محل تبلیغ شما
مرثیه ای برای

تاریخ خبر: 1397/2/22

مرثیه ای برای"منافع"نقد فیلم به وقت شام!

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

 

 

نوشته هجده اردیبهشت ماه 1397

از : كرگدن خودم

                                              

 مرثیه ای برای " منافع"

نقد فیلم به وقت شام!

 

نخست

آن که مدتهاست با خودم کلنجار رفتم تا خودم را متقاعد کنم بر نوشتن اما

حمله داعش به سینما! مرا بر آن داشت که بغض فروبرده درگلوی مردمم را نمایان کنم.

دو دیگر

نخست از طلبکار بودن اقای حاتمی کیا دلم به دردآمد که بنده زور شدن چه بر سر فیلم ساز "از کرخه تا راین " می آورد.

سپس نگه کرده یافتم انبوه آگهی هایی که با تخفیف های پنجاه درصد وبرگه هایی بر سر مدارس و مساجد که عوام را برمی انگیخت برای رفتم به دیدن داعش وطنی!

از سینماداری پرسیدم که شما سه سالن داری چرا فیلم دیگری را اکران کرده اید و فیلم مصاده را نه ؛

او پاسخ داد،دستور است که مصادره همزمان با فیلم "به وقت شام"اکران نشود!

با همه این تلاش ها،همچنان فیلم مصادره بالای فیلم حاتمی کیا ست!

سر برنگردانده بودم که خبر افتضاح نمایش مضحک اسب و خردجال! در سینما پردیس دررسید.

دوستان فرمایش کرده اند که در افتتاحیه فیلم های هری پاتر نیز این گونه رفتار می شود!

عجب!

دوستان قیاس مع الفارق هم می فرمائید،کمی انصاف داشته باشید.

نخست این که میان ماه او با ماه ابراهیم!

دودیگر آن که،آقای اوج!

فیلم های هری پاتر را با فیلم "به وقت شام"مقایسه می کنید !

عروسک هایی در ابتدای سینما،نه داخل سینما ایستاده که بچه ها و شاید نوجوانان با قهرمان ها عکس بگیرند،همین.

نه این که غول بی شاخ و دمی،لقمه ای پیتزا از سر میز دوبانوی میان سال بردارد.

که برمی داشته اند...

نه این که کریه المنظری، به جد،روسری بانویی را تنظیم کند!

مگر می شود اسب به داخل فروشگاه آورد!

بعد ابراهیم عزیز می گوید خبر داشتم اما این گونه نه!

البته این قضیه که کمی از راست را بگو،بین دوستان،مسری شده است.

این عمق استراتژیک تان در داخل سینما،لرزه برتن سالمندان انداخت.

 سه

اما فیلم ابراهیم حاتمی کیا که به گفته وی برای دفاع از تئوری"عمق استراتژیک"ساخته شده است.

ایرباسی که می خواهد کاپیتان را به میهن بازگرداند(در فیلم بعنوان مرکب گول زننده!نشان داده می شود) مرا به یاد نوفل لوشاتو انداخت...

این که چرا باید ایلیوشن را برمی گرداندندو ایرباس را نه،بسیار نکته مهمی بود و این که دلبستگی به روسیه روسیاه را نشان می داد.

برای ان نفرات،پوتین از موگرینی ومرکل و ایرباس اروپایی که این همه خدمت کرده بودند؛ با ارزش تر بود.

چرا خلبان های روسی دور بودند!؟

اتفاقا این فیلم کاملا نشان داد که همیشه روسیه "به وقت منافع"ایران را رها کرده،می کند و خواهد کرد.

کاپیتان جوان از پدر می پرسد:چرا روس ها نیامدند؟

پدر"رزمنده و کاپیتان سابق"می گوید:فعلا قرعه به نام ما افتاده است!!!

یعنی فعلا و در این برهه حساس کنونی! باید به روسیه ای که خدا را قبول ندارد و زمانی مراجع می گفتند معامله با آنان،حرام است،تکیه کنیم.

یکی از نکات کلیدی فیلم سکانسی است که کاپیتان جوان می گوید:سهم ما چی میشه ؟

سهم و سهم خواهی؟!

این فیلم نشان داده می شود که برای ادامه مبارزه،خانواده می توانند اهرم بازدارنده باشند.

و باز این پرسش قدیمی،سربرمی کشد که آیا داشتن همسر و فرزند،مانع مبارزه هست یا نیست؟

عبور هواپیما از آتش نیز،کپی برداری ناشیانه از فیلم های هالیوودی بود.

طلحه بلژیکی؛ابراهیم عزیز! نتونستی خودت رو نگه داری و تیکه نندازی،ای شیطون.

در بخشی از فیلم  آیه ای از قران خوانده می شود که"خداوند با مجاهدین است نه مرتدین"

که باز هم درنوردیدن مرزهای برحق و ناحق بودن در ذهن ما را وابسته به صدها برداشت از دین می کند.

چرا ایرانیان؛آتش پرست خطاب می شوند!؟چون ان ها زبان ما را نمی فهمند،ما الکن هستیم!؟

مرتدین با مجاهدین معامله کردند وسرکرده مجاهدین(داعش)حاضر به شکستن عهد و پیمان با ایرانیان مرتد نیست! 

طبق معمول سنواتی دوست داعش مجاهدمان می خواست عهدی که با قرآن بسته شد را با یک بانوی زیباروی برهم زند.

چندبار سکانس گریه کاپیتان جوان در کابین خلبانی را دیدم و نعره و فریادهای عجیب و غریب او را درک نکردم.

اگر پا روی عواطفت گذاشته ای و به ماموریت آمده ای،که جیغ و فریاد ندارد دوست عزیز.

در سکانسی دیگر کاپیتان(پدر) به کاپیتان جوان(پسر)می گوید:بلاخره روس ها تشریف آوردند...

که این نشان از خشم و نفرت پنهان کاپیتان(پدر)داشت.

وقتی ابراهیم حاتمی کیا این جمله را در دهان کاپیتان بگذارد،یعنی حتما همه دوستان هم مانند بقیه مردم ایران می دانند که روس ها چقدر به ایران بی اهمیت هستند و خواهند بود...

کاپیتان جوان هنگام قران خواندن داعشی،ترمز هواپیما را کشید و داعشی با قرآن برزمین خورد.این پاسخ کاپیتان جوان به داعشی بود.

اما همزمان،خلبان از ترس پا را از روی پدال ترمز برنمی داشت !

در فیلم صدای صوراسرافیل نواخته می شودو خردجال در فیلم به وضوح نمایش داده شد.

اما داعشی سوار بر همان خردجال به پردیس سینما هم آمد!

سرکرده داعشی ها از چچن بود.همان شهری درکشور پوتین،دوست عزیزمان،که ما کاری به سرکوب همان چچنی ها توسط پوتین جان،نداریم.

یکی دیگر از صحنه هایی که سرشار از مغلطه است صحنه ای است که درآن آمپول های مورفین ساخت امریکا نشان داده می شود و برای بیهوش شدن هردو کاپیتان،به آن ها تزریق می شود!یعنی باید بفهمی که امریکا تمام تجهیزات داعش را فراهم می کند!

و اصلا امریکا این مورفین ها را برای آرام بخشی بیماران در جهان تولید نکرده است!

یکی دیگر از نکات جالب این فیلم این بود که همه به هم می گفتند : منافق!!!

آنقدر این فیلم اشتباهات تکنیکی و مضحک داشت که موسیقی زیبای کارن همایونفر به گوش نمی رسید.

همچنان است گریم های بسیار ابتدایی،ناشیانه و نادرست شهرام خلج که بیشتر امتیاز منفی به فیلم می دهد.

اما ای کاش حداقل،صحنه خداحافظی کاپیتان جوان(پسر) با پدر،دست پس کشیده نمی شد و سلامی نظامی به پدر داده می شد.

کاپیتان جوان(قهرمان فیلم)می توانست هواپیما را منفجر کند و خود را نجات دهد،اما تصمیم کارگردان این بود که با زن داعشی که تازه از کنسرت برگشته بود؛محشور نشود.

 در بخش نهایی فیلم وقتی هواپیمای ایلیوشن ساخت روسیه روسیاه منفجر می شود،مدارسی نشان داده می شود که بچه ها مشغول درس خواندن هستند و هواپیما روی سر آن ها فرود نمی آید.

کاش مدارس کپری ما هم روزی به چشم مودیران بیایند و مدارس کپری از ایران برچیده شود.

چهار

از همه رسواتر،راه انداختن کاروان مضحک عوامل فیلم و حمله به پردیس سینمایی بود.

باز شانس آوردیم که صحنه انفجار از این مضحکه حذف شد.

انتخاب سینمای نمایش دهنده با نام پردیس سینمایی"کورش"را هم ندیده می گیریم اما

تلاش برای پوزش نخواستن مسببان این حرکت غیرقانونی و خطرناک بسیار خنده دار می نمود.

ازجمله می توان برشمرد؛پوزش خواهی غیرعادی و دروغ گویی حاتمی کیا"که من به این وضع را خبرنداشتم"

یکی از عوامل داعشی فیلم که دیدگاه مردم برایم ذره ای اهمیت ندارد...

و سازمان اوج! که گفت این نمونه کارها در همه فیلم های پروفروش و سریال های پرطرفدار عمومیت دارد...

برای بالابردن فروش این فیلم ،نهایت تلاش شد.از بلیط های نیمه بها و رایگان،پخش بلیط در نمازجمعه ها و مساجد اما چشمانم همچنان چشم براه دیدن فیلم مصادره است...

 کوتاه سخن این که

نهان گشت کردار فرزانگان                       پراگنده شد کام دیوانگان

هنر خوار شد جادویی ارجمند                    نهان راستی آشکارا گزند

 

امیر پریزاد

 

www.sarzaminjavid.com

 

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است 

1 0
مینو   undefined 1397/2/23 11:39:12


آمار گواهی به نقد شماست ،جناب پریزاد

1 0
مینو   undefined 1397/2/23 14:45:08

مصادره: ۱۴میلیارد و ۷۳۰ میلیون تومان
لاتاری: ۱۳ میلیارد و ۵۳۰ میلیون تومان
به وقت شام: ۱۲ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان
لونه زنبور: ۸میلیارد و ۲۶۰ میلیون تومان
فیلشاه: ۶میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان
تگزاس: ۵ میلیارد و ۲۵ میلیون تومان
عصبانی نیستم!: ۱ میلیارد و ۲۵۰ میلیون تومان
چهار راه استانبول: ۸۳۰ میلیون تومان
خجالت نکش: ۴۸۵ میلیون تومان
خوک: ۱۸۷ میلیون تومان
جشن دلتنگی: ۵۵میلیون تومان
آن سوی ابرها: ۵۰ میلیون تومان

1 0
شاهرخ ایرانی   undefined 1397/2/23 11:26:44

بسیار دقیق نوشته بودید
فیلم را دیده ام و تعجب می کنم که چقدر با دقت نقد را به خوبی نوشته بودید

1 0
کورش مشیری   undefined 1397/2/23 11:25:05

نگاه تیزبینانه و عقاب گونه تان را می ستائیم
سپاس

1 0
الهه   undefined 1397/2/23 11:23:02

عرض ادب واحترام به حضور شما استاد گرامی:

نقد مکتوب شما را دو مرتبه خواندم و با اینکه فیلم را ندیده ام امابطور قطع ویقیین همانگونه است که شما ترسیم کرده اید، چون ایمان دارم ومطمئن هستم که قلم شما واندیشه شما و نگاه تیز بین شما هرگزوهرگز،به خطا نمی رود وبیهوده نمیبیند ونمی نویسد و گواه نقد بجای شما همین بس که برای جذب تماشاگر فیلمهایشان در دیار بیگانه، دست به دادن ساندویچ ونوشابه رایگان میزنند واین خود دلیل هرچه بی محتوا تر بودن فیلم هایشان است.

به وجود ارزشمندتان افتخار میکنیم و قلم واندیشه تان را میستاییم.

پایدار و سربلند باشید