محل تبلیغ شما
چهارشنبه سوری آئین باستانی+پرونده 2

تاریخ خبر: 1396/12/22

چهارشنبه سوری آئین باستانی+پرونده 2

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

 

چهارشنبه‌سوری و آداب آن از گذشته تا امروز

سنت‌هاي ایرانی را حفظ کنیم

نوروز ایرانی از نگاه سفرای خارجی  

میراث مشترک جهانی

تور پررونق چهارشنبه‌سوری

سور چيني‌ها از چهارشنبه‌سوري

جشنی که به آتش می‌کشیم

والدین و چهارشنبه آرام آخر سال

چهارشنبه‌سوری جشن استقبال از بهار یا شب وحشت؟

اصلا «چهارشنبه‌سوری»ای نبوده!

 

چهارشنبه‌سوری و آداب آن از گذشته تا امروز

آتشی که روشن ماند




پرستو رحیمی
تاریخ‌پژوه
برگزاری جشن‌ها و اعیاد از ویژگی‌های فرهنگی تمامی جوامع است. از کهن‌ترین زمان‌ها تا به امروز تمامی فرهنگ‌ها در همه سرزمین‌ها، روزهایی از سال را جشن گرفته‌اند. بررسی و سیری در تاریخ و تمدن، گویای آن است که ایرانیان در گذر زمان، این جشن‌ها و اعیاد را با آیین‌های خاصی بر پا می‌داشتند. جشن‌های گاهنبار از جمله جشن مهرگان، تیرگان، شهریورگان، آذرگان و سپندارمذگان و... از جمله آنهاست، اما با گذشت زمان و تحولاتی که در جامعه ایرانی و هویت فردی رخ نمود، امروزه این‌ جشن‌ها به همان شکل و شمایل گذشته برگزار نمی‌شوند.

جشن «چهارشنبه سوری»
این جشن که نشان‌دهنده ویژگی فرهنگی و هویت ملی و قومی ماست، یکی از جشن‌های دیرپای استقبال ایرانیان از عیدنوروز و بهار است. مردمان گذشته با افروختن آتش که نماد روشنی، طراوت و زندگی بود، با تاریکی، سردی و سیاهی زمستان وداع کرده و به بهار خوشامد می‌گفتند. درحقیقت آغاز آیین نوروزی ایرانیان، با جشن چهارشنبه‌سوری و اختتام آن در روز سیزدهم فروردین یا سیزده‌بدر همراه ‌بود. پرداختن به ریشه، تاریخ و منشأ اینگونه آیین‌ها و جشن‌ها کاری است دشوار، زیرا این‌ مراسم یکباره پدید نیامده‌اند. آیین نوروزی و تمام مشتقات آن اعم از جشن چهارشنبه‌سوری نیز از این دست‌ است. درباره منشأ چهارشنبه‌سوری مطالب ضد و نقیضی بیان شده‌است، اما اکثر پژوهشگران و محققان، چهارشنبه‌سوری را مربوط به دوران ایران‌باستان دانسته و ریشه‌های آن را به قبل از ورود اسلام‌ به‌ ایران بازمی‌گردانند.
«
هانری ماسه» خاورشناس و ایران‌شناس فرانسوی دراین‌باره می‌نویسد: «این رسم شاید یادگار دین زرتشت باشد و جهانگردان قدیم به آن اشاره نموده‌اند، اما شیعیان طور دیگری تعبیر کرده‌اند. به‌عقیده آنها مختار که به انتقام خون حسین(ع) برخاست در آن شب برای آگاهی یاران خود دستور داد که آتش بر بام خانه‌های خود روشن‌کنند.»(1) «جعفر شهری‌ باف» نویسنده و تهران‌پژوه، در کتاب «طهران قدیم» می‌نویسد: «تصور عامه بر این بود که در این شب بوده که شعاع نور ربوبیت در کوه طور بر موسی(ع) ظاهر می‌شود. در این شب بوده که آتش نمرود بر ابراهیم خلیل(ع) گلستان می‌شود. در این شب بوده که آهن در دست داوود نبی نرم می‌شود. در این شب بوده که زرتشت به پیغمبری رسیده و در این شب بوده که مزدکیان نابود می‌شوند.»(2)
چرا چهارشنبه آخرسال؟
در باب اینکه چرا چهارشنبه آخرسال برای برگزاری چنین جشنی انتخاب شده‌است آرای متفاوتی وجود دارد. «دکتر مهرداد بهار» پژوهشگر و اسطوره‌شناس، عقیده دارد که برگزاری این مراسم در شب چهارشنبه آخرسال شاید به‌ دلیل عدد 4 و معرف چهار فصل سال باشد  که بر این اساس آخرین چهارشنبه از آخرین فصل سال روزی برای آغاز جشن و سرور در نظرگرفته‌شده، همچنین گویا نوعی نحوست برای چهارشنبه یا به طور خاص چهارشنبه آخر سال بخصوص پس از ورود اسلام به ایران که روزهای چهارشنبه را نحس می‌دانست قائل می‌شده‌اند.(3) «آدام اولئاریوس» جهانگرد آلمانی که در دوره حکومت «شاه‌صفی» جانشین «شاه‌عباس‌اول» به ایران سفر کرده‌، درباره چهارشنبه‌سوری در سفرنامه‌ خود می‌نویسد: «چهارشنبه‌سوری ایرانی‌ها یعنی آخرین چهارشنبه سال که به عقیده آنها بدترین روزهای سال به شمار می‌رود و بنابر آنچه از پیشینیان آنها روایت شده و خودشان تجربه کرده‌اند، در این روز هیچ شانس نداشته و روز خوبی برای هیچ‌کس به شمار نمی‌آید به همین جهت بیشتر مردم دست از کار می‌کشند و دکان‌ها را می‌بندند از خانه کمتر خارج شده و حتی المقدور کمتر حرف می‌زنند.»(4)
از نظر لغوی نیز واژه سور که به معنای سرخ است احتمالاً اشاره‌ای به‌ سرخ بودن آتش و آتش‌افروزی در این شب دارد که به اعتقاد «آرتور کریستین سن» مستشرق دانمارکی، این گیراندن آتش برای دفع شر و شرارت دیوان، ددان و شیاطین بوده‌است. «سعید نفیسی» ادیب و تاریخ‌نگار، نیز سور را به معنای عیش و عشرت و جشن به کار برده‌ است.(5)
آداب چهارشنبه‌سوری
مسلماً هر آیین و مراسمی، آداب و اهداف خود را داشته‌ و چهارشنبه‌سوری نیز از این قاعده مستثنی نیست. آیین چهارشنبه‌سوری در نقاط مختلف ایران، با توجه به موقعیت جغرافیایی و شرایط اقلیمی، با جلوه‌های متفاوتی برگزار می‌شد. در گذشته، برخی از این آداب و رسوم در تمامی مناطق به شکل یکسان برپا و برخی نیز مختص همان منطقه بود. آداب متداول این جشن عبارت بودند از: خانه‌تکانی، پوشیدن لباس نو، آتش‌افروزی، شال‌اندازی، کجاوه‌بازی، آب‌پاشی و آب‌بازی، کوزه‌شکنی، بخت‌گشایی و گره‌گشایی، قاشق‌زنی یا ملاقه‌زنی، خوردن آجیل، پختن انواع غذاهای مخصوص این روز، زیارت اهل قبور و امامزادگان و خیرات برای اموات و...
دور ریختن ناپاکی
به استناد منابع تاریخی، در بیشتر مناطق ایران پیش از رسیدن چهارشنبه‌سوری، ایرانیان به خانه‌تکانی و گردگیری می‌پرداختند و دور ریختن وسایل کهنه را به روز چهارشنبه‌سوری موکول می‌کردند. کوزه شکستن و دور انداختن کوزه کهنه یکی دیگر از مراسم شب چهارشنبه سوری بود. آنها بر این باور بودند که کوزه که طی یک سال همواره خدمت کرده و هر دستی به آن رسیده است و دسته و دهانه آن سیاه گشته، سر چشمه پلیدی‌ها است، بنا براین بر کوزه قدیمی نام شیطان را می‌نوشتند و آن را از بام به کوچه می‌انداختند تا هزار تکه شود و با خود می‌گفتند: «دور کردم و دور کردم، چشم دشمنو کور کردم.» (6)
«
هوشنگ پورکریم» جامعه‌شناس روستایی، نیز به جلوه دیگری از این رسم اشاره کرده: «مردم تهران تا چند سال پیش، از سر در نقاره‌خانه بالا می‌رفتند، کوزه‌ای آب‌ندیده با خود می‌بردند و از آنجا به زمین می‌افکندند و می‌شکستند. کسانی که به آنجا دسترسی نداشتند از بام خویش کوزه را می‌افکندند و عقیده داشتند که این کار قضا و بلا را تمام سال از آنها دور می‌کند.(7) آدام اولئاریوس، براساس مشاهدات خود در اصفهان عصر ‌صفوی، روایت دیگری از کوزه در چنین روزی دارد که در دیگر منابع از آن خبری نیست. احتمالاً بعدها چنین رسمی تغییر کرده باشد یا وی اساساً به آیین دیگری اشاره داشته: «عده‌ای در چهارشنبه‌سوری کوزه‌های خود را برداشته بدون آنکه با کسی حرف بزنند و به جایی نگاه کنند به خارج شهر رفته و کوزه را پر آب کرده و آن را می‌آورند و به خانه و اتاق‌های خود آب می‌پاشند و عقیده دارند چون آب صاف و پاک است، پلیدی و بدبختی را از خانه شسته و با خود می‌برد و اگر در راه به یک دوست و آشنا برسند قدری از آن را به او پاشیده یا اصولاً کوزه را روی سرش خالی می‌کنند تا بدبختی‌های او را شسته و از بین ببرد.» (8) جعفر شهری‌ درباره رسوم مردم تهران در چهارشنبه آخرسال، می‌نویسد: «از یکی دو روز به شب چهارشنبه‌سوری مانده آب‌های حوض و حوضچه‌های خانه را خالی و عوض می‌کردند، به این صورت که قبلاً زن ها ظروف دم‌دستی و سپس هر چیز کثیف شستنی خود، مانند لباس را آب‌کشیده به روی بند پهن می‌کردند و به نیت اتصال خانواده از بغل به هم گره می‌زدند.»(9) در برخی مناطق ایران، همه اهل‌خانه آب‌حوض را که نمادی از سیاهی و چرک‌دلی بود کشیده و آب پاکیزه‌ای به همراه چند حبه قند یا نبات که نشانه‌ای از شیرینی فصل نو بود در حوض می‌انداختند. اعمالی از این دست به منظور دور کردن پلیدی‌ها و نجاسات از محیط خانه صورت می‌گرفت، بخصوص که فصل زمستان برای مردم آن زمان زحمات و سختی‌های زیادی به همراه داشت.
زنان و سه‌شنبه آخرسال
در بعدازظهر روز سه‌شنبه آخر سال مراسم خاصی توسط زنان اجرا می‌شد. در کتاب طهران قدیم می‌خوانیم: «نخستین کار بعدازظهر سه‌شنبه آخرسال این بود که سحرزده‌ها، سیاه‌بخت‌ها و بخت‌بسته‌ها، مثل دختران و بیوه‌زنان خانه‌مانده، روانه دباغخانه شده تا آب آن را به دست آورند و رسوم این کار چنین بود که هر یکی کوزه‌ یا شیشه‌ای برداشته، رخت و کفش کهنه پوشیده در اتاقی که درش رو به جنوب باز شود جمع شده و از آنجا با هم حرکت می‌کنند و سخنانشان تا دباغخانه همه از بریدن و دریدن و شکستن و ریشه‌کن کردن و سوزاندن و بیرون‌کردن باشد تا به دباغخانه برسند و سر و دست خود را در آب آن بشویند.»(10) آدابی از این دست یا بزک کردن زنان، نشانه‌ای از امید به تغییرات در سال جدید و تلاش برای ادامه زندگی می‌تواند باشد. به روایت منابع تاریخی: «زنان از دو سه ساعت بعدازظهر که باید برای پریدن از روی آتش آماده می‌شدند، چهره خود را بزک می‌کردند و آرایش هفت‌قلم که می‌گویند از جمله آرایش‌های همین شب به شمار می‌آمده‌است.»(11)
زردی من از تو، سرخی تو از من
زیباترین و شاید قدیمی‌ترین آداب چهارشنبه‌سوری که در تمام مناطق هنوز هم اجرا می‌شود، آتش افروختن و پریدن از روی آن و شادی کردن در کنار آن است. حال که آفتاب غروب کرده بود و امور منزل و برخی رسومات زنانه به انجام رسیده بود، می‌بایست در زردی رو به زوال خورشید آتش‌ها افروخته شوند. به این‌ترتیب: «بته‌ها در صحن خانه‌ها و درازای کوچه‌ها و زیرگذرها در هفت کپه و خط مستقیم ردیف‌شده یک نفر کبریت به نخستین کشیده از شعله آن کپه دومی و از شعله آن سومی تا آخرین را گیرانده دیگران که در پشت کپه نخستین به قطار ایستاده منتظر پریدن از رویشان بودند شروع به دویدن و پریدن می‌کردند و با هر جهش یک بار «زردی من از تو، سرخی تو از من» را به زبان می‌آوردند تا شعله‌ها فروکش کرده و رو به زوال روند.»(12) اشعار دیگری مانند «ای شب چهارشنبه، ‌ای کلید چاردنده، بده مراد بنده» یا «غم برو شادی بیا، محنت برو روزی بیا» خوانده می‌شد و این غیراز اشعاری است که قومیت‌های مختلف اعم از کرد، لر، ترک، بلوچ و... در فرهنگ خود داشته‌اند. همچنین اعتقاداتی درباره کپه‌های آتش که حاصل هیزم، بوته‌های خار، گون، گز، ساقه‌های گندم یا پوشال برنجی بود وجود داشت. «این بته‌ها باید سه، پنج یا هفت کپه بوده باشند و نباید جفت باشند و بهترین و کامل‌ترین آنها هفت کپه است. سه کپه اگر چه با نظر تسدیس تطبیق داشته ولی مقبول نبود. پنج کپه نیز قرین ستاره ناهید می‌شد و شادی و سرور می‌آورد اما کمال حقیقی نبود و بهترین همان عدد سرنوشت‌ساز هفت بود.»(13)
در کتاب طهران قدیم می‌خوانیم: «گیراندن این بته‌ها شرایط و الزامات خاص خود را داشته که باید رعایت می‌شده‌ است. برای مثال تمامی کپه‌ها می‌بایست رو به قبله باشند یا کسانی که از روی آتش می‌پرند اگر خواهان برآورده شدن آرزویشان هستند باید در خرید و تهیه آن سهم داشته باشند.» (14) به موازات این الزامات، باورهایی خرافی نیز دراین‌باره رواج پیدا کرده بود. «برای مثال اگر فردی یک کپه را به نام خود نامگذاری می‌کرد و آتش آن دیرتر از باقی کپه‌ها خاموش می‌شد حتماً به حاجتش می‌رسید، یا اگر آتش، جامه یا بدن را سوزانده بود دشمن بر او غلبه می‌نمود. اگر پای کسی به کپه‌ای خورده بته‌ها و شعله‌هایش پراکنده می‌شد زندگیش پریشان یا غمش به پایان می‌رسید.»(15)
بسیاری اعتقاد داشتند که خاکستر چهارشنبه‌سوری نحس است، چرا که مردم هنگام پریدن از روی آن، زردی و بیماری خود را به آتش می‌دهند و در عوض سرخی و شادابی آتش را به خود منتقل می‌کنند. این اعتقاد سبب می‌شد تا زن هر خانه خاکستر بر‌جای مانده از آتش چهارشنبه آخرسال را در خاک‌انداز جمع‌کرده، به بیرون از خانه ببرد و آن را در سر چهارراه یا در آب روان بریزد.‌ زن در بازگشت به خانه، در خانه را می‌کوبید و به ساکنان خانه می‌گفت که از عروسی می‌آید و تندرستی و شادی را برای خانواده به ارمغان آورده‌ است. اهالی خانه نیز در این هنگام در را به روی زن می‌گشودند و اعتقاد داشتند که وی تندرستی و شادی را برای یک سال به درون خانه خود آورده‌است.(16)
آجیل چهارشنبه‌سوری
مراسمی مثل چهارشنبه‌سوری برای سیاحان و جهانگردانی که به ایران سفر کرده‌اند جذاب بوده و درباره آن بسیار نوشته‌اند. برای مثال «هانری‌رنه دالمانی» سیاح فرانسوی از استعمال گونه‌ای لباس و ماسک برای چنین جشنی می‌نویسد: «روز چهارشنبه قبل از عید نوروز را چهارشنبه‌سوری یا چهارشنبه آخر سال می‌گویند، در این روز جشن می‌گیرند و شب از روی آتش می‌پرند و بازیگران با لباس‌های مضحک عجیب و غریب و ماسک‌های خنده‌آوری که به‌ صورت می‌زنند می‌آیند و به انواع مختلف وسایل سرگرمی‌ جوانان و کودکان را در بازارها و محلات شهر فراهم می‌سازند. مطرب‌ها و رقاصان و خرس‌بازان و میمون‌بازان در کوچه و بازار می‌گردند و خرس‌ها و میمون‌ها را به رقص در می‌آورند و تماشاچیان هم در عوض پولی به آنها می‌دهند.»(17) احتمالاً استفاده از ماسک در مراسم چهارشنبه‌سوری در دوره خاصی از تاریخ رواج داشته چون دیگر منابع چنین نظری ندارند. غیر از رسوم یاد شده، فال‌گوش و بخت‌گشایی هم وجود داشته که امروزه کمتر به آنها پرداخته می‌شود. «آجیل چهارشنبه‌سوری در گذشته یمن و شگونی داشت که در این شب با خود به خانه‌ها می‌آورد که از هفت نوع خوردنی و میوه خشک مانند کشمش، نخودچی، توت، انجیر، خرمای زرد، قیسی و باسلق تشکیل می‌شد و هفت قلم بودن آن به‌دلیل اعتقاد به خوش‌یمنی عدد هفت بود که با آن کارهای اهل‌ خانه تا آخر سال سکه می‌شده ‌است.»(18)
ازتوپ‌مروارید تا ترقه و فشفشه
علاوه بر آنچه ذکر شد، باید از آداب دیگری نیز یاد کرد که به احتمال زیاد در سطح شهر تهران اجرا می‌شده‌اند. برای مثال باید از توپ‌مروارید میدان ارگ تهران نام ‌برد که چون وسیله‌ای ناشناخته برای مردم بود به آن توسل می‌جستند و نذر و نیاز می‌کردند تا حاجت خود را بگیرند، به همین دلیل شب چهارشنبه‌سوری ‌مردم از توپ‌مروارید، التماس دعا کرده، از زیرش رد شده، از روی لوله‌اش سر خورده به چرخ‌ها و زنجیرهایش دخیل می‌بستند. (19)
برخی افراد در روز چهارشنبه‌سوری برای سرگرمی مردم، ظاهری مانند غول و بسیار زشت برای خود می‌ساختند و در کوچه و خیابان به راه افتاده و اشعاری عجیب می‌خواندند و به این ترتیب از مردم پول دریافت می‌کردند به این بهانه که دیگر در سال جدید دیو و ددی به سراغ آنان نخواهد آمد. این افراد که سر و ریش ژولیده‌ای  داشتند  نیمتنه‌ای از پوست ببر یا پلنگ با تسمه‌ای چرمی به تن می‌کردند، کاسه شاخدار سر گاوی به سر می‌گذاشتند و در اماکن شلوغ مثل قهوه‌خانه و خیابان‌ها ظاهر می‌شدند و «با نعره گوش‌خراش وسط مردم جست زده خود را غول بیابان خوانده و با خواندن اشعار زیر که معلوم نبود از چه کس و به چه خاطر ساخته پول جمع می‌کردند. اشعاری مثل: ما غول بیابانیم، سرگشته و حیرانیم، ما سیرت زشت جمع، بر جمع نمایانیم، ما روح شما زشتان، از جمله شما نالان، اینگونه پریشانیم.» آتش‌افروز نیز دسته‌ای دیگر بوده‌اند که تقریباً کار شعبده‌بازان را انجام می‌دادند. آنان لباس سرخ پوشیده، کلاه منگوله‌دار به سرنهاده، زنگوله به لب آستین دوخته، با قوطی نفت و مشعلی که از کهنه بر سر مفتول بسته بود به دور کوچه، محله‌ها راه می‌افتادند و مشعل خود را به دهان برده و با شعله خاموش آن را از دهان خارج می‌کردند و شعرهای زیر را خوانده و پول می‌گرفتند: «آتیش افروزه، سالی یه روزه، دنیا دو روزه، مثل نیم‌سوزه یا همصدا می‌خواندند آتش‌افروزه، سالی یه روزه، پول ندی اگه، قوزت رو قوزه، میشی روفوزه، میری تو کوزه.»(20)
از دوران ناصرالدین‌شاه به بعد و از طریق فرانسویان آتش‌بازی باروتی و ترقه‌ به ایران راه یافت و مهم‌ترین استفاده آن در شب چهارشنبه‌سوری شد. به روایت منابع «از دیگر کاسبی‌ها و بازی‌ها در شب چهارشنبه‌سوری ترقه‌فروشی و بازی اطفال و بعضی بزرگسالان بود که به وسیله آتش‌بازی‌های باروتی انجام می‌گرفت و شامل بود بر ترقه، فشفشه، کوزه، خمپاره و پاچه خیزک که از عصر آن به صدا و نمایش در می‌آمد.» (21) «مادام کارلاسرنا» همسر وزیرمختار انگلیس در زمان ناصرالدین‌شاه در ایران، درباره علاقه ایرانیان به آتش‌بازی می‌نویسد: «شرقی‌ها به طور کلی هر نوع نمایش چشم‌نواز را دوست دارند و برای ایرانیان هیچ‌چیز خوشایند‌تر از آتش‌بازی نیست. هر رویداد خوشی با آتش کردن فشفشه‌ها جشن گرفته‌می‌شود. آتش‌بازی در صدر برنامه‌هاست و حتی خانواده‌های فقیر هم دست کم چند شاهی برای خرید ترقه، پول خرج می‌کنند. ترقه‌ها و فشفشه‌ها و کوزه‌های هفت‌رنگ جمعیت را مسحور می‌کند. مردم زیر باران آتش فشفشه‌ها و ترقه‌ها، آنچنان آرام و بدون ترس این‌سو و آن‌سو می‌روند، گویی که رویین تن و آسیب‌ناپذیرند.» (22)
به این ترتیب شب چهارشنبه آخرسال از دیر ایام تاکنون برای ایرانیان شب شادی و سرور شناخته شده با برافروختن آتش، این آیین را زنده نگه می‌دارند. تمامی آداب، آیین‌ها و سنت‌های چهارشنبه‌سوری علاوه بر اهمیت و بعد بومی خود، نمادی از همبستگی فرهنگی کشور است و همچنین همه آنها در نواحی مختلف ایران با وجود تفاوت‌هایی که با یکدیگر دارند، در یک ویژگی با هم مشترکند و آن راندن ناپاکی‌ها و بدی‌ها به منظور زایش دوباره جهان است.
منابع:
1-
آیین‌ها و مراسم چهارشنبه سوری در فرهنگ عامه، شهرزاد دوستی و المیرا شاهرودی، فصلنامه فرهنگ مردم ایران، شماره 27، ص 29
2- کتاب طهران قدیم، جعفر شهری، ج4، ص 63
3- فصلنامه فرهنگ اصفهان، شماره 17 و 18
4- سفرنامه آدام اولئاریوس، ص 456
5- چهارشنبه سوری و ریشه‌های فرهنگی آن در ایران، امیر الهامی، فصلنامه فرهنگ اصفهان، شماره 17 و 18، ص 29
6- کتاب طهران قدیم، ج4، ص 86
7- چهارشنبه سوری و ریشه‌های فرهنگی آن در ایران، امیر الهامی، فرهنگ اصفهان، شماره 17 و 18
8- سفرنامه آدام اولئاریوس، ص 466
9- کتاب طهران قدیم، ج4، ص 63
10- همان، ج 4، ص 70
11- همان، ج4، ص 77
12- همان، ج4، ص 84
13- همان، ج4، ص 85
14- همان، ج4، ص 85
15- همان، ج4، ص 86
16- چهارشنبه سوری آیینی که اصل آن از یادها رفته، مجله اتاق بازرگانی، ش 12، ص18
17- سفرنامه هانری رنه دالمانی، ص 221
18- کتاب طهران قدیم، ج4، ص 89
19- همان، ج4، ص 75
20- همان، ج4، ص 77
21- همان، ج4، ص 82
22- سفرنامه مادام کارلاسرنا، ص 221

 

ایران

 

«بهار» تاریخچه جشن‌هاي ایرانی را بررسی مي‌کند؛

سنت‌هاي ایرانی را حفظ کنیم

 

سرزمین کهن ایران از تاریخ و تمدن دیرینه‌اي برخوردار است و همین امر نیز باعث شده تا در آئین گذشتگان، جشن‌هاي زیادی وجود داشته باشد. هر چند که برخی از این جشن‌ها به فراموشی سپرده شده و دیگر نامی هم از آن‌ها وجود ندارد اما برخی از آن‌ها همچنان بین مردم رواج دارد. هر چند که این روزها برخی مراسم با تغییر رویه همراه است اما باید یاد بگیریم که آئین و سنت گذشتگان را همان طور که هست حفظ کنیم ودر سیانت از این ارزش‌هاي فرهنگی کوشا باشیم. از بین جشن‌هاي تاریخی که همچنان مردم از آنها استقبال مي‌کنند مي‌توان به شب یلدا، چهارشنبه‌سوری و نوروز اشاره کرد که در ادامه تاریخچه‌اي از این جشن‌ها آمده است.
***
نوروز
نفس‌هاي سال کهنه به شماره افتاده و دارد جای خودش را به سالی نو مي‌دهد. نوروز، این آئین کهن و باستانی ایرانی در راه است و با خودش سرسبزی و طراوت را سوغات مي‌آورد. ننه سرما بار و بندیلش را جمع کرده و منتظر عمو نوروز نشسته است تا با او تجدید دیدار کند و با خاطره‌اي شیرین طبیعت را ترک نماید. حاجی فیروزها در خیابان‌ها به راه افتاده‌اند و نوید برچیده شدن سرما و سیاهی شب‌هاي زمستانی را مي‌دهند. بازار وسایل هفت سین داغ شده و آجیل و میوه ی شب عید هم از راه رسیده است. همه چیز بوی بهار را به مشام مي‌رساند؛ فصل دلدادگی زمین و طبیعت...این فصل سبز آغازی دوباره برای زمین است که با جشن و سرور همراه مي‌شود و رنگی تازه به شهرها، روستاها و خانه‌ها مي‌دهد. نوروز بهانه ی خوبی به دستمان داده تا همه چیز را بشوییم و نو کنیم. خانه‌ها را از آلودگی و نا پاکی و دل‌ها را از نفرت و کینه...
بر اساس آنچه در داستان‌هاي اساطیری ایران زمین از جمله شاهنامه فردوسی و تاریخ طبری آمده، پیشینه ی نوروز به زمان جمشید، نخستین پادشاه بر روی زمین، باز مي‌گردد. بر اساس روایات تاریخی، وی به هر مناسبتی بر روی تخت مي‌نشسته و با انجام کارهای نیک، جشنی را برپا مي‌ساخته است. در یکی از آن مراسم‌ها که به صورت اتفاقی با روز اول فروردین متقارن شده بود، تابیدن نور خورشید در تاج این پادشاه، شور و غوغایی در میان مردم برپا کرد و همه فریاد زدند: جمشید یعنی بزرگی درخشید و این نام بر وی نهاده شد. نام او از ترکیب جم به معنای بزرگی و شید مترادف با درخشیدن تشکیل شده است. جمشید این روز را به خاطر این اتفاق و تعریف و تکریم خود جوش مردم از خودش، روزی نو و مبارک پنداشت و از آن پس، در هر سال، این روز را به عنوان نوروز گرامی داشت. برخی دیگر از متن‌ها، کیومرث را پایه‌گذار نوروز مي‌دانند و وی را به عنوان نخستن انسان روی زمین معرفی کرده‌اند.
در دین و مذهب نیز روایاتی از نوروز وجود دارد که برگزاری این مراسم را در سال‌هاي بسیار دور تائید مي‌کند. در اوستا، زرتشت پیامبر به عنوان کسی که تقویم خورشیدی را به مردم معرفی کرد، یاد شده است. گفته مي‌شود وی اولین روز سال یعنی برابری روز و شب را به عنوان اعتدالین نوروز نامگذاری کرد و جشن گرفت. البته روایات دیگر حاکی از آن هستند که جشن نوروز پیش از زرتشت هم در ایران برگزار مي‌شده است.
از نظر علمی و نجومی، نوروز، روزی است که آفتاب در برج حمل (نیمکره شمالی) مي‌تابد و خورشید روی مدار استوا قرار مي‌گیرد. در نتیجه این اتفاق روز و شب با هم برابر مي‌شوند و طول آنها در تمام نقاط جهان برابر با ۱۲ ساعت مي‌گردد. این‌ها نشانه ی روز اول فروردین است؛ روزی که طبیعت از خواب زمستانی بیدار و زندگی نو در زمین آغاز مي‌شود.
اگر به دل تاریخ و ایران باستان سفر کنیم، خواهیم دید که ایرانیان اقوام سرزنده‌اي بودند و از هر مناسبتی استفاده مي‌کردند که جشن بگیرند، در کنار هم باشند و شکر خداوند را به جای بیاورند. از میان جشن‌هاي متعددی که در مناسبت‌هاي گوناگون برگزار مي‌شد، ۷ جشن جزو جشن‌هاي واجب محسوب مي‌شدند و گرامی داشت آن‌ها اجتناب ناپذیر بود؛ ۶ جشن، جشن‌های گاهانبار یا سالگرد آفرینش‌های شش گانه بودند با نام‌هاي: 1- مید یوزرم گاه یا جشن میانه بهار، 2- مید یوشم گاه یا جشن نیمه تابستان، 3- پیتی شهیم گاه یا سالگرد آفرینش زمین و فصل گردآوری غله، 4-ایا سرم گاه یا سالگرد آفرینش گیاه، 5 - مید یاریم گاه یا سالگرد آفرینش چارپای مفید، 6-همسپد میدم گاه یا سالگرد آفرینش انسان. اما جشن هفتم از اعیاد واجب در ایران باستان، نوروز نام داشت. جشنی که پس از هزاران سال هنوز به قوت خود باقی است و در ایران امروز هم از اعیاد واجب به حساب مي‌آید. در برگزاری این جشن آداب رسوم خاصی رعایت مي‌شد که برخی از آن‌ها امروز هم به جا آورده مي‌شوند. البته که دست خوش تغیراتی شده‌اند اما هنوز اصالت خود را حفظ کرده اند.
چهار شنبه سوری
واژه چهارشنبه سوری از دو واژه چهارشنبه که نام یکی از روزهای هفته است و سوری که به معنی سرخ است ساخته شده است. مردم زمان غروب آفتاب آتش روشن مي‌کنند و از روی آن مي‌پرند و مي‌خوانند:«زردی من از تو، سرخی تو از من» و این گونه بیماری‌ها و ناراحتی‌ها و نگرانی‌هاي سال کهنه را به آتش مي‌سپارند، تا سال نو را با آسودگی و شادی آغاز کنند. چهارشنبه سوری جشنی نیست که وابسته به دین یا قومیت افراد باشد و در میان عموم ایرانیان رواج دارد. یکی دیگر از مراسم مخصوص چهارشنبه سوری آن بوده که کوزه کهنه‌اي را برمی داشتند و در آن مقداری نمک و ذغال و سکه ده شاهی مي‌انداختند و هر یک از افراد خانواده یک بار کوزه را دور سر مي‌چرخاند و نفر آخری آن کوزه را از پشت بام، به کوچه مي‌افکند و مي‌گفت:«درد و بلای ما بـِرَه توی کوزه و بـِرَه توی کوچه» رسم دیگری که از قدیم در ایران متداول است، تهیه و خوردن آجیل چهارشنبه سوری است. این آجیل شور و شیرین، مانند آجیل مشکل گشا است؛ تهیه این آجیل را برای استجابت یک مراد نذر مي‌کنند. خوردن این آجیل در شب چهارشنبه سوری، به اعتقاد مردم باعث شگون و خوش یمنی است. از دیگر مراسم مربوط به چهارشنبه سوری، فالگوش ایستادن است؛ بدین معنی که کسانی که حاجتی دارند، نیت مي‌کنند و سر چهار راه یا در معبری فالگوش مي‌ایستند و به حرف نخستین عابری، که از کنارشان مي‌گذرد توجه مي‌کنند و هر کلام که از دهان او درآید در استجابت مراد خود به فال بد یا خوب مي‌گیرند، اگر گفته عابری موافق با آرزوی صاحب حاجت باشد آن آرزو را برآورده شده مي‌دانند. از رسم‌های دیگری كه در گذر زمان ضمیمه سنت چهارشنبه سورى شد و عمرى پاینده یافت، قاشق زنى است. این مراسم بنا به روایات متعدد در برهه‌هاى زمانى ویژه اى متولد شد. برخى این مراسم را از ابتدا همراه و بخشى از جشن آخرین سه شنبه سال مى‌دانند. عده اى دیگر علاوه بر آتش بازى رسم ویژه اى براى هر شهر و منتسب به آن مى‌دانند. آنها معتقدند، جشن چهارشنبه سورى یك جشن ملى بوده و هر محلى براى خودش سنتى خاص دارد. سنت قاشق زنى براى اغلب تهرانى‌ها آشنا و ملموس است. البته این رسم در برخى شهرهاى دیگر ایران وجود دارد و بعضى شهرها فاقد این گونه رسومند.
شب یلدا
شب یَلدا یا شب چلّه یکی از کهن‌ترین جشن‌های ایرانی است. در این جشن، طی شدن بلندترین شب سال و به دنبال آن بلندتر شدن طول روزها در نیم‌کره شمالی، که مصادف با انقلاب زمستانی است، گرامی داشته می‌شود. یلدا به زمان بین غروب آفتاب از ۳۰ آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز زمستان) گفته می‌شود. خانواده‌های ایرانی در شب یلدا، معمولاً شامی فاخر و همچنین انواع میوه‌ها و رایج‌تر از همه هندوانه را مهیا و دور هم صرف می‌کنند. پس از صرف تناولات، قصه‌گویی پیرترها برای دیگر اعضای فامیل و همچنین فال‌گیری با دیوان حافظ رایج است.
یلدا و جشن هایی که در این شب برگزار مي‌شود، یک سنت باستانی است. مردم روزگاران دور و گذشته، که کشاورزی، بنیان زندگی آنان را تشکیل مي‌داد و در طول سال با سپری شدن فصل‌ها و تضادهای طبیعی خوی داشتند، بر اثر تجربه و گذشت زمان توانستند کارها و فعالیت‌هاي خود را با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت و حرکت و قرار ستارگان تنظیم کنند. آنان ملاحظه مي‌کردند که در بعضی ایام و فصول روزها بسیار بلند مي‌شود و در نتیجه در آن روزها، از روشنی و نور خورشید بیشتر مي‌توانستند استفاده کنند. این اعتقاد پدید آمد که نور و روشنایی و تابش خورشید نماد نیک و موافق بوده و با تاریکی و ظلمت شب در نبرد و کشمکش اند. مردم دوران باستان و از جمله اقوام آریایی، از هند و ایرانی - هند و اروپایی، دریافتند که کوتاه ترین روزها، آخرین روز پاییز و شب اول زمستان است و بلافاصله پس از آن روزها به تدریج بلندتر و شب‌ها کوتاه‌تر مي‌شوند، از همین رو آن‌را شب زایش خورشید نامیده و آن‌را آغاز سال قرار دادند. بدین سان در دوران کهن فرهنگ اوستایی، سال با فصل سرد شروع مي‌شد و در اوستا، واژه«سَرِدَ» یا «سَرِذَ» که مفهوم «سال» را افاده مي‌کند، خود به معنای «سرد» است و این به معنی بشارت پیروزی اورمزد بر اهریمن و روشنی بر تاریکی است. در آثارالباقیه ابوریحان بیرونی، ص 255، از روز اول دی ماه، با عنوان خور نیز یاد شده است و در قانون مسعودی نسخه موزه بریتانیا در لندن، «خُره روز» ثبت شده، اگرچه در برخی منابع دیگر «خرم روز» نامیده شده است. در برهان قاطع ذیل واژه «یلدا» چنین آمده است: یلدا شب اول زمستان و شب آخر پاییز است که اول جَدی و آخر قوس باشد و آن درازترین شب هاست در تمام سال و در آن شب و یا نزدیک به آن شب، آفتاب به برج جدی تحویل مي‌کند و گویند آن شب به غایت شوم و نامبارک مي‌باشد و بعضی گفته‌اند شب یلدا یازدهم جدی است.

نوروز ایرانی از نگاه سفرای خارجی در گفت‌وگو با «فرهیختگان»

میراث مشترک جهانی

نویسنده : مصطفی افضل‌زاده روزنامه‌نگار

تعداد بازدید : 6

 ساده اما شگفت‌انگیز است؛ بی‌آن که خبر کند خرامان از راه می‌رسد و همه را با جادویش مسحور می‌کند. بهار با شکوفه‌هایش از راه می‌رسد و جشن نوروز نزدیک و نزدیک‌تر می‌شود؛ جشنی که بی‌دغدغه مرزهای سرزمینی، جهان را درمی‌نوردد و با شمیم  روح‌افزایش، جان تازه‌ای در کالبد مردم می‌دمد.  نوروز مختص ایرانیان نیست و در گاهشمار بسیاری از کشورها روزهایی را به آغاز فصل بهار و جشن نوروز اختصاص داده‌اند. اما فرا رسیدن بهار و جشن نوروز در ایران جذابیت ویژه‌ای برای میهمانان خارجی‌دارد؛ مشتاقانی که در فصل بهار به دیدار شگفتی‌های‌ سرزمین‌مان می‌شتابند. آری؛ نوروز حتی مردان سیاست را هم افسون کرده است.  «فرهیختگان» تجربه نوروز را با سفرای کشورهای خارجی در تهران به گفت‌وگو نشسته است.

 

 سفیر استرالیا عاشق چهارشنبه سوری است

یان بیگز، سفیر استرالیا در ایران می‌گوید زمانی که سفیر ترکیه بوده، با آیین کهن نوروز آشنا شده اما از وقتی به ایران آمده (یعنی یک سال و نیم اخیر) از بخش قابل توجهی از آداب و رسوم مربوط به این جشن باستانی اطلاع پیدا کرده است.

 هنوز هیچ‌کسی به آقای سفیر هدیه نوروزی نداده و چون جشن نوروزی ندارند، هدیه دادن هنوز مختص ایام خودشان است یعنی کریسمس و جشن‌ تولدهای خانوادگی. البته سفارت استرالیا هم این امکان را فراهم می‌آورد که کارکنان بتوانند برای برگزاری آیین نوروز در کنار خانواده‌هایشان باشند و سفارت چند روزی تعطیل می‌شود.

برای یان بیگز بخش هیجان‌انگیز سال نو، چهارشنبه سوری است. او می‌گوید پریدن از روی آتش نوعی پالایش روح قبل از فرا رسیدن نوروز است.

 او می‌گوید به‌عنوان یک دیپلمات باور دارد که مشارکت مردم در زمینه‌های فرهنگی و آشنایی آنها با فرهنگ و آداب و رسوم یکدیگر برای ایجاد هماهنگی و هارمونی جهانی ضروری است و اگر بخواهد استرالیایی‌ها با نوروز آشنا شوند حتما از دانشجویان ایرانی حاضر در استرالیا کمک می‌گیرد.

سفیر استرالیا می‌گوید که برای آشنا کردن مردمش با نوروز و جشن باستانی ایرانیان از طریق برگزاری برنامه‌های مختلف فرهنگی و ارائه توضیحات لازم از طریق رسانه‌های دیداری و شنیداری اقدام می‌کند، چراکه جشن‌های سال نو در ایران مشابه جشن‌های میلادی است که طبق تقویم مسیحی برگزار می‌شوند.

آقای سفیر در پاسخ به درخواست «فرهیختگان» برای پیام نوروزی خطاب به مردم ایران نوشت: «به‌عنوان یک میهمان در ایران و یک دوست ایرانی‌ها، برای میزبانانم، همکارانم و دوستان ایرانی خود در سال آینده آرزوی موفقیت، صلح و رفاه می‌کنم

 
جشن آفریقایی نوروز

 عبدالمنعم الاحریز، سفیر الجزایر در ایران می‌گوید که در آستانه سال نو برای نخستین بار به‌عنوان سفیر وارد ایران شده است، در دوم مارس 2015؛ همین امر هم موجب شد کارکنان سفارت جشن‌هایی را برای استقبال از او برگزار کنند و مجموعه اشعاری از دو شاعر بزرگ ایرانی حکیم عمر خیام و حافظ اولین هدایایی بود که دریافت کرده است.

الاحریز این خاطرات را یکی از بهترین خاطرات خود نام برده و می‌گوید نخستین تجربه او از نوروز بسیار خاطره‌انگیز بود و خاطرات خوب آن در ذهنش جاودانه است.

شاید همین خاطرات خوب هم باعث شده که سفارت الجزایر هر سال نوروز را جشن بگیرد، به گفته آقای سفیر میز هفت‌سین در ورودی سفارت چیده می‌شود و اعضای الجزایری و ایرانی سفارت در کنار این میز عکس می‌گیرند و تصاویر خود را تحت عنوان «نوروز در سفارت الجزایر» با یکدیگر به اشتراک می‌گذارند.

 
معادل آفریقایی نوروز

الاحریز می‌گوید که جشن نوروز شبیه جشن یانیار در الجزایر و سراسر کشورهای آفریقای شمالی است؛ این جشن هر سال در روز 12 ژانویه مصادف با سال جدید آمازیغی همچون نوروز برگزار می‌شود که لحظه‌ پاکسازی روح و تولد دوباره و فرصتی برای تجدید آرزوهای صلح و حسن‌نیت است. به گفته او، نوروز امسال مطابق است با سال 2968 آمازیغی.

سفیر الجزایر می‌گوید نوروز ارزش‌هایی همچون صلح و همبستگی بین نسل‌ها و خانواده‌ها را ترویج می‌کند و به درستی به سبب تنوع فرهنگی و ایجاد دوستی میان مردم و جوامع، از سال 2009 به فهرست میراث فرهنگی ناملموس یونسکو اضافه شده است.

 
لحظات مورد علاقه آقای سفیر

در میان سنت‌های نوروز آقای سفیر لحظه‌ای را که ایرانی‌ها در اطراف سفره هفت‌سین یا سوفرا جمع می‌شوند دوست دارد و آن را یک لحظه جادویی می‌خواند، زیرا خانواده و دوستان لحظه فرا رسیدن سال جدید را در کنار یکدیگر هستند و با هم به استقبال آینده‌ای روشن‌تر می‌روند.

به اعتقاد او نوروز می‌تواند تاثیر بسزایی در روند صلح و آشنایی با دیگر فرهنگ‌ها داشته باشد، چراکه با کشف سایر فرهنگ‌ها می‌توانیم به این نتیجه برسیم که مرزهای ملی، مذاهب مختلف و دیگر تفاوت‌ها در برابر ارزش‌های مشترک انسانی به هیچ وجه اهمیت ندارد.

 
شباهت دیدارهای نوروزی و جشن‌های دانمارکی

 دنی عنان، سفیر دانمارک در ایران می‌گوید که گرچه نوروز در این کشور جشن گرفته نمی‌شود، از نظر او میان نوروز ایرانی و جشن‌هایی که دانمارکی‌ها به مناسبت سال نو میلادی و کریسمس برگزار می‌کنند، شباهت‌هایی وجود دارد.

آقای سفیر توضیح می‌دهد که مانند جشن و سنت‌های نوروزی، بعد از طبخ خوراکی‌های مختلف و دعوت از خویشاوندان دور هم جمع می‌شوند و میهمانی برگزار می‌کنند، در این ایام هم بیشتر در کنار همسایگان هستند و به آنها سر می‌زنند.

خرید هدیه و هدیه دادن هم به گفته عنان، از جمله سنت‌هایی است که در دانمارک انجام می‌شود و با اهدای این هدایا سال نو را به یکدیگر تبریک می‌گویند و درست مثل ایران، این بچه‌ها و کودکان هستند که از جشن‌های نوروزی و عیدی‌هایی که می‌گیرند هیجان‌زده می‌شوند.

سفیر دانمارک می‌گوید که معمولا در ایام نوروز سفارت را تعطیل می‌کند تا کارمندان بتوانند در کنار خانواده نوروز را جشن بگیرند و با اعضای خانواده خود وقت بگذرانند.

 
خاطرات نوروزی آقای سفیر

بهترین خاطره آقای سفیر هم از عید نوروز این است که در احساس شعف و شادمانی همکاران ایرانی شریک می‌شود. او می‌گوید از اینکه شاهد انتظار مشتاقانه و هیجان ایرانی‌هاست که می‌خواهند به دیدار بستگان بروند و در دامان طبیعت خوش بگذرانند، هیجان‌زده می‌شود.

به نظر او بهترین راه برای آشنایی با نوروز سفر به ایران است. در سال‌های اخیر هم تعداد بسیاری از دانمارکی‌ها به ایران سفر کرده‌اند و از میهمان‌نوازی مردم ایران و جاذبه‌های فرهنگی و اماکن تاریخی این کشور لذت برده‌اند. آقای سفیر در پاسخ به درخواست «فرهیختگان» برای پیام نوروزی خطاب به مردم ایران نوشت: «نوروز مبارک

 
خاطره تلخ سفیر واتیکان از سال نو

 لئو بوکاردی، سفیر واتیکان در ایران می‌گوید که امسال پنجمین نوروز را در جمهوری اسلامی تجربه می‌کند و به گفته خودش حال و هوای مملو از زیبایی و دوستی‌ای را که این جشن برمی‌انگیزد، نفس می‌کشد.

به نظر آقای سفیر، ثبت این جشن از سوی یونسکو به‌عنوان میراث جهانی نشان می‌دهد که پیوند محکمی بین فرهنگ، صلح و زندگی مشترک صلح‌جویانه بین ملت‌ها وجود دارد و به اعتقاد او، بزرگ‌ترین دفاع مقابل افراط‌گرایی و ناشکیبایی، شناخت و احترام به میراث‌های غنی و گوناگون فرهنگی همه ملت‌هاست و ناآگاهی و جهالت بزرگ‌ترین دشمن صلح.

 
بهترین هدیه نوروزی آقای سفیر

بوکاردی می‌گوید بهترین هدیه نوروزی که دریافت کرده میهمان‌نوازی ایرانی‌هاست، اینکه هرگز در ایران احساس غریبگی نکرده و از مهربانی، گرمی و صمیمیت انسانی بسیاری از دوستان ایرانی‌اش لذت می‌برد. برای همین هم گرچه از خانواده‌اش دور است، از نوروز- که فرصتی است برای تقویت پیوند‌های خانوادگی- برای دیدار دوستان، تبادل هدایا و ارج نهادن نعمت دوستی استفاده می‌کند.

 
سفره نوروزی در سفارت واتیکان

سفارت واتیکان هم هر سال نوروز را جشن می‌گیرد و سفره هفت‌سین می‌اندازد. اما با همه جذابیت‌های نوروزی، این ایام برای آقای سفیر غم‌انگیز است زیرا چند ماه پس از ورود به ایران، در شب چهارشنبه سوری یکی از کارمندان جوان سفارت به نام حسن، قربانی آتش بازی شد و جان باخت. از این رو نوروز برای آقای سفیر سالگرد یک خاطره غمگین هم هست.

 
شباهت نوروز و عید پاک

به نظر سفیر واتیکان، ارتباط حقیقی و نزدیک بین نوروز، فرا رسیدن بهار و عید «پاک» وجود دارد، زیرا هر دو در برگیرنده مفهوم نوزایی و بازگشت زندگی هستند.

او می‌گوید: «اتفاقی نیست که عید پاک دقیقا در این زمان از سال است تا گویای این مطلب باشد که همه جهان از قوانین هستی طبیعت فرمان می‌برد که ابعاد انسانی قادر به چشم‌پوشی از آن نیست

به نظر آقای سفیر دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم نیازمند هر چه بیشتر و بهتر گفت‌وگو در مواجهه با ضرورت‌ها و بحران‌هایی است که مدام رخ می‌دهند و نقش فرهنگ عنصری تعیین‌کننده در دیپلماسی، ثبات و صلح، همچنین آموزش، شکل‌گیری و پژوهش و به‌عنوان نقطه‌ای کلیدی در سیاست همکاری بین کشورهای مختلف است.

 
دل پردرد آقای سفیر از جنایات داعش

او می‌گوید: «هنوز زخم‌ها و ویرانی‌هایی که داعش در سوریه و شهر باستانی پالمیرا ایجاد کرده جلوی چشمان‌مان است، دیگر از دیوار‌های باستانی نینوا و شهر نمرود سخن نگویم. اینها فقط بعضی از مثال‌های اخیر هستند. در سال 2001 دو مجسمه بزرگ بودا در دره‌های بامیان افغانستان توسط طالبان و در سال 2012 مقبره‌ها و زیارتگاه‌های مسلمانان در شهر تاریخی تیمبوکتوی مالی توسط شبه‌نظامیان شورشی تخریب شدند

بوکاردی در ادامه می‌گوید: «کدامین دلیل باعث تخریب نمادهای یک تاریخ می‌شود که در اصل خود تاریخ است؟ متلاشی کردن بناها و یادبودهایی از گذشته که به همگان تعلق دارد.

چنانچه جنگ در روح انسان‌ها وجود دارد، در روح انسان‌هاست که از صلح دفاع کنند. در مجموع، در دنیایی که در آن مجادله بر سر این است که چه چیزی واقعا پشت جنگ‌ها وجود دارد - ایدئولوژی یا نفع اقتصادی؟- اعتقاد ما این است صلحی که تنها بر پایه  توافقات اقتصادی و سیاسی دولت‌ها باشد، قادر به ایجاد رضایتی هم‌عقیده، پایدار و صادق بین ملت‌ها نخواهد بود، در نتیجه، این صلح باید براساس همبستگی ذهنی و اخلاقی بشری حاصل شود و گمان می‌کنم که این یکی از درس‌هایی باشد که نوروز به ما پیشکش می‌کند

سفیر واتیکان در پاسخ به درخواست «فرهیختگان» برای پیام نوروزی خطاب به ایران نوشت: «برای مردم ایران آرزو دارم در سال جدید امید‌ها، انتظارات و آرزوهای تک‌تک‌شان تحقق یابد. این آرزو در سه حرف خلاصه می‌شود: شغل برای همه جوانان، امنیت و آرامش برای خانواده‌ها، توسعه و صلح برای همه کشور است

 

«شهروند» از بازار تورهای چهارشنبه‌سوری و هزینه جشن‌های عمومی آخرین شب چهارشنبه‌ سال گزارش می‌دهد

تور پررونق چهارشنبه‌سوری

اگر هر خانواده ایرانی ١٠‌هزار تومان برای برگزاری چهارشنبه‌سوری هزینه کرده و دو عدد بالن آرزو به آسمان بفرستد یک گردش مالی ٢٤١‌میلیارد و ٩٦٠‌میلیون تومانی در کشور ایجاد می‌شود آژانس‌های مسافربری برای برگزاری چهارشنبه‌سوری در کویر بین ٦٠ تا ٢٥٠‌هزار تومان دریافت می‌کنند

مائده امینی| «آتش‌بازی، شام، شیرینی! چهارشنبه‌سوری خود را متفاوت‌تر از همیشه برگزار کنید.» جشن ایرانی‌ها در آخرین شب چهارشنبه سال، تبدیل به مدل تازه‌ای از کسب‌وکار در کشور شده است. مدت‌هاست که هزینه‌های برگزاری چهارشنبه‌سوری دیگر فقط در ترقه‌ها و آتش‌بازی‌ها خلاصه نمی‌شود. در سال‌های اخیر آژانس‌های مسافربری مردم را برای جشن چهارشنبه‌سوری به خارج از تهران دعوت می‌کنند. کویرهای مصر، مرنجاب و قم مقصد اصلی تهرانی‌هایی است که می‌خواهند این مراسم را به صورت سالم‌ و سنتی برگزار کنند. تورها اما به سفرهای یک‌روزه خارج شهری خلاصه نمی‌شوند و باغ تالارهای پذیرایی هم در سال‌های اخیر برای خود چهارشنبه‌سوری دارند. برای این‌که شب چهارشنبه‌سوری را در یک باغ تالار حوالی کرج بگذرانید، باید به‌طور میانگین بین ١٢٠ تا ١٥٠‌هزار تومان هزینه کنید.
امسال اما کسانی که برای تجربه یک چهارشنبه‌سوری متفاوت اقدام کرده بودند، بین ٦٠ تا ٢٥٠‌هزار تومان برای هر نفر به تورهای مسافربری پرداخت کردند که مقاصدشان کویرهای بزرگ کشور بود. نمی‌توان عدد دقیقی از تعداد افرادی که در این مراسم شرکت می‌کنند، اعلام کرد اما فارغ از این مدل تازه برگزاری، اگر هرخانواده ایرانی به‌طور میانگین فقط ١٠‌هزار تومان برای برگزاری چهارشنبه‌سوری هزینه کرده و ٤ عدد بالن آرزو به آسمان بفرستد، یک گردش مالی ٢٤١‌میلیارد و ٩٦٠‌میلیون تومانی در کشور ایجاد می‌شود، چراکه طبق آخرین آمار، مرکز آمار ایران ٢٤‌میلیون و ١٩٦‌هزار خانوار در کشور وجود دارد.
چهارشنبه‌سوری‌های لاکچری
آژانس‌ها با شعار «چهارشنبه‌سوری خود را متفاوت‌تر از همیشه بگذرانید» از هفته‌های پیش شروع به جذب مسافر کردند. ظرفیت تورها بین ٥٠ تا ٢٠٠نفر بوده و وسیله ایاب و ذهاب به مقاصد مورد نظر فراهم است. برخی برای باغ تالارهای اطراف کرج آگهی داده‌اند و برخی برای کویرهای بزرگ اطراف اصفهان، یزد و قم.  مدیر یکی از کانال‌های تلگرامی می‌گوید: تور ما یک‌روزه و به سمت باغ تالاری حوالی گرمدره است. از ساعت ٣ بعدازظهر تا ١٢ شب جشن و آتش‌بازی داریم. میوه، شیرینی، شام، عصرانه و وسیله ایاب و ذهاب فراهم است و هزینه‌ای که شما برای این شب پرداخت می‌کنید، ١٣٥‌هزار تومان است.  این درحالی است که آژانس‌ها شکل رسمی‌تری به این مراسم داده‌اند. یکی از این آژانس‌ها، برای برگزاری مراسم در دل کویر قم به همراه شام و یک شب اقامت در کاروانسرای پاسنگان، ١١٥‌هزار تومان از شما طلب می‌کند؛ ظرفیت این تور ٦٠نفر است.
برخی آژانس‌ها به بهانه بیمه و شام مفصل، بین ٢٢٠ تا ٢٥٠‌هزار تومان برای برگزاری مراسم چهارشنبه‌سوری در کویر مصر و مرنجاب درخواست می‌کنند.  سایت‌هایی مثل تخفیفان و نت‌برگ اما فراخوان‌های عمومی داده‌اند. آنها برای تورهای مشابه بین ٦٠ تا ١٠٠‌هزار تومان از شما درخواست می‌کنند.
بی‌خبری اتحادیه
رئیس اتحادیه تالارهای پذیرایی از چهارشنبه‌سوری در تالار‌ها خبر ندارد. خسرو ابراهیمی به «شهروند» می‌گوید: من تابه‌حال نشنیده‌ام که ارگانی یا آژانسی در تالارها مراسم چهارشنبه‌سوری را برگزار کند اما به‌طورکلی می‌توانم بگویم اگر قرار است هر مراسمی در تالارهای کشور برگزار شود، از ولیمه گرفته تا عروسی و دورهمی و... منوط به دریافت مجوز از اداره اماکن است. صلاحیت افراد باید توسط این اداره تأیید و شئونات اسلامی در مراسم‌ها رعایت شود.
همه هزینه‌های چهارشنبه‌سوری
در ‌سال ٩٧
اگر مراسم لاکچری برگزاری چهارشنبه‌سوری را فراموش کنیم، بسیاری هنوز به آتش‌بازی و... روی می‌آورند. اقلام مختلفی برای آتش‌بازی وجود دارد. از بالن آرزوها گرفته تا نارنجک‌های دستی. گزارش‌های میدانی خبرنگار «شهروند» حاکی از آن است که امسال هر بالن آرزو ٢‌هزار و٥٠٠ تومان، هر چلچله بین ٢٨ تا ٣٠‌هزار تومان، هر آبشار بین ٣ تا ١٠‌هزار تومان قیمت دارد. هر بسته سیگارت بین ٤ تا ٦‌هزار تومان و ٧ ‌ترقه بین ٧ تا ١٠هزارتومان است.
این درحالی است دکتر ده‌مرده‌ای رئیس بیمارستان سوانح سوختگی شهید مطهری با هشدار نسبت به پیامدهای تلخ حوادث چهارشنبه‌سوری در آخرین اظهارات خود گفته است؛ هزینه هر یک‌‌درصد سوختگی بین دو تا پنج‌میلیون تومان است. نباید فراموش کنیم که هزینه‌های چهارشنبه‌سوری به کپسولی و ترقه خلاصه ‌نمی‌شود.
حتی اگر هر خانواده ایرانی تنها ١٠‌هزار تومان برای برگزاری این مراسم هزینه کند، با توجه به تعداد خانوار ٢٤‌میلیون و ١٩٦هزاری که مرکز آمار اعلام کرده است، نزدیک ٢٤٢‌میلیارد تومان گردش مالی تنها در یک شب در کشور ایجاد می‌شود.

 

سور چيني‌ها از چهارشنبه‌سوري

وزیر کشور در نشست کمیسیون مواد مخدر سازمان ملل در وین گفت: راه‌حل اصلی معضل جهانی مواد مخدر، عزم و اراده جهانی و ارتقای همکاری فارغ از مباحث حاشیه‌ای، گزینشی و سیاسی است. عبدالرضا رحمانی‌فضلی در شصت‌ و یکمین نشست کمیسیون مواد مخدر سازمان ملل، مواضع ایران را در مقابله با وضع جاری مساله جهانی مواد مخدر و چالش‌های نوظهور و جدید مرتبط با آن تشریح کرد و افزود: جمهوری اسلامی ایران از کمیسیون مواد مخدر به‌عنوان نهاد اصلی سیاستگذاری سازمان ملل در موضوعات مرتبط با مواد مخدر حمایت می‌کند. تاکنون اقدامات متعددی برای در امان ماندن کشور از شر مواد مخدر انجام شده است، اما مافیای پرسود موجود در مواد مخدر همچنان به فعالیت می‌پردازد و روزبه‌روز یک ترفند و اقدام جدید را از خود نشان می‌دهد. ایران به‌لحاظ جغرافیایی در مسیر ترانزیت مواد مخدر از کشورهای تولید‌کننده همچون افغانستان و پاکستان به اروپا و آمریکا قرار دارد و همین مجاورت سالانه خسارت‌های مالی و جانی فراوان را به کشور ما تحمیل می‌کند. در آبان سال‌جاری، رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر با اعلام اینکه بیش از۶۰‌درصد از موادمخدر موجود در بازار ایران از مرزهای پاکستان وارد می‌شود، گفت:« دو کشور باید برای مبارزه با مواد مخدر همکاری بیشتری داشته باشند.»

همکاری چند‌جانبه کشورها در مقوله موادمخدر

وزیر کشور تاکید کرد: کنوانسیون‌های سه‌ گانه بین‌المللی اساس و شالوده اصلی نظام بین‌المللی در کنترل مواد مخدر را حتی درباره چالش‌های نوظهور، تشکیل می‌دهند که جزو تعهدات غیرقابل اجتناب کشورها است. رحمانی فضلی تاکید کرد: اجرای برنامه‌های توسعه پایدار متضمن معیشت جایگزین در کشورهای هدف یک اصل مسلم است که این مهم در گرو اجرای اصول راهنمای سازمان ملل درباره توسعه جایگزین، جلوگیری از ورود منافع حاصل از قاچاق مواد مخدر به نهادهای مالی معتبر جهانی و مشارکت جامعه جهانی - بر اساس اصل مسئولیت مشترک است. او افزود: همکاری متناسب کشورها به‌ویژه کشورهای مقصد و سازمان‌های مرتبط منطقه‌ای و بین‌المللی با کشورهای خط مقدم مبارزه با مواد مخدر در قالب‌های دو و چند‌جانبه 2016 تاکید می‌شود.

رشد مصرف و تجارت آمفتامین‌ها در جهان

وزیر کشور با اشاره به اینکه طبق گزارش سال 2017 دفتر مبارزه با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد، تولید تریاک در افغانستان نسبت به سال 2016 با حدود 87‌درصد افزایش به میزان بی‌سابقه 9‌هزار تن در سال 2017 رسیده است، افزود: کشت، تولید، قاچاق و مصرف گروه کانابیس همچنان در سطح جهانی رو به گسترش است و مصرف و تجارت آمفتامین‌ها و داروهای روانگردان جدید رشد فزاینده‌ای پیدا کرده است. او تاکید کرد: مصرف هروئین در مناطقی که قبلا رو به ثبات گزارش شده بود، مجددا در حال افزایش گزارش شده و انحراف و قاچاق پیش‌سازها به یک تجارت غیرقانونی دو سویه تبدیل شده است. تجارت مواد مخدر در فضای مجازی و سایبری نسبت به سال 2015 تا 50‌درصد رشد نشان می‌دهد و پیوند مواد مخدر با سایر جرائم سازمان یافته از جمله فساد و پولشویی و قاچاق غیرقانونی انسان، افراطی‌گری و غیره پیچیده‌تر شده است. وزیر کشور گفت: باید اذعان کرد که این موارد در کنار سایر عوامل کارکردی از جمله اجرا نکردن مطلوب اصل مسئولیت مشترک بین‌المللی و خصوصا برخورد گزینشی در همکاری‌های بین‌المللی و سیاسی شدن این موضوع، سبب شده است تا همچنان مواد مخدر به‌طور نگران کننده‌ای سلامت و رفاه جوامع را تهدید کرده و کلیه بنیان‌های اقتصادی و اجتماعی کشورها را در معرض تهدید قرار دهد.

مواد مخدر مساله‌ای فرامرزی است

رحمانی‌ فضلی با بیان اینکه مساله جهانی مواد مخدر معضلی فرامرزی است و مختص به یک یا دو کشور ویژه نیست، بلکه بر اساس اصل مسئولیت مشترک بین‌المللی، وظیفه‌ای است که همه باید در قبال آن ایفای نقش کنند، تاکید کرد: در این ارتباط، ایران بیانیه سیاسی مجمع عمومی سازمان ملل متحد در آوریل 2016 را مبنای اقدام خود در مقابله با مساله جهانی مواد مخدر قرار داده است. به گزارش ایرنا، او افزود: برنامه‌های پیشگیری در چهار کانون هدف شامل خانواده، محیط‌های آموزشی، محله‌ها و محیط‌های کاری تا 50‌درصد رشد داشته است و در سراسر کشور تعداد هفت‌هزار و 516 مرکز درمان سرپایی سوء‌مصرف مواد مخدر فعالیت دارند.

 

آرمان

جشنی که به آتش می‌کشیم

گشتی در خیابان مولوی و پای بساط ترقه‌فروش‌ها




حمید حاجی‌پور
پلیس تهران می‌گوید در چند روز گذشته بیش از 17 تن مواد محترقه پرخطر را از چندین باند بزرگ کشف و از چرخه توزیع خارج کرده‌ است. 14 خودرو توقیف، 11 انبار که محل دپوی این مواد بوده پلمب و 74 نفر هم دستگیر شده‌اند. با این همه،این پایان ماجرا برای جنگی تمام عیار نیست. آنهایی که منتظر غروب سه‌شنبه آخرسال هستند، مهمات‌شان را دور از چشم دیگران پنهان کرده‌اند و تا ساعاتی دیگر«در» زاغه‌ها گشوده خواهد شد. سال گذشته با وجود همه هشدارها بازهم 16 نفر در سراسر کشور جان خود را از دست دادند و به گفته پیرحسین کولیوند، سرپرست اورژانس کشور 60 مصدوم در بیمارستان‌های مختلف به دلیل شدت جراحات بستری شده و 2 هزار نفر هم به صورت سرپایی معالجه شدند.

چند ساعتی بیشتر تا تبدیل شدن شهر به میدان جنگ نمانده ‌است، جنگی که خودی و غیرخودی را در آن نمی‌توان تشخیص داد. سنگر و خاکریزی هم وجود ندارد اما آنچنان آتشی زبانه می‌کشد و انفجارهایی در گوشه گوشه شهر رخ می‌دهد که برای در امان ماندن از صدمه احتمالی باید به خانه پناه برد.
ای کاش فقط پای ترقه خارجی در میان بود. در این میان نارنجک‌های دست ساز گوی سبقت را از رقیبان چینی ربوده‌اند و گذشته از صدای مهیب و موج شدیدشان، در چشم به هم زدنی محیط اطراف خود را به یک منطقه جنگزده و دودگرفته تبدیل می‌کنند. چه شیشه‌هایی که پودر می‌شوند و فرو می‌ریزند، چه زنان بارداری که راهی بیمارستان می‌شوند و چه پیرزنان و پیرمردانی که تا چند قدمی سکته پیش می‌روند!
خرید و فروش بی‌دردسر ترقه و فشفشه
اگر گذرتان به خیابان مولوی و کوچه مرغی بیفتد، با بازاری عجیب روبه‌رو می‌شوید که دوهفته‌ای بیشتر دوام ندارد. میزها و بساط‌ها را آنچنان کنار هم چیده‌اند که گویی قرار است نمایشگاه بزرگی از انواع وسایل جنگی برپا شود و شخصیت‌های مهمی هم از آن بازدید کنند. اینجا ترقه و فشفشه و منور و هر چیزی که آتش ‌بگیرد و صدا ‌دهد، قابل خرید و فروش است. توی این خیابان خطر می‌فروشند هرچقدر که بخواهید‍!
ترقه‌فروش‌ها بدون هیچ ترس و استرسی اسباب چهارشنبه سوری را تبلیغ می‌کنند. قیمت‌ هر بساط هم با بساط دیگر تفاوت چندانی ندارد مگر اینکه تعداد بالا بخواهید، آن وقت است که قیمت‌ها بطور محسوسی تغییر می‌کند؛مثلاً «کپسولی» از بسته‌ای 25هزار تومان به 20 هزار تومان می‌رسد. نگران جنس هم نباشید هرچقدر که بخواهید برایتان مهیا می‌کنند. انبارهای‌شان نزدیک است و فی‌الفور و در کسری از ثانیه لیست‌تان را حاضر می‌کنند.
در راسته «کوچه مرغی» بساط‌ پهن است؛ نگاهی می‌اندازیم به اسباب چهارشنبه سوری که جز صدای مهیب و دست و پا سوختن و چشم درآوردن از آن چیز دیگری ندیده‌ایم. انواع و اقسام ترقه و فشفشه‌ و منورها را روی کارتن‌های کوچک و بزرگ چیده‌اند. روی سیگارت‌ها عکس سگ کارتونی است و خطوط چینی که معلوم نیست چه نوشته شده. فروشنده جوانی لاغراندام و قدبلند است که از لهجه‌اش مشخصه تهرانی نیست. کیفی به کمرش بسته و تند و تند پول‌ها را توی آن می‌گذارد. حواسش به من نیست. برای جوانی همسن و سال خودش فاکتور می‌نویسد: « 4 بسته کبریتی، 5بسته پروانه‌ای، 2 بسته دینامیت، 10بسته زنبوری.» بسته‌ها را توی نایلون سیاه رنگ می‌ریزد و با چسب 5 سانتی نوارپیچش می‌کند.
قیمت‌ها را می‌پرسم. می‌گوید: «چی می‌خوای؟ کاسبی یا برای مصرف خودت می‌خوای؟» می‌گویم کاسب نیستم. می‌گوید:«بالن آرزوها هر بسته 3 تایی 8 هزار، هفت ترقه 10 هزار، سوتی 12 تایی 8 هزار، کپسولی 24 تایی 30 هزار، آبشارهم 25 هزار تومن.» سری تکان می‌دهم و می‌گویم مزاحم می‌شوم. هنوز چند قدم نرفته‌ام که داد می‌زند: « داداش تخفیف هم می‌دم
تهیه ترقه و فشفشه خیلی راحت است، نیازی نیست که برای خرید کلی بگردید و بچرخید. پیش خودم می‌گویم انگار توی زاغه مهمات قدم می‌زنم؛ یک جرقه کافی است که جهنمی به پا شود. اگر از دست آتش فرار کنم، صداها حتماً تا آخر عمر ناشنوایم خواهند کرد.
مرد سن و سال‌داری با موهای پرپشت جوگندمی که اورکت امریکایی به تن دارد به خرده فروش‌ها فاکتور می‌دهد که بروند از انبار، جنس‌های‌شان را تحویل بگیرند. از چیزی هم ترس ندارد. به شوخی می‌گویم عمو نمی‌ترسی مأمورها بگیرنت؟ با تمسخر جواب می‌دهد: «مگه مواد قاچاق می‌کنیم که بترسیم؟ چهار تا فشفشه و کبریتی که جرم نداره. اگر راست می‌گن برن اون کله گنده هایی رو که میلیارد میلیارد اختلاس می‌کنن، بگیرن
موبایلش زنگ می‌خورد. دارند قیمت می‌گیرند. قیمتش پایین‌تر از بقیه است؛ حداقل هر بسته 4 – 3 هزار تومان. نمی‌دانم چرا به من شک می‌کند. تلفنش که تمام می‌شود نزدیک می‌آید و می‌پرسد مأمورم؟ من هم برای اینکه ترسی در وجودش بیندازم، می‌گویم چه فرقی می‌کند مأمور باشم یا نباشم.
می‌گوید: «والله ما دو قرون شب عیدی کاسبی می‌کنیم و نون می‌بریم برای زن و بچه‌مون. هرچی می‌فروشیم خطر نداره، مثل اکلیل و سرنج که نیست چشم و چال دربیاره. پارسال یکی از بچه‌ها را گرفتن چند روز هم بازداشت بود کلی هم جریمه داد. از اونی که بود بدبخت‌تر شد
به او اطمینان می‌دهم که مأمور نیستم و راهم را می‌کشم و چند ده متر پایین‌تر، نزدیکی‌های خانقاه از مرد میانسالی که روی صندلی کوچک تاشو نشسته، قیمت‌ها را می‌پرسم. چایی تعارفم می‌کند و تک‌تک جنس‌هایش را قیمت می‌دهد: «جنس‌های من مثل بقیه نیست. خیلی از جنس‌ها چینی درجه چندم هستن، کیفیت خوبی ندارن. بعضی از جنس‌ها هم توی کشتی بهشون آب خورده و رطوبت به خودشون گرفتن. من به شرط جنس می‌دم، ببر اگر ایرادی داشت یا خوشت نیومد، برگردون و پولت رو بگیر
فروشنده آنقدر از ترقه و فشفشه‌هایش تعریف می‌کند که وسوسه‌ می‌شوم یک بسته از بالن‌های آرزو و چندتایی هم آبشار بخرم. بعد پیش خودم می‌گویم که برای گزارش آمده‌ام و قرار است بنویسیم «نه به چهارشنبه سوزی» نه اینکه بشوم هنجارشکن.
از انتهای خیابان مولوی تا میدان «محمدیه» یا همان «اعدام» سابق، پراست از بساطی‌هایی که رقم به رقم ترقه و منور می‌فروشند، بازارشان هم داغ داغ است. پسر جوانی دو کیسه پلاستیکی سیاه رنگ توی دستش دارد. کنار یکی از همین بساطی‌ها می‌ایستد و شروع می‌کند به چانه زدن. مرد بساطی کیسه‌ها را باز می‌کند و کارتن‌های کوچک کپسولی و کبریتی و فشفشه‌‌ها را بیرون می‌آورد و تعدادشان را روی کاغذ می‌نویسد. سر قیمت به توافق می‌رسند و فروشنده پول را می‌گیرد و خریدار جنس را می‌گذارد توی جیب کاپشن رنگ و رو رفته‌اش و خداحافظ.
چند دقیقه بعد ماشین گشت کلانتری از مقابل ترقه‌فروش‌ها می‌گذرد و هیچ اتفاق خاصی رخ نمی‌دهد. نه مأموری از ماشین پیاده می‌شود و نه کسی جنس‌هایش را توی کیسه می‌ریزد و پا به فرار می‌گذارد. از یک بساطی‌ به اسم «محمود» می‌پرسم نمی‌ترسی که پلیس یا شهرداری بساطت را جمع کند؟ با خنده جواب می‌دهد: «مگه چقدر جنس دارم ؟ خیلی باشه 600 – 500 هزار تومان. اگه راست می‌گن برن توی این پاساژهای دور و اطراف هزارتا هزارتا کارتن فشفشه و دینامت و ترقه بیرون بکشند.» خرید و فروش موادمحترقه از مولوی و میدان محمدیه حتی به بازار میوه و تره‌بار مرکزی هم کشیده؛ کنار سوله‌ای که برای شب عید ماهی قرمز می‌فروشند، بازاری هم از انواع و اقسام مواد محترقه برپاست و گویی کسی به آنها کاری ندارد.
چهارشنبه‌سوری نه چهارشنبه‌سوزی
پلیس می‌گوید چند ده هزار تن مواد محترقه را از انبار قاچاقچی‌ها بیرون کشیده و توقیف کرده‌ است. فلان مقام مسئول در اورژانس می‌گوید این تعداد کشته و آن تعداد زخمی داشته‌ایم. رئیس بیمارستان سوانح سوختگی توصیه می‌کند سراغ مواد محترقه خطرناک نروید چون آثار جبران‌ناپذیر صدمه‌های چشمی و هزینه‌های درمان سوختگی بسیار سنگین است. چند هفته مانده به چهارشنبه آخر سال کلی هشدار و توصیه‌ است که به شهروندان داده می‌شود ولی باز هم هستند کسانی که کار خودشان را می‌کنند و جان خود و بقیه را به خطر می‌اندازند.
در این شهر کم نیستند کسانی که انگار عقده‌های یک‌ساله خود را با انواع و اقسام نارنجک‌های دستی و ترقه‌های جورواجور بیرون می‌ریزند و زیر پای این و آن منفجر می‌کنند. کم نیستند کسانی که فکر می‌کنند هرچه صدای نارنجکت بلندتر، شخصیتت قابل توجه‌تر و انکارناپذیرتر. چه کنیم با این جماعت که زیبایی‌های یک سنت دیرین را این‌طور مسخره می‌کنند و به آتش می‌کشند؟!

 

والدین و چهارشنبه آرام آخر سال



گروه حوادث / پیشگیری از حوادث تلخی مانند وقایع مربوط به چهار‌شنبه سوری، مستلزم ارتقای فرهنگ ایمنی است. حال آنکه فرهنگ ایمنی بر سه اصل آگاهی، آموزش و الزام استوار است. بسیاری از والدین بدون آگاه‌سازی و آموزش مناسب فرزندانشان، به‌سراغ سومین اصل (الزام) می‌روند و سعی می‌کنند با توسل به زور و اجبار، آنها را از کاری منع یا به کاری ترغیب کنند. ولی این شیوه به‌طورعمده با شکست همراه است. پس بی‌تردید آگاه‌سازی و آموزش نوجوانان و جوانان ضرورت دارد و در روند این آگاه‌سازی باید به‌شخصیت آنها احترام گذاشت و از جریحه دار کردن غرور فرزندان پرهیز کرد.
راه ایمنی از شیوه‌های آموزشی می‌گذرد و پیش شرط آموزش آگاهی است. آگاهی از خطر‌های چهارشنبه آخر سال و شیوه‌های مقابله با این خطرها احتمال بروز حوادث تلخ را در آخرین ماه سال کاهش خواهد داد.درادامه به برخی ازمهم‌ترین نکات وتوصیه‌های ایمنی دراین باره اشاره می‌شود:کودکان و نوجوانان را تشویق کنیم ازحوادث، درک مناسبی داشته باشند. باید به آنها آموزش داد زیرا در مقابل مواد محترقه، منفجره و آتش بازی، آسیب پذیر هستند.درعین حال در شادی فرزندان، مشارکت کنیم تا همیشه نظاره گر گل لبخند بر لبانشان باشیم. به یاد داشته باشیم در صورت بی‌توجهی نسبت به فرزندان و بروز حوادث احتمالی، حسرت خوردن، هیچ سودی ندارد.آگاه‌سازی جوانان و نوجوانان توسط والدین و مسئولان مربوطه، مؤثرترین و ساده‌ترین راه ممکن برای غلبه بر آسیب‌ها و خطرات احتمالی شب چهارشنبه سوری است.باید بدانیم به استناد قانون مجازات اسلامی، ساخت و خرید و فروش مواد منفجره به طور غیرمجاز، جرم است و مرتکبین برابر قانون، مجازات خواهند شد.
به همین خاطر بهتر است والدین در شب چهارشنبه آخر سال، کنار فرزندان خود باشند و برایشان محیطی شاد و صمیمی آماده کنند و در شادی آن شب، با آنان سهیم شوند.باید بدانیم سالانه با صدای مهیب و آتش مواد محترقه در شب چهارشنبه آخر سال، تعداد زیادی از انسان‌های بی‌گناه برای همیشه از نعمت دیدن و شنیدن و خیلی از پدر و مادر بزرگ‌ها سکته قلبی و مادران سقط جنین می‌کنند. پس برای حفظ آرامش خانواده‌ها دست به خطر نزنیم.تا حد لزوم با ریختن خاک در زیر محل  برپایی آتش، از آسیب رساندن به سطح آسفالت معابر خودداری کنید.تا حد امکان در معابری که ترقه منفجر می‌کنند، حاضر نشوید و عبور نکنید.مراقب باشید، افراد خانواده بخصوصاً کودکان و افراد مسن در این شب از خانه خارج نشوند.به‌صورت محسوس و نامحسوس، از وجود یا نبود مواد منفجره و آتش زا نزد فرزندان مطلع شویم و از هر گونه اقدامی که به پنهان کاری نوجوانان و به تبع آن انباشت و نگهداری مواد خطر زا در خانه یا خودرو و.... می‌شود مطلع باشیم.دوری از تجمع و برافروختن آتش و ایجاد راه بندان در معابر و پیاده روها، مانع از آسیب دیدگی در روزهای پایانی سال خواهد شد.به آتش کشیدن لاستیک و لوازم فرسوده خانه، علاوه بر بروز خطرات جانی و مالی، باعث ایجاد مشکلات برای بیماران قلبی- ریوی شده و محیط زیست را آلوده می‌کند.
استفاده از مواد محترقه و ترقه، همواره با حوادث تلخ و ناگوار همراه است و اغلب سبب نقص عضو یا مرگ می‌شود. هر سال در این ایام خانواده‌های بسیاری شاهد تلخ‌ترین وغم انگیز‌ترین سوانحی هستند که بر اثر انفجار مواد محترقه برای فرزندانشان روی می‌دهد.
پس والدین می‌بایست فرزندان خود را قبل از هرگونه حادثه‌ای ازخطرات آتش بازی و موادمحترقه آگاه کنند.اگرچه فرهنگ‌سازی از طریق آموزش همگانی و تخلیه هیجانات جوانان و نوجوانان از مجرای صحیح و قانونی، بهترین راهکار در جهت پیشگیری از حوادث تلخ چهارشنبه آخر سال به شمار می‌رود، اما کاملاً روشن است که والدین می‌توانند با آگاه‌سازی فرزندان خود و مراقبت از آنان، نخستین و بهترین آموزگار فرهنگ سازان جامعه باشند.شهروندان چنانچه در شب چهارشنبه آخرسال، قصد رفتن به میهمانی را دارند، قبل از غروب خانه را ترک کرده و خودرویشان را در پارکینگ و جای مطمئن پارک کنند.از انفجار مواد منفجره در پیرامون پست‌های برق، ایستگاه‌های تقلیل فشارگازو پارکینگ‌های عمومی بشدت خودداری شود.
معاونت اجتماعی پلیس تهران

 

ایران

چهارشنبه‌سوری جشن استقبال از بهار یا شب وحشت؟

چهارشنبه سوری شاید دیگر به سختی تداعی کننده جشنی برای سرور و آرامش است. عموما ما با شنیدن نام این عید باستانی، صحنه‌هایی از آتش سوزی و صداهای رعب آور به همراه حرکت ماشین‌های آتش نشانی برایمان یادآور می‌شود. صحنه‌هایی که بی شباهت به یک جنگ شهری نیست.
نتایج فاجعه بار این نوع نگاه به چهارشنبه سوری، صرفا ترس و رعب از صداهای انفجار نیست، بلکه در هفته‌های منتهی به چهارشنبه سوری، همه ساله به دفعات اخبار انفجار در منازل، مجروحیت و سوختگی شدید و در مواردی مرگ هموطنانمان منتشر می‌شود. اکثر این افراد کسانی هستند که درصدد تهیه یا استفاده از این موارد انفجاری بودند، اما در این میان افرادی نیز وجود دارند که ناخواسته و به دلیل خطرآفرینی افراد دیگر دچار مصدومیت، معلولیت یا حتی مرگ شده‌اند.
محمدحسن ش، ۴۰ ساله است. همیشه پیراهنی یقه‌دار می‌پوشد و دکمه‌های آن را تا بالا می‌بندد. او در نوجوانی زمانی که مشغول ساخت بمب‌های دستی چهارشنبه سوری بوده، دچار سانحه می‌شود و زیر گلو و سینه‌اش می‌سوزد. وی به گزارشگر روزنامه می‌گوید: بیشتر از ۲۰ سال از آن تاریخ گذشته، در حال ساخت نارنجک دستی با زرنیخ و چند ماده دیگر بودم که منجر شد. پوست گردن و سینه‌ام به شدت سوخته بود، عید آن سال را در بیمارستان بودم، پس از آن و تا حالا مجبورم لباس‌هایی را انتخاب کنم تا زشتی پوست سوخته گردنم دیده نشود.
او پس از آن حادثه یکی از مخالفان سرسخت وسایل آتش‌زایی شد که نوجوانان و جوانان در روز چهارشنبه سوری استفاده می‌کنند. توضیح می‌دهد: حالا فرزند خودم را از این کارها نهی می‌کنم و به دیگران هم شرایط خودم را یادآوری می‌کنم.
مرد جوان دیگری می‌گوید: انتهای خیابان دستغیب یک بانک است که هرسال چهارشنبه سوری عده‌ای با نارنجک شیشه‌هایش را می‌شکستند. یک سال شیشه‌ها را ضد گلوله کردند و روی آن توری کشیدند، در نتیجه ترقه‌ها و نارنجک‌ها اثر نکرد. بعد از آن بود که همان عده، تابلو پارک ممنوع را با بتون درآوردند و اینقدر به شیشه‌ها کوبیدند تا همه را خرد کردند. گویا یک وظیفه به گردنشان بود که باید حتما انجام می‌شد!
وی می‌افزاید: این رفتارهای مخرب، شرایط را به گونه‌ای کرده که شخصا خودم و خانواده‌ام ترجیح می‌دهیم چهارشنبه سوری را در خانه بمانیم.
بانوی دیگری در مورد رفتارهای تخریب گرایانه در شب چهارشنبه سوری به گزارشگر روزنامه می‌گوید: یک سال وقتی داشتم به منزل نزدیک می‌شدم، فردی نوعی ترقه که به سیگارت مشهور است را پرت کرد که مقابل چشمم منفجر شد. این انفجار، باعث شد عنبیه چشمم پاره شود. وی به مشکلاتی که پس از این حادثه برایش پیش آمد اشاره می‌کند و می‌افزاید: این نوع کارها هیچ نشانه‌ای از جشن ندارد.
فرهاد، ۶۰ ساله از کسبه خیابان جمهوری از روزگاری یاد می‌کند که شب‌های چهارشنبه سوری، خانواده‌ها مقابل منزل خود آتش می‌افروختند و بدون ایجاد مزاحمت و خطر، از روی آن می‌پریدند. می‌گوید: یک هفته قبل چهارشنبه سوری پشته پشته، بوته خار از کوه‌های اطراف تهران به ویژه از قصر فیروزه با شتر به شهر می‌آوردند. بعضی‌ها هم خودشان به بیرون شهر می‌رفتند تا هم تفرجی بکنند و هم بوته خار بیاورند. شب چهارشنبه سوری هر کسی مقابل خانه خود آتشی روشن می‌کرد.
فرهاد مراسم قاشقزنی و میهمانی‌های شب چهارشنبه سوری را از دیگر مراسم این شب می‌خواند و می‌افزاید: بچه‌ها به قاشقزنی می‌رفتند، بزرگترها دور هم می‌نشستند و میهمانی چهارشنبه سوری ساده بود. خوش می‌گذشت. اگر آجیل یا تخمه‌ای بود دور هم می‌خوردند، میوه و شام. در آن دوره، اصل میهمانی، شام و خوراکی نبود، دور هم نشستن‌ها و گفت و شنودها بود که لذت بخش بود.
بازسازی سنت‌ها
بسیاری از ما آرزو داریم سنت‌های قدیم دوباره پا بگیرد. سنت‌هایی که هویت بخش همه ایرانیان بود. اکثر شهروندان نیز در گفتگو با گزارشگر روزنامه، بر همین موضوع تاکید داشتند. از جمله مهدی، ۴۳ ساله که معتقد است: اینکه چهارشنبه سوری را ملایم تر و ایمن تر کنیم، خیلی خوب است، اما مثلا فروش گسترده بالن آرزوها، چه ربطی به فرهنگ و آداب و رسوم ما دارد؟ ما باید رسوم خود را زنده کنیم.
محمد ن کارشناسی ارشد علوم تربیتی دارد و دبیر یکی از دبیرستان‌های تهران است. او در گفتگو با گزارشگر روزنامه می‌گوید: از میان رفتن سنت‌های ملی، عاملی شده تا نسل جدید به سنت‌های دیگران روی بیاورد و جشن‌هایی چون سال نو مسیحی را برگزار کند. وی علت این موضوع را عدم توجه کافی به سنت‌های جذاب ملی و به روز شدن آنها می‌داند و می‌افزاید: هیچ تحرکی برای امروزی شدن سنت‌ها وجود ندارد، قدیمی‌ها همان شکل ماقبل تاریخی از سنت‌ها را اجرا می‌کنند و نسل جدید هم انقدری با سنت‌ها غریبه است که مطمئنا وقتی مستقل شد، به آنها وقعی نمی‌نهد.
با همه این اوصاف و با وجود اینکه بسیاری از ایرانیان نوستالژی سنت‌های قدیمی را دارند، اما در عمل کسی رغبت به احیای آن ندارد.
حامد سال آخر دبیرستان می‌خواند. می‌گوید: واقعا نمی‌توانم به این فکر کنم که قاشق پشت قابلمه بکوبم و در همسایه‌ها را بزنم، آنها برایم شیرینی بیاورند! دیگر دوره این سنت‌ها گذشته و ما نمی‌توانیم به سبک و سیاق پدربزرگمان خوش بگذرانیم. الان دیگر در هیچ جای دنیا چنین رسم‌هایی وجود ندارد!
او در مورد رسوم شب نشینی هم می‌گوید: کسل کننده است. خانواده، پدرها و مادرها دور هم نشسته‌اند، از سیاست و بازار و دلار صحبت می‌کنند ما هم مجبوریم حرف‌های تکراری آنها را بشنویم. این تفریح نیست، به من خوش نمی‌گذرد.
او در مورد پاسخ به این سئوال که آیا می‌داند رسوماتی شبیه قاشقزنی در کشورهای پیشرفته اروپایی هم وجود دارد می‌گوید: ممکن است، ولی مطمئن هستم آنجا هم این رسومات برای هم سن و سال‌های من نیست. ضمن اینکه محدودیت‌هایی در رسومات ایرانی وجود دارد که باعث می‌شود جذاب نباشند.
محمد همکلاسی حامد هم حرف‌های او را تایید می‌کند و می‌افزاید: ترقه و نارنجک، به مراتب هیجان انگیزتر از قاشقزنی یا مهمانی فامیلی است. من ترجیح می‌دهم چهارشنبه سوری یا حتی شب یلدا با دوستانم بیرون خانه باشم تا اینکه مثلا به خانه خاله یا مادربزرگ بروم.
چهارشنبه سوری در تاریخ
چهارشنبه‌سوری یکی از جشن‌های ایرانی است که در شب آخرین چهارشنبه سال (سه‌شنبه شب) برگزار می‌شود. در شاهنامه فردوسی اشاره‌هایی درباره مراسم چهارشنبه‌ پیش از نوروز وجود دارد که
نشان دهنده کهن بودن جشن چهارشنبه ‌سوری است.
طبق آیین باستان در این مراسم آتش بزرگی افروخته و تا صبح زود و برآمدن خورشید روشن نگه داشته می‌شد. مراسم این روز، معمولاً بعد از ظهر زمانی که مردم آتش روشن می‌کردند و از روی آن می‌پریدند آغاز می‌شد. پریدن از روی آتش با گفتن جمله «زردی من از تو، سرخی تو از من» همراه بود. مقصود از این جمله، سپردن تمام رنگ پریدگی، زردی، بیماری و مشکلات به آتش و گرفتن گرما و نیرو از آتش بود.
چهارشنبه‌سوری جشنی ملی است که محدود به یک یا چند قوم در ایران نبود و همه ایرانیان این روز را پاس می‌داشتند.
روشن کردن آتش
متداول ترین و پر طرفدارترین رسم چهارشنبه سوری، روشن کردن آتش بود. رسمی که هنوز هم با تغییراتی ادامه دارد. در گذشته، روشن کردن آتش حتما باید قبل از غروب آفتاب صورت می‌گرفت. برای همین، هر خانواده از روز یا روزهای قبل به جمع آوری بوته‌های خار و انبار کردن آن در حیاط یا بام خانه اقدام می‌کرد. اندکی مانده به غروب آفتاب آخرین سه شنبه سال، همه دور هم جمع می‌شدند و بوته‌ها را آتش می‌زدند و از روی آن می‌پریدند. این رسم تا این مرحله هنوز هم در ایران مورد توجه است، اما آتش زدن به همین جا ختم نمی‌شد.
ایرانیان معتقد بودند خاکستر آتش چهارشنبه سوری نحس است، چرا که نحسی و بیماری آنها، هنگام پریدن از روی آتش، جذب آتش شده و در خاکستر باقی مانده است. از این رو، بانوی هر خانه، خاکستر را جمع می‌کرد و به بیرون از خانه می‌برد، در جوی آب یا در محلی عمومی می‌ریخت.
بازگشت بانو پس از دور کردن خاکستر نیز با تشریفاتی همراه بود. وی در بازگشت به خانه در را می‌کوبید و به ساکنان می‌گفت: برای خانه شادی و تندرستی آورده‌ام. پس از آن و زمانی که اهالی خانه این جمله را از او می‌شنیدند، در را به روی او می‌گشودند.
دیگر رسوم چهارشنبه سوری
مروری بر رسوم مورد علاقه اجداد ما در شب چهارشنبه سوری شاید بتواند به ما برای جذاب کردن آنها کمک کند. برگزاری مراسم جشن چهارشنبه سوری، در شهرها و روستاهای تفاوت‌هایی داشت.
کوزه شکنی یکی دیگر از مراسم چهارشنبه سوری بود. در این مراسم در کوزه‌ای کهنه مقداری نمک، زغال و سکه می‌ریختند و هر یک از افراد خانواده کوزه را دور سر خود می‌گرداند و به دست دیگری می‌داد. نفر آخر کوزه را از پشت بام به داخل کوچه می‌انداخت و می‌گفت: درد و بلای ما بـره توی کوزه و بـره توی کوچه!
تهیه آجیل برای شب چهارشنبه سوری از دیگر رسوم این شب است که امروزه هم کم و بیش رواج دارد و بسیار مورد توجه کودکان است. پیشتر این آجیل به نیت نذری و برای اجابت خواسته‌ها تهیه می‌شد.
فالگوش ایستادن از مراسم دیگر مربوط به چهارشنبه سوری بود که شاید کمی عجیب به نظر بیاید. طبق این رسم، کسانی که حاجت یا مرادی داشتند، در معبر یا کنار گذری می‌ایستادند و حرف نخستین عابری که از کنارش می‌گذشت را فال خود قلمداد می‌کردند. در واقع حرف‌های عابر را همانند فال، برای خود تعبیر می‌کردند. در برخی موارد نیز فرد به جای فالگوش ایستادن در معبر و گذر، پشت در اتاق به حرف‌های دیگران گوش می‌داد و آن را در راستای نیات خود تفسیر می‌کرد.
اولین آتش بازی چهارشنبه
همان طور که گفته شد، جشن چهارشنبه آخر سال قرن‌ها در ایران تکرار شده، اما انفجار و ترقه چند دهه است به این مراسم اضافه شده است.پیشینه این بدعت به زمانی بر می‌گردد که مستشاران فرانسوی در زمان ناصر الدین شاه با دیدن رسم ایرانیان، به ویژه افروختن آتش، اجرای آتش بازی و شلیک توپ را به شاه پیشنهاد دادند. شاه که شیفته آداب و رسوم فرنگی بود، استقبال کرد.
این نمایش آتش بازی در ابتدا برای خوشایند و سرگرمی شاه قاجار بود. اما بعدها مردم نیز به این ضیافت پر سر و صدا دعوت شدند و قرار شد مراسم آتش بازی در میدان توپخانه مبارکه نیز انجام شود.
رعیت نیز چون شاه به سرعت شیفته سر و صدای توپ و آتش بازی فرنگی شد و همه ساله عده کثیری برای دیدن مراسم آتش بازی چهارشنبه سوری در میدان توپخانه جمع می‌شدند.
آتش بازی فرنگی میدان توپخانه، کم کم به محلات و خیابان‌های تهران کشیده شد و هر سال بر قدرت بمب‌های دستی ساخته شده توسط مردم، افزوده شد!
چهارشنبه وحشت
همان طور که گفته شد، امروزه چهارشنبه سوری تداعیگر نوعی نبرد شهری است! انواع ترقه و بمب‌های دست ساز کوچک به ویژه به دست نوجوانان و جوانان در کوچه و خیابان منفجر می‌شود. فردای این شب، بر جای جای شهر، روی دیوار خانه‌ها، کف خیابان، حتی تابلوهای راهنمایی و رانندگی آثار انفجار نارنجک‌های دستی دیده می‌شود. موضوعی که چهارشنبه سرور را به جشن وحشت تبدیل کرده است.
آنچه طی چند دهه اخیر در شب چهارشنبه آخر سال مرسوم شده، به قدری نگران کننده است که والدین عموما کودکان خود را از شرکت در مراسم، حتی از بیرون رفتن از خانه نهی می‌کنند. کوچه‌ها و معابر به قدری نا ایمن می‌شود که گذر از آن با خودرو نیز خالی از خطر نیست.
از طرفی، تجارت بزرگ مواد محترقه و آتش زا در حال شکل گیری است و هر سال ابزار و اسباب جدیدی برای این مراسم اضافه می‌شود. متاسفانه سود کلان این تجارت به جیب تولیدکنندگان بی کیفیت چینی و واردکنندگان سرازیر می‌شود و این بازار حتی سهمی در اشتغال ملی ندارد.
با این حال، نیاز قشرهای مختلف سنی به بازی‌های مهیج و فقدان فضای مناسب برای اقناع این نیاز احتمال اینکه رفتارهای پر خطر از مراسم چهارشنبه سوری با پند و اندرز از میان برود را دور از ذهن می‌نماید. شاید حرکتی اجتماعی برای احیای سنت‌های دیرین و جذاب کردن آنها بتواند در بلند مدت به روی آوردن نسل‌های امروز و فردا به مراسم ملی و در نهایت کاهش خطرات این روز منتهی شود.
نکاتی برای پیشگیری از حوادث
والدین در تهیه وسایل آتشبازی بی خطر فرزندانشان را همراهی کنند. این کار باعث می‌شود تا هم وسایل مطمئن تری خریداری شود و هم فرزندان نسبت به آتش بازی حریص نشوند.
از نگهداری مواد محترقه، تهیه و ساخت وسایل آتش بازی به ویژه در منزل، زیر زمین، پارکینگ یا محل کار جلوگیری کنید.
از حمل مواد محترقه و انفجاری حتی به مقادیر بسیار کم، در جیب لباس و کیف خودداری کنید.
در صورت نگهداری مواد آتش بازی، حتی کم خطر، حتماً آن را در جای خشک و خنک نگهداری کنید.
مواد آتش بازی (محترقه و انفجاری) را از فروشگاه‌های مطمئن خریداری کنید.
همیشه در مواقع آتش بازی، آب، کپسول اطفاء حریق و حتی الامکان جعبه کمک‌های اولیه در دسترس باشد.
مواد آتش بازی (منفجره و محترقه) را به طرف افراد دیگر پرت نکنید.
هیچگاه مواد آتش بازی (منفجره و محترقه) را در ظروف شیشه ای یا فلزی قرار ندهید، زیرا در صورت انفجار ذرات شیشه یا فلز، به اطراف پرتاپ شده و سبب صدمات و خطرات جانی خواهد شد
سجاد تبریزی

اطلاعات

نظر یک تاریخدان درباره آیین چهارشنبه‌سوری در تاریخ ایران باستان

اصلا «چهارشنبه‌سوری»ای نبوده!

نویسنده : مهسا شمس‌کلائی روزنامه‌نگار

 

ایرانی‌ها مانند سایر ملل، دارای آداب و رسوم و ســـنـــت‌هـــای خــــاص خـود هستند، همچنین سالیان سال است که از «چهارشنبه‌‌سوری» به‌عنوان یکی از آیین‌ها و رسوم ایران باستان نام برده می‌شود و ایرانی‌ها هم درشب  چهارشنبه آخر سال جشن می‌گیرند.

مردم در روزهای آخر سال با توجه به اعتقادهایی که داشتند چرک و آلودگی سال کهنه را از بین می‌بردند و چون آتش را مظهر و عامل پاکی می‌دانستند، برخی وسایل را که قابل ضدعفونی کردن نبود، آتش می‌زدند.

می‌توان گفت رسم «چهارشنبه سوری» تا حدودی از این رفتار سرچشمه می‌گیرد ولی اینکه آیا چهارشنبه‌سوری یک آیین و سنت قدیمی ایران باستان است یا خیر، جای بحث دارد.

 
چهارشنبه سوری آیین باستانی ایران نیست

محمدحسین رجبی‌دوانی، استاد دانشگاه در رشته تاریخ و تمدن اسلامی در گفت‌وگو با «فرهیختگان» با اشاره به اعتقادات و آیین‌های ایرانیان پیش از اسلام اظهار کرد: «با توجه به مطالعاتی که در این زمینه داشتم باید بگویم که«آتش» برای ایرانیان پیش از اسلام قداست داشته است و از هرگونه آلوده کردن عناصری مانند آب، آتش و خاک دوری می‌کردند

وی افزود: «اینکه بخواهیم تصور کنیم آنها آتش روشن می‌کردند و به آن بی‌احترامی می‌کردند(از روی آن پریدن) یا اینکه هنگام پریدن از روی آتش بگویند «زردی من از تو، سرخی تو از من» بعید است و این رفتارها جزء  بی‌احترامی به مقدسات آنها محسوب می‌شد

این مورخ‌‌نویس و پژوهشگر تاریخ اسلام با اشاره به اینکه برخی می‌گویند «چهارشنبه سوری» یک سنت ملی و باستانی است، گفت: «عده‌ای می‌گویند که «چهارشنبه ‌سوری» یک سنت ملی و باستانی است، وقتی ایرانیان پیش از اسلام چنین سنتی نداشته‌اند، چگونه می‌توان گفت سنت باستانی؟! این حرف‌ها قطعا دروغ محض و تحریف تاریخ است

رجبی‌دوانی خاطرنشان کرد: «ایرانی‌ها قبل از اسلام برای روزهای هفته اسم نداشتند، پس از این لحاظ هم نمی‌توان گفت که «چهارشنبه‌ سوری» سنت باستانی است، چراکه اصلا روزی به نام چهارشنبه نداشتند که بخواهند در آن آتش روشن کنند

وی با اشاره به آتش روشن کردن ایرانیان روی بام خانه‌هایشان گفت: «ایرانیان بعد از اسلام در روزهای پایانی سال روی بام خانه‌هایشان آتش روشن می‌کردند و با این کار رفتن سرما و آمدن گرما را جشن می‌گرفتند ولی باز هم آنها از روی آتش نمی‌پریدند و برخی رفتارهایی که امروزه در مراسم «چهارشنبه سوری» می‌بینیم را انجام نمی‌دادند

این استاد دانشگاه تصریح کرد: «این سنت‌هایی که امروزه در جشن «چهارشنبه سوری» برگزار می‌شود کاملا خلاف با قوانین شرعی و اخلاقی است و هیچ توجیه تاریخی یا آیینی ندارد

رجبی‌دوانی با اشاره به سنت‌هایی که در گذشته در تاریخ ایران بوده و «چهارشنبه سوری» جای آنها را گرفته است، گفت: «بعد از اسلام سنت‌هایی مانند «قاشق زنی» و «آجیل خوردن» در روزهای پایانی سال بین مردم رواج یافت که البته نمی‌توان گفت تمام مردم این برنامه‌ها را داشتند و تعدادی از آنها که این جشن‌ها را برگزار می‌کردند به هیچ عنوان آتش‌سوزی و این رفتارهایی که امروزه مُد شده است را نداشته‌اند

این مورخ‌دان و پژوهشگر تاریخ اسلام بیان کرد: «حتی ما در غرب هم چنین جشن‌هایی که موجب آزار و اذیت اطرافیان باشد را نمی‌بینیم، آنها در جشن‌هایشان نورافشانی و برنامه‌هایی از این قبیل دارند، نه اینکه موادمنفجره را در کوچه و خیابان‌ها بترکانند و سبب رعب و وحشت مردم شوند

رجبی‌دوانی با اشاره به تحریف‌هایی که از زمان رضاخان در تاریخ باستانی ایران رواج یافت، گفت: «از زمان رضاخان به بعد برای دهن‌کجی به ارزش‌های اسلامی یک‌سری باستان‌گرایی‌های افراطی در بین مردم رواج یافت و آیین و رسوم‌های جدید و به اصطلاح من درآوردی را در جامعه اجرا کردند

وی در پایان تاکید کرد: «در زمان شاه و قبل از انقلاب، خاندان پهلوی که به اشرافی‌گری هم شهرت داشتند این روز را با روشن کردن آتش و جمع شدن دور آن جشن می‌گرفتند و به‌عنوان مثال نخست‌وزیر وقت(هویدا) از روی آتش می‌پرید که البته این کار هم یک جور بدعت در آیین باستانی ایران بود

 
چهارشنبه سوری‌های غربی

همان‌طور که در بالا پرداختیم «چهارشنبه سوری» نه‌تنها سنت و آیین باستانی ایرانیان نبوده است بلکه عده‌ای با تحریف سبک و هدف اصلی(جمع شدن خانواده‌ها در کنار هم در آخرین چهارشنبه سال و جشن و شادی) این مراسم، جشن «چهارشنبه سوری» را تحریف و کاملا به سبک غربی برگزار می‌کنند

در حالی که به روز برگزاری چهارشنبه سوری نزدیک می‌شدیم تعداد دعوتنامه‌های میهمانی‌های مجردی و دورهمی‌های غیرشرعی و عرفی در فضای مجازی و حقیقی بیشتر می‌شود.

جوانان به دور از خانواده و با برگزاری میهمانی‌هایی که به آن «پارتی آخر سال» می‌گویند حتی در برگزاری این آیین نوظهور در تاریخ ایران باستان هم استوار نیستند و گویی تنها به دنبال بهانه‌ای برای دورهمی‌های مجردانه هستند.

همچنین مواد محترقه‌ای که هر سال پیشرفته‌تر و پر سروصدا‌تر از سال گذشته می‌شوند، شادی این جشن را به غم و در برخی موارد به عزا تبدیل می‌کنند. نه اسلام و نه جمهوری اسلامی با شادی و برگزاری جشن‌هایی که سبب ایجاد روحیه و شادابی در جامعه می‌شوند مخالف نیستند اما بی‌اطلاعی متولیان فرهنگی از تاریخ ایران و همچنین عدم وجود برنامه‌ و جانمایی برای برگزاری چنین جشن‌هایی سبب می‌شود تا غربی‌ها از این خلأ سوءاستفاده کنند و جوانان را به بهانه شادی و برپایی جشن به میهمانی‌های مختلف کشانده و هم وقت و هم عمرشان را تباه کنند، چراکه در چنین جشن‌هایی انواع و اقسام رفتارهای پرخطر اجتماعی به دور از نظارت خانواده برگزار می‌شود؛ چه بهتر که متولیان فرهنگی جامعه برای چنین جشن‌هایی هرچند بدون پایه و اساس باستانی در ایران، برنامه‌هایی داشته باشند که برای آحاد جامعه جذابیت داشته باشد.

 

فرهیختگان

 

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است