محل تبلیغ شما
پرونده درگذشت استاد حسین دهلوی

تاریخ خبر: 1398/7/24

پرونده درگذشت استاد حسین دهلوی

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است
 

دهلوی؛ موسیقیدان تمام‌عیار

عادل جهان‌آرای – استاد حسین دهلوی که یکی از چهره‌های تاثیرگذار و صاحب اندیشه موسیقی ایران بود، روز گذشته روی در سن 92سالگی در نقاب خاک کشید.. دهلوی آهنگسازی مبدع و نوگرا بود و دغدغه حفظ و در عین حال نوسازی موسیقی ملی ایران را داشت که البته با تلاش‌های بی‌وقفه خود کارهای درخوری را نیز در این زمینه به جامعه هنری کشور ارائه کرد. کسانی که دهلوی را می‌شناسند نیک می‌دانند که سپهر موسیقی ایران چه شخصیت مهمی را از دست داده است، کسی که بیش از 7دهه حضوری موثر و مستمر در موسیقی ایران زمین داشت. نوآوری در هنر و خاصه در موسیقی ایرانی امری نیست که بتوان به راحتی انجام داد و بدون شناخت ظرافت‌ها و ظرفیت‌های آن دست به خلق و ابداع زد. دهلوی وقتی دست به کار ساخت اثر جدیدی می‌زد، یا اپرای بیژن و منیژه و حتی «سبک‌بال» را خلق می‌کرد، ستون و پایه و بنیان کار او موسیقی ایرانی بود. به مناسبت درگذشت این موسیقیدان بزرگ که از نسل طلایی موسیقی ایران به شمار می‌رود، دیدگاه‌های سه تن از بزرگان موسیقی معاصر همچون استاد کامبیز روشن‌روان آهنگساز که از شاگردان استاد دهلوی بود، استاد ملیحه سعیدی آهنگسازو استاد کیوان ساکت آهنگساز را جویا شدیم که در ادامه می‌خوانید.
کامبیز روشن روان
استاد دهلوی از جهات مختلفی در موسیقی ایران تاثیرگذار بودند. سال‌ها مدیر هنرستان موسیقی ملی بودند که در زمان مدیریت ایشان هنرستان موسیقی کاملا متحول شد و قدم‌های بسیار بزرگی را برداشتند. در دوره مدیریت ایشان کسانی هم در آنجا تقویت شدند که امروز همه جزو بزرگان و مفاخر موسیقی ایران هستند. استاد دهلوی علاوه بر اینکه مدیر بسیار برجسته‌ای بودند، مدیریت ایشان را هم در هنرستان موسیقی و هم در ارکستر صبا که ایشان سال‌ها مدیریتش را برعهده داشتند و رهبری می‌کردند، نظم و انضباطی که در کارشان بود، همه دیدند که تا چه اندازه در کارها دقت نظر داشت. این دقت نظر را در آموزش هم داشت. من که خود سال‌ها افتخار شاگردی ایشان را داشتم، تمام آنچه راکه به ما می‌آموخت، اصرار داشتند که همه چیز بسیار مرتب و دقیق و منظم سرجای خودش باشد و کوچکترین خطایی را از ما نمی‌پذیرفت. این نظم را ایشان در زندگی‌ و در همه کارهای هنری‌اش داشتند. استاد دهلوی علاوه بر این در آهنگسازی هم یکی از چهره‌های شاخص موسیقی ایران به شمار می‌روند. آثاری را که ایشان در سالیان مختلف خلق کردند، می‌شود در چند دسته تقسیم کرد. یکی این که آثار ارکسترال موسیقی ایرانی است که تعداد اندکی از این آثار منتشر و ضبط شده و بسیاری از آنها هنوز متاسفانه به صورت سی‌دی منتشر نشده‌اند. دسته دیگر آثاری است که ایشان برای ارکستر صبا نوشتند و بارها هم خودشان رهبری کردند، نمونه خیلی ارزشمندی از موسیقی نوین ارکسترال ایران هستند. اگر خوب دقت بکنیم می‌توان گفت که این آثار ادامه منطقی مسیر آهنگسازی استاد روح‌الله خالقی بوده. اگر چه ایشان شاگرد آقای خالقی هم نبود، ولی آثار ایشان را می‌توان به طور منطقی ادامه آن آثار دانست. استاد دهلوی علاوه بر آهنگسازی در زمینه‌های مختلف کار کردند. بخش ارکسترال موسیقی آن که ارکسترال موسیقی ایران است، خوشبختانه اکثر این آثار چاپ شدند و جوانان علاقه‌مند به موسیقی ایرانی لازم است این آثار را تهیه و آنالیز کنند و از آن چیزهای تازه‌ای بیاموزند. علاوه بر این یکی از برجسته‌ترین کارهای ایشان، کوارتت برای دو سنتور است که به نظرم یکی از برجسته‌ترین آثار موسیقی مجلسی استاد دهلوی است. علاوه بر این موارد، ایشان اپرای مانا و مانی را هم کار کردند. بارها به خود من هم گفتند دوست دارند این اپرا در زمان حیاتشان اجرا شود، که متاسفانه عنایتی به این کار نشان داده نشد و اثر اجرا نشد. در کنار این کارها، بیژن و منیژه را نوشتند که با ارکسترهای گوناگون و در جاهای مختلف اجرا شد و یکی از آثار برجسته موسیقی کلاسیک ایرانی هست که برای ارکستر سمفونی نوشته شده است. ایشان کتابی در مورد ترکیب شعر و موسیقی نوشتند که یک کتاب مرجع است و خودشان هم مدت‌ها این کتاب را تدریس می‌کردند. تمام کسانی که می‌خواهند در زمینه موسیقی آوازی کار کنند لازم است این اثر را بخوانند. از هر جهتی که به ایشان نگاه بکنید، چهره‌ای است که به عنوان سمبل اخلاق، سمبل مدیریت، سمبل انسان شریف و آگاه به موسیقی و دردکشیده در زمینه موسیقی ایران بودند. وقتی با هم صحبت می‌کردیم همیشه دغدغه آینده موسیقی ایران را داشتند.
استاد دهلوی جزو آهنگسازانی بود که با زمان پیش رفت و آثارش در یک جا متوقف نشد. یادم می‌آید که همیشه طلبه بود، همیشه می‌خواست چیز تازه‌ای را یاد بگیرد. به همین دلیل با استاد پروفسور توماس کریستین داوید، که آهنگساز اتریشی است و مدتی هم رئیس آکادمی وین شد، در ضمن استاد آهنگسازی دردانشگاه تهران هم بود، مدت‌ها با این استاد اتریشی همکاری کرد و تلاش می‌کرد تا آنجا که می‌تواند تکنیک‌های روز موسیقی دنیا در آهنگسازی را یاد بگیرد؛ همین کار را هم کرد، اپرای مانا و مانی نتیجه همکاری با آقای داوید بود. دهلوی آهنگسازی بود که هیچ وقت در جا نزد، همیشه در حال ترقی بود، به همین خاطر، آثار ایشان نو است و هر وقت که آنها را گوش می‌دهی احساس می‌کنی که داری قطعه نویی را می‌شنوی که شباهتی با کار دیگران ندارد و جلوتر از همه است. یکی از کارهای بسیار گستاخانه ایشان به نظر من در زمان خلق اثر، فانتزی برای تمبک و ارکستربود. زمانی ایشان این قطعه را برای تمبک و ارکستر نوشتند که اساسا ساز تمبک جایگاه ویژه‌ای در موسیقی ایران نداشت و حتی با ارکستر صبا هم آن را اجرا کردند. در آن زمان نوازنده تمبک نوازنده‌ای نبود که حتی گروه‌های موسیقی سنتی او را به عنوان یک نوازنده شاخص بشناسند. حالا تصور کنید ایشان فانتزی‌ای بنویسد برای گروه تمبک و ارکستر به صورتی که گروه تمبک را جلوی تمام ارکستر می‌نشاند، یعنی سازی که باید در گروه‌نوازی پشت پرده بنوازد، حتی اجازه نمی‌دادند گاهی روی صحنه اجرا بکند، حالا تعدادی از آنها را جلوی یک ارکستر بزرگ قرار می‌دهد. خوب، ایشان این حالت را همیشه داشته است. این خلاقیت، جرئت و فکر درست می‌خواست. کاری که ایشان نوشته تا امروز کسی آن را تکرار نکرده است. یعنی تا امروز همین اثر منحصر به فرد است.
در پایان اگر بخواهیم آقای دهلوی را در یک جمله تعریف کنیم، می‌توانیم بگوییم یک موسیقیدان تمام عیار، چرا که ایشان چهره‌ای بسیار تاثیرگذار و ماندگار در موسیقی ایران هستند.
کیوان ساکت
شادوران استاد حسین دهلوی یکی از مردان بسیار نیک و تاثیرگذار موسیقی ما بود. ایشان در دوره‌های مختلفی در عرصه‌های گوناگون موسیقی ایران مسئولیت‌‌های زیادی داشتند، چه در عرصه تربیت و پرورش شاگردان و چه در عرصه‌های رهبری ارکستر و آهنگسازی و حتی تشکل ارکسترهای نو و جدید. بی‌تردید همه مردم فرهیخته و همه علاقه‌مندان به موسیقی ملی ما، از زحمات زنده‌یاد دهلوی آگاه هستند، همه، کارها و خدماتش را می‌دانند، شاگردانی را که تربیت کردند، می‌شناسند، آنچه که من مایلم در باره استاد دهلوی بیش از دیگر ویژگی‌های ایشان پرداخته بشود، نکته درخشانی که من آن را دیدم و همه نیز این را تصدیق می‌کنند، منش و رفتار و اخلاق هنری ایشان بود. ایشان شاید از آخرین افراد نسلی بود که جایگزینی ندارند، نسلی که پایه همه کارهایشان بر درستی، شرافتمندی، اخلاق، راستگویی و درست‌کرداری بنا شده بود. استاد دهلوی آثاری آفریده که سرآمد آثار زمان خودش هست، مانند اپرای بیژن و منیژه. اما آثار زیبای دیگری را برای سازهای مختلف، سازهای زهی، ارکستر مضرابی یا دونوازی‌های سنتور تنظیم کردند. ولی کار درخشانی دیگری دارند که تنظیم آهنگ «به زندان» اثر استاد ابوالحسن صبا را برای ویلون و ارکستر زهی نوشتند. این اثر را بسیار بسیار زیبا تنظیم کردند. این اثر دو بار اجرا شد، یک بار با ویلون رحمت‌الله بدیعی با ارکستر صداوسیما و یک بار هم با ارکستر دیگری به تکنوازی ویلون آقای ارسلان کامکار که به زیبایی هر چه تمام‌تر اجرا شده است. اینها، آثاری هستند که همواره در حافظه تاریخی، عاطفی، هنری و فرهنگی این مرزو بوم به یادگار خواهد ماند، منتها مهم‎تر از همه اینها روش و منش و رفتار و معرفت‌شناسی استاد بود که واقعا کم‌نظیر بود. من چیزهایی را از ایشان به یاد دارم که اگر نگوییم در بین مردمان و نسل ما نایاب است که – حداقل امروزه-باید بگوییم بسیار اندک‌یاب است، این منش، بزرگواری و رعایت تمام جنبه‌های معرفتی و انسانی با یک هنرمند با سابقه، اعتبار و جایگاه ایشان است. من سال‎های اول که آمده بودم تهران، حدود سال‌های 70-71، برای کتاب اولم، ایشان همان زمان در بستر بیماری بودند و آپاندیس عمل کرده بودند، با همان وضعیت جسمی ما را می‌پذیرفتند، راهنمایی می‌کردند. بسیار بسیار رفتار انسانی و به دور از هر گونه منیت و خودخواهی و خودپسندی داشتند. رفتار دیگری از ایشان را هم جا دارد یادآوری کنم. پیش از انقلاب، قرار شد برای تحصیل و تحقیق بیشتر در زمینه موسیقی به ایشان بورسیه بدهند تا به کشورهای اروپایی برود. اما استاد دهلوی این بورسیه را با موافقت وزیر فرهنگ وقت، به آقای علی رهبری داد و آقای رهبری به اروپا رفتند و تحصیل کردند و امروزه یکی از مفاخر موسیقی کشور ما به شمار می‌روند، به صورتی که یکی از چهره‌های بسیار موفق و باتجربه‌ای است که همه دنیا ایشان را می‌شناسند و با 150 ارکستر بزرگ دنیا کار کرده است. خود آقای رهبری این موضوع را بارها بیان کردند. معمولا کمتر کسی چنین کاری را انجام می‌دهد که بورسیه خود را برای تحصیل به شخص دیگری بدهد. اما آقای دهلوی با منشی که داشتند این بورسیه را به همکار دیگرشان دادند که البته حاصل مفیدی داشت که باعث نام‌آوری ایران زمین نیز شد.
اما در باره توانمندی‌های استاد دهلوی و چند وجهی بودن ایشان و این‌که چرا توانستند به این سطح از موفقیت برسند، باید تاکید کنم آن روحیه تعهد و وجدان کاری که زیر نظر آموزش استادان خود به دست آورده بود، باعث شده بود هیچ کار کوچک و بزرگی را سبک نشمارند و در وظایف خود به هیچ وجه اهمال نکند. به همین دلیل هر کاری را که قبول می‌کرد، به بهترین شکلی که در توانش بود، آن را انجام می‌‌داد. به هیچ وجه از صرف وقت و انرژی دریغ نمی‌کرد. این نتیجه آموزش آن دوران است؛ دورانی است که در آن استادانی چون روح‌الله خالقی، استاد صبا، استاد دهلوی و شاگردانشان مثل استاد روشن‌روان ظهور می‌کنند که اینها محصول دورانی هستند که آن تفکر امروزه شاید با آمدن نسلی جدید، جایگزینی ندارد.
اما نسل جدید باید به کارهای استاد دهلوی بیشتر توجه کنند. کارهای استاد دهلوی بارها و بارها توسط ارکسترهای مختلف اجرا شد، فقط دریغ و درد من از حسرتی است که ایشان خیلی دوست داشت در زمان حیاتشان اجرای اپرای مانا و مانی را در ایران ببینند، که متاسفانه جور ایام این اجازه را به ایشان نداد.
وجه مشترک حنانه و دهلوی
پس از حضور استاد وزیری که اولین کارهای بزرگ ارکستری با تنظیم‌های جدید را در ایران پایه‌گذاری کرد، که به حق شایسته است پدر موسیقی نوین ایران نامیده شود، توجه به موسیقی ملی و ارکستره کردن موسیقی و استفاده از فضاهای ارکستری برای موسیقی ایران، کم‌کم علاقه‌مندان زیادی یافت. بعد از استاد وزیری، استاد خالقی کسی بود که به آن شیوه و فضا خیلی علاقه‌مند شد. بعد از آن، دو نفر از کسانی که با توجه به ویژگی‌های موسیقی ملی به آن توجه کردند، این که پارامترها، المان‌ها و آیتم‌های موسیقی ملی در آن کاملا برجسته باشد، زنده‌یاد استاد حنانه و دهلوی بودند که وجه مشترک این دو بزرگوار است. فکر می‌کنم در بین آهنگسازان خوب دیگری که ما سال‌ها داشتیم و خیلی‌ها خوشبختانه زنده هستند، استاد دهلوی و استاد حنانه جزو کسانی بودند که در برجسته کردن المان‌های موسیقی ایرانی، یعنی آیتم‌های ایرانی بودن موسیقی‌شان برجسته‌تر از آثار دیگر آهنگسازان است. این فصل مشترک این دو بزرگوار است.
اما در پایان باید تاکیدکنم که جای دهلوی همیشه در قلب و ذهن ما خواهد بود. درگذشت استاد دهلوی را اول به خانواده ایشان و سپس به جامعه هنری ایران تسلیت می‌گویم.
ملیحه سعیدی
در ابتدا باید اشاره کنم استاد دهلوی نیازی به این که بخواهیم از ایشان تعریف و تمجید کنیم، ندارند. کارهای ماندگارشان در عرصه موسیقی خود گواه و دلیل بزرگی بر نقش و تاثیرشان بر موسیقی ایران است. من ارتباط خوب و نزدیکی با زنده‌یاد دهلوی داشتم، به دلیل این که هنگام تدوین کتاب اول من در باره قانون، کمک‌ها و راهنمایی‌هایی ایشان راهگشای من شد. ایشان کارها بزرگ و مهمی در موسیقی ایران زمین انجام داده‌اند. واقعا متاسفم برای جامعه هنری ایران که قدر چنین اسطوره‌هایی را نمی‌دانند که خصوصا در زمان حیاتشان ارزش و ارجی که باید برای آنها قائل شوند، قائل نیستند. هیچ حمایتی از این شخصیت‌ها نمی‌شود. ایشان بارها و بارها با من درددل می‌کردند، خصوصا در باره اپرای مانا و مانی که آرزو داشتند در ایران اجرا شود، ضمن آنکه کپی این اثر را به من دادند، یکی از دغدغه‌های ایشان همین بود. دلم می‌خواهد این متن را برای استاد بخوانم: استادم، بر بلندای قله‌ای که خدای را بر آن نشانه بود، پدرانه ایستادی. در عین کودکی از چرخش نگاه تو دلم روشن شد و دست‌های نجیبت مرا از فراز تپه‌ها به اوج کشید، آسمانی شدنت مبارک.
همدلی

 

حسين دهلوی نت آخر را نواخت

حسين دهلوي چهره ماندگار فرهنگ ايران صبح ديروز سه‌شنبه دارفاني را وداع گفت.حسين دهلوي که صبح روز سه‌شنبه(23 مهرماه) دار فاني را در سن 92 سالگي وداع گفت، از هنرمندان پيشکسوت عرصه موسيقي بود که سال‌هاي اخير را با بيماري فراموشي سپري کرد.سوسن اصلاني، نوازنده سنتور، آهنگساز و همسر حسين دهلوي در گفت‌وگويي که سال 96 داشت، يکي از دلايل اصلي بيماري آلزايمر همسرش را افسردگي عنوان کرده و گفته بود: «زماني هم که حال دهلوي بهتر بود از او آنچنان که بايد، بهره نبردند. دهلوي به‌دليل افسردگي آلزايمر گرفت. او قرار بود رهبري ارکستر ملي را بر عهده بگيرد، اما اين قول‌ها در حد حرف بود و انجام نشد که براي او ضربه بدي بود. بعدها او ديگر به‌دليل کسالتش نتوانست اثري بسازد.» زنده‌ياد حسين دهلوي سال 1306 در تهران ديده به جهان گشود.او آموزش موسيقي را از پنج سالگي نزد پدرش، معزالدين دهلوي، که از شاگردان علي‌اکبر شهنازي بود، آغاز کرد و در 9 سالگي با تشويق مادرش به ساز ويلن علاقه‌مند شد.او دوره اول ويلن را نزد پدرش فراگرفت و سپس دوره دوم(رديف راست کوک) را نزد ابوالحسن صبا گذراند و به هنرستان موسيقي رفت و سپس به فراگيري علمي موسيقي گرايش پيدا کرد و هارموني، کنترپوان و اصول آهنگسازي را نزد حسين ناصحي فرا گرفت.دهلوي در سال 1339 از هنرستان عالي موسيقي در رشته آهنگسازي فارغ‌التحصيل شد. او در دوره هنرستان با همکاري ابوالحسن صبا ارکستر شماره يک هنرهاي زيبا را راه‌اندازي و تعدادي از آثار صبا را براي ارکستر تنظيم کرد.پس از درگذشت استاد صبا در سال 1336، رهبري اين ارکستر که بعدا ارکستر صبا ناميده شد، به دهلوي واگذار شد و شاخه‌هاي 2، 3 و 4 هم به آن افزوده شد. اين ارکسترها از زمان گشايش تلويزيون ايران در سال 1337 به‌صورت هفتگي در تلويزيون به اجراي برنامه پرداختند.حسين دهلوي در سال 1341 به رياست هنرستان موسيقي ملي برگزيده شد و تا فروردين 1350 اين سمت را عهده‌دار بود. او خود در دوره دوم هنرستان رشته‌هاي تئوري موسيقي ايران، تلفيق شعر و موسيقي، فرم موسيقي ايران، هارموني و ارکستر را آموزش مي‌داد. در اين سال، وي براي سفر دو ساله مطالعاتي به آلمان و اتريش رفت.نخستين اثر دهلوي در زمينه ارکستر موسيقي ملي، به نام «سبک‌بال» در سال 1332 و در دستگاه شور تصنيف شد. کنسرتينو براي سنتور و ارکستر، يکي از بخش‌هاي اين آلبوم، نتيجه همکاري مشترک دهلوي با فرامرز پايور است. آثار بعدي دهلوي مانند گفت‌وگوي دل در شور(1336) و «فروغ عشق» در بيات اصفهان از تجربيات ارزشمند وي در تلفيق شعر و موسيقي ايراني به‌شمار مي‌روند.يکي از مهم‌ترين آثار حسين دهلوي کتاب «پيوند شعر و موسيقي آوازي» است که حاصل بيش از 40 سال تجربه او در تلفيق موسيقي با شعر است و جايزه کتاب سال جمهوري اسلامي را به‌دست آورد.آخرين کوشش او در زمينه کارهاي جمعي موسيقي ملي، پايه‌گذاري ارکستر مضرابي است که با همکاري 66 نفر از نوازندگان سازهاي مضرابي ايراني تشکيل شد و در سال 1372 روي صحنه رفت.
پيام‌هاي تسليت
معاون امورهنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، مديرکل دفتر موسيقي اين وزارتخانه و گروه موسيقي فرهنگستان هنر با انتشار پيامي درگذشت هنرمند استاد حسين دهلوي را تسليت گفتند. در پي درگذشت استاد حسين دهلوي پيام تسليتي از سوي محمد الهياري مديرکل اين دفتر منتشر شد. در اين پيام آمده است: استاد حسين دهلوي، جان ارجمند و زلال هنر شريف موسيقي، 23 مهرماه، پس از سال‌هاي مديد بيماري و شکيبايي، به خلوت جاودان نغمه‌ها پيوست.شخصيت ارزشمندي که علاوه بر آراستگي به توانمندي‌هاي سرشار در عرصه‌هاي آهنگسازي، نوازندگي، تاليف و درخشش در زمره چهره‌هاي ماندگار اين مرز و بوم، به تمامي دوستدار شفيق مردم و فرهنگ وزين ايران بود.همچنين معاون امورهنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي نيز درگذشت اين استاد را تسليت گفت.سيد مجتبي حسيني در اين پيام نوشت: «آثار استاد دهلوي را از نوجواني مي‌شنيدم، به شورم مي‌آورد و شعوري نغز در آنها جاري بود. استاد دهلوي از نوگرايان موسيقي ايراني بود، اما با شناختي عميق که از سنت موسيقايي ايراني داشت، راه نوآوري در موسيقي را مي‌گشود، به نوآوري و همگامي با زمانه در موسيقي ايراني باور داشت و موسيقي و هنر را راهي براي اعتلا و توسعه جامعه مي‌دانست.شناخت، معرفت، دقت و انضباط استاد دهلوي و آثارش در خانه ذهنم پديده‌اي ممتاز و کم نظير ساخته بود و آرزو داشتم اين پديده را که ساعت‌ها به شنيدنش دل و جان سپرده بودم، از نزديک ببينم و از او بياموزم. بعدها که دوستاني از خيل شاگردان استاد يافتم بيشتر با استاد آشنا شدم، چند باري استاد دهلوي را ديدم و هميشه شوق ديدارش را داشتم. امروز و در اين خزان خبر رسيد که استاد دهلوي خرقه تهي کرد و سفر کرد، غمي سخت در جانم ريخت که تا هستم بر دلم خواهد ماند. استاد دهلوي غم رفتنت هميشه در دلم مي‌ماند، اما در ذهنم تصوير استوار و سرحال و منضبط استاد در حال رهبري ارکستر، روشن است.استاد دهلوي آهنگساز، رهبر ارکستر و آموزگار عاشق موسيقي و خالق آثار ماندگاري بود که نواي گوش نواز و دلنشين آثارش در ياد و جان مي‌ماند، موسيقي از حيث نظر و عمل در ذهن و جان استاد دهلوي جمع و جاري بود چنانکه موسيقي و شعر و پيوندشان را به درستي مي‌شناخت در آهنگسازي و رهبري هم شورآفريني مي‌کرد.استاد دهلوي در هنرستان عالي موسيقي، آموخته بود و سال‌ها مدير و آموزگار ارزشمند هنرستان ملي موسيقي بود و با آموزش، تاليف، آهنگسازي، اجرا و نوآوري در موسيقي ايراني براي موسيقي و هنر و فرهنگ اين سرزمين، قدم برداشت.استاد حسين دهلوي يادت در جان ايران جاودان خواهد ماند».
آرمان ملی

 

حسین دهلوی، چهره ماندگار موسیقی درگذشت موسیقیدانی به بزرگی هنر

گروه فرهنگ و هنر - «زندگی بدون موسیقی اصلا برایم قابل تصور نیست و همیشه هم فکر می‌کنم که زندگی بدون موسیقی خیلی خالی است. لازمه ادامه حیات این است هر کسی بنا به سلیقه‌اش، ذوق موسیقی داشته باشد و زندگی‌اش با موسیقی عجین باشد. به همین دلیل هم هست که می‌گویند موسیقی غذای روح است»، «موسیقی و ترویج آن برای روحیه مردم خیلی خوب است و بر این باورم که اگر زندگی مردم با موسیقی عجین باشد، دیگر چهره‌های غمگین نخواهیم داشت»؛ این‌ها بخشی از گفته‌های حسین دهلوی درباره موسیقی است، موسیقیدانی بزرگ که نمی‌خواست کسی را غمگین ببیند.
حسین دهلوی، چهره ماندگار فرهنگ ایران و رهبر پیشین ارکستر سمفونیک، خالق اپرای «مانی و مانا» و قطعه سبکبال، صبح دیروز بعد از مدت‌ها مبارزه با بیماری در سن ۹۲ سالگی در بیمارستان شریعتی دارفانی را وداع گفت؛ موسیقیدانی که حسین علیزاده، یکی دیگر از بزرگان موسیقی ایران‌زمین درباره او نوشت: «حسین دهلوی، به بزرگی هنر ‌و به بزرگی یک معلم. باید سراپا ایستاد به احترامش. باید سراپا ایستاد و شنید نغمه‌هایش. باید سراپا ایستاد و به دور دست تاریخ نگاه کرد. دستانی سر به آسمان و زمین در حرکت‌اند، تا آهنگ غرور و عشق بیامیزند ...‌. باید ایستاده شنید، باید ایستاده نواخت و باید ایستاده ایستاد تا زخم هجرانش نشکند دل‌های افراشته را ...».
حسین دهلوی هفتم مهر ماه سال 1306 در تهران متولد شد. او از پنج سالگی آموزش موسیقی را کنار پدرش که از شاگردان مرحوم علی اکبرخان شهنازی، نوازنده و ردیف‌دان نامدار تار و فرزند میرزا حسینقلی، آغاز کرد. پدرش او را با ویولن آشنا کرد و پس از آن دهلوی با ابوالحسن صبا نواختن این ساز را آموخت. او که دیگر شیفته موسیقی شده بود، تصمیم گرفت وارد هنرستان موسیقی شود. این چهره ماندگار موسیقی، در سال 1339 از هنرستان عالی موسیقی فارغ‌التحصیل شد اما در همان دوران هنرستان با همکاری استادش ابوالحسن صبا ارکستر شماره یک هنرهای زیبا را راه‌اندازی کرد و پس از درگذشت صبا رهبری این ارکستر را برعهده گرفت. در سال 1341 به ریاست هنرستان موسیقی ملی برگزیده شد و 9 سال در همین سمت فعالیت کرد.
فعالیت‌های این موسیقیدان ایرانی بعد از انقلاب دچار رکود شد. در نتیجه این هنرمند به تالیف و انتشار کتاب روی آورد. او در طول عمر 92 ساله‌اش چندین کتاب در زمینه موسیقی منتشر کرد که هر یک از آنها به عنوان کتاب‌های مرجع در عرصه موسیقی ایرانی شناخته می‌شنوند. «پیوند شعر و موسیقی آوازی» یکی از مهم‌ترین آثار نوشتاری دهلوی است که نتیجه 50 سال تحقیق و تدریس او است که برنده کتاب سال 1379 نیز شد. او در این کتاب به شیوه‌ای علمی و متدیک فرآیند کار را توضیح می‌دهد.
شاید یکی از شناخته‌شده‌ترین آثار این موسیقیدان «اپرای مانا و مانی» باشد. او از سال ۱۳۵۶ تصنیف اپرای مانا و مانی را به مناسبت سال جهانی کودک آغاز کرد و حدودا 3 سال برای به سرانجام رساندنش تلاش کرد اما به دلیل برخی محدودیت‌ها این اپرا به اجرا درنیامد. البته موسیقی‌سازی این اپرا در خرداد 1379 با همت و رهبری علی رهبری با ارکستر فیلارمونیک اسلواکی در شهر براتیسلاو اجرا و ضبط شده است. این اثر سرانجام 32 سال پس از نوشتن در سال 1391 با همکاری گروه کر فیلارمونیک ایران و گروه کر ملل و گروه موسیقی پارس به سرپرستی ناصر نظر، رهبری علیرضا شفقی‌نژاد و کارگردانی محمد عاقبتی با گروه بازیگران کودک به صحنه رفت. این اثر در روز جهانی کودک با مشارکت بیش از 300 کودک به اجرا در آمد.
او همچنین در زمینه نوآوری در موسیقی ایرانی تلاش‌های فراوانی کرد. تدوین متد تمبک به وسیله او و جمعی دیگر از جمله حسین تهرانی، مصطفی پورتراب، فرهاد فخرالدینی و هوشنگ ظریف برای بهبود جایگاه تمبک در موسیقی ایرانی و آسان‌سازی آموزش این ساز، توجه به ساخت سنتور کروماتیک برای جبران مشکل کوک این ساز برای استفاده در ارکستر از جمله این موارد هستند.
حسین دهلوی، در زمینه موسیقی فیلم هم فعالیت و البته بیشتر برای فیلم‌های مستند، نقش مشاور و انتخاب‌کننده موسیقی را بر عهده داشت. در تیتراژ فیلم‌ها، از او با نام مستعار «فریبا» یاد شده ‌است. دهلوی برای چند فیلم مستند از ابراهیم گلستان مانند یک آتش (چشم‌اندازها)، موج و مرجان و خارا و گنجینه‌های گوهر و همچنین فیلم هفده روز به اعدام اثر هوشنگ کاووسی موسیقی نوشته‌ است.
آخرین کوشش دهلوی در زمینه کارهای جمعی موسیقی ملی، پایه‌گذاری ارکستر مضرابی است که با همکاری ۶۶ نفر از نوازندگان سازهای مضرابی ایرانی تشکیل شد و در سال ۱۳۷۲ روی صحنه رفت.
دهلوی در سال ۷۱ ارکستر مضرابی را تشکیل داد که صرفاً شامل سازهای مضرابی سنتور، تار، قانون، عود و بم تار (تارباس) بود.
او اما در 10 سال پایانی عمرش با بیماری آلزایمر دست‌و‌پنجه نرم می‌کرد تا آنجا که دیگر حتی آثار خود را به یاد نمی‌آورد.
دهلوی بیش از نیم قرن، حضوری فعال در صحنه موسیقی ایران داشت؛ از رهبری ارکسترهای اداره هنرهای زیبا در دهه ۱۳۳۰ گرفته تا سال‌ها تدریس و مدیریت هنرستان موسیقی ملی و همچنین آفرینش ده‌ها اثر بر مبنای موسیقی ایرانی. باله «بیژن و منیژه»، «سبکبال»، اپرای «خسرو و شیرین»، «فروغ عشق» و ... مشهورترین آثار او هستند.
از دست دادن چهره‌هایی چون دهلوی بی‌شک ضایعه‌ای بزرگ برای موسیقی کشور است. به همین دلیل چهره‌های مختلف نسبت به درگذشت این چهره ماندگار موسیقی واکنش نشان دادند.
سید‌محمد مجتبی حسینی، معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد در پیامی نوشت: «آثار استاد دهلوی را از نوجوانی می‌شنیدم، به شورم می‌آورد و شعوری نغز در آنها جاری بود. استاد دهلوی از نوگرایان موسیقی ایرانی بود اما با شناختی عمیق که از سنت موسیقایی ایرانی داشت، راه نوآوری در موسیقی را می‌گشود، به نوآوری و همگامی با زمانه در موسیقی ایرانی باور داشت و موسیقی و هنر را راهی برای اعتلا و توسعه جامعه می‌دانست.
شناخت، معرفت، دقت و انضباط استاد دهلوی و آثارش در خانه ذهنم پدیده‌ای ممتاز و کم‌نظیر ساخته بود و آرزو داشتم این پدیده را که ساعت‌ها به شنیدنش دل و جان سپرده بودم، از نزدیک ببینم و از او بیاموزم. بعدها که دوستانی از خیل شاگردان استاد یافتم بیشتر با استاد آشنا شدم. چند باری استاد دهلوی را دیدم و همیشه شوق دیدارش را داشتم. امروز و در این خزان خبر رسید که استاد دهلوی خرقه تهی کرد و سفر کرد، غمی سخت در جانم ریخت که تا هستم بر دلم خواهد ماند».
محمد اله‌یاری، مدیرکل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز درباره دهلوی نوشت: «شخصیت ارزشمندی که علاوه بر آراستگی به توانمندی‌های سرشار در عرصه‌های آهنگسازی، نوازندگی، تالیف و درخشش در زمره چهره‌های ماندگار این مرز و بوم، به تمامی دوستدار شفیق مردم و فرهنگ وزین ایران بود».
همچنین بابک ربوخه، مدیر امور موسیقی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران نیز در پیام خود نوشته است: «استاد حسین دهلوی تجربه و زندگی پرثمر خویش را صرف آثار متعدد در عرصه موسیقی کرد و با دریافت جایزه کتاب سال «پیوند شعر و موسیقی آوازی» که تجربه حرفه‌ای‌گری ایشان در عرصه هنر بود نام ایشان را در سال ۱۳۸۲ به‌ عنوان چهره‌ ماندگار سال در خاطره‌ها ثبت کرد. به طور یقین آثار شنیداری و تالیفی این هنرمند در عرصه موسیقی برای خوانندگان آواز، ترانه‌سرایان، شاعران آوازهای کودک و دیگر علاقه‌مندان و مخاطبان موسیقی ایرانی خاطره‌ساز سال‌ها فعالیت استادی و تجربه ایشان برای اهالی موسیقی خواهد بود. بی‌شک فقدان استاد حسین دهلوی ضایعه‌ای برای اهالی و عرصه موسیقی خواهد بود».
به گفته سوسن اصلانی، همسر این هنرمند، اطلاعات دقیق مراسم تشییع زنده‌یاد دهلوی هنوز مشخص نشده است.

ابتکار
نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است