پرونده بزرگداشت حکیم فردوسی

تاریخ خبر: 1397/2/25

پرونده بزرگداشت حکیم فردوسی

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

 

به بهانه 25 اردیبهشت روز پاسداشت فردوسی؛

رنجی که کشید و زبانی که احیا شد/ نقش حکیم سخن در حفظ و احیای زبان پارسی

«برنایان جاودان» برخوانی محمود دولت‌آبادی از شاهنامه فردوسی ‌‌‌‌

در یادداشت «مختار مسعود» مطرح شد:

مدح و ثنای فردوسی در اشعار و آثار منثور سخن‌سرایان ایران زمین

اعطای نشان فردوسی به ۳ شاهنامه‌پژوه برجسته/ برپایی 400 رخداد فرهنگی در روز فردوسی

طرح جهانی نقالی و شاهنامه‌خوانی «ما فرای مرزها» همزمان با روز ملی فردوسی/ حضور گروه چامه در چهارمین کنگره ملی سربازان صلح

احیای هنر نقالی به شیوه ای متفاوت در یزد

فردوسی شاعری برای خاص‌ و عام

پهلوان خوانی با شاهنامه

شاهنامه فردوسی، شاهکار ادبی جهان

فردوسی؛ از حکمت ایران‌شهری تا بزرگان ادبیات جهان

فردوسی؛ پاسدار واژگان و خالق اساطیر

خردنامه فردوسی؛ حافظ راستین سنت های ملی

ادب فارسی وام‌ دار فردوسی توسی

شاهنامه فردوسی؛ میراث جاودانه ایرانیان

شاهنامه، نامه گورستان یا آینه هویت ایرانی؟

روز فردوسی؛

برنامه‌هایی به مناسبت بزرگداشت فردوسی

اعلام برنامه های روز ملی بزرگداشت فردوسی

روز بزرگداشت حكيم ابوالقاسم فردوسی

فردوسی به مثابه سرمایه ملی

شاهنامه، نامه گورستان یا آینه هویت ایرانی؟

فیلم هر آنچه درباره‌ی فردوسی و مهمترین اثرش نمی‌دانید

فیلم روز بزرگداشت حكيم ابوالقاسم فردوسی

 

 

به گزارش ایلنا،حکیم ابوالقاسم فردوسی در سال 329 هجری قمری برابر 319 خورشیدی در روستای پاژ و شهرستان توس در خراسان متولد شد. به نوعی تاریخ گذشته ایران باستان مدیون این حکیم بزرگوار است. این شاعر بزرگ و پرآوازه ایران شاهنامه را سروده که یکی از بزرگترین نوشته‌های ادبیات کهن فارسی است.

در پیش‌گفتار بایسنقری نام فردوسی با حکیم همراه است که از دید برخی اشاره به حکمت خسروانی وی دارد. فردوسی از یک خانواده دهقان بود و زندگی‌اش در روزگار سامانیان و همزمان با جنبش استقلال‌خواهی و هویت‌طلبی در میان ایرانیان سپری کرد و همچنین در دوره‌ای شاهنامه را نوشت که شاهان سامانی از زبان فارسی پشتیبانی می‌کردند و فردوسی در هنر سخنوری آشکارا وامدار گذشتگان خویش و همه آنان است که سده سوم و چهارم هجری زبان فارسی را به اوج شکوه رساندند و او با بهره‌گیری از آن سرمایه توانست به مطالب خود این‌چنین درخشان بپردازد

در سده دوم و سوم هجری افزون بر توده مردم بسیاری از کسان برجسته خاندان‌های کهن ایران برای زنده کردن فرهنگ ایران و فرمانروایی مستقل ایرانی بپاخاستند. از سویی خدایی‌نامه‌ها و دیگر کتاب‌های پهلوی به دست ابن مقفع و دیگران و به تشویق برمکیان و خاندان سهل در خلال نهضت ترجمه از زبان پهلوی به عربی برگرداندند و در درازای یک سده در گوشه و کنار ایران پراکنده شده بود.صفاریان و یعقوب لیث نقش پررنگی در گسترش ادب پارسی داشتند با پیدایش دولت سامانی این زبان به اوج شکوفایی رسید.

 وی با درایتی که داشت در شاهنامه ، فرهنگ ایران پیش از اسلام را با فرهنگ ایران پس از اسلام پیوند داد و از آیین‌های ایران باستان مانند"زروانی، مهرپرستی و مزدیسنا" اثر پذیرفت. فردوسی به دلیل اینکه از طبقه دهقان -از طبقات بالای جامعه آن روزگار- بود به همین دلیل با فرهنگ و آیین‌های باستان ایران آشنایی داشت. به گونه‌ای که این دانسته‌ها جهان‌بینی شعری وی را شکوفا کرد. آنچه که فردوسی به آن می‌پرداخت جدای از جبهه شعری دانش‌وارانه و اشعارش زاییده دانسته‌ها و جهان‌بینی شعری وی را بنیان نهاد. آنچه که فردوسی به آن می‌پرداخت جدا از جنبه شعری دانش‌ورانه نیز بود. وی افسانه ننوشت و افکارش زاده خردورزی دوران سامانیان است.

 در این دوران زمینه برای اوج این خردورزی و دانش‌مداری در شاهنامه آماده شد. این شاعر خرد را سرچشمه و سرمایه تمام خوبی‌ها می‌داند و بر این باور است که آدمی با خرد نیک و بد را از یکدیگر باز می‌شناسد و از این راه بد و نیک این جهان و رستگاری آن جهان را خواهد فهمید. این شاعر بزرگ عهد سامانی فردی بسیار آزاداندیش، تیزبین، نکته‌سنج در رویدادهای گذشته و حال بود و در شمار آن شاعران نه چندان پرشمار زبان فارسی است که نجابت گفتار و پاکی سخنش آلوده نبوده و حتی واژه‌ای که زننده و ناسزا باشد به کار نبرد و برای همیشه مطالب گزیده‌اش در یاد ایرانیان زنده ماند.

از جمله داستان‌هایی که در شاهنامه در دوران جوانی این شاعر محبوب نوشته شده است داستان بیژن و منیژه، رستم و اسفندیار، رستم و سهراب، داستان اکوان دیو و داستان سیاوش را می‌توان نام برد. شاهنامه پرآوازه‌ترین سروده فردوسی و یکی از بزرگ‌ترین نوشته‌های ادبیات کهن پارسی است.

فردوسی سرودن شاهنامه را بر پایه نوشتار ابومنصوری در حدود سال 370 هجری قمری شروع کرد و سرانجام آن را در تاریخ 25 سپندارمز سال 384 هجری قمری برابر 373 هجری خورشیدی با این بیت‌ها به انجام رساند:

سرآمد کنون قصه یزدگرد به ماه سپندارمز روز ارد/ ز هجرت سه صد سال و هشتادوچار به نام جهان داور کردگار

این ویرایش نخستین شاهنامه بود و فردوسی نزدیک به بیست سال دیگر در تکمیل و تهذیب آن کوشید. انسان‌ها همزمان با برافتادن حکومت سامانیان و برآمدن سلطان محمود غزنوی فردوسی در سال 394 هجری قمری برابر 282 خورشیدی در سن 65 سالگی بر آن شد که شاهنامه را به سلطان محمود غزنوی اهدا کند و از این رو دست به کار ویرایش تازه‌ای از شاهنامه شد. فردوسی در ویرایش دوم بخش‌های مربوط به پادشاهی ساسانیان را تکمیل کرد. پایان ویرایش دوم شاهنامه در سال 400 هجری قمری در 71 سالگی این شاعر بزرگوار بوده است
چو سال اندر آمد به هفتاد و یک / همی زیر بیت اندر آرم فلک
ز هجرت شده پنج هشتاد بار / به نام جهان داور کردگار

فردوسی شاهنامه را در 6 یا 7 دفتر به دربار غزنه نزد سلطان محمود غزنوی فرستاد و به گفته خودش سلطان محمود غزنوی "نکرد اندرین داستان نگاه" پاداشی هم برای وی نفرستاد. از این رویداد تا پایان زندگانی‌اش قسمت‌های دیگری نیز به شاهنامه افزود که بیشتر در گله و انتقاد از محمود و تلخکامی سراینده از اوضاع زمانه بوده است. در روزهای پایانی زندگی فردوسی از سن خود دو بار یاد کرده است و خود را 80 ساله و جای دیگر 76 ساله خوانده است

فردوسی 30 سال تلاش کرد و کتابی به عظمت شاهنامه را با 60 هزار بیت که بزرگترین و برجسته‌ترین سرودهای حماسی جهان است را بسراید. درون مایه این شاهکار ادبی "اسطوره‌ها، افسانه‌ها "و تاریخ ایران از آغاز تا حمله اعراب به ایران در سده هفتم میلادی است که در چهار دودمان پادشاهی "پیشدادیان، کیانیان، اشکانیان و ساسانیان"گنجانده می‌شود و به سه بخش اسطوره‌ای از روزگار "کیومرث تا پادشاهی فریدون پهلوانی، از خیزش "کاوه آهنگر تا مرگ رستم" و تاریخی از پادشاهی "بهمن و پیدایش اسکندر "تا "گشایش ایران به دست اعراب" بخش‌بندی شده است.

این شاهکار ادبی پارسی زمانی از سوی فردوسی سروده شد که زبان دانش و ادبیات در ایران عربی بود و این شاعر بزرگ با سرودن شاهنامه با ویژگی‌های هدفمندی که داشت زبان پارسی را زنده نگه داشت و پایدار کرد. یکی از بن‌مایه‌های مهمی که فردوسی برای سرودن شاهنامه از آن استفاده کرد شاهنامه ابومنصوری است.

شاهنامه بزرگترین کتاب به زبان پارسی است که در همه جای جهان مورد توجه قرار گرفته و به بسیاری از زبان‌های زنده جهان باز گردانده شده است و چه زیباست کنایه‌ای که در مورد آخرین بخش پایانی این شاهکار ادبی و حاصل زحمات شاعر بزرگ کشورمان که می‌گویند شاهنامه آخرش خوش است و کنایه از شکست یزدگرد آخرین پادشاه امپراطوری عظیم ساسانی از اعراب و فروپاشی فرمانروایی این دولت و در واقع به سر رسیدن شکوه و اقتدار ایرانیان است .

در آخر این نوشتار را  با ابیاتی  از این شاعر بزرگ در باره حمله اعراب به سرزمین پارسیان به پایان می رسانیم.

چو بخت عرب بر عجم چیره شد/ همی بخت ساسانیان تیره شد

برآمد ز شاهان جهان را قفیز / نهان شد ز رو گشت پیدا پشیز

همان زشت شد خوب شد خوب زشت / شده راه دوزخ پدیدار از بهشت 

 

در یادداشت «مختار مسعود» مطرح شد:

مدح و ثنای فردوسی در اشعار و آثار منثور سخن‌سرایان ایران زمین

 

به گزارش خبرنگار ایلنا، مختار مسعود (کارشناس ادبیات و پیشکسوت مطبوعات) در یادداشتی با عنوان نورافشانی «خداوند سخن» در آسمان ادب پارسی به بررسی مدح و ثنای فردوسی در اشعار و آثار منثور سخن‌سرایان ایران زمین پرداخته است.

متن این یادداشت به شرح زیر است:

زبان فصیح و شیرین دری که در قرن چهارم، منزوی و به کنج عزلت خزیده بود، با همت و رادمردی، خردورزی و طی ۳۰ سال درد و رنج حکیم بزرگ ایران زمین از ورطه نابودی نجات یافت و بیش از هزار سال است که در آسمان ادب و فرهنگ این سرزمین نورافشانی می‌کند.

روز ۲۵ اردیبهشت، روز بزرگداشت بزرگترین حماسه‌سرای ادب پارسی و سراینده حماسه ملی ایرانیان، حکیم ابوالقاسم فردوسی است. ابرمردی که با کاربرد واژه‌های زبان دری در شاهنامه، ضمن نجات‌بخشی این زبان از زوال و اضمحلال، گنجینه بزرگی از خرد و دانش ایرانی را به ابنای بشر در تمام اعصار ارزانی داشته تا چراغ راه آنان در هر دوره و زمانی باشد. او همچون پهلوانان اساطیری و افسانه‌ای بدون ترس و واهمه از بداندیشان و بدخواهان روزگار، یکه و تنها به میدان فرهنگ و ادب آمد و همه را مبهوت قدرت، توانایی و مهارت سخن‌سرایی خود کرد. خداوند سخن و پدر زبان فارسی (۱) با تسلط بردانش‌های مختلف زمان خود ازجمله صنایع ادبی و لفظی، ژرف‌اندیشی، ابداع ترکیبات و مضامین نو، ذوق سلیم، آگاهی از فنون بلاغت و فصاحت،  گسترش بعد سخن‌پردازی، سادگی، روانی و شفافیت بیان، باریک‌بینی و نکته‌سنجی، دایره‌المعارف بزرگی از واژه‌ها و اصطلاحات زبان اصیل دری را با صحت و امانت در اثر گرانقدر و ارجمندش به یادگار گذاشت. بسیاری از سخن‌شناسان باتوجه به وجود کمتر از ۶۰ واژه غیرفارسی در شاهنامه، اثر بزرگ حکیم سخن را پرمایه‌ترین و بی‌نیازترین گنجینه و آن‌را مبنای فارسی‌نویسی می‌دانند. (۲) با اینکه ده قرن از آفرینش هنری سراینده حماسه ملی ایران گذشته است، اما کاخ بلندی که او پی افکنده، در مقابل حوادث روزگار، دست‌اندازی‌ها و تهاجم فرهنگی بیگانگان استوار و پابرجا مانده است و همچنان می‌درخشد. البته دانا و خردمند بزرگ توس، جاودانی اثر شگرفش را به ایرانیان نوید داده است، آنجا که می‌سراید:

نمیرد از این پس که من زنده‌ام/که تخم سخن را پراکنده‌ام

بناهای آباد گردد خراب/ز باران و از تابش آفتاب

پی افکندم از نظم کاخی بلند/که از باد و باران نیابد گزند

قرن‌های متمادی است که اهل ادب، فرهنگ و هنر در ایران و جهان از خوان گسترده گلستان زیبا و معطر حکیم توس، توشه‌ها برگرفته و از آن بهره‌ها برده‌اند. ده‌ها اثر حماسی همچون «علی نامه» «جهانگیرنامه» و... تحت تاثیر شاهنامه سروده شده‌اند. علاوه بر آن شعرا و سرایندگان بزرگی همچون حافظ، سعدی، مولانا، سنایی، جامی، خاقانی، ناصرخسرو، مسعود سعد سلمان، ابن یمین، اوحدی مراغه‌ای، امیر معزی نیشابوری، اسدی طوسی، حکیم نظامی، عطایی رازی، عثمان مختاری غزنوی، خواجوی کرمانی، فتحعلی خان صبا با اثرپذیری از خداوند سخن، اشعاری سروده و خالق شاهکار جاویدان و پر ارج سخن را ستوده‌اند. در دو قرن اخیر نیز شعرا و سخن‌سرایانی همچون میرزاده عشقی، عارف قزوینی، محمدتقی بهار، محمدحسین شهریار و نوپردازانی مانند فریدون مشیری، مهدی اخوان ثالث و... تحت تاثیرحکیم بزرگ ایران زمین و شاهکار «مانای» او در این میدان وارد شده‌اند.

مدح و ثنای فردوسی در اشعار سخن‌سرایان ایران زمین

حکیم ابونصر اسدی طوسی از حماسه‌سرایان مشهور قرن پنجم هجری و ازجمله گویندگان و شعرایی است  که ارادت خود را به خداوند سخن و حماسه ملی او ابراز داشته است. وی فرهنگ اسدی و یا «لغت فرس» را نوشته که در شمار بهترین فرهنگ نامه و قدیمی‌ترین واژه‌نامه موجود زبان فارسی است. او در «گرشاسپ‌نامه» داستان پهلوان بزرگ سیستان و جد رستم را به رشته نظم کشیده است. وی در این کتاب که نخستین مقلد شاهنامه به حساب می‌آید، سروده است:

که فردوسی طوسی پاک مغز/به اوست داد سخن‌‌های نغز

به شهنامه فردوسی نغز گوی/که از پیش گویندگان برد گوی

سراج‌الدین عثمان مختاری غزنوی شاعر مشهور و بزرگترین سخنور نیمه دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری در کتاب «شهریارنامه» خود که به تقلید از حکیم فردوسی سروده است، به تجلیل از مقام والای خالق شاهنامه پرداخته و آورده است:

گفت فردوسی به شهنامه هران چه که خواست/قصه‌های پرعجایب فتنه‌های پرعبر

ز فردوسی کنون سخن یاد دار/که شد بر سر رزم اسفند یار

زنده رستم شعر فردوسی است/ور نه زو در جهان نشانه کجاست

شمس‌الدین تاج الشعرا سوزنی سمرقندی از شعرای اواخر قرن پنجم هجری نیز که خود از «چکامه» سترگ فردوسی توشه‌ها برگرفته است، برحکمت شاهنامه تاکید کرده و می‌سراید:

بدان که شاهنامه فردوسی حکیم/فردوس حکمت است از ایشان تویی نشان

حکیم نظامی گنجوی از استادان بزرگ سخن و پیشوای داستان‌سرایی و منظومه‌های حماسی عاشقانه، اگرچه در قصه‌گویی تفاوت‌هایی باروش شاهنامه دارد، اما راه حکیم توس را در بزم‌آرایی صحنه‌ها ادامه داده است.

او «اسکندرنامه» را به پیروی از سخن‌پرداز بزرگ و شاعر بلندآوازه پارسی‌گوی به سبک حماسی سروده است. همچنین ردپای شاهنامه را در «خمسه» او به وفور می‌توان یافت. او در منظومه خسرو و شیرین و در هفت پیکر از خالق شاهنامه چنین یادکرده است:

وگر با تو دمساز گیرم/چو فردوسی ز مزدت باز گیر

نسبت عقربی‌ست با قوسی/بخل محمود و بذل فردوسی

سخنگوی پیشینه دانای طوس/که آراست روی سخن چون عروس

افضل الدین علی خاقانی شروانی، نامدارترین شاعر و بزرگترین قصیده‌سرای تاریخ شعر و ادب فارسی در قرن ششم که او را «حسان العجم» لقب داده‌اند، نیز تحت تاثیر «حافظ راستین سنت‌های ملی اقوام ایرانی» قرار گرفته و در قصاید خود  مضامین بدیع و شگفتی در مورد اسطوره‌‌ها و پهلوانان شاهنامه ابداع کرده است. در دیوان او می‌خوانیم:

مرا با عشق تو در دل هوای جان نمی‌گنجد

مگر یک رخش در میدان دو رستم برنمی‌تابد

شمع جمع هوشمندان است در دیجور غم           

نکته‌ای کز خاطر فردوسی طوسی بود

وگر چون عیسی از خورشید سازم خوانچهٔ زرین

پر طاووس فردوسی کند برخوان مگس‌رانی

ابوالفضل ظهیر فاریابی شاعر نیمه دوم و اول قرن ششم و هفتم هجری ملقب به ظهیر فارابی از سخنوران و گویندگانی است که به نیکی از حکیم توس یاد کرده و مقام پر ارج او را این چنین ستوده است:

این تازه و محکم ز تو بنیاد سخن  

هرگز نکند چون تو کسی یاد سخن

فردوس مقام بادت ای فردوسی

انصاف که نیک داده‌‌ای داد سخن                                                                       

پرکارترین شاعر و سخن‌سرای ایرانی نیز که از خوان گسترده و بی‌حد و حساب خالق بزرگترین شاهکار ادبی ایران و جهان توشه‌ها برگرفته است، عطار نیشابوری است. او در اشعار متعدد خود، بزرگترین حماسه‌سرای زبان پارسی را که برخی از ادیبان و نکته‌سنجان به حق او را یکی از پیامبران شعر فارسی (3) نامیده‌اند، مورد ستایش قرار داده است. عطار در «اسرارنامه» این چنین ارادت خود را به حکیم فردوسی ابراز داشته است:

شنودم من که فردوسی طوسی/که کرد حکایت بی فسوسی

چنین گفت که فردوسی بسی گفت/همه در مدح گبری و ناکسی گفت

چو فردوسی مسکین را ببردند/به زیر خاک  تاریکش ﺳﭙردند

ختم  دادند به فردوس اعلی/که فردوسی به فردوس است اولی

خطاب آمد که فردوسی پیر/اگر راندت ز پیش آن طوسی پیر

پذیرفتم منت تا خوش بخفتی/بدان یک بیت توحیدم که گفتی

عطار در «مصیبت‌نامه» نیز جایگاه فردوسی را بهشت برین می‌داند و می‌سراید:

باز مکن چشم وز شعر چون شکر/از بهشت عدن فردوسی نگر

ابو عبدالله محمد بن ابی بکر عثمان معروف به امامی هروی شاعر و عارف مشهورقرن هفتم از دیگر گویندگانی است که از پاسدار و حافظ زبان مردمان این مرز و بوم سخن به میان آورده و درباره او سروده است:

شاعر از شما بهتر شعر آن که نیکوتر/از طایفه تازی و از انجمن فرسی

آواز دادند یک رویه به من گفتند/فردوسی و شهنامه شهنامه و فردوسی

ابومحمد مشرف الدین مصلح متخلص به سعدی یا شیخ شیراز که او را استاد، پادشاه سخن و «افصح المتکلمین» لقب داده‌اند، یکی از پنج شاعر طراز اول زبان فارسی است که در اشعاری از آفریننده «فرهنگ، منش و سند هویت فرهنگی ایرانیان» به نیکی یاد می‌کند و می‌گوید:

چو خوش گفت فردوسی پاکزاد/که رحمت بر آن تربت پاک باد

میازار موری که دانه کش است/که جان دارد و جان شیرین خوش است

امیر فخرالدین مستوفی بیهقی فریومدی متخلص به «ابن یمین» از شعرای مشهور قرن هشتم است که از خالق بزرگترین اثر زبان فارسی تجلیل کرده است. در بیتی از او می‌خوانیم:

سکه‌ای کاندر سخن فردوسی طوسی نشاند/تا مپنداری که از زمره فرسی نشانه

شرف‌الدین علی یزدی مورخ و شاعر مشهور قرن نهم متخلص به شرف و نویسنده کتاب معروف «ظفرنامه» نیز همچون دیگر گویندگان و سخن پردازان مقام والای حکیم فردوسی را گرامی داشته و درباره او سروده است:

که جاوید فردوسی آسوده باد/به جایگه نامش به آن مژده باد

روانش به فردوس اعلی مقیم/ممتع به انواع ناز و نعیم

خواجه شمس الدین محمد شیرازی مشهور به «لسان الغیب» بزرگترین شاعر غزل‌سرای ایران و جهان که او را نیز «خداوند شعر و ادب» لقب داده‌اند، در اشعار مختلفی علاقه و ارادت خود را به پدر شعر فارسی نشان داده است. وی درابیاتی به بدعهدی وظلم سلطان محمود غزنوی به حکیم فردوسی اشاره می‌کند و می‌سراید:

شاه ترکان چو پسندید و به چاهم انداخت

دستگیر ار نشود لطف تهمتن چه کنم

سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل

شاه ترکان فارغ است از حال ما کو رستمی

گوی خوبی بردی از خوبان خلخ شاد باش

جام کیخسرو طلب کافراسیاب انداختی

همان منزل است این جهان خراب

که دیده‌ست ایوان افراسیاب

جلال الدین محمد بلخی معروف به مولانا، مولوی و ملای رومی و مشهورترین شاعر ایرانی پارسی‌گوی است که در ابیات متعددی از رستم، پهلوان افسانه‌ای شاهنامه و دیگر قهرمانان حماسه ملی ایرانیان یاد کرده و سروده است:

زین همرهان سست عناصر دلم گرفت

شیر خدا و رستم دستانم آرزوست

کو رستم دستان تا دستان بنماییمش

کو یوسف تا بیند خوبی و فر ما را

گر زخم خوری بر رو رو زخم دگر می‌جو

رستم چه کند در صف دسته گل و نسرین را

یکی مشتی از این بی‌دست و بی‌پا

حدیث رستم دستان چه دانند

طبل غزا برآمد وز عشق لشکر آمد

کو رستم سرآمد تا دست برگشاید

تو رستم دل و جانی و سرور مردان

اگر به نفس لئیمت غزا توانی کرد

 تو رستم دستانی از زال چه می‌ترسی

یا رب برهان او را از ننگ چنین زالک

بادیه‌ای هایلست راه دل و کی رسد

جز که دل پردلی رستم مردانه‌ای

بزرگداشت حکیم سخن در آثار منثور ادب پارسی

علاوه بر سخن‌سرایان نامی ایران، در برخی آثار منثور ادب فارسی نیز یاد و نام حماسه‌سرای بزرگ ایران زمین و منظومه گران‌سنگ و بی‌همتایش مورد تجلیل قرار گرفته است که برای پرهیز از اطاله کلام فقط به چند مورد بسنده می‌کنیم.

در «مجمع التواریخ و القصص» که در سال 520 هجری نوشته شده و به شرح تاریخ دنیا و به‌خصوص ایران اختصاص دارد، در مورد حکیم توس می‌خوانیم: «... هرچند محال است نظم حکیم فردوسی و اسدی طوسی و دیگران، نثر اﻟﻤﺆید بلخی نقل کردن که سبیل آن چنان باشد که فردوسی گفت...»

نورالدین محمد عوفی بخاری که به «سدیدالدین محمد عوفی» نیز مشهور است، یکی از نویسندگان، ادیبان و تاریخ‌نگاران اواخر سده ششم و اوایل سده هفتم هجری است که نسبت به حکیم توس ابراز ارادت کرده و مقام شامخ او را در گسترش سخن‌پردازی و حماسه‌سرایی مورد تکریم و ستایش قرار داده است. وی در کتاب «لباب الالباب» خود که نخستین تذکره و زندگینامه شاعران پارسی‌گوی است، می‌نویسد: «...فردوسی که فردوس فصاحت را و رضوان واهری بلاغت را برهان بود...»

فصیح الدین محمد خوافی مشهور به «فصیح» از مورخان و نویسندگان نیمه دوم قرن هشتم و نیمه اول قرن نهم در کتاب «مجمل فصیحی» از حماسه‌سرای بزرگ ایران زمین به عنوان پادشاه حکما، شعرا و فضلا نام می‌برد و با اشاره به خواب پدر فردوسی و تعبیر آن از زبان «نجیب الدین معبر» خطاب به او می‌نویسد:

«پسر تو سخن‌گویی شود که آوازه او به چهار رکن عالم برسد و در همه اطراف سخن او را به قبول تلقی و استقبال کنند» وی سپس می‌افزاید: «او نادره عصر و اعجوبه دهر بود. و جمیع شعرا که شعر فارسی گفته‌اند سر بر خط او نهاده، او را مسلم داشته‌اند و مدح گفته»

دولتشاه بن علاالدوله سمرقندی از مورخان قرن نهم هجری در «تذکره الشعرا» خود که دومین تذکره‌نویسی پس از «لباب الباب» عوفی در شرح احوال شاعران و شرایط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دوره‌های آنان است،  حکیم فردوسی را در شعر و شاعری، سخنوری و فصاحت بالاترین شاعر و سخنور می‌داند و بر این باور است که: «اکابر و افاضل متفق‌اند که شاعری درین مدت روزگار اسلام مثل فردوسی از کتم عدم پای به معموره وجود ننهاده و الحق داد سخنوری و فصاحت داده و شاهد عدل بر صدق این دعوی کتاب شاهنامه است که در این پانصد سال گذشته از شاعران و فصیحان روزگار هیچ آفریده‌ای را یارای جواب شاهنامه نبوده و در این حالت از شاعران هیچ کس را مسلم نیست و این معنی هدایت خدایی است

شیخ عبدالرحمان جامی از برجستگان صرف، نحو، عروض، موسیقی، عرفان و نظم و نثر فارسی در قرن نهم هجری است که بعد از حافظ بزرگترین استاد سخن و «خاتم الشعرای» زبان پارسی محسوب می‌شود.  وی در کتاب «بهارستان» یا «روضه الاخبار و تحفه الابرار» که «منثور» و آمیخته به نظم بوده و به تقلید از گلستان معطر و دل‌انگیز سعدی شیرین سخن تالیف کرده است، درباره شخصیت و فضایل حکیم فردوسی و اثر پرمایه و گنجینه بی‌نیاز او می‌نویسد: «...فردوسی رحمت‌الله از طوس است و فضل و کمال او ظاهر، کسی را چون شاهنامه نظمی بود، چه حاجت به مدح و تعریف...»

نظامی عروضی سمرقندی کاتب، ادیب و شاعر مشهور قرن ششم هجری و نویسنده کتاب معروف «چهار مقاله» سخن حکیم فردوسی را بالاترین فصاحت می‌داند و می‌گوید: من در عجم سخن بدین فصاحت نمی‌بینم و در بسیاری از سخن عرب هم. کدام طبع را قدرت این باشد که سخن را به این درجه رساند که او رسانیده است؟(4)

شاهنامه مصور «بایسنقری» که نسخه کهن نگاره‌دار شاهنامه فردوسی و نامورترین نسخه‌هاست، از حکیم فردوسی و اثر گرانقدرش به بزرگی یاد کرده و در مقدمه آن نوشته است: «عبارت فردوسی را اثر دیگری است در تقریر، دلیری و تهور

«عزالدین ابن اثیر» مورخ، ادیب و محدث قرن ششم نیز در کتاب معروفش «المثل السائر فی ادب الکاتب و الشاعر» به مدح و ستایش و بلندپایه‌ترین کتاب ادبی این مرز و بوم پرداخته و می‌نویسد: «شاهنامه فردوسی، قرآن فارسی و بلیغ‌ترین اثر در زبان فارسی است و مانند آن در عربی پدید نیامده است»

یکی دیگر از نویسندگان ایرانی که دل در گرو شاهنامه و خالق آن داشته، محمد علوی طوسی است. وی کتاب «معجم شاهنامه» را که کهن‌ترین فرهنگ شاهنامه و یکی از مهم‌ترین اسناد تاریخی شاهنامه‌شناسی است، به رشته تحریر درآورده و به شرح و بیان الفاظ و واژه‌های محبوب‌ترین منظومه فارسی همت گماشته است.

فخرالدین مبارک شاه قواس غزنوی مشهور به «فخر قواس» در قرن هفتم، فرهنگ‌نامه قواس را براساس شناسه و واژگان فرهنگ اسدی نوشته و در دیباچه آن این‌چنین نسبت به حکیم سخن و کتاب ارجمندش سخن رانده است: «اندیشه دل در آن پیوستم تا همه فرهنگ‌نامه‌ها را با هم کنم. نخست شاهنامه را که شاهِ نامه‌هاست پیش آوردم و از سر تا پا به خانه فرو خواندم. آنچه از سخن پهلوی بود، همه را جداگانه بر کاغذ بنوشتم و فرهنگ‌های دیگر همه را فرو نگریستم

پی‌نویس:

۱ –رهبر معظم انقلاب: «فردوسی» خدای سخن است. او زبان مستحکم و استواری دارد و واقعا پدر زبان فارسی امروز است» سایت معظم‌له – پنجم اسفند ۷۰

۲دکتر حسن ذوالفقاری عضو فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی- ایسنا – بیست و چهارم اردیبهشت ۹۴

۳ - دکتر ابراهیمی دینانی فیلسوف معاصر و استاد دانشگاه تهران از حکیم فردوسی به عنوان یکی از سه پیامبر شعر فارسی نام برده و می‌گوید: «اگر او نبود، زبان فارسی ما وجود نداشت» باشگاه خبرنگاران جوان – چهاردهم دی ۹۲

۴نظامی عروضی، چهار مقاله، شرح لغات، دکتر محمد معین ص ۷۵ و ۷۶

 

«برنایان جاودان» برخوانی محمود دولت‌آبادی از شاهنامه فردوسی ‌‌‌‌

 

به گزارش ایلنا، محمود دولت‌آبادی درباره متفاوت‌ترین کار خود که در قالب یک پروژه صوتی به همراه کتاب منتشر خواهد شد، گفت: «برنایان جاودان» از شاهنامه فردوسی به مقوله جوان و جوانی در تاریخ ادبیات ایران پرداخته و اینکه چگونه جوانان قربانی جاه‌طلبی پیران در شاهنامه ازجمله پدرانشان می‌شوند.

این نویسنده که گزینش، ویرایش، تومار و برخوانی این سه شخصیت جوان شاهنامه را برای تازه‌ترین کارش انتخاب کرده، گفت: از نظر من ویژگی این سه شخصیت زلالی و جوانی آنهاست در مقابل رفتارهای خسیسانه پیرانه‌سرانی در شاهنامه که حاضرند برای بقای بیشتر، جوانان را طمعه و قربانی سیاست‌های خود کنند. من می‌توانستم «بیژن» و یا «فرود» را هم برای این کار انتخاب کنم اما فارغ از اینکه پرداخت شخصیت سهراب و سیاوش و اسفندیار در شاهنامه کامل‌تر است؛ آنها سرنوشت مهمتری به نسبت دیگر شخصیت‌ها دارند و برای این کار مناسب‌تر بودند.  

محمود دولت‌آبادی که پیش از این هم تجربه و شانس شنیدن داستان بر دار کردن حسنک وزیر از کتاب تاریخ بیهقی را در اختیار علاقه‌مندان متون ادبی کلاسیک قرار داده، درباره زمان انتشار این کار گفت: در حال حاضر فرهاد دولت‌آبادی به عنوان مدیر اجرایی پروژه مشغول رایزنی برای تدارک انتشار این سه گانه است تا داستان سهراب در سال جاری منتشر شود و بعد از آن داستان سیاوش به دست خواهد آمد و سپس اسفندیار.

این نویسنده درباره همکاری‌اش با کیاوش صاحب‌نسق به عنوان آهنگساز این کار گفت: امتیاز این آهنگساز این بود که آشنایی خوبی با سازهای بازسازی شده ایران باستان داشت و درباره این سازها پژوهشی دقیق انجام داده بود و برای این کار هم از این سازهای کمتر شنیده شده استفاده کرد.                                                                   

او ادامه داد: درباره موسیقی این سه گانه ارباب موسیقی باید صحبت کنند و امیدوار هستم که به او دست مریزاد بگویند اما به گمان من توفیق خوبی به دست آمده و کار مدرن و نویی بر این اثر کهن انجام شده است.

او همچنین درباره طراحی گرافیک و نوع صفحه‌آرایی «برنایان جاودان» گفت: ایمان صفایی به عنوان گرافیست در این کار با من همکاری داشت که قدردان زحمت، دقت و عشقی که برای این کار گذاشت، هستم.

محمود دولت‌آبادی در پایان گفت: خوانش درست شاهنامه و ارائه «برنایان جاودان» فرصتی‌ست تا متون کلاسیک که بخش عمده‌ای از فهم آثار ادبی را شامل می شود در اختیار علاقه‌مندان و جوانان قرار گیرد.

اعطای نشان فردوسی به ۳ شاهنامه‌پژوه برجسته/ برپایی 400 رخداد فرهنگی در روز فردوسی

 

به گزارش ایلنا، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی در نشست خبری اعلام برنامه‌های روز ملی فردوسی گفت: نشان فردوسی از سال 93 به اندیشمندان و شاهنامه پژوهان اعطا می‌شد که امسال نیز این نشان به سه شخصیت برگزیده و برجسته در عرصه فردوسی، شاهنامه و زبان و ادب پارسی اهدا می‌شود.

سیدسعید سرابی افزود: بیست و پنجم اردیبهشت‌ماه روز ملی بزرگداشت فردوسی، شاعر و حماسه‌سرای نامی ایران و سراینده «شاهنامه» و روز پاسداشت زبان پارسی است و به همین مناسبت برنامه‌هایی توسط دستگاه‌های اجرایی، سمن‌ها و موسسات غیردولتی در استان با حضور عموم مردم برگزار می‌شود.

وی با بیان اینکه محوریت برنامه‌های این روز با آرامگاه فردوسی در طوس خواهد بود، افزود: 400 فعالیت و رخداد فرهنگی و هنری در روزهای منتهی به روز فردوسی در مشهد برگزار می‌شود.

سرابی همچنین از برگزاری همایش علمی و پژوهشی حکیم ابوالقاسم فردوسی خبر داد و گفت: این همایش به همت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی، قطب علمی فردوسی شناسی و انجمن دبیران ادبیات استان برگزار می‌شود.

وی افزود : 148 مقاله به دبیرخانه این همایش ارسال شده که 93 مقاله پذیرش شده و 15 مورد آن به صورت سخنرانی علمی و 28 مورد به صورت پوستر ارائه می‌شود.

مدیرکل فرهنگ و ارشاد خراسان‌رضوی با اشاره به هشتمین کنگره بین المللی شعر «از طوس تا نیشابور» گفت: این کنگره در بخش آزاد و بخش‌های ویژه مشهد با محوریت «زائر و زیارت، فردوسی، پاداست زبان فارسی» و نیشابور با محوریت «خیام، نیشابور و سایر جلوه‌های و نمادهای تاریخی، فرهنگی، دینی، ادبی، عرفانی، مفاخر و مشاهیر» از 25 تا 28 اردیبهشت ماه برگزار می‌شود.

وی افزود: تعداد آثار رسیده به این کنگره  1350 اثر در قالب‌ کلاسیک، سپید و فولکوریک است. در بخش بین‌الملل نیز آثاری از کشورهای افغانستان، پاکستان، تاجیکستان، عراق و هندوستان به این همایش رسیده است. در این کنگره میهمانان از کشورهای تاجیکستان، پاکستان، افغانستان و هندوستان حضور خواهند داشت.

مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی در پایان تاکید کرد: افتتاحیه هشتمین کنگره بین‌المللی شعر «از طوس تا نیشابور» در روز 25 اردیبهشت ماه ساعت 4 بعدازظهر در مجتمع فرهنگی و هنری امام رضا(ع) برگزار و اختتامیه این کنگره همزمان با بزرگداشت حکیم خیام نیشابوری در نیشابور برگزار می‌شود.

 

طرح جهانی نقالی و شاهنامه‌خوانی «ما فرای مرزها» همزمان با روز ملی فردوسی/ حضور گروه چامه در چهارمین کنگره ملی سربازان صلح

 

به گزارش خبرنگار ایلنا، بهاره جهاندوست (نقال و سرپرست گروه هنری چامه) به ایلنا گفت: عصر روز سه‌شنبه داستان زال و سیمرغ که از داستان‌های جذاب و حکیمانه شاهنامه فردوسی است توسط جمعی از کودکان و خردسالان شاهنامه‌خوان عضو گروه چامه در آمفی تئاتر مجموعه تفریحی و گردشگری بام‌لند تهران برای عموم مردم اجرا خواهد شد.

وی افزود: در این برنامه نقالی تک نفره و گروهی، اجرای موسیقی توسط گروه زنگوله و پروفورمنس نقاشی خط توسط دکتر ابراهیم الفت که از هنرمندان بین‌المللی کالیوگرافی کشور است، تدارک دیده شده و هدف آن آشنایی هرچه بیشتر اقشار مختلف مردم با ادبیات و داستان‌های فاخر شاهنامه به بهانه گرامی‌داشت روز ملی فردوسی است.

به گفته بهاره جهاندوست، این برنامه آغاز یک رویداد جهانی برای انتشار مفهوم صلح، دوستی و خرد در شاهنامه فردوسی به وسیله هنر نقالی به تمام جهانیان است که با نام «ما فرای مرزها» از تهران آغاز می‌شود.

وی ادامه داد: در پروژه «ما فرای مرزها» داستان‌های مختلف شاهنامه متناسب با فرهنگ، داستان‌ها و اسطوره‌های اقوام و کشورهای مختلف و به چندین زبان ارایه خواهد شد و اجرای نقالی به همراه انواع دیگری از هنرهای نمایشی و تجسمی در اصفهان، شیراز، کرمان، نیشابور، سبزوار و کشورهای ترکیه، ایتالیا، ژاپن، کانادا، اسکاتلند، چین و برخی کشورهای دیگر در دستور کار قرار گرفته است.

حضور در برنامه نقالی روز ملی فردوسی در مجموعه گردشگری بام‌لند برای عموم علاقه‌مندان رایگان است.

ویژه برنامه‌های نقالی و شاهنامه‌خوانی به مناسب روز ملی فردوسی

بهاره جهاندوست همچنین خبر داد: گروه هنری چامه به مناسبت روز ملی فردوسی در چهارمین کنگره ملی سربازان صلح، نقالی و شاهنامه‌خوانی خواهد داشت.

نقال و سرپرست گروه چامه گفت: در داستان‌های شاهنامه، ایرانیان هرگز آغازگر هیچ جنگی نبوده‌اند و همواره پهلوانان و دلاوران ایرانی رقیب خود را دعوت به صلح و آشتی کرده‌اند از این رو فردوسی شاعری صلح‌طلب قلمداد می‌شود. از سوی دیگر فردوسی در داستان‌های شاهنامه همواره سعی کرده مرزهای مختلف را کنار گذاشته و دوستی را ترویج کند بنابراین، از سوی برگزارکنندگان چهارمین کنگره ملی سربازان صلح فردوسی نماد صلح دوستی در ادبیات کشور معرفی شده و روز ملی فردوسی گرامی داشته می‌شود.

این کنگره روز دوشنبه ۲۴ اردیبهشت ماه توسط خانه سرباز صلح ایران در سالن همایش‌های رازی برگزار می‌شود و در آن از صلح کارت و سایت جدید سرباز صلح ایران رونمایی و از چهره‌های ملی در عرصه‌های گوناگون تجلیل می‌شود.

جهاندوست افزود: از دیگر برنامه‌های گرامی داشت روز ملی فردوسی اجرای شاهنامه‌خوانی توسط ۱۳ نفر از کودکان و خردسالان در برنامه کودکانه تلویزیون است. این برنامه قرار است روز سه شنبه ۲۵ اردیبهشت از ساعت ۱۸ و ۱۰ دقیقه به‌صورت زنده از شبکه جهانی جام جم روی آنتن برود.

 

احیای هنر نقالی به شیوه ای متفاوت در یزد

 

بنیانگذار انجمن شاهنامه‌خوانی یزد از احیای هنرهای ملی نقالی و پرده‌خوانی از طریق تلفیق آنها با ورزش‌های زورخانه‌ای و موسیقی سنتی در راستای نمایش عمومی ارزش‌های روحیه پهلوانی خبر داد.

«سید محمد مهدی مدرسی سریزدی» به بهانه 25 اردیبهشت روز بزرگداشت فردوسی در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا با اشاره به اهمیت شاهنامه‌خوانی در جهت حفاظت از این میراث غنی ادبیاتی، اظهار کرد: شاهنامه از ابعاد مختلفی برای ایرانیان به صورت ویژه‌ای ارزشمند است چرا که هویت ملی ایرانیان به عنوان بزرگترین ارزش در این اثر با زنده ماندن زبان فارسی حفظ شده است.

وی افزود: فردوسی این شاعر پارسی‌زبان با نوشتن شاهنامه علاوه بر بازآفرینی هویت ملی، حکمت و سخنان پندآموزی که تا قبل از آن ایرانیان ناگزیر به حفظ و به خاطر سپردن آنها بودند، گردآوری و به رشته تحریر در آورد.

مدرسی سریزدی با اشاره به این که انجمن شاهنامه‌خوانی یزد از سال 94 به طور رسمی فعالیت خود را آغاز کرده است، گفت: البته این انجمن به صورت غیررسمی از 10 سال قبل هم فعالیت‌هایی جدی در اداره فرهنگ و ارشاد استان داشت.

به گفته وی، خوشبختانه از دیرباز یزدی‌ها بسیار در موضوع ادبیات فعال بوده‌اند به طوری که در حوزه شاهنامه‌خوانی همیشه شاهد حضور تعداد زیادی از جوانان و اساتید بوده‌ایم.

وی با بیان این که یزدی‌ها احترام و اعتقاد خاصی برای ادبیات به ویژه شاهنامه قائل هستند، گفت: هر هفته بیش از 200 نفر در انجمن شاهنامه‌خوانی یزد که روزهای یکشنبه از ساعت 18 تا 20 در محل دانشگاه علمی کاربردی فرهنگی و هنر واقع در ابتدای بلوار امیرکبیر روبروی بلوار فردوسی برگزار می‌شود، حضور می‌یابند که این استقبال خوب یزدی‌ها از شاهنامه قابل ستایش است.

وی به ارزیابی بسیار خوب اساتید شاهنامه‌خوانی دیگر استان‌ها از برنامه‌های انجمن یزد، گفت: بسیاری از مهیمانان معتقد هستند که هیچ انجمنی مانند انجمن یزد دارای برنامه‌های کمی و کیفی مناسب نیست.

بنیانگذار انجمن شاهنامه‌خوانی یزد وجه تمایز شاهنامه با دیگر سروده‌های شاعران کشورمان را آرامشی خواند که پس خواندن یا استماع اشعار شاهنامه به افراد دست می‌دهد و همین ویژگی‌ را علت سوق یافتن افراد به سمت آن دانست.

وی در مورد هنر کهن نقالی و پرده‌خوانی و ارتباط آن با شاهنامه‌خوانی، اظهار کرد: هنر ملی و کهن پرده‌خوانی در گذشته بیشتر در قهوه‌خانه‌ها، میادین شهرها و روستاها اجرا می‌شد و معمولاً نیز فرد اقدام به بازخوانی داستان‌های شاهنامه که روی پرده‌هایی نقاشی شده بود می‌کرد ولی با روی کار آمدن تکنولوژی تلویزیون به تدریج کمرنگ و کمرنگ‌تر شد.

وی ادامه داد: هنر نقالی نیز به گونه‌ای بود که فردی داستان‌های شاهنامه را با حرکاتی مانند پانتومیم برای مردم به نمایش می‌گذاشت که این هنر نیز تحت تاثیر پیشرفت تکنولوژی رنگ باخته است.

رییس انجمن شاهنامه یزد یکی از اقدامات انجمن شاهنامه‌خوانی یزد برای احیا و تقویت هنرهای پرده‌خوانی و نقالی را تلفیق این هنرها با ورزش‌های زورخانه‌ای و ادوات موسیقی سنتی ذکر کرد و گفت: از این طریق سعی کرده‌ایم تا روحیه پهلوانی و ارزش‌های آن را در معرض دید عموم قرار دهیم و تاکنون نیز بسیار مورد استقبال مردم و گردشگران قرار گرفته است.

وی خاطرنشان کرد: در حال حاضر «فاطمه زارع» تنها پرده‌خوان و «شیرین اسماعیلی» نیز تنها نقال یزدی هستند که در صددیم با حمایت از آنها و پرورش دیگر دانش‌آموزان در این رشته‌ها، حفظ و احیای آنها را در اولویت قرار دهیم.

این مسئول نیز با اشاره به مراسم نکوداشت حکیم بزرگ ایران زمین «فردوسی طوسی» که با حضور بیش از 700 یزدی و غیریزدی در سالن هلال احمر یزد برگزار شد، عنوان کرد: تاریخ کهن سرشار از جانفشانی‌ها، کوشش‌ها و پایمردی ایرانیان در مقابل هجوم بیگانگان در این مراسم یادآوری شد و سهم ایرانیان در توسعه دانش، فرهنگ، فلسفه، ارزش‌ها و حماسه، محورهای اصلی این برنامه را تشکیل داد.

مدرسی سریزدی با اشاره به حضور «فریدون جنیدی» شاهنامه‌پژوه مطرح کشوری در این مراسم، افزود: شاهنامه‌خوانی، نقالی و پرده‌خوانی، اجرای موسیقی سنتی و سخنرانی «مجید جوادیان‌زاده» مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و «محسن حرازی‌زاده» مدیر کل جمعیت هلال احمر استان از برنامه‌های اجرا شده در این مراسم بود.

 

فردوسی شاعری برای خاص‌ و عام

 


یک استاد تاریخ دانشگاه فردوسی گفت: اطلاعات چندانی از کودکی فردوسی در دست نداریم به طوری‌که حتی نام فردوسی هم آن گونه که باید نمیشناسیم چرا که ابوالقاسم لقب وی است و باید گفت فردوسی برای خاص و عام است.

نجم‌الدین گیلانی در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا، به مناسبت 25 اردیبهشت‌ ماه و روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی اظهار کرد: حال و هوای سیاسی و اجتماعی دوره‌ فردوسی مربوط به دوره‌ سامانیان است. سامانیان فضل پرور و ایران دوست بودند. آن‌ها توجه زیادی به زبان فارسی داشتند و بسیاری از  کتاب‌های مهم و قابل را‌ به فارسی ترجمه کردند.

وی ادامه داد: فردوسی دهقان‌زاده است و دهقانان هم نقش بسیار زیادی در انتقال فرهنگ ایران به عالم اسلامی داشتند. آن‌ها در تلاش بودند که باورها آداب و سنن دانش ایرانی را حفظ کنند.

گیلانی اضافه‌کرد: فردوسی خود را مدیون دهقانان می‌داند و می‌گوید:   

"یکی نامه بود از گه باستانفروان بدو اندر آن داستان/پراکنده دست هر موبدیازو بهره بردی هربخردی
یکی پهلوان بود دهقان نژاددلیر و بزرگ و خردمند و راد/ز هر کشوری موبدی سال خوردبیاورد و این نامه را یاد کرد"

وی درباره‌ تاثیر شاعران از فردوسی خاطرنشان‌کرد: تمام شعرای بعد از فردوسی تحت تاثیر وی بوده‌اند خیام هم در شاد زیستی و هم در بی وفایی روزگار تحت تاثیر فردوسی بوده چرا که شعرهای فردوسی در شادزیستی و بی وفایی روزگار از شعرهای خیام افزون‌تر است.

این‌ استاد تاریخ با اشاره به تاثیر پذیری حافظ از فردوسی، تصریح کرد: جلال خالقی مطلق مقاله‌ای دارد با عنوان «حافظ و حماسه‌ ملی ایران» در این مقاله  می‌گوید تمام بزرگان ایرانی مانند حافظ، نظامی گنجوی، خیام همه آنها مثل فرزندی بودند که از نامادری خویش جدایشان کرده باشی و همواره آن رویای مادر اصلی خویش را می‌بینند که فرهنگ ایرانی بود.

گیلانی گفت: سعدی هم این تاثیر پذیری از فردوسی را دارد طوری‌که در یک مورد می‌گوید:

"چه خوش گفت فردوسی پاک‌زاد/که رحمت برآن تربت پاک باد
میازار موری که دانه کش است/که جان دارد جان و شیرین خوش است"
و بارها  در آثارش به فردوسی استناد می‌کند.

وی در خصوص وجه تمایز فردوسی اظهار کرد: وجه تمایز وی بسیار گسترده است. برای مثال اگر بخواهیم فردوسی را با سعدی بسنجیم مشاهده می‌کنیم سعدی مصلحت اندیش است او حاصل آن جامعه و فرهنگ پس از شکست مغولان است.  او می‌گوید اگر فردی در گوش تو زد او  انسان جاهلی است کار به او  نداشته باش اگر سنگی زر را شکست قیمت زر کم نشود و قیمت سنگ افزون نگردد اما فردوسی این گونه نیست. او  می‌گوید:

 چو دشمن جنگ خواهد آراستن/هزیمت بود آشتی خواستن

این استاد تاریخ ادامه داد: مسئله‌ دیگر درباره‌ فردوسی این است که او متملق نیست برای مثال فرخی سیستانی می‌گوید

در دربار محمود صد شاه است چو کیخسرو/صد پهلوان است چون رستم. او غیر ایرانی‌‌ها را  برتر از ایرانی ها می‌داند اما فردوسی این گونه نیست. او ارزش برای ایران فرهنگ ایرانی و پهلوان ایرانی قائل است به طوریکه می‌گوید:

چو دیو خسرو به ایران شوند/زنان ایران چو شیران شوند

گیلانی افزود: فرودسی درباری نبود گرچه در آخر عمر فردوسی زمانی‌که شاهنامه کامل شده بود به خاطر حفظ این اثر، شاهنامه را به دربار ‌می‌برد اما فردوسی درباری نبود.

وی اضافه کرد: گرچه شعرای بعد و قبل و او و یا همان عصر از راه شعر پول در می‌آوردند اما فردوسی این گونه نبود او دهقان بود و همه زمین و دارایی اش را در راه فرهنگ ایران داد تا فرهنگ ایران زنده بماند در نهایت خودش در فقر گرسنگی و بیچارگی مرد و بزرگی فردوسی در این است.

این استاد تاریخ در خصوص شاهنامه خاطرنشان کرد: شاهنامه نامه‌ شاهان نیست، شاه نامه است شما توجه کنید وقتی راهی از همه بزرگتر است می‌گویند شاهراه وقتی کلیدی از همه بزرگتر باشد شاه کلید می‌گویند.

گیلانی گفت: حال شاهنامه چرا شاه نامه هاست؟زیرا هر علمی را که جویا باشید در شاهنامه است به عنوان نمونه در ستایش خرد:

به نام خداوند جان و خرد

بعد می‌گوید:
نخستین آفرینش را خرد شناس‌/که آفریننده‌ جان است و آن سپاس

در این جا او کالبد شکاف واژه نیز هست چرا که این گونه بیان می‌کند که:

سپاس تو چشم است و گوش و زبان/ که از این سه نیک و بد رسد بی گمان

وی اظهار کرد: در زمینه‌های دانش، فلسفه، نجوم و هم چنین پزشکی مهارت دارد در پزشک اصطلاحات تخصصی پزشکی و سزارین را به کار می‌برد درباره زاده شدن رستم مشاهده می‌کنیم فردوسی واقعا یک متخصص مامایی است.

گیاهی که‌گویمت با شیر و مشک/بکوب و بکن هر سه در سایه خشک

داروی ترکیبی در سایه خشک کن.دارویی که در سایه خشک می‌شود خاصیت آن را آفتاب نمی‌برد.

این استاد تاریخ اضافه کرد: در فضایل اخلاقی، حجب، شرم و اخلاق جوانمردانه نیز می‌گوید پهلوان شاهنامه پهلوان زورگویی نیست. زن معیار فردوسی زنی است که حیا و حتی حجاب دارد.

نجم‌الدین گیلانی خاطرنشان کرد: تمام ابیات شاهنامه در یزدان شناسی و خداشناسی گفته شده‌ است
نیک و بد هر دو ز یزدان بوو/لب مرد باید که خندان بود

شاهنامه فردوسی دایرالمعارفی از تمام علوم است.

وی در خصوص جایگاه فردوسی در امروز تصریح کرد: بعضی شعرا هستند که فقط خواص آن‌ها را می‌شناسند  و عوام‌ شناختی از آن‌ها ندارند اما فردوسی را هم عوام و هم خواص می‌شناسند.

این استاد تاریخ اظهار کرد: در بختیاری کهنسالان و حتی بی‌سوادان اشعار فردوسی را می‌شناسند و می‌خوانند حتی نام‌های شخصیت‌های شاهنامه را برای فزرندان خود برمی‌گزینند.

گیلانی ادامه داد: دلیران تنگستان جنگ هایی‌که در مقابل انگلیسی‌ها کردند تحت تاثیر شعر شاهنامه است، شعر شاهنامه فردوسی انسان شور و هیجان حماسی می‌دهد و تحت تاثیر این شور حماسی قرار می‌گیرد امروزه در دانشگاه‌ها و میان مردم سخن از فرودسی است و او قابل احترام و ستایش است.

وی گفت: در پایان هم داستان می‌شویم با استاد شاهنامه پژوه کزازی که می‌گوید: شاهنامه همواره مهین مایه‌تر و برین مایه‌تر از آن است که تنها شاهکار ادبی باشد بلکه دایره‌المعارفی از تمام علوم است که همه‌ مردم می‌توانند از آن استفاده کنند.

 

پهلوان خوانی با شاهنامه

شهرکرد-ایرنا-25اردیبهشت روز بزرگداشت فردوسی و پاسداشت زبان و ادبیات پارسی است که فردوسی در پاسبانی از آن نقش مهمی را ایفا کرده است

 

اگر این روزها از برخی از جوانان خواسته شود یکی دو بیت از شعر فردوسی را خوانش کنند یا به یاد نمی آورند یا آن را به سختی خوانش می کنند.
اما فردوسی در بخشی از داستان ' خاقان چین ' در شاهنامه اعلام می کند که در ابتدا به مخاطب خود نگاهی خردمندانه و روشن روان دارد چنانچه می گوید: ' کنون ای خردمند روشن‌روان/ بجز نام یزدان مگردان زبان '.
فردوسی در شاهنامه یک جغرافیای بلند پایه دارد که تمام ابیات آن پاسبانی از این ' بوم وطن' خویش است، که بارها فردوسی در ابیات مختلف این نام سترگ را ' ایران ' نامیده است.
از این رو شاهنامه فردوسی در بین مردم زاگرس به ویژه در بین مردان قوم لر خاصه ایل بختیاری از جایگاه ویژه ای برخوردار است.
شاهنامه خوانی آیین دیرین در بین ایل بختیاری است که بیشتر شاهنامه خوانان آن را بر اساس ریتم و ضرباهنگ وزنی بحر متقارب ' فعولن فعولن فعول 'خوانش می کند.
ریتم حماسی فعولن در تمامی خوانش ها رعایت می شود حتی در تغزل داستان بیژن و منیژه که باید فراز و فرودهای کلامی رعایت شود،هر چند در تمامی سالها شاهنامه خوانی پیرمردها بر اساس همین بحر انجام می شود.
حنجره شاهنامه خوان گاهی در این خوانش ابیات فردوسی، به سمت متقارب مثمن محذوب کشیده می شود اما این فقط در ابیات آغازین خوانش صورت می گیرد و دوباره این خوانش به سمت حماسی خوانی برگشت داده می شود.
در چهارمحال و بختیاری در بین عشایر بختیاری شاهنامه خوانی به یک رسم تبدیل شده است و در بیشتر شب نشینی ها پیشتر از شاهنامه خوانی دورهمی استفاده می شد.
در بین ایل بختیاری شاهنامه رویکردی اجتماعی داشته است، آنچنان که مردمان این دیار برای فرزندان خود نامهایی از شاهنامه و اسطوره های پهلوانی انتخاب می کردند.
شاهنامه در بین سرزمین بختیاری به عنوان ˈ هفت لشگر ˈ معروف است و نقاله خوانی و شاهنامه خوانی به عنوان یک فرهنگ بومی در این منطقه درآمده و هر کدام از شخصیت ها و کاراکترهایی داستانی که در شاهنامه به عنوان یک اسطوره اند، نماد یک فرهنگ و اندیشه می باشند
نام برخی از مناطق جغرافیایی سرزمین بختیاری از جمله ˈ رستم آبادˈ ، ˈ کوه رستم ˈ و ˈ دژسفید ˈ برگرفته از مفاهیم شاهنامه است و شاهنامه فردوسی، برای مردم این خطه تنها قصه و داستان نبرد نیست، بلکه یک اثر ستایشگری خداوند است
برای مردم این دیدار شاهنامه، مجموعه تاریخ و فرهنگ اقوام ایرانی است که همه وجوه زندگی، اعتقادات، باورها و دستاوردهای فکری، دینی، اخلاقی و اجتماعی آنان را در خود جای داده است
شاهنامه فردوسی حدود 60هزار بیت شعر دارد و بزرگترین حماسه ملی ایران است، این کتاب غیر از حماسه ای بودن دارای پندها ، نصیحت ها ، اخلاق و ادب بوده زیرا فردوسی زنده کننده زبان و هویت ملی ایرانی است
شاهنامه فردوسی آیینه تمام نمای فرهنگ و تمدن ایرانی است و فردوسی نیز سرو روان و پاک ایران است و نباید به دست فراموشی سپرده شود
ˈ
فریدون جنیدی رئیس بنیاد نیشابور در گفت و گو با ایرنا تاکید کرد : توجه و گرایش مردم در ایل بختیاری به این اثر فاخر و جاودان قابل ستایش است
شاهنامه خوانی در بین عشایر به ویژه ایل بختیاری از گذشته تاکنون متداول بوده است و این رسم هنوز در بین ایل بختیاری حفظ شده است و به دلیل روح حماسی شاهنامه ، بختیاریها در آیین‌های سوگواری نیز شاهنامه خوانی می‌کنند
یک محقق ادبیات نیز می گوید: خوانش شاهنامه در بین ایل بختیاری تنها مخصوص شب های مهمانی و دورهمی نبوده است بلکه در بیشتر مراسم های پر جمعیت نظیر عزاداری ها، یکی از برنامه ها خواش شاهنامه بوده است.
نادیا مظفری در گفت و گو با ایرنا افزود: خوانش شاهنامه در بین بختیاری ها بیشتر در گوشه دشتی و یا دستگاه ماهور است اما در نهایت ریتم حماسی در این خوانش قالب است.
به گفته وی، لحن و صدای زیر و بم شاهنامه خوانی در بین ایل بختیاری شبیه خنیاگری قدیم بوده که در مناطق کردنشین زمانی رواج داشته است.
مظفری افزود: بر خلاف شاهنامه زورخانه ای و زنگی یا شاهنامه خوانی قهوه خانه ای، در شاهنامه خوانی بختیاری کشیدگی قافیه و تاکید بر واژه ورودی بیت باعث حماسی تر شدن آن شده است.
به گفته وی، شاهنامه خوانی مجلسی ایل بختیاری رویکرد بازنمایی داستان بر منظومه را دارد که در بین انواع شاهنامه خوانی می تواند خود یک مکتب محسوب می شود که در خوانش مجلسی شاهنامه در قوم کرد یا بوشهری نیز گونه ای از این قصه خوانی وجود دارد.
این محقق می گوید: در شاهنامه خوانی مجلس قشقایی لحن برم تر است اما در شاهنامه خوانی بختیاری این لحن عمگنانه و غم انگیزتر به بیان داستان می پردازد.
اکنون آیین شاهنامه خوانی بختیاری از سوی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری به عنوان یک اثر میراث ناملموس، به فهرست آثار ملی کشور اضافه شده است
به گزارش ایرنا، چهارمحال و بختیاری پس از استان فارس دارای دومین جمعیت عشایری کشور می باشد که عشایر بختیاری هنوز به مولفه های فرهنگی خود پایبند هستند.

شاهنامه فردوسی، شاهکار ادبی جهان

 

به گزارش ایرنا حکیم سخن ابوالقاسم فردوسی شاعر حماسه‌ سرا و پندگوی ایرانی و سراینده شاهنامه سخنوری است که اساتید او را در تاریخ ادبیات ایران بی مانند می دانند، سخنوری که نام ایران را بر تارک ادبیات دنیا برای تمام تاریخ نگاشته است.
حکیم ابوالقاسم فردوسی در سال 329 هجری قمری برابر با 319 خورشیدی (940 میلادی) در روستای پاژ در شهرستان توس (طوس) در خراسان دیده به جهان گشود
وی پس از سی سال رنج سرودن شاهنامه در سال 411 هجری قمری چشم از جهان فروبست
فردوسی شاعری بی‌همتا در حماسه سرایی و اسطوره سرایی است و در طول تاریخ هیچ شاعری به مقام این شاعر بلند آوازه ادب فارسی دست نیافته است
پدر فردوسی از دهقانان طوس بود که ثروت و موقعیت قابل توجهی داشت فردوسی در جوانی با درآمدی که از املاک پدرش به دست می آورد، به کسی محتاج نبود اما بتدریج، آن اموال را از دست داد و به تهیدستی گرفتار شد
وی از همان زمان که به کسب علم و دانش می پرداخت، به خواندن داستان هم علاقه مند شد و به تاریخ و اطلاعات مربوط به گذشته ایران عشق می ورزید.
همین علاقه به داستانهای کهن بود که او را به فکر انداخت تا شاهنامه را به نظم در آورد و چنان که از گفته خود او بر می آید، مدتها در جستجوی این کتاب بوده و پس از یافتن نسخه اصلی داستانهای شاهنامه، نزدیک به سی سال از بهترین ایام زندگی خود را وقف این کار کرده است
فردوسی در سال 370 یا 371، به نظم در آوردن شاهنامه را آغاز کرد و در اوایل این کار هم خود او ثروت و دارایی قابل توجهی داشت و هم برخی از بزرگان خراسان که به تاریخ باستان ایران علاقه داشتند، او را یاری می کردند.
ولی به مرور زمان و پس از گذشت سالها، در حالی که فردوسی بیشتر شاهنامه را سروده بود، دچار فقر و تنگدستی شد.
فردوسی نیز مانند بابک خرمدین سعی در بازگشت زبان پارسی به ایران داشت با این تفاوت که فردوسی قصد داشت با قلمش به مردم یادآوری کند که چه بودند و حال چه شدند.
او توانست با قلم و سرشت زیبای خود، زبان پارسی را به مردم بازگرداند، اما به دلیل برخی از شعرهایش، مورد خشم خلیفه وقت قرار گرفت
فردوسی و بابک خرمدین تلاش بسیاری کردند تا به ایرانیان، هویت راستین شان را یادآور شوند فردوسی تا حدودی موفق بود و توانست با شاهنامه، زبان پارسی را به ایران زمین بازگرداند، ولی بابک نتوانست به هدفش برسد
بر خلاف آنچه که مشهور است، فردوسی سرودن شاهنامه را تنها به دلیل علاقه شخصی و حتی سالها قبل از آن که سلطان محمود به سلطنت برسد، آغاز کرد اما چون در طی این کار، بتدریج ثروت و جوانی را از دست داد، به فکر افتاد که آن را به نام پادشاه بزرگی درآورد و با این تصور که سلطان محمود، قدر او را خواهد شناخت، شاهنامه را به نام او کرد و راه غزنین را در پیش گرفت.
اما سلطان محمود که بیش از تاریخ و داستانهای پهلوانی، به اشعار ستایش آمیز شاعران علاقه داشت، قدر سخن فردوسی را ندانست و او را چنانکه شایسته اش بود، تشویق نکرد

**
علت اینکه شاهنامه مورد پسند سلطان محمود واقع نشد:
عضو هیات علمی دانشگاه سیستان و بلوچستان گفت: به سبب بدگویی حسودان، فردوسی نزد سلطان محمود به بی دینی متهم شد در حقیقت، ایمان فردوسی به شیعه- که سلطان محمود آن را قبول نداشت هم به این موضوع اضافه شد و از این رو، سلطان به او بی اعتنایی کرد
محمد امیر مشهدی بیان کرد: برخی از شاعران دربار سلطان محمود نسبت به فردوسی حسادت ورزیده و داستانهای شاهنامه و پهلوانان قدیم ایران را در نظر سلطان محمود، پست و ناچیز جلوه داده بودند.
وی ادامه داد: به هر حال، سلطان محمود، شاهنامه را بی ارزش دانست و از رستم به زشتی یاد کرد و بر فردوسی خشمگین شد و گفت: «شاهنامه خود هیچ نیست، مگر حدیث رستم؛ و اندر سپاه من، هزار مرد چون رستم هست».
وی تصریح کردفردوسی از این بی اعتنایی سلطان محمود برآشفت و چندین بیت در هجو سلطان محمود گفت و سپس از ترس مجازات، غزنین را ترک کرد و مدتی در شهرهای هرات، ری و طبرستان متواری بود و از شهری به شهر دیگر می رفت.
وی خاطر نشان کردفردوسی سرانجام در زادگاه خود «طوس» درگذشت و او را در شهر «طوس» و در باغی که متعلق به خودش بود، به خاک سپردند.
عضو هیات علمی دانشگاه سیستان وبلوچستان افزود: سلطان محمود از رفتاری که با آن شاعر آزاده کرده بود، پشیمان شد و به فکر جبران گذشته افتاد و فرمان داد تا ثروت فراوانی را برای او از غزنین به طوس بفرستند و از او دلجویی کنند.
مشهدی ادامه داد: روزی که هدیه سلطان را از غزنین به طوس می آوردند، جنازه شاعر را از طوس بیرون می بردند از فردوسی تنها یک دختر به جا مانده بود که او نیز هدیه سلطان محمود را نپذیرفت.
وی خاطر نشان کرد: جنازه فردوسی اجازه دفن در گورستان مسلمانان را نیافت و منابع مختلف، علت دفن نشدن او در گورستان مسلمانان را مخالفت یکی از دانشمندان متعصب طوس دانسته‌اند.
وی تصریح کرد: شاهنامه نه تنها بزرگترین و پرمایه ترین مجموعه شعر به جا مانده از عهد سامانی و غزنوی است، بلکه مهمترین سند عظمت زبان فارسی و بارزترین مظهر شکوه و رونق فرهنگ و تمدن ایران باستان و خزانه لغت و گنجینه ادبـیات فارسی به شمار می رود
وی با اشاره به طبع لطیف فردوسی افزود: سخن این شاعر حماسه سرا از طعنه، هجو، دروغ و چاپلوسی به دور بود و تا جایی که می توانست از به کار بردن کلمه های غیر اخلاقی خودداری می کرد او در وطن دوستی، سری پر شور داشت از این رو به داستانهای کهن و تاریخ و سنن قدیم عشق می ورزید و از تورانیان و رومیان و اعراب - به دلیل صدماتی که بر ایران وارد آورده بودند - نفرت داشت

**
ویژگی هنری شاهنامه
عضو هیات علمی دانشگاه سیستان وبلوچستان گفت: شاهنامه نگاهبان راستین سنتهای ملی و شناسنامه قوم ایرانی است شاید بدون وجود این اثر بزرگ، بسیاری از عناصر مثبت فرهنگ آبا و اجدادی ما در توفان های حوادث تاریخی نابود می شد و اثری از آنها به جا نمی ماند
محمد امیر مشهدی افزودفردوسی شاعری معتقد و مومن به ولایت معصومین علیهم ‌السلام بود و خود را پیرو راستین اهل بیت نبی (ص) و ستاینده خاک پای وصی می دانست و بر آن تاکید می کرد
وی خاطر نشان کردفردوسی با خلق حماسه عظیم خود، دو فرهنگ ایران و اسلام را به بهترین شکل ممکن در هم آمیخت.

**
اهمیت شاهنامه 
وی ادامه داد: اهمیت شاهنامه تنها در جنبه ادبی و شاعرانه آن خلاصه نمی شود و پیش از آن که مجموعه ای از داستانهای منظوم باشد، تبار نامه ای است که بیت بیت و حرف به حرف آن، ریشه در اعماق آرزوها و خواسته های جمعی ملتی کهن دارد ملتی که در همه ادوار تاریخی، نیکی و روشنایی را ستوده و با بدی و ظلمت در ستیز بوده است
وی تصریح کرد: شاهنامه از حدود شصت هزار بیت تشکیل شده و دارای سه دوره اساطیری، پهلوانی و تاریخی است و روایت نبرد خوبی و بدی است و پهلوانان، جنگجویان این نبرد دائمی در هستی اند.
وی افزود: جنگ کاوه و ضحاک ستمگر، کین خواهی منوچهر از سلم و تور، مرگ سیاوش با دسیسه سودابه همه حکایت از این نبرد و ستیز دارد.

**
دیدگاه فردوسی
عضو هیات علمی دانشگاه زابل بیان کرد: دیدگاه فردوسی و اندیشه حاکم بر شاهنامه همیشه پشتیبان خوبیها در برابر ستم و تباهی است.
عباس باقری گفت: ایران که سرزمین آزادگان به شمار می رفت همواره مورد آزار و اذیت همسایگانش قرار می گیرد زیبایی و شکوه ایران نیز آن را در معرض رنجها و سختیهای گوناگون قرار می دهد و از این رو، پهلوانانش با تمام توان به دفاع از هستی این کشور و ارزشهای ژرف انسانی مردمانش بر می خیزند و در این راه، جان خود را نیز فدا می کنند.
وی خاطر نشان کرد: برخی از پهلوانان شاهنامه، نمونه متعالی انسانهایی هستند که عمرشان را به تمامی در اختیار همنوعان خود قرار داده اند پهلوانانی همچون فریدون، سیاوش، کیخسرو، رستم، گودرز و طوس از این دسته اند
وی ادامه داد: شخصیتهای دیگری نیز همچون ضحاک و سلم و تور، وجودشان آکنده از فتنه گری، بدخویی و تباهی است آنها ماموران اهریمنند و قصد نابودی و تباهی در کار جهان را دارند.
وی بیان کرد: قهرمانان شاهنامه ستیزی همیشگی با مرگ دارند و این ستیز، نه رویگردانی از مرگ است و نه پناه بردن به کنج پارسایی بلکه پهلوان در رویارویی و درگیری با خطرهای بزرگ، به جنگ مرگ می رود و در حقیقت، زندگی را از آغوش مرگ دور می سازد.
وی افزود: بیشتر داستانهای شاهنامه، فانی بودن دنیا را به یاد خواننده می آورد و او را به بیداری و درس گرفتن از روزگار رهنمون می سازد، با وجود این، آنجا که زمان بیان سخن عاشقانه می رسد، فردوسی به سادگی و با شکوه و زیبایی خاص خود، موضوع را می پروراند

** 
تصویرسازی در شاهنامه فردوسی:
عضو هیات علمی دانشگاه زابل تصریح کرد: تصویرسازی در شعر فردوسی جایگاه ویژه ای دارد شاعر با تجسم رخدادها و ماجراهای داستان در پیش چشم خواننده، او را همراه با خود به متن حوادث می برد گویی خواننده، داستان را بر پرده سینما به تماشا نشسته است.
باقری بیان کرد: تصویرسازی و تخیل در اثر فردوسی چنان محکم و متناسب است که حتی بیشتر توصیف های طبیعی درباره طلوع، غروب، شب و روز در شعر او حالت و تصویری حماسی دارد و ظرافت و دقت حکیم طوس در چنین نکاتی، موجب هماهنگی جزیی ترین امور در شاهنامه با کلیت داستانها شده است

**
موسیقی در شعر فردوسی:
عضو هیات علمی دانشگاه سیستان و بلوچستان نیز بیان کرد: موسیقی از عناصر اصلی شعر فردوسی به شمار می رود.
مشهدی خاطر نشان کرد: انتخاب وزن متقارب که هجاهای بلند آن کمتر از هجاهای کوتاه است، موسیقی حماسی شاهنامه را چند برابر می کند.
وی ادامه دادفردوسی علاوه بر استفاده از وزن عروضی مناسب، با به کارگیری قافیه های محکم و هم حروفیهای پنهان و آشکار، انواع جناس، سجع و دیگر صنایع لفظی، تأثیر موسیقایی شعر خود را تا حد ممکن افزایش می دهد
وی افزود: اغراقهای استادانه، تشبیهات حسی و نمایش لحظه های طبیعت و زندگی، از دیگر ویژگیهای مهم شعر فردوسی است

**
سرچشمه داستانهای شاهنامه :
سرچشمه داستانهای شاهنامه نخستین کتاب نثر فارسی که به عنوان یک اثر مستقل عرضه شد، شاهنامه ای منثور بود این کتاب، چون به دستور «ابومنصور توسی» و با سرمایه او فراهم آمد، به «شاهنامه ابومنصوری» مشهور است و جزء تاریخ گذشته ایران به شمار می رود.
اصل این کتاب از میان رفته و تنها مقدمه آن که حدود پانزده صفحه می شود، در برخی از نسخه های خطی شاهنامه موجود است علاوه بر این، یک شاهنامه منثور دیگر به نام «شاهنامه ابوالموید بلخی» نیز قبل از شاهنامه ابومنصوری تألیف شده است، اما چون به کلی از میان رفته، نمی توان درباره آن اظهار نظر کرد

**
بخشهای اصلی شاهنامه
بخشهای اصلی شاهنامه موضوع این شاهکار جاودان، تاریخ ایران قدیم، از آغاز تمدن نژاد ایرانی تا سرنگونی حکومت ساسانیان به دست اعراب است که به سه دوره اساطیری، پهلوانی و تاریخی تقسیم می شود
دوره اساطیری این دوره از عهد کیومرث تا ظهور فریدون ادامه دارد در این عهد، از پادشاهانی مانند کیومرث، هوشنگ، تهمورث و جمشید سخن به میان می آید
تمدن ایرانی در این زمان به وجود آمد کشف آتش، جدا کردن آهن از سنگ و رشتن و بافتن و کشاورزی کردن و امثال آن، در این دوره صورت می گیرد.
در این عهد، بیشتر جنگها داخلی است و جنگ با دیوان و سرکوب کردن آنها بزرگترین مشکل این عصر بوده است (برخی احتمال داده اند که منظور از دیوان، بومیان فلات ایران بوده اند که همواره با آریاییهای مهاجم، جنگ و ستیز داشته اند).
در پایان این عهد، ضحاک، دشمن پاکی و سمبل بدی به حکومت می نشیند، اما سرانجام، پس از هزار سال، فریدون به یاری کاوه آهنگر و با حمایت مردم، او را از میان می برد و دوره جدید آغاز می شود

**
دوره پهلوانی:
دوره پهلوانی یا حماسی از پادشاهی فریدون شروع می شود، ایرج، منوچهر، نوذر و گرشاسب به ترتیب به تخت پادشاهی می نشینند
در این دوره جنگ میان ایران و توران آغاز می شود پادشاهان کیانی مانند کیقباد، کیکاووس، کیخسرو و سپس لهراست و گشتاسب روی کار می آیند.
در این عهد، دلاورانی مانند زال، رستم، گودرز، طوس، بیژن، سهراب و امثال آنان ظهور می کنند.
سیاوش پسر کیکاووس، به دست افراسیاب کشته می شود و رستم به خونخواهی او، به توران زمین می رود و انتقام خون سیاوش را از افراسیاب می گیرد.
در زمان پادشاهی گشتاسب، زرتشت پیغمبر ایرانیان ظهور می کند و اسفندیار به دست رستم کشته می شود. مدتی پس از کشته شدن اسفندیار، رستم نیز به دست برادر خود «شغاد» از بین می رود و سیستان به دست «بهمن» پسر اسفندیار با خاک یکسان می گردد و با مرگ رستم، دوره پهلوانی به پایان می رسد

**
دوره تاریخی:
این دوره با ظهور بهمن آغاز می شود و پس از بهمن، همای و سپس داراب و دارا پسر داراب به پادشاهی می رسند در این زمان، اسکندر مقدونی به ایران حمله می کند و دارا یا همان داریوش سوم را می کشد و به جای او بر تخت می نشیند.
پس از اسکندر، دوره پادشاهی اشکانیان در ابیاتی چند بیان می گردد و سپس ساسانیان روی کار می آیند و آنگاه، حمله عرب پیش آمده و با شکست ایرانیان، شاهنامه به پایان می رسد

**
پس از مرگ فردوسی:
از زمان دفن فردوسی، آرامگاه او چندین بار خراب می شود تا اینکه در سال 1302 قمری به دستور «میرزا عبدالوهاب خان شیرازی»، والی خراسان، محل آرامگاه را تعیین کردند و ساختمانی آجری در آنجا ساختند. پس از تخریب تدریجی این ساختمان، انجمن آثار ملی به اصرار رئیس و نایب ‌رئیسش، «محمدعلی فروغی» و «سید حسن تقی‌زاده»، متولی تجدید بنای آرامگاه فردوسی شد و با جمع‌آوری هزینه این کار از مردم (بدون استفاده از بودجه دولتی) که از 1304 هجری شمسی شروع شد، آرامگاهی ساختند که در سال 1313 افتتاح گردید.
این آرامگاه به علت نشست ، در سال 1343 دوباره تخریب و تا سال 1347 بازسازی شد.

**
شاهنامه خوانی در سرزمین شاهنامه:
شاهنامه خوانی در ایران اسلامی سنتی جاودانه است که ما را با رگ و ریشه و اصالت ایرانیمان پیوند می دهد.
در دنیای کنونی و توسعه فضاهای مجازی و روزمرگی بی امان، پناه آوردن به شاهنامه و روایت های دلگشای فردوسی راهی برای تسلی دادن به خاطر پریشان هویتی فراموش شده است.
شاهنامه نفوذ بسیاری در ادبیات جهان داشته و شاعران بزرگی مانند گوته و ویکتور هوگو از آن به نیکی یاد کرده اند.
کارشناس میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری سیستان وبلوچستان در گفت و گو با خبرنگار ایرنا اظهار داشت: در سیستان جمعی دور هم محفلی گرم، صمیمی و عاشقانه را تشکیل داده و در آن به سرائیدن شاهنامه و تحلیل و تفسیر این اثر بدیع می پردازند.
علیرضا خسروی بیان کرد: در دنیای امروزی که بیشتر افراد جامعه دچار فقر فرهنگی هستند روی آوردن به شاهنامه خوانی می تواند هویت اصیل ایرانی را به ما بازگرداند.
وی بیان کرد: شاهنامه مفاهیم زیبایی را در خود جای داده که با تفکر در آن از بسیاری معضلات اجتماعی رها می شویم.
وی ادامه داد: محفل های شاهنامه خوانی پس از 10 سال فراموشی دوباره در سیستان روحی تازه گرفته است و این محفل ها باید همیشه برپا باشد
وی تصریح کرد: باید شاهنامه خوانی همچون گذشته در بین مردم جامعه رواج پیدا کند تا این سنت دیرینه به فراموشی سپرده نشود.
یکی از اعضا شاهنامه خوانی گفت: انجمن شاهنامه سیمرغ حرکتی مردمی است که سه سال قبل شروع شد و اهداف علمی و فرهنگی را دنبال می کند.
علیرضا باقری اظهار داشت: از اهداف تشکیل این محفل گرد هم آوردن علاقه مندان به زبان و ادبیات فارسی و معرفی جدی مبانی و ظرفیت های فرهنگی مبتنی بر آثار فاخر ادب فارسی به ویژه شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی است.
این شاعر، پژوهشگر و مدرس ادبیات فارسی ادامه داد: هدف از خواندن شاهنامه در این انجمن آشنایی افراد با خوانش صحیح از متن و آشنایی با فلسفه آثار حماسی است.
وی افزود: شاهنامه در حقیقت پرداختن به تاریخ پر افتخار کشورمان و توجه به تعالیم ارزشمندی است که به عنوان یک مسلمان ایرانی مبناهای محکم فرهنگی جامعه ما را می سازد.

**
نقش شاهنامه فردوسی در جامعه کنونی
عضو هیات عملی دانشگاه سیستان و بلوچستان به خبرنگار ایرنا اظهار داشت: در جوامع کنونی همچون ایران که شیوه دریافت انرژی و اطلاعات ازمنابع فرهنگی گذشته در حال فراموشی است، هر گونه حرکت آئینی برای پرداختن به عناصر فرهنگی سودمند تلقی می شود.
محمد امیر مشهدی ادامه داد: بنابراین هدف از نامگذاری برخی روزها به نام بزرگان جبران تفاعل و مغفول ماندگی درباره عناصر فرهنگی سنتی جامعه است.
وی افزود: گرچه نامگذاری روزها به نام بزرگان امری مفید تلقی می شود اما باید از این سطح فراتر رفت و برای پویایی و نقش دادن به عناصر فرهنگی ایرانی که تا کنون مغفول مانده اند و آنگونه که باید در بازتولید فرهنگ امروز نقشی نیافته اند به صورت اساسی گام برداشت.
وی تصریح کرد: معرفی عناصر فرهنگی سنتی باید بوسیله فقدان روحیه‌‌ تبلیغی، پدرانه، تجلیل و تکریم و ستایشهای مبالغه آمیز در مورد آن چیزی که می خواهیم، در فرهنگ مردم تعمیق یابد.
عضو هیات علمی دانشگاه سیستان و بلوچستان خاطرنشان کرد: با انجام این تعمیق می توان تجلیل و تکریم های مبالغه آمیز را به صورت اساسی و عینی در مردم ایجاد کرد تا به همین شکل آن را بکار برند.
مشهدی با اشاره به لزوم پرداختن به شاهنامه فردوسی در عصر کنونی بیان کرد: شاهنامه بزرگ فردوسی متعلق به تاریخ گذشته ایران است که همچون آئینه ای تمام نما تصویر روشنی از تاریخ ایران باستان و زندگی جامعه ایران در اعصار کهن را نشان می دهد.
وی اظهار داشت: این کتاب، عصر خود را با تمام ظرافت ها و توجه به آرزو و آرمان ها، نظام های ارزشی آداب و رسوم، اخلاق و شادی ها به تصویر کشیده است.
وی افزود: همچنین شاهنامه با بیان زیبای خود گاه پنجره ای را تا عصر زندگی فردوسی به روی خوانندگان می گشاید و خود این کتاب به عنوان پاسخی به نیاز های جهان و مقتضای شرایط جامعه ایران در آن زمان شناخته می شود.
وی ادامه داد: شاهنامه فردوسی در حقیقت پیوند دهنده آئین های سنتی و باستانی ایران با فرهنگ غالب حاکم در جامعه است که به دلیل اصول حاکم در آن پس از گذشت سالیان دراز هنوز مورد توجه بسیاری از جوامع علمی و معنوی قرار دارد.
عضو هیات علمی دانشگاه سیستان و بلوچستان تصریح کرد: پرداختن به شاهنامه فردوسی در حقیقت نوعی تلاش برای یافتن ماهیت است و هر جامعه ای می تواند پس از درک ماهیت واقعی و پند از گذشته خود برای آینده برنامه ریزی کند.
مشهدی خاطرنشان کرد: با توجه به اینکه شاهنامه فردوسی تمام مسائل جامعه زمان خود را مطرح کرده است می توان از آن به عنوان یک الگو برای درک نسبی مسائل جامعه کنونی استفاده کرد.
وی بیان کرد: این کتاب نه تنها یک اثر بدیع از لحاظ محتوا محسوب می شود بلکه یک نشانگر تاریخی بوده که در بسیاری از نقاط دنیا پیشینه ایران و ادبیات ایرانی را نشان می دهد.
وی گفت: شاهنامه کتابی برای دیروز، امروز و فردا به منظور حفظ هویت ایرانی بوده و به دلیل تنوع و محتوای زیبای خود لا به لای فناوری های نوین رنگ نمی بازد.
وی عنوان کرد: آشنایی نسل جدید با شاهنامه و سایر آثار فرهنگی سنتی یکی از الزامات بوده و تمام فرهیختگان ایرانی باید در این راستا تلاش کنند.
**
اشعار شاهنامه فردوسی آهنگ وطن دوستی و دین خواهی است 
نماینده ولی فقیه در سیستان و بلوچستان و امام جمعه زاهدان گفت: 60 هزار بیت شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی، آهنگ غیرتمندی، وطن دوستی و دین خواهی و منبع تغذیه هر دل عاشق میهن و شاعران بنام آن است
آیت الله عباسعلی سلیمانی افزود: تاریخ آیینه صادق برای نشان دادن تصاویر گذشته برای انسان های آینده است.
نماینده مردم سیستان و بلوچستان در مجلس خبرگان رهبری بیان کرد: در این آیینه اگر زندگی بزرگان، دانشمندان و دانشوران به زیبایی به تصویر کشیده شود، سرمایه گران سنگی است که نسل آینده از آموزه های آن بهره خواهند گرفت.
امام جمعه زاهدان اظهار داشت: شخصیت بزرگی چون فردوسی توانست در درون خود، خدا را راه دهد و با تمام وجود به ایزد منان عشق ورزد و طبیعتا هر انسانی که گوهر وجودش، خدایی شود، به صراط مستقیم رهنمون و بانی هدایت دیگران نیز خواهد شد
نماینده مقام معظم رهبری در امور اهل سنت استانهای سیستان و بلوچستان و کرمان گفت: در طلیعه شاهنامه، آنچه به چشم می آید، خداباوری و خدامحوری حکیم فردوسی است و انسان هایی که خداوند در وجودشان راه یافته است، با این شخصیت بزرگ ادبی براحتی مانوس می شوند.
نماینده ولی فقیه در سیستان و بلوچستان افزود: در درون وجود حکیم فردوسی، عشق به وطن می جوشد و از سروده هایش، عشق به مرز و بوم و ایران کهن فوران می کند و آنچه برای این حکیم بزرگ حایز اهمیت بوده، ستودن میهن و شخصیت های تاثیرگذار در دفاع از مرز و بوم است.
آیت الله سلیمانی اظهار داشت: شاهنامه فردوسی همانند قرآن کریم که به نقل داستان های برگزیده و باارزش از انبیا می پردازد، با بیان ارزش های دینی و ملی، مایه آرامش است.
نماینده مقام معظم رهبری در امور اهل سنت استانهای سیستان و بلوچستان و کرمان با اشاره به هجمه های فرهنگی غرب و تلاش برای انحراف جوانان ایران اسلامی گفت: به منظور جلوگیری از گرایش جوانان امروز به فرهنگ های بیگانه باید فرهنگ های اصیل ملی برای آنان بازگو شود.
شاهنامه فردوسی در حقیقت نگینی ناب از درهم آمیختگی خلاقانه و فرهنگ تاریخ ایران در اعصار گذشته است و چنان منسجم و زیبا روایات و محتوا را در خود جای داده که نسل های متمادی بشر با خواندن آن حس زندگی و رهایی را در خود تجربه می کنند.

فردوسی؛ از حکمت ایران‌شهری تا بزرگان ادبیات جهان

 

در این نشست، «محمود جعفری دهقی» استاد دانشگاه در رشته فرهنگ و زبان‌های باستانی و رئیس انجمن ایران‌شناسی، نقش شاهنامه را از دو جنبه؛ یکی روی زبان فارسی و دیگری روی حکمت ایرانی دارای اهمیت دانست.
وی بر ضرورت ترویج شاهنامه و زبان و ادبیات فارسی در دیگر کشورها تاکید کرد و گفت: شاهنامه الگویی کامل از اندیشه‌های ایرانی ارائه می‌کند و با تصویرسازی‌های نادرست از ملت ایران در تعارض خواهد بود.
«
آندرانیک سیمونی» استاد دانشگاه در رشته ادبیات ارمنی و رئیس هیات‌مدیره کانون مترجمان رسمی ایران نیز به عنوان دیگر مهمان میزگرد ایرنا، مهمترین خدمت فردوسی به فرهنگ ایرانی را دمیدن روح در حماسه‌های کهن ایران دانست و آن را از یک جنبه با آثار شکسپیر مقایسه کرد.
وی درباره ارتباط ناگسستنی ادبیات ارمنی و شاهنامه، به تفصیل سخن گفت.
«
آندره گالستیان» پژوهشگر ادبی هم دیگر مهمان میزگرد ایرنا بود که درباره تاثیر فردوسی بر ادیبان دیگر سخن راند و یادآور شد که شایسته است تاثیر شاهنامه بر موسیقی، نقاشی، سینما و هنرهای دیگر نیز بررسی شود.
در ادامه، گزارشی از این میزگرد را می‌خوانید:

** 
شاهنامه عامل وحدت ملی ایران است
جعفری دهقی رئیس انجمن ایران‌شناسی در این نشست تخصصی گفت: فارسی باستان از حدود 550 پیش از میلاد که حکومت هخامنشی در ایران تشکیل شد، به عنوان زبان رسمی کشور مطرح شد و اگرچه اقوام گوناگون در جغرافیای ایران زبان‌های بومی خود را داشتند، اما پذیرفتند که زبان فارسی عامل وحدت همه اقوام و ساکنان این سرزمین باشد.
زبان فارسی در دوره‌های بعد مانند ساسانیان نیز این نقش پیونددهندگی میان ایرانیان را ایفا کرد و پس از تسلط اعراب بر ایران، دوباره ادیبان، اندیشمندان و شاعران ایرانی، زبان فارسی را به عنوان زبان ملی مطرح کردند.
نقش فردوسی در این میان، بسیار برجسته بوده است، چنانکه خود می‌گوید: بسی رنج بردم در این سال سی، عجم زنده کردم بدین پارسی.
بنابراین، احیاگر زبان فارسی، همزمان، احیاگر وحدت ملی ایرانیان هم بود.

**
شاهنامه احیاگر حکمت ایران‌شهری است 
جعفری دهقی یادآور شد: فرهنگ ایران باستان، حاصل تلاقی فرهنگ‌های سه‌گانه بود. آیین‌ها و آداب بومی ساکنان قبلی ایران، به علاوه فرهنگ مهاجران آریایی و نیز تمدن همسایگان (میان‌رودان: آشوری‌ها، بابلی‌ها، اکدی‌ها،...) فرهنگ ایرانی باستان را شکل می‌داد. روحانیانی که به نام مغان در ایران بودند، توانستند با تلفیق این اندیشه‌ها، جهان‌بینی خاصی ایجاد کنند که من اسم آن را حکمت ایران‌شهری گذاشته‌ام
این حکمت ایران‌شهری، به واسط نفوذ هخامنشیان، به مرور به غرب منتقل شد. یک خانم ایرانشناس انگلیسی، کتابی به نام «تاریخ کیش زرتشت» نوشته که در سه جلد به فارسی نیز ترجمه شده است. این کتاب نشان می‌دهد که آن حکمت، به مرور به سمت مهد فلسفه باستان، یعنی آتن حرکت کرده است.
پس از ظهور مسیحیت و انتقال فلاسفه از آتن به سوریه باستان، حکمت ایران‌شهری که با اندیشه‌های فلاسفه یونان نیز درآمیخته بود، نهایتا به جندی‌شاپور باز می‌گردد. می‌دانید که جندی‌شاپور در دوره ساسانیان به کانون تدریس پزشکی، فلسفه و نجوم تبدیل شده بود.
آنچه من با نام حکمت ایران‌شهری یاد کردم، در واقع، همان هویت ایرانی است. هرگاه که در تاریخ، هویت ایرانی به خطر افتاده است، ما دست به دامان حماسه‌های ایرانی شده‌ایم. این حماسه‌ها ویژگی‌های هویت ایرانی مانند خردورزی، راستی و سایر صفات انسانی را معرفی می‌کند.
در پایان دوره هخامنشی و هجوم اسکندر مقدونی به ایران، همین هویت به خطر افتاد و زمانی که اشکانیان آمدند، کوشیدند که آن را احیا کنند. بخش عمده‌ای از داستان‌های پهلوانی شاهنامه، در دوران اشکانیان ایجاد شد.
با تسلط اعراب بر ایران، دوباره ایرانیان با مشکل هویت رو به رو شد. آنان اگرچه اندیشه‌های ارزشمند اسلام را پذیرفتند اما با قرار گرفتن زیر سلطه یک حکومت نژادپرست موافق نبودند. این نارضایی‌ها از یک‌سو منجر به خیزش‌های سیاسی و از سوی دیگر منجر به توسل جستن به حماسه‌های ایرانی شد.
در واقع ارزش کار حکیم فردوسی این است که توانست آن حماسه‌ها را به صورتی روان و زیبا و ارزشمند بیان و حکمت ایران‌شهری را دوباره زنده کند.

** 
سیمونی: نقش ابومنصور در ایجاد شاهنامه برجسته است
سیمونی، استاد دانشگاه در رشته ادبیات ارمنی نیز در این میزگرد گفت: وقتی ملت‌ها در خطر قرار می‌گیرند، احساس دفاع از هویت ملی در آنها بیدار می‌شود. در ایران و پس از دوره‌ای که ایرانیان زیر سلطه عرب‌ها بودند، «ابومنصور محمد بن عبدالرزاق» که متعلق به یکی از خانواده‌های قدرتمند در خراسان بود، از همه اندیشمندان ایرانی دعوت کرد تا هر چه کتاب و سند مکتوب یا شفاهی دارند برای گردآوری بیاورند.
این روایت‌های پراکنده، گردآوری شد و شاهنامه ابومنصوری شکل گرفت. مجموعه حماسه‌ها را برای آنکه به نظم درآورند، به دقیقی دادند. البته عمر دقیقی کفاف چنین کاری را نداد، فردوسی در این زمان شاعری بود که داستان‌های حماسی می‌نوشت. او تلاش کرد که اسناد گردآوری‌شده را به دست آورد. دقیقا مشخص نیست چه کسی این سندها را به فردوسی رساند، اما برخی گفته‌اند که فرزند ابومنصور این کار را کرده است.
این داستان‌هایی که بعدها ساختند و گفتند که فردوسی قصه‌هایش را نزد سلطان محمود غزنوی برد تا جایزه دریافت کند، اصالت ندارد. حکیم فردوسی از همان روز نخست، به‌خوبی می‌دانست که چه کاخ بلندی را پی می‌افکند.

**
کار فردوسی را از یک جنبه با کار شکسپیر می‌توان مقایسه کرد
رئیس هیات‌مدیره کانون مترجمان رسمی ایران در ادامه سخنان خود در این میزگرد گفت: می‌دانید که سوژه‌های داستان‌های شکسپیر، عاریتی است! یعنی در آن دوره رسم بود که افرادی می‌رفتند و متن نمایش‌هایی که در جاهای مختلف اجرا می‌شد و عمدتا شامل بداهه‌گویی بود را یادداشت می‌کردند و برای شکسپیر می‌آوردند. در واقع، او سوژه داستان‌هایش را اینگونه گردآوری می‌کرد. البته این کار، در آن زمان رایج بود و سرقت ادبی به حساب نمی‌آمد.
کاری که شکسپیر می‌کرد، این بود که با کمک ذوق ادبی که داشت، این سوژه‌ها را گسترش می‌دهد و روح ادبی در آن می‌دمید.
کاری که فردوسی کرد نیز تنظیم و روح دمیدن در اسطوره‌ها و حماسه‌های ایرانی بود. شاهنامه سرشار از ظرافت‌های حکیمانه‌ای است که فردوسی، خود به داستان‌های ایرانی افزوده است
بگذارید مثالی بیاورم: در دوران باستان، رسم بود که شاه برای ازدواج فرزندانش، فرزندان شاهان و افراد هم‌تراز با خود را دعوت می‌کرد اما در روایت فردوسی، زمانی که پهلوان ایرانی (رستم) وارد سمنگان می‌شود، دختر شاه سمنگان (تهمینه)، دلباخته رستم می‌شود و این موضوع را به او می‌گوید. با این حال، رستم از چنان ریشه ایرانی برخوردار است که ابتدا با خانواده‌اش مشورت و نامه‌نگاری می‌کند و این مشورت با خانواده، برای او ثمربخش می‌شود.

**
گالستیان: تاثیر فردوسی بر ادیبان دیگر، شگرف است
گالستیان، پژوهشگر ادبی نیز به عنوان دیگر مهمان ایرنا در این میزگرد ادبی پژوهشی بیان داشت: به جرات می‌توان گفت که اغلب آثار حماسی پس از فردوسی در ادب فارسی، تحت تاثیر شاهنامه است
ناصرخسرو را می‌توان از نخستین ادیبانی دانست که از فردوسی تاثیر گرفت. ظاهرا سنایی نیز نخستین کسی است که از قهرمانان شاهنامه برای بیان مفاهیم مربوط به حکمت و عرفان بهره جست
افزون بر این، انوری، خاقانی، مولوی، سعدی، حافظ، جامی، ابن یمین و عبید زاکانی، بزرگانی هستند که از شاهنامه فردوسی تاثیر پذیرفتند
فتحعلی‌خان کاشانی، متخلص به صبا که ملک‌الشعرای دربار فتحعلی‌شاه بود، شهنشاه‌نامه را در بحر متقارب، یعنی همان بحر شاهنامه سرود، بعد از مشروطه هم میرزاده عشقی، عارف قزوینی، محمدتقی بهار و محمدحسین شهریار، تحت تاثیر شاهنامه بوده‌اند.
رد پای شاهنامه را حتی در آثار شاعران متاخر مانند فریدون مشیری و مهدی اخوان ثالث می‌توان یافت

** 
بسیاری از بزرگان ادب جهان از فردوسی به نیکی یاد کرده‌اند
گالستیان ادامه داد: «هومر» یونانی، دو هزار و 800 سال پیش، حماسه ایلیاد و اودیسه را نوشت. دو هزار و هشتصد سال بعد، «استنلی کوبریک» فیلم‌ساز آمریکایی، نام یکی از شاهکارهای خود به اسم «اودیسه فضایی» را از کتاب هومر گرفت.
حالا این اثر را از نظر کیفی و کمی با شاهنامه مقایسه کنید. از نظر کمی، شاهنامه حدود 50 هزار بیت دارد و تقریبا دو برابر ایلیاد و اودیسه است
«
یوهان ولفگانگ فون گوته» شاعر، نویسنده، نقاش و فیلسوف بزرگ آلمانی که یکی از بزرگترین چهره‌های ادبیات آلمان و جهان است هم از فردوسی به نیکی یاد کرده و او را ستوده است
«
ویکتور هوگو» شاعر، نویسنده و نمایشنامه‌نویس فرانسوی که او هم از بزرگترین چهره‌های ادبیات فرانسه و جهان است، از فردوسی اسم برده و از شعرهایش بهره گرفته است.
«
کریستین یوهان هاینریش هاینه» شاعر آلمانی، در یکی از منظومه‌های خود، داستان زندگی فردوسی را به نظم در آورده است و «آلفونس دولا مارتین» شاعر و نویسنده بزرگ فرانسوی در سال 1835، داستان رستم را در یکی از مجلات فرانسه منتشر کرد.
«
واسیلی ژوکوفسکی» شاعر و مترجم روس و «متیو آرنولد» شاعر انگلیسی، منظومه‌هایی زیبا درباره داستان رستم و سهراب دارند و «فرانسوا کوپر» شاعر فرانسوی، در داستانی از فردوسی و آرامگاه او یاد کرده است.
«
موریس باره» نویسنده و روزنامه‌نگار فرانسوی و بسیاری دیگر نیز در آثارشان از فردوسی یاد کرده‌اند
حال از این زاویه، به اهمیت شاهنامه نگاه کنید: وقتی فردوسی بر شاعران و ادیبان بزرگ جهان اثر گذاشته است، آن ادیبان نیز به نوبه خود بر دیگر شاعران و ادبیات جهان اثرگذار بوده‌اند. بنابراین ما با شبکه‌ای از تاثیر مستقیم و غیرمستقیم فردوسی بر ادبیات جهان رو به رو هستیم.
اهمیت فردوسی به اندازه‌ای است که تندیس‌های او را در بسیاری از مراکز فرهنگی در کشورهای جهان می‌توان یافت. همین اواخر، تندیسی از فردوسی در نمایشگاه اکسپوی چین در شانگهای به نمایش در‌آمد. تندیس‌های فردوسی همچنین در مقر یونسکو در پاریس، موزه ملی تاجیکستان، پارک ویلابورگزه در رم ایتالیا و موزه سارایوو بوسنی نگهداری می‌شود.
با در نظر گرفتن این معیارها، شاید بتوان گفت فردوسی، بزرگترین شاعری بود که جهان تا آن زمان به خود دیده بود.

** 
تاثیرپذیرفتگان از فردوسی را از جنبه‌ای دیگر طبقه‌بندی کنیم
جعفری دهقی در بخش دیگری از سخنانش گفت: به نظر می‌رسد خوب باشد ادیبانی که از شاهنامه تاثیر پذیرفته‌اند را به دو دسته تقسیم کنیم؛ ادیبانی که به پیروی از شاهنامه، منظومه سروده‌اند؛ مثل نظامی گنجوی و گروه دیگر، ادیبانی که خودِ شاهنامه را ترجمه کرده‌اند.

** 
گالستیان: فردوسی می‌تواند بر هنرهای دیگر نیز اثرگذار باشد
گالستیان نیز در ادامه این میزگرد گفت: وقتی استاد لوریس چکناواریان، اپرایی را بر اساس داستانی از شاهنامه می‌سازد یا وقتی «آندره سوروگین» (Andre Sevruguin) نقاش ایرانی-ارمنی، بیش از 400 اثر نقاشی و مینیاتور بر اساس داستان‌های شاهنامه می‌کشد، می‌توانیم روی تاثیر شاهنامه بر موسیقی، نقاشی، سینما و دیگر هنرها نیز تحقیق و بررسی کنیم.

** 
سیمونی: حکایت‌های شاهنامه با ادبیات ارمنی پیوندی ناگسستنی دارد
سیمونی هم در میزگرد ایرنا به یکی از داستان‌های محبوب در ارمنستان با نام حکایت «روستام - زال» اشاره کرد و گفت: این محبوبیت را باید نشانه تاثیر شاهنامه بر ادبیات ارمنی دانست.
اما نخستین جایی که در تاریخ از «رستم» یاد شده، در کتابی با قلم موسی خورِنی (Movses Khorenatsi) مورخ قرن پنجم میلادی ارمنستان است. خورنی دانش‌آموخته اسکندریه بود و زمانی که پس از پایان تحصیل به ارمنستان بازگشت، از او خواسته شد که تاریخ ارمنستان را به رشته تحریر در آورد و در آن، از اسطوره‌های ایرانی و ارمنی هم یاد کند.
موسی خورنی چون مسیحی بود، اسطوره‌های کهن ایرانی و ارمنی را مربوط به دوران بت‌پرستی می‌دانست و به آنها نگاهی انتقادی داشت. جالب است که او با همین نگاه انتقادی، نام شماری از اسطوره‌های باستانی ایران و ارمنستان را در تاریخ ثبت کرد. مثلا خورنی نوشته است که در ارمنستان، روایت کرده‌اند که فردی به نام «دورک آنگِغ» می‌توانست سنگ‌هایی چنان بزرگ را به دریا بیفکند که موج حاصل از آن، کشتی دشمنان را غرق کند یا در ایران پهلوانی به نام «رستم» می‌زیست که به اندازه 120 پیل قدرت داشت.
دقت کنید خورنی که یک ارمنی بود، نزدیک به 500 سال پیش از نگارش شاهنامه، از رستم یاد کرده است
یکی از ویژگی‌های کتاب خورنی این است که تاریخ تطبیقی ارائه می‌کند. ویژگی دیگر، این است که منبع دارد و از شماری از منابع خود یاد کرده است. ویژگی سوم کتاب خورنی، این است که در آن «تاریخِ تقویمی» هم ذکر شده است. مثلا نوشته است فلان رویداد، پنج سال پس از حکومت بلاش اتفاق افتاد. امروز مورخان با تعیین زمان حکومت بلاش، می‌توانند زمان وقوع آن رویداد را هم کشف کنند.
حال اجازه بدهید کمی به جلوتر و پس از حمله اعراب به ایران بیاییم. ادبیات ارمنی در دوره میانه (از حدود قرن یازدهم به بعد تا قرن 17 میلادی) از ادبیات فارسی تاثیر بسیار گرفت. این تاثیرپذیری، بیشتر از آن تاثیری است که ادبیات ارمنی در دوران پهلوی (اشکانی و ساسانی) از ادبیات فارسی گرفته بود؛ به‌طوری که ادبیات میانه ارمنی، منابعی غنی برای پژوهش‌های ایران‌شناسی است.
«
کنستانتین یِرزِنکاسی» شاعر بزرگ ارمنستان در قرن سیزدهم، می‌گوید شعر مرا فردوسی‌وار بخوانید؛ چون شعرهایش را بر وزن شاهنامه سروده بود و از آنجایی که مردم ارمنستان با شعر فردوسی آشنا بودند، او می‌گوید شعر مرا فردوسی‌وار بخوانید.
ارمنی‌ها آنقدر شاهنامه را دوست داشته‌اند که نام‌هایی مانند «فیردوس»، «روستام»، «زوهراب»، «تاهمینا» و حتی «سودابا» و مانند آن، از نام‌های رایج در ارمنستان است.
در دوران شوروی سابق، فیلمی درباره رستم و سهراب در تاجیکستان ساخته و به زبان ارمنی هم ترجمه شد. این فیلم نیز روی شناخت و علاقه جوانان ارمنی به شاهنامه تاثیری چشمگیر داشت.

** 
جعفری دهقی: ترویج شاهنامه در کشورهای دیگر، اهمیت دارد
حعفری دهقی هم در میزگرد ایرنا اظهار کرد: یکی از موفقیت‌های شاهنامه این بوده است که فرهنگ و تمدن ایرانی را با اندیشه‌های اسلامی در‌آمیخت. در شاهنامه، مرتب به خرد اشاره شده است. جدال خیر و شر، عدالت، راستی، دانش‌اندوزی و پرهیز از آزمندی از دیگر پیام‌هایی است که به صورت پرتکرار در حکایت‌های شاهنامه بر آن‌ها تاکید شده است.
اگر ما بتوانیم شاهنامه را حداقل در حوزه ایران فرهنگی و کشورهای متاثر از تاریخ و تمدن ایرانی ترویج کنیم، در واقع پیام‌های درون شاهنامه را نیز ترویج کرده‌ایم.
این کشورها، پذیرش داستان‌های شاهنامه را هم دارند. مثلا زبان سغدی، یکی از زبان‌های قدیمی در آسیای میانه بود که اکنون منسوخ شده است. داستان رستم به این زبان باقی است و امروز در دست ماست.
ترویج شاهنامه در سطحی فراتر از منطقه نیز بسیار موثر خواهد بود. با اینکه در بخش‌هایی از جهان، تصویری نادرست از ملت ایران ارائه می‌کنند ولی ما امروز سندی به نام شاهنامه داریم و می‌توانیم بگوییم ایرانیان همان هستند که در شاهنامه معرفی شده است.
25 
اردیبهشت ماه به عنوان روز «پاس‌داشت زبان فارسی» و «بزرگداشت حکیم فردوسی» در تقویم رسمی کشور نامگذاری شده است

فردوسی؛ پاسدار واژگان و خالق اساطیر

 

به گزارش گروه اطلاع رسانی ایرنا؛ «فردوسی و حفظ و تقویت زبان فارسی؛ لزوم جلوگیری از گسترش اعتیاد در جامعه و حمایت و محافظت از کودکان» از جمله مهمترین موضوعاتی است که در مطبوعات امروز (سه شنبه) برجسته شده است.

**
شاهکار فردوسی؛ حفظ و تقویت زبان فارسی
فردوسی با سرودن شاهنامه بخش بزرگی از تاریخ و افسانه های ایرانی را از نابود شدن حفظ کرد و همانطوری که خود او می گوید از نظم کاخ بلندی پی افکند که دست تطاول ایام از خراب کردن آن کوتاه است. این شاعر حماسه سرا با تدوین شاهنامه و خلق این حماسه و شاهکار ادبی خدمت سترگی به حفظ و تقویت زبان فارسی کرد و این امر موجب همبستگی و پیوستگی ملی شد.

روزنامه «شهروند» در یادداشتی با عنوان «فردوسی و نظریه فریب اجتماعی» به قلم سعید اصغرزاده می نویسد: بیست ‌و پنجم اردیبهشت‌ ماه روز بزرگداشت فردوسی، شاعر و حماسه‌سرای نامی ایران و سراینده «شاهنامه» است که با روز پاسداشت زبان فارسی نیز همراه شده است. می‌دانیم که زبان در زندگی اجتماعی انسان و تعاملات روزمره، نقشی اساسی را ایفا می‌کند. هنگامی که بحث به انتقال معانی و مفاهیم علمی می‌رسد، همواره یک سوال مطرح است که آیا زبان فارسی این توانمندی و امکانات را دارد تا ما را با ترجمه‌ای صحیح از واقعیات علمی مواجه ‌سازد؟طی سده‌های اخیر، زبان فارسی در نیمه‌شرقی قلمرو خود با تنگنا و دشواری روبه‌رو شد، ولی در نیمه‌غربی قلمرو خود (کشور ایران) رو به شکوفایی نهاد.

در ادامه آمده است: فرهنگستان زبان و ادب ‌فارسی به‌عنوان نهادی شناخته ‌شده است که همراه با موسسات و نهادهایی چون بنیاد سعدی در راه معرفی زبان‌ فارسی به جهانیان و گسترش هرچه بیشتر قلمرو این زبان در سطح جهان گام برداشته است اما به‌ راستی این نهاد چه می‌کند و تا چه ‌اندازه در بومی‌سازی اصطلاحات غیرفارسی و ایجاد یک زبان علمی فارسی توفیق یافته است؟ البته این یک روی سکه است. در طرف دیگر، ما با معادلات اجتماعی و رویکردهای زبانی دیگری مواجه هستیم.

روزنامه «ایران» در مطلبی با عنوان «فردوسی آموزگار بزرگ زندگی است» در گفت وگو با آرش ملکی وند کم سن‌ترین نقال ایران نوشت: اشعاری که پدر از شاهنامه برای من می‌خواند و داستان‌های حماسی که هر شب مادر برای من تعریف می‌کرد شوق مرا برای شناخت شاهنامه و فردوسی هر روز بیشتر کرد. از همان کودکی علاقه زیادی به قصه زندگی اساطیر شاهنامه پیدا کردم. سیاوش اسطوره‌ای بود که به آن علاقه پیدا کردم. او در برابر ظلم ایستاد و ثابت کرد که حق با او بود و بی‌گناه است. از داستان او درس‌های زیادی یاد گرفتم و سعی کردم که همیشه برای اثبات حق تلاش کنم. وقتی سرگذشت فردوسی را مطالعه کردم و متوجه شدم او برای شاهنامه 30 سال از عمر خود را صرف کرده است فهمیدم که این کتاب از ارزش بالایی برخوردار است و باید به این گنجینه توجه خاصی داشت. با کمک پدر و مادرم با بسیاری از اسطوره‌های شاهنامه آشنا شدم.

در ادامه می خوانیم: از همان روزها علاقه زیادی به رستم و آرش کمانگیر پیدا کردم. 4سال قبل در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بوشهر ثبت‌نام کردم و با توصیه مربی وارد عرصه نقالی شدم. حس خیلی خوبی داشتم وقتی می‌توانستم اشعار حماسی شاهنامه را با زبان خودم بیان کنم. علاقه به ادبیات ایران و شاهنامه هر روز در من بیشتر شد و در مراسم‌ مختلفی پرده‌خوانی و شاهنامه‌خوانی کرده‌ام. در کنار آن نیز پرده خوانی عاشورا نیز انجام می‌دهم. وقتی می‌خواهم نقالی کنم خودم را در آن (میدان رزم) تصور می‌کنم و با همه وجود آن را روایت می‌کنم. شاهنامه پر از داستان‌هایی است که هرکدام از آنها می‌تواند سرمشق زندگی باشد و فردوسی بخوبی همه آنها را روایت کرده است.

روزنامه «اطلاعات» در یادداشتی با عنوان «مشروعیت جنگ و مطلوبیت صلح از دیدگاه فردوسی» به قلم احمد کتابی آورده است: در ابیات بعدی که از شاهکارهای مسلم فردوسی است، شاعر گویاترین تصویر جنگ و واقع‌بینانه‌ترین و آموزنده‌ترین توصیف را از عواقب شوم و توالی فاسد آن، باز هم از زبان افراسیاب بیان کرده است؛ گویی که او بیشتر و بهتر از هر کس جنگ را می‌شناخته و از مصائب و مفاسد خانمان براندازش آگاه بوده است. مخلص کلام‌، بر اثر جنگ، همه امور از روال و نظم خارج می‌شود و از هر طرف عیب و نقص پدید می‌آیدفردوسی توسل به جنگ را تنها در مواردی محدود و مشخص و تحت شرایط و قیود معین مجاز و مشروع می‌داند.

در ادامه می خوانیم: در فرهنگ سیاسی امروز، گاهی از «وطن‌دوستی» مفهومی آمیخته با نژادپرستی و تعصبات ملی‌گرایانه افراطی و نفرت بی‌جا از ملل و اقوام دیگر استنباط می‌شود. به دیگر سخن، «حب وطن» که خصلتی بس نیکو و ممدوح است، بعضا با میهن‌پرستی افراطی و تهاجمی (شووینیسم) که اندیشه‌ای یکسره باطل و غیرانسانی است، خلط می‌شود.

**
اعتیاد؛ نیازمند هم افزایی نهادهای مسوول
مواد مخدر به عنوان پدیده ای نابهنجار، زندگی انسان های زیادی را با خطر روبرو کرده است. سالیانه میلیون ‌ها تن در دام اعتیاد فرو می افتند و زندگی خویش را به صورت تاسف باری به ورطه نابودی و فنا می کشانند و میلیون ها انسان دیگر را نیز در غم و اندوه خود فرو می برند که ایران نیز از این بلای خانمان سوز در امان نمانده وبه یکی از مهمترین مشکل های اجتماعی کشور تبدیل شده است. از این رو نهادهای مسوول باید با هم افزایی و مدیریت صحیح از گسترش این معضل اجتماعی در میان افراد جامعه به ویژه جوانان جلوگیری کنند تا نشاط و شادابی جامعه تضمین شود.

روزنامه «ابتکار» در گزارشی با عنوان «چشم در چشم معتادان» می نویسد: 2میلیون و 808 هزار فرد معتاد در کشور وجود دارد. این آماری است که به طور رسمی از نهادهای دولتی و قضایی مطرح شده است. تهران از جمله استان هایی است که بخش زیادی ازاین معتادان را در خود جای داده است. بر این اساس تعداد معتادان متجاهر در شهر تهران به گفته فرید براتی سده، رئیس مرکز توسعه پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی کشور بین 12 تا 15 هزار نفر پیش بینی می شود. حال قرار است با استفاده از دستگاه اسکن عنبیه تشخیص هویت معتادان متجاهر ساده تر شود اما سوالی که مطرح می شود این است که این ابزار مهم تا چه میزان می تواند به کاهش معتادان متجاهر در کشور کمک کند؟ چه امکاناتی قرار است در اختیار این افراد قرار گیرد؟ پس از دستگیری مجدد این معتادان که امری طبیعی است، چه چیزی در انتظارشان خواهد بود؟ و در پایان آیا بالاخره آمار دقیقی از معتادان متجاهر سراسر کشور به دست خواهد آمد؟

در ادامه آمده است: فرید براتی، رdیس مرکز توسعه پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی کشوربا اشاره به آمار متفاوتی که از سازمان های مختلف در ارتباط با تعداد معتادان متجاهر منتشر می شود، می گوید: «آمار دقیقی وجود ندارد. در بسیاری از استان ها در آماری که از معتادان متجاهر می دهند، بسیاری دیگر از گروه ها وجود دارند؛ گروه‏هایی چون بیماران ایدز، کودکان کار، ولگردها، بیماران جسمی و ... . آماری که نیروی انتظامی ارائه می دهد، در شهر تهران عددی بین 12 تا 15 هزار نفر است. این در حالی است که ما در مراکز خود 8 هزار نفر را نگهداری می کنیم. در ارتباط با آمارهای سراسر کشور نیز باید بگویم بهزیستی می گوید تعداد معتادان متجاهر 71 هزار نفر است؛ دبیرخانه ستاد مبارزه با مواد مخدر آنها را 60 هزار نفر تخمین می زند. حال اینکه نیروی انتظامی تعداد آن ها را حدود 120 هزار نفر عنوان می کند.» باید دید با نصب دستگاه اسکن عنبیه آیا می توان به عدد مشخصی از افرادی که معتاد متجاهر شناخته می شوند، رسید! و سپس نشست و گام بعدی سازمان های مرتبط را تماشا کرد، موفقیت یا شکستی دیگر!

روزنامه «آرمان» در گزارشی با عنوان «10 هزار دانش اموز معتاد نیازمند درمان» نوشت: دانش‌آموز معتاد تضمین‌کننده جامعه‌ای بیمار است. اگر دانش‌آموزان را آینده‌سازان کشور بدانیم وجود دانش‌آموزان معتاد گواه حرکت به سوی آینده‌ای است که نویدی جز تباهی، سیاهی و یاس ندارد. ارائه آمار از دانش‌آموزان معتاد اقدامی بسیار شایسته از سوی آموزش و‌پرورش است، اما به‌تنهایی چاره‌کار نیست. راه‌حل پذیرش این آمار از سوی نهادهای دخیل در مورد مبارزه با موادمخدر و ارائه راهکار از سوی تک‌تک آنهاست. برآیند راهکارها باید توسط یک نهاد در مدارس اجرا شود تا موضوع مبارزه با مساله دانش‌آموزان معتاد نیز همانند مسائل دیگر دچار موازی‌کاری‌های معمول در حوزه مبارزه با موادمخدر نشود. نکته مثبت موضوع آگاه‌سازی جامعه پیش از رسیدن به مرزهای هشدار است. در واقع آموزش‌و‌پرورش پس از سال‌ها راه‌حل منطقی برای مبارزه با این معضل یافته و دانش‌آموزان معتاد را از پستوی نمور و تاریک ذهن افراد جامعه بیرون کشیده و در معرض چشم همگان قرار داده است.

در ادامه می خوانیم: مدیرکل دفتر مراقبت در برابر آسیب‌های اجتماعی وزارت آموزش و پرورش اظهار کرد: امروزه حدود 100‌هزار نفر از دانش‌آموزان کشور در معرض خطر اعتیاد هستند، به‌طوری که برخی از این دانش‌آموزان یا تجربه مصرف را داشته یا در معرض این آسیب قرار دارند. منصور کیایی افزود: حدود 10‌هزار نفر از دانش‌آموزان کشور از نظر اعتیاد در مرحله‌ای قرار دارند که پس از تجربه مصرف اولیه به مصرف خود ادامه داده و امروزه نیازمند درمان هستند. او با اشاره به فعالیت‌های وزارت آموزش و پرورش در حوزه اعتیاد دانش‌آموزان گفت: وزارت آموزش و پرورش بارها و به‌صورت متعدد دغدغه‌های خود را در حوزه مصرف مواد در گروه سنی دانش‌آموزان مطرح کرده است.

روزنامه «جوان» در مطلبی با عنوان «22 درصد کارگران معتادند!» به نقل از رضا محبوبی معاون امور اجتماعی مرکز امور اجتماعی و فرهنگی وزارت کشور نوشت: اکنون نرخ شیوع اعتیاد در جمعیت عمومی کشور 5.2 درصد در سنین 15 تا 64 سال است،در جامعه کارگری به 22 درصد می‌رسد. بیش از سه سال است که در پروژه آسیب‌های اجتماعی فعالیت می‌کنیم، در طول این مدت، پنج جلسه با حضور مقام معظم رهبری و سران سه قوه در این راستا برگزار شده که این نشان از اهمیت موضوع دارد؛ البته با شرایط جدید پیش آمده برای کشور اهمیت موضوع دو چندان خواهد شد. در این راستا طرح تقسیم کار ملی برای کنترل آسیب‌های اجتماعی در سطح کشور تصویب شده است که ما به عنوان دبیرخانه شورای اجتماعی کشور، اوضاع اجتماعی را پس از این تقسیم کار بررسی کرده‌ایم.طی این بررسی‌ها علایمی از توقف روند رشد برخی آسیب‌ها همچون کاهش طلاق توافقی پس از اجباری شدن مشاوره 6 ساعته پیش از ازدواج و همچنین کاهش در روند ورود پرونده‌های قضایی به دستگاه قضا مشخص شده اما این کاهش دو تا هشت درصدی نمی‌تواند رضایت‌بخش باشد چرا که ممکن است در طول سال‌های آینده روند رو به رشدی نیز داشته باشد.بر اساس بررسی‌های انجام شده در سال 94، به ازای هر 100 ازدواج در جامعه، 23 واقعه طلاق به ثبت رسیده بود که البته این ازدواج‌ها در طول سال‌های مختلف انجام شده بود.

در ادامه می خوانیم: ضعف نظام برنامه‌ریزی در کشور مهم ترین علت بروز آسیب‌های اجتماعی بوده؛ به طوری که در پی این ضعف مدیریتی، ناموزونی توسعه در کشور رخ داده و فقر در برخی مناطق نهادینه و در برخی مناطق قطب توسعه شده‌اند. حکمرانی باید بتواند پاسخ نیازهای روز جامعه را بدهد، همه می‌دانیم که جامعه ما به نشاط و شادابی نیاز دارد اما به علت تعصبات غلط، افرادی که زاویه دیدشان با ما متفاوت است را از نظام مدیریتی حذف می‌کنیم. بنابراین باید در این شیوه بازنگری داشته باشیم.

**
کودکان در پناه حمایت های قانونی و آموزش دفاع از خود
کودکان و نوجوانان به ‌عنوان آینده سازان کشور در واقع سرمایه‌های اصلی حوزه منابع انسانی محسوب می‌شوند. از این رو باید نظام‌ های حاکمیتی و سازمان‌های حقوقی از آنها محافظت کنند. زیرا این قشر به سبب رشد و کمال عقل، از توانایی‌های لازم برای حفاظت خویش برخوردار نیستند و در ارتباطات اجتماعی و تعامل با دیگران قدرت تشخیص خیر و صلاح خود را ندارند و بیشتر از دیگران در معرض آفت‌ ها و تعرض ها قرار دارند. از این رو با حمایت‌ های قانونی و آموزش به آنها توسط خانواده ها می توان از آسیب پذیری آنها جلوگیری کرد.

روزنامه «ایران» در گزارشی با عنوان «مرزهای مبهم برای تعریف قانونی سن کودک» می نویسد: در نظام حقوقی کشورهای مختلف از جمله نظام حقوقی ایران، قوانینی در جهت حمایت از کودکان یا اطفال وضع شده است که در مجموع باعث می‌شود حقوق و تکالیف اشخاص در دوران کودکی و بعد از آن بسیار متفاوت باشد به طوری که اشخاص در دوران کودکی مسئولیت کیفری ندارند و این امر بر اهمیت مرز‌بندی و تفکیکی اصولی و مؤثر بین دوره‌های زندگی اشخاص می‌افزاید. در هر مجموعه‌ای از مقررات و با رویکرد حفظ نظم عمومی و رعایت حقوق کودکان و نوجوانان باید مرزبندی صحیح و دقیقی ارائه شود تا در حوزه اجرای ضوابط از هرگونه ابهام یا اعمال سلیقه جلوگیری شود.اما متأسفانه چنین استنباط می‌شود که قانونگذار تعریف جامع و مانعی از کودک و مرز‌بندی قاطعی برای شناسایی اطفال و نوجوانان ارائه نکرده است به‌طوری که بر اساس تبصره یک ماده 304 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 طفل یا کودک چنین تعریف شده است: «طفل، کسی است که به حد بلوغ شرعی نرسیده است.» 

در ادامه می خوانیم: طبق قوانین جاری افراد کمتر از سن 18 سال تمام غیر رشید محسوب شده و اجازه دخل و تصرف در امور مالی خود را ندارند(بجز استثنائاتی چون قبول هبه). لذا ایجاد بستری برای استقلال در اشتغال به کار این گروه سنی آن هم بدون تفکیک جنسیت فرد کاملاً بر خلاف غبطه اشخاص و مخل نظم عمومی جامعه است و بستری است که می‌تواند حقوق شخص را به خطر اندازد.در نهایت با توجه به اینکه ایران در سال 1372 بر اساس مصوبه مجلس شورای اسلامی به عضویت کنوانسیون حقوق کودک درآمده و ماده واحده مربوطه نیز به تأیید شورای نگهبان رسیده است لازم است تا دستگاه‌های ذیربط، اندیشمندان و صاحبنظران در خصوص وضع مقرراتی که بتواند به طور جامع، مانع و قاطع بیانگر این مرزبندی باشد اقدام نمایند تا در سایه آن، حقوق ومسئولیت‌های مدنی و کیفری اشخاص در جامعه به طوری که قابل اثبات و اجرا باشد معلوم و اعلان گردد.

روزنامه «شهروند» در گزارشی با عنوان «آموزش دفاع از خود به کودکان» می نویسد: هر پدر و مادری دوست دارد فرزندان‌شان در محیطی امن رشد کنند. اما واقعیت این است که فرزندان باید درباره روی زشت و بد جامعه نیز چیزهایی بدانند و والدین هم باید در این خصوص به آنها آموزش دهند. درواقع والدین باید تصمیم بگیرند که چگونه می‌توانند از فرزندان‌شان در مقابل برخی شرایط ناگوار جامعه محافظت کنند. این امنیت شامل محیط خانه نیز می‌شود. والدین همچنین باید به فرزندان‌شان آموزش دهند که چطور در شرایط خاص از خود دفاع کنند. بچه‌ها دوست دارند بدانند والدین‌شان درباره محافظت از خود چطور فکر می‌کنند. گفت‌وگوکردن با کودکان درباره انتظارات شما زمانی که دچار آسیب شده‌اند به آنها کمک می‌کند احساس بهتری داشته باشند. آنها می‌خواهند بدانند که حق دارند از خود محافظت کنند یا خیر. آنها می‌خواهند بدانند که چطور می‌توانند از بروز آسیب نسبت به خودشان جلوگیری کنند.

در ادامه آمده است: هر زمان احساس کردید که فرزندتان آن‌قدر بزرگ شده تا تکنیک‌های دفاع از خود را یاد بگیرد، کار آموزش را آغاز کنید. ممکن است بخواهید آنها را به مراکز آموزشی خاص بفرستید تا آموزش‌هایی نظیر دفاع شخصی را فرا بگیرند. شاید هم بخواهید آنها را به کلاس‌های رزمی بفرستید. هر انتخابی که دارید باید مطمئن شوید این آموزش‌ها توسط افراد متخصص ارایه می‌شود. اگر ممکن است شما هم با فرزندتان به این کلاس‌ها بروید و روند آموزش را ببینید. در این صورت شما هم آنچه فرزندتان می‌شنود، می‌شنوید و آنچه یاد می‌گیرد را می‌بینید. خیلی از تکنیک‌های دفاع شخصی نیازی به تمرین زیادی ندارد. اما حتما فرزندان‌تان را وادار کنید که تمرین و ممارست کنند. این کار باعث می‌شود مه مغزشان کارهایی را که باید انجام دهند، زودتر به‌خاطر بیاورد.

روزنامه «شرق» در مطلبی با عنوان «تغییر شیوه کودک آزاری در کشور» به نقل از شهین علیایی‌زند بنیان‌گذار مؤسسه پیشگیری از آزار جنسی کودکان و نوجوانان نوشت: کودک‌آزاری در همه جای دنیا وجود دارد. بعد از قاچاق مواد مخدر، قاچاق انسان و به‌ویژه کودکان است که بالاترین درآمد را نصیب تجار انسان می‌کند. تفاوت کودک‌آزاری در ایران و سایر مناطق دنیا در این است که در آن مناطق می‌توانیم راحت‌تر در موردش صحبت کنیم، تعامل وسیع‌تر داشته باشیم و برای حل آن برنامه بدهیم. اتفاق‌هایی در جامعه ما می‌افتد که باعث می‌شود شرایط روحی روانی مردم به‌قدری دشوار باشد که در یک بی‌قراری عمیق قرار بگیرند. تبعات این بی‌قراری با خشونت‌های اجتماعی عجین است که یکی از آنها کودک‌آزاری و از جمله کودک‌آزاری جنسی است.

در ادامه می خوانیم: به نظر می‌رسد شکل و شمایل کودک‌آزاری در ایران دارد تغییر می‌کند. کودک‌آزاری در 10 سال گذشته روزبه‌روز خشن‌تر شده است. در حال حاضر بچه‌ها را قطعه‌قطعه می‌کنند که علت آن در بسیاری از موارد مواد مخدر صنعتی است. بسیاری از کودک‌آزاری‌ها بر اثر غفلت بوده است. روش‌هایی وجود دارد که بتوانیم به بچه‌ها آگاهی دهیم اما آنها را بدبین نکنیم.

خردنامه فردوسی؛ حافظ راستین سنت های ملی

 

به گزارش گروه اطلاع رسانی ایرنا، ابوالقاسم فردوسی توسی حکیم و شاعر بلندآوازه ایرانی در 329 هجری در توس خراسان دیده به جهان گشود و در 80 سال عمر با ارزش خود موفق شد تا با تالیف شاهنامه، نام خود را در ادبیات ایران و جهان پرآوازه سازد. اثری جاودان که مجموعه ای نفیس از واژگان و داستان های اساطیری، پهلوانی و تاریخی محسوب می شود.

زندگی فردوسی در عهد سامانیان که به شدت در پاسداری از زبان و هویت فارسی حساس بوده اند، همراه شد و به همین علت این زبان به بهترین شکل ممکن از گزند حوادث و دشمنی ها به دور ماند تا امروز به عنوان سرمایه اصلی فرهنگی این مرزو بوم شناخته شود. تسلط فردوسی بر آیین و سنت های تاریخی و باستانی ایران، چیرگی او در سرودن شاهنامه را به دنبال داشت و کار مهم وی نیز پیوند عمیق میان فرهنگ ایران پیش و پس از ورود اسلام به شمار می رود.

فردوسی با استفاده از واژگانی که هنوز در زبان فارسی پر کاربرد هستند، در عین سادگی برترین شعرها را سرود. از ویژگی های شاهنامه می توان به داستان های ملی آن اشاره کرد. پس بایستی در حفظ این گنجینه بی بدیل کوشید تا به جای هجوم داستان های بی محتوا که ترویج کننده خشونت و زشتی در جامعه است، ادبیات شیوا، زیبا و مستحکم ایران پاس داشته شود.

اهمیت زبان فارسی و ارزش نهادن به جایگاه والای فردوسی در شعر و ادبیات بیانگر این مهم است که باید کوشید تا این میراث گرانبها همچنان بتواند نقش و تاثیر خود را در ادبیات کشور بر جای بگذارد. به عبارت دیگر باید با همه توان، آموزش شاهنامه و نتیجه های ادبی و اخلاقی آن را در همه سطوح در دستور کار قرار داد تا به این ترتیب بتوان حافظ و پاسدار دستاوردهای بی نظیر فردوسی در فرهنگ ایرانی بود.

حکیم فردوسی 30 سال از بهترین دوران عمر خود را وقف کار بر روی شاهنامه کرد. چنان که می گوید «بسی رنج بردم در این سال سی / عجم زنده کردم بدین پارسی» آرامگاه فردوسی در توس استان خراسان همواره پذیرای علاقه مندان به وی است.

پژوهشگر گروه اطلاع رسانی ایرنا به مناسبت بزرگداشت فردوسی و پاسداشت زبان فارسی با «رضا ستاری» فردوسی شناس، دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی و عضو هیات علمی دانشگاه به گفت وگو پرداخته است

**
فردوسی و شاخصه های ممتاز شاعرانگی وی
سرودن شاهنامه، شاهکار بزرگ فردوسی به شمار می رود که از شهرت جهانی برخوردار است و در فرهنگ ایران جایگاه ویژه ای دارد. به عقیده برخی این اثر جاودانه، تنها پاسدار و حافظ زبان فارسی بود، در حالی که باید شاهنامه را متنی هویت ساز دانست که برای همه ایرانیان ارزشمند است چرا که در روزگاری که فردوسی به این کار مهم پرداخت، بسیاری از این داستان ها در حال فراموشی بود و اگر این شاعر داستان ها را به شعر در نمی آورد، برای همیشه از میان می رفت.

پس از فروپاشی ساسانیان تا روزگار صفویه در ایران دولت مستقلی وجود نداشت و این شاهنامه بود که یاد و خاطره این مرز وبوم و روحیه سلحشوری آن زمان را در فرهنگ کشور زنده نگه داشت. بنابراین سرودن شاهنامه نوعی رسالت اجتماعی و تاریخی برای فردوسیمحسوب می شد که ایران را برای همیشه مدیون خویش ساخت. تاثیر و ردپای شاهنامه را می توان در زبان فارسی و شاخه های هنری و فرهنگی بسیاری همچون سفالگری، خوشنویسی، تابلوهای نقاشی و نگارگری هایی گوناگون مشاهده کرد. قصه ها و روایت هایی که از شاهنامه در فرهنگ ایرانی وجود دارد، همگی نشان دهنده نفوذ شاهنامه در میان مردم است، منظومه ای که هنوز هیچ متنی نتوانست جای آن را بگیرد.

** 
چارچوب های شاهنامه
در روزگاری که فردوسی زندگی می کرد، تلقی که از داستان های شاهنامه وجود داشت این بود که این اثر داستان پادشاهان است اما باید دانست که شاهنامه را به 3 قسمت می توان تقسیم کرد؛ بخشی از این داستان ها، «بخش اسطوره ای» محسوب می شود و در برگیرنده روایت هایی مربوط به روزگاران کهن است. حتی پیش از این که آیین زرتشتی در ایران وجود داشته باشد، در روزگاری که آریایی ها به سرزمین ایران کوچ کردند، این داستان ها را از موطن اصلی خود که «ایران ویچ» گفته می شد با خود به این سرزمین آوردند؛ بنابراین بخش نخست داستان ها یعنی وقایع کیومرث، هوشنگ، تهمورث، جمشید، فریدون و ... مربوط به آن روزگاران است.

بخش دوم شاهنامه یا «بخش پهلوانی» که شورانگیزترین بخش شاهنامه نیز به شمار می رود، دربرگیرنده داستان هایی از جنگ ها و پهلوانی های رستم محسوب می شود. رستم در بیشتر جنگ ها حضور دارد و پاسدار سرزمین ایران است و در برابر حمله دشمن ایستادگی می کند و در تمامی جنگ ها هم پیروز می شود.

بخش سوم شاهنامه که به آن «بخش تاریخی» می گویند، بخشی است که از پایان دوره اسفندیار و همزمان با آغاز حکومت بهمن شروع می شود و به دوره هخامنشیان می رسد؛ شخصیت هایی که آنجا حضور دارند شخصیت هایی هستند که در تاریخ هم بوده اند اما نه به این معنا که شاهنامه به طور واقعی تاریخ را بیان کند. در مجموع شاهنامه یک متن حماسی به حساب می آید و زبان خاصی دارد که در آن داستان سلحشوری های اجداد و پیشینیان آمده است.

**
تفاوت اسطوره و افسانه در بیان فردوسی
داستان های شاهنامه افسانه نیستند، بلکه بخش زیادی از آنها اسطوره اند. اسطوره و افسانه با یکدیگر تفاوت دارند، چرا که در اسطوره تقدس هست، در حالی که در افسانه چنین چیزی نیست؛ افسانه مربوط به یک منطقه محدود و در حالی که اسطوره ملی است و ملت و اقوام مختلفی به آن توجه دارند. همچنان که در شاهنامه هم همین روال مشاهده و از منظر جغرافیایی دیده می شود که مرکز همه حادثه ها ایران به شمار می رود. ایرانی که نامش هزار بار در شاهنامه آمده است و در بطن رویدادهای این کتاب قرار دارد؛ بنابراین داستان های این کتاب به لحاظ بُعد ملی، اسطوره ای محسوب می شوند. همچنین اسطوره در اصل داستان هایی است که در گذر زمان یک ملت آرزوهای خود را در قالب آن بیان می کند. پس باید دانست که داستان های شاهنامه اسطوره است.

**
نقش فردوسی در پاسداشت زبان فارسی 
زبان یک موجود زنده است که در گذر زمان تغییر می کند. نمی توان به اجبار واژه را وارد یک زبان کرد و به زور از یک زبان خارج ساخت. در گذر زمان، زبان دچار تحول می شود و این موضوعی است که باید آن را پذیرفت. زمانی که حافظ و سعدی شعر می گفتند، زبان فارسی تغییراتی کرده بود، بنابراین واژه هایی که حافظ و سعدی به کار می برند، متفاوت از کلمه هایی است که فردوسی به کار می برد. حدود 300 تا 400 سال فاصله زمانی میان فردوسی و شاعرانی چون حافظ و سعدی وجود دارد، با این حال واژه ها، ترکیب ها و کنایه هایی که در شاهنامه مشاهده می شود، در بسیاری از آثار دوره های بعدی نیز تکرار شده است؛ یعنی اگر شاهنامه نبود، شاید سعدی و حافظی هم نبودند و زبان فارسی باقی نمی ماند.

در دوره ای که عرب ها به مصر رسیدند، زبان مصری از میان رفت و از فرهنگ آنها چیزی باقی نماند اما زبان فارسی در گذر زمان حفظ شد. بنابراین به یقین نمی شود گفت که شاعران پس از فردوسی به زبان فارسی بی توجهی کرده اند و واژه های شاهنامه را به کار نگرفتند زیرا بسیاری از این واژه ها در متن های دوره های بعد آمده است. این که شاعری در برابر شاعری دیگر شکسته و کوچک شمرده شود، شایسته نگاه عادلانه نیست.

**
جایگاه فردوسی در ادبیات ایران
فردوسی جایگاهی در ادبیات ایران دارد که هیچ شاعری نتوانست این جایگاه را کسب کند. او در روزگاری زندگی می کرد که شاعرانی همچون «دقیقی» که شاعری حماسه سرا و مداح بود، ظهور یافته بودند اما فردوسی با وظیفه و رسالت اجتماعی و تاریخی که برای خود قایل شد، توفیق یافت که زبان فارسی و هویت ایرانی را در اثر خود حفظ کند؛ بنابراین جایگاه فردوسی با هیچ شاعری قابل قیاس نیست. این شاعر اثری از خود بر جای گذاشت تا هر فردی که به زبان فارسی سخن می گوید، مدیون او باشد و این جایگاه را هیچ شاعری ندارد.

فردوسی زاده خراسان بود و در آن وادی زندگی می کرد. خراسان در روزگار فردوسی هنوز از خاطره های دوران باستان خالی نشده بود. دهقانان توس در کوشک ها و خانه های خود نقش پهلوانان گذشته را طرح می زدند و از جنگ ها و بزم های آنها تصاویری را روی دیوارهای خانه ها، گرمابه ها و کاروانسراها حک می کردند. همچنین جشن های ملی مانند نوروز، تیرگان، مهرگان و ... در آنجا رواج داشت. شاعر در چنان فرهنگ زنده ای پرورش یافت و به این دلیل زبان فارسی و فرهنگ ایرانی برایش ارزشمند بود.

از طرف دیگر در روزگاری که فردوسی کار ادبی خود را شروع کرد، سامانیان در خراسان قدرت داشتند و مروج زبان و فرهنگ ایرانی و فارسی بودند. آنها به دلیل تعصبی که به زبان و فرهنگ خود داشتند، شاعران را به ترویج این زبان تشویق می کردند. «بلعمی» نیز در همین دوران تاریخ بلعمی را نوشت.

فردوسی به زبان پارسی سخن می گفت و اینگونه نبود که بخواهد مانند شاعران دوره های بعد در فرهنگ لغت دنبال واژه های فارسی بچرخد. زبانی را که در آن منطقه متداول بود به کار می گرفت. بنابراین فردوسی به عمد تلاش نمی کرد تا زبان عربی را به کار نگیرد چرا که این زبان در آن دوران هنوز در خراسان جای نگرفته بود. منظومه ای که فردوسی پدید آورد، به غنای زبان فارسی در دوره های بعد افزود زیرا او زبان آن دوره را در شاهنامه حفظ کرد و گنجینه ای شد تا شاعران دوره های بعدی بتوانند از آن بهره مند شوند.

** 
جذب نوجوانان و جوانان به زبان و ادبیات فارسی
بهترین راهکار برای تحقق این مهم این است که در کتاب های درسی، بیش از پیش به متن هایی از فردوسی و شاهنامه پرداخته شود. شاهنامه که تنها جنگ و گریز نیست. این اثر فرهنگ انسانی را آموزش می دهد و با آن همه توصیف جنگاوری اما هیچ واژه زشت، توهین آمیز و به دور از ادب نمی توان در آن یافت.

در ایران به ویژه در 10 سال گذشته، بازار نقالی رونق گرفته است؛ افرادی می آیند و داستان های مختلف اساطیری را در مجالس و مناسبت های گوناگون نقل می کنند. با این کار می توان کودکان و نونهالان را با فرهنگی آشنا کرد که به جای آن که به سراغ داستان های غیروطنی بروند، با زیبایی های داستان های شاهنامه آشنا شوند. همچنین فیلمسازی و تولید انیمیشن هایی با موضوع داستان های شاهنامه، بیش از آنچه که اینک تولید می شود، می تواند در باورسازی اصیل کودکان و نوجوانان موثر باشد. باید کودکان را به زبان فارسی و نگهبانی از آن علاقه مند کرد. برگزاری مسابقه در مدارس و دادن جایزه به دانش آموزانی که بیت های بیشتری از شاهنامه را از حفظ بخوانند، زبان و محتوای شاهنامه را بیش از پیش به نسل های آینده منتقل خواهد کرد. انتخاب نام های شاهنامه و گذاشتن بر روی شخصیت های مثبت فیلم ها و انیمیشن ها نیز گامی موثر در راستای حفظ دستاوردهای این اثر ارزشمند است.

ادب فارسی وام‌ دار فردوسی توسی

 

به گزارش خبرنگار فرهنگی ایرنا، 25 اردیبهشت روز سخن فارسی بی جهت به نام خداوندگار حماسه فردوسی توسی سند نخورده است، او که به اعتقاد سخنوران اگر شاهنامه را نمی سرود، ما ایرانیان اکنون خود را ایرانی نمی دانستیم و به زبان دلاویز و شورانگیز فارسی با یکدیگر سخن نمی گفتیم
حکیم‌ ابوالقاسم‌ منصور بن‌ حسن‌ معروف‌ به‌ ابوالقاسم‌ فردوسی‌ توسی‌ در حدود سال ٣٢٩ هجری قمری در قریه «باژ» از توابع شهر توس در خانواده ای کشاورز و متمول به دنیا آمد و از همان کودکی شیفته مطالعه و خواندن به ویژه کتاب های تاریخی بود.
همه پژوهشگران، روستای پاز یا باژ از بخش یا شهر تابران شهرستان توس در 20 کیلومتری مشهد کنونی را بی تردید زادگاه فردوسی دانسته اند.
فردوسی در جوانی، دهقان زاده ای آزاده و سرفراز و پایبند به ارزش های دینی و اخلاقی و مدافع فرهنگ ایرانی بوده و در دین و مذهب او شک و تردیدی نیست، همه پژوهشگران او را مسلمان و پیرو مذهب شیعه دانسته اند و خود او در شاهنامه بر باورهای دینی و مذهبی اش تاکید کرده است.
دهقانان‌ در آن‌ روزگار، زمین‌داران‌ کوچکی‌ به‌ شمار می‌رفتند که‌ به‌ فرهنگ‌ فارسی‌ عشق‌ می‌ورزیدند و نسل‌ به‌ نسل‌ آن‌ را انتقال‌ می‌دادند و فردوسی‌ نیز از نسل‌ این‌ ایرانیان‌ اصیل‌ به‌ شمار می‌رفت‌ و همچون‌ پیشینیان‌ خود درصدد حفظ ارزشهای‌ ملی‌ ایران‌ بود.
حکیم‌ در اوایل‌ زندگی‌ خود از تمکن‌ مالی‌ قابل‌ ملاحظه‌ای‌ برخوردار بود و علاوه‌ بر اینکه‌ در باغ‌ بزرگی‌ در تابران‌ توس‌ اقامت‌ داشته‌ و خدم‌ و حشم‌ نیز داشته‌ است‌ دارای‌ زمین‌ زراعی‌ بود که‌ درآمد زندگی‌ آسوده‌ و راحت‌ خود را از طریق‌ آن‌ ملک‌ تامین‌ می‌ کرد.
او آغاز زندگی را در روزگار سامانیان و هم‌زمان با جنبش استقلال‌ خواهی و هویت‌طلبی در میان ایرانیان سپری کرد، شاهان سامانی با پشتیبانی از زبان فارسی، عصری درخشان را برای پرورش زبان و اندیشه ایرانی آماده کردند و فردوسی در هنر سخنوری آشکارا وامدار گذشتگان خویش و همه آنانی است که در سده‌های سوم و چهارم هجری، زبان فارسی را به اوج رساندند.
در آن‌ زمان سرزمین‌ ایران‌ به تدریج‌ زمینه‌های‌ استقلال‌ خود را فراهم‌ می‌آورد و حکومت‌های‌ محلی‌ که‌ در مناطق‌ مختلف‌ سرزمین‌ ما به ویژه‌ شرق‌ ایران‌ به وجود آمده‌ بودند پرچمدار این‌ نهضت‌ بزرگ‌، که‌ یکی‌ از بخش‌های‌ آن‌ توسعه‌ و غنای‌ زبان‌ فارسی‌ بود، به‌ شمار می‌رفتند.
در راستای‌ این‌ تلاش‌ گسترده‌ برای‌ تجدید حیات‌ ملی‌ و ادبی‌ ایران‌، در اوسط قرن‌ چهارم‌ هجری‌ قمری‌ تلاش‌هایی‌ جدی‌ برای‌ گردآوری ‌داستان‌های‌ ملی‌ و باستانی‌ صورت‌ گرفت‌ و چند شاهنامه‌ ناتمام‌ نیز که‌ این‌ داستان‌ها را در قالبی‌ از اشعار تنظیم‌ کرده‌ بودند به وجود آمد.
حکیم‌ ابوالقاسم‌ فردوسی‌ نیز در جوانی‌ به دنبال عشق کودکی به تاریخ کهن ایران دل به شعر و شاعری بست و در ایام‌ فراغت‌ اشعاری‌ می سرود، وی‌ ظاهرا در 35 سالگی‌ و شاید هم‌ در 40 سالگی‌ به‌ حکم‌ عشق‌ و علاقه‌ای‌ که‌ به‌ زنده‌ ساختن‌ تاریخ‌ کهن‌ و پرافتخار ایران‌ داشت،‌ کار سنگین‌ خود را آغاز کرد که‌ تا پایان‌ عمرش نیز تداوم‌ یافت‌.
از میزان‌ دانش‌ و نحوه‌ سوادآموزی‌ حکیم‌ اطلاع‌ چندانی‌ در دست‌ نیست‌ ولی‌ به‌ حکم‌ آنکه‌ در شاهنامه‌ اطلاعات‌ فراوانی‌ در باب‌ ادبیات‌ عربی‌، شعر و ادب‌ پارسی‌، تاریخ‌، فلسفه‌، کلام‌، حدیث‌ و قرآن‌ ارائه‌ کرده، مشخص می شود مطالعات زیادی در ابعاد مختلف داشته است.
تاریخ‌ پایان‌ رسانیدن‌ شاهنامه‌ را سال 400 هجری قمری دانسته‌اند و براساس‌ گفته‌های‌ حکیم‌ که‌ از لابه‌لای‌ اشعار او مشهود است‌ حکیم‌ در طول‌ این‌ مدت‌ دراز سختی‌های‌ فراوانی‌ را متحمل‌ گشت‌ و ضربات‌ فراوانی‌ را هم‌ از جنبه‌ مادی‌ و معیشتی‌ و هم‌ از لحاظ روحی‌ متحمل شد که‌ مهمترین‌ آن‌ درگذشت‌ پسر جوانش بود.
فردوسی از امیران نزدیک کسی را لایق آن نمی دانست که اثر عظیم و جاودان خود را به او تقدیم کند و همواره در پی بزرگی می گشت که سزاوار آن اثر بدیع باشد و سرانجام محمود غزنوی بزرگترین پادشاه عصر خود را یافت.
براساس برخی نوشته ها این امر در 65 یا 66 سالگی شاعر حدود سال 394 یا 395 اتفاق افتاد، در این روزگار فردوسی دوران تنگدستی را به جهت هزینه کردن میراث خود در راه نوشتن شاهنامه تجربه می کرد.
شاهنامه، منظومه مفصلی است که حدودا از 60 هزار بیت تشکیل شده و دارای سه دوره اساطیری، پهلوانی، تاریخی است، این اثر پر آوازه ترین سروده فردوسی و یکی از بزرگ ترین نوشته‌های ادبیات کهن فارسی است.
شاهنامه، روایت نبرد خوبی و بدی است و پهلوانان، جنگجویان این نبرد دائمی در هستی‌اند، پهلوانانی همچون فریدون، سیاوش، کیخسرو، رستم، گودرز و توس از این دسته هستند و شخصیت‌های دیگری نیز همچون ضحاک و سلم و تور وجودشان آکنده از شرارت و بدخویی و فساد است.
شاهنامه افزون بر ویژگی های ادبی خود، سند قومیت و نسب نامه مردم ایران است و ریشه های ایرانیان را تا گذشته های اسطوره ای می‌برد، فردوسی با توانایی بی نظیر لغوی خود، یک تنه کار دفاع از زبان و ادب پارسی را بر عهده می‌گیرد و می‌کوشد تا حد امکان از واژه های عربی استفاده نکند و در بین 9 میلیون واژه ای که به کار برده است، فقط 340 واژه عربی به چشم می‌خورد.
علاوه بر این، شاهنامه تنها از آن جهت مهم نیست که سرگذشتِ ایران قدیم است و داستان‌ها و افسانه‌های ملی ما را که نماینده‌ فرهنگ ملی و رسوم و عادات گذشته‌ ملت ماست، زنده کرده بلکه از آن جهت نیز اهمیت دارد که حکمت و اخلاق و راه و رسم زندگی کردن در این جهان را به مخاطب آموخته و به رستگاری راهنمایی می‌کند.
امروزه، شاهنامه فردوسی به زبان های مختلف دنیا از جمله این زبان ها می‌توان به زبان فرانسوی، انگلیسی، روسی، اسپانیایی، آلمانی، ایتالیایی، ارمنی، گرجی، گجراتی، دانمارکی، لاتین، بلغاری و سوئدی ترجمه شده و در دسترس علاقه مندان قرار گرفته است
برخی از پژوهشگران ادب فارسی درگذشت حکیم سخن را پس از سال 405 و پیش از سال 411 هجری قمری دانسته اند و نوشته اند پس از مرگ، واعظ طبرستان به دلیل شیعه بودن فردوسی از به خاکسپاری پیکر وی در گورستان مسلمانان جلوگیری کرد و به ناچار در باغ خود وی در توس به خاک سپرده شد.
میرجلال‌الدین کزازی، شاهنامه‌پژوه و پژوهشگر برجسته ایرانی در زبان و ادب فارسی در زمینه اهمیت و جایگاه فردوسی در ادبیات ایران در گفت و گو با خبرنگار ایرنا گفت: فردوسی سخنوری است که او را نمی توان از دید کارکرد بنیادین و نهادین گسترده و ژرفی که بر فرهنگ و منش ایرانی نهاده است با هیچ سخنور دیگری سنجید و برابر نهاد
وی ادامه داد: به گونه ای می توانیم بیانگاریم که اگر فردوسی در یکی از باریک ترین و دشوارترین روزگاران در تاریخ این سرزمین کهن سر بر نمی آورد و شاهنامه را نمی سرود ما ایرانیان اکنون خود را ایرانی نمی دانستیم و به زبان دلاویز و شورانگیز فارسی با یکدیگر سخن نمی گفتیم
به گفته وی فردوسی نه تنها در فرهنگ و ادب ایران بی همتاست بلکه در ادب و فرهنگ جهان هم به راستی نمی توان سخنوری را همتا و هم‌بالای او نشان داد، برای نمونه هومر سخن‌سرای یونانی یا ویرژیل سخن‌سرای روم را که برترین رزم‌نامه‌سرایان اروپایی اند نمی توان با فردوسی در یک تراز و ترازو نهاد
در آسمان هنر و ادب پارسی، ستارگان بی شماری ظهور کرده اند که هرکدام فروغی به این پهنه هستی بخشیده اند؛ فردوسی، مولانا، حافظ و سعدی چهار ستون ادب پارسی هستند که بدون شک از این میان، فردوسی بزرگترین و تاثیرگذارترین شاعر ایرانی است که آوازه شهرت او نه تنها در ایران بلکه در تمام دنیا به عنوان ناجی بزرگ زبان پارسی پیچیده است.

شاهنامه فردوسی؛ میراث جاودانه ایرانیان

 

فردوسی اوایل قرن چهارم هجری قمری (سال 319 خورشیدی) در روستای «پاژ» از توابع توس خراسان، در خانواده ای دهقان چشم به جهان گشود و با پی افکندن اثری جاودانه و ماندگار از خود، پاسبان زبان شیرین پارسی شده و نام و یاد خود را در نسل های آینده ایران زمین ماندگار و محترم ساخت.
حکیم ابوالقاسم فردوسی در اواخر قرن چهارم (سال 397 خورشیدی) در 78 سالگی چشم از جهان خاکی فرو بست و در زادگاه خویش در دل خاک آرام گرفت
اثر منظوم «شاهنامه» پرآوازه ترین سروده فردوسی و بزرگترین رزم نامه جهان محسوب می شود که به نوعی دربردارنده تاریخ ایران باستان است
اعراب پس از تصرف ایران در اوایل سده نخست هجری سعی داشتند خط و زبان خود را بر مردم ایران زمین تحمیل کنند که البته در زمینه تغییر خط ایرانیان از پهلوی به عربی توفیق یافتند و در زمینه تغییر زبان نیز به پیشرفت هایی رسیدند اما از آنجا که همواره در طول تاریخ، دست به دست شدن حکومت ها در شهرها صورت گرفته و روستاها به دلیل دور بودن از مسائل و کشمکش های سیاسی، نقش ویژه ای در حفظ فرهنگ سرزمین ایران داشتند، این بار نیز روستاها نقش شایسته ای در زنده نگه داشتن زبان فارسی ایفا کردند و زبان پارسی با همین پشتوانه توانست دست کم به صورت گفتاری و در مقام محاوره پایدار و پابرجا بماند
تاریخ آغاز به نظم کشیدن شاهنامه به صورت دقیق معلوم نیست ولی با استفاده از شواهد متعدد که از شاهنامه مستفاد می شود و با انطباق آن بر وقایع تاریخی، می توان آغاز نظم شاهنامه ابومنصوری را به وسیله استاد توس سال 369 یا 370هجری قمری معلوم کرد

** 
ادبیات فارسی گنج ایران زمین 
استاد برجسته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد در این مورد اظهار کرد: ادبیات فارسی میراث ملی و تاریخی است و آنچه در گذشته اتفاق افتاده دارای اهمیت بوده و بخش مهمی از اهمیت ادبیات فارسی برای جهانیان، مقوله پیشینه آن است
دکتر محمدجعفر یاحقی افزود: اینکه یک هزار سال پیش کتابی مانند 'شاهنامه' پدید آید، 800 سال پیش اثری مانند«گلستان»، یا دیوانی چون «دیوان حافظ» نوشته شده باشد، خیلی مهم است زیرا عمر ادبیات هیچ کدام از کشورها به جز یونان از ٤٠٠ سال تجاوز نمی‌ کند
وی اظهار کرد: کشورهایی که امروز زمامدار ادبیات معاصرند، پیشینه ‌ای طولانی از نظر قدمت تاریخی ندارند و سابقه تاریخی آثار آنها جالب و مورد توجه است
یاحقی درباره دیگر وجوه اهمیت ادبیات فارسی گفت: مسائل اساسی و انسانی که در ادبیات فارسی مطرح است، امر ملی نیست بلکه فراملی و بشری است
وی ادامه داد: پیام ‌ها و اندیشه ‌هایی که در ادبیات فارسی وجود دارد می‌ تواند به ‌عنوان سرمایه بشری مطرح باشد و برای همین زمانی که جهانیان به‌ ویژه در گذشته این غنا و اصالت را می ‌دیدند، دل‌ باخته آن می‌شدند
این استاد دانشگاه گفت: بسیاری از نویسندگان فرانسوی وقتی با سعدی آشنا شدند، با شادمانی از او و آثارش استقبال کردند و امروز که بیش از پیش با مولوی آشنا هستند می ‌دانند که با چه چشمه فیاضی از معانی و اندیشه‌ های ناب رو به رویند، با این تفاوت که تلقی ‌و آشنایی‌ های جدید با مولوی با برداشت‌ های دو سه سده پیش متفاوت است
وی تاکید کرد: اهمیت ادبیات فارسی در این است که توانسته پیام انسانی و روحانی را در دوره هایی به‌ جهانیان عرضه کند که به آن نیاز داشته اند
به گفته وی، سرودن شاهنامه در شرایطی که زبان فارسی رو به نابودی و فراموشی می رفت شاهکاری بود که توانست روح تازه ای در کالبد زبان فارسی بدمد و کلمات و واژگان پارسی را تا امروز زنده نگه دارد
یاحقی افزود: اگر همت و تلاش فردوسی و دیگر افراد دوست دار زبان پارسی نبود شاید امروز اثری از این زبان باقی نمی ماند
وی اظهار کرد: اهمیت فردوسی در آن است که با آفرینش اثر حماسی خود نه تنها زبان فارسی بلکه همه فرهنگ، آداب، سنن و اصالت ایرانی را جاودانه کرد

** 
عرق ملی انگیزه سرایش شاهنامه 
عضو هیات علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد نیز با بیان اینکه فردوسی در سرایش شاهنامه انگیزه شخصی نداشته است، افزود: انگیزه فردوسی در روزگار زیست این شاعر عالی قدر بسیار مهم و قابل توجه بود زیرا وی عرق ملی و دینی در این زمینه داشته است
دکتر فرزاد قائمی گفت: جریان ادبی شاهنامه سرایی و شاهنامه نویسی در ایران در سده چهارم آغاز شد که تنها جریان ادبی نبود بلکه جریانی فرهنگی، سیاسی و اجتماعی بود که به نوعی هویت ایرانیان مسلمان را به ایرانیان کهن پیوند می داد
قائمی افزود: در این جریان هویت جدیدی شکل داده می شد که از طرفی در این هویت عنصر مسلمان بودن افزوده شده و از طرفی مسلمان بودن به عرب بودن محدود و منحصر نمی شد
وی با بیان اینکه شاهنامه عنوان منتخب فردوسی برای اثر جاویدانش نبود بلکه عنوان جریان ادبی آن دوره است، اظهار داشت: در دوران و شرایط سامانیان و قرن چهارم زبان فارسی دری مورد حمایت و توجه ویژه بود
وی گفت: از زمان یعقوب لیث صفاری که زبان فارسی به عنوان زبان دیوانی شناخته شد توجه به زبان فارسی افزایش یافت و همین امر در سرایش شاهنامه تاثیر داشت
عضو هیات علمی گروه ادبیات و زبان فارسی دانشگاه فردوسی مشهد افزود: قبل از فردوسی، شاهنامه ابومنصوری، ابوالموید بلخی، شاهنامه مسعودی و نیز شاهنامه ناتمام دقیقی توسی از همشهریان فردوسی نیز نگارش شده بود که فردوسی نیز در اثر خود هزار بیت از شاهنامه دقیقی توسی را با ذکر منبع آورده است و همین امر نشان از تحسین و قدردانی شاهنامه دقیقی از سوی فردوسی دارد
قائمی گفت: با وجود اینکه شاهنامه های متعدد قبل از فردوسی به نگارش درآمده بود یکی از علل ماندگاری اثر ابوالقاسم فردوسی، هوش، نبوغ و خردمندی فردوسی در نگارش این اثر است
وی با بیان اینکه امروزه شاهنامه به بخشی از هویت ایرانیان و یکی از مفاهیم ایرانی بودن در جهان بدل شده است، گفت: محدود نشدن شاهنامه فردوسی به اثر صرف ادبی از علل ماندگاری شاهنامه است
این استاد دانشگاه افزودفردوسی مسلمان بود و بر خلاف برخی مورخان مرز اعتقادات خود را حفظ می کرد به این معنا که همه شخصیت های اثر خود را بدون اینکه نماینده دین خاصی باشند خداپرست معرفی می کند
وی با بیان اینکه فردوسی در شاهنامه از اسطوره سازی از پیروان ادیان خاص خودداری می کند، اظهار کرد: این امر از درایت، تیزهوشی و ظرافت این شاعر شهیر است و همین امر موجب می شود موفق به آفرینش اثری شود که فقط برای امروز نباشد بلکه به اثری فرازمانی و فرامکانی تبدیل شود
قائمی گفت: علاوه بر این فردوسی در سرتاسر شاهنامه و در تمام داستان های خود به ذکر منابع موثق و قابل قبول می پردازد و همین امر اثر وی را ماندگار و قابل اعتماد کرده است
این استاد دانشگاه افزود: شاهنامه لبریز از استعاره و صنایع بدیع معنوی است و نشان می دهد فردوسی شاعری خلاق و به نسبت روزگار خود شاعری قدرتمند و توانمند در عرصه سخن است
وی ادامه داد: دقت نظر و توجه فردوسی بعد از پایان سرایش شاهنامه از آنجا نمایان می شود که وی همچنان 20 سال بعد از پایان کار اثر خود، به اصلاح آن می پردازد و همین امر موجب رفع ایرادها و پایداری اثرش می شود
قائمی اظهار داشتفردوسی بر خلاف شاعران روزگار خود که در ازای جوایز مادی شعر می سرودند، به دنبال ماندگاری اثر بود هرچند حمایت دربار از سرایش شاهنامه را رد نمی کرد
قائمی افزود: نام 'شاهنامه' را فردوسی بر اثر خود نگذاشته و در هیچ کجای شاهنامه این نام مطرح نشده و بعد از فوت فردوسی اثر جاودانه اش به عنوان شاهنامه شناخته شده است
وی گفت: این اثر به دلیل بنیاد پایدار و محکم خود در دوره های بعد، از جمله در دوره مغول که بسیاری آثار از میان رفتند، از سوی ایرانیان حفظ و حراست فراوان شد و به اثری جهانی بدل شد

**
شاهنامه اثری ماندگار در دل تاریخ پرهیاهوی ایران 
دکتر قائمی اظهار داشت: شاهنامه فردوسی تنها کتابی است که با حجم بسیار از سده چهارم هجری به عنوان اثر ادبی به دست ما رسیده و حفظ این کتاب در سخت ترین شرایط تاریخی و دوره های مختلف از سوی ایرانیان نشان از اهمیت آن دارد
وی گفت: از قرن هفتم هجری تا دوره قاجار نسخه های متفاوتی از شاهنامه وجود دارد که سیر تحول زبان فارسی را نشان می دهد اما برتری شاهنامه فردوسی بر متون هم دوره خود از سوی ایرانیان و طبقه نخبه به عنوان اثر معیار پذیرفته شده و به عنوان مبنا در زبان فارسی پیش رو بوده است
این استاد دانشگاه بیان کرد: برتری فردوسی در سرودن اشعار حماسی هم در میان آثار ادبی و هم در میان خواص جامعه و نیز عوام پذیرفته شده است
قائمی بیان کرد: کاوش ها نشان می دهد برخی انگاره ها در باره فردوسی غلط است که یکی از این انگاره ها نگارش شاهنامه به سفارش محمود غزنوی است
وی با بیان اینکه فردوسی شاهنامه را در سال 369 هجری نگارش کرده و تاجگذاری محمود غزنوی در سال 378 بوده، اظهار داشت: بیش از 15 سال فاصله در این میان وجود دارد
وی گفت: گرچه فردوسی علاقه مند به حمایت دربار برای تهیه اثر ادبی خود بود اما نابه سامانی های دوران و تغییرات درباری موجب شد نتواند در زمان مناسب اثر خود را به شاه تقدیم کند ضمن اینکه در شاهنامه، مدح سلطان محمود غزنوی نشده بود و جذابیت آن برای شاه و دربار کم بود
وی افزود: علاوه بر این شیعه بودن فردوسی و مجموعه عوامل دیگر سبب شد وی مورد غضب واقع شود
دکتر قائمی گفتفردوسی بخش های دیگری نیز به شاهنامه افزود که این بخش ها بیشتر در انتقاد از سلطان محمود و بیانگر تلخ کامی فردوسی از اوضاع زمانه است
این استاد زبان و ادبیات فارسی افزودفردوسی به همین دلیل در دوران پیری دچار فقر و تنگدستی شده و اشعار او در آن دوران ثابت می کند که او فردی کهنسال، رنج دیده و دل آزرده است که از شهریار پاداشی نگرفته اما بخوبی به این نکته آگاه است که اثر او با سرنوشت و هویت یک ملت در ارتباط است
این استاد ادبیات فارسی اظهار کرد: شاهنامه فردوسی، شناسنامه ملی ایرانیان است و هویت ایرانی امروز را مطرح می کند بنابراین باید از این اثر هنری به عنوان مظهر هویت ایرانی نام برد و محافظت کرد

** 
بزرگی حماسی و معماری آرامگاه فردوسی 
حکیم توس که به گفته خود از نظم کاخی بلند ساخته اکنون در شهر تاریخی توس در آرامگاهی آرمیده، که خشت خشت آن بازدید کنندگان را به یاد حماسه می اندازد و عظمت و استواری آن، غنای شاهنامه را تداعی می کند
این بنا سالانه میزبان چند میلیون گردشگر داخلی و خارجی است و از نظر هنر، معماری، چشم نوازی و توان برقراری پیوند معنوی با بازدید کنندگان وی‍‍ژگی های منحصر به فردی دارد
در طول دوره های تاریخی مهندسان و معماران متفاوتی تلاش در ساخت بنایی درخور شان و جایگاه این شاعر بلندآوازه ایرانی داشتند، بنایی که همچون کاخ بلند سخن استوار فردوسی، از نظم در برابر باد و باران گزندی نبیند
گفته می شود که اندیشه ساخت آرامگاه برای فردوسی به سال 1305 خورشیدی باز می گردد که جمعی از ادبا، اندیشمندان و ایران دوستان تصمیم گرفتند همزمان با همایش بزرگداشت هزاره فردوسی که قرار بود در سال 1313 برگزار شود، با ساخت بنای آرامگاهی درخور شان آن شاعر نامدار، آیین بزرگداشتی برگزار کنند
رئیس پایگاه میراث فرهنگی و گردشگری توس نیز به خبرنگار ایرنا اظهار کرد: بنای آرامگاه فردوسی برای بسیاری از گردشگران که نخستین بار آن را می بینند بسیار جذاب، دیدنی، تماشایی و پر ابهت است
احسان زهره وندی با بیان اینکه زیبایی و هنر ژرف و چشم نواز به کار گرفته شده در معماری این بنا بارها مورد یادآوری قرار گرفته است، افزود: بسیاری از گردشگران از این بنا به عنوان شاهکار هنر و معماری نام برده اند که دور از واقعیت نیست زیرا این بنا همچون اثر ماندگار و یگانه فردوسی «شاهنامه» است
وی در زمینه ساخت این بنا اظهار داشت: در مورد نحوه طراحی بنای آرامگاه فردوسی و طراح اصلی آن ‌که مرحوم مهندس کریم طاهرزاده بهزاد است؛ آگاهی‌های اندکی وجود دارد
زهره وند افزود: در مقابل به علت طول عمر زیاد مرحوم حسین لرزاده (98 سال) و معروفیت وی به خاطر طراحی و ساخت مسجد اعظم قم، در بسیاری از سایت‌های اینترنتی از جمله ویکی‌پدیا، به ‌اشتباه طراحی بنای آرامگاه فردوسی به وی منسوب شده است
طرح محوطه باغ آرامگاه فردوسی بر اساس اسلوب چهار باغ ایرانی به همت مهندس یعقوب دانش دوست در سال 1386 با تغییراتی اجرا و دو سال بعد از آن طرح محوطه سازی به پایان رسید و سرانجام تا سال 91 نیز اجرای کامل سنگفرش پایان یافت
ویژگی آرامگاه فردوسی با طراحی نهایی مهندس سیحون، تلفیق معماری ایران باستان و ایران اسلامی است که با اضافه شدن زیرزمین به بنای فعلی نوعی هنر ایرانی - اسلامی تداعی می شود زیرا در این هنر مقبره ها در سرداب و سنگ قبر به صورت نمادین نصب می شود که نمونه آن مضجع شریف رضوی است که قبر حضرت رضا (ع)، هشت متر پایین تر از ضریح قرار دارد
نمای بیرونی آرامگاه کنونی حکیم توس نیز برگرفته از معماری پاسارگاد و تزیینات سرستون های هخامنشی است
اکنون آرامگاه فردوسی دارای بخش اداری، کتابخانه، رستوران، ساختمان موزه و نیز بقایایی از دروازه «رزان» است و تندیسی از فردوسیبه عنوان شاهکار هنری ابوالحسن خان صدیقی، از پیکره سازان مشهور، در آن نصب شده است
در محوطه درون باغ آرامگاه فردوسی، مهدی اخوان ثالث (م. امید)، شاعر معاصر آرام گرفته و در فاصله 50 متری بیرون از باغ آرامگاهفردوسی نیز آرامستان شعرا قرار دارد که در آن شاعران نامدار معاصر از جمله عماد خراسانی، احمد گلچین معانی، احمد کمال پور، محمد قهرمان و عشرت قهرمان به خاک سپرده شده اند
گستره باغ آرامگاه فردوسی 6.5 هکتار و محوطه پیشخوان آرامگاه نیز حدود 6 هکتار است
25 
اردیبهشت ماه سالروز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی و پاسداشت زبان فارسی است

شاهنامه، نامه گورستان یا آینه هویت ایرانی؟

 

۲۵ اردیبهشت روز بزرگداشت فردوسی

 

حکیم ابوالقاسم فردوسی در سال 329 هجری قمی در روستای باژ از توابع طابران توس چشم به جهان گشود. وی از طبقه دهقانان توس بود که میراث فرهنگی ایران کهن را سینه به سینه به نسل های منتقل می کردند.

در گرماگرم دوران پرتشنج تاریخ ایران که فرهنگ و زبان فارسی در تاخت و تاز حکومت های غیرایرانی و زبان های عربی و ترکی رو به اضمحلال بود و زبان رسمی محافل بالای اجتماع و مکاتبات دیوانی و تالیفات علمی به زبان بیگانه بود؛ وی به پاسداشت زبان فارسی همت گماشت.
وی پس از سال ها جستجو با استفاده از شاهنامه منثور ابومنصور محمد بن عبدالرزاق توسی  در تلاشی سی ساله اثر گرانسنگ شاهنامه را به نگارش درآورد.
شاهنامه در سه بخش اساطیری، پهلوانی و تاریخی حاصل سال ها رنج سخنور نامور توس برای حفظ میراث فرهنگی ایران است. همت والا، عزم جزم، تعهد بی نظیر، هوش و استعداد مثال زدنی، زبان استوار، بهره مندی از پشتوانه عظیم فرهنگی ایران و پشتکار بسیار حکیم توس به خلق شاهکاری بی همتا در دنیای فرهنگ و ادب منجر شد.
هیچ شاعری به اندازه فردوسی در سرنوشت ملت و کشور خویش تاثیر پایدار بر جای ننهاده است. در میان تمام شاعران جهان هیچ کسی را نمی‌بابیم که همه عمر خود را از جوانی تا پیری صرف آفرینش تنها یک کتاب با آرمان انسانیت کرده باشد.
شاهنامه نگاهبان راستین سنتهای ملی و شناسنامه قوم ایرانی است. ديدگاه فردوسی و اندیشه حاکم بر شاهنامه همیشه پشتيبان خوبیها در برابر ستم و تباهی است. پهلوانانش با تمام توان به دفاع از هستي این کشور و ارزشهای ژرف انسانی بر می خیزند و در اين راه، جان خود را فدا مي كنند. برخی شخصیت های شاهنامه چون فریدون، کیخسرو و رستم نمونه متعالی انسانهايی هستند که عمرشان را به تمامی در اختيار همنوعان خود قرار داده اند. در شاهنامه ستیز دائمی میان نیکی و بدی در جریان است. فنا و بی اعتباری جهان، تکیه بر قدرت الهی و مبارزه با دروغ و ناراستی از درس های ماندگار شاهنامه است.
شاهنامه عصاره فرهنگ و تمدن ایرانی و آموزگار نیکی و پرهیز از بدی هاست.

 

برنامه‌هایی به مناسبت بزرگداشت فردوسی

 


برنامه‌های بنیاد فردوسی، شاخه توس به مناسبت بزرگداشت فردوسی و پاسداشت زبان فارسی در دانشگاه آزاد نیشابور و روستای پاژ برگزار می‌شود.

پروین خاکپور در گفت‌وگو با ایسنا، در خصوص برنامه‌های بنیاد فردوسی شاخه توس به مناسبت بزرگداشت فردوسی و پاسداشت زبان فارسی اظهار کرد: برنامه‌های  این بنیاد از ۳۰ فروردین‌ماه آغاز شده است. ۳۰ و ۳۱ فروردین‌ماه در خوزستان، شهرستان شوشتر با همکاری مردم خون‌گرم‌ شوشتر برنامه‌هایمان را آغاز کردیم که در چهار روز، کارگاه فراکارشناسی شاهنامه‌شناسی با حضور دکتر جلال خالقی مطلق در بنیاد فردوسی با چهار موضوع از ۱۶ تا ۱۹ اردیبهشت ماه ادامه دارد.

وی ادامه داد: روز نخست، برنامه «درباره زندگی فردوسی»، روز دوم «زنان شاهنامه»، روز سوم برنامه «حماسه و اسطوره در شاهنامه» و روز چهارم «خرد شاهنامه» بوده است. روز پنجم که ۲۰ اردیبهشت‌ماه بوده است، کنفرانس علمی- تخصصی شاهنامه و کودک را داشتیم که این برنامه از اول دی‌ماه آغاز شده بوده و فراخوان برای ارسال چکیده‌ها را داشتیم؛ ضمن‌ این‌که استقبال بسیار چشم‌گیر بود و چکیده‌ها بعد از ارسال، مورد بررسی و نظارت هیئت داوران، دکتر خالقی مطلق و دکتر قدمعلی سرامی که ایشان هم شاهنامه‌پژوه و هم متخصص ادبیات کودک هستند، قرار گرفته است.

مدیر اجرایی بنیاد فردوسی شاخه توس تصریح کرد: این برنامه شش برگزیده داشته است؛ پنج تا از ایران و یکی از اروپا بوده است. این شش مقاله در ۲۰ اردیبهشت‌ماه با همکاری جهاد دانشگاهی سازمان دانشجویی جهاد دانشجویی در سالن شورای جهاددانشگاهی، در دانشگاه فردوسی ارائه شده است.

خاکپور افزود: این برنامه با ارائه مقالات به پایان رسید و به تمام کسانی که در این برنامه شرکت کردند و برگزیده شدند، سپاس‌نامه و گواهی حضور تقدیم شده و سکه‌هایی که تصویر فردوسی بر آن بود، پیشکش بنیاد فردوسی به این عزیزان بوده است.

وی اضافه کرد: برنامه بعدی ما امروز ۲۳اردیبهشت ماه در دانشگاه آزاد نیشابور و با همکاری آموزش و پرورش انجام می‌شود که بنیاد فردوسی با سخنران و گروه هنری‌ خود در این برنامه شرکت کرده است؛ ضمن این‌که برنامه بزرگداشت فردوسی در دانشکده ریاضی دانشگاه فردوسی مشهد، ویژه جوانان را هم در ۲۳ اردیبهشت‌ماه داریم.

خاکپور اظهار کرد: ۲۴ اردیبهشت ماه در روستای پاژ با همیاری مردم خون‌گرم، فرهنگ‌دوست و دهیاری روستای پاژ، برنامه بسیار وزین و فرهنگی‌ای در این روستا دنبال می‌شود . ۲۵ اردیبهشت‌ماه نیز برگزاری برنامه دومیدانی به مناسبت بزرگداشت فردوسی از چشمه سبز گلمکان تا آرامگاه فردوسی از ساعت ۸ صبح تا ۱۷ برگزار می‌شود؛ ضمن این‌که برنامه‌های ما با آرامگاه فردوسی نیز دنبال می‌شود.

 

اعلام برنامه های روز ملی بزرگداشت فردوسی

 

 سعید سرابی امروز در نشست خبری اعلام برنامه های روز ملی بزرگداشت فردوسی و زبان پارسی افزود: اعطای نشان فردوسی به سه شخصیت برجسته ادبی،برگزاری همایش علمی و پژوهشی حکیم ابوالقاسم فردوسی از برنامه های روز بزرگداشت فردوسی است

وی گفت: برگزاری هشتمین کنگره بین المللی شعر از طوس تا نیشابور نیز اشاره در بخش آزاد و ویژه مشهد با محوریت 'زائر و زیارت، فردوسی، پاداست زبان فارسی' و نیشابور با محوریت 'خیام، نیشابور و سایر جلوه های و نمادهای تاریخی، فرهنگی، دینی، ادبی، عرفانی، مفاخر و مشاهیر' برگزار می شود.

مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی افزود: نواختن زنگ فردوسی در مدارس خراسان رضوی و ویژه برنامه های بزرگداشت این شاعر حماسی در مدارس استان از دیگر ویژه برنامه ها است.

مدیرکل میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری خراسان رضوی نیز در این نشست خبری گفت: گلباران آرامگاه، اجرای ورزش باستانی، نقالی خوانی، شاهنامه خوانی و اجرای تئاتر زال، اجرای موسیقی سنتی و تقدیر از استادکارانی که در ساخت آرامگاه همکاری داشته اند از جمله برنامه های روز بزرگداشت در محل آرامگاه فردوسی هستند.

ابوالفضل مکرمی فر افزود: به مناسبت 25 اردیبهشت، روز بزرگداشت فردوسی،برنامه تشییع نمادین فردوسی از روستای پاژ تا آرامگاه وی و برنامه های فرهنگی متناسب با بزرگداشت فردوسی در 15 اقامتگاه بومگردی استان برگزار می شود.

وی به رونمایی تنها نسخه موجود در جهان از شاهنامه بایسنقری برای نخستین بار در روز ملی فردوسی هم اشاره کرد و گفت: هنوز پیگیر مسائل امنیتی و حفاظتی انتقال این شاهنامه به مشهد هستیم که به دلیل منحصر به فرد بودن آن بسیار دشوار شده است.

 

 

فردوسی به مثابه سرمایه ملی

معمولا اینگونه است که مردم می خواهند بدانند یک فرد مشهور در کجا به دنیا آمده، چگونه زیسته و حاصل و دستاورد زندگی او چه بوده است. از همینجاست که نطفه سفر و دیدار از زادگاه و زیستگاه و آرامگاه افراد مشهور بسته می شود و زمینه یک مسافرت و گردش فرهنگی فراهم می آید. بدیهی است که گردشگر و مسافر نیز به نوبه خود ملزم به پرداخت هزینه سفر است و از همینجاست که اقتصاد گردشگری شکل می گیرد. به علاوه نشر کتاب، ساخت فیلم، اجرای تئاتر، نقاشی، ساخت مجسمه ، برپایی موزه، برگزاری همایش و سخنرانی و بسیاری فعالیت های دیگر فرهنگی همگی مستلزم صرف هزینه و گردش مالی است و از این رهگذار به طور مستقیم و غیر مستقیم  اشتغالزایی صورت می گیرد و افراد زیادی تنها به واسطه یک شخصیت مشهور مشغول به کار می شوند. از این رو مشاهیر و نام آوران یک جامعه سرمایه های ملی و معنوی آن جامعه محسوب می شوند و می توانند محور اقتصاد فرهنگی یک جامعه باشند. شاعران، سیاستمداران، مجسمه سازان، نویسندگان، بازیگران و بسیاری هنرمندان دیگر می توانند در زمره مشاهیر و سرمایه های ملی قرار بگیرند و محور جذب گردشگر و سایر فعالیت های علمی، هنری و فرهنگی باشند و فعالیت در اطراف آن ها به ایجاد شغل و تولید ثروت بینجامد. در این میان بی تردید فردوسی طوسی به مثابه ستاره ای درخشان و فناناپذیر جلوه گری می کند و نام و یاد او و نیز اثر جاویدان و فاخر شاهنامه می تواند به تولید ثروت ملی و اقتصاد گردشگری کمک شایان بنماید. امید است در روزی که به نام فردوسی نامگذاری شده است، به غیر از تکریم معنوی،  شاهد جهت گیری اقتصادی هم در این مورد باشیم و مقامات و دستگاه های ذیربط در این موارد حرفی برای گفتن و طرحی برای ارائه داشته باشند.

 

روزی برای فردوسی
امروز - بیست و پنجم اردیبهشت - را روز فردوسی طوسی، سراینده بلند آوازه پارسی و یکی از بزرگترین سرایندگان جهان نامگذاری کرده اند. حکیم ابوالقاسم فردوسی بیش از هزار سال پیش در قریه باژ استان خراسان به دنیا آمد و سی و پنج سال بعد از آن سرایش اثر ماندگار و فناناپذیر شاهنامه را آغاز کرد.
خاستگاه فردوسی 
به نقل از ویکی پدیا، پژوهشگران سرودن شاهنامه را برپایهٔ شاهنامهٔ ابومنصوری می‌دانند. فردوسی شاهنامه را در ۳۸۴ ه‍. ق، سه سال پیش از برتخت‌نشستن محمود، به‌پایان برد و در ۲۵ اسفند ۴۰۰ ه‍.ق، تحریر دوم را به انجام رساند. او آغاز زندگی را در روزگار سامانیان و هم‌زمان با جنبش استقلال‌خواهی و هویت‌طلبی در میان ایرانیان سپری کرد. شاهان سامانی با پشتیبانی از زبان فارسی، عصری درخشان را برای پرورش زبان و اندیشهٔ ایرانی آماده ساختند و فردوسی در هنر سخنوری آشکارا وامدار گذشتگان خویش و همهٔ آنانی است که در سده‌های سوم و چهارم هجری، زبان فارسی را به اوج رساندند و او با بهره‌گیری از آن سرمایه، توانست مطالب خود را چنین درخشان بپردازد. در «پیشگفتار بایسنقری» نام فردوسی با «حکیم» همراه است، که از دید برخی اشاره به حکمت خسروانی دارد. فردوسی در شاهنامه، فرهنگ ایران پیش از اسلام را با فرهنگ ایران پس از اسلام پیوند داده‌است. از شاهنامه برمی‌آید که فردوسی از آیین‌های ایران باستان مانند زروانی، مهرپرستی و مزدیسنا اثر پذیرفته، هرچند برخی پژوهشگران سرچشمهٔ این اثرپذیری‌ها را منابع کار فردوسی می‌دانند، که او به آن‌ها بسیار وفادار بوده‌است. همچنین، وی به‌سبب خاستگاه دهقانی، با فرهنگ و آیین‌های باستانی ایران آشنایی داشت و پس از آن نیز بر دامنهٔ این آگاهی‌ها افزود، به‌گونه‌ای‌که این دانسته‌ها، جهان‌بینی شعری او را بنیان ریخت. آنچه که فردوسی به آن می‌پرداخت، جدای از جنبهٔ شعری، دانشورانه نیز بود؛ او افسانه ننوشت

 

خردورزی، اساس سرایش شاهنامه
فردوسی زاییدهٔ روزگار خردورزی دوران سامانیان است. در این دوران، زمینه برای اوج این خردورزی و دانش‌مداری در شاهنامهٔ فردوسی آماده شد. فردوسی خرد را سرچشمه و سرمایهٔ تمام خوبی‌ها می‌داند. او بر این باور است که آدمی با خرد، نیک و بد را از یکدیگر بازمی‌شناسد و از این راه به نیک‌بختی این جهان و رستگاری آن جهان می‌رسد. فردوسی با ریزبینی، منابع خود — که بیشترینِ آن‌ها شاهنامهٔ ابومنصوری بود — را بررسی می‌کرد. او افزون بر دانش‌های روزگار و خوانده‌های بسیار، مردی ژرف‌نگر، آزاداندیش، تیزبین و نکته‌سنج در رویدادهای گذشته و حال بود. فردوسی در شمار آن شاعران نه‌چندان پرشمار در زبان پارسی است که نجابت گفتار و پاکی سخن او آلوده نشده و حتی واژه‌ای که زننده و ناسزا باشد، از او سر نزده‌است. او توانست از میان انبوه دانسته‌هایی که در دسترس داشت، مطالبی را گزیده و گردآوری کند که در یاد ایرانیان، ترکان و هندیان زنده بماند.

 

 

شاهنامه، نامه گورستان یا آینه هویت ایرانی؟

 

«این شاهنامه‌ است و این بهترین نامه است مریاد پیشینیان تو را، تا بدانی تو که هیچ می‌پندارند کئی و از کجایی و از کدام پایه‌ای و بر چه پایه‌ای. این شاه نامه‌هاست که با آنان که نیاکان به دروغ خویش بر تو می‌شمردند نیاکان راستین خود بشمری، که چه بودند و چه کردند و چه بر ایشان گذشت و چه بر تو می‌گذرد و چونست که بدین پایگاه فروافتادند و چگونه بایست برخیزند...»

سال‌ها از آن روز گذشته؛ روزی که بر فردوسی ستم کردند، سنگ‌نبشته‌هایش را شکستند، رنجنامه‌هایش را سوزاندند و از سرزمینش، گورستانی بزرگ ساختند اما او هرگز مرگ را به گریه‌ای شاد نکرد و کوشید تا زندگی را زنده کند و شاهنامه، نامه گورستان نبود و او سنگتراش، تا با درمی نام هر مرده بر سنگی بیاورد. او آن می‌نوشت تا «خواب‌زدگان را چشم، بینا شود بر خویشتن شان در آینه» (بهرام بیضایی: دیباچه نوین شاهنامه؛ نشر روشنگران و مطالعات زنان)  

امروز هم شاهنامه «نامه گورستان» نیست. بلکه نشان دهنده هویت و فرهنگ ایرانیان است و بازنویسی و بازآفرینی چنین اثری برای کودکان و نوجوانان ضروری می نماید تا آنها را با پیشینه تاریخی و فرهنگی خود آشنا کند. از این روست که نویسندگانی چون آرمان آرین، محمدرضا یوسفی، جمال الدین اکرمی و آتوسا صالحی داستان های شاهنامه را به نثر روان برگردانده یا آن را مبنای خلق اثری تازه قرار داده اند. اما بازنویسی کدام است و بازآفرینی کدام و دست نویسندگان تا کجا باز است تا داستانی متفاوت بنویسند!؟ خبرگزاری مهر، همزمان با 25 اردیبهشت، روز بزرگداشت فردوسی، این پرسش را با چند تن از نویسندگان فعال در این زمینه در میان گذاشته و نظرشان را جویا شده است.

می توان به شخصیت های فرعی داستان پناه برد

آتوسا صالحی در گفتگو با خبرنگار مهر و در پاسخ به این پرسش می گوید: نظرها متفاوت است. بعضی متعصبانه به موضوع نگاه و تصور می کنند که نباید هیچ تغییری در اصل داستان پدید آورد برخی هم دست نویسنده را تا آنجا باز می گذارند که فقط  بر اساس پاره ای  نشانه ها می توان پی برد که داستان مورد نظر با الهام از از کدام قصه و اثر کلاسیک نوشته شده است.

 

نویسنده  «قصه های شاهنامه» به این که در این مجموعه از حضور شخصیت های فرعی بهره برده، اشاره و بیان می کند: ما در بازآفرینی یا بازنویسی خلاق داستان های شاهنامه می توانیم از فضاهای خالی برای خیال پردازی خود استفاده کنیم. همچنین می توانیم از زاویه ای نو به بررسی قصه بپردازیم یا از تکنیک های جدید داستان پردازی بهره و به شخصیت های فرعی داستان پناه ببریم. برای مثال داستان ضحاک را از زبان ارمایل و گرمایل آشپزهای او بازگو و تناقض هاشان را مطرح کرده ام. چراکه دو نفر، هر روز یکی از جوانان را می کشتند و دیگری را نجات می دادند پس همان اندازه که قاتل بودند، نجات هم می دادند و این بخش خاکستری شخصیت آنها برای مخاطب امروز جذاب است.

به گفته صالحی، بخش اسطوره ای و حماسی شاهنامه جذاب تر است و بسیاری از نویسندگان به بازنویسی و بازآفرینی این بخش برای نوجوانان پرداخته اند وگرنه دوره تاریخی جذابیت چندانی برای بچه ها ندارد.

باید خط قرمزها کمرنگ و کمرنگ تر شوند

محمدرضا یوسفی هم از جمله نویسندگانی است که به بازآفرینی داستان های شاهنامه برای نوجوانان پرداخته و معتقد است که شاهنامه فردوسی در زمان چیرگی محمود غزنوی بر ایران و تلاش او برای تضعیف زبان پارسی سروده شده؛ از این رو بازنویسی و بازآفرینی قصه های شاهنامه برای کودکان و نوجوانان ضروری است چرا که آنان را با فرهنگ و پیشینه فرهنگی شان آشنا می کند.  

این نویسنده کودک و نوجوان از جمله کسانی است که هم به بازنویسی و هم بازآفرینی ادبیات کلاسیک پرداخته؛ به گفته او ما ناگزیر به نو کردن شعر و ادبیات کلاسیک خود هستیم چراکه بقای این آثار درگرو به روز شدن است. حالا این به روز شدن می‌تواند به ساده و امروزی کردن داستان و شعر خلاصه شود؛ هم می‌تواند فراتر رود و به خلق دوباره یک اثر بینجامد. از این رو بازآفرینی، خلاقانه‌تر و دشوارتر از بازنویسی است.

یوسفی به‌روز شدن را قابلیت قصه‌ها و اسطوره‌ها می‌داند و می‌گوید: قصه‌ها و افسانه‌ها در طول تاریخ از نسلی به نسل دیگر منتقل و به روز شده‌اند. پس ما هم باید بتوانیم داستان‌ها و افسانه‌های خود را به روز کنیم. برای مثال، مساله بی‌آبی و تخریب محیط زیست، یکی از مشکلات بشر امروز است، است و جالب این که اگر به اسطوره‌ها مراجعه کنیم، می‌بینیم بیشتر جنگ‌هایی که در ایران رخ داده بر سر آب و کمبود مراتع بوده است و ما می‌توانیم همه این داستان‌ها را دوباره روایت کنیم.

 

به گفته نویسنده «عاشقانه های شاهنامه»، بخش اسطوره‌ای و پهلوانی شاهنامه قابلیت دراماتیزه شدن دارند و اگر ما این دو بخش را نادیده بگیریم، تنها قسمت تاریخی شاهنامه باقی می‌ماند که تاریخ دوره ساسانیان را روایت می کند و جذابیتی برای بچه‌ها ندارد، اما در دو بخش پهلوانی و اساطیری به راحتی می‌توان خیال‌پردازی و داستان‌سرایی کرد.

یوسفی در پاسخ به اینکه چرا به بازآفرینی داستان‌های عاشقانه شاهنامه برای نوجوانان پرداخته، در حالی که گفتن از عشق برای این گروه سنی یکی از خطوط قرمز  است، می گوید: عشق یک حس و حال انسانی است؛ آرام‌آرام باید این خط قرمزها کمرنگ شود. این همه سال از عشق نگفتیم، نتیجه چه شد؟ شاید گفتن از یک حس دلنشین برای نوجوان امروز که ناآرام و پرخاشگر است، بازخورد بهتری داشته باشد.

لازمه بازآفرینی، پرداختن به شخصیت های شناخته شده است

جمال‌الدین اکرمی‌هم یکی دیگر از نویسندگانی است که گرچه خود به بازنویسی داستان‌های شاهنامه پرداخته اما هم بازنویسی و  هم بازآفرینی ادبیات کلاسیک را ضروری می‌داند و می‌گوید: لازم است که ما داستان‌های کلیله و دمنه، قابوسنامه، گلستان سعدی، مثنوی،  شاهنامه و در کل ادبیات کلاسیک خود را ساده نویسی کنیم تا کودک و نوجوان امروز به راحتی بتواند این متون را بخواند و با این گنجینه ها ارتباط برقرار کند. همچنان که باید بر اساس متون قدیمی خود به خلق داستان‌های تازه بپردازیم و از منظری نو به داستان هایی چون «رستم و سهراب»، «گذر سیاوش از آتش»، «پادشاه و کنیزک» نگاه کنیم.  

به گفته اکرمی، گرچه هیچ محدودیتی در بازآفرینی داستان های شاهنامه وجود ندارد اما بهتر است نویسندگان،  داستان‌هایی را انتخاب کنند که مخاطب، آن را می شناسد. برای مثال بسیاری از مخاطبان رستم یا ضحاک را می شناسند پس بهتر است نویسندگان به بازآفرینی داستان این دو بپردازند و اگر می خواهند درباره شخصیت های کمتر شناخته شده شاهنامه، مثل «فرود» یا «جریره»  بنویسند قالب بازنویسی را انتخاب کنند تا نوجوانان، بیشتر و بهتر با اثر سترگ فردوسی آشنا شوند.

نویسنده «شب به خیر ترنا»، بازآفرینی را هنری تر از بازنویسی می داند و معتقد است نویسندگان در بازآفرینی داستان‌ها، مجال بیشتری دارند تا به بیان افکار و اندیشه های خود بر اساس یک داستان قدیمی‌بپردازند. برای مثال بهرام بیضایی از منظری به داستان «آرش» پرداخته که با آنچه نادر ابراهیمی‌ یا سیاوش کسرایی درباره این شخصیت اسطوره ای گفته اند تفاوت دارد؛ نادر ابراهیمی در باره آرشی نوشته که از کوه بالا می رود اما تیری پرتاب نمی‌کند و از خود می‌پرسد چرا جان خود را از دست بدهم اما آرشی که بیضایی و کسرایی تصویر می کنند از جان خود برای ایران می گذرد؟

سال ها از سرایش شاهنامه فردوسی گذشته. در سال های اخیر بازنویسی ها و بازآفرینی های بسیار براساس این اثر نوشته و منتشر شده اما هنوز هم می توان به ارائه روایتی نو از شاهنامه پرداخت. همان گونه که آتوسا صالحی بار دیگر به بازآفرینی قصه آژی دهاک رو آورده و این ویژگی قصه ها و افسانه هاست که نمی میرند و کهنه نمی شوند و هر بار لباس تازه ای برتن کرده و به شیوه ای دیگرگون دلربایی می کنند.  

 

فیلم هر آنچه درباره‌ی فردوسی و مهمترین اثرش نمی‌دانید

فیلم روز بزرگداشت حكيم ابوالقاسم فردوسی

 

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است