محل تبلیغ شما
پرونده جامع عقیم سازی؛گورخوابها

تاریخ خبر: 1395/10/12

پرونده جامع عقیم سازی؛گورخوابها

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

 

مطالب این پرونده :

سکس ورکرها و معتادان کارتن‌خواب‌ می‌توانند با قانع‌سازی، عقیم شوند.

عین ماشین جوجه‌کشی بچه تولید می‌کنند و می‌فروشند.

ایده عقیم سازی «کارتن خواب‌ها» همچون پتکی بر سر جامعه فرود آمده است.

عقیم‌سازی بی‌خانمان‌ها غیرانسانی است.

عقیم‌ سازی کارتن خواب‌ ها.

«عقیم سازی» مغایر «حقوق شهروندی» است.

گورخواب‌ها؛ از حقوق شهروندی تا واکنش. 

عقیم‌سازی در هتل‌کارتن.

بررسی طرح غیرانسانی عقیم‌کردن کارتن‌خواب‌ها در دولت برآمده از کدام تفکر است؟

عقیم‌سازی حقوق‌شهروندی.

از این سخنان عجیب نباید تعجب کرد!

حرفهای ضدانسانی با پز روشنفکری.

اظهارات مولاوردی درباره عقیم‌سازی گورخواب‌ها خلاف اخلاق اسلامی است.

پیشنهاد «عقیم سازی» کارتن‌خواب‌ها از چه اشخاصی بود؟

چگونه باید نگران «آرمان»های مان نباشیم؟!

هولوکاست بینوایان/ نجومی‌ها را عقیم کنید!

امروز از عقیم کردن فقرای کارتن خواب می گویند؛ چند ماه آینده شاید از کشتن آنان!

ادعای عجیب بزرگمهر حسین‌پور در اینستاگرام.

چه کسی پیشنهاد عقیم سازی کارتن‌خواب‌ها را داد؟

نظر مولاوردی در خصوص عقیم کردن زنان کارتن خواب.

سکس ورکرها و معتادان کارتن‌خواب‌ می‌توانند با قانع‌سازی، عقیم شوند

عین ماشین جوجه‌کشی بچه تولید می‌کنند و می‌فروشند

 

سیاوش شهریور؛ مدیر کل اجتماعی و فرهنگی استانداری تهران در گفت‌و‌گو با خبرنگار ایلنا، درباره «عقیم‌سازی کارتن خواب‌ها» که این روزها انتقادهای زیادی را به دنبال داشته است، گفت: چند موضوع را باید به عنوان پیش زمینه این اقدام در نظر گرفت؛ نخست آنکه براساس قوانین کشور و به لحاظ حقوقی هیچ کس اجازه ندارد؛ این کار را انجام دهد. اگر خانم مولاوردی هم چنین بحثی را مطرح کرده که با رضایت زنان کارتن خواب این کار صورت بگیرد، به این دلیل است که در شهر تهران زنانی وجود دارند که معتاد، کارتن‌خواب و تن‌فروش هستند.

مدیر کل اجتماعی و فرهنگی استانداری تهران با اشاره به اینکه این زنان علاوه بر توزیع مواد مخدر، خودشان هم مصرف می‌کنند و به سکس ورکری هم مشغول هستند، افزود: بالای ۲۰ درصد این زنان ایدز دارند و انواع و اقسام بیماری را گسترش می‌دهند.

وی ادامه داد:برخی از این زنان علاوه بر اعتیاد و کارتن‌خوابی و توسعه فحشا، عین ماشین جوجه‌کشی بچه تولید می‌کنند و چون بچه‌ها سرپرست ندارند، به فروش می‌رسند.

شهریور با طرح این سوال که با این وضعیت چه باید چه کرد؟ گفت: یک پروژه، واقعیت و نظری وجود دارد که بسیاری از سازمان‌های مردم نهاد و نخبگان اجتماعی نیز با آن موافق هستند؛ مبنی بر اینکه اگر زنی بیماری دارد، سکس ورکر هم هست و جا هم ندارد، با رضایت خودش عقیم شود نه اینکه به زور این کار انجام شود.

وی با بیان اینکه هیچ کسی در ایران (مدیران ملی) با این گزاره ضدحقوقی (عقیم‌سازی زنان کارتن خواب) موافق نیست، تصریح کرد: اگر زنی باشد که جانش به لبش رسیده باشد، نتواند بچه‌اش را بزرگ کند و مجبور باشد آن را بفروشد، اگر بگوید که حاضرم عقیم شوم، این کار انجام شود؛ بهتر است، چرا که حداقل شاهد بچه‌ای مریض، دارای فقر غذایی، بحران‌زده و فاقد سرپرست نخواهیم بود.

مدیر کل اجتماعی و فرهنگی استانداری تهران با بیان این مطلب که بخشی از واقعیت جامعه را نمی‌توان به صورت علنی گفت، گفت: چه اتفاقی در زیر پوست این شهر در حال رخ دادن است؟ این زنان، بسیاری از دختران ما به ورطه هلاکت می‌کشانند و به آن‌ها آموزش ترویج فشاد و فحشا می‌دهند. ما متاسفانه نتوانستیم تولید امید و اشتغال کنیم.

وی ادامه داد: جوانی که نا‌امید و بیکار است و سنش ۴۰ سال شده و شریک جنسی ندارد، باید از یک سو به فرد آموزش دهیم که از وسایل پیشگیری استفاده شود که حداقل مریض نشود.

شهریور در خاتمه تاکید کرد: باید با پروژه قانع کردن زنان کارتن خواب، عقیم‌سازی صورت گیرد تا جلوی بسیاری از آسیب‌های اجتماعی گرفته شود.

ایده عقیم سازی «کارتن خواب‌ها» همچون پتکی بر سر جامعه فرود آمده است

علی امینی مسئول سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف در گفت‌وگو با خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، ضمن انتقاد از سخنان رئیس جمهور در مورد پدیده «گورخوابی» تصریح کرد:  مگر آقای روحانی از وضعیت نامطلوب افراد بی خانمان در کشور مطلع نبود که از نامه یک هنرمند متاثر شده‌ است. این واقعا جای تاسف دارد که رئیس جمهور از وضعیت مردم اطلاعی ندارد.

وی ادامه داد:  نوع صحبت‌ها به گونه‌ای بود که انگار دولت وظیفه‌ای در قبال این اتفاقات ندارد و کارهای خود را به خوبی انجام داده است، همانگونه که روحانی گفت ما هم از وی می‌خواهیم دست از کار‌های جناحی و سیاسی بردارند و به وضعیت نامطلوب کشور رسیدگی کنند.

این فعال دانشجویی اضافه کرد: وعده رفع تحریم ها که مردم را به آینده‌ای بهتر سوق می‌داد، متاسفانه نه تنها اتفاقی نیفتاده بلکه اشتغال، مسکن و معیشت در بدترین وضعیت خود قرار دارد.

امینی اظهار داشت: دلار به بالاترین قیمت تاریخ خود رسیده، بانک جهانی از کاهش 20 درصدی ارزش پول ایران و کم شدن توان خرید مردم گزارش می‌دهد، با این وضعیت متاسفانه شاهد هستیم نه تنها دولت اقدام جهادی را در دستور کار خود قرار نمی دهد بلکه از یکی از مسئولین دولتی، ایده عقیم سازی کارتن خواب ها را می‌شنویم.

وی بیان داشت: نظریه له شدن اقشار ضعیف جامعه، زیر چرخ‌های توسعه که در دوران سازندگی مطرح بود را هنوز فراموش نکردیم. ایده عقیم سازی کارتن خواب‌ها همچون پتکی بر سر جامعه فرود آمده است.

مسئول سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه شریف تصریح کرد: در سه سال و نیم گذشته نگاه حاکم بر جریان توسعه و غرب گرا، ناتوانی خود را در اداره کشور و بهبود آن به اثبات رسانده است.

عقیم‌سازی بی‌خانمان‌ها غیرانسانی است

فــــارغ از دیــدگــاه نژاد‌پرستانه‌ای که مساله اعتیاد و کارتن‌خوابی را به ژن‌ها نسبت می‌دهد و خواستار عقیم‌سازی افرادِ دچار سوء‌مصرف موادمخدر است، درباره عقیم‌سازی این افراد در میان برنامه‌ریزان و فعالان موافق، دو استدلال اصلی وجود دارد. نخست آن‌که با این کار روند بازتولید سوء مصرف مواد مخدر و بی‌خانمانی متوقف می‌شود و دیگر آن که از رنج بردن کودکی که از این افراد متولد می‌شود جلوگیری خواهد شد. زیرا او هرگز به دنیا نخواهد آمد و نه مجبور خواهد بود سرمای زمستان را تحمل کند و نه در دوران جنینی و پس از تولد درگیر مسائل والدین خود خواهد شد. این مشکلات فقط مسائل بهداشتی یا مربوط به سلامت نیستند، بلکه علاوه بر آن مشخص نبودن پدر و به تبع آن نداشتن امکان دریافت شناسنامه، در معرض سوءاستفاده قرار گرفتن و یا خریدوفروش را نیز شامل می‌شود. لازم است توجه داشته باشیم، عقیم‌سازی (Sterilization) با وازکتومی و توبکتومی تفاوت دارد زیرا به صورت دائمی توانایی تولید مثل را از افراد می‌گیرد.

مددکاری نه؛ کار اجتماعی
این دو استدلال ارتباطی با دیدگاه نژادپرستانه ندارند، اما متضمن پیش‌فرض‌ها و تقلیل‌هایی هستند که همسنگِ نسبت دادن سوءمصرف و بی‌خانمانی به ژن، خطرناک است. پیش از پرداختن به این موضوع، لازم است به یک سوءتفاهم جدی که در حوزه مسائل و آسیب‌های اجتماعی با آن رو‌به‌رو هستیم توجه کنیم. در جامعه ما، چه در محیط دانشگاهی و چه در سازمان‌های مردم‌نهاد و چه در باور عموم مردم، کسی که با آسیب‌دیدگان اجتماعی کار می‌کند، مددکار نامیده می‌شود و برای این کار رشته‌ای دانشگاهی هم با این نام وجود دارد. عنوان این حرفه و رشته دانشگاهی، در اصل Social Work است و همان طور که از آن برمی‌آید «کار اجتماعی» است و نه مددکاری.

این عنوان واقعیت بیرونی را با پیش فرض گرفتن نقش‌های مدد «رسانی» و مدد«جویی» نمی‌بیند و بنابراین جایگاهی فرادستانه به فردی که اقدام مداخله‌ای می کند، نمی‌دهد. وقتی ما در نقش «مدد» کار ظاهر می‌شویم، منابعی در اختیار داریم (و این خود، داشتن نوعی از قدرت است) و چون «ما» «مدد» رسانیم، ماییم که بر حسب شرایط تصمیم می‌گیریم که چه باید بکنیم. گرچه در سال‌های اخیر این بحث مطرح شده که مددکار باید تسهیل‌گری کند، اما فارغ از این که غالبا درباره کلمه تسهیل‌گر نیز سوءتفاهم وجود دارد، صرفا این کلمه به ادبیات موضوع اضافه شده و اقدامات امروز ما با اقدامات 20 سال پیش تفاوت ماهوی‌ چندانی ندارد.

همچنین در این رشته، مجموعه اقدامات مداخله‌ای را در سه دسته فردی، گروهی و اجتماعی یا جامعه‌ای قرار می‌دهند که باز هم این سه، به ترتیب ترجمه‌ای نه‌چندان دقیق از کلمات Micro ، Mezzo و Macro هستند که در اصل معنای‌شان خُرد، میانی و کلان است. دسته‌بندی این سه مجموعه اقدام با کلمات فردی، گروهی و اجتماعی تا حدی درست است، اما به این سوءتفاهم دامن می‌زند که هر مجموعه اقدام، صرفا باید بر اساس تحلیلِ «در» همان سطح، طراحی و اجرا شود، به عبارت دیگر هنگام اقدام فردی نیازی نیست توجهی به موقعیت، وضعیت و مناسبات اجتماعی و ساختاری داشت. شکل ارائه واحد‌های کارورزی‌های مددکاری یعنی ابتدا گذراندن واحدهای کارورزی فردی و سپس گروهی و در نهایت اجتماعی، نیز این سوء تفاهم را پیش آورده است که این سه مجموعه اقدام به صورت جداگانه از هم، قابل انجام هستند. در حالی که در کار اجتماعی هر ساحت را باید به مثابه عینکی دانست که با آن به ابعاد مساله در دو ساحت دیگر و امکانات موجود می‌نگرند.
استدلالی که عقیم‌سازی را برای جلوگیری از بازتولید بی‌خانمانی و سوءمصرف توجیه می‌نماید، مداخله‌ای را در سطح فردی پیشنهاد می‌کند. این درحالی است که این رویکرد نسبت سوءمصرف و بی‌خانمانی فرد با وضعیت اجتماعی و اقتصادی در نظر نمی‌گیرد. در شهر تهران، بنا به گفته رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس، بیش از دومیلیون واحد مسکونی خالی و بنا به گفته وزیر سابق مسکن 400 هزار واحد خالی (بدون احتساب شهرک‌های جدید) وجود دارد.

کنار هم گذاشتن این آمار و مساله بی‌خانمانی نشان می‌دهد، مسکن به عنوان سرپناه و یکی از نیازهای اولیه، فرایندی از کالایی‌شدن را طی کرده است و در طول مدت زمانی چند ساله، ناگهان حجم بزرگی از منابع به جای این که وارد بخش‌های تولیدی شود، وارد حوزه مسکن شده و مازادی عجیب و غیر ضروری را ایجاد کرده است. تناقضی دردناک که از سویی افرادی در «قبر» می‌خوابند و از سویی این میزان خانه بلااستفاده در این شهر وجود دارد.

بی‌خانمان‌ها مطرودند
از سوی دیگر، فردی که بی‌خانمان می‌شود، به صورت ناگهانی به این وضعیت پرتاب نشده، بلکه فرایندی از طرد را تجربه کرده تا به این نقطه رسیده است. فرایندی که در اغلب موارد با از دست دادن شغل، مهاجرت به شهر، نبود امکان تحصیل یا ترک تحصیل، بحرانی روحی، صدمه و آسیب دیدگی جسمی و از کارافتادگی، دچار شدن به سوءمصرف مواد مخدر، نبود حمایت‌های اجتماعی و روانی بالاخص در دوران بلوغ، مشکلات ایجاد شده در زندگی مشترک و ... شروع و به پارک یا اماکن دیگر ختم می‌شود. تحلیل هم‌زمان مساله در سطح خرد، میانی و کلان، به ما کمک می‌کند تا مجموعه اقداماتی هماهنگ را برنامه ریزی و اجرا کنیم. این برنامه می‌تواند شامل چنین مواردی باشد:
در سطح خرد با تاکید بر حمایت‌های بهداشتی، درمانی، غذایی و آموزشی از فرد
در سطح میانی با تشکیل گروه‌های خودگردان و خود حمایت‌گر که تجربه نسبتن موفق NA نشان می‌دهد که چنین کاری هم شدنی است و هم موثر و در سطح کلان با ایجاد تغییر در برنامه‌های اقتصادی و اجتماعی رسمی -که به بهانه رشد اقتصادی زمینه های طرد را فراهم می کنند یا سرعت آن را شدت می بخشند و یا مانع حمایت از افراد در حال طرد شدن یا طرد شده می شوند.
ممکن است گفته شود که اجرای چنین برنامه‌های سخت است، اما سوال این‌جاست که اگر جامعه مدنی ما و نهادهای متولی و رسمی توانایی یا خواست چنین اقداماتی ندارند، چرا افراد دچار سوء مصرف و بی‌خانمان‌ها را -که قدرتِ دفاع از حقوق‌شان از آن‌ها گرفته‌شده- می‌خواهند عقیم کنند؟ مساله اصلی در این جا قدرت تاثیرگذاری است. بسیار دیده‌ایم اقلیتی به صرف داشتنِ قدرت در برابر یک تصمیم مخالفت کرده‌اند. اما در این وضعیت، به راحتی در باره یک مساله چالش برانگیز تصمیم می‌گیریم، زیرا از افرادی که برایشان و به جایشان تصمیم گرفته می‌شود، قدرت بیشتری داریم. محبوس کردن افراد دچار آلزایمر هم از همین منطق پیروی می‌کند که به جای فراهم کردن امکانات رفت و آمد امن و با همراه، آن ها را حبس کنیم تا مبادا در خیابان گم شوند و آسیب ببینند.

عقیم‌سازی؛ نقض حقوق بشر
استدلالی که عمل عقیم‌سازی را برای پیشگیری از تولد کودکان و رنج کشیدن آن‌ها لازم می‌داند، به نظر منطقی می‌رسد. اما در این جا، این نکته نادیده گرفته می‌شود که چه چیز می‌تواند حق مادر بودن و پدر بودن را از فرد سلب کند؟ آیا به صرف بیماری یا موقعیت اجتماعی اجازه داریم فردی را از فرزندآوری محروم کنیم؟ آن هم در شرایطی که آن بیماری، یعنی سوء‌مصرف مواد مخدر، قابل درمان و موقعیت اجتماعی، یعنی بی‌خانمانی، قابل تغییر است. حتی پیشرفت پزشکی امکان پیشگیری از ورود ویروس اچ‌آی‌وی به بدن جنین یا از طریق شیر به بدن نوزاد را فراهم کرده است. اگر حمایت‌هایی که لازم است مادران پیش و پس از زایمان، طبق ماده 24 پیمان نامه جهانی حقوق کودک که ایران از سال 1373 به آن پیوسته از آن برخوردار باشند، برای زنان بی‌خانمان و دچار سوء مصرف فراهم شود، آیا باز عقیم‌سازی قابل توجیه است؟ در ماده 24 پیمان نامه حقوق کودک تضمین مراقبت‌های قبل و پس از زایمان حق مادران و کودکان است.

علاوه بر این سایر مفاد پیمان نامه حقوق کودک نیز بر بهداشت، تحصیل، رشد سالم، حمایت در برابر سوء رفتار، حق زندگی با خانواده و ... را برای کودکان به رسمیت شناخته‌اند. اگر جامعه ما این قدر از این استانداردها و سایر حقوق طبیعی زنان، کودکان و مردان که در اسناد بین‌المللی گوناگون مانند میثاق حقوق اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ذکر شده، فاصله دارد و برای جمعیتی که درمقایسه با کل جمعیت کشور، کسری بسیار محدود است، نمی‌تواند این استانداردها را فراهم کند و حتی برنامه‌ای هم برای تحقق آن‌ها ندارد، آیا راه حل عقیم‌سازی است؟ آیا به جای فراهم کردن دسترسی بی قید و شرط به خدمات و امکانات بهداشتی-درمانی و حمایت‌های اجتماعی برای افراد دچار سوءمصرف و بی‌خانمان، صحیح است از سر استیصال، صورت مساله را پاک کنیم؟

چه کسی تصمیم می‌گیرد؟
در نبود برنامه‌های حمایتی و چندجانبه‌نگر و اجرای آن‌ها، طرح عقیم‌سازی باید به طرحی دائمی تبدیل شود، چون مناسبات اجتماعی موجود و فقدان حمایت از افراد آسیب‌پذیر، همچنان افراد جدیدی را بی‌خانمان یا دچار سوءمصرف می کنند و جامعه تحویل می‌دهند.وقتی سخن از داوطلبانه بودن این اقدام می‌شود، ممکن است عقیم‌سازی تا حدی مشروع جلوه کند. اما در این‌باره باید به دو نکته توجه داشت.

اول آن که تصمیم گرفتن درباره چنین مسائلی تصمیم راحتی نیست. حتی افراد دارای شرایط نسبتا عادی هنگام تصمیم‌گیری برای انجام عمل توبکتومی و وازکتومی (که برگشت‌پذیر هستند) دچار تردید‌های فراوان می‌شوند. چگونه از فردی با روانی درهم شکسته، انسانیت‌زدایی شده و در مشقت و استرس مدام از دستگیر شدن، نداشتن جا برای خواب، از دست دادن پتو، گم کردن مواد مخدر، پیدا نکردن مواد و خماری کشیدن و ... انتظار داریم که بتواند آگاهانه تصمیم بگیرد؟ جامعه چنان حیثیت انسانی آن فرد را لگدمال کرده که حاضر است برای کمی شیشه و رهایی از عذاب جانکاه خماری، تن به هر کاری بدهد. از سوی دیگر، به فرض آگاهی، او خود را دربرابر یک دوراهی می بیند. در این دوراهیِ انتخاب کردن یا نکردن، سوال این جاست که او چه قدر بر اساس شرایطی که از بیرون به وی تحمیل شده و چه قدر بر اساس خواسته قلبی خودش تصمیم می‌گیرد؟

آن زن، اگر دچار سوء مصرف و آواره خیابان نمی‌شد، آیا می‌خواست بچه‌دار شود؟ زنان حق دارند درباره باروری خود تصمیم بگیرند، آیا می‌توان بدون در نظر گرفتن اثرات وضعیت دشوار و غیرانسانی که به آن ها تحمیل شده، با افزودن کلمه «داوطلبانه» به عقیم‌سازی، سر و ته موضوع را هم آورد و چنین برنامه ای را مشروع جلوه داد؟

 

عقیم‌ سازی کارتن خواب‌ ها

مدیر کل اجتماعی و فرهنگی استانداری تهران گفت: باید با پروژه قانع کردن زنان کارتن خواب، عقیم‌سازی صورت گیرد تا جلوی بسیاری از آسیب‌های اجتماعی گرفته شود.

 "سیاوش شهریور" مدیر کل اجتماعی و فرهنگی استانداری تهران در گفت‌و‌گو با ایلنا، درباره «عقیم‌سازی کارتن خواب‌ها» که این روزها انتقادهای زیادی را به دنبال داشته است، گفت: چند موضوع را باید به عنوان پیش زمینه این اقدام در نظر گرفت؛ نخست آنکه براساس قوانین کشور و به لحاظ حقوقی هیچ کس اجازه ندارد؛ این کار را انجام دهد. اگر خانم مولاوردی هم چنین بحثی را مطرح کرده که با رضایت زنان کارتن خواب این کار صورت بگیرد، به این دلیل است که در شهر تهران زنانی وجود دارند که معتاد، کارتن‌خواب و تن‌فروش هستند.

 مدیر کل اجتماعی و فرهنگی استانداری تهران با اشاره به اینکه این زنان علاوه بر توزیع مواد مخدر، خودشان هم مصرف می‌کنند و به سکس ورکری [روسپی گری] هم مشغول هستند، افزود: بالای ۲۰ درصد این زنان ایدز دارند و انواع و اقسام بیماری را گسترش می‌دهند.

 وی ادامه داد:برخی از این زنان علاوه بر اعتیاد و کارتن‌خوابی و توسعه فحشا، عین ماشین جوجه‌کشی بچه تولید می‌کنند و چون بچه‌ها سرپرست ندارند، به فروش می‌رسند.

 شهریور با طرح این سوال که با این وضعیت چه باید چه کرد؟ گفت: یک پروژه، واقعیت و نظری وجود دارد که بسیاری از سازمان‌های مردم نهاد و نخبگان اجتماعی نیز با آن موافق هستند؛ مبنی بر اینکه اگر زنی بیماری دارد، سکس ورکر هم هست و جا هم ندارد، با رضایت خودش عقیم شود نه اینکه به زور این کار انجام شود.

 وی با بیان اینکه هیچ کسی در ایران (مدیران ملی) با این گزاره ضدحقوقی (عقیم‌سازی زنان کارتن خواب) موافق نیست، تصریح کرد: اگر زنی باشد که جانش به لبش رسیده باشد، نتواند بچه‌اش را بزرگ کند و مجبور باشد آن را بفروشد، اگر بگوید که حاضرم عقیم شوم، این کار انجام شود؛ بهتر است، چرا که حداقل شاهد بچه‌ای مریض، دارای فقر غذایی، بحران‌زده و فاقد سرپرست نخواهیم بود.

 مدیر کل اجتماعی و فرهنگی استانداری تهران با بیان این مطلب که بخشی از واقعیت جامعه را نمی‌توان به صورت علنی گفت، گفت: چه اتفاقی در زیر پوست این شهر در حال رخ دادن است؟ این زنان، بسیاری از دختران ما به ورطه هلاکت می‌کشانند و به آن‌ها آموزش ترویج فشاد و فحشا می‌دهند. ما متاسفانه نتوانستیم تولید امید و اشتغال کنیم.

 وی ادامه داد: جوانی که نا‌امید و بیکار است و سنش ۴۰ سال شده و شریک جنسی ندارد، باید از یک سو به فرد آموزش دهیم که از وسایل پیشگیری استفاده شود که حداقل مریض نشود.

 شهریور در خاتمه تاکید کرد: باید با پروژه قانع کردن زنان کارتن خواب، عقیم‌سازی صورت گیرد تا جلوی بسیاری از آسیب‌های اجتماعی گرفته شود.

 

«عقیم سازی» مغایر «حقوق شهروندی» است

معصومه آباد، عضو شورای شهر تهران در گفت و گو با شهر فردا، اظهار داشت: با توجه به اینکه به تازگی شاهد رونمایی از منشور حقوق شهروندی بودیم، مطرح کردن موضوع عقیم سازی که مصداق بارز ضایع شدن حقوق فردی است، درست نیست.

وی افزود: به بهانه اینکه زنی روسپی یا کارتن خواب است نمی توانیم او را از حقوق اصلی خود یعنی فرزند داشتن منع کنیم. این کار در شان کشور مسلمانی چون ما نیست.

عضو شورای شهر تهران با اشاره به اینکه در همه کشورهای دنیا اعتیاد و روسپی گری را نوعی بیماری می دانند که باید درمان شود، تصریح کرد: نباید به این علت که نمی توانیم مسئله را حل کنیم، کلا صورت مسئله را پاک کنیم. شاید به صورت اختیاری خانواده ای بخواهد چنین کاری را انجام دهد که با استفاده از روش های قانونی ممکن است اما اینکه بخواهیم به اجبار فردی را از حق فرزندآوری محروم کنیم درست نیست.

وی بر این باور است که عقیم سازی زنان خیابانی و کارتن خواب به این معناست که پذیرفته ایم این زنان قرار است تا ابد در این وضعیت بمانند یا اینکه مشکل خود را به فرزندشان هم مانند یک بیماری مسری انتقال دهند.

عضو شورای شهر تهران یادآور شد: روش های دیگری برای پیشگیری از بارداری وجود دارد که شانس برگشت هم دارند و می توان از این روش ها استفاده کرد اما با عقیم سازی فرد دیگر تا پایان عمرش نمی تواند بچه دار شود.

فارس

گورخواب‌ها؛ از حقوق شهروندی تا واکنش 

حسین احمدی‌نیاز / حقوقدان- گزارش ارزشمند از بعد فاجعه‌ای اجتماعی خبر می‌دهد. یک واقعیت تلخ اجتماعی در اولین روزهای سال 2017 در ایران. کشوری که با داشتن منابع عظیم نفت، گاز و منابع طبیعی فراوان در جهان زبانزد است. از دیگر سو برای حمایت از مستضعفین جهان در کشورهای سوریه، عراق، یمن و...کمک‌های فراوانی انجام داده است.‌ اما عده‌ای از شهروندان این سرزمین ثروتمند بر اثر فقر و آسیب اجتماعی مجبور شده‌اند برای مدت مدیدی در قبر زندگی کنند. واکنش به این کنش بسیار عجیب و غریب بوده است. از انکار و تکذیب گرفته تا کتک‌کاری و اخراج این نگون‌بختان از گورهای گورستان نصیر‌آباد. از دیگر سو استاندار دستور ویژه رسیدگی داده و روابط عمومی ریاست جمهوری وعده رسیدگی داده‌اند. اما هیچ کدام از این دستورها نتوانسته است روح پریشان مردم از این واقعیت تلخ را آرام نگه دارد. رئیس جمهور که هفته گذشته منشور حقوق شهروندی را با تبلیغات فراوانی امضا کرد، صرفا به تاسف موضوع بسنده کرد و دیگران نیز با بیان افسوس از کنار آن رد شده‌اند. حقیقت این است که گورخواب‌ها بخشی از واقعیت‌های تلخ جامعه ما محسوب می‌شوند، اما این سوال مطرح است که مسئولان ما تاکنون کجا بوده‌اند؟ این همه دستگاه‌های مختلف اداری و اجرایی برای رسیدگی به این مباحث وجود دارد از بهزیستی تا شهرداری، از وزارت رفاه تا فرمانداری با این همه اعتبار و تکالیف. چرا تاکنون متوجه این موضوع نشده‌اند‌؟ و برای برون‌رفت جامعه از آن برنامه و طرحی نداشته‌اند؟ چرا صرفا با رسانه‌ای شدن آن، پیگیر واکنش‌ها شده‌اند؟ حقوق شهروندی این مردمان کجاست؟ در قاموس حقوق شهروندی آقای رئیس جمهور، گورخواب‌ها کجا قرار می‌گیرند؟ آیا فرمانداری و استانداری تحت زعامت دولت توان اجرای منشور حقوق شهروندی برای این گورخواب‌ها را خواهد داشت؟ یا با انکار و تکذیب و تخریب شخصیت آنها در قالب معتادان متجاهر، در پی پاک کردن صورت مسئله هستند؟ واقعیت مسئله این است که گورخواب‌ها ماحصل تبعیض، نابرابری، فقر، اجحاف و عدم رسیدگی هستند. اینها بخشی از واقعیت تلخ جامعه ما هستند. از این دست شهروندان در کشور زیاد هستند. داستان غمناک این گورخواب‌ها رسانه‌ای شد‌ه است، اما داستان دیگرانی که چنین وضعیتی دارند و هنوز رسانه‌ای نشده است، چه می‌شود؟ چرا سرمایه‌های اجتماعی ما چنین دچار فلاکت شده است؟ مهم این است که گورخوا‌ب‌ها یک واقعیت موجود به‌شمار می‌روند؟ قابلیت انکار و تکذیب ندارند؟ به‌جای پاک کردن صورت مسئله به درمان آن بپردازیم؟ چرا دولتیان را خواب برده است؟ آیا امضای منشور حقوق شهروندی مهم است یا رسیدگی به وضعیت گورخواب‌ها؟

همدلی

عقیم‌سازی در هتل‌کارتن

آنها می‌خواهند سهمی از دنیای مجازی را برای خود داشته باشند؛ اتفاقی که پس از انتشار عکس گورخواب‌ها افتاد، نیز از همین دست بود.

عکس‌ها دست‌به‌دست و قلب فشرده می‌شود و بعد از مدتی تمام؛ و هیچ‌کس فکرش را هم نمی‌کند که فرقی بین گورخواب و خیابان‌خواب نیست؛ زیرا هر دوِ آنها یک واژه را یدک می‌کشند و آن کارتن‌خوابی است.

در این توفان فضای مجازی عده‌ای هم به دنبال گرفتن ماهی از آب گل‌آلودند. آنها که می‌خواهند تسویه‌حساب سیاسی کنند، به صحنه وارد می‌شوند. بعد با یک واژه که از دهان کسی درمی‌آید، دوباره انگشت اتهام به سوی یکدیگر نشانه می‌روند. این بار نوبت «عقیم‌سازی» است.

کسی پیشنهاد عقیم‌سازی می‌دهد؛ مسئله‌ای که پیش‌از‌این هم بارها درباره‌اش صحبت شده بود و باز هم دیوار کوتاه معاونت زنان است که نشانه می‌رود. آن هم به بهانه سؤالی که خبرنگاری در سال ٩٤، درست یک سال پیش از کشف فاجعه گورخوابی پرسیده بود. از مولاوردی پرسیده بودند که برای عقیم‌سازی زنان کارتن‌خواب اچ‌آی‌وی مثبت چه باید کرد و او در پاسخی که نه تأییدکننده و نه تکذیب‌کننده بود، پاسخ داد: «دولت هنوز برنامه مشخصی برای این موضوع ارائه نداده است و- اگر قرار بر چنین برنامه‌ای باشد- قطعا این برنامه باید از سوی وزارت بهداشت بررسی و ارائه شود؛ اما در‌این‌باره بحث‌هایی در جریان است».

اما چه بهتر که از این بازی بهره‌برداری سیاسی نشود. دوباره قضیه گورخواب‌ها فراموش ‌شده‌ و ماجرا رنگ و بوی سیاسی به خود می‌گیرد و این همان آسیب اصلی است که دامن آسیب‌های اجتماعی کشور را آلوده می‌کند. در این شرایط کسی از خود سؤال نمی‌کند سرنوشت کودکان کارتن‌خواب که در کنار خیابان‌ها از سوءتغذیه می‌میرند و ما برای یادبودشان در پارک‌ها شمع روشن می‌کنیم، چه می‌شود؟ این سؤالی است که از آسیب‌شناسان اجتماعی پرسیده‌ایم.

زهرا رحیمی، مدیرعامل جمیعت مردمی دانشجویی امام علی، دراین باره می‌گوید: «عقیم‌سازی بد نیست. دوستانی که این قضیه را بزرگ کرده‌اند، ماجرا را به سمت‌و‌سوی سیاست سوق داده‌اند. آنها قصدشان تخریب چهره معاونت زنان ریاست‌جمهوری است. دوستان ما فعال اجتماعی نیستند و تابه‌حال یک بچه کارتن‌خواب ندیده‌اند؛ اما نظر کارشناسی می‌دهند. سؤال من این است که آیا روزنامه‌نگار، کاریکاتوریست تخصص اظهارنظر درباره مسائل پیچیده را دارند یا نه؟ ماجرا اینجاست که بحث عقیم‌سازی معتادان پیش‌از‌این هم مطرح بوده و ما هم دنبالش بوده‌ایم؛ اما شما می‌دانید که مطابق کنوانسیون‌های بین‌المللی بچه‌داشتن و داشتن رابطه جنسي جزء آزادی‌های فردی محسوب می‌شود و کسی نمی‌تواند این حق را از کسی سلب کند؛ اما مسئله اینجاست که بسیاری از زنانی که ما در سازمان‌های مردم‌نهاد به آنها خدمات می‌دهیم، خودشان مایل به عقیم‌سازی هستند و داوطلبانه نمی‌خواهند بچه‌دار شوند. آنها این را به‌خوبی می‌دانند که دیگر شرایط بچه‌دارشدن را ندارند».

وی می‌افزاید: «آنها حتی برای نطفه‌کشی هم حاضر نیستند که وارد رابطه شوند و خیلی وقت‌ها به خاطر شرایط تن به این قضیه می‌دهند. هرچه باشد آنها هم مادر هستند. خیلی وقت‌ها با مادری روبه‌رو شدیم که پنهانی به ما خبر داده، می‌خواهند کودکش را بفروشند و از ما خواسته که بچه را به بهزیستی بفرستیم؛ اما الان از لحاظ قانونی و اجرائی این قضیه را نمی‌توان ‌اجرا کرد؛ اما چه اشکالی دارد به صورت داوطلبانه کسانی را که کارتن‌خواب و معتاد هستند، عقیم کرد؟ همه ما به‌خوبی می‌دانیم که بسیاری از آنها در روز به چندین رابطه تن می‌دهند. آنها هر روز با یک نفر هستند و حاضر به تن‌فروشی می‌شوند تا در ازای آن هزینه موادشان را تهیه کنند. برای همین هم احتمال بچه‌دارشدنشان خیلی بالاست. از آن طرف هم اگر جامعه از آنها حمایتی نمی‌کند، دست‌کم می‌تواند کمکشان کند که بچه‌دار نشوند و کودک دیگری را در این چرخه وارد نکنند. من شنیده‌ام که در کشورهای دیگر خیریه‌هایی هستند که به صورت رایگان این خدمات را به زنان معتاد کارتن‌خواب ارائه می‌دهند و آنها را توبکتومی می‌کنند. ما از عصر مواد صنعتی صحبت می‌کنیم. در این دوره ترک‌کردن استفاده از مواد صنعتی و به آغوش خانواده بازگشتن بسیار دور از واقعیت است. این مسئله را در ذهن داشته باشیم که زنان زیادی هستند که کودکان خود را به بهزیستی سپرده‌اند و بعد از ترک مواد دوباره کودک خود را از بهزیستی پس گرفته‌اند و الان می‌بینیم کودک آنها با انواع آسیب‌ها روبه‌رو است. درحال‌حاضر وجود مواد صنعتی راه ترک و برگشت یک زن را خیلی سخت می‌کند. درحال‌حاضر آمار برگشت این زنان به زندگی تنها حدود پنج تا ١٠ درصد است؛ بنابراین اگر بخواهیم با واقعیت به صورت عریان و منطقی روبه‌رو شویم و نخواهیم احساساتی برخورد کنیم، واقعیت این است که قضیه به نفع زنان و کودکی است که به دنیا نمی‌آید».

سیدحسن موسوی‌چلک، مددکار اجتماعی، در نظری متفاوت می‌گوید، نمی‌شود به هر دلیلی حق پدر یا مادرشدن را از افراد گرفت.

چلک می‌گوید: «ایجاد یک مشکل نمی‌تواند مادر را از امکان مادرشدن محروم کند؛ مگر آنکه به استناد قوانین این مسئله ذکر شده باشد. معتاد‌بودن نمی‌تواند دلیلی برای عقیم‌شدن باشد. مخالفت با این مسئله برای این است که نمی‌شود این حق بدیهی را از افراد سلب کرد. فرد معتاد یک روز ممکن است که به زندگی برگردد؛ مگر اینکه موارد خاصی وجود داشته باشد.» وی درباره راه جایگزین عقیم‌سازی بیان کرد: «عمدتا درباره این گروه از افراد برنامه‌های کاهش آسیب بیشترین اثربخشی را می‌تواند داشته باشند و با این برنامه‌ها می‌شود به آنها کمک کرد و اطلاعات كسب کرد و این بهترین راه برای حل این مشکل خواهد بود».

عباس دیلمی‌زاده، مدیرعامل مؤسسه تولد دوباره، نگاه متفاوتی به بحث عقیم‌سازی کارتن‌خواب‌ها دارد: «من همین الان سه مادر باردار معتاد دارم که یکی از آنها زایمان کرده و اولین نوزادش را به دنیا آورده، ٢٠ روز است که پاک است و می‌خواهد فرزندش را نگه دارد. دو مادر معتاد و باردار دیگر به‌زودی زایمان می‌کنند و آنها هم مثل نفر قبلی نوزادشان را پاک به دنیا خواهند آورد؛ بنابراین سیستم رفاه اجتماعی باید به‌موقع و در زمان خودش کارش را شروع کند. وقتی که ما معتاد را از محله و منطقه طرد می‌کنیم، وقتی که اجازه نمی‌دهیم برنامه‌های کاهش آسیب و برنامه‌های حمایتی در مناطق مختلف شهری گسترده و پراکنده شود تا بتواند معتاد کارتن‌خواب و دارای رفتار پرخطر را حمایت كند، آن موقع است که برای پیداکردن راه‌حل دنبال راه‌های عجیب می‌گردیم. برای حل مسئله باید آن را درست فهمید. ما با دو موضوع مواجه هستیم؛ اول اینکه یک معتاد مصرف‌کننده چرا تبدیل به یک معتاد کارتن‌خواب می‌شود، هرچقدر بتوانیم راه‌حلی پیدا کنیم که یک معتاد مصرف‌کننده كه در بستر جامعه و خانواده در حال زندگی است، دیرتر طرد شود، آن سیستم رفاه اجتماعی بهتر و درست‌تر عمل کرده است؛ اما آیا ما برای این مسئله راه‌حلی داشته‌ایم؟ خیر. در ٣٠ سال گذشته فاصله زمانی اینکه یک نفر برای اولین‌بار مصرف کند تا زمانی که کارتن‌خواب شود، کوتاه و کوتاه‌تر شده است؛ معنایش این است که یک مصرف‌کننده مواد تبدیل به یک معتاد کارتن‌خواب می‌شود و براساس همین مدل تعداد زیادی کارتن‌خواب در سطح جامعه تولید می‌شود».

دیلمی‌زاده می گوید: «مسئله دوم این است ما نتوانستیم درست عمل کنیم و یک معتاد مصرف‌کننده را تبدیل به یک معتاد طردشده و کارتن‌خواب کردیم. باید چه کرد؟ آیا باید عقیم کنیم؟ آیا باید از تولید فرزند به‌واسطه آنها جلوگیری کنیم؟ یا برنامه‌های کاهش آسیب یا حمایت اجتماعی برای این فرد در همان منطقه‌ای که زندگی می‌کند تهيه کنیم؟ فراموش نکنیم با یک انسان مواجه هستیم، وقتی می‌خواهیم برای یک انسان برنامه‌ریزی کنیم، آن وقت فرمول‌های ریاضی پاسخ درستی برای حل اين مسئله نیست، اینکه ما بدانيم این افراد در آینده فرزندانی خواهند داشت که جامعه ما را دچار مسئله می‌کنند، به حل ماجرا کمک نمی‌کند. سؤال این است که جامعه برای آن فرد چه کرده است؟ آن جامعه‌ای که فرد را از خودش دور می‌کند و می‌گوید من حاضر نیستم در محله خودم برای معتاد برنامه‌ای داشته باشم، نتیجه تفکرش تبدیل می‌شود به اینکه فردی گورخواب شود یا افرادی به این فکر بیفتند كه این فرد حق فرزندآوری نداشته باشد، این دو نوع تفکر از نظر ایدئولوژیک و تئوریک دو مبنای متفاوت دارد، اگر بخواهیم به مبنای ریشه‌ای آن اشاره كنيم و بدون هیچ تعارفی از آن حرف بزنیم، این تفکر دقیقا همان تفکری است که درنهایت به این نتیجه می‌رسد که معتاد را باید به دریا ریخت. معتاد را باید در جایی ایزوله کرد و نباید در سطح و پیرامون باشد. باید فکر کنیم ریشه چنین تفکری درنهایت ما را به ریختن آنها به دریا وادار می‌کند».

موضوع عقیم‌کردن اجباری زنان کارتن‌خواب معتاد سال گذشته مطرح شده و بعد از آن با واکنش منفی فعالان حقوق زنان و همچنین مسئولان وزارت بهداشت مواجه شد و وزیر بهداشت این عمل را مخالف با «کرامت انسانی» دانست و آن را منتفي كرد.

شرق

بررسی طرح غیرانسانی عقیم‌کردن کارتن‌خواب‌ها در دولت برآمده از کدام تفکر است؟

عقیم‌سازی حقوق‌شهروندی

کتر زهرا طباخی: سال گذشته زمانی که نمایندگان سازمان بهداشت جهانی و صندوق جمعیت در راهروهای مجلس و اتاق‌های دربسته جلسات وزارت بهداشت پروژه عقیم‌سازی زنان آسیب‌دیده اجتماعی را ارائه می‌کردند، مسؤولان مربوط و معاون امور زنان دولت یازدهم با ارائه جملات سیاستمدارانه می‌کوشیدند از باز شدن بحث در سطح جامعه جلوگیری کنند. مثلا یکی از این مسؤولان پس از برگزاری نشست مشترک با مولاوردی برابر سوال خبرنگاران درباره طرح عقیم‌سازی به گفتن این جمله بسنده کرد: «یکی از پیشنهادهای داده شده معرفی زنان دچار آسیب‌های اجتماعی برای عقیم‌سازی است اما تا مجوز شرعی نداشته باشیم این کار را انجام نخواهیم داد»!
  شرع لیبرالیستی؟!
عمق فاجعه اینجاست که برابر پیشنهاد مختومه کردن نسل گروه‌هایی از زنان جامعه که با برچسب «آسیب‌دیده اجتماعی» نشانه‌گذاری شده‌اند، از تلاش برای اخذ «مجوز شرع» سخن می‌گویند! شرعی که بنا بر فتاوای قاطع مراجع عظام تقلید «عقیم‌سازی دائم» را برای هیچ انسانی مجاز برنمی‌شمرد.
  از تهران تا پورتوریکو
اما آیا تلاش برای عقیم‌سازی بخش‌هایی از اقشار جامعه به بهانه‌های غیرانسانی، تنها در کشور ما اجرایی شده است؟
«پورتوریکو» نام مجمع‌الجزایری در شمال شرقی منطقه کارائیب است که در جهان با نام خواننده زن مشهورش «جنیفر لوپز» شناخته می‌شود، کسی که در مراسم اسکار سال گذشته برای سخنرانی یکی از برندگان جایزه سینمایی سال با سرفصل «رفع تبعیض جنسی علیه زنان» در خاک آمریکا ایستاده کف می‌زد و فریاد «براوو» سر می‌داد. کشورش پورتوریکو تحت حاکمیت آمریکا قرار دارد و در دهه 1960 زمانی که یانکی‌ها از افزایش جمعیت این مستعمره زیبا خسته شده بودند به واسطه اجرای طرح «la operation»- عملیات- حدود یک‌سوم تمام مادران 20 تا 49 ساله پورتوریکویی «عقیم» شدند. بیش از یک‌سوم از همین زنان سال 1968 به محققان گفتند نمی‌دانسته‌اند دقیقا چه بلایی سرشان آورده‌اند. با کنترل جمعیت جوان و پویای پورتوریکو، نهضت استقلال‌طلبانه مردم این کشور که از دهه 1950 با حمله گروهی از جوانان به کاخ سفید و دفتر «هری ترومن» رئیس‌جمهور وقت آمریکا آغاز شده بود، هرگز رونق گذشته را به خود ندید.
  چرخه تولید فقر
سال 1974 پیمانی موسوم به «توافقنامه 200» (NSSM200) منعقد شد که طراح آن «هنری کیسینجر» مشاور وقت امنیت ملی آمریکا بود. این پیمان تا سال 1989 محرمانه ماند.
کیسینجر در این طرح، اقداماتی برای کاهش چشمگیر جمعیت پیشنهاد کرده و نوشته بود: «اکنون جهان غرب، به
واردات- صادرات مواد معدنی از کشورهای درحال توسعه وابسته است. اگر رشد جمعیت این کشورها بخواهد مانع توسعه اقتصادی ما و پیشرفت‌های اجتماعی شود، این بی‌ثباتی به این معنی است که تولیدات آتی و ذخایر معدنی این کشورها نیز با رکود مواجه خواهد شد».
پس زمانی که معاون دولت حامی تفکر لیبرال- سرمایه‌داری از پیشنهاد عقیم‌سازی زنان آسیب‌دیده اجتماعی برای «کاهش بار مالی» تداوم نسل آسیب‌دیدگان سخن می‌گوید، خواسته یا ناخواسته همان تز سیاسی حفظ منابع ملی برای خرید بیشتر از اروپا و آمریکا را تقویت می‌کند. «سرمایه» در همه کشورها اعم از توسعه‌یافته و در حال توسعه محدود است. ما ناگزیر از برنامه‌ریزی برای هزینه‌کرد بودجه ملی هستیم؛ یا باید به اندازه خطوط هوایی «ایر فرانس»، هواپیمای لوکس از ایرباس و بوئینگ بخریم و چرخ اقتصاد اروپا و آمریکا را با نفت‌فروشی بیشتر و استقراض ملی برای برخورداری حداکثری طبقه سرمایه‌دار کشور خودمان فراهم کنیم یا بخشی از بودجه را صرف آرمان «ایرلاین مجهز ایرانی» و بخشی دیگر را صرف نجات طبقه متوسط و فقیر از له شدن زیر چرخ توسعه و سقوط به طبقات پایین‌تر اجتماعی کنیم. این انتخابی است که «سرمایه‌داری» به دنبال محدود کردن آن است آن زمان که نظریه مضحک حذف «ژن‌های ضعیف» را در دهان روشنفکرنمای ایرانی می‌گذارد. این مساله جدی است که طبقه مدعی روشنفکری در جامعه ما نه «تاریخ» می‌خواند و نه علاقه‌ای به یادگیری «ژنتیک» دارد و نه می‌داند تجمیع همزمان «حمایت از حقوق بشر»، «فمینیسم» و «حقوق حیوانات» چگونه با نظریه فاشیستی و بی‌پایه حذف آسیب‌های اجتماعی از مسیر عقیم‌سازی فقرا فراهم می‌شود! درک نمی‌کند چرا مبتلا به ایدز را در بالاشهر باید در «آغوش» کشید و بیماری لاکچری‌اش را با «درمان رایگان» و «آزمایش محرمانه» تقویت کرد اما ایدزی پایین شهری را باید عقیم کرد! او نه از نظریه «نسل برتر» ماسون‌ها چیزی شنیده و نه از تهدید قشر متوسط توسط سیاست‌های فقرآفرین «سرمایه‌داری» چیزی می‌داند. گاه دستور می‌رسد «فمینیست» باشد و گاه نیز در جمع شعر و شراب «عقیم‌سازی سگ‌ها» را حمایت از جوامع حیوانی قلمداد می‌کند.
  از مدرسه پولی تا...
انتخاب گزینه‌های لیبرال- سرمایه‌دار وضعیت جامعه ایرانی را به مرحله سختی رسانده است. از یک طرف با «خصوصی‌سازی آموزش‌وپرورش» می‌جنگیم تا امکان تغییر طبقه و رشد اقتصادی برای فرزندان فقرا و روستاییان و آسیب‌دیدگان اجتماعی حذف نشود، از سوی دیگر با واگذاری زیرساخت وزارت بهداشت به شرکت‌های چندملیتی برای حفظ سهمیه مستضعفان و حتی اقشار متوسط در برخورداری از «حق درمان» مبارزه می‌کنیم و در بحبوحه این مقاومت ملی برابر پیشروی سنگر به سنگر سرمایه‌دارها باید با حمقایی سروکله بزنیم که گمان می‌کنند «ژن اعتیاد» تنها در فقراست و مقطوع‌النسل کردن معتاد فقیر همچون آتش زدن زباله‌ها در خارج از شهر، کوک‌پارتی‌های متمولان توسعه یافته را هم متوقف می‌کند و قطعا فرزندان الکلی‌های بنگی پورشه‌سوار با «ژن قوی نخبگی» پا به دنیا خواهند گذاشت! این مغزشویی لیبرالیستی است که می‌کوشد مردم را با بهانه «بهره‌مندی از سهم بیشتر» از خزانه ملی، به حذف سهم آسیب‌دیدگان اجتماعی ترغیب کند، اگرنه پرواضح است که بعد از ابلاغ منشور «حقوق شهروندی» دیگر «شهروند درجه 2 و 3 و 4» نداریم!
در پرو و پورتوریکو و برزیل نیز آمریکایی‌ها با همین استدلال زنان رنگین‌پوست کارگر را به «عقیم‌سازی» ترغیب می‌کردند. شعار پوسترهای باقیمانده از آن زمان که زنان سرخ و زرد و سیاه را با مشت گره کرده مشابه تصویرسازی فمینیستی نشان می‌دهد، چنین است: «برای عقیم‌سازی داوطلب می‌شوم، چراکه کنترل جمعیت به معنای سهم بیشتر برای شهروندان است!» سهمی بیشتر برای «سرمایه‌داران» و حذف سهم حیات مستضعفان و آسیب‌دیدگان اجتماعی...این عدالت سرمایه‌داری است! چشمان خود را باز کنید

وطن امروز

 

 

در واکنش به طرح عقیم‌سازی کارتن خواب‌ها؛

 

 

اصغر فرهادی را که می‌شناسید! همو که آخرین فیلمش، فروشنده را می‌گویم با حمایت مالی یکی از حامیان اصلی داعش یعنی قطر ساخته شد.

 

 

به گزارش صبح تفت؛ «هنوز دولت برنامه مشخصی در رابطه با عقیم‌کردن زنان کارتن‌خواب ارائه نداده است. قطعا این برنامه باید از سوی وزارت بهداشت بررسی شود که به همین منظور، مباحثی هم در جریان است. باید به‌طور تخصصی و کارشناسی، این طرح بررسی شود و بر اساس رضایت زنان کارتن‌خواب، عقیم ‌شدن صورت بگیرد. قطعا این طرح به‌دلیل هزینه‌ها و تولدهای نوزادان معتاد که بار مالی برای کشور دارد، نیازمند بررسی کارشناسی است اما مطلوب این است که ریشه‌ها قطع شود»! این‌ها سخنان شهیندخت مولاوردی معاون رئیس‌جمهور است که در رابطه با بخشی از هم‌نوعان و هم‌وطنان خود می‌گوید. آری هم‌نوعان و هم‌وطنان خود! این در واقع راه‌حلی است که خانم معاون برای حل وفصل(!) معضل کارتن خوابی ارائه می‌دهد!

سخنانی که البته برای عموم مردم از عجیب هم عجیب‌تر است اما برای کسانی که سر در آخور اشرافی تکنوکرات کارگزارانی دارند، نه تنها عجیب نیست، بلکه راه‌حلی محسوب می‌شود برای حل معضل کارتن‌خوابی! راه‌حلی که احتمالا حضرات با سوزاندن فسفرهای فراوان به آن رسیده‌اند!

حق دارند راه‌حل‌شان برای کارتن‌خواب‌ها عقیم‌سازی باشد؛ آخر چطور می‌شود از دولتی که وزیرش، مسکن مهر را مزخرف می‌خواند و خود از ویلای میلیاردی برخوردار است، انتظار داشت راه‌حلی غیر از این برای کارتن‌خواب‌ها داشته باشد! اصلا از کسانی که بر مانور تجمل اصرار داشتند و ساده‌زیستی را به سخره می‌گرفتند، می‌توان غیر از این هم انتظاری داشت؟!

در واقع این نوع مواجهه‌ی دولت‌مردان و دولت‌زنان با مسئله کارتن‌خواب و گورخواب‌ها نتیجه‌ی تفکر و رویکردی است که بر دولت حاکم است. رویکردی که جناب سریع‌القلم به عنوان مغز متفکر دولت یازدهم در تشریح اولویت‌های دولت اینگونه از آن رونمایی کرده بود: «مهم‌ترین اولویت دولت جدید، تغییر سریع تصویر ایران در منطقه و جهان است؛ تصویری که نشان دهد افرادی مؤدب، بافرهنگ، اصیل، بادانش، مجهز به عفت کلام، خویشتن دار و فهیم نسبت به منافع و مصالح ملی در دستگاه دولتی مسئولیت پذیرفته‌اند. عده ای که قبلاً هواپیما سوار شده‌اند، سیر هستند، غذای خوب خورده‌اند، زندگی متعارفی داشته‌اند و با جهان آشنایی دارند.»

راستی شنیده‌اید که چندی قبل آقایان از حقوق شهروندی رونمایی کردند و برای همه مردم هم پیامک فرستادند تا بروند آن را بخوانند. نمی‌دانم بین عقیم‌سازی و حقوق شهروندی رابطه‌ای وجود دارد یا نه؟ و نمی‌دانم کارتن‌خواب‌ها و گورخواب‌ها هم دارای حقوق شهروندی هستند یا خیر؟

راستی این را هم احتمالا شنیده‌اید که جناب اصغر فرهادی در نامه‌ای به رئیس‌جمهور از وجود گورخواب‌ها انتقاد کرده است. اصغر فرهادی را که می‌شناسید! همو که آخرین فیلمش، فروشنده را می‌گویم با حمایت مالی یکی از حامیان اصلی داعش یعنی قطر ساخته شد. همو که با به تصویر کشیدن همین کارتن‌خواب‌ها در فیلم هایش کاسبی اسکار می‌کند. همو که خود از سربازان لیبرال‌سرمایه‌داری است. اگر بگویم دردناک‌تر از گورخوابی و کارتن‌خوابی این است که پادوهای نظام لیبرال سرمایه‌داری ژست حمایت از کارتن خواب‌ها را بگیرند، حرفی نابجا نیست!

البته چند روز قبل یکی از همین قماش لیبرال مسلک نسبت واقعی این جماعت با کارتن‌خواب‌ها را به خوبی نشان داد. آنجا که نوشت: «نمی‌شه که اینا تولید مثل کنند و بعد دولت با سرمایه مردم تولیدات اینا رو سیر کنه... تنها راه‌حل واقعی کنترل جمعیت کارتن‌خواب‌ها و حاشیه‌نشین‌ها، عقیم کردن اجباریه... اگرچه مغزایی که کار نمی‌کنن برای عقیم کردن سگ و گربه هم احساساتی می‌شن... چون عادت دارن فقط به حقوق موجودی که توانایی درک حقوقش رو نداره یا شعورش رو نداره فکر کنند اما نمی‌تونن به حقوق بچه‌ای فکر کنن که تو این قبر‌ها به دنیا میاد و حق داره تو این وضعیت متولد نشه...»

 

حرفهای ضدانسانی با پز روشنفکری

«باید به طور تخصصی و کار‌شناسی طرح عقیم کردن  زنان کارتن خواب بررسی شود؛ قطعا این طرح به دلیل هزینه‌ها و تولدهای نوزادان معتاد که بار مالی برای نظام و کشور خواهد داشت و به لحاظ معنوی و اقتصادی و هزینه‌های اجتماعی نیازمند بررسی کار‌شناسی است و مطلوب این است که ریشه‌ها قطع شود تا آماری از متولد شدن نوزادان معتاد نداشته باشیم.»

این‌ها بخشی از صحبت‌های شهیت‌دخت مولاوردی، معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده است، که چند وقت پیش آن را مطرح کرد.

بعد از رسانه‌ای شدن وضعیت گورخواب‌های نصیر آباد؛ یکی از افرادی که حمایت از حقوق حیوانات را در اولویت بالاتری از حقوق انسانها قرار داده است با انتشار مطلبی در فضای مجازی با اشاره به آسیب‌های برآمده از افراد گور خواب نوشت: نمی‌شود که این افراد بی‌خانمان تولید مثل کنند و بعد دولت با سرمایه مردم شکم آن‌ها را سیر کند. تنها راه حل کنترل جمعیت کارتن خواب‌ها، عقیم کردن آنهاست...

نکته حائز اهمیت این است که این مسائل از زبان مسئول دولتی بیان می‌شود که مسئولیتش به حوزه خانواده باز می‌گردد!

اینکه راحت‌ترین راه برای یک مسئله انتخاب شود آیا کار درستی است؟ در حال حاضر ۳ هزار کارتن خواب زن و کودک در تهران داریم؛ راحت‌ترین راه کمک به این زنان، عقیم سازی آن‌ها است؟

با توجه به حکومت دینی ما و توجه ویژه به احکام دین و با توجه به اینکه فقه پویای شیعه در تمامی مسائل روز فردی و اجتماعی و حکومتی دارای نظر و حکم می‌باشد، توجه به نظر اسلام در این مسئله ضروری است.

در ذیل به چند نمونه از این نظرات اشاره می‌کنیم:

حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (مد ظله العالی)
 چنانچه موجب عقیمی کامل شود جایز نیست.

 حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی (مد ظله العالی)
در صورتی‌که موجب عقیم شدن دائم نشود و امکان بازگشت داشته باشد، مانعی ندارد.

آیت الله العظمی سید موسی شبیری زنجانی
عقیم سازی زن و یا مرد به طور دائم حرام است.

آیت‌الله علوی گرگانی
عقیم سازی دائم مطلقا حرام است مگر حیات فردی به عقیم سازی منوط باشد و آن را دکترهای متخصص تشخیص دهند

استدلال این افراد برای این کار، جلوگیری از تولد فرزندانی است که از مادری کارتن خواب و در شرایط بی‌خانمانی متولد می‌شوند؛ در این باره باید گفت، تولد فرزند از سوی مادر کارتن خواب، یک موضوع حاشیه است و تأثیری در اصل ماجرا ندارد؛ فرض را بر این بگیریم که همه زنان بی‌خانمان کشور به لطف مسئولان عقیم شدند! آیا با این اقدام تعداد زنان کارتن خواب کم می‌شود و با این روندی که پیش می‌رویم، دیگر به تعداد آن‌ها افزوده نمی‌شود؟

اینکه بخواهیم برای مسئله به این مهمی و وجود ۳ هزار کودک و زن بی‌خانمان، راحت‌ترین و دم دستی‌ترین راه را انتخاب کنیم؛ نشان از بی‌خردی است واینکه حتی یک درصد هم به فکر حل مشکلات این افراد نیستیم.

مطمئنا تصمیم گرفتن به جای عده‌ای و انجام دادن این کار، کار شرعی و قانونی نیست؛ شاید فرزندی که از این مادر کارتن خواب متولد می‌شود؛ آینده‌اش جور دیگری رقم بخورد؛ پس باید به جای طرح چنین مسائل عجولانه و روشنفکری درست تصمیم بگیریم؛ تا روزی که هیچ کارتن خوابی در کشور وجود نداشته باشد.

فرهنگ نیوز

 

اظهارات مولاوردی درباره عقیم‌سازی گورخواب‌ها خلاف اخلاق اسلامی است/ تأکید بر حفظ حرمت و ساماندهی بی‌خانمان‌ها

عبدالرضا عزیزی نماینده مردم شیروان در مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار پارلمانی خبرگزاری فارس با اشاره به سکونت تعدادی بی‌خانمان‌‌ها در گورستان شهرستان شهریار گفت:‌ نهادهایی که مسئولیت  رسیدگی به آسیب‌های اجتماعی و ساماندهی  افراد بی‌خانمان و کارتن‌خوابها را برعهده دارند باید این افراد را ساماندهی می‌کردند که این سازمان پس از رسانه‌ای شدن موضوع دست به این اقدام زدند و به این افراد اجازه اسکان در گورستان را ندادند. آنهایی را که اعتیاد دارند برای درمان به مراکز بازپروری برده و به افرادی که معتاد نیستند نیز سرپناه دادند.

وی با اشاره به اظهارات معاون امور زنان و خانواده رئیس جمهور مبنی براینکه افرادی که در گورستان‌ها به دلیل بی‌سرپناهی سکنی گزیده‌اند باید عقیم‌سازی شوند، افزود: اینگونه اظهارات صحیح نیست و برخلاف اخلاق اسلامی است و این گونه اظهارات و تفکرات سرمایه‌داری است چرا این افراد هم انسان هستند.

عضو کمیسیون اجتماعی مجلس اظهار داشت: با این افراد نباید رفتار نامناسب داشت و رهبر معظم انقلاب نیز در همین ارتباط و در خصوص افراد بی‌خانمان خطاب به قوای سه‌گانه گفتند افرادی که دچار آسیب‌های اجتماعی شده‌اند جزو خانواده من و شما نیز هستند و مثل خانواده خود باید با آنها رفتار کنید.

عزیزی در پایان خاطرنشان کرد:‌ رهبر معظم انقلاب طی اردیبهشت‌ماه و آبان‌ماه امسال در جلسه با رؤسای قوای سه‌گانه و تعدادی از وزرا حساسیت  خود را نسبت به آسیب‌های اجتماعی مطرح کردند و به قوای سه‌گانه دستور دادند که به این موضوع به دقت رسیدگی و وزارت کشور و معاونت برنامه‌ریزی رئیس جمهور و رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی مأمور کردند تا مرکزی را برای پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی تشکیل دهند که از زمان تشکیل این مرکز آسیب‌های اجتماعی کمتر شده است.

 

پیشنهاد «عقیم سازی» کارتن‌خواب‌ها از که بود؟

هنوز سیاست‌های دولت سازندگی درباره اینکه فقرا و بی‌خانمان‌ها لاجرم زیر چرخ‌های توسعه باید له شوند فراموش نشده که در دولت تدبیر و امید، راهکار عقیم‌سازی آنها به میان آمده و امروز، آوازه گورخوابی بی‌خانمان‌هایمان آبرویمان را در دنیا به حراج گذاشته است.

 

به گزارش پایگاه تحلیلی خبری البرزبان؛ همیشه در جوامع مختلف عده‌ای هستند که به دلایل متعددی از بیماری گرفته تا اعتیاد  و ورشکستگی و… در دایره فقر و بی‌خانمانی دست و پا می‌زنند اما آنچه خط تمایز بین این فقرا می‌شود نوع مواجهه با آنها در جوامع گوناگون است، مواجهه‌ای که در کشور ما بنا به دولت‌های مختلف، شکل و شمایل مختلفی دارد.

آنها که دولت سازندگی را به یاد می‌آورند اظهاراتی از این دست را هم خوب به یاد دارند که فقرا لاجرم زیر چرخ‌های توسعه باید له شوند که عده‌ای هم شدند! اما در دولت تدبیر و امید، سیاستگذاری‌ها برای بی‌خانمان‌ها و فقرا فراتر از له شدن رفته و نسل آنها قرار است برچیده شود، برچیده شدنی که نه با دست‌گیری‌ و حمایت باشد بلکه با عقیم سازی و قیچی کردن نسل آنها همراه است.

شهیندخت مولاوردی، معاون امور زنان ریاست جمهوری چندی پیش از بررسی طرحی خبر داد که بر اساس آن باید زنان کارتن خواب «عقیم» شوند تا از میزان هزینه‌ها و خطرات آنها کاسته شود!

 

 

 

 

 

راه‌حلی که بزرگمهر حسین پور (کاریکاتوریست اصلاح طلب) در جریان موج اعتراض ها به ماجرای گورخواب های نصیرآباد شهریار، از آن استقبال می‌کند و می‌نویسد: «باید با توضیح ماجرا و محبت و آگاه سازی از سرنوشت بچه هایشان، عقیم سازی این کارتن خوابها و آشفتگان بی جا و مکان از تولید کارتن خواب های آینده جلوگیری کرد.»

 

 

 

 

 

همسر او سیما حق شناس نیز که چندی پیش در افاده ای روشنفکری، کمپینی به نام «سگ، فحش نیست» به راه انداخته و خواستار احترام بیشتر به سگ ها شده بود، در واکنش به ماجرای «گورخوابها» این چنین نوشت: «نمی‌شود که اینها تولید مثل کنند و بعد دولت با سرمایه مردم تولیدات اینها را سیر کند… تنها راه حل واقعی کنترل کردن جمعیت کارتن خواب‌ها و حاشیه نشین‌ها، عقیم کردن اجباریه و…»

 

 

 

 

 

 

جالب است که همین به اصطلاح روشنفکران، وقتی قرار است برای عقیم‌سازی گربه‌های شهر، از سوی دیگران اظهار نظری شود فریاد واأسفا و وامصیبتا سر می‌دهند اما به راحتی برای طرح عقیم‌سازی انسان‌هایی که حق زندگی دارند و باید برای زندگی سالم آنها برنامه‌ریزی و تلاش کنند، کف می‌زنند و هورا می‌کشند!

گورخواب‌های گورستان نصیرآباد شهریار، اگر چه امروز خبرساز شدند اما آیا کسی سراغی هم از دیگر گورستان‌های متروکه‌، کوچه‌های تاریخی پایتخت، لابه‌لای شمشادهای اتوبان‌ها و خیابان‌ها، روی پل‌های عابر پیاده و ده‌ها و صدها نقطه دیگر را می‌گیرد که هر کدامشان مأمنی هستند برای عده‌ای بی‌خانمان در تاریکی شب‌ها که با روشنایی روز فقط پتو و پلاستیک‌هایی که روانداز آنها بوده به جا می‌ماند؟

 

 

 

 

 

 

گور خواب‌های امروز نتیجه سیاست‌گذاری‌های مسئولان است، وقتی به جای راه‌حل ایجاد شغل و تأمین مسکن و سرپناه، یا به دنبال له شدن طبیعی آنها زیر چرخ‌های توسعه هستیم یا در پی عقیم کردنشان که نسلی از آنها باقی نماند، اتفاقات بدیع اینچنینی در جامعه امروزمان، دور از ذهن نیست.

مسئولان دولت تدبیر و امید، طرح‌های حمایتی چون مسکن مهر یا پرداخت یارانه را برای افراد کم درآمد، طرحی شکست خورده خواندند بدون آنکه جایگزینی برای آن تعریف کنند و امروز انگشت حیرت بر دهان می‌گزند که حضور گورخواب‌ها دردناک و ناراحت‌کننده است! از سوی دیگر استاندار تهران این گورخواب‌ها را معتادان متجاهر، معرفی می‌کند و با افتخار اعلام می‌کند که ابتدای دولت تدبیر، سقف نگهداری معتادان ۴۰۰ نفر معتاد متجاهر بوده و امروز به ۱۱ هزار نفر رسیده است!

در حالی‌که وقتی مسئولان سرشان را می‌توانند بالا بگیرند که تعداد معتادان، کاهش یافته باشد نه سقف نگهداری آنها بالا برود، مسئولان وقتی می‌توانند افتخار کنند که شرایط خرید و فروش مواد مخدر در هر کوی و برزنی را محدود کنند تا آمار معتادان و بی‌خانمان‌ها اضافه نشود.

امروز رئیس‌جمهور که بالاترین مقام اجرایی کشور است نیز به ماجرای گورخوابی واکنش نشان داد و گفت: شنیده بودیم بعضی‌ها از فقر، بیچارگی و اعتیاد، کارتن‌خواب هستند و زیر پل‌ها می‌خوابند. قبرخواب را کمتر شنیده بودیم. این طرف از سرما به قبر پناه برده بود تا جای گرمی پیدا کند. چه کسی می‌تواند در جامعه بزرگی مثل ایران این وضعیت را ببینید.

حسن روحانی ادامه می‌دهد: این مردم که عشق به امام حسین(ع) و خاندان رسالت دارند چطور می توانند ببینند یکی از همنوعانشان آسیب اجتماعی دیده‌اند و شب بخاطر بی‌پناهی و سرما به قبر پناه می‌برند، این نه برای دولت و نه برای مردم قابل تحمل نیست. به هر حال او انسان است و شب به خاطر بی‌پناهی به قبر پناه برده است. اینکه می گویند زنده به گور مثل آن این است که خود فرد برای اینکه شب را به صبح بیاورد خودش را در گور می‌کند و به داخل گور می‌رود. 

رئیس‌جمهور در اظهاراتش مردم را هم به صحنه آورده در حالی‌که مردم، در حد توان و قدرت اقتصادی خودشان دست بی‌بضاعت‌ها را می‌گیرند اما آنچه اهمیت دارد سیاست‌های کلان قوه مجریه کشور برای ساماندهی و دست‌گیری این قشر از جامعه است سیاست‌هایی که اخبار امیدوار کننده‌ای از آنها بیرون نمی‌آید، عقیم سازی کارتن‌خواب‌ها برای کاهش این آلام به کار می‌آید یا مردود خواندن برنامه‌هایی که در دوره‌های قبل برای بهبود وضعیت اقشار کم‌درآمد اجرایی شد؟

منبع:فارس

 

چگونه باید نگران «آرمان»های مان نباشیم؟!

انتشار گسترده عکس های تعدادی از هموطنان که برای در امان ماندن از سوز سرمای جانکاه این روزها، به «گور»های حفاری شده گورستانی در باغستان پناه بردند، فضای احساسی عجیبی را میان هموطنان مان به وجود آورد.

بیشتر کسانی که در فضاهای مجازی برای خود صفحه ای داشتند با انتشار این عکس ها، از غفلت ها گفتند و با مردم نیازمند اعلام همدردی کردند. یکی از هنرمندانی که بیشتر از دیگران از دیدن این تصاویر منقلب شده و دست به قلم برد، اصغر فرهادی کارگردان شاخص سینمای کشورمان است.

فرهادی هر چند در ابتدای نامه ای که خطابش به رییس جمهور کشورمان است، نگرانی اش را از برداشت های سیاسی و انتخاباتی اعلام کرده، اما لحن متهورانه کارگردان «در باره الی» نشان می دهد که پرهیزهایش از این سوءبرداشت ها را کناری گذاشته و نوک تیز انتقاداتش را متوجه  مسوولان کشور و در راس آن حسن روحانی کرده است.

مسلم است آنچه در این نوشتار اصغر فرهادی آمده، می تواند نوعی تاباندن نور به یکی از گوشه های مهم غفلت زدگی هایی که در حق قشر آسیب پذیر و حاشیه نشین شده محسوب شود، اما چرا باید تنها با دیدن و رسانه ای شدن این تصاویر آن بخش از وجوه انسانی مان دچار خجلت و شرمساری گردد؟

در همین تهران که همه «درندشت»اش می نامند، مگر کم داریم از خیل محتاجانی که به زحمت می توانند یک وعده غذا برای خوردن پیدا کنند؛ مگر نمی بینیم حاشیه های این شهر و پایتخت بزرگ را که روزانه شمار زیادی از کودکان را روانه چهارراه ها و میدان ها می کنند تا «محبت فراموش شده» را از رهگذرانی که آنان را نمی بینند، گدایی کنند و احیانا لقمه نانی برای خودشان بیابند و پولی برای آن کس در بیاورند که آنان را هر روز صبح بر سر کار روزانه شان می رساند…!

هر حرکت مسوولانه ای به ویژه از جانب گروه الیت جامعه – اینجا هنرمندان- باید منشاء اثر باشد و ضمن دادن راهکارهای عملی برای –نه از میان بردن- که کم کردن دامنه این مصیبت ها و آفت های شهرنشینی قابلیت اجرایی داشته باشد…

نگارش این نامه توسط اصغر فرهادی را باید به فال نیک گرفت چرا که یکی از بزرگ ترین هنرمندان کشورمان در واکنش به یک غفلت، دچار شرمساری شده و خود و مقامات و مسوولان کشور را مخاطبان این غفلت خوانده است، از کمرنگ شدن مرام های انسانی، از فرصت طلبی های برخی فرصت طلبان، از استیصال و درماندگی هموطنانی که نمی توانند مخارج زندگی شان را تامین کنند و…

چرا این نامه و نگارشش را به عنوان سنگ بنای بنیادی مردم مدارانه قرار ندهیم؟ چرا از خیران و دلسوزان جامعه نخواهیم که با حضورشان چراغ این بنیاد مردم نهاد را بیفروزند و بخشی- و تنها بخشی- از جراحات روحی و آسیب های جسمی هموطنان نیازمند را التیام بخشند؟

مسلم هنرمندانی مانند اصغر فرهادی که خوشبختانه از تمکن مالی هم برخوردارند با راه اندازی چنین نهادهای حمایتی و خیرخواهانه و گردآوری کسانی که انجام کارهای انسان دوستانه برای شان ادای فریضه است، می توانند در اصلاح اوضاع نابسامانی که هم اکنون شاهدش هستیم گام های بزرگی بردارند.

همه می دانیم و مسلما فرهادی بهتر از همه ما می داند که برای از میان بردن ریشه فقر و اصلاح اوضاع نمی توان با شعار دادن و کنار گود ایستادن به سرانجامی خوش رسید؛ باید پا به میدان گذاشت و بی توقع از مقامات و سازمان های دولتی و شبه دولتی، به فکر ترمیم چهره فرهنگی و انسانی جامعه بود.

در چنین وضعی است که دیگر نگران «آرمان» های مان نخواهیم بود و وظیفه انسانی و خیرخواهانه مان، در تاریخ ثبت خواهد شد…

 

هولوکاست بینوایان/ نجومی‌ها را عقیم کنید!

به گزارش مشرق، در مقوله عدالت «دولت اعتدال»  ادامه منطقی «دولت سازندگی» است. اگر در دولت رفسنجانی «توسعه» هیچ دستی برای دستگیری از فقرا نداشت، در دولت روحانی نیز چرخ لجوج، بی‌رحم و یک‌دنده‌ توسعه، بیشتر قائل به از بین‌ بردن پابرهنه‌هاست تا احیانا مبارزه با مظاهر فساد و تبعیض! در تفکر حاکم بر چنین دولت‌هایی، «بی‌پولی» در مقام عمل، «جرم» تعریف می‌شود! و آنکه به حیث اقتصادی «فقیر» است، همان بهتر بمیرد!

 

در این تفکر که از سوی مجامع، محافل و رسانه‌های روشنفکری هم حمایت خاص می‌شود، فساد و تبعیض، نه فقط تحمل می‌شود که حتی مورد لطف و عنایت قرار می‌گیرد و مدیری با نجومی‌ترین حقوق ممکن، «امانتدار و ذخیره» لقب می‌گیرد، لیکن نسخه جماعت برای از بین ‌بردن فقر، فی‌الواقع چیزی نیست الا از بین بردن فقرا! در «عدالت علوی» آنچه فقر را ریشه‌کن می‌کند، در وهله اول، مبارزه با فساد و تبعیض است اما دولت‌ها و دولتمردان حامی فساد و تبعیض، در راه مبارزه با فقر، به جای در ورود، دنبال در خروج می‌گردند؛ «اگر می‌خواهی فقر ریشه‌کن شود، چنان زندگی را بر جماعت ندار سخت بگیر که جز گور و قبرستان، مفری و مقصدی برای ایشان متصور نباشد!»

 

این، عین نسخه‌ای است که شهیندخت مولاوردی، آن هم از جایگاه «معاون رئیس‌جمهور» برای «زنان کارتن‌خواب» می‌پیچد: «هنوز دولت برنامه مشخصی در رابطه با عقیم‌کردن زنان کارتن‌خواب ارائه نداده است. قطعا این برنامه باید از سوی وزارت بهداشت بررسی شود که به همین منظور، مباحثی هم در جریان است»! جز این نیست که «هنوز دولت برنامه مشخصی...» یعنی آنچه تاکنون به ذهن دولت اعتدال درباره رسیدگی به کارتن‌خوابی زنان رسیده، «عقیم‌کردن» ایشان است!

 

آنچه نوشتم «در ورود و در خروج»، اینجا خودش را نشان می‌دهد! و اینجا که معاون رئیس‌جمهور در امور زنان و خانواده در ادامه می‌افزاید: «باید به‌طور تخصصی و کارشناسی، این طرح بررسی شود و بر اساس رضایت زنان کارتن‌خواب، عقیم ‌شدن صورت بگیرد.

 

قطعا این طرح به‌دلیل هزینه‌ها و تولدهای نوزادان معتاد که بار مالی برای کشور دارد، نیازمند بررسی کارشناسی است اما مطلوب این است که ریشه‌ها قطع شود»! شگفتا! «قطع‌شدن ریشه‌ها» از منظر معاون رئیس‌جمهور دولت اعتدال، در گرو «عقیم‌کردن زنان کارتن‌خواب» است، نه احیانا مبارزه با فساد و تبعیض! اینجا دولت اصلا به روی مبارک نمی‌آورد که فقر نجومی در جایی، ناشی از ثروت نجومی و حقوق نجومی در جایی دیگر است!

 

پرسش اساسی اینجاست:کدامیک از این زنان محترمه، کارتن‌خواب متولد شده‌اند؟! و آیا چون متاثر از بد روزگار و منتج از فساد و تبعیض در حق حقوق دردانه‌های شاسی‌بلند، کارشان به خوابیدن در کارتن رسیده، باید عقیم‌شدن‌شان بررسی شود؟! و احیانا این مهم نباید بررسی شود که پول و حق و حقوق او، شاید در فیش حقوقی از مردم بهتران، جا خوش کرده باشد؟! براستی! فساد و تبعیض و حقوق‌های نجومی باید «عقیم» شوند یا کسی که از فرط فقر و نداری، کارش به کارتن‌خوابی کشیده؟!

 

واقعا طرف حساب ما کدام دولت با کدام تفکر است که دولتمردش ناظر بر جان‌ باختن شماری از هموطنان عزیزمان در سانحه قطار، بیمه بودن اشخاص متوفی را به رخ می‌کشد و دولتزنش هم که مطالعه فرمودید! و آیا این است همه تکلیف دولت اهل حقوق، با ندار و محروم و گیرم معتاد؟! که چون دستت به دهانت نمی‌رسد و زندگی بر تو سخت گرفته، اساسا حق مادر شدن نداری! اینکه شد «نطفه به گوری» و صدپله بدتر از «زنده به گوری»!

 

دولت اگر بنای بر ریشه‌یابی مسائلی از این دست دارد، بهتر است از کانال مبارزه واقعی با فساد و تبعیض، صفرهای پررنگ فیش مدیران شاسی‌بلند خود را به گور بفرستد، نه آینده زنان بیچاره را! بگذار صریح‌تر بگویم! نامردی که ماهی 200 میلیون از بیت‌المال به جیب می‌زند و آنکه جلوی چشم مردم، از این مصداق مسلم نامردی حمایت می‌کند، ریشه کارتن‌خوابی شمار البته قلیلی از افراد جامعه ما هستند! یکی در روز، میلیاردی مشغول چاپیدن حق ملت است که یکی در شب، با شکم گرسنه، سر بر بالین کارتن می‌گذارد! پس آنچه نیازمند عقیم‌ شدن است، تفکر حاکم بر ذهن حضرات است، نه نسل کسانی که از قضا، ناشی از همین تفکر، مشغول چوب‌خوردن از روزگار است!

 

اعتیاد نامردان به حقوق نجومی و اساسا فساد و تبعیض، سرچشمه بسیاری از ناهنجاری‌هاست! و این وسط، روشنفکرنمایان نامحترم که اتفاقا برخلاف شو و نمایشی که ارائه می‌دهند، اولین ظالم به حق و حقوق حیوانات هستند، نباید هم درد انسان داشته باشند! از دل نمایشگاه «سگ فحش نیست» باید هم روشنفکرنمای مرفه بی‌درد غربزده‌ای بیرون بیاید که همان نسخه دولتزن اعتدالی را این‌ بار با «ضرس قاطع» تجویز کند! «حاشیه‌نشین‌ها را باید عقیم کرد تا تولید مثل نکنند» همه حرف این جماعت منورالفکری است که در دریای شمال، حاضرند برای فیلم‌های پایان باز، دنبال «الی» بگردند اما به حاشیه‌نشین و قشر محروم و ندار که می‌رسد، حکم نطفه به گوری! و همین است شمایل کسانی که «فیلم دروغ» را به «زندگی راست» ترجیح می‌دهند!

 

دنبال کارگردان خروس‌نشان، تا بلندای ایفل هم حاضرند بروند اما در سرزمین خودشان، به همین راحتی حکم مرگ صادر می‌کنند برای نوزادی که هنوز متولد نشده! «کوچک‌مهر»ی ذات این جماعت است! این جماعت، دنباله منطقی همان جمع لجنی هستند که به رئیس‌جمهور آمریکا نامه می‌نویسند مبنی بر تحریم بیشتر ایران! بنازم اما تقسیم کارشان را! داخلی‌های‌شان حکم نطفه به‌گوری صادر می‌کنند و خارج‌نشین‌های‌شان حکم تحریم! بیگانه‌ترین قبیله‌ای که می‌توانند با ملت خود تا کنند، همان جمعند و همین جماعت! آهای جماعت مثلا منورالفکر! کاش می‌شد نمایشگاه «روشنفکر، فحش نیست» هم برپا کرد! اما نه! نمی‌شود! روشنفکر اگر شما باشید، روشنفکری همان ناسزایی است که مرحوم جلال، یقینا دوست می‌داشت فرزند «زن زیادی» خوانده شود، روشنفکر اما خطابش نکنند و جوری ننویسد که «نوبل» بگیرد! و قلمش را دستمایه هیچ فیلم دروغی قرار ندهد. دست حاشیه‌نشین محروم، کثیف هم باشد، شرف دارد. هیهات! ما سنگر پابرهنه‌ها را رها نخواهیم کرد!

 

تحلیل گفتمانی یک پست اینستاگرامی

سیما حق‌شناس، همسر نقاش سرشناس، بزرگمهر حسین‌‌پور (همکار نشریات زنجیره‌ای) است. دیروز که همه بهت‌زده عکس‌ها و گزارش منتشر‌شده درباره گورخواب‌های گورستان شهریار بودند و واکنش‌های مختلفی ناشی از تاثر و تاسف نشان می‌دادند، حق‌شناس پستی در صفحه اینستاگرامش منتشر کرد با این متن: «نمی‌شه که اینا تولید مثل کنند و بعد دولت با سرمایه مردم تولیدات اینا رو سیر کنه... تنها راه‌حل واقعی کنترل جمعیت کارتن‌خواب‌ها و حاشیه‌نشین‌ها، عقیم کردن اجباریه... اگرچه مغزایی که کار نمی‌کنن برای عقیم کردن سگ و گربه هم احساساتی می‌شن... چون عادت دارن فقط به حقوق موجودی که توانایی درک حقوقش رو نداره یا شعورش رو نداره فکر کنند اما نمی‌تونن به حقوق بچه‌ای فکر کنن که تو این قبر‌ها به دنیا میاد و حق داره تو این وضعیت متولد نشه...».

1- بزرگمهر حسین‌پور مدتی پیش نمایشگاه نقاشی «پدر سگ‌ها» را برگزار کرد. نمایشگاهی با محوریت نقاشی‌هایی از سگ‌ها که کلی از هنرمندان و سلبریتی‌ها هم از این نمایشگاه‌ بازدید کردند و خروجی‌اش هم عکس معروفی بود که با این دست‌نوشته می‌گرفتند: «سگ فحش نیست». در طول نمایشگاه و در بیشتر این عکس‌ها هم سیما حق‌شناس حضور دارد. خیلی هم عالی است، نه؟ یک انسان نگران خشونت کلامی درباره حیوانات است که ممکن است به خشونت فیزیکی هم بینجامد.

آنقدر نگران که نمایشگاه برایش به راه می‌اندازد و با مشاهیر عکس می‌گیرد که: «ایها‌الناس! #سگ_فحش_نیست». و بعد درباره بچه‌های حاشیه‌نشینان و کارتن‌خواب‌ها از لفظ «تولیدات» استفاده می‌کند و خواستار عقیم‌سازی اجباری این افراد می‌شود تا اصلا این «تولیدات» پا به عرصه وجود نگذارند. شاید اگر «جدایی نادر از سیمین» دوباره ساخته شود، جا داشته باشد حجت به جای مونولوگ معروفش «فقط بچه‌های شما آدمند، بچه‌های ما توله سگن...» بگوید: «انگار سگ‌های شما از بچه‌های ما آدم‌ترند...».


2- عقیم‌سازی یک انسان، یک مداخله‌ فوق‌العاده شدید در زندگی شخصی فرد است. از سوی دیگر از جمله مسائلی است که با کرامت انسانی یک شخص در تضاد است. کرامت انسانی، ذاتی انسان است و ذاتی شیء هیچ وقت از شیء جدا نمی‌شود، ولو کارتن‌خواب باشد یا معتاد یا حاشیه‌نشین یا محروم. از نظر حقوقی هم با سطح اختیارات دولت در جهت مداخله در حدود آزادی اشخاص پیوند گسترده دارد.

خانم حق‌شناس در کدام‌یک از این موارد- فلسفه اخلاق، فلسفه حقوق یا حقوق عمومی- تحصیل کرده یا اندیشیده‌اند که حکم به عقیم‌سازی مردمان می‌کنند؟ جالب‌تر اینجاست که ایشان از نظر منش اندیشه و سیاست‌ورزی، لیبرال به نظر می‌آیند ولی روشی را توصیه می‌کنند که  بیشتر با تعالیم یک دولت اقتدارگرا و توتالیتر سازگاری دارد. آیا می‌شود نتیجه گرفت ایشان مبنای نظری برای کردار و گفتار خود ندارند و بنای به میل و تمنای دل در مسائل سیاسی و اجتماعی اظهارنظرهای متفاوت و متناقض می‌کنند؟

3- نوشته ایشان نه‌تنها پشتوانه فکری و نظری درستی ندارد، بلکه حتی با عالَم واقعیت نیز بیگانه است. طبق آمار وزیر کشور، ایران هم‌اکنون 11 میلیون حاشیه‌نشین دارد.

طبق دیگر آمار‌های رسمی نیز کشور 100 هزار کارتن‌خواب دارد. نتیجه؟ بنا به نسخه سرکار خانم حق‌شناس باید جبرا و قهرا بیش از 10 میلیون انسان را عقیم و از «تولیدات» محروم کرد.

4- نکته دیگر اینکه از نظر خانم حق‌شناس هر کس با این طرح اندیشیده شده و فکورانه که از این علامه‌ دهر صادر شده مخالفت کند، از زمره افرادی است که «مغز‌شان کار نمی‌کند». حاشیه‌نشینان و کارتن‌خواب‌ها هم توانایی درک حقوق‌شان را ندارند یا فاقد شعور هستند.

5- اگر صفحه‌ خانم حق‌شناس را دنبال کرده باشید البته می‌دانید که ایشان و همسر‌‌شان در ایام انتخابات مجلس از هواداران لیست «امید» بودند و حسابی هم برای این لیست تبلیغ می‌کردند و دیگران را هم به رای دادن به این لیست ترغیب می‌کردند. اشکالی دارد؟ ابدا. هر شخصی- جز اشخاصی که قانونا از این کار محروم شده‌اند- حق دارد برای کاندیدا یا لیست و جریان محبوبش تبلیغ کند ولی اخلاقا صحیح نیست کسی که مبلّغ لیست «امید» بوده است، به میلیون‌ها نفر پیغام بفرستد که «امیدی به بهبود وضعیت‌تان نداشته باشید. قرار نیست چیزی تغییر کند.

قرار نیست کسی کاری برای‌تان کند و از این فلاکت و حاشیه‌نشینی و بیچارگی و کارتن‌خوابی- البته گورخوابی- نجات‌تان بدهد و چند سال بعد بتوانید مثل مردمان عادی خانواده تشکیل دهید و بچه‌دار شوید. تا دنیا دنیاست، شما در همین فلاکتی که هستید خواهید بود. امیدی به بهبود نیست. بی‌زحمت عقیم هم شوید که سرمایه‌های ما سهم تولیدات‌تان نشود».

من اگر باشم، که از قرار معلوم و به‌زعم خانم حق‌شناس در زمره مغز‌های تعطیل هستم، به جای اجبار کردن این بیچاره‌ها به عقیم شدن، می‌روم و یقه دولت تدبیر و امید را می‌گیرم: «خدا را! کاری بکنید برای این بیچاره‌ها، امیدوارشان کنید... خیلی‌های‌شان از غول اعتیاد خسته‌اند، از حاشیه‌نشینی، از محرومیت... تدبیری به خرج بده و چراغ امید برافروز». من اگر باشم می‌روم سراغ لیست امید- که خدا را شکر همه‌شان هم در تهران رای آوردند- و می‌گویم: «طرحی بریزید. نه از سر ناامیدی که وضع هیچ‌گاه برای این پابرهنه‌ها تغییر نخواهد کرد و چه بهتر که نسل‌شان منقرض شود. طرحی بریزید و نجات‌شان دهید و امیدوارمان کنید».

6- ولی من نیستم خدا را شکر. این بار مسؤولیت به این سنگینی بر دوش من نیست. سلبریتی‌هایی به جای من هستند با کلی طرفدار، فالوئر، عاشق و دلداده که عادت کرده‌اند خودشان را متفاوت از دیگران ببینند که سگ‌های خانگی‌شان از بعضی انسان‌ها برای‌شان عزیز‌تر است. سلبریتی‌هایی که عادت کرده‌اند در حوزه‌ای که سوادش را ندارند ورود کنند و حرف باسوادها را هم نشنوند. ستاره‌ها و فوق‌ستاره‌هایی که از نظر‌شان هر که مخالف حرف‌شان است، اصلا هر که متفاوت از ایشان است، از نعمت مغز بی‌بهره مانده. مرجع‌های جهان مجازی که عادت کرده‌اند بازیگری کنند برای سیاستمداران ولی عادت ندارند مسؤولیت کنش‌گری‌شان در عرصه سیاست را به دوش بکشند. بلد نیستند احساس وظیفه کنند در قبال «به فلان کس و فلان لیست رای بدهید»‌هایی که به هواداران‌شان گفته‌اند. خانم حق‌شناس یک نفر است ولی رفتارش را چون نیک بنگری، در میان سلبریتی‌ها بسیار خواهی دید.

***
پی‌نوشت

 لحظاتی قبل از انتشار این مطلب، آقای بزرگمهر حسین‌پور هم پستی در اینستاگرام‌شان گذاشتند با این متن: «فرمان ایست! به جای حرف‌های سطحی و بدون دانش، باید فکر بکری کرد. این افراد بچه‌هایی با ژن‌های ضعیف خواهند داشت. باید با توضیح ماجرا و محبت و آگاه‌سازی از سرنوشت بچه‌های‌شان، با عقیم‌سازی این کارتن‌خواب‌ها از تولید کارتن‌خواب‌های آینده جلوگیری کرد...».

البته ایشان نیازی ندیده‌اند در این مطلب عمیق و سراسر دانش توضیح دهند چگونه و براساس کدام مطالعات کسانی که فقیر می‌شوند و بعضا معتاد و روی کارتن‌ در خیابان می‌خوابند، ژن‌های‌شان تضعیف می‌شود؟ کسانی هم که این سوال را از ایشان پرسیدند به ناگاه متوجه شده‌اند از سوی ایشان بلاک شده‌اند.

قط کاش کسی به آقای حسین‌پور و همسر مکرمه‌شان برساند این ایده اصلاح نژاد انسان از طریق حذف ژن‌های ضعیف را- که در مورد داستان شما قطعا صدق نمی‌کند-  سال‌ها پیش هیتلر و دارودسته‌اش هم داشتند و چه عقیم‌سازی و کشتاری از- به‌زعم‌شان- صاحبان ژن‌های ضعیف و عقب‌افتاده‌های ذهنی که نکردند. کاش یکی به ایشان برساند که قبول اشتباه اشکالی ندارد ولی این پافشاری بر اصلاح نژاد انسان که یکی از تاریک‌ترین فصل‌های تاریخ پزشکی است، کار پسندیده و روشنفکرانه‌ای نیست.

 

امروز از عقیم کردن فقرای کارتن خواب می گویند؛ چند ماه آینده شاید از کشتن آنان!

 

 

 

 

 

بنا بر آماره ارائه شده از سوی مسئولان و از میان 20 هزار بی خانمانی که در تهران زندگی می کنند، جمعیت زنان بی خانمانی که در فضای باز شهر تهران و مثل گورخواب های قبرستان نصیرآباد ناچارند شب را به صبح برسانند، نزدیک 3 هزار تن است. افراد آسیب دیده ای که با شرایط کنونی سرنوشت نامعلوم خود را در آینده ای تاریک دنبال می کنند و از این سو برخی افراد مثل معاون رئیس جمهور در امور زنان نیز راه حل کنترل جمعیتشان را، عقیم کردن آنها می دانند.

به گزارش «تابناک»؛ جدا از اعلام نظر چند ماه گذشته «شهیندخت مولاوردی» معاون رئیس جمهور در حوزه زنان و خانواده که در مورد عقیم کردن زنان بی خانمان گفته بود، این طرح باید بررسی شود و بر اساس رضایت زنان کارتن خواب عقیم شدن صورت بگیرد، پس از رسانه ای شدن ماجرای گورخوابی عده ای از بی خانمانان تهرانی، بار دیگر برخی بر این مسأله دامن زدند.

در همین باره «سیما حق شناس»، همسر «بزرگمهر حسین پور» نقاش و کاریکاتوریست که به همراه همسر در برگزاری نمایشگاه های دفاع از حقوق حیوانات ید طولایی دارند، روز گذشته با انتشار مطلبی در فضای مجازی با اشاره با آسیب های برآمده از افراد گور خواب نوشت: نمی شود که این افراد بی خانمان تولید مثل کنند و بعد دولت با سرمایه مردم شکم آنها را سیر کند. تنها راه حل کنترل جمعیت کارتن خواب ها، عقیم کردن آنهاست؛ هرچند مغزهایی که کار نکند در مورد عقیم کردن سگ و گربه هم ناراحت می شود و... .

انتشار چنین مطلبی در فضای مجازی و از سویی فردی که خود و همسرش سال هاست انرژی و فعالیت خود را برای دفاع از حقوق حیواناتی مثل سگ متمرکز کرده اند، اگر چه کمی عجیب است، عجیب تر از آن حمایت هایی است که از این ایده در دولت وجود دارد.

برای مثال معاون امور زنان و خانواده رئیس جمهور با تأیید ضمنی عقیم کردن زنان کارتن خواب گفته بود: این طرح به دلیل هزینه‌ها و تولدهای نوزادان معتاد که بار مالی برای نظام و کشور خواهد داشت و به لحاظ معنوی و اقتصادی و هزینه های اجتماعی نیازمند بررسی کارشناسی است و مطلوب این است که ریشه ها قطع شود تا آماری از متولد شدن نوزادان معتاد نداشته باشیم.

هرچند پس از انتشار عقیده و برنامه معاونت زنان ریاست جمهوری برای عقیم کردن زنان کارتن خواب، «سید حسن قاضی‌زاده هاشمی» وزیر بهداشت در گفت‌وگویی كه با «اعتماد» داشت، ضمن ابراز تأثر برای محرومیت و گرفتاری‌های زنان كارتن‌خواب، عقیم‌سازی آنها را قاطعانه منتفی دانست و تأكید کرد كه این زنان و فرزندان‌شان باید حمایت شوند، نه اینكه از زندگی و دنبال كردن سرنوشت نامعلوم خود محروم شوند، طرح دوباره چنین ادعاهایی در میان افکار عمومی، لزوم طرح چند پرسش و نکته را ضروری می کند.

نخستین پرسشی که باید در این باره پرسید این است که در یک جامعه اسلامی و مدعی طرفداری از عدالت اسلامی، چرا باید این همه کارتن خواب و افراد بی خانمان (تنها 20 هزار کاتن خواب در تهران) باشند؟

پرسش دومی که مسئولان باید به آن پاسخ بدهند این است که چرا در میان افراد کارتن خواب این همه زن و دختر کارتن خواب (تنها 3 هزار کارتن خواب زن در تهران) وجود دارد؟

پرسش دیگری که باید برای آن پاسخ پیدا کرد، این است که تا کنون از سوی مسئولان چه اقدامات ریشه ای و کلیدی برای حل این مشکلات و از بین رفتن پدیده کارتن خوابی صورت گرفته و به نتیجه نرسیده که حالا بخواهیم راهکار دیگری مثل عقیم کردن زنان کارتن خواب را دنبال کنیم؟

در همین موضوع گور خواب های شهرستان شهریار که اخیراً رسانه ای شد، فرماندار، دادستان، شهردار و سایر مسئولان شهرستان شهریار اصلاً در جریان حضور و زندگی عده ای در گورستان این منطقه نبودند و به لطف خبرنگاران و رسانه ها از این موضوع مطلع شدند؛ بنابراین، باید پرسید مدیران و متولیانی که حتی از آمار و محل دقیق زندگی افراد بی خانمان و یا کارتن خواب اطلاع ندارند، چگونه می توانند مدعی تلاش برای حل صحیح مشکل و این آسیب ها ـ چه در گذشته و چه در آینده ـ داشته باشد؟

در حالی برخی از مسئولان و به اصطلاح روشنفکران جامعه عقیم کردن زنان کارتن خواب را با هدف مقابله با پدیده کارتن خوابی و بی خانمانی زنان دنبال می کنند که نمی دانند با این کار خود، تنها صورت مسأله را پاک می کنند.

استدلال آنها برای این کار، جلوگیری از تولد فرزندانی است که از مادری کارتن خواب و در شرایط بی خانمانی متولد می شوند. در این باره باید گفت، اولاً تولد فرزند از سوی مادر کارتن خواب، یک موضوع حاشیه است و تأثیری در اصل ماجرا (وجود مسأله کارتن خوابی) ندارد.

فرض را بر این بگیریم که همه زنان بی خانمان کشور به لطف مسئولان عقیم شدند، آیا با این اقدام تعداد زنان کارتن خواب کم می شود و با این روندی که پیش می رویم، دیگر به تعداد آنها افزوده نمی شود؟

خیر این طور نیست؛ شرایط اقتصادی جامعه، بی عدالتی، فقر، بیکاری و... از جمله مشکلاتی است که در هر لحظه و هر ثانیه می تواند آبستن تولد تعداد زیادی زن کارتن خواب دیگر باشد و با این کارها آن مشکل اصلی شرایطش تغییر نخواهد کرد.

مسأله دیگر آنکه مگر ما انسان ها می توانیم مسئول و تعیین کننده سرنوشت نوزادانی باشیم که به دنیا می آیند. آمدیم و فرزندی که از یک مادر کارتن خواب به دنیا آمد؛ پس از تولد، بنا به شرایطی مثل تقبل سرپرستی اش توسط یک خانواده متمکن و ... در آینده به یک فرد موثر و مفید برای جامعه تبدیل شد، در این حالت شرایط چگونه است؟

جدا از مسائل بالا نکته اینکه چه ضمانتی وجود دارد مادری که اکنون کارتن خواب و بی خانمان است، در آینده نیز چنین سرنوشت و حالتی داشته باشد؟ شاید در آینده شرایط جامعه به گونه ای شد که این همه بی عدالتی و فقر فراگیر نباشد و در آینده مردم جامعه بیشتر دلشان به حال این قشر آسیب دیده بسوزد و برای آنها یک اقدام اساسی انجام دهند. در آن حالت وضعیت مادر بی خانمانی که به لطف مسئولان کنونی عقیم شده است، چیست؟ آیا او حق ادامه حیات و دنبال کردن سرنوشت خود را ندارد؟

بر اساس آنچه رفت به نظر ضروری می رسد، مسئولان برای حل ریشه این موضوع در ابتدا تلاش کنند تا برای خود یک بانک اطلاعات دقیق و کامل از تعداد و وضعیت افراد بی خانمان و کارتن خواب تهیه کنند؛ بانک اطلاعاتی که در آن مشخصات افراد گورخواب نیز لحاظ شده باشد و این گونه نباشد که یک مدیر ارشد شهرستانی به لطف اطلاع رسانی خبرنگاران از وجود چنین افرادی در حوزه مدیریتی خود مطلع شود.

در گام دوم شایسته این است، مسئولان با جمع آوری این افراد آسیب دیده اجتماعی نسبت به درمان مشکلات جسمی، روانی، اجتماعی، اقتصادی و... آنها اقدام و شرایط بازگشت دوباره آنها به آغوش جامعه را فراهم کنند.

گفتنی است، مردم نوع دوست و دلسوز ایران اسلامی نیز که در طول تاریخ حمایت و همراهی خود را با سایر هموطنان خود در همه صحنه های اجتماعی به خوبی نشان داده اند، حاضر خواهند بود در این مسیر گام به گام مسئولان را همراهی کنند و به حل منطقی و ریشه ای مشکل کمک کنند.

 

 

ادعای عجیب بزرگمهر حسین‌پور در اینستاگرام

عقیم سازی کارتن خواب ها !

رکنا: : بزرگمهر حسین پور کارتونیست معروف در اینستاگرام خود درخصوص گورخوابانی که دیروز معروف شدند نوشته است :باید جلوی تولد ژن های ضعیف را گرفت! عقیم سازی کارتن خواب ها از تولید کارتن خواب های آینده جلو گیری می‌کند.

 

به جای احساسات خرج کردن هایی که راه را به ناکجا می کشاند، به جای حرف های سطحی و بدون دانش... باید فکری بکر کرد. باید در این روزگار تلخ، سنگینی تحمل ناپذیر هستی را از کول و دوش بچه هایی که سرگردان، ضعیف... مریض و با کوله باری از بیمارى و درد وارد این جهان می شوند برداشت. باید با توضیح ماجرا و محبت و آگاه سازی از سرنوشت بچه هایشان، عقیم سازی این کارتن خواب ها و آشفتگان بی جا و مکان از تولید کارتن خواب های آینده جلو گیری کرد. باید به این انسان هایی که اینسان ، بدبخت... بی چاره و سرگردان در حال تولید مثل هستند... فرمان ایست داد.

طبیعتا این به این معنای این نیست که نباید به این افراد بی چاره کمک کرد. این دردمندان سال هاست که در زیر پل Bridge ها، جوب ها و  پارک ها سرگردانند. و این روزها فقط به خاطر تصویر قبر خوابی شان مورد توجه خبری قرار گرفته اند. و اگر همچنان در جوب و زیر پل ها خوابیده بودند هنوز کسی ازشان خبری نمی گرفت. خدا را شکر که اینچنین شد و به این واسطه دیده شدند تا شاید اتفاقی برای خودشان و نسل بعدیشان بیافتد

کسانی که عربده کشان کمک به کارتن خواب ها هستند تا الان کجا بودند؟این بیچارگان اگر در قبر نخوابیده بودند هنوز نادیده بودند! الان هم فکر کردید چه می شود؟ از قبرستان بیرونشان می کنند. کارشناسان فحاشی به راه شما نخواهم رفت

 

چه کسی پیشنهاد عقیم سازی کارتن‌خواب‌ها را داد؟

وند فراموش نشده که در دولت تدبیر و امید، راهکار عقیم‌سازی آنها به میان آمده و امروز، آوازه گورخوابی بی‌خانمان‌هایمان آبرویمان را در دنیا به حراج گذاشته است.

 فارس: همیشه در جوامع مختلف عده‌ای هستند که به دلایل متعددی از بیماری گرفته تا اعتیاد و ورشکستگی و... در دایره فقر و بی‌خانمانی دست و پا می‌زنند اما آنچه خط تمایز بین این فقرا می‌شود نوع مواجهه با آنها در جوامع گوناگون است، مواجهه‌ای که در کشور ما بنا به دولت‌های مختلف، شکل و شمایل مثبت دارد.

آنها که دولت سازندگی را به یاد می‌آورند اظهاراتی از این دست را هم خوب به یاد دارند که فقرا لاجرم زیر چرخ‌های توسعه باید له شوند که عده‌ای هم شدند! اما در دولت تدبیر و امید، سیاستگذاری‌ها برای بی‌خانمان‌ها و فقرا فراتر از له شدن رفته و نسل آنها قرار است برچیده شود، برچیده شدنی که نه با دست‌گیری‌ و حمایت باشد بلکه با عقیم سازی و قیچی کردن نسل آنها همراه است.

شهیندخت مولاوردی، معاون امور زنان ریاست جمهوری چندی پیش اعلام کرد که باید زنان کارتن خواب «عقیم» شوند تا از میزان هزینه‌ها و خطرات آنها کاسته شود!

راه‌حلی که سیما حق شناس، همسر بزرگمهر حسین پور (کاریکاتوریست) از آن استقبال می‌کند و می‌نویسد: «نمی‌شود که اینها تولید مثل کنند و بعد دولت با سرمایه مردم تولیدات اینها را سیر کند... تنها راه حل واقعی کنترل کردن جمعیت کارتن خواب‌ها و حاشیه نشین‌ها، عقیم کردن اجباریه و...»

 جالب است که همین به اصطلاح روشنفکران، وقتی قرار است برای عقیم‌سازی گربه‌های شهر، از سوی دیگران اظهار نظری شود فریاد واأسفا و وامصیبتا سر می‌دهند اما به راحتی برای طرح عقیم‌سازی انسان‌هایی که حق زندگی دارند و باید برای زندگی سالم آنها برنامه‌ریزی و تلاش کنند، کف می‌زنند و هورا می‌کشند!

گورخواب‌های گورستان نصیرآباد شهریار، اگر چه امروز خبرساز شدند اما آیا کسی سراغی هم از دیگر گورستان‌های متروکه‌، کوچه‌های تاریخی پایتخت، لابه‌لای شمشادهای اتوبان‌ها و خیابان‌ها، روی پل‌های عابر پیاده و ده‌ها و صدها نقطه دیگر را می‌گیرد که هر کدامشان مأمنی هستند برای عده‌ای بی‌خانمان در تاریکی شب‌ها که با روشنایی روز فقط پتو و پلاستیک‌هایی که روانداز آنها بوده به جا می‌ماند؟


گور خواب‌های امروز نتیجه سیاست‌گذاری‌های دیروز است، وقتی به جای راه‌حل ایجاد شغل و تأمین مسکن و سرپناه، یا به دنبال له شدن طبیعی آنها زیر چرخ‌های توسعه هستیم یا در پی عقیم کردنشان که نسلی از آنها باقی نماند، اتفاقات بدیع اینچنینی در جامعه امروزمان، دور از ذهن نیست.

مسئولان دولت تدبیر و امید، طرح‌های حمایتی چون مسکن مهر یا پرداخت یارانه را برای افراد کم درآمد، طرحی شکست خورده خواندند بدون آنکه جایگزینی برای آن تعریف کنند و امروز انگشت حیرت بر دهان می‌گزند که حضور گورخواب‌ها دردناک و ناراحت‌کننده است! از سوی دیگر استاندار تهران این گوخواب‌ها را معتادان متجاهر، معرفی می‌کند و با افتخار اعلام می‌کند که ابتدای دولت تدبیر، سقف نگهداری معتادان 400 نفر معتاد متجاهر بوده و امروز به 11 هزار نفر رسیده است!

در حالی‌که وقتی مسئولان سرشان را می‌توانند بالا بگیرند که تعداد معتادان، کاهش یافته باشد نه سقف نگهداری آنها بالا برود، مسئولان وقتی می‌توانند افتخار کنند که شرایط خرید و فروش مواد مخدر در هر کوی و برزنی را محدود کنند تا آمار معتادان و بی‌خانمان‌ها اضافه نشود.

امروز رئیس‌جمهور که بالاترین مقام اجرایی کشور است نیز به ماجرای گورخوابی واکنش نشان داد و گفت: شنیده بودیم بعضی‌ها از فقر، بیچارگی و اعتیاد، کارتن‌خواب هستند و زیر پل‌ها می‌خوابند. قبرخواب را کمتر شنیده بودیم. این طرف از سرما به قبر پناه برده بود تا جای گرمی پیدا کند. چه کسی می‌تواند در جامعه بزرگی مثل ایران این وضعیت را ببینید.

حسن روحانی ادامه می‌دهد: این مردم که عشق به امام حسین(ع) و خاندان رسالت دارند چطور می توانند ببینند یکی از همنوعانشان آسیب اجتماعی دیده‌اند و شب بخاطر بی‌پناهی و سرما به قبر پناه می‌برند، این نه برای دولت و نه برای مردم قابل تحمل نیست. به هر حال او انسان است و شب به خاطر بی‌پناهی به قبر پناه برده است. اینکه می گویند زنده به گور مثل آن این است که خود فرد برای اینکه شب را به صبح بیاورد خودش را در گور می‌کند و به داخل گور می‌رود. 

رئیس‌جمهور در اظهاراتش مردم را هم به صحنه آورده در حالی‌که مردم، در حد توان و قدرت اقتصادی خودشان دست بی‌بضاعت‌ها را می‌گیرند اما آنچه اهمیت دارد سیاست‌های کلان قوه مجریه کشور برای ساماندهی و دست‌گیری این قشر از جامعه است سیاست‌هایی که اخبار امیدوار کننده‌ای از آنها بیرون نمی‌آید، عقیم سازی کارتن‌خواب‌ها برای کاهش این آلام به کار می‌آید یا مردود خواندن برنامه‌هایی که در دوره‌های قبل برای بهبود وضعیت اقشار کم‌درآمد اجرایی شد؟

الف

 

نظر مولاوردی در خصوص عقیم کردن زنان کارتن خواب

شهیندخت مولاوردی در مورد پیشنهاد  عقیم کردن زنان کارتون خواب گفت: هنوز دولت برنامه مشخصی در رابطه با عقیم کردن زنان کارتن خواب ارائه نکرده است. قطعا این برنامه باید از سوی وزارت بهداشت بررسی و ارائه شود اما در این رابطه بحث‌هایی در جریان است.

معاون ریاست جمهوری در امور زنان و خانواده با بیان این مطلب که این طرح باید به طور اساس برنامه‌ریزی شود، گفت: بایدبه طور تخصصی و  کارشناسی این طرح بررسی شود و بر اساس رضایت زنان کارتن خواب عقیم شدن صورت بگیرد. قطعا این طرح  به دلیل هزینه‌ها و تولدهای نوزادان معتاد که بار مالی برای نظام و کشور خواهد داشت و به لحاظ معنوی و اقتصادی و هزینه های اجتماعی نیازمند بررسی کارشناسی است و مطلوب این است که ریشه ها قطع شود تا آماری از متولد شدن نوزادان  معتاد نداشته باشیم.

وی عنوان کرد: باید راه حلهایی برای زنان کارتون خواب بیندیشیم که از میزان هزینه‌ها و خطرات آن بکاهد.

 موج

 

به کانال سرزمین جاوید بپیوندید : telegram.me/sarzaminjavid

 

0 0
مجید محمدی   1395/10/14 12:42:44

عقیم‌سازی زنان بی‌خانمان: راه حل یا جنایت؟
رشد ۱۰۰۰ درصدی بی‌خانمان‌ها در ایران (از ۱۵ هزار در سال ۱۳۸۵ تا ۱۵۰ هزار در سال ۹۴، ایلنا ۸ دی ۱۳۹۴) این پدیده را به یک معضل اجتماعی گسترده و قابل مشاهده برای همه شهروندان تبدیل کرده است. این رقم در شهر تهران در سال ۱۳۹۴ حدود ۱۵ هزار تن اعلام شد که امروز مطمئناً بیشتر است.

در یک دوره این بی‌خانمان‌ها در پارک‌ها و محلات استقرار داشتند که با اعتراضات اجتماعی بیرون رانده شدند. روستاهای اطرف و بیغوله‌ها نیز محل تجمع آنها بوده است. اندکی بعد هزاران بی‌خانمان در گورستان‌های اطراف تهران مستقر شدند (حدود هفت هزار و ۵۰۰ تن از حدود ۱۵ هزار بی‌خانمان تهرانی، فارس ۹ دی ۱۳۹۵) که این موضوع در آستانه فصل زمستان به خبر اول اجتماعی در کشور ارتقا یافته است.

البته هیچ آمار دقیقی در این مورد که چند درصد از بی‌خانمان‌ها زن هستند، چند درصد از زنان بی‌خانمان معتادند (بنا به گفته سخنگوی ستاد مبارزه با مواد مخدر تنها یکی از گورخواب‌های قبرستان نصیرآباد معتاد بوده است، ایسنا ۱۳ دی ۱۳۹۵)، چند درصد تن فروشند و چند درصد بارور و مولد هستند وجود ندارد.

گفته شده است که بی‌خانمان‌های تهرانی زن حدود «۵۰۰ تن»، «سه هزار نفر» و «۱۵ هزار نفر» هستند (به ترتیب به گفته معاون رئیس جمهور، عضو شورای شهر تهران و شهردار تهران)، ۲۰ درصد از آنها ایدز دارند (مدیر کل اجتماعی استان تهران، ایلنا ۱۲ دی ۱۳۹۵)، و اکثر یا همه آنها کارگر جنسی و معتادند و کودکان خود را نیز می‌فروشند.

مقام‌های استانداری‌ها و شهرداری‌های کشور و رسانه‌های دولتی برای برخورد با این پدیده روش‌های مختلفی اتخاذ کرده‌اند: از انکار گستردگی (ذکر تعداد گورخواب‌ها در حدود ۵ تا ۸ نفر به قول وزیر کار، میزان ۱۲ دی ۱۳۹۵؛ یا ۵۰ نفر به گزارش شهروند ۷ دی ۱۳۹۵) تا صادر کردن مسئله (از پارک و محله به جایی که دیده نشوند) و از جمع‌آوری موقت تا عقیم‌سازی.

در این نوشته صرفاً به موضوع عقیم‌سازی زنان بی‌خانمان می‌پردازم.

پیشنهاد یا سیاست؟

مقام‌های جمهوری اسلامی مثل معاون زنان رئیس‌جمهور یا مقام‌های استانداری‌ها از عقیم‌سازی تنها به عنوان یک پیشنهاد به زنان بی‌خانمان و نه یک اجبار سخن می‌گویند. این عقیم‌سازی نیز تنها به زنان بی‌خانمان «پیشنهاد» می‌شود و نه به مردان بی‌خانمان که حتماً سهمی در روابط جنسی با زنان بی‌خانمان و باردار کردن آنها دارند.

دعوت زنان بی خانمان برای عقیم شدن «رضایتمندانه»، خوشبینانه یک پیشنهاد بی شرمانه و واقع بینانه یک جنایت سازمان یافته است.
جالب است که شهرداری تهران در برخورد با مسئله گربه‌های ولگرد نیز به همین سیاست عقیم‌سازی متوسل شد (سگ‌های ولگرد ارزش عقیم‌سازی را نیز نداشتند و همگی کشته شدند). دعوت زنان بی‌خانمان برای عقیم شدن «رضایتمندانه»، خوشبینانه یک پیشنهاد بی‌شرمانه و واقع‌بینانه یک جنایت سازمان‌یافته است.

سیاست عقیم‌سازی زنان بی‌خانمان بر خلاف ادعای مقامات دولتی و عمومی یک پیشنهاد به آنها نیست بلکه یک سیاست است که در حال اجرا بوده است. دولت و شهرداری از ابزارهای لازم برای تبدیل پیشنهاد به سیاست اجرایی برخوردار هستند و این را اعمال کرده‌اند.

موکول کردن دادن خدماتی مثل غذای مجانی، گرمخانه در فصل زمستان و برخی خدمات بهداشتی به عقیم شدن نوعی اجبار نرم برای وادار کردن زنان بی‌خانمان به عقیم شدن است. مشخص است که امروز نمی‌آیند دست و پای زنان را در خیابان ببندند و آنها را برای عقیم‌سازی «ارسال» کنند. اما هنگامی که افراد (بالاخص آنها که آسیب‌پذیر و شکسته شده‌اند) مورد تهدید و پاداش‌دهی قرار گیرند اکثر آنها به ساز حکومت می‌رقصند.

چرا عقیم‌سازی؟

چون آسان‌ترین و کم‌هزینه‌ترین روش مدیریت فرزندان بی‌خانمان‌هاست. بی‌خانمان‌ها نباید فرزند داشته باشند چون پناه دادن به زنان به همراه کودکان خیابانی بسیار پر هزینه و پر دردسر است و نیاز به نهادسازی دارد. همچنین شهروندان ایرانی به دیدن زنان بی‌خانمان عادت کرده‌اند (موضوعی که ۱۰ سال پیش غیر از این بود) اما به دیدن کودکان خیابانی عادت ندارند و صدایشان در می‌آید.

سیاست ضدانسانی عقیم‌سازی زنان بی‌خانمان تنها در رژیم‌های فاشیستی که تلاش می‌کردند از دشواری رسیدگی و کمک به افراد معلول، از کار افتاده و آسیب‌دیده بپرهیزند، قابل ردیابی است.
در پناهگاه‌هایی که زنان و بی‌خانمان و کودکان آنها را جای می‌دهند طبعاً مددکاران اجتماعی باید به زنان کمک کنند تا پیشه‌ای فرا گیرند، زمان و پول خود را مدیریت کنند و از دردسر بگریزند. اینها مستلزم سال‌ها تحت نظر قرار دادن این گونه افراد آسیب‌پذیر است. کودکان نیز به تغذیه و بهداشت و آموزش مستمر نیاز دارند و انجام وظایف مادری و پدری باید تحت نظارت مستمر مددکاران قرار گیرد.

مقام‌های جمهوری اسلامی در این موارد نیز مانند صدور حکم اعدام می‌خواهند با عقیم‌سازی از فرایند کمک دراز مدت به انسان‌ها برای بازگشت به زندگی عادی فرار کنند. مشخص است که پس از سال‌ها تلاش ممکن است برخی از این افراد به زندگی عادی باز نگردند اما در جوامعی که انسان ارزشمند است با فرض شکست افراد را به حال خود رها نمی‌کنند.

در توجیه عقیم‌سازی گفته شده که این امر مانع از به دنیا آمدن کودکانی با بیماری ایدز می‌شود. اول اینکه مشخص نیست زنان بی‌خانمان همه ایدز داشته باشند. دوم اینکه ایدز قابل کنترل و درمان است و با روش‌های درمانی موجود افراد مبتلا به ویروس ایدز می‌توانند در صورت مراجعه به موقع قبل از بارداری یا حتی حین بارداری فرزند سالم به دنیا آورند. و سوم آنکه روش مقابله با ایدز آموزش و دسترسی کارگران جنسی به روش‌های پیشگیری است و نه عقیم‌سازی آنان.

توجیه عقیم‌سازی

مقام‌های جمهوری اسلامی هیچ توجیه مذهبی، اخلاقی و انسانی برای مشروع‌سازی عقیم‌سازی عرضه نکرده‌اند. آنها این راه حل را روش مؤثری برای پرهیز از فروش کودکان معرفی می‌کنند. اول آنکه یک نتیجه مشخص (حتی اگر قابل دسترسی و مؤثر باشد) استفاده از هرگونه ابزاری را مجاز نمی‌کند. دوم آنکه فروش کودکان در ایران صرفاً توسط زنان بی‌خانمان و معتاد صورت نمی‌گیرد تا با عقیم کردن آنها این پدیده از میان برود. فروش کودکان (که شوهر دادن کودکان نیز بخشی از این پدیده است) ریشه در فقر دارد و نه صرفاً اعتیاد و بی‌خانمانی.

و سوم آنکه حتی اگر تنها زنان بی‌خانمان معتاد «به ماشین جوجه‌کشی تبدیل شده باشند» (این تعبیر تحقیرآمیز از مدیرکل استانداری تهران است) -که چنین نیست- همیشه امکان بازپروری آنها وجود دارد. زنان بی‌خانمان و معتاد بعد از بازپروری حق دارند بچه‌دار شوند.

تنها مبنای توجیهی سیاست عقیم‌سازی مملوک بودن شهروندان در حکومت دینی است که بویژه زنان را شامل می‌شود. همه رفتارهای حکومت دینی در حوزه زنان (تفکیک جنسی، حجاب اجباری، سهمیه‌بندی جنسیتی، اولویت دادن به مردان برای اشتغال، منع آوازخوانی زنان، قوانین تبعیض‌آمیز خانواده و اندرونی- بیرونی کردن خانه‌ها) مبتنی است بر تصور تعلق بدن زنان به قدرت که امروز در حکومت دینی تجلی یافته است.

وقتی چنین تعلقی فرض گرفته شده باشد طبعاً عقیم کردن آنها نیز مشروعیت دینی می‌یابد. جالب است که هیچکدام از مراجع شیعه در مورد عقیم‌سازی زنان بی‌خانمان عکس‌العملی نشان نداده‌اند (در عین آن که اصولاً با عقیم‌سازی زنان مخالف هستند مگر در شرایط بسیار خاص) در حالی که اگر خواننده یا نوازنده زنی در جایی مشاهده شود فریاد وا اسلامای آنها بلند می‌شود.

منابع کجا صرف می شوند؟

شهرداری تهران و دیگر شهرها در صدر فهرست نهادهایی قرار می‌گیرند که باید به بی‌پناهان بدون توجه به پیشینه و شرایط آنها یاری برسانند. اعتیاد یا کارگر جنسی آنها را از ابتدایی‌ترین حقوقشان (حق حیات، سلامت و فرزندآوری) محروم نمی‌کند. اما منابع اجتماعی شهرداری‌ها صرف ساختن مسجد و کمک به هیئت‌های مذهبی و اجرای مراسم مذهبی می شود تا شهرداران و اعضای شورای شهر بتوانند در مسند خود بمانند. حتی مساجدی که با منابع عمومی ساخته می‌شوند درهای بازی برای بی‌پناهان ندارند. شهرداری تهران تنها در یک مورد فساد حدود دو هزار میلیارد تومان تخفیف برای واگذاری زمین و ساختمان به «خودی‌ها» قائل می‌شود اما بی‌پناهان را رها می‌کند تا در گورها بخوابند.

منابع دولتی و حکومتی نیز به جای صرف در این موارد هزینه دیوانسالاری دینی (مساجد، روحانیت، حوزه‌ها، امامزاده سازی و نگهداری از آنها) و مداخله‌های نظامی در دیگر کشورها می‌شود (فقط سالانه حدود شش میلیارد دلار در سوریه). اگر بخش کوچکی از این منابع صرف ساختن پناهگاه یا اجاره برخی ساختمان‌ها برای اسکان بی‌خانمان‌ها و سروسامان دادن به زندگی آنها می‌شد دیگر با پدیده گورخوابی یا کارتن‌خوابی مواجه نبودیم.

مقام‌های جمهوری اسلامی به جای کمک به زنان بی‌خانمان و فرزندان آنها به این راه حل غیرانسانی و ضداخلاقی رسیده‌اند که باید زنان بی‌خانمان (معتاد یا غیر معتاد، کارگر جنسی یا غیر آن) را عقیم سازند. عقیم‌سازی زنان به عنوان یک سیاست نوعی جنایت سازمان‌یافته و دولتی علیه زنان ایرانی است. این سیاست ضد انسانی تنها در رژیم‌های فاشیستی که تلاش می‌کردند از دشواری رسیدگی و کمک به افراد معلول، از کار افتاده و آسیب دیده بپرهیزند قابل ردیابی است.

0 0
نیره خادمی   1395/10/14 07:40:21

عقیم‌سازی به شرط اختیار
معاون مدیرکل اجتماعی استانداری تهران می‌گوید باید روسپیان و معتادان را برای جلوگیری از بچه‌دارشدن قانع کرد
زوري نيست. حتي براي زناني كه درچرخه آسيب هستند، هم عمل توبكتومي زوري نيست. مسأله جلوگيري از باروري‌هاي ناخواسته زنان معتاد و كارتن‌خواب حالا چند روزي است كه دوباره مطرح شده است. روز گذشته هم با سخنان سیاوش شهریور، مدیرکل اجتماعی استانداری تهران شكل جدي‌تري به خود گرفت: «باید با پروژه قانع‌کردن زنان کارتن‌خواب، عقیم‌سازی صورت گیرد تا جلوی بسیاری از آسیب‌های اجتماعی گرفته شود.» درحالي كه او هم اعلام كرد: «چند موضوع را باید به‌عنوان پیش‌زمینه این اقدام درنظر گرفت؛ نخست آن‌که براساس قوانین کشور و به لحاظ حقوقی هیچ‌کس اجازه ندارد این کار را انجام دهد. اگر خانم مولاوردی همچنین بحثی را مطرح کرده که با رضایت زنان کارتن‌خواب این کار صورت بگیرد، به این دلیل است که درشهر تهران زنانی وجود دارند که معتاد، کارتن‌خواب و تن‌فروش هستند. یک پروژه، واقعیت و نظری وجود دارد که بسیاری از سازمان‌های مردم‌نهاد و نخبگان اجتماعی نیز با آن موافق هستند؛ مبنی بر این‌که اگر زنی بیماری دارد، سکس ورکر هم هست و جا هم ندارد، با رضایت خودش عقیم شود نه این‌که به زور این کار انجام شود.»
اما كساني مانند عباس دیلمی‌زاده، مدیرعامل موسسه تولد دوباره كه مخالف توبكتومي هستند، معتقدند كه اين كار پاك‌كردن كارتن‌خواب به‌عنوان صورت‌مسأله است و كساني مثل ليلا ارشد، مددكار و موسس خانه خورشيد كه موافق با عمل توبكتومي زنان معتاد و آسيب‌ديده هستند، معتقدند كه نخستين قدم براي اين كار تمايل و خواست فرد است و سهيلا جلودارزاده به‌عنوان نایب‌رئيس كميسيون اجتماعي مجلس هم تقريبا همين نظر را دارد.
حالا مسأله‌اي كه سال‌ها قبل ازسوي كارشناسان حوزه زنان آسيب‌ديده اجتماعي مطرح شده بود و حتي درميان دولتي‌ها هم اقبال خوبي داشت، با چند پست و عكس اينستاگرامي تبديل به مسأله‌اي ضداجتماعي شده است. بعضی با واكنش‌هايی حق ايجاد نسل را براي هر انساني محفوظ مي‌دانند و برخي هم با استدلال‌هايي منطقي اين موضوع را به چالش مي‌كشند اما عده‌اي هم هستند كه موافقت ضمني و مشروط دولتي‌ها را بهانه تخريب قرار داده‌اند. مثلا شهيندخت مولاوردي، معاون رياست‌جمهوري در امور زنان حالا به بهانه اظهارنظر ‌سال گذشته‌اش تنها با اين جمله كه «اگر قرار برچنین برنامه‌ای باشد- قطعا این برنامه باید ازسوی وزارت بهداشت بررسی و ارایه شود؛ اما در ‌این‌باره بحث‌هایی درجریان است» مورد حمله مخالفان قرار گرفته است آن هم درشرايطي كه گفته مي‌شود وزارت بهداشت استفتا از علما را در دستور كار قرار داده است؛ موضوعي كه حالا به غلط با عنوان نادرست «عقيم‌سازي كارتن‌خواب‌ها» مطرح مي‌شود. عباس ديلمي‌زاده، مدیرعامل موسسه تولد دوباره كه تا به‌حال موضع شفافي در اين‌باره نگرفته بود، حالا در گفت‌وگو با «شهروند»، به صورت قطعي مي‌گويد كه مخالف اين عمل است و براي خود هم دلايلي دارد: «عده‌اي فكر مي‌كنند راه‌حل از بين‌بردن كارتن‌خواب پنهان‌كردن فرزند او و خود اوست، اما من به شدت مخالف اين مطلب هستم و حتي با طرح‌شدن مسأله مخالفت دارم. مستقيما نمي‌گويند بايد كارتن‌خواب را به دريا ريخت اما به شيوه‌اي ديگر مي‌گويند كه او بايد طرد شود، فرزندي نداشته باشد تا اين چرخه توليد كارتن‌خوابي با جلوگيري از فرزندآوري متوقف شود. درحالي كه جايي كه كارتن‌خواب توليد مي‌شود، آن فضايي است كه فرد را از دهك‌هاي هفتم و هشتم به دهك‌هاي دهم سقوط مي‌دهد.» او معتقد است؛ افرادي كه درگذشته درتوليد ثروت و ارزش‌افزوده صنايع بزرگ نقش داشتند، حالا تبديل به افراد فقير و كارتن‌خواب شده‌اند، چون درجامعه ما مسئوليت اجتماعي وجود نداشته است: «اگر قرار است كه چرخه را متوقف كنيم، بايد مسأله را درست فهميده باشيم و جلوي چرخه توليد فقر را بگيريم. تنها يك راه‌حل براي جلوگيري از ادامه چرخه وجود دارد؛ بايد به صورت علمي و تخصصي زن كارتن‌خواب را وارد چرخه درمان كنيم تا فرزندي كه به دنيا مي‌آيد، هم سالم باشد و مورد حمايت اجتماعي قرار گيرد. اين اتفاق از ادامه سيكل معيوب جلوگيري كند. وقتي سيستم برنامه حمايتي رايگان اجرا كنند، اين اتفاق شدني است.» ديلمي‌زاده با مثال‌زدن از سه تجربه‌اي كه درموسسه تولد دوباره وقوع يافته، حل اينگونه مشكلات را شدني مي‌داند: «تاكنون سه‌بار تجربه چنين كاري را درباره تولد كودك داشته‌ایم، بنابراين بايد ديد دولتمردان و كساني كه دراين حوزه فعاليت مي‌كنند، حاضرند چنين شيوه‌اي را به كار گيرند يا خير؟ متأسفانه برنامه‌هاي كاهش آسيب در سال‌هاي گذشته به دليل كمبود اعتبارات ضربه زيادي خورده است اما همين لحظه در امكانات جلوگيري از بارداري و لوازم بهداشتي كه بايد دراختيار ما قرار داده مي‌شد، خللي وارد نشده است.»
او البته همچنان معتقد است كه موضوع پيچيدگي‌هاي خاص خود را دارد: «ما مسأله را درست درك نمي‌كنيم، بنابراين به حل آن هم درست نمي‌پردازيم. متأسفانه مسائل اجتماعي با خلط مباحث تركيب مي‌شود و درنهايت نتيجه فكري به بقيه جامعه غالب مي‌شود، درحالي كه بايد مسأله را به درستي فهميد و بعد براي حل آن از روش‌هاي علمي و كارشناسي استفاده كرد. گفتماني كه الان شكل گرفته، استفاده از واژگان عقيم‌سازي است كه تفاوت ماهوي زيادي دارد با داوطلبانه‌بودن آن. مدافعان وقتي با مخالفت ديگران با طرح مسأله مواجه مي‌شوند، مي‌گويند منظورمان داوطلبانه است و وقتي اين كلمه به كار مي‌رود؛ يعني مي‌گوييم آيا داوطلب هستي عقيم شوي يا خير؟ اما كسي كه سوال‌كننده است، بايد پاسخي دقيق و درست به اين سوال بدهد كه تا اين لحظه به‌عنوان مسئول اجتماعي براي حمايت‌هاي اجتماعي از فرد چه كرده است؟ آيا توانسته شرايط خوب زندگي سالم را براي اين افراد مهيا كند و مسئوليت‌هاي خود را در قبال فرد آسيب‌ديده به درستي انجام داده است.» ديلمي‌زاده داشتن امكانات اوليه را از مهم‌ترين پيش‌شرط زندگي اين افراد مي‌داند: «يك كارتن‌خواب قبل از هرچيز نياز به امكانات اوليه مانند غذا، سرپناه و درآمد دارد، بنابراين مسئولان وقتي توانستند نيازهاي اوليه او را فراهم كنند، مي‌توانند به‌عنوان داوطلب از او بخواهند در اين‌باره تصميم بگيرد. بايد قبول كنيم با يك انسان مواجه هستيم، بنابراين براي ايجاد راه‌حل دقيق براي مسائل و آسيب‌هاي انساني حق نداريم بدون نظريات كارشناسي و علمي نسخه‌اي براي حيات آنها داشته باشيم.»
چندي قبل سیدامیرحسین قاضی‌زاده‌هاشمی، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی در اين‌باره گفته بود كه «مراجع و علما باید درمورد موضوع عقیم‌سازی زنان کارتن‌خواب اظهارنظر کنند، زیرا براساس مبانی فقهی باید این موضوع مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد.» بعد از آن هم بخش آموزش روش‌هاي پيشگيري از بارداري ازسوي برخي كارشناسان مطرح شد، آن هم درشرايطي كه گفته مي‌شود، تهران ‌٢٠هزار كارتن‌خواب دارد كه‌ ١٥درصد آن را زنان تشكيل مي‌دهند و براساس اعلام معاونت خدمات اجتماعى سازمان رفاه، خدمات و مشارکت‌هاى اجتماعى شهردارى تهران به‌طور تقريبي همواره سه‌درصد این زنان يعني ٩٠نفر.
ليلا ارشد هم كه سال‌هاست به واسطه موسسه خانه خورشيد با زنان و كودكان آسيب‌ديده و معتاد مواجه است، در گفت‌وگو با «شهروند» اشكال كار را از آنجا مي‌داند كه مسأله به شكل مناسب و با توجه به حقوق زنان ديده نشده است و اين تصور به وجود آمده آست كه مي‌خواهيم زنان را مجبور به توبكتومي كنيم: «نظر ما اين نيست كه براي زنان كارتن‌خواب تصميم گرفته شود تا به عقيم‌سازي روي بياورند؛ اما به‌عنوان كسي كه سال‌ها اين موضوع را از نزديك پيگيري كرده‌ام از توبكتومي با تمايل خود حرف مي‌زنم. اين مسأله نخستين‌بار هم از طرف كساني مطرح شد كه خود با آسيب مواجه بودند. توبكتومي براي زناني كه داراي فرزند هستند، مطرح است اما در درجه دوم ديگر تمايلي به بارداري مجدد ندارند. زناني كه مواد روانگردان مصرف مي‌كنند به واسطه آن در بيشتر اوقات مورد تعرض قرار مي‌گيرند، بنابراين هيچ نوع امكان پيشگيري ندارند و به همين دليل خودشان با بارداري موافق نيستند.» او درباره شرايط توبكتومي زنان توضيح داد: «اگر زني دچار اختلال شخصيت باشد و تمايلي به بارداري نداشته باشد، با حضور و تشخيص يك روانشناس، يك مددكار و يك متخصص زنان و ماما براي عمل توبكتومي تصميم مي‌گيرد بنابراين چيزي به او تحميل نمي‌شود و خودش براي آن پيشقدم خواهد شد. اين نتيجه‌گيري اصلا خلاف قوانين حقوق بشر و انساني نيست چون فرد خود به اين بينش رسيده است.» ارشد مي گويد: «‌زناني كه دچار سوء‌مصرف هستند نه‌تنها كنترلي بر بدن خود ندارند و نه در تصميم‌گيري مداخله‌اي دارند بنابراين بارداري بر آنها تحميل مي‌شود. اين افراد مدام در رنج و عذاب هستند چون بارها كودكان آنها دزديده مي‌شود يا مجبورند كودكان خود را بفروشند. آيا همواره بايد شاهد باشيم كه يك مادر براي اين اتفاقات احساس گناه كند؟» مسأله ديگر موضوع بدسرپرستي و رهاشدگي كودكان اين زنان است كه او نيز به آن اشاره دارد: «كودكاني كه توسط اين افراد به دنيا مي‌آيند، در چه شرايطي بزرگ مي‌شوند؟ متأسفانه شاهديم كه اين كودكان در بدترين موقعيت قرار مي‌گيرند و به علت بدسرپرست بودن دچار آسيب فيزيكي يا معلوليت خواهند شد. اين كودكان از داشتن برگه‌هاي هويتي محرومند؛ مسائل زيادي به آنها تحميل مي‌شود و مورد سوءاستفاده قرار مي‌گيرند. تولد اين كودكان محملي است براي كساني كه اقدامات ضد اجتماعي و خلاف انجام مي‌دهند چون وجود يك كودك در آغوش آنها پوشش خوبي براي ادامه رفتارهاي غيراخلاقي به آنها مي‌دهد. كودكي كه سالم به دنيا مي‌آيد به واسطه عوامل زيادي ممكن است كه در آينده با انبوه آسيب‌هاي فيزيكي، عاطفي و رواني و اجتماعي مواجه شود و در آينده سلامت خود را از دست بدهد و حتي مورد تعرض قرار بگيرد. دوران كودكي كودكاني كه در اين شرايط به دنيا مي‌آيند، بسيار سخت است و آينده خوبي هم در انتظار آنها نيست. بنابراين اين مسأله نه تحميل است و نه ناروا.» به اعتقاد ارشد اين مسأله در ادامه نيز مي‌تواند باري بر گردن دولت باشد: «چون زنان آسيب‌ديده شرايط نگهداري از كودكان خود را ندارند بنابراين تولد اين كودكان باري بر گردن دولت است؛ ضمن اينكه اين زنان دچار مشكلات رواني مي‌شوند.»
اما چه كساني بايد در اين‌باره نظر دهند؟ موسس خانه خورشيد در اين‌باره مي‌گويد: «‌كساني مي‌توانند در اين‌باره نظر دهند كه از نظر تخصصي، علمي و عملي از نزديك شاهد رنج اين افراد بوده‌اند. اگر قرار است تصميمي گرفته شود، بايد نظر كساني كه در كنار آسيب‌هاي اجتماعي هستند و در حوزه كاهش آسيب‌هاي اجتماعي فعاليت دارند، خواسته شود و در حالي كه الان اين بازار شلوغي در اين‌باره راه انداخته‌اند به‌عنوان عقيم‌سازي. اصلا چنين چيزي نيست چون بايد مسأله تشخيص داده شود. ما تعداد زيادي مادر داريم كه هر‌ سال زايمان دارند اما هر ‌سال يكي از بچه‌هاي آنها در كنارشان نيستند تا كي بايد شاهد رنج افرادي باشيم كه بچه‌هايي به دنيا مي‌آورند اما آينده آنها نابود مي‌شود؟ زماني هست كه متخصصان و كساني كه اين تجربه‌ها را دارند، براي شهروندان به مسائلي مي‌رسند و در طولاني‌مدت مشخص مي‌شود كه زيان زيادي براي جامعه ندارد. اين مسأله مانعي براي افزايش جمعيت نيست و ممكن است تنها چند زن را در بر بگيرد. اين تصميم بر اساس بررسي‌هاي همه‌جانبه و با توجه به بيماري‌ها و شرايطي كه شخص دارد، صورت مي‌گيرد كه نخستين قدم آن تمايل فرد است.»
البته با وجود سابقه يكي دو ساله طرح اين مسأله در مطبوعات و بدنه دولت هنوز كميسيون اجتماعي مجلس به آن نپرداخته است. سهيلا جلودارزاده، نایب‌رئيس كميسيون اجتماعي مجلس در اين‌باره به «شهروند» مي‌گويد: «تا به حال اين مسأله در كميسيون مطرح نشده است چون يك ماهي است كه درگير لايحه بودجه هستيم. فقط در برنامه ششم توسعه پيشنهاد كرده‌ايم كه در يك برنامه پنج ساله آمار افراد و كودكان كارتن‌خواب كاهش يابد.» او معتقد است مسأله بارداري شخصي است و بايد با خواست طرف درباره آن تصميم گرفته شود: «حق نداريم در مورد زندگي كسي كه به اعتياد مبتلا شده است، تصميم بگيريم. اين افراد خود بايد براي زندگي خود تعيين تكليف كنند و ما نبايد در اين‌باره تصميم‌گيري كنيم. اين مسأله تنها براي بيماران ايدز و با انتخاب خودشان مطرح است و حكم شرعي براي سقط فرزند آنها داده مي‌شود. بنابراين هر قدر هم كه فردي آسيب‌ديده باشد و تفكر غلط زندگي او را نابود كرده باشد، بايد تمام سعي ما اين باشد كه زندگي او را نجات دهيم.» او مي‌گويد: «با كارتن‌ خوابي موافق نيستم و اين افراد در آسايشگاه‌هايي كه ساخته شده است، بايد ساكن شوند و حتي قانون هم در اين‌باره وجود دارد.»

1 0
فريده غيرت . حقوق‌دان   1395/10/13 10:34:57

عقیم‌سازی؛ دفع فاسد به افسد
پس از موجی که کلمه «گورخواب»ها به ساحل افکار عمومی روانه كرد، حالا خبر می‌رسد که يكي از مسئولان استانداري از پيشنهادي سخن گفته که در آن برای کاهش آسیب‌های اجتماعی و معضلاتی که از ناحیه چنین افرادی به جامعه وارد می‌شود، طرح عقیم‌سازی زنان روسپی کارتن‌خواب را اجرائی کنند. شنیدن اخباری درباره کارتن‌خواب‌ها و به‌طور‌کلی مسئله فقر در جامعه، برای ما که شهروندان آن هستیم، مسئله تازه‌ای نیست. حمایت‌هایی هم در این سال‌ها انجام شده و نهادهایی چون شهرداری تهران هم وجود دارند که با علنی‌شدن گورخواب‌ها –به‌عنوان مشتی از این خروار- مدعی ارائه خدمات به این دست شهروندان هستند، به نظر می‌رسد تراکم شدید خبرهایی با موضوع فقر در این روزها، با اهداف سیاسی و به قصد تخریب دولت انجام می‌شود، اما باعث نمی‌شود که صورت‌مسئله عقیم‌سازی زنان روسپی کارتن‌خواب را نادیده بگیریم.
آنهایی که گمان می‌کنند می‌توانند با اجرای این طرح، از بروز آسیب‌های تازه اجتماعی بکاهند و مشکلات و چالش‌های به‌وجود‌آمده ازسوي این گروه از مردم را کم‌رنگ کنند، مصداق «دفع فاسد به افسد» هستند. مگر می‌شود با زشتی‌ای بزرگ‌تر، زشتی کوچک‌تری را پاک کنیم؟ مگر می‌شود دفع فاسد به افسد کنیم و بدون درنظرگرفتن جایگاه انسانی آدم‌ها به‌راحتی درباره عقیم‌سازی‌شان و درباره ازبین‌بردن یکی از اصلی‌ترین نشانه‌های انسانی حیاتشان حرف بزنیم؟
عقیم‌سازی زنان روسپی حتی اگر کارتن‌خواب باشند و محل بروز فساد، معادله صحیحی نیست به‌ هزارویک دلیل. چنین طرحی نمی‌تواند پاسخ‌گوی مشکلات جامعه‌ای باشد که در آن فقر هربار با چهره‌ای خود را نمایش می‌دهد. گیریم که با عقیم‌سازی توانستند ارتباط این زنان را محدود و مانع از فرزندآوری ناخواسته یا خواسته آنها شوند، آیا دردی دوا می‌شود؟ از سوی دیگر، کدام قانون به آنها این اختیار را داده که درباره یکی از نشانه‌های حیاتی شهروندان این شهر سخن بگویند؟ حتی اگر این زنان از بدترین‌ها، منحرف‌ترین‌ها و عاملان اصلی آسیب‌های اجتماعی دیگر باشند، هیچ قانونی به مسئولان این حق را نداده که بخواهند عقیمشان کنند.
زنده‌بودن هر انسان، نشانه‌هایی دارد که ارتباط و تولیدمثل یکی از آنهاست. کسی درباره ارتباط نامشروع این افراد سخن نمی‌گوید، بلکه ذات داشتن رابطه و میل به تولیدمثل نعمتی است که خداوند به انسان داده و انسان‌های دیگر به‌هیچ‌عنوان اجازه دخل‌وتصرف در آن را ندارند. درست است که قانون در مواردی بسیار خاص و با شرایط بسیار ویژه و براساس نظریات پزشکی، اجازه عقیم‌سازی برخی بیماران مبتلا به بیماری‌های خطرناک را صادر کرده، اما نباید از این مجرای بسیار باریک برای عقیم‌سازی زنان کارتن‌خواب استفاده شود. آنها بیش از عقیم‌سازی، به حمایت، درمان و مراعات نیاز دارند، نیاز دارند به عملی‌شدن وعده‌هایی که گاه با داغ‌شدن حوادث از سوی مسئولان مطرح می‌شود و خیلی زود به فراموشی می‌رود.

0 0
محسن کرمی   1395/10/13 07:17:39

افراد بی‌خانمان و بانوان نباید شب‌ها را در خیابان بگذرانند/ اشتغال معتادان جدی گرفته شود
محسن کرمی در نشست شورای مبارزه با مواد مخدر استان قزوین که با حضور سرپرست معاونت هماهنگی امور عمرانی استانداری برگزار شد، افزود: متاسفانه امروزه تمام جوامع درگیر اعتیاد‌ هستند و لازم است در این زمینه با واقع‌بینی سعی در ریشه‌کنی این معضل اجتماعی داشته باشیم.

وی اظهار کرد: اعتیاد مرزی بین مرد و زن، تحصیلکرده و بی‌سواد، اقوام، ادیان و جوامع مختلف قائل نیست و از هر روزنه‌‌ای می‌تواند به میان ما و جامعه وارد شده و شهروندان را تهدید کند.

کرمی از پیشگیری به عنوان اساسی‌ترین بخش برای ریشه‌کنی اعتیاد نام برد و تصریح کرد: با نجات یک معتاد، یک خانواده و حتی جامعه را از منجلاب خارج می‌کنیم، بنابراین نباید از تلاش برای درمان و بهبود معتادان خسته شویم.

وی با تاکید بر اینکه نباید افراد بی‌خانمان و بی‌سرپناه به ویژه بانوان، شب‌ها را در خیابان بگذرانند، گفت: در این خصوص باید تمهیدات لازم اندیشیده شود.

کرمی با بیان اینکه در قسمت‌های مختلف مبارزه با اعتیاد فعالیت‌های مختلفی داریم، خاطرنشان کرد: اما این فعالیت‌ها پاسخگوی جامعه نیست و در نهایت تاثیر کافی در جلوگیری از رشد اعتیاد ندارد.

این مسئول با اشاره به فعالیت‌های صورت گرفته شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر در سه سال گذشته، افزود: ابتدای آغاز فعالیت این شورا، کسی باور نداشت که بتوان کارهای تاثیرگذاری انجام داد اما هم اکنون برای ساماندهی مواد مخدر و معتادان در سطح مدارس، شرکت‌ها و کارخانجات، دانشگاه‌ها و سطوح عمومی جامعه برنامه‌های خوبی داریم.

کرمی، خواستار کمک شهرداری‌ها برای تامین اعتبار مراکز درمانی اعتیاد شد و افزود: هم اکنون شهرداری قزوین ماهانه 20 میلیون تومان هزینه به این موضوع اختصاص می‌هد که البته این میزان پاسخگوی نیاز استان نیست و باید سایر شهرداریها و دهیاریها در این زمینه همکاری کنند.

وی افزود: اگر همراهی همه دستگاه‌های متولی برای مبارزه با مواد مخدر را شاهد باشیم طی سه سال آینده می‌توان اقدام های بسیار مفیدی را برای کاهش اعتیاد در استان قزوین انجام داد.

این مسئول در پایان با اشاره آمار اعتیاد در مراکز صنعتی و کارگری، افزود: در حال حاضر متوسط آمار کارگران معتاد استان قزوین از متوسط کشور بالاتر است بنابراین باید برای پیشگیری و کاهش اعتیاد در این اماکن بیشتر تمرکز کنیم.