محل تبلیغ شما
وابستگی بد است حتی به شرق

تاریخ خبر: 1397/1/15

وابستگی بد است حتی به شرق

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

در میانه نوروز بود که خبر انتصاب جان بولتون به عنوان مشاور امنیت ملی کاخ سفید سرو صدا به پا کرد،کسی که شمشیرش را برای مقابله با ایران از رو بسته است. این را در کنار برکناری وزیرخارجه آمریکا که به نظر می‌آمد بیش ازبقیه اهل تعامل با ایران است بگذارید. در همین حین اما اظهار نظری از علاءالدین بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی به واسطه تغییرات جدید در ساختار حاکمیت آمریکا و گرایش اروپا به ترامپ مطرح شد... اینکه:«باید نگاه به شرق به ویژه چین و روسیه را تقویت کنیم.» این در حالی است که در چهاردهه گذشته بسیاری می گویند گرایش بیش از اندازه ایران به روسیه و تاحدی چین عیان بوده و علی رغم برخی بدعهدی های این دوکشور مثل ندید گرفتن ایران در احیای جاده ابریشم و یا فروش کالاهای بی کیفیت از سوی چین به ایران و همین طور ماجراهایی مثل خلف وعده های روس ها در مسائلی چون نیروگاه اتمی بوشهر ، اس 300 و حتی سکوت این کشور در برخی قطعنامه ها علیه ایران دلیل خوبی است براینکه نباید بیش ازاین روی دیوار این دوکشور یادگاری نوشت . اما درعین حال عده‌ای دیگر تنها راه را همینی می دانند که بروجردی می گوید. از همین رو به سراغ بهرام امیر احمدیان استاد دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران می‌رویم و درباره نزدیکی بیشتر به چین و روسیه از او می‌پرسیم.
 

جناب آقای امیر احمدیان! اخیرا در فضای سیاسی این طور گفته می شود که به دلیل تغییراتی که در انتصاب مقامات آمریکا از جمله جان بولتون صورت گرفته و همین طور گرایش‌هایی که اروپا به سمت ترامپ پیدا کرده است، بهتر آن است ایران رابطه خود را با چین و روسیه بیش از گذشته تقویت کند تا آسیب پذیری کمتری داشته باشد‌.
تا چه میزان نزدیکی بیشتر به چین و روسیه را به این بهانه می‌توان موجه دانست؟ 

 

نباید فراموش کرد که سیاست کلی ایران، سیاست نه شرقی و نه غربی است! به این معنا که وابستگی به شرق همان قدر بد است که وابستگی به غرب. این دیدگاه که چون غرب ما را تحت فشار 
قرار داده به شرق متمایل شویم، ناشی از همان نگاه  یکسونگر در سیاست بین‌الملل است. بی‌تردید ما باید در محیط بین‌الملل ادغام شویم، هر چه ما به سمت شرق حرکت کنیم به همان میزان از غرب دور می‌شویم، ما دارای سواحل طولانی در جنوب هستیم و می‌توانیم حتی نقش یک کشور دریایی را ایفا کنیم، یا به پیمان شانگهای، اتحادیه اقتصادی اوراسیا و جاده ابریشم بپیوندیم. اما در این میان همیشه روسیه و چین منافع خودشان و نه منافع مارا در نظر می‌گیرند. بنابراین به نظر می‌رسد سیاست خارجی متعادل و متوازن در محیط بین‌الملل خیلی بهتر از این است که صرفا به شرق متمایل شویم.
آنچه که در سند چشم‌انداز وجود دارد این است که در سال 1404، جمهوری اسلامی کشوری خواهد بود با بیشترین تعامل با محیط بین‌الملل و نه بیشترین تعامل با شرق. 
به این سبب نزدیکی بیش از اندازه به شرق، ممکن است حتی سبب تضعیف ما شود چون اقتدار جمهوری اسلامی ایران را به‌عنوان یک قدرت منطقه‌ای زیر سوال برده و به‌عنوان یک کشور وابسته به روسیه و چین معرفی می‌شویم. 
طبیعی است وقتی ما به روسیه ای که شبه جزیره کریمه از قلمرو اوکراین را اشغال کرده و از سوی اروپا تحت تحریم قرار گرفته است، نزدیک می‌شویم، اروپا به ایران نزدیک نخواهد شد. اروپا از آن بیم دارد که این اقدام به یک رویه در نظام بین الملل تبدیل شود. در این میان به دلیل نزدیکی ما به روسیه، احتمال دارد سبب آن شده باشد که برخی کشورهای اروپایی و شرکت‌های غربی از سرمایه گذاری در ایران خودداری کنند، زیرا ما با کشوری می خواهیم روابط خود را گسترده کنیم که آنها آن را تحریم کرده اند. 

 

تکنولوژی و سرمایه در اروپاست و ما باید برای دستیابی به آن با اروپا رابطه برقرار کنیم. ایران که دارای شرایط بسیار خوبی از لحاظ منابع گازی و نفتی است نیاز به تکنولوژی و سرمایه گذاری خارجی دارد تا این منابع را استخراج و به بازارهای جهانی صادر کند. اروپا نیاز به منابع گازی و نفتی دارد و به دنبال کاهش وابستگی به منابع گازی روسیه است که از آن به عنوان ابزار فشار سیاسی بهره می گیرد. بنابراین فرصت بسیار خوبی برای ایجاد فضای سرمایه‌گذاری در ایران وجود دارد که باید فضای سیاسی آنهم بوجود بیاید. در حال حاضر واردات کالاها از چین بازار مصرفی ایران را اشباع کرده، باعث ویرانی اقتصاد ما شده و سبب تعطیلی برخی صنایع شده و میزان اشتغال را کاهش داده است. تا جایی که دیگر امکان رقابت کالای تولید داخلی در برابر کالای وارداتی چینی برای کالای ایرانی وجود ندارد. تاکید می کنم نزدیکی بیش از اندازه به شرق تا حد وابستگی شدید، در مفاهیم اصلی انقلاب اسلامی ایران نمی گنجد. تاکید رهبر انقلاب اسلامی ایران، عدم وابستگی هم به شرق، هم به غرب و استقلال کامل ایران اسلامی بوده است.

تا چه میزان این استدلال را قبول دارید که چون چین و روسیه مورد تحریم آمریکا هستند! اکنون وقت خوبی است تا ایران به این کشورها بپیوندد و سه کشور تحریمی متناسب باهم رفتار و موضع گیری کنند؟ 
ممکن است که ایران در این مدت تحریم‌ها را دور زده باشد، ولی بهای این دور زدن تحریم، برای کشور بسیار گران بوده است. شاهد بودیم، فضایی که در جریان تحریم ایجاد شد، فسادهایی را نیز به همراه خود آورد، همه این دور زدن تحریم‌ها متناسب با ساختار کشور ما انجام شد. ساختاری که ممکن است روسیه نتواند آن را اجرا کند، هر کشوری دارای تجربیات خاص خود است، هرچند ممکن است روس ها بخواهند از تجربیات گران و پرهزینه ما به رایگان استفاده کنند، فراموش نکنیم درکنار این تجربه، اقتصاد و اشتغال ایران آسیب دید و زیر ساخت های ما دچار مشکلات جدی شد. هرچند توانستیم در برابر تحریم ها بایستیم و سربلند زندگی کنیم. فرهنگ تحمل و صبر و ایثاری که در ملت مسلمان ایران وجود داشته و دارد، نمی تواند در روسیه یا چین ایجاد شود.
پس اینکه چون هر سه کشور تحریم هستند اکنون می‌توانند در کنار هم یک راهکار مشابه برای مقابله با آن را(به کمک هم)به کار گیرند، نظریه درستی نیست. 

در کنار این موضوع چه قدر قبول دارید که چون چین و روسیه دو عضو تاثیرگذار دائم شورای امنیت سازمان ملل هستند و با «وتوی» برخی قطعنامه‌ها علیه ایران، به بی‌اثر کردن یا کم اثر کردن فشارهای آمریکا کمک می‌کنند، باید نزدیکی ایران با این دو کشور تداوم بیابد؟
این استدلال اندکی بحث برانگیز است! چون این کشورها حتی در مواقعی که به نفع ما رای می‌دهند منافع خودشان را در نظر می‌گیرند! برای اینکه استفاده از حق وتو برای این دو کشور هزینه دارد، مطمئنا این کشورها در این مواقع، تجزیه تحلیل هزینه فایده‌ لازم را برای تصمیم‌گیری انجام می‌دهند. حتی اخیرا هم که روسیه قطعنامه علیه ایران را وتو کرده است، منافع خودش را بیشتر از منافع ما در نظر گرفته است، اما ما به این قضیه توجه نمی کنیم! 
درایت خاصی می‌خواهد تا بدانیم آنهایی که از حق وتو به نفع ما استفاده می‌کنند ما به ازای آن چه چیزی از ما می‌خواهند دریافت کنند، یا چه انتظاراتی دارند و چه امتیازهایی را می خواهند. این یک نوع معامله دیپلماتیک است. من فکر نمی‌کنم هیچ وقت روسیه زمانی به نفع ما کاری انجام دهد که منافع خودش را نادیده بگیرد. حتی در بازی بین ایران و روسیه مفهوم برد- برد به معنی سهم برابر نیست. روسیه اغلب بدنبال منافع حداکثری برای خود است و چون کشوری قدرتمند و بزرگ است، به اندازه بزرگی و حق وتوی خود انتظار سهم خواهی دارد. چین و روسیه هر دو کشورهایی هستند که منافع حداکثری برای خودشان متصورند! ممکن است این دو کشور در تعامل با ایران به کشورمان زیانی نرسانند، ولی سودی که در معامله با ما می‌برند همیشه بیشتر از ایران است. بنابراین باید از این خوش‌بینی بیرون بیاییم.
یادمان باشد چین و روسیه پیشتر نشان داده اند، زمانی هم در شورای امنیت سازمان ملل، علیه ما به نفع تحریم‌ها رای دادند. این یک رویه قدرتهای بزرگ است و آنها در این گونه مواقع همه جوانب بازی را در نظر می گیرند. ما هم در سیاست خارجی و در محیط بین الملل نباید بدنبال احساس باشیم. باید از ابزارهای در اختیار بهره ببریم. 

در حال حاضر آیا این احتمال وجود دارد که حتی اگر ایران به فکر نزدیکی به شرق باشد، چین و روسیه به دلیل اقدامی عملی درجهت کاهش چالش‌های خود با آمریکا، ایران را پس بزنند! 
توجه داشته باشیم که روابط چین با آمریکا، روابط بسیار گسترده ای است، مطمئنا رقم تعاملات اقتصادی ایران با چین و روسیه در مقابل رابطه اقتصادی چین با آمریکا بسیار پایین و ناچیز و حتی کمتر از یک درصد است. بنابراین طبیعی است چین در صورت ناگزیری برای انتخاب بین آمریکا و ایران، به سبب نیاز به بازار آمریکا، یقینا آمریکا را انتخاب می‌کند و ما نباید بپنداریم که چین روابط خود با آمریکا را برای خوشایند ما کاهش داده و قطع کند. ایران هم رابطه‌اش با کشورهای دوست را برهمین مبنا تعیین می کند.
به‌عنوان مثال ارتباط ما با کشور ترکیه آن قدر هست که در بدترین شرایط سیاسی دو طرف، هرگز این رابطه قطع نشده است. ترکیه و ایران یکدیگر را درک می‌کنند چون هر دو طرف به یکدیگر نیاز دارند اما چین و روسیه چنین 
رویه ای برای ایران ندارند، علی‌رغم مشکلاتی که چین و روسیه با آمریکا دارند، سعی می‌کنند با ایالات متحده کنار بیایند، اگر فرض کنید تولید ناخالص داخلی ما 400میلیارد دلار باشد، آمریکا 18 هزار میلیارد دلار در آمد ناخالص داخلی دارد. بنابراین اگر کسانی فکر کنند که چین، ایران را به آمریکا ترجیح می‌دهد، نگاه بسیارخوش باورانه و غیر واقعی دارند. 

پس ایران در کجای این معادله قراردارد؟
معتقدم ایران از جهت جایگاه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی می‌تواند صرفا یک قدرت منطقه‌ای باشد، که به دنبال تعامل با همسایگان و تقویت اکوست. به عبارتی ایران حتی از عضویت در شانگهای هم عایدی خاصی نصیبش نمی‌شود. با پیوستن ایران به شانگهای، ایران در کنار دیگر اعضای اصلی چون چین، روسیه و هند وزن کمتر و در برابر قرقیزستان 
و تاجیکستان و حتی قزاقستان وزن زیادی خواهد داشت. 

 

موضوع این است که در شانگهای روسیه علاقه مند به سوق دادن این سازمان به سوی یک بلوک نظامی است و چین اهداف اقتصادی را دنبال می کند. در مورد شانگهای سخن بسیار است که در این مقوله نمی خواهیم بدان بپردازیم. ایران در صورت پیوستن به شانگهای سود کمی بدست می آورد ولی در همکاری با این سازمان به سبب در اختیار داشتن زیرساختهای حمل و نقل و ترانزیت بویژه بنادر آبهای گرم و نزدیک به قلب قلمرو سازمان شانگهای می تواند جایگاه ژئوپلیتیکی خود را افزایش داده و از مزایای اقتصادی آن بهره مند شود. اگرچه ایران می‌تواند با همه کشورها رابطه داشته باشد ولی حتی بین کشورهای اتحادیه اقتصادی اوراسیایی هم چیزی وجود ندارد که ایران از آن ها سود زیادی به دست آورد! آن‌ها(کشورهای اتحادیه اقتصادی اوراسیا) صادر کننده انرژی هستند، ایران نیز همین طور، آن‌ها تکنولوژی وارد می‌کنند ایران هم تکنولوژی وارد می‌کند. بنابراین اقتصاد ایران و اعضای اتحادیه اقتصادی اوراسیا مکمل یکدیگر نیست که بخواهیم به نزدیکی بیش از حد این رابطه اصرار کنیم . 

پس برای کاهش فشارهای آمریکا و احتمالا اروپا راه حل چیست؟
در حال حاضر به نظر می‌رسد تکیه بر نیروهای ملی و منابع داخلی اهمیت خاصی دارد، در چنین شرایطی به جای نزدیکی به شرق بهتر آن است که ایران از داخل، خود را تقویت کند.
باید در طول برنامه ششم توسعه که امسال دومین سال اجرای آن است، بیشترین تکیه ما به اقتصادی ملی باشد، همان گونه که شعار امسال است. با تکیه بر نیروهای ملی و تقویت وحدت ملی در بین نیروهای کشور چاره تقویت قدرت ملی ماست. در عین حال که تنوع قومی و فرهنگی در داخل کشور رعایت می شود، با هویت ایرانی و زبان فارسی می‌توانیم این وحدت را حفظ کنیم. 
به هر حال در دوره‌ای که ما با عراق جنگ می‌کردیم دیدیم بسیاری از کشورهای دوست چه کردند. ترکیه از این شرایط برای شکوفایی 
اقتصادی خود بهره گرفت. شوروی هم به عراق اسلحه می‌ فروخت و از فضای جنگ بهره می گرفت.
رمز پیروزی ما در این جنگ تحمیلی تکیه بر نیروهای ملی و منابع داخلی و نوآوری در همه بخشها و مقاومت مردمی بود. بنابراین تنها راه تکیه بر هویت ملی و اجرای برنامه ششم است.

آقای امیراحمدیان ما در طول این سالها امتیازات زیادی به چین و روسیه داده ایم، از ورود کالاهای چینی تا قراردادهای تسلیحاتی و نفتی با روسیه، بسیاری می‌گویند که اگر 
به جای این همه امتیاز به چین و روسیه، به اروپا امتیاز می‌دادیم وضعیت بهتری داشتیم.
فعلا که این کار را نکرده ایم و نمی توانیم پیش داوری کنیم. از لحاظ زمانی نیز امکان بازگشت ما به گذشته وجود ندارد. به هر حال حتما در شورای عالی امنیت ملی کشور به این تصمیم رسیده اند که روسیه ساخت نیروگاه اتمی یا بسیاری مسائل دیگر را بر عهده بگیرد. ما تنها به‌عنوان یک کارشناس می‌توانیم بگوییم که از لحاظ ژئوپلیتیکی نباید همه تخم مرغ‌هایمان را در یک سبد بگذاریم، چرا که اگر فرضا رابطه ما با روسیه به هر دلیلی بر هم بخورد پس سرنوشت نیروگاه‌های اتمی ما چه می‌شود؟
دیدیم که در زمینه تحویل اس 300 نیز روس‌ها با ما چه کردند. نیروگاه‌ اتمی بوشهر با سال‌ها تاخیر راه‌اندازی شد، آن هم نیروگاهی که هزار مگاوات برق تولید می‌کند در حالی که توان مهندسی ما بیش از هفتاد برابر آن نیروگاه ظرفیت ایجاد کرده است. مهندسان ما خدمات مهندسی خود را صادر می کنند و نیروگاه در کشورهای دیگر ساخته‌اند. در کشور نیروگاههای حرارتی که مهندسین ما ساخته‌اند هر کدام دو برابر نیروگاه هسته‌ای بوشهر ظرفیت تولید برق دارند. 
راه‌های زیادی برای مقابله با آمریکا وجود دارد و نباید ظرفیت‌های ایران را دست کم گرفت. فراموش نکنیم در دوره تیرگی روابط آمریکا با ایران، کارشناسان روس مدام به ما می‌گفتند آمریکا می‌خواهد به ایران حمله نظامی کند و در عین حال اس 300 را به ما نمی‌دادند. اما دیدیم که در آن سال‌ها نه آنها اس 300 را دادند و نه آمریکا جرات حمله نظامی به ایران داشت. تاکید می کنم ایران کشور قدرتمندی است و خود یک قدرت برتر منطقه ای از نظر نظامی و استراتژیک و اقتصادی با دارا بودن جمعیت تحصیلکرده و ماهر و منابع زیر زمینی و گستره وسیع شبکه راهها و بنادر و فرودگاهها و شکل سرزمین است. روی کار آمدن ایران ستیزان در دولت ترامپ نمی تواند ایران را از راهی که در پیش دارد بازگرداند. باید با حفظ انسجام ملی متوجه سرمایه‌های انسانی خود باشیم و با همدلی به دولت خود در راه رسیدن به اهداف برنامه ششم توسعه با همه توان ملی خودمان کمک کنیم. ما به هیچ وجه نمی‌خواهیم به هیچ کشوری وابسته شویم.

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است