محل تبلیغ شما
آرامگاه داریوش در نقش رستم نَم کشید

تاریخ خبر: 1396/11/17

آرامگاه داریوش در نقش رستم نَم کشید

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

آرامگاه داریوش در نقش رستم نَم کشید

نیرو نداشتیم، خودم نگهبان شدم

 

مرگ خاموش ارزشمندترین یادگار هخامنشیان

آرامگاه داریوش در نقش رستم نَم کشید

سیاوش آریا / پژوهشگر تاریخ/

آرامگاه یا به زبانی دیگر گوردَخمه داریوش یکم، ارزشمندترین یادگار هخامنشیان در نقش رستم، نَم کشید. هر چند که نم و رطوبت ها از گذشته وجود داشته، ولی هم‌اینک رو به افزایش بوده و مانند خُوره به جان آرامگاه شهریار هخامنشی افتاده و مرگ خاموش و آرام آن را رقم زده است.

کارشناسان و پژوهشگران، مجموعه تاریخی‌-فرهنگی نقش رستم را پس از پارسه (تخت جمشید) و پاسارگاد، ارزشمندترین و یگانه ترین یادمان باستانی ایران می دانند که نزد همه پژوهندگان جهان و گردشگران برون مرزی و مردم ایران شناخته شده و نامدار است. در این میان، بی همتاترین و مهم ترین یادمان تاریخی در نقش رستم، بی گمان گوردخمه یا همان آرامگاه داریوش یکم است که تنها آرامگاه هخامنشی بوده که دارای سنگ نوشته هایی (کتیبه ها) به خط میخی است و در واقع، سند زنده و پویای این شهریار هخامنشی به شمار می آید. همچنین این سنگ نوشته ها و گوردخمه داریوش، از مهم ترین اسناد هویتی و شناسنامه ملی مردم ایران است اما با همه ارزش های موجود و بر اثر گذشت زمان و رِخنه عوامل طبیعی مانند باران، آفتاب ... و بدتر از همه، رخنه بیش از پیش عوامل بیولوژیک (گُل سنگ ها)، نگارکَندها و نمادهای گوردخمه این پادشاه هخامنشی رو به پوسیدگی رفته و مرگ خاموش و آرام آن را رقم زده است. به گونه ای که بیشتر نمادها و نگارکَندهای (نقش برجسته ها) این آرامگاه، در حال پاک شدن از چهره تاریخ و صفحه روزگار بوده و اگر هر چه زودتر برای آن چاره ای ریشه ای اَندیشیده نشود و مورد رسیدگی فوری قرار نگیرد، بی گمان بخشی از تاریخ بالَنده و هویت ایرانی را باید در آینده در کتاب ها و فیلم ها دید! در این آرامگاه نمادی که به فَروَهَر نامدار است به گونه کامل از میان رفته و دیگر دیده نمی شود. آتشدان سنگی و نماد ماه بالای آن نیز، در حال از میان رفتن است و آسیب های برگشت ناپذیری به آن ها وارد شده است. بخشی از افراد (نمایندگان کشورها) که در زیر پای شهریار هخامنشی قرار گرفته اند، آسیب جدی دیده است. نم و رطوبت ها تا پایین دهانه ورودی آرامگاه در سمت چپ پیش رفته و صحنه ناخوشایندی را به نمایش گذاشته است. بیشتر بخش های سنگ نوشته ها از میان رفته و دیگر خوانده نمی شود و سند زنده و هویتی پارسیان در خطر حذف از چهره تاریخ است.

یکی از مهم ترین عواملی که سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی را با چالش جدی رو به رو کرده، بودجه و موضوع مالی است که به پاشنه آشیل سازمان میراث فرهنگی تبدیل شده و اَنگیزه ویرانی بیشتر یادمان های تاریخی فرهنگی در چند دهه گذشته شده است. موضوع مهمی که باید دولتمردان و نمایندگان خانه ملت (مجلس) هر چه زودتر به آن ورود پیدا کرده و آن را برطرف کنند، وگرنه یادگارهای ارزشمند گذشتگان پاک‌سرشت‌مان، یکی پس از دیگری از صفحه روزگار برای همیشه حذف خواهند شد. همچنین رسیدگی نکردن و بی توجهی مدیران و سرپرستان سازمان میراث فرهنگی به این چالش بزرگ که همان آسیب‌ها و نابودی یادمان‌های تاریخی و ملی است، دامن زده و روزگار ناخوشایندی را پیش روی یادگارهای نیاکانی قرار داده است. باید دانست که مجموعه تاریخی و ارزشمندی همچون نقش رستم و به ویژه آرامگاه داریوش یکم، دُردانه بی مانند (منحصر به فرد) یادمان های تاریخی کشور بوده و ضروری است مدیران میراث فرهنگی و سرپرستان این مجموعه، بیش از پیش به آن دلبستگی و حساسیت داشته باشند و همواره نگارکندها و آثار تاریخی درون محوطه را مورد پایش و رسیدگی قرار دهند. هر چند که شرایط نقش رستم نسبت به دیگر یادمان های تاریخی استان و شهرستان مَرودشت بهتر است، ولی رخنه عوامل طبیعی و بیولوژیکی همیشه در بناهای سنگی وجود داشته و یکی از چالش های بزرگ آثار تاریخی در سراسر جهان به شمار می آید اما در کشورهای پیشرفته، پرونده مرمتی چنین آثار ارزشمندی همیشه باز بوده و پِیاپی آن ها را مورد پایش قرار داده و از آسیب های موجود پیشگیری می کنند. موضوعی که هنوز در دستور کار سازمان میراث فرهنگی کشور با وجود این همه آثار تاریخی فرهنگی ارزشمند قرار نگرفته و به چالشی بزرگ و اساسی برای میراث فرهنگی تبدیل شده است.

باران های اسیدی ،آرامگاه داریوش درنقش رستم را نابود کرده است

یکی از چالش های بزرگ یادمان های سنگی به ویژه آرامگاه داریوش در نقش رستم، باران های اسیدی و پدیداری نَم و رطوبت بر پیکره بی جان و بی دفاع نگارکندهای آن است. باران های اسیدی که در گذر سده ها و درازای تاریخ بر بخش بالایی آرامگاه نشسته و رخنه کرده، تاثیر بسیار منفی گذاشته و پوسیدگی و خُردگیِ این یادمان تاریخی ارزشمند را رقم زده است. به باور کارشناسان باید هر چه زودتر پرونده مرمتی این یادگار ملی گشوده شود و همواره مورد پایش قرار گیرد.

باید اعتبارات ملی و فوری به آرامگاه داریوش برسد

به باور کارشناسان و کُنشگران میراث فرهنگی برای چنین چالش های مهمی در آثار تاریخی باید از بودجه های ملی و فوری بهره برده شود و سازمان میراث فرهنگی درخواست فوری مالی از دولتمردان و سرپرستان کشوری کند. همچنین سازمان میراث فرهنگی باید پرونده مرمتی این دست از یادمان های تاریخی که بسیار ارزشمند و یگانه هستند، زودتر گشوده و دست به کار شود. از سویی، یادمان‌های تاریخی، نشانه هویت و شناسنامه ملی همه مردم است و باید همه نهادها و اُرگان های دولتی با میراث فرهنگی در اَمر بودجه همکاری و همیاری کنند و نگذارند نمادها و نشانه های تمدنی کشوری با فرهنگ کهن و نژاده از میان برود.

آرامگاه داریوش باید مورد مرمت و پایش همیشگی قرار گیرد

یک دکترای مرمت آثار، بناها و اشیای تاریخی در همین زمینه به« قانون» گفت : « با نگرش به نگاره‌هایی (تصاویر) که در مورد این آرامگاه وجود دارد، مساله اصلی ویرانی و فرسودگی سنگ ها درگام نخست را نَم و رطوبت تشکیل می دهد. این نَم از راه نزولی انجام می گیرد که بیشتر ناشی از فرود باران و سپس سرازیر شدن و رخنه آن از بخش بالای کوه به سینه کوه که دارای نگارکَند است، صورت می گیرد. نَم و رطوبت موجود، اَنگیزه نابودی این آرامگاه درگذر زمان خواهد شد اما آنچه پس از این رخ می دهد، زمینه سازی برای رشد گُل‌سنگ ها و همچنین رخنه مواد نمکی و اسیدی به درون سنگ ها خواهد بود. گل سنگ یک موجود تشکیل‌شده از قارچ و جلبک است. جلبک ها برای تولید خوراک از نور آفتاب بهره می برند و برخی از این خوراک ها به وسیله قارچ ها استفاده می شود. گُل سنگ ها با سرعت بسیار کمی رشد می‌کنند، ولی می توانند در زیستگاه های نامناسب مانند کویر و گاهي ناحیه‌های قطب جنوب زنده بمانند. بسیاری از گونه‌های این گیاه روی سنگ ها و از جمله سنگ های تاریخی می‌رویند و مواد معدنی آن ها را جذب می کنند. در‌نتیجه، کُنش و واکنش (فعل و انفعال) گُل‌سنگ‌ها، سنگ ها را شکسته و به خاک تبدیل می کنند».

سیامک علی زاده در دنباله سخنانش افزود : « از این رو در این چرخه رطوبت ، سنگ و گل سنگ ، پیکر گل سنگ ها در اَنباشتن آب و حفظ رطوبت، نقشی اساسی انجام می دهند. گل سنگ ها به راستی ریخت های (اشکال) تخصیص یافته‌ای از زندگی اَنگلی بوده و بسیار بادوام هستند. شاید به این اَنگیزه که می توانند به سرعت خشک شوند و به یک حالت مقاوم یا دوره کمون یا همان نهفتگی (به دوره و مدت‌ ورود عامل بیماری زا به بدن یا جسم تا پدیداری نشانه های بیماری و علايم بیماری گفته می شود) وارد شوند اما با کمی نَم و رطوبت مانند شبنم صبحگاهی، گل سنگ ها با شتاب آب دار شده و فتوسنتز و رشد از سر گرفته می شود. بسیاری از این گل سنگ ها از دید متابولیکی تنها یک ساعت و یا کمتر در روز فعال هستند، ولی همین زمان کوتاه هم کافی است تا نقش ویرانی خود را برجای گذارند».

این استاد دانشگاه چمران تهران در بخش دیگری از سخنانش به « قانون» گفت : « به نظر می رسد این آرامگاه سنگی و نمونه های همانند آن باید در طول سال به ویژه در فصل های سرد و بارشی مورد پایش پیوسته از دید بررسی وضعیت سلامتی و حفاظتی قرار گیرند. همچنین در صورت لازم از رخنه نم و رطوبت با تمهیدات بایسته پیشگیری شود و بقایای گل سنگ ها را هرچند مدت یک بار به شیوه های مکانیکی و مواد شیمیایی ضد انگلی، زِدوده شوند. اگر این تمهیدات انجام نگیرد، چه بسا در مدت کوتاه، آن بخش هایی که باران به گونه پیوسته بر روی آن ها رخنه می کند، رو به پوسیدگی بیشتر و در نتیجه نابودی روند. باید دانست که گل‌سنگ ها با خیال آسوده به زیست خود ادامه داده و باید گفت که نابودی سنگ ها قطعی خواهد بود».

بازشناسی مجموعه تاریخی نقش رستم

نقش رستم، نام مجموعه ای باستانی است که در شمال شهرستان مَرودشت از استان پارس (فارس) و در پنج کیلومتری پارسه قرار دارد. این محوطه باستانی یادمان‌هایی از دوره ایلامیان، هخامنشیان و ساسانیان را درخود جای داده است و کم‌وبیش از سال 1200 پیش از میلاد تا سال 625 میلادی همواره مورد توجه بوده است؛ زیرا آرامگاه چهار تن از پادشاهان هخامنشی، سنگ نگاره‌های بی شماری از رویدادهای مهم دوران ساسانیان و یادمان منسوب به کعبه زرتشت در این مکان قرار دارد. همچنین در دوره ساسانی، محوطه نقش رستم از دید ملی و دینی نیز از اهمیت بسزایی برخوردار بوده است. نقش رستم را بی گمان باید پس از پارسه و پاسارگاد، ارزشمندترین و یگانه ترین یادمان تاریخی ایران دانست که در دوره اسلامی نیز ارزش خود را حفظ کرده و مورد نگرش بوده است. از سویی، آرامگاه داریوش یکم که به داریوش بزرگ نامدار بوده، تنها آرامگاهی است که سنگ‌نوشته هایی به خط میخی یا پارسی باستان، ایلامی و بابلی یا اَکدی روی آن نگاشته شده که از ارزش بسیار فراوانی نزد کارشناسان برخوردار بوده و سندی زنده و پویا از دوره تاریخی این شهریار هخامنشی را به نمایش می‌گذارد. مجموعه تاریخی نقش رستم با شماره 21 در تاریخ 24 شهریور 1310 به ثبت ملی رسیده و بناست به زودی به پرونده جهانی پارسه در سازمان یونسکو افزوده شده و جهانی شود اما همچنان برای آن نه ملی و جهانی، بلکه محلی تصمیم گیری می شود!

قانون

 

نیرو نداشتیم، خودم نگهبان شدم

مهتاب جودکی - شهروند|  نگهبان پتک را برداشت و 23 قطعه تاریخی را خرد کرد. او آثار بازمانده از اشکانیان را مثل سنگ‌های بی‌ارزش تکه‌تکه کرد؛ پای تلفن اعتراف کرد چه بر سر بازمانده‌های میراث ایذه آورده و شبانه پستش را ترک کرد. رئیس اداره میراث فرهنگی وقتی پشت تلفن خبر را از نگهبان شنید، چنان شوکه شد که نیم‌ساعت تمام گریه کرد. ایذه موزه نداشت و آثار در حیاط پایگاه پژوهشی نگهداری می‌شدند. حالا هشت روز از این اتفاق عجیب گذشته و ایوب سلطانی، رئیس اداره میراث فرهنگی ایذه و پایگاه پژوهشی «آیاپیر» در این مدت خودش شبانه‌روز از آثار نگهبانی كرده. در این مدت از اداره کل میراث فرهنگی استان خوزستان که رئیس‌اش همین دو روز پیش استعفا كرد، هیچ نماینده‌ای به ایذه سر نزده، هیچ واکنشی از طرف مسئولان استانی نشان داده نشده و هیچ‌کس نیامده تا میزان تخریب را بررسی کند. در عوض ایوب سلطانی خودش هیأت مرمت تخت جمشید را به ایذه دعوت کرده تا تکه‌های خرد‌شده درِ سنگی اشکانی و پایه ستون‌ها و نیم‌ستون‌های المیایی و ایلامی را به هم بچسبانند و البته بازخواست شده که چرا این‌قدر زود وارد کار مرمت شده است.
رئیس اداره میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری شهر ایذه که همزمان رئیس پایگاه پژوهشی آیاپیر هم هست، با وقوع این اتفاق به دلیل سنگین‌بودن مسئولیت، مشکلات بسیار میراث فرهنگی ایذه و نبود اعتبارات مورد نیاز و حتی حقوق از سمتش استعفا كرده بود؛ اما با درخواستش موافقت نشد، برای هشتمین روز متوالی خودش به‌عنوان نیروی یگان، از 23 قطعه تاریخی تکه‌تکه‌شده نگهبانی می‌كند. نگهبان خاطی یکی از پنج نیروی یگان حفاظت شهر ایذه بود، روز اول متواری شد و حالا چند روزی است به دادگاه می‌رود.
 آقای سلطانی نیرویی که از اساس برای مراقبت از میراث تاریخی نگهبانی می‌داد، دست به این کار زد. مسأله حقوق در میان بود؟ بعد از اتفاق درباره مشکلات اعصاب و روان این نگهبان هم صحبت‌هایی شده؛ فکر می‌کنید دلیل اتفاق چه بود؟
واقعا برای ما هم روشن نیست؛ ابدا بحث حقوقش مطرح نبود. همیشه حقوقش را به موقع می‌گرفت، درست سر هر ماه. من هیچ‌‌وقت قرص و داروی اعصاب دست او ندیدم. درباره مشکلات عصبی‌اش هم همین روزها چیزهایی شنیده‌ام. نمی‌دانم چرا چنین کاری کرده. گمان کنم مواد صنعتي استفاده كرده، البته این یک حدس است.
 در این مدت رفتار غیر عادی از او ندیدید؟
 او از 11‌سال پیش در استخدام اداره میراث فرهنگی بود و من در حدود دو ‌سال پیش به این‌جا آمدم. در این مدت هیچ رفتار عجیبی از او ندیده بودم. هر کسی به این‌جا آمده، به خوب بودن برخوردش اعتراف کرده؛ واقعا هنوز شوکه‌ایم.
 چطور متوجه شدید که نگهبان این تخریب را انجام داده؟
رفته بودم اهواز که شب زنگ زد و گفت خودش همه آثار آیاپیر را تخریب کرده است.
 درباره این تخریب اقدام قضائی انجام شده؟
موضوع را همان وقت با بخش حقوقی سازمان میراث فرهنگی در میان گذاشتم و شکایت تنظیم و تقدیم مقامات قضائی شد. روز شنبه و یکشنبه بازجویی شد. یک‌بار گفت من بودم و یک‌بار گفت من نبودم؛ حرف‌هایش ضدونقیض است.
 آثاری که در حیاط «آیاپیر» نگهداری می‌شوند، چند قطعه‌اند؟ مرمتشان به کجا رسیده؟
48 ساعت پس از اتفاق هیأت مرمت پایگاه جهانی تخت جمشید که از دوستانم هستند را به ایذه دعوت کردم. چهار- پنج روزی است که آنها بشدت درگیرند. شکر خدا کار خوب پیش‌ رفته است. آثاری که خیلی برای ما اهمیت داشتند در اولویت مرمت قرار گرفتند: 3پایه ستون، 2 تا نیم‌ستون، با یک در سنگی اشکانی. این آثار که الیمایی و اشکانی‌اند مرمت شدند. جز اینها چند‌ هاون، بام غلتان، دست‌ساب و سنگ آسیاب و یک شیر سنگی متعلق به پهلوی اول هم زیر ضربه‌های پتک خرد شدند. اینها بازمانده‌های عصر صفوی تا دوره اسلام بودند که در اولویت دوم مرمت قرار دارند؛ در حال حاضر 90‌درصد کار مرمت پیش رفته است.
 وقتی نگهبان با شما تماس گرفت و اعتراف کرد، واکنشتان چه بود؟
شوکه شدم؛ گوشی را قطع کردم و مثل زمانی که پدرم به رحمت خدا رفت، گریه کردم. این آثار اسناد هویت ما ایرانیان بود که زیر پتک خرد شد. یادم نیست آخرین بار کِی تا این حد متأثر شده بودم.
 و حالا نگهبان دیگری گذاشته‌اید؟
 خودم نگهبانی می‌دهم. نیرویی نداریم. مشکل همین‌جاست. ایذه با 27‌هزار کیلومتر مربع وسعت، گستره بزرگی از تاریخ و طبیعت را در خود جای داده است اما با این وسعت تنها 5 نیرو داشتیم. هنوز نيروي مراقب در اختيار پايگاه قرار نگرفته و من براي هشتمين روز پياپي به صورت شبانه‌روزي در حال مراقبت هستم. برخلاف تماس‌هاي مكرر، يگان حفاظت همچنان از تامين حفاظت پايگاه سرباز مي‌زند.
 یعنی با رفتن این نگهبان تعداد به چهار نفر رسیده است؟
بله، دیگر حاضر نیستیم او را به‌عنوان نیروی حفاظت بپذیریم. تعداد نیروهای یگان حفاظت میراث فرهنگی ایذه خیلی بیشتر از اینها بود. حدود 12نیرو داشتیم که دو نفرشان تصادف کردند، دو نفر به مرگ طبیعی مردند، یکی دو نفر هم به دلیل تخلفات اداری اخراج شدند. از چهار نفر نیروی باقیمانده یکی نارسایی کبد دارد، یکی 70‌درصد نابیناست و یکی دیگرشان توانایی حرکت چندانی ندارد. آقای فرجی باستان‌شناس اداره ما شب‌ها لباس یگان حفاظت می‌پوشد و همراه من برای گشت می‌آید. در این شرایط نیروی جایگزین نداریم؛ برای همین خودم نگهبانی می‌دهم.
 مسأله نیروی انسانی برای اداره کل هم کمتر مسأله بوده؛ اخیرا رئیس اداره کل میراث فرهنگی استان خوزستان هم در نشستی خبری به «شهروند» گفته بود که قرار نیست برای افزایش نیروی یگان اقدامی بشود. افزایش نیرو یک طرف و انتخاب نیروهای شایسته یک طرف. آیا کسی مثل نگهبان متخلف که حالا به هر دلیلی مرتکب این تخریب شده، در زمان استخدام برای حفاظت از میراثی که متعلق به تمام مردم ایران است، به درستی سنجش می‌شود؟
این موضوع هیچ‌وقت برای سازمان دغدغه نبوده که حالا با این رویداد مطرح شود؛ باید واقع‌بین بود، میراث فرهنگی در سطح کلان دچار چالش است و هیچ نگاهی در این ساختار به حوزه میراث نبوده است. هم و غم همه شده است «گردشگری» و این حوزه زمینه شوآف‌ها و برنامه‌های نمایشی مدیران شده است. این وسط میراث فرهنگی فرزندی است که کج‌دار و مریز به حیاتش ادامه می‌دهد. پرسش‌ها برای استخدام نیروها در آزمون گزینش مطمئنا درباره ایران‌دوستی و علاقه به فرهنگ و تمدن نبوده و همیشه همین‌طور است. از نیروهایی که قرار است از تاریخ و تمدن این مرز و بوم حفاظت کنند و این مسئولیت سنگین را به گردن بگیرند، فقط درباره مسائل دینی می‌پرسند نه ذره‌ای از ابعاد حرفه‌ای این کار.
 واکنش سازمان میراث فرهنگی به تخریب آثار چه بود؟
بازخواست کردند که چرا با این سرعت عمل وارد بحث مرمت شده‌اید. گفتند باید صبر می‌کردید تا سیستم قضائی وارد مسأله بشود؛ اما کسی نیست که بگوید اگر قرار بود این تکه‌های شکسته را رها می‌کردیم، مثل چند پازل هزاران تکه‌ای می‌شد که جدا‌کردنشان از هم اصلا آسان نبود. اشیا را در حیاط پایگاه خرد کرده بود، نمی‌توانستیم به حال خودشان رها کنیم. بعضی آثار مثل درِ اشکانی 300 تکه شده بود. مجبور شدیم با آن میزان پراکندگی زودتر مرمتشان کنیم.
 چرا اشیای اشکانی و الیمایی با این تاریخ در حیاط نگهداری می‌شوند؟
ایذه با این گستره تاریخ و این همه آثار هنوز موزه ندارد. شاید اگر موزه داشتیم این اتفاق نمی‌افتاد. خوشبختانه اتفاق خوب بعد از مدت‌ها این است که ساختمانی برای موزه در نظر گرفته‌ایم و بخش زیادی از کار انجام شده است. اداره میراث فرهنگی ایذه به مدت 27‌سال در فضایی استیجاری بود و در تمام این سال‌ها از ماهی 500 تومان تا 725‌هزار تومان هزینه کرایه می‌داد. وقتی نزدیک دو‌ سال پیش به این‌جا آمدم، ساختمان رو‌به‌روی اداره میراث را گرفتیم و قرار است بخشی از آن به موزه باستان‌شناسی ایذه تبدیل شود. امسال 500‌میلیون تومان اعتبار از محل اعتبارات سازمان برنامه و بودجه استانی برای تکمیل موزه دریافت کردیم و قرارداد این موزه اگر زودتر بسته شود، تا سه ماه دیگر موزه خواهیم داشت. طراحی محتوایی موزه انجام شده و فقط دکوراسیون و ساماندهی محوطه باقی مانده است.
 معاون میراث فرهنگی استان یا کارشناس اداره‌کل برای بررسی موضوع به ایذه نیامدند؟
خیر؛   نیامدند.
 دلیل استعفایتان چه بود؟
تمام اتفاقات اداره میراث فرهنگی در شهر ایذه و ضعف نیرو، کمبود امکانات لجستیکی و مالی. من همزمان مسئول پایگاه پژوهشی آیاپیر هم هستم و ما در اداره بشدت در مضیقه‌ایم. خود من ماه‌هاست حقوق نگرفته‌ام و در نبود اعتبارات برای اداره، چاره‌ای ندارم جز این‌که خودم هزینه کنم. این‌که آدم فقط پز مدیریتی داشته باشد که سنگ روی سنگ بند نمی‌شود. باید امکاناتی برای پاسخگویی به تعهدات مدیریتی داشته باشیم؛ اما درنهایت با استعفایم موافقت نشد.
 برای مرمت آثار چقدر هزینه کرده‌اید؟
هزینه مرمت آثار تا امروز 8‌میلیون تومان شده است. هیأت مرمت که از دوستان من هستند، با هزینه شخصی خودشان از تخت جمشید تا این‌جا آمده‌اند و علاوه بر ابزار و موادی که برای مرمت به کار گرفتند باید حقوق و کرایه‌شان را هم در نظر گرفت.
 اگر برخورد قضائی درستی با خاطی نشود، احتمال تکرار اتفاق وجود دارد؛ فکر نمی‌کنید این‌طور باشد؟
همین طور است. من نگران عواقب اجتماعی پس از این اتفاق هستم. به لحاظ مدیریتی دچار چالش هستیم. میراث فرهنگی دچار خلأهای قانونی و حفاظتی است. از طرف دیگر از لحاظ اجتماعی هم برای اعمال قانون محدودیت‌هایی داریم. باید در این‌باره تصمیم درستی گرفته شود. یکی از کارشناسان منتقد می‌گفت باید برای نگهبان، یک مراقب دیگر هم گذاشت؛ اما مگر می‌شود؟ منتظر تصمیم دادگاه هستیم. او پای تلفن اعتراف کرد و پس از اتفاق مدتی متواری شد اما از لحاظ قانونی اتهام او هنوز اثبات نشده است؛ با این همه نگهبان خاطی دیگر در این اداره پذیرفته نمی‌شود.
 «این یک تخریب معمولی نیست»
حالا در این شرایط مجتبی گهستونی، سخنگوی انجمن تاریانا خوزستان معتقد است که اتفاق افتاده، یک تخریب معمولی نیست. او تأکید می‌کند که «تخریب از سوی کسی اتفاق افتاد که باید از آثار مراقبت می‌کرد و 23 اثر الیمایی تا دوره اسلامی تکه تکه شد. ایذه موزه رو باز نقش برجسته و سنگ‌نگاره‌هاست و باید درباره تکرار اتفاق نگران بود.»
این کنشگر میراث فرهنگی خوزستان لازم می‌داند که اتفاق از جنبه‌های مختلف بررسی شود؛ او با پرسیدن این سوال که چرا یک نگهبان مرتکب چنین خطایی شده، می‌گوید: «توجه به مسائل روحی و روانی پرسنل میراث فرهنگی هر منطقه اهمیت پیدا می‌کند. او 23 قطعه الیمایی، ایلامی تا اسلامی را تخریب کرده است. اینها اشیای مهمی بوده که در کاو‌ش‌ها به دست آمده و از حفاران غیرمجاز گرفته شده و در حالی‌که ایذه هیچ موزه‌ای ندارد، در حیاط پایگاه پژوهشی آیاپیر نگهداری می‌شدند.»
فعالان میراث فرهنگی بارها و بارها درباره وضع آثار تاریخی در ادارات هشدار داده‌اند، مثل گهستونی که می‌گوید: «همه ادارات شهرستان‌ها دو سه سالی است که تنخواه دریافت نکرده‌اند. بیشتر مدیران شهرستانی در مدت مسئولیت‌شان از 5 تا 30‌میلیون تومان شخصا برای میراث فرهنگی هزینه کرده‌اند و با این‌که سند این پرداختی‌ها را به اداره کل داده‌اند، هنوز پرداخت نشده است. این رویه نابسامانی است که میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری را به خطر می‌اندازد. اگر میراث در این قضیه و قضایای مشابه برخورد بی‌تفاوتی داشته باشد، احتمال تکرار چنین کاری بالاست.»

 

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است