باشند. مبالغ به مراتب بیشتری هم می‌توان دریافت کرد. دو سال پیش پس از تماس با انجمن‌های متعدد شکارگرا از جمله "OVIS”، “The Wild Sheep Foundation”، “Safari Club International" و دیگر انجمن‌هایی که در آنها عضو دائم هستم، پیشنهاد دادم سالانه حق حفاظتی به مبلغ 500 هزار دلار برای حفاظت از یوزپلنگ و دیگر گونه‌های در خطر انقراض مانند پلنگ پرداخته شود. از آنجا که یوزپلنگ و پلنگ از گوشتخواران بزرگ و در رأس هرم غذایی هستند با کمک مستقیم به آنها، به طور غیر‌مستقیم به علفخواران (طعمه‌های یوزپلنگ) که بیش از همه مورد توجه جمعیت شکارچیان هستند کمک می‌شود. این مبلغ نه تنها می‌تواند برای حفاظت از یوزپلنگ اختصاص پیدا کند بلکه می‌تواند برای راه‌اندازی یک مرکز تکثیر ممتاز در نظر گرفته شود که مورد نیاز برای یوزپلنگ‌های اسیر ماست.

کاملاً در جریان محدودیت‌های بودجه سازمان حفاظت محیط زیست هستم. نیازی به اختصاص اعتبار در چنین سرمایه‌گذاری مخاطره‌آمیزی نیست. تنها چیزی که مورد نیاز است دعوت از بخش خصوصی برای سرمایه‌گذاری روی حیات وحش ماست. حسن نیت و اعتمادسازی، به جذب منابع مالی منجر می‌شود و جمعیت علاقمند به طبیعت را دعوت به سرمایه‌گذاری می‌کند چه روی شکار، چه روی ماهیگیری، چه روی پرنده نگری و چه روی کمپینگ. من در تمام این سال‌ها مصرانه از سازمان حفاظت محیط زیست خواستار چنین اقداماتی شده و در نهایت با سیاستِ بستن درهای مذاکره مواجه شدم. دستور مکتوب شما به یکی از کارکنانتان روی اولین نامه‌ها و درخواست‌های من در حدود 12 سال پیش (81/10/09) که آن را نقل می‌کنم مایه شرمسازی است:

" آقای مهندس نجفی
آقای تهرانی،
"جهت پیگیری مورد پیشنهادی، سیاست سازمان در چارچوب سیاست‌های دولت ترویج نقش مردم و بخش خصوصی در این گونه فعالیت‌هاست ولی به نظر می‌رسد با توجه به موارد ارجاعی متعدد که هیچکدام تا به حال پاسخ داده نشده اراده پنهان کارشناسان در نهایت حاکم است و سیاست دولت و سازمان ....؟"

"اراده پنهان"، بروکراسی، رخوت و ایده‌ها و سیاست‌های راکد، فارغ از اینکه آنها را چگونه توجیه کنیم، همچنان درون سازمان حفاظت محیط زیست ادامه دارد که به باتلاق فرورفتن محیط زیست کشور، آن گونه که امروز شاهد آن هستیم، نتیجه آن است.

خانم معاون رئیس‌جمهور، در پایان، برای درمان آفت‌هایی که امروز محیط زیست کشور به آن دچار است، نباید و نمی‌توان 12 سال دیگر صبر کرد. این درمان‌ها می‌توانند امروز آغاز شوند و به زودی نتایج مثبتی را به همراه داشته باشند. هیچ شخص دیگری به جز شما در کشور ما از دغدغه لازم و اطلاعات کافی در این زمینه برخوردار نیست و شما هستید که می‌توانید این اتفاقات را محقق کنید."
اما برخی پرسش‌هایی که پس از مطالعه نامه، ذهن خواننده را به خود معطوف می‌دارد:
- چرا یک فعال صنعت گردشگری شکار، توسط همسر معصومه ابتکار، "مشاور غیررسمی" ابتکار لقب گرفته و تشویق به اظهارنظر می‌شود؟

- چرا نامه به زبان انگلیسی نوشته شده؟ و چرا مهر دبیرخانه یک روز پس از پاراف نامه توسط ابتکار بر نامه درج شده و سپس به دست معاون ابتکار رسیده است؟

- با توجه به اینکه مشاور غیررسمی ابتکار، صداقت و بی طرفی مشاوران ابتکار در سازمان را زیر سوال برده است، نقش مشاوران رسمی و غیررسمی ابتکار در حفاظت از محیط ایران چیست؟

-آیا آن طور که در نامه اشاره شده، اکثر محیط بانان با شکارچیان غیرقانونی همراهی می‌کنند؟

- مبلغ سالانه 500 هزار دلار که نگارنده نامه، وعده تأمین آن را از طریق انجمن‌های شکارگرای خارجی به ابتکار می‌دهد تا بخشی از آن صرف حفاظت و بخشی صرف احداث یک مرکز تکثیر حیات وحش شود، در قبال دریافت چه امتیازی پرداخت خواهد شد؟

- چرا در حالی که هومن جوکار، مدیر پروژه بین‌المللی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی، خزانه‌دار مؤسسه حیات وحش میراث پارسیان است و مخالفتی نسبت به انتقال "کوشکی" و "دلبر" به پردیسان ابراز نکرده است، رئیس هیئت مدیره این مؤسسه در نامه‌ای شخصی نسبت به این جابه‌جایی معترض است؟ آیا کامیل جعفری، نظرات و پیشنهادهای خود را مستقیماً با مدیر پروژه بین‌المللی یوزپلنگ آسیایی در میان گذاشته است و با موافقت او چنین نامه‌ای خطاب با معصومه ابتکار نوشته است یا بالعکس، بدون اطلاع وی؟

- در صورتی که شرکت سافاری شکار نگارنده نامه با هدف کسب درآمد فعالیت نمی‌کرده چه اهداف دیگری را می‌توانسته دنبال کند؟

- با توجه به اینکه نگارنده نامه خود را عضو دائمی مؤسسه‌ای معرفی می‌کند که پروانه قوچ لارستان را برای مزایده و فروش تبلیغ کرده بود. اگر این مؤسسه هم بهره‌ای از شکار نمی‌برد پس همکاری این مؤسسه با مؤسسه حیات وحش پارسیان برای فروش پروانه 100 هزار دلاری شکار قوچ لارستان با چه هدفی بوده است؟

شبهات به وجود آمده در پی نامه دو سال پیشِ کامیل جعفری تبریزی به معصومه ابتکار در حالی تصویری غیرشفاف از حاشیه‌های دو مقوله زیست محیطی به جا گذاشته و سایر مقوله‌های مرتبط با حفاظت از محیط زیست را زیر سوال می‌برد که علی‌رغم دستور معصومه ابتکار مبنی بر به کارگیری توصیه‌های کامیل جعفری تبریزی در مخالفت با ممنوعیت 5 ساله شکار و همچنین انتقال کوشکی و دلبر به پردیسان، هم این دو یوزپلنگ آسیایی به پردیسان منتقل شدند و هم ممنوعیت شکار چارپایان به قوت خود باقی ماند تا بار دیگر مهر تاییدی کوبیده باشد بر آنچه کامیل جعفری تبریزی به نقل از معصومه ابتکار، آن را حاکمیت اراده پنهان کارشناسان بر سیاست دولت و سازمان عنوان کرده است‌ اما اهدای هدایای مؤسسه حیات وحش میراث پارسیان به محیط بانان توسط معصومه ابتکار در روزهای گذشته را شاید بتوان نشانی آشکار از عزم راسخ ابتکار برای تغییر این حاکمیت دانست.

0 0
کیهان لندن   undefined 1396/11/22 10:22:48

دستگیری بی‌سابقه ۷ فعال محیط زیست در سکوت خبری: یک ایرانی- آمریکایی بین آنهاست
۷ نفر از فعالان محیط زیست در موسسه «حیات وحش میراث پارسیان» که در بین آنها یک فرد دوتابعیتی ایرانی- آمریکایی نیز وجود دارد، بازداشت و زندانی شدند. این نخستین‌باری است که جمهوری اسلامی یک فعال محیط زیستی دوتابعیتی و مجموعه‌ای از فعالان عرصه محیط زیست را دستگیر می‌کند.

برخی منابع خبری کیهان لندن از دستگیری ۷ نفر از اعضای هیات امنای موسسه «حیات وحش میراث پارسیان» خبر داده‌اند که یکی از آنها، مراد طاهباز تاجر و فعال محیط زیست دوتابعیتی ایرانی- آمریکایی است.

بر اساس گزارش رسیده، کاووس سیدامامی مدیرعامل، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه «امام صادق»، هومن جوکار خزانه‌دار و مدیر پروژه یوز آسیایی، همسر هومن جوکار، نیلوفر بیانی سرپرست فعالیت‌ها و برنامه‌ریزی و مشاور سابق برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد، مراد طاهباز فعال محیط زیست و میراث فرهنگی و دو نفر دیگر از همکاران موسسه «حیات وحش میراث پارسیان» طى دو ماه گذشته در سکوت خبری بازداشت شده‌اند.
ین نخستین‌بار است که مجموعه‌ای پرتعداد از فعالان عرصه محیط زیست و اعضای هیات امنای یک موسسه مردمی و غیرانتفاعی دستگیر می‌شوند‌ که فعالیتی متمرکز بر حفاظت از گونه‌های در حال انقراض حیات وحش دارند.

بر مبنای اطلاعات رسیده، بازداشت‌شدگان اجازه ملاقات با اعضای خانواده‌ خود را پیدا نکرده‌اند و از حق داشتن وکیل نیز بی‌بهره هستند. ضمن اینکه خانه‌ اعضای هیات امنای موسسه «حیات وحش میراث پارسیان» تفتیش و جستجو شده و وسایل ارتباطی و کامپیوتر آنها نیز ضبط شده است. همچنین خانه‌های نزدیکان و دوستان این فعالان محیط زیست نیز مورد تفتیش و بازرسی قرار گرفته است.
برخی فعالیت‌های این موسسه در ایران پیش از این نیز خبرساز شده بود؛ سال ۱۳۹۲ سام خسروی فرد (فعال محیط زیست ساکن کانادا) مدعی همکاری‌های پنهانی مراد طاهباز تاجر ایرانی- آمریکایی و عضو هیات امنای «حیات وحش میراث پارسیان» با معصومه ابتکار رئیس وقت سازمان حفاظت محیط زیست شد. این همکاری که در رسانه‌های مخالف دولت روحانی از جمله کیهان تهران و تسنیم نیز منتشر شد، از خریداری مجوز شکار در ایران برای چند آژانس توریستی شکار خبر می‌داد.

کیهان تهران اسفندماه سال ۱۳۹۳ در یادداشتی از این موسسه به عنوان یک آژانس‌ رسمی ایرانی- آمریکایی نام برد که به صورت رسمی تور گردشگری با مجوز شکار راهی ایران می‌کند تا هوبره، قوچ لارستان و حتی یوزپلنگ شکار کنند.

تسنیم در گزارشی در سی‌ام مهرماه سال ۱۳۹۵، هومن جوکار فعال محیط زیست را مشاور غیررسمی معصومه ابتکار رئیس وقت سازمان حفاظت محیط زیست خواند که در قبال وعده سالانه حق حفاظتی ۵۰۰ هزار دلاری به دنبال راه‌اندازی تور شکار در ایران است.

مراد طاهباز تاجر، سرمایه‌دار و فعال محیط زیست است که لیسانس رشته فلسفه و هنرهای زیبا و فو‌ق‌لیسانس مدیریت کسب و کار را از آمریکا دریافت کرده است.

علت بازداشت و اتهامات اعضای هیات امنای موسسه «حیات وحش میراث پارسیان» مطرح نشده ولی احتمالا حواشی پدید آمده و ثبت این موسسه در سال ۲۰۱۰ در آمریکا می‌تواند از دلایل آن باشد.

وبسایت تابناک نیز هفدهم بهمن ماه امسال، در گزارشی با عنوان «یوزپلنگ و برج میلاد، یهویی»، از دستگیری و بازداشت مسئولان حفاظت از یوز خبر داد و نوشت: «شنیده‌ها حکایت از دستگیری و بازداشت متولیان حفاظت از یوزپلنگ دارد…»

این در حالیست که هومن جوکار مدیر پروژه یوز آسیایی بارها اعلام کرده بود که کمپین یوز ایرانی به شکل شخصی و توسط هدیه تهرانی و امیرحسین خالقی به راه‌افتاده است و پروژه حفاظت از یوز آسیایی فقط حامی معنوی آن است.

کمپین یوز ایرانی در حاشیه برنامه‌های فرهنگی و هنری، از سال ۱۳۹۲ تا کنون ۸۰۰ میلیون تومان از مردم پول‌ جمع‌آوری کرده تا برای خرید آغل‌های پارک ملی توران اقدام کند و دام‌ها را از این محوطه زیستگاه یوز خارج کند.

موسسه «حیات وحش میراث پارسیان» در طول فعالیت خود در ایران همواره به ارتباط با سازمان محیط زیست خصوصا در دوران معصومه ابتکار و استفاده از رانت دولتی متهم بوده است و حتی گفته می‌شود جابه‌جایی ابتکار از سوی روحانی نیز به دلیل همین موضوع بوده است. این دوتابعیتی ایرانی‌- آمریکایی که رسانه‌ها از او به عنوان یک شکارچی قدیمی یاد کرده‌اند، حتی پس از کناره‌گیری دفتر برنامه عمران سازمان ملل متحد از پروژه نجات یوز، به گونه‌ای در مقام تصمیم‌گیری راجع به به سرنوشت این گونه‌ی جانوری در حال انقراض قرار داشت. چنانکه در بحبوحه جمع‌آوری کمک‌های مردمی از سوی کمپین نجات یوز ایرانی، دفتر برنامه عمران سازمان ملل اعلام کرد که از حمایت مالی این پروژه انصراف داده چرا که دولت نیز باید در این زمینه کمک جدی داشته باشد تا به طور مشترک این کار ادامه یابد.

این موسسه از پستانداران در حال انقراض مانند یوز، خرس سیاه، پلنگ، قوچ و میش ایرانی حمایت می‌کند و در همکاری‌های بین‌المللی خود با گری لوئیس هماهنگ‌کننده و نماینده مقیم برنامه عمران سازمان ملل متحد در ایران برنامه‌های مشترکی از جمله حمایت از یوز ایرانی را اجرا کردند.

در گزارش سالانه این موسسه در سال ۱۳۹۵، حفاظت از حیات وحش ایران با مدیریت منابع آبی، پایش یوزپلنگ و طعمه‌های آن در ذخیره‌گاه زیست‌کره توران، بررسی مسیرهای زیستی یوز، پروژه‌های پژوهشی و انتشار کتاب‌هایی مربوط به حیات وحش جزو فعالیت‌های آن ذکر شده است.