محل تبلیغ شما
آغازی بر پایان نهضت آزادی ایران

تاریخ خبر: 1395/8/15

آغازی بر پایان نهضت آزادی ایران

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

 

رویداد 13 آبان 1358 پیامدها و تبعات فراوانی به دنبال داشت. تنها یک روز زمان کافی بود تا نخستین واکنش جدی به این اقدام دانشجویان پیرو خط امام و جریان مدافعان تسخیر سفارت آمریکا رخ دهد. در روز ۱۴ آبان ۱۳۵۸ و تنها یک روز پس از تسخیر سفارت آمریکا در تهران، دولت موقت به نخست‌وزیری مهندس مهدی بازرگان استعفای خود را تقدیم امام خمینی کرد.
این در شرایطی بود که کشور در موقعیت بسیار خطرناکی قرار گرفته و فضای سیاسی حاکم بر آن آبستن حوادث غیر قابل پیش‌بینی و غریبی بود. حوادثی که در روزهای پس از آن ثابت کرد، فضای حاکم بر انقلاب هر روز و همیشه در حال دگرگونی و تغییر است و کشور آرام‌آرام به سمت تجمیع قدرت نزد نهادی خاص و گروهی ویژه در حرکت است. هر چند در این مسیر هزینه‌های مترتب بر کشور، انقلاب و مردم کم نبود و شاید گروه‌های مختلف اجتماعی در چنین کورانی نیازمند سیاست‌مدارانی کارآزموده، باتجربه و متعادل و معقول بود. سیاست‌مدارانی که تعدادشان در آن روزها بسیار اندک بود و پس از ماجرای تسخیر و عدم توجه نیروهای انقلابی به توصیه‌های آنان در روز 14 آبان 1358 استعفای خود را تقدیم رهبری انقلاب ـ امام خمینی ـ کردند.

هرچند این اقدام بیشتر به عنوان تیرخلاص برای دولت موقت محسوب می‌شد و اختلاف‌نظرهایی که پیش از آن میان ریاست و اعضای کابینه با حاضران در شورای انقلاب به وجود آمده بود، هر لحظه امکان عدم توفیق دولت را تقویت می‌کرد. کما اینکه پیشتر نیز دولت موقت دو بار استعفا داده بود که با مخالفت امام خمینی روبرو شده بود. به هر روی این آخرین استعفا مورد قبول واقع شد. روزنامه کیهان فردای 13 آبان در خبری نوشت: «مهندس مهدی بازرگان نخست‌وزیر استعفای خود را تقدیم امام کرد. به دنبال استعفای دولت امروز اعلام شد که این استعفا دیروز در قم تقدیم امام شده است.

صادق طباطبایی معاون سیاسی نخست‌وزیر و سخنگوی دولت در گفت‌وگوی کوتاهی درباره تکلیف کارهای جاری مملکت تا تعیین تکلیف دولت جدید اعلام کرد: تا تعیین تکلیف قطعی پذیرش استعفای دولت بازرگان و تعیین دولت جدید، مهندس بازرگان و اعضای هیات دولت ایشان کارهای جاری مملکت را انجام خواهند داد. طباطبایی گفت: اعضای کابینه که در هیات حسن نیت مذاکرات کردستان عضویت دارند همچنان کارهای مربوطه و مذاکرات خود را دنبال خواهند کرد. طباطبایی در مورد اینکه آیا استعفای دولت از سوی امام پذیرفته شده است یا خیر، سکوت کرد
 

متن استعفای مهندس بازرگان که در روز ۱۴ آبان ۵۸ در قم تقدیم امام خمینی شد، بدین شرح است:
«بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم.
حضور محترم حضرت آیت‌الله‌العظمی امام روح‌الله الموسوی الخمینی دامه برکاته. با کمال احترام معروض می‌دارد پیرو توضیحات مکرر و نظر به اینکه دخالت‌ها، مزاحمت‌ها، مخالفت‌ها و اختلاف نظر‌ها، انجام وظایف محوله و ادامه مسئولیت را برای همکاران و اینجانب مدتی است غیرممکن ساخته و در شرایط تاریخی حساس حاضر نجات مملکت و به ثمر رساندن انقلاب بدون وحدت کلمه و وحدت مدیریت میسر نمی‌باشد، بدین وسیله استعفای خود را تقدیم می‌دارد تا به نحوی که مقتضی می‌دانند کلیه امور را در فرمان رهبری بگیرند یا داوطلبانی را که با آن‌ها هماهنگی وجود داشته باشد مامور تشکیل دولت فرمایند.

 

با عرض سلام و دعای توفیق. مهدی بازرگان

،۵۸/۸/۱۴»
 

یکی از مهم‌ترین انتقادات به دولت بازرگان این بود که این دولت مبتنی بر شرایط انقلابی عمل نمی‌کند. وی در پاسخ به این انتقادات گفت: «اگر مقصود از انقلابی عمل کردن، زدن و ریختن و کشتن و پاشیدن و پا روی همه اصول و قانون و مقررات گذاشتن باشد البته دولت و شخص بنده انقلابی نیستیم. اما اگر بنا باشد که نظم و اصول و سیستم و تغییر عمیق باشد ما انقلابی بودیم و هستیم. اما اینکه می‌گویند دولت قاطع نیست، فکر کنید کسی را چاقویی دستش می‌دهند اما تیغه چاقو را به کس دیگری می‌دهند دستش چاقویی است که اصلا تیغه ندارد
 

بازرگان در متن استعفای خود از «دخالت‌ها، مزاحمت‌ها، 
مخالفت‌ها و...» می‌گوید، مواردی که به گفته او وحدت کلمه لازم برای پیشبرد اهداف انقلاب را تهدید می‌کند. همین مسائل بود که باعث شد دولت موقت در طول دوران زمامداری ۳ بار استعفا کند اما هر بار بنا به دلایلی ناچار به ادامه کار شد. اما واقعه گروگان‌گیری در سفارت امریکا عزم دولت موقت به کناره‌گیری را جزم کرد و آخرین استعفای دولت مهندس بازرگان مورد قبول واقع و پایان کار این دولت ۹ ماهه اعلام شد.
بازرگان در پیام پایانی رادیو ـ تلویزیونی تحت عنوان خداحافظی با ملت گفت: «اول حلالیت می‌طلبم از مردم به خاطر خطا‌ها، زیان‌ها، خسارت‌هایی که مرتکب شدیم و حتما مرتکب شدیم. هر جا که بودیم چه در دوران مبارزه و چه در خدمات اداری گام به گام و سنگر به سنگر جلو رفتیم و غیر از این راهی و وسیله‌ای بلد نبودیم، حالا دیگر متاسفیم و عذر می‌خواهیم چون بشر بودیم و راهی جز این بلد نبودیم. این چیزی بود که مردم از ما می‌خواستند.» بازرگان با شکایت از دخالت‌های بی‌جا در کار دولت موقت، در پاسخ حمله منتقدان به دیدار بدون اجازه وزرا با نمایندگان کشورهای خارجی می‌گوید: «آن نخست‌وزیری که بخواهد برای ملاقات با وزرا اجازه بگیرد برای لای جرز خوب است

یک روز پس از استعفای دولت موقت، امام خمینی رهبر انقلاب اسلامی طی حکمی شورای انقلاب را مامور اداره کشور کرد. متن فرمان امام بدین شرح است
«بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
.
شورای انقلاب جمهوری اسلامی. چون جناب آقای مهندس بازرگان با ذکر دلایلی برای معذور بودن از ادامه خدمت در تاریخ ۵۸/۸/۱۴ از مقام نخست‌وزیری استعفا نمودند ضمن قدردانی از زحمات و خدمات طاقت‌فرسای ایشان در دوره انتقال و با اعتماد به دیانت و امانت و حسن‌نیت مشارالیه استعفا را قبول نمودم. شورای انقلاب را مامور نمودم برای رسیدگی و اداره امور کشور در حال انتقال و نیز شورا ماموریت در اجرای امور زیر را بدون مجال دارد:
۱- تهیه مقدمات قانون همه‌پرسی قانون اساسی،
۲- تهیه مقدمات انتخابات مجلس شورای ملی،
3- تهیه مقدمات تعیین رییس‌جمهور.
لازم به تذکر است که با اتکال به خداوند متعال و اعتماد به قدرت ملت عظیم‌الشان باید امور محوله را خصوصا آنچه مربوط است به پاکسازی دستگاه‌های اداری و رفاه حال طبقات مستضعف بی‌خانمان به طور انقلابی و قاطع عمل نمایند.
۵۸/۸/۱۵، روح‌الله‌ الموسوی ‌الخمینی»

 

فردای آن روز شورای انقلاب با صدور بیانیه‌ای رئوس طرح ضربتی خود برای اداره کشور را اعلام کرد. همزمان دکتر بهشتی نایب رییس مجلس خبرگان و عضو شورای انقلاب در گفت‌وگویی اعلام کرد: «از این پس تا انتخابات ریاست‌جمهوری آینده و تعیین رییس‌جمهوری، ایران به وسیله شورای انقلاب و بدون نخست‌وزیر اداره خواهد شد.» وی گفت: «اداره یک کشور انقلابی به وسیله شورای انقلاب امری عادی بوده و در سایر نقاط دنیا نیز در چنین مواردی کشور به وسیله شورای انقلاب اداره شده است
 

آیت‌الله بهشتی پیرامون وظایف جدید شورای انقلاب گفت: «وظیفه کلی دولت یعنی اجرا به عهده شورای انقلاب گذاشته می‌شود و مانند همه شوراهای انقلاب دنیا اجرا می‌کند و تا حالا ترجیح می‌دادیم یک شیوه نویی را برویم، شورای انقلاب داشته باشیم و دولت انقلاب و چون آن هماهنگی و همفکری لازم همانطور که آقای مهندس بازرگان هم در استعفای خودشان گفته‌اند به وجود نیامده است در حقیقت یا باید دولت انقلاب طبق موضع‌گیری و برداشت خودش عمل می‌کرد و یا شورای انقلاب و انتخاب با امت بود و امام، یعنی هم امت و هم امام تصمیم گرفتند رویه‌ای را که شورای انقلاب در برخورد با مسائل توصیه می‌کرد انتخاب کنند
 

نتیجه این استعفای دسته‌جمعی و مواضعی که پس از آن از سوی اعضای شورای انقلاب گرفته شد، موجب خروج همه‌جانبه یکی از جریان‌های اصلی انقلاب از صحنه قدرت و کناره‌گیری تمام چهره‌های شاخص آن بود. چهره‌هایی که پیشتر و در دوره مبارزه‌های انقلاب، نقش و تاثیر غیرقابل انکاری داشتند. جدا از تمام تبعات کوچک و بزرگی که این خروج در پی داشت، یکی از اصلی‌ترین نتایج آن را در رادیکال شدن فضای کشور در آن دوران حساس دانست. تنها چند ماه پس از خروج جریان موسوم به نهضت آزادی بود که گروه‌هایی نظیر مجاهدین خلق ایران «منافقین»، چریک‌های فدایی خلق اقلیت، چریک‌های فدایی خلق اکثریت، پیکار و... دست به اسلحه برده و زمینه را برای برخوردهای بنیادگرایانه و خونین مساعد یافتند.
 

به طور قطع نمی‌توان استعفای دولت موقت را تنها دلیل و بهانه شکل‌گیری و ظهور و بروز فضای خونین پس از آن دانست؛ اما بی‌تردید عدم حضور چهره‌ها معتدل و متعادل و معقولی چون مهدی بازرگان، یدالله سحابی و... در بسط شرایط احساسی و به تبع آن خونین، نقش کم‌نظیری داشت. رویکرد تعاملی و عقلانیت متعادلی که نزد سیاست‌پیشگان نهضت آزادی وجود داشت، بهترین فرصت برای تعدیل فضای انقلابی آن روزگار را در نزاع قدرتی که میان جریان‌های مختلف انقلابی به وجود آورده بود، فراهم کرد. حضور چهره شاخص و اثربخشی چون مرحوم آیت‌الله سید محمود طالقانی نیز در این گروه، نشان از مشی متعادل آنان داشت. تا جایی که برخی ماموریت‌های دولت موقت حتی پس از استعفای آنان حفظ شد و همان چهره‌های گذشته به عنوان اعضای هیات حسن‌نیت در جریان گفت‌وگو با گروه‌های استقلال‌طلب کرد ابقا شدند.

نتیجه آنکه با خارج شدن چنین چهره‌هایی از ماشین نخبگان سیاسی کشور، اداره تمام امور مملکت در دست شخصیت‌ها و جریان‌هایی قرار گرفت که بی‌پروا به اتمسفر انقلابی آن دوران دامن می‌زدند. نتیجه آن شد که تمامی جریان‌های مخالف در اکثر موارد دست به اسلحه بردند و کار را به جایی رساندند که حتی دست به ترورهای کور زدند و جمع کثیری از آحاد مردم قربانی تروریسم سازمان‌یافته شدند. علاوه بر آنکه چهره‌های خدمت‌گذار، اندیشمند، سیاست‌مدار و ارزنده‌ای نظیر شهید بهشتی، شهید مفتح و... قربانی همین فضای بنیادگرا شدند و انقلاب از همراهی آنان برای همیشه محروم شد. بدون شک موضوع استعفای دولت موقت و خروج شخصیت‌های ریشه‌دار و باسابقه آن از ماشین قدرت، باید مورد بررسی و واکاوی دوباره قرار گیرد و این بار بدون تعصب و در فضایی علمی به بررسی و تحقیق تاریخی در مورد آن پرداخت.

ابتکار

به کانال سرزمین جاوید بپیوندید : telegram.me/sarzaminjavid