محل تبلیغ شما
مرثیه ای برای فیلم سازی،نقد فیلم محمد رسول الله

تاریخ خبر: 1396/10/26

مرثیه ای برای فیلم سازی،نقد فیلم محمد رسول الله

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

 

نوشته بیست و پنجم دی ماه 1396

از : كرگدن خودم

                                                   مرثیه ای برای فیلم سازی

 

نخست

امروز صبح در برنامه حالا خورشید،وقتم به اتلاف،گوش دادن به حرف های ستاره درخشان عالم سینما!!!بانو الهام حمیدی گذشت.

بی سوادی هنرمندان که از کجا به کجا رسیده ایم،مرا بر آن داشت که بار دیگر لذت نوشتن را بچشم. وآن که پس از مدت ها فیلمی که منتظر دیدنش بودم،بالاخره به دستم رسید و بی تاب و مشتاق نظاره گر شدم.

هرچند می دانم هجمه ای علیه این نوشته سرازیر خواهد شد اما کم کم داشت نوشتن از یادم می رفت .

 

دو دیگر

آن که در این تماشای فیلم محمد رسول الله، بیشتر آزارم داد،لیست بلند بالایی از دست اندرکاران خارجی ! و ایرانی بود.

این که برای نخستین بار در عمر بی ارزشم دیدم که چگونه برای پزدادن،نام های هنرمندان خارجی بر ابتدای تیتراژ، می درخشد و البته بیهوده.

و دیگری فهرستی از نفراتی که به این پروژه عظیم!!! یاری رسانده اند و پول و وقت مردم مفلوک ایران زمین را به بطالت کشانده اند.

اما چرا این پروژه عظیم نمی تواند رضایت تماشاگران را به همراه داشته باشد؟

فیلم محمد رسول اللّه فقط روایت کننده دوره ای از زندگی پیامبر است که اصلا نیازی به طرح آن نیست و کارگردان زیرکانه بخشی را انتخاب نموده است که موجب اختلاف بین شعب دین اسلام نشود اما در این راه هم بهره ای نصیب فیلم نمی کند چرا که در جای جای فیلم اتفاقاتی به تصویر کشیده می شود که در تاریخ نیامده و همان گونه که مجیدی در ابتدای فیلم نوشته است،بیشتر برداشت خود اوست !!!

تماشاگر بیشتر محسور زیبایی تصویر و صدای آن است که البته این دو را مدیون فیلمبردار و موزیسین خارجی و تقریبا مشهور فیلم است.

بنیاد مستضعفان ،به نیابت از مردم مفلوک ایران،بودجه و حمایت سنگینی از این فیلم را به غلط،برعهده گرفته است وحضور سردار وحید حقانیان نیز در این پروژه جای حرف دارد.

قصه سردرگم و شتابزدگی را نیز می توان از عوامل کاهنده درجه فیلم برشمرد.

مخاطب به راحتی می تواند هر لحظه از فیلم دل بکند. یکی دیگر از عامل ها اصلی موفق نبودن فیلم از نگاه مردم ، مدت زمان طولانی آن است. مخاطبی که فیلم دو ساعته برای او طولانی محسوب می شود ، سه ساعت برای او بیش از حد کش دار به نظر می رسد.

تاسف بار تر آن که این فیلم قصد دارد مانند فیلم اخراجی ها به شماره های دیگری دست یازد!!!

این فیلم از منظر روایت و قصه نمی تواند مخاطب را جذب کند و فقط شاید بتواند مخاطبان کم توقع را از دید بصری مسحور کند.

 این فیلم قطعا می توانست قدمی بزرگ و رو به جلو برای سینمای ایران محسوب شود. اما ای کاش در نوشتن فیلمنامه تحقیق بیشتری صورت می گرفت  تا زحمات 8 ساله گروه و هزینه های سنگینی که بر مردم مفلوک ایران سوارشد، به هدر نرود.

سه دیگر

ساخت این فیلم، در وضع آشفته این روزهای گیتی که به طنز تلخی گفته می شود:"مسلمان یا منفجر می شود یا منفجر می کند"، ضروری به نظر می رسید و مجید مجیدی به درستی در این وضعیت به سراغ ساخت اثری پر هزینه و بین المللی درباره زندگی پیامبر اسلام رفت تا بتواند تصویری شایسته از او برای جهانیان ترسیم کند. اما متاسفانه نتیجه کار چنان بد است که  نمی تواند در حد فیلم « رسالت » مصطفی عقاد باشد.

  محمد رسول الله  با مجموعه ای از بهترین سینماگران جهانی در پشت صحنه ساخته شده است اما ایراد کار در جایی خودش را نشان می دهد که سینماگران ایرانی آن فضا را تجربه نکرده اند و آن ساخت یک اثر بیگ پروداکشن با زبان بین المللی سینماست. فیلم جدید مجید مجیدی فیلم خوش رنگ و لعابی است و از امتیازات ویژه فنی در هنگام ساخت برخوردار بوده اما بطور شگفت انگیزی در تمامی بخش ها دارای ضعف های نابخشودنی است که هرگز نمی توان به جهت بیگ پروداکشن بودن اثر، به راحتی از کنار آن گذشت.

ایراد دیگر فیلم مجید مجیدی،چندپارگی داستان و نحوه چیدمان رویدادهای زندگی پیامبر اسلام در کنار یکدیگر است

یکی از نکات جذاب درباره فیلم « رسالت » مصطفی عقاد این بود که در آن اثر، مهمترین دوران زندگی پیامبر اسلام به زیبایی در قالب قصه ای واحد، با روایتی جذاب و هیجان انگیز به تصویر کشیده می شد. اما در « محمد رسول الله » خبری از پرداخت رویدادهای زندگی دوران کودکی پیامبر نیست؛ گویی که فیلم چند اپیزود مختلف بوده که به یکدیگر متصل شده اند و نمی توان ترتیب مشخصی برای آن قائل شد.

چهار

در فیلم « محمد رسول الله » شخصیت های داستان نیز فاقد پرداخت و بی هویت هستند.

هرگز یک شخصیت دنبال نمی شود آمنه مادر پیامبر اسلام حتی در شرایط بحرانی ،بسیار نورانی! و خندان نشان داده می شود!

یادم می آید زنده یاد آغاسی برای خواندن ترانه ای به نام آمنه دچار چه حملاتی شد و ناچار نام ترانه به آی ننه تغییر یافت.

در این فیلم از نشان دادن صورت آمنه،پدر علی ابن ابی طالب و حلیمه پروایی ندارد.

براساس تواریخ معتبر،نقش پدر علی ابن ابی طالب،در دین اسلام محسوس نبوده و حتی گفته می شود در آخرین دقایق عمر خود از مسلمان شدن پرهیز می کند و حتی پیامبر اسلام در آخرین لحظات عمر وی از او می خواهد که اسلام را برگزیند و او سرباز می زند.

اما در فیلم می بینیم که بخش زیادی از فیلم به سخنان او در حمایت از اسلام و محمد رسول الله می گذرد.

محمدرسول الله به معجزه ای به شفا دادن حلیمه می پردازد اما وقت بیماری مادر خود آمنه هیچ حرکتی صورت نمی دهد!!!

فیلم در بخش دیگری در ساحل به معجزه ای از پیامبر اشاره می کند که در آن دریا خروشان شده و ماهی هایی را به ساحل می آورد تا کودکان و مردم گرسنه آن حوالی بتوانند از گرسنگی درآیند.

اگر مردم نادانی که در کنار دریا زندگی می کنند نمی دانند که می توان از دریا ماهی گرفت و منتظر معجزه ای هستند،بهتر است ماهیان به جای ان نفرات به زندگی ادامه دهند.

 اما احتمالا مجید مجیدی به درستی نمی دانست که با به تصویر کشیدن این سکانس، این پرسش نزد مخاطبین فیلم پیش خواهد آمد که چرا پیامبر اسلام گرسنگان مکه را اینچنین از گرسنگی نجات ندادند و یا حتی در زمان شعب ابیطالب چنین معجزاتی را انجام ندادند؟ پاسخ این سوال زمانی سخت تر می شود که فیلم برای مخاطب غیرمسلمان به نمایش درآید.

مخاطبین خارجی و غیرمسلمانی که دونیم شدن دریا از سوی موسی پیامبر را به کرات دیده اند.

 به کار بردن کلماتی نظیر « رفع تحریم » ، « تب اش نمی افتد » و « قیمت کالایت را بگو » نشان از این دارد که مجید مجیدی و کامبوزیا پرتوی اعتقادی به استفاده از ادبیات فاخر زبان فارسی در این فیلم نداشته اند.

درسکانس زنده بگور کردن دختر،بسیار ناشیانه صورت گرفته چرا که یک غول بیابانی! ( پدر دختر) با کلمات ساده ای از عمل خود پشیمان می شود هرچند که مخالفین بر زنده بگور کردن دختران در این مقوله اشکالاتی دارند و از جمله می توان برشمرد وجود خدیجه و زنان شاعر بسیاری در عربستان.

از سکانس فروش برده و قصد اثبات امانتداری پیامبر اسلام می گذرم که بسیار تصنعی بود و بیشتر به موعظه می ماند.

مجیدی فیلم سازی نبوده که تولید فاخر و بین المللی داشته باشد و تنها سکانس حمله به سپاهیان ابرهه تنها جلوه ویژه ای بود که درخور شمردن نیست.

این فیلم بیشتر شبیه چساندن چند کلیپ مذهبی است تا یک فیلم بین المللی.

فیلم الرساله مصطفی عقاد که فیلم متوسط ، کم خرج و بسیار بهتری از فیلم مجیدی است و همچنان می توان آن را دید، در این بحث، معقول تر رفتار کرده است بدون آن که نورپراکنی کند.

 داستان مربوط به ساموئل (محسن تنابنده) و توطئه یهودیان برای کشتن پیامبر در کودکی هم که قرار است مثلا بار اصلی تعلیق فیلم را به دوش بکشد به اندازه‌ای بد پرداخت شده که حتی دنبال کردنش هم برای مخاطب چندان ساده نیست و می بینیم که این یهودی نابکار!!! از طرفداران سینه چاک پیامبر می شود!!!

در این فیلم،مسیحیان هم که به زنده ماندن پیامبر کمک می کنند. پس می بینیم که باید با مسیحیان و یهودیان خوش رفتار باشیم!!!

وقتی حاصل مدیریت نامناسب کارگردان به اثری تبدیل شده که به جز چند سکانس، حتی از لحاظ بصری هم تفاوت چندانی با دیگر فیلم‌های فاخر سینمای ایران مثل آثار سلحشور ندارد (تازه سلحشور چون داستان می‌گوید قطعا در برقراری ارتباط با مخاطب شانس بیشتری دارد)، دیگر فرقی نمی‌کند که فیلمبردارش استورارو باشد یا هر کس دیگر. اسم‌های بزرگ نمی‌توانند یک فیلم را بزرگ‌تر از آن‌چه هست جلوه دهند. سینما شوخی ندارد و هر پروژه‌ای ممکن است شکست بخورد. حتی اگر ریدلی اسکات باشی و همه دنیا منتظر روایت تو از حضرت موسی (ع). مجید مجیدی که کارنامه‌اش پر از فیلم‌های کم هزینه با شخصیت‌های محدود است به هیچ عنوان گزینه مناسبی برای یک فیلم تاریخی بیش از 30 میلیون دلاری در مورد زندگی پیامبر اسلام نبود.

مجیدی در این فیلم چه دریچه تازه‌ای به سوی شخصیت والای حضرت محمد (ص) گشوده که می‌تواند جنبه‌های خاص و یگانه‌ای از ایشان را برای مخاطب غیر مسلمان آشکار کند؟ سینما ابزار بسیار قدرتمندی است. کاش می‌توانستیم از آن به درستی استفاده کنیم.

فیلم محمّد رسول‌الله پیش از اکران عمومی و حتی پس از اکران با استقبال برخی کشورهای عربی و مخالفت برخی دیگر مواجه شده است. مجید مجیدی کارگردان این فیلم در پاسخ به برخی مخالفین اعلام کرده که در نگارش فیلمنامه از روایت‌ها و منابع مورد تأیید مسلمانان و نه تنها شیعیان بهره برده است.که این امر نیز به ضربه اساسی به فیلم منجر می شود.

او می بایست از منابع اصلی اسلام بهره می برد که دچار این درهم ریختگی داستان و حقیقت درنماند.

اساتید و علمای دانشگاه الازهر به این دلیل که بخش‌هایی از بدن بازیگر نقش کودکی محمد در معرض دید قرار می‌گیرد و صدای این بازیگر نیز پخش می‌شود، از این فیلم انتقاد داشته و خواهان ممنوعیت اکران آن شدند و از روحانیون شیعه نیز چنین موضعی را درخواست کردند.

 عباس شومان معاون شیخ الازهر در گفتگو با روزنامه «المصری الیوم»: تلاش ایران برای اکران فیلمی که در آن پیامبر اکرم به تصویر کشیده شود مخالف اصول اسلامی است.

شیخ عبدالعزیز آل شیخ، مفتی اعظم عربستان سعودی در گفتگو با روزنامه عربی الحیات فیلم محمد رسول‌الله را فیلمی «مجوسی» خوانده که ساخت آن به گفته او «دشمنی با اسلام» است. وی گفته که این فیلم تصویری غیرواقعی از پیامبر اسلام نشان می‌دهد که مایه استهزا و کاستن از قدر و جایگاه است بنابراین ساختن این فیلم به معنی سیاهنمایی دین اسلام است و کسانی که این فیلم را ساخته‌اند مفسدینی اند که اساس کارشان بر دروغ است.

در کنار منتقدان سنی مذهب برخی از کارشناسان شیعه نیز هستند که به محتوای این فیلم پرهزینه انتقاد دارند. رضا بابایی، پژوهشگر، منتقد و کارشناس در حوزه ادبیات و تاریخ اسلام، دریادداشتی انتقادی آورده است: «این فیلم در خدمت هیچ ایده و طرحی نیست، مگر ایدهٔ فیلم برای فیلم. فیلمی که برای آن شهرک ساخته‌اند و آهنگ‌ساز اسکاری و فیلم‌بردار ممتاز جهانی را به خدمت گرفته‌اند، هیچ طرحی ندارد جز نمایش پرهزینهٔ چند معجزه از پیامبر در دوران کودکی و نوجوانی. اکثر این معجزه‌ها حتی یک سند معتبر ندارد. گیرم که معتبر باشد، مگر اهمیت و رسالت پیامبران در معجزهٔ آنان خلاصه می‌شود که ما پس از ۱۴۰۰ سال فیلم معجزه‌محور بسازیم؟ ۱۲۰ میلیارد تومان خرج کرده‌اید که چند معجزه را به تصویر بکشید؟ مگر این مردم به معجزه نیاز دارند؟ یک‌بار هم که سراغ قرآن رفتید، برای نشان دادن حملهٔ مرغان ابابیل به سپاه ابرهه بود!

شاید این ادعا باورپذیر نباشد، اما به جرات می‌توان گفت که اگر 70 درصد دیالوگ‌های این فیلم نیز حذف شوند باز لطمه‌ی خاصی به درک و دریافت از فیلم وارد نمی‌شود.

حال که یهودیان به زبان عبری و یا سپاه ابرهه به زبان آرامی سخن می‌گویند، بدیهی است که مسیحیان و مسلمانان نیز به زبان خود سخن گویند. چه تمایز منطقی و سینمایی میان این گروه‌های قومی هست که عده‌ای باید به زبان بومی خود و عده‌ای هم به فارسی سخن گویند؟!

نوجوانی که نقش پیامبر را بازی می‌کند و ما مجبوریم تا انتهای فیلم او را از پشت سر و یا ربع رخ‌ ببینیم، از فیگور شایسته و مناسبی برخوردار نیست. کافی بود عوامل فیلم در همان نقاشی‌های دوران رنسانس دقت کافی را مبذول می‌داشتند تا از فیگورها و ترکیب‌های زیباتری برای سامان بخشیدن بر اندام چنین شخصیت مهمی، الهام گیرند.

کوتاه سخن این که

 محمد  رسول الله، فیلمی شیعی ایرانی است  که بزرگترین،لزوما بهترین نیست! و عقب گردِ چهل ساله" کارناوال بی محتوای رنگ و نور است و این که به راستی، چه کسی با دیدن فیلم محمد رسول الله ایمان می آورد؟!

 

امیر پریزاد

 

 

www.sarzaminjavid.com

 

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

 
1 0
هانا   undefined 1396/11/9 13:42:58

با سلام و خسته نباشید خدمت شما جناب پریزاد
باعث تاسفه که فیلمی با بازیگران و دست اندرکاران آمریکایی رسالت پیامبراکرم رو زیباتر و درست تر به تصویر میکشه
پایدار باشید

0 0
امیر پریزاد   undefined 1396/11/9 14:15:42

درود مهربانو گرامی

و سپاس از توجه تان

پایدار باشید

1 0
فریبرز محمدخانی   undefined 1396/11/3 13:24:09

سپاس امیر جان. بایسته است که نقد بر سینمای ایران از سمت اهل علوم انسانی با پیگیری و جدیت بیشتری دنبال شود که هر چیزی را ساخته و پرداخته و در ذهن مردم فرو نکنند. پیروز باشید.

0 0
امیر پریزاد   undefined 1396/11/3 13:28:41

فریبرز گرامی
به موضوع بسیار مهمی پرداخته بودید
کاش همه مسائل ایران کنونی از منظر حقوق انسانی و علوم انسانی دیده می شد
سپاس از توجه شما

پاینده ایران

1 0
فریبرز محمدخانی   undefined 1396/11/3 13:14:17

نقد فیلم محمد رسول الله ساخته مجید مجیدی، توسط امیر پریزاد را مطالعه کردم.
بی گمان اولین چیزی که به اندیشه ام خطور کرد این بود که هر تحقیق بی طرفانه ای در خصوص سینمای ایران در چهار دهۀ خود مبین آن است که در اکثر موارد اهل سینمای ایران با واژه «علوم انسانی» غریبه بوده اند؛ سینمایی احساسی و ایدئولوژیک که حقایق و وقایع را دستخوش ماهیت سیاسی و یا وابستگی های قومی و ایدئولوژیک کرده است و این در حالی است که نمی توان قدرت بالقوه سینمای ایران و آثار دلنشین آن را نیز در نظر نگرفت. به یاد دارم سال ها پیش از علی اصغر همت پرسیدم که چرا در سریال سربداران نقش آفرینی نکرده است، وی در پاسخ من گفت: « محمد نجفی تاریخ خودش را ساخته بود، نه تاریخ حقیقی را.» امروز اهل هنر با تمام زیر مجموعه هایش، فراموش کرده است که قسمتی از علوم انسانی و اجتماعی است و به همین دلیل نخبگان هنری کشور ما چه در عرصه ادبیات معاصر و چه در عرصه هنر، جامعه و مفاهیم اجتماعی و تاریخی را طبق سلیقۀ خود تفسیر کرده اند. نمونه بارز این آشفتگی فیلم «دادشاه» ساخته حبیب کاووش در سال 1362 است. در این فیلم سعی شده است که دادشاه را شخصی که با اصل چهار ترومن مخالف بوده جلوه دهند و به نوعی او را قهرمان خلق های محروم نشان داده اند، رویکردی که در سینمای بعد از انقلاب توسط هنرمندان بسیار دیده شده است. اما واقعیت دادشاه چیست؟
حدوداً چهار سال پیش در مرکز مطالعات استراتژیک خاورمیانه در ملاقاتی با دکتر حمید احمدی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، پیرامون مسئله افغانستان، ایشان کتاب ارزشمند خود «قومیت و قوم گرایی در ایران؛ افسانه تا واقعیت» را به من هدیه دادند و این کتاب براستی بسیار آکادمیک و ارزشمند است. در صفحه 274 به نقل از منبع اولیه ایرج افشار سیستانی چنین نقل شده است:« منابع پاکستانی و منابع ایرانی، دو تصویر متفاوت از دادشاه ارائه می دهند. ایرج افشار سیستانی محقق ایرانی، که آثاری در زمینه ایلات و عشایر دارد و نسبت به بلوچ ها ابراز همدردی می کند، در یکی از آثار خود مطالبی دربارۀ دادشاه نوشته است. وی پس از شرح مفصل فعالیت های دادشاه، نتیجه می گیرد که او بیشتر رهبر یک گروه راهزن بود تا یک فعال سیاسی. وی می نویسد که دادشاه جنایات زیادی مرتکب شد و از جمله پسرعموی خود عبدالنبی و پنج فرزند او را به خاطر یک قطعه زمین کشت. او به دهکده های بلوچ نشین حمله و آن ها را غارت می کرد و زنان بلوچ را می ربود و به شیوخ عرب حاشیۀ جنوبی خلیج فارس می فروخت. به نوشته وی، دادشاه هفت دختر بلوچ را، که از اتباع سردار علی خان شیرانی و از دهکده های بنت و فنوچ بودند، ربود و آن ها را در مسقط در سال 1952/1331 فروخت.»
در فیلم دادشاه چنین برداشت می شود که او مخالف اصل چهار ترومن بوده است! در صورتیکه طبق اسناد و منابع معتبر دادشاه به هنگام راهزنی و اشتباهاً خودروی حامل کوین کارول رئیس برنامه اصل چهار ترومن را در سیستان و بلوچستان به گلوله بسته بود که در آن حادثه همسر کارول، آنیتا، بروسترویلسون و معاون او محسن شمس و راننده کشته می شوند. دکتر حمید احمدی از تحقیق ارزشمند و بی طرفانۀ محقق بلوچ ایرانی، عظیم شه بخش نام می برد که به شرح زندگی دادشاه پرداخته بود و مشخص شده است که دادشاه اصلاً درکی از مفاهیم سیاسی، ترومن، اصل چهار و بلوک شرق و غرب هم نداشته است و سرانجام توسط سرداران بلوچ هنگامی که قصد داشت یک گروهبان ژاندارمری را در هنگام مذاکره به عنوان گروگان با خود ببرد، کشته شد.
اما اصل چهار ترومن چه بود؟
برای مقابله با نقوذ شوروی و کمونیست در سایر کشورها، هری ترومن، رئیس جمهور آمریکا در سخنرانی state of union سالیانه چهار اصل را در سال 1949 مطرح می کند – Four Point Program – که اصل چهارم آن رویکرد سیاست خارجه ایالات متحده آمریکا قرار گرفت، چیزی شبیه به ماموریت کنت دوماراناش فرانسوی در باشگاه سافاری در سال 1974، علیه نفوذ دستگاه های جاسوسی شوروی در خاورمیانه. ایران اولین کشوری بود که به این طرح پیوست.
خلاصه این طرح این بود: « کمک به کشورهای ضعیف برای جلوگیری از گرایش آنها به بلوک شرق و شوروی، یوتوپیای صدها چپ که در دنیا میلیون ها انسان را به کام مرگ، جنگ و فقر و دیکتاتوری فرو برد.
فیلم دادشاه بهترین کاری بود که ممکن بود با هزینه ایران برای سازمان امنیتی پاکستان ISI ساخته شود.

1 0
امیر پریزاد   undefined 1396/11/3 13:15:17

درود فریبرز گرامی

سپاس از نقدتان

سرافراز باشید

0 0
امیر پریزاد   undefined 1396/10/28 13:57:39

درود بر فریبرز عزیز
سپاس از توجه شما
پاینده باشید

1 0
فریبرز محمدخانی   undefined 1396/10/28 12:46:33

صنعت سینما در ایران چند وقتی است که بیمار است. هنرمندان و نویسندگان این عرصه به علت نداشتن دانش لازم در سایر رشته های علوم انسانی و کمک نگرفتن از اهل علوم انسانی، دارای ایرادات بسیار هستند و دنیا را با ذهن احساسی خود نگاه می کنند که مکرراً دچار اشتباه و کج روی می شوند. بیشتر هنرمندان به نوعی غرور کاذب دچار شده اند که در خود این را لازم نمی بینند که با دیگران حداقل مشورتی داشته باشند. مانند عرصه مدیریتی کشور از ضعف دانش، شهامت و نوآوری در رنج هستند.

1 0
حسینعلی   undefined 1396/10/27 16:43:03

توجه شما رو به این سانسور صداوسیما در فیلم "محمد" مصطفی عقاد جلب می کنم !
https://www.youtube.com/watch?v=P3M-V9qXrrk

0 0
ادمین سایت سرزمین جاوید   undefined 1396/10/28 13:57:11

درود
بله این سانسور ها در این فیلم انجام شده است.
سپاس از شما

1 0
فرشته   undefined 1396/10/27 16:05:00

نقد بجاییست ولی راستش من در مورد سینمای ایران دیگه حتی ارزش نقد هم قائل نیستم....
حیفِ وقتی که پای این تهی ها صرف شود....
دنیا خیلی فراتر از اینها مشکل و معضل دارد
به نظرم نه پیامبران در گذشته و نه امامی مانده در پیش، هیچ یک از دردهامون رو چاره نیستند که اصل "نبودن درک و حس واقعی انسان بودنه"

0 0
امیر پریزاد   undefined 1396/10/28 13:56:18

درود و سپاس از این که دیدگاه تون رو بیان کردید

2 0
الهام   undefined 1396/10/27 15:02:36

با عرض ادب واحترام حضور شما

چه خوب است سینما گران ما که قصد ترویج راه و روش زندگی و سیره پیامبران و امامان را دارند و قرار به هزینه کردن دارند، میبایست دراین روزگار تنگدستی وتحریم وگرانی ،راهی دیگر را برگزینند ومطمئن باشند که اگر این هزینه ها را در راه سر وسامان دادن به همنوعانی که دراداره کردن زندگی وا مانده اندصرف کنند و نام (رفتاری پیامبر گونه)را بر آن گذارند ، هم خود خدا وهم پیامبر خدا خوشحال ترهستند وهم ایمان مردم بیشتر میشود.مگر نه اینکه حضرت محمد(ص) وهمه امامان خود از هرگونه کمک به خلق دریغ نمیکردند وبه همه هم سفارش دستگیری از بینوایان را میکردند.

پایدار باشید.

0 0
امیر پریزاد   undefined 1396/10/28 13:55:41

درود و سپاس از توجه تان

2 0
محسن   undefined 1396/10/27 12:51:31

سلام و خسته نباشید.سپاس از شما بخاطر دلسوزی و نگارش قوی و جامعی که داشتین.بله این فیلم میتوانست فرصتی باشد برای زدون تیرگی که چندسالی است بر رخ اسلام نشسته.ولی متأسفانه نتوانست در این زمینه نقش مثبت و سازنده ای ایفا نماید.

0 0
امیر پریزاد   undefined 1396/10/28 13:55:12

درود و سپاس از نگاه شما