محل تبلیغ شما
«نمايش نفرت» در رسانه ملي؛بنیتا

تاریخ خبر: 1396/5/7

«نمايش نفرت» در رسانه ملي؛بنیتا

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

 

در چنين ساختاري حداقل انتظار اين است به جاي روايت پيش‌پا‌افتاده «آنچه اتفاق افتاده است»، به «بررسي همه آنچه باعث به‌وجود‌آمدن چنين فجايعي شده»، بپردازيم.

کُشتن مجرم هرچه‌قدر هم که فجیع باشد تاثیری در کم‌شدن جرم ندارد

پدر بنیتا گفت: چرا با یک فیش حقوقی اجازه دادند فردی که ۱۳۰ فقره دزدی داشته است،‌ آزاد شود؟

اشيه‌نگاري بر نقش رسانه‌ها در بازنمايي وقايع اجتماعي

«نمايش نفرت» در رسانه ملي

 

از چشم‌هاي پف‌کرده و صدايي که ديگر ناي دادزدن هم ندارد، پيداست که همپاي خانواده بنيتا، غصه خورده و اشک ريخته. . دوربين که روي صورتش مي‌ايستد، صدايش بلندتر مي‌شود و خطوط چهره عميق‌تر... «فقط اعدام! بايد بيارنشون جلوي چشم مردم همين محله، يه هفته بهشون تشنگي و گرسنگي بِدن، زجر کشيدنشون رو ببينيم.» در ميان چشم‌هاي خشمگين و گريان مردم محله مشيريه دوربين صداوسيما به سمت ديگر مي‌چرخد. کمي آن‌طرف‌تر زني ايستاده که مي‌گويد مادر دو فرزند است. «بايد جلوي چشم پدر و مادراشون زجر بکشن؛ همونجوري که داغ به دل اين خونواده گذاشتن، بايد داغشون به دل خونواده‌هاشون بمونه.» دوربين مي‌چرخد و باز هم نشان‌دادن درهاي زنگ‌زده خانه‌اي در محله مشيريه که اين روزها سوگوار فاجعه قتل يک کودک است. اينها اولين تصاويري است که رسانه ملي از حضور مردم خشمگين و سوگوار در مقابل در منزل بنيتا منتشر مي‌کند؛ نمايش خشم، انزجار و نفرت مردم از وقوع حادثه‌اي که شنيدنش قلب هر انساني را به درد مي‌آورد، تمام آن چيزي است که تلويزيون ايران به مخاطبان خود عرضه مي‌کند. هدف از پخش چنين تصاويري که احساسات جمعي را به‌صورت يکسويه تحت‌تأثير قرار مي‌دهد البته مشخص است. مردمي که در روستاها و شهرهاي مختلف ايران همچنان پاي ثابت برنامه‌هاي شبکه‌هاي سراسري تلويزيون ملي ايران هستند با ديدن اين تصاوير نوک پيکان نفرت و خشم خود را به سمت يک نفر، يک باند، يک شهروند و... نشانه مي‌روند و با اين استراتژي مسبب تمام اتفاقاتي که ساختار اجتماعي، اقتصادي و سياسي جامعه ايران در به‌وجودآمدن آن نقش دارند، فرد يا افرادي تلقي مي‌شوند که بعد از ته‌‌نشين‌شدن اين هيجانات احساسي، شايد سال‌ها بعد از آنها با نام قربانيان يک جامعه آسيب‌پذير ياد شود
 

واکنش رسانه‌ها به وقايع تلخ اجتماعي
مروري بر عملکرد چند هفته اخير رسانه ملي در پوشش اخبار و گزارش‌هاي مربوط به دو واقعه مهم و تاثربرانگيز اجتماعي نشان مي‌دهد، اين رسانه به شکلي شايد ناآگاهانه درصدد ترويج و الگوسازي فرهنگي است که در آن خشونت به‌عنوان امري که انتزاعي تقديس مي‌شود و آسيب‌هاي اجتماعي بدون درنظرگرفتن زمينه‌هاي اجتماعي وقوع آن، مورد بررسي و نمايش در انظار عمومي قرار مي‌گيرند؛ رويکردي که در ساير رسانه‌هاي ديداري و شنيداري از قبيل سايت‌ها و خبرگزاري‌هاي رسمي نيز با اندکي تعديل قابل‌مشاهده بود. اين در حالي است که به اذعان بسياري از کارشناسان مسائل اجتماعي، سخن‌گفتن درباره هر پديده‌اي بيش از آنکه جنبه فردي داشته باشد، مستلزم شناخت زمينه‌ها و عوامل اجتماعي است که در به‌وجودآمدن آن نقش داشته‌اند. در ماجراي کودک‌آزاري و به‌قتل‌رسيدن آتنا، کودک هفت‌ساله پارس‌آبادي، آنچه از سوي شبکه‌هاي اجتماعي و رسانه ملي نشان داده شد، موج خشم و نفرتي بود که توسط مردم غمگين و سوگوار پارس‌آباد مغان در اعتراض به قتل فاجعه بار يک کودک ايجاد شد؛ واکنشي که با توجه به عدم آموزش حقوق شهروندي و خاستگاه فرهنگي ابراز احساسات ايرانيان در مواجهه با وقايع تلخ و حوادث فجيع اجتماعي قابل انتظار است. دراين‌ميان اگر از سهم شبکه‌هاي اجتماعي که رسالت اصلي‌شان پخش خبر «بدون دروازه‌باني» آن است، بگذريم، واکنش رسانه ملي که به استناد آمارها همچنان بخشي از مناطق شهري و روستايي را در زمره مخاطبان خود قرار داده، قابل تأمل است. اين رسانه بدون آنکه به زمينه‌هاي اجتماعي وقوع اين اتفاق در منطقه مرزي پارس‌آباد بپردازد، با پخش گزارشي پرسوزوگداز که سرشار از نواهاي سوزناک آذري بود به روايت يکسويه‌اي از قتل آتنا پرداخت. در اين گزارش خبري، ماجراي آزار اين کودک در حاشيه قرار گرفت و به آن پرداخته نشد. هيچ‌کدام از اهالي منطقه و مسئولان شهري به اهمال و کوتاهي‌هاي انجام‌شده در امر آموزش کودکان در مواجهه با تعرض جنسي اشاره نکردند و آنچه در مقابل چشم بيننده نشان داده شد، فقط روايت دردناکي از قتل آتنا، شيوه پيداکردن جسد اين کودک و خشم و بغض مردمي بود که خواستار اشد مجازات براي قاتل بودند؛ درست مانند اتفاقي که براي بنيتاي هشت ماهه افتاد. رسانه ملي در چند روز گذشته و پس از کشف جسد بنيتا، با حضور در محله مشيريه، خشم و نفرت مردم از متهمان قتل اين کودک را به نمايش گذاشت تا نشان دهد، اساسا علاقه‌اي به رمزگشايي از علت بروز چنين وقايعي در سطح جامعه ندارد. رسانه‌اي که مدت‌هاست سواد رسانه‌اي مخاطبان را دست‌کم مي‌گيرد و بدون درنظرگرفتن اخلاق رسانه‌اي که «بررسي ابعاد مختلف در تحليل و تفسير خبر» يکي از ملزومات آن است، به پخش صحنه‌هايي مي‌پردازد که علاوه‌بر ‌ايجاد اختلال در روند دادرسي عادلانه در پيگيري موضوع، به اعتقاد برخي کارشناسان، ظن ترويج خشونت اجتماعي را از سوي رسانه ملي تقويت کند. با بازنمايي وقايع اجتماعي، آن‌چنان که ميل رسانه ملي است، زمينه‌هاي برهم‌زننده نظم اجتماعي به تقابل احساسي «مردم عليه مردم» تقليل مي‌يابد
وقتي «اخلاق» قرباني مِيل رسانه‌اي مي‌شود
درشرايطي‌که شبکه‌هاي اجتماعي، گوي سبقت را از سايت‌ها و خبرگزاري‌ها در انتشار خبر و تصاوير ربوده‌اند، تنها بستري که رسانه‌هاي ديداري، شنيداري و نوشتاري مي‌توانند به کمک آن مشروعيت خود را به رخ اين شبکه‌ها بکشند، حفظ اخلاق رسانه‌اي است. اخلاق رسانه‌اي، زمينه‌هاي گوناگوني را در بر مي‌گيرد که يکي از آنها شيوه تحليل و تفسير خبر است. رسانه‌هاي تصويري همان‌طور که امکان به‌نمايش‌گذاشتن زواياي ديده‌نشده از يک ماجرا را دارند، اين توانايي را نيز دارند که با به‌نمايش‌گذاشتن احساسات جمعي، به شيوه يکسويه به ترويج خشم و نفرت در جامعه کمک کنند. در پوشش خبري ماجراي آتنا و بنيتا آنچه توسط رسانه ملي ديده نشد، محروميت حاشيه‌نشينان شهري از دسترسي به امکانات اقتصادي متوازن، نبود ساختار آموزشي و قانوني کارآمد براي مراقبت از کودکان، رشد بزهکاري در مناطق مرزي و همچنين مناطق در معرض آسيب شهري و به‌اصطلاح جرم‌خيزشدن اين مناطق بود. پدر آتنا يک دستفروش ساده بود؛ دستفروشي که شايد خيلي وقت‌ها فرصت ديدن فرزندش را در خانه نداشت و اغلب اوقات اين آتنا بود که براي ديدن پدر به کنار خيابان مي‌آمد و در کنار بساط دستفروش او حاضر مي‌شد. در هيچ‌کدام از گزارش‌هاي پخش‌شده از صدا‌وسيماي جمهوري اسلامي، به وضعيت نامساعد معيشتي بخش اعظمي از مردم پارس‌آباد مغان که سال‌ها قبل يک منطقه نسبتا بزرگ اقتصادي بود و بعد به علت رکود صنعتي، مردمان زيادي را درگير بحران بيکاري کرد، اشاره نشد. در هيچ‌کدام از اين گزارش‌ها به اين چالش اساسي که بحران کودک‌آزاري در جامعه ايران بحراني خاموش اما جدي است، اشاره نشد. در هيچ‌کدام از اين گزارش‌ها به منطقه مشيريه، يکي از مناطق جنوبي و محروم شهر تهران که به ‌دليل نامساعدبودن زمينه‌هاي اقتصادي و فرهنگي تعداد زيادي از شهروندان و جوانان شهر تهران را درگير جرائمي همچون سرقت، قاچاق موادمخدر و اعمال مجرمانه ديگر کرده، اشاره‌اي نشده است. دراين‌ميان رسانه ملي بي‌توجه به گسترده‌شدن شکاف‌هاي طبقاتي ميان بالا و پايين‌شهر که نتيجه آن «ظلم مردم به مردم» و گسترده‌شدن چرخه خشونت و اعمال سلطه در جامعه است، به نمايش تصاويري اکتفا مي‌کند که محصول و نتيجه سياست‌گذاري‌هاي اجتماعي، اقتصادي و سياسي است
خشم تلنبارشده مردم از فجايعي که براي ستايش، آتنا و بنیتا، شهروندان و کودکان اين سرزمين اتفاق افتاد، نشان‌دهنده محروميت‌هايي است که بخشي از جامعه ايران سال‌هاست شبانه‌روز با آن زندگي مي‌کند و يک‌بار در قامت رنگرزي با تمايلات جنسي نابهنجار، يک‌بار در قامت سارقي که براي خريدن جيره موادمخدر روزانه‌اش لنگ پول است و به سرقت ماشين روي مي‌آورد و بار ديگر در قامت کودکي که به‌ دليل حاشيه‌نشيني و نبود ساختار آموزشي کارآمد براي طي دوران بلوغ، در حاشيه ورامين يک کودک ديگر را بعد از تجاوز با اسيد از بين مي‌برد، ظاهر مي‌شود. در چنين ساختاري حداقل انتظار اين است به جاي روايت پيش‌پا‌افتاده «آنچه اتفاق افتاده است»، به «بررسي همه آنچه باعث به‌وجود‌آمدن چنين فجايعي شده»، بپردازيم.

وقایع اتفاقیه

از بچه دزدی تا بلبشوی اجتماعی و آموزشی

آساره کیانی 

کوچک که بودیم فرقی نمی‌کرد در شهرستان زندگی کنیم یا تهران، همیشه ما را از «بچه‌ دزد» می‌ترساندند؛ پد ر و مادرها، خاله‌ و عمه‌ها با جزئیات، دزدیده شدن بچه‌های هم سن و سال‌مان را مثال می‌زدند در حالی‌ که تمام مراحل بیرون آوردن کلیه‌هایشان را برایمان تشریح می‌کردند. ترسی در جان بچه‌های مدرسه و محله نسبت به دزدیده ‌شدن افتاده بود که اثرات آن حالا هم موقع سوارشدن در ماشین‌هایی که تاکسی نیستند، در عرض چند ثانیه، خود را از غبار سال‌ها بالا می‌کشد و نبض اضطرابش به گلو می‌رسد. حالا کوچه‌ها خلوت‌تر شده‌ و مثل آن‌ موقع، عصرها  پر از بچه نمی‌شود؛ خانواده‌ها کم‌جمعیت‌تر شده‌اند. تبلت و گوشی‌های اندروید آمده‌اند و حتی اگر خود بچه‌ها صاحب این وسایل نباشند، کارکردن با گوشی پدر و مادرهایشان را از خود آن‌ها بیشتر بلد شده‌اند؛ امواج اینترنت کاری به نقطه جغرافیایی ندارد و سفره مجازی‌اش را همه‌جا پهن کرده تا مُدل بچه‌ها عوض‌ شود و هم واژه بچه‌ دزد برایشان غریب باشد و هم فکر کنند توانایی‌های شخصیت‌هایی را دارند که در فضای مجاز با آن‌ها آشنا شده‌اند و البته تلویزیون کم‌کاری‌های همه بازی‌های رایانه‌ای را جبران می‌کند و ویترینش را طوری می‌چیند تا کودک گمان کند اگر خودش را بُکشد می‌تواند نامرئی بشود و  درحالی‌که در عالم برزخ به سر می‌برد، برود ببیند بابا و مامانش در محل کارشان چه کار می‌کنند (اشاره به تبعات سریال ماورایی «پنج کیلومتر تا بهشت» که ماه رمضان سال۹۰ از شبکه سوم سیما پخش شد). به مدد همین فضای مجازی کنترل‌ نشده و همان گوشی‌های مصادره‌ شده توسط فرزندان، آن‌ها خیلی زودتر، با حجم بیشتری از جزئیات «روابط جنسی» آشنا می‌شوند و نه این‌ که این آشنایی فانتزی، تاثیر قطعی و مستقیم  بر پسر نوجوانی  داشته باشد که می‌خواهد  با دختربچه افغانستانی همسایه‌شان (ستایش قریشی) این روابط را تجربه کند اما محرک است و در ناخودآگاه او جاخوش کرده. در چنین شرایطی ستایش‌ها می‌توانند به ورامین بسنده نکنند و در نی‌ریز استان فارس هم توسط مرد همسایه دزدیده شده، مورد تجاوز قرار بگیرند و بی‌سر  وصدا چال شوند. همین‌طوری که پیش برود، اشکال جنسی بچه‌دزدی تنوع و تکثر بیشتری پیدا می‌کند  و شهرهای دیگر را بی‌نصیب نمی‌گذارد و این‌بار سهم‌ ‌بچه‌ای مُغانی در پارس‌آباد می‌شود. اردبیلی‌ها اما این مفقودشدن (تجاوز و مرگ) را مثل شیرازی‌ها بی‌سرو صدا برگزار نمی‌کنند و کاری می‌کنند که آتنای کلاس اولی را همه ایرانی‌ها بشناسند.  بچه‌ دزدی در ایران، تاریخ کهنی دارد؛ بزرگ‌ترها با انداختن ترس‌های افراطی به جان بچه‌ها آن‌ها را از دزدیده شدن نجات می‌دادند و دزدها این‌قدر پیچیده نبودند‌ که مثل حالا انواع مختلف ماده و قرص و دوا را به بدنشان بزنند، بالا بیندازند یا بو بکشند تا خودشان هم اصلا نفهمند چطور می‌شود ماشین را با بچه می‌دزدند و چطور بعد از اوراق‌ کردن ماشین، چشم‌های سیاه «بنیتا» را پشت شیشه‌های بالاکشیده جا می‌گذارند و می‌روند.  حال دزدها‌  اصلا خوب نیست و با این حال بدشان می‌توانند آسیب‌های جبران‌نشدنی به مردم شهر وارد کنند. مجرم باسابقه پرونده‌ داری که برای همان یک پرونده ۱۳۰ شاکی دارد، خیلی زود آزاد می‌شود تا صبح زود در شهر قدم بزند و وقتی ماشین روشنی دید که صاحب آن مشغول بستن در خانه است، پشت فرمان بپرد و به فریادهای وحشت‌زده پدری توجه نکند که می‌گوید ماشین را ببر؛ بچه ام را بده. دچارشدگی دزدان به این بی‌تفاوتی و بی‌رحمی، کندوکاوی عمیق در ریشه‌های آسیب‌های اجتماعی را طلب می‌کند؛ کاری که به ندرت و با امکانات محدود و با هزینه‌های شخصی (مثل کتاب «گزارش وضعیت اجتماعی ایران») توسط جامعه شناس‌ها انجام‌ شده؛ جامعه‌شناس‌هایی که طعم زندان را هم چشیده‌اند (مثل سعید مدنی). حالا اما وقت احساساتی‌ شدن همسایه‌های خانه بنیتا است؛ آن‌ها توضیح می‌دهند که چطور و با چه ترتیبی باید بدن قاتل را تکه‌تکه کرد و او را یک‌هو نکُشت و اصلا با چه روش‌هایی بهتر است کشته شود. مادر آتنا هم از قطع دست مغازه‌دار کنار بساط دستفروشی همسرش شروع می‌کند؛ همان دستی که دخترش را خفه کرد و بعد مراحل بعدی کشتن قاتل دخترش را شرح می‌دهد و هرچه شیرین‌کاری‌های آتنا در ذهنش پررنگ‌تر می‌شود، قاتل را به تکه‌های کوچکتری تقسیم می‌کند؛ کاری که از دستش برمی‌آید. در شرایط موجود تنها کاری که مردم می‌توانند انجام بدهند آرزوی سرنگونی آنی همه دزدان و قاتلان است؛ آن‌ها منتظرند دزدها اگر هم سنگ نشدند در حال ربودن شی یا شخص مورد نظر زیر تریلی بروند و بمیرند و صدای جامعه شناس‌های زندانی آن‌قدر دور  و ضعیف هست که نتواند به آن‌ها بفهماند که کُشتن مجرم هرچه‌قدر هم که فجیع باشد تاثیری در کم‌شدن جرم ندارد. پدرها و مادرها بلد نیستند و هیچ ربطی هم ندارد که مدرکشان دکترا باشد یا اصلا درس‌ نخوانده باشند؛ چه کسی باید یادشان می‌داد؟ کتاب‌های آموزشی با سخت‌گیری چاپ و وضعیت نشرشان و متولیانی که هشدار می‌دهند، موضوعات تربیتی جزو تابوهای آموزشی هستند؛ صدا و سیمایی که در هر بُرهه با توجه به سیاست‌های موافق یا مخالفش با دولت، عده‌ای را می‌کوبد و عده‌ای را به عرش می‌برد و در کنارش سریال‌هایی با موضوعات از پیش سفارش‌ شده توسط افراد آشنا می‌سازد؛ مدرسه‌هایی که  یا معلمانش عصبی و بداخلاق شده‌اند و هم بچه را کتک می‌زنند و هم هرکه را سر راهشان در کوچه و خیابان ببینند یا در صفوف اعتراض و تجمع به حقوق ازدست‌ رفته هم‌صنفانشان گُم شده‌اند. و در این بلبشوی آموزشی و اجتماعی، والدین به مثابه نقاشان مکتب‌ ندیده‌ای هستند که با ترس‌های کهنه ذهن خود، دنبال کودکانشان می‌دوند تا گوشی‌هایشان را از آن‌ها بگیرند.

 

خانواده بنیتا خواستاراعدام مجرم شدند

از عاملان آزادی قاتل نمی‌گذریم

 صحنه بازسازی سرقت خودرویی که بنیتا دختر ۸ ماهه در آن جان باخت انجام شد و خانواده دختربچه خواستار اعدام مجرمین شدند.
به گزارش مهر، عاملان قتل بنیتا کوچولو ساعت ۱۰ صبح  دیروز در محل سرقت خودرو حضور یافته و صحنه سرقت خودرو را بازسازی کردند.
 
روز ۲۹ تیرماه یک پراید در محله مشیریه در حالی که نوزاد هشت ماهه ای داخل آن بود به سرقت رفت و چند روز بعد با دستگیری سارقان مشخص شد که آنها پس از سرقت خودرو و لوازم داخل آن، خودرو را در حالی که بنیتا داخل آن بود رها کردند و شیشه‌های آن را نیز بالا کشیدند. نوزاد به دلیل گرسنگی، تشنگی و گرما جان خود را از دست داد.
باتوجه به اطلاع رسانی‌های انجام شده جمعیت زیادی برای همدردی با خانواده بنیتا و همچنین مشاهده نحوه بازسازی صحنه جرم در محل حادثه حضور دارند. ماموران پلیس راهور و پلیس پبشگیری از دقایق اولیه صبح دیروز در خیابان‌های نزدیک به محل حادثه حاضر شدند و از توقف خودروهای عبوری جلوگیری می کنند، در حال حاضر بار ترافیکی در محدوده مشیریه به شدت سنگین است.
پدر مقتول: آزادی مجرمین سابقه دار 
با یک فیش حقوقی؟
مردم با سر دادن شعارهایی از دستگاه قضایی تقاضا دارند که هر چه زودتر نسبت به تعیین تکلیف متهمان اقدام کند.
خانواده بنیتا در بین مردم حضور دارند. مادر دختر کوچولو از ماموران پلیس خواست هر ۲ قاتل دخترش را اعدام کنند و بعد از به زبان آوردن این جمله‌ها از هوش رفت، پدر این طفل بیان داشت: قاضی به چه علت حکم آزادی  این دو سارق را با یک فیش حقوقی صادر کرده است و باید در این خصوص پاسخگو باشد.
پدر بنیتا گفت: چرا با یک فیش حقوقی اجازه دادند فردی که ۱۳۰ فقره دزدی داشته است،‌ آزاد شود؟
پدر بنیتا با سردار ساجدی نیا فرمانده انتظامی تهران بزرگ  تلفنی صحبت کرد و گفت: شما به من گفتید ۱۴ هزار صلوات نذر کنم تا فرزندم پیدا شود من هم نذر کردم و خدا را به شیرخواره امام حسین (ع) قسم دادم تا فرزندم سالم پیدا شود.
حسن قلعه نویی پدر بنیتا به خبرنگاران  گفت: فرزند من ماموریتی داشت و آمده بود تا آن را انجام دهد.
او ادامه داد: بنیتا آمده بود تا این قاتل گیر بیافتد تا بچه‌های دیگر در امان باشند.
حسن قلعه‌نویی خاطر نشان کرد: چطور ممکن است فردی شاکی خصوصی داشته باشد اما با فیش حقوقی آزاد شود. من از کسی که باعث شد این فرد آزاد شود نمی‌گذرم.
او ادامه داد: به ما می‌گویند ماشین را در مامازن پیدا کردند؛ یعنی در این مدت پلیس نتوانسته ماشین را پیدا کند؟
مادر بنیتا در گفت‌گوبا سردار محمدیان رییس پلیس آگاهی تهران بزرگ گفت: فرشته من را نتوانستید پیدا کنید. من رفتم کلانتری به من گفتند امروز تعطیل است بگذارید تعطیلات تمام شود. گفتم اگر ما کسی را بکشیم ما را نمی‌گیرید؟ مامور کلانتری گفت نه چون امروز تعطیل است.
او که به سختی صحبت می‌کرد ادامه داد: مگر امروز تعطیل نیست پس چرا همه اینجا هستند. آن‌ها که این کار را کردند می‌خواستند؛ با افتخار بگویند مردم ما می‌توانیم پشت ماشین بنشینیم و دزدی کنیم الان هم می آیند و سرشان را بالا می‌گیرند و جلوی پدر و مادر و اقوامشان با بدترین و زجر آورترین روش که خدا گفته مجازات می‌شوند.
خانواده بنیتا به ویژه پدرش خواستار مجازات عاملان این حادثه در کمترین زمان و در محل حادثه اند
سردار  عباسعلی محمدیان رییس پلیس آگاهی تهران بزرگ در مورد روند رسیدگی به پرونده به خانواده دختر ۸ ماهه  به خبرنگار مهر گفت: تلاش پلیس و دستگاه قضایی این است که پرونده در یک هفته آینده تکمیل و برای رسیدگی به دادگاه ارسال شود.
رئیس پلیس آگاهی تهران​: عاملان حادثه 
از طریق یک تماس ناشناس دستگیر شدند
سردار ساجدی‌نیا در صحنه حاضر شد و با مردم صحبت کرد. او با اشاره به اینکه جمعیت حاضر در محل حادثه  بسیار زیاد است مردم را به صبر و خونسردی دعوت کرد.
مردم حاضر در محل حادثه با شعارهایی از قبیل «قاتل بنیتا اعدام  باید گردد» خواستار اعدام شدن قاتل بنیتا شدند.
در این جلسه پدر بنیتا صحنه ربوده شدن بنیتا را باز سازی کرد. او نشان داد که چطور سارقان ماشین اش را در حالی کودک هشت ماهه اش روی صندلی عقب بود دزدیدند. در این صحنه‌سازی پدر بنیتا روی کاپوت جلوی ماشین پرید و توضیح داد که سارقان چند متر او را در حالی که از کاپوت ماشین آویزان بود کشیدند. با مشت چند با به شیشه زدم ولی ولی کار ساز نبود -در این لحظه این مرد باتوجه به ناراحتی که داشت به شیشه ماشین مشت زد که شیشه شکست- و از روی ماشین زمین افتاد و سارقان از محل حادثه فرار  کردند.
سردار عباسعلی محمدیان درحاشیه بازسازی صحنه ربودن بنیتا کودک ۸ ماهه، گفت: بلافاصله پس از اعلام خبر ربودن این کودک به سامانه ۱۱۰ رئیس کلانتری به همراه مأموران تجسس در محل حاضر شدند. یک ساعت بعد مامور پلیس آگاهی در کلانتری حاضر و تحقیقات خود را از همان مکان آغاز کرد.وی ادامه داد: بخشی از اقدامات پلیس ظاهری است که مردم آن را می‌بینند و بخشی دیگر سری و از طریق سیستم‌ها انجام می‌شود.
به گفته‌ رئیس پلیس آگاهی تهران سارقان پس از سرقت خودرو برای رسیدن به محل سکونت خود مسیری کوتاه را انتخاب کردند که از جلوی هیچ دوربین ترافیک و ثبت سرعت عبود نکردند. این درحالی است که ما تمام دوربین‌های سطح شهر را ۲۴ ساعته رصد می کردیم.
محمدیان در مورد نحوه شناسایی عاملان اصلی این حادثه گفت: در حالی که اقدامات پیچیده پلیس ادامه داشت فرد ناشناسی با پلیس تماس گرفت و اطلاعاتی را در اختیار ما قرار داد. با پیگیری‌های انجام شده مأموران درآن محل حاضر و نفر اول را دستگیر کردند که او در بازجویی‌ها مدعی شد سرقت کار فرد دیگری است.
وی ادامه داد: ماموران برای دستگیری فرد دوم وارد عمل شدند اما او متواری شده بود. سرانجام ساعت ۲۲ سه شنبه شب محل اختفای این فرد پیدا شد. پس از ورود ماموران به محل آنها با پوشک بچه و شیر خشک رو به رو شدند که ما امیدوار شدیم کودک زنده باشد اما این وسایل متعلق به نوزاد پسری بود که برادرزاده متهم بود.
رئیس پلیس آگاهی تهران با اشاره به اینکه متهم در همان محل دستگیر اما منکر ربودن بنیتا شد، افزود: سرانجام این فرد لب به اعتراف گشود و محل رها کردن خودرو را اعلام کرد. با حضور ماموران مشخص شد شیشه‌های خودرو بالا است وا ین کودک جانش را از دست داده است. سارقان یک و نیم ساعت پس از سرقت خودرو را رها کرده و به دلیل اینکه از مقابل هیچ دوربینی رد نشده بودند ردی از آنها به دست نیامد.
محمدیان در مورد پی جویی‌های پلیس برای کشف این پرونده گفت: ما ۳۵ سرفصل را در دستور کار خودداشتیم و حتی در ۸ استان دیگر موارد مشکوک اعلام شد که همکاران ما در این استانها به بررسی اطلاعات مردم پرداخته و پس از احراز هویت معلوم شد هیچ کدام از آنها بنیتا نیستند.
وی در مورد انتشار خبر گم شدن بنیتا در فضای مجازی گفت: باید فضای مجازی را یک فرصت بدانیم و ما قصد داشتیم روز شنبه اطلاعیه‌ای را در فضای مجازی به کمک رسانه‌ها منتشر کنیم اما خانواده آنها زودتر این کار را انجام دادند. برای جلوگیری از دوباره کاری اطلاعیه ای را صادر نکردیم. باید بدانیم که فضای مجازی یک فرصت است و تمام اطلاعاتی که از این طریق به دست پلیس رسید بررسی شد.
رئیس پلیس تهران در مورد اینکه گفته می شود عامل اصلی این حادثه با وثیقه آزاد بوده است، گفت: از اتهام این فرد اطلاعی نداریم چرا که پرونده‌اش در پاکدشت مورد رسیدگی قرار گرفته است.وی گفت: معاون جنایی پلیس آگاهی داوطلبانه مرخصی اش را لغو کرد و در همان روز پنجشنبه اقدامات وسیع پلیس آغاز شد. ما انتظار تعریف از پلیس را نداریم و همین که این متهمان دستگیر شده‌اند برای ما کافی است.
محمدیان در پایان به شهروندان توصیه کرد خودروی روشن را در حالی که کودک درون آن است رها نکنند چرا که در گذشته پرونده‌هایی داشتیم که افراد برای خرید خودرو را به همراه کودک رها کرده‌اند و سارق دست 
به سرقت زده است.

 

مردم سالاری

ساز و کارهای سند « 2030» برای آموزش جنسی

  گروه اندیشه info@khorasannews.com این مقاله، گزیده ای از متن سخنرانی دکتر سیدمجید صابری فتحی، عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی است که به تازگی در «کارگروه تربیت جنسی و عفاف گرایی» گروه تعلیم و تربیت اسلامی پژوهشکده مطالعات اسلامی این دانشگاه ایراد شده است. برای رعایت اختصار، پی نوشت ها و منابع مقاله از متن پیش رو حذف شد، اما خوانندگان علاقه مند می توانند برای مطالعه مقاله به همراه پی نوشت ها و منابع، به سایت روزنامه خراسان به آدرس «www.khorasannews.com» مراجعه کنند. با مطرح شدن موضوع «سند 2030» وبا توجه  به واکنش های به وجود آمده، این سؤال مطرح می شود که چرا سند 2030 حساسیت برانگیز شده است؟ در این مقاله به روشی علمی و بدون داوری، این سند مورد کاوش و بررسی قرار خواهد گرفت تا به این سؤال تاحدودی پاسخ داده شود. سند 2030 یا اعلامیه اینچون در کره جنوبی در سال  2015 ،دارای پیشینه ای از حدود سال 1990 میلادی در یونسکو و مراکز سازمان ملل است که در نتیجه، آن را دارای پیچیدگی زیادی کرده است. پیچیدگی در این اعلامیه، با اشاره ها و ارجاع های زنجیره‌ای به سندهای متعددی ایجاد شده است که صفحات آن ها بالغ بر هزاران می شود. در بند 2 این سند به اجلاسیه های قبلی اشاره شده است، مانند اجلاسیه های برگزار شده برای آموزش در داکار  (2000م) و جومتین تایلند (1990م)، و به کلیه اجلاسیه‌های منطقه ای و بین المللی برای حقوق، آموزش و ارتباط آن ها با حقوق بشردلالت های الزام آور و تحفظ ناپذیر برخی عبارات در متن این اعلامیه، ارجاعات با لغت «reaffirm» از «affirm» به معنای «به طور قوی حمایت و دفاع کردن»؛ «بیان چیزی به صورت یک واقعیت» است. در این جا «واقعیت» (ترجمه واژه fact)، به معنی امری است که دلیل تجربی دارد و قابل انکار نیست؛ مانند واقعیت «آتش می سوزاند» که اگر کسی بگوید باور ندارم، انتظار می‌رود واهمه‌ای از بابت بردن دست خود درون آتش شمع یا شعله اجاق گاز نداشته باشد. بنابراین، بار معنایی کلمه «reaffirm» مفهومی بسیار قوی‌تر از ترجمه تحت اللفظی آن، یعنی «تأیید مجدد» یا «تعهد مجدد»، در ذهن کسی که زبان مادری او انگلیسی است، ایجاد می کند.واژه دیگری که در این متن مکرراً استفاده شده، «commit» و «commitment» است که آن گونه که در فرهنگ وبستر آورده شده، به معنای مُقیّد یا متعهد کردن به برخی چیزهاست. به عنوان مثال، هنگامی که قاضی حکمی مانند زندان می دهد با استفاده از فعل «commit» حکم را انشا می کند، برای مثال «committed to prison».یکی دیگر از واژه هایی که در بند 5 این متن استفاده شده «holistic» است که به معنای کلی گرایانه است. کلی گرایی در علوم و فلسفه به معنای کلیت و یکپارچگی است که قابل تفکیک به اجزا نمی باشد. معنای جمله ای که این واژه در آن به کار رفته، این است: «ما با احساس نیازی فوری به وجود یک برنامه آموزشی یگانه و احیا شده که کلی گرایانه، بلند پروازانه و غایت طلبانه است و همگان را در بر می گیرد متعهد می شویم. این نگاه جدید کاملاً از پیشنهاد SDG 4 [هدف چهارم توسعه پایدار] «اطمینان از یک آموزش جامع و منصفانه و ارتقای فرصت های یادگیری مادام العمر برای همه» و اهداف متناظر آن گرفته شده است. این [برنامه] منعطف و جهانی است و در آن به «کار ناتمام» برنامه EFA [«آموزش جهانی برای همه»] و اهداف مرتبط به آموزش(MDGs) [«اهداف توسعه هزاره»] توجه می شود و با چالش های آموزش جهانی و ملی رویارو می شود.» به عبارت دیگر، مطابق اذعان امضاکنندگان این سند، برنامه آموزشی مورد بحث غیرقابل تجزیه به اجزاست و باید به طور یکپارچه اجرا شود. همچنین در این جا به چند سند دیگر با ذکر نام و بدون ذکر نام ارجاع شده است که در ادامه به توضیح آن ها خواهیم پرداختارجاعات به سندهای مختلف برای مثال از ارجاعات به سندهای گوناگون در اعلامیه اینچون، در بندهای 3 تا 5 این اعلامیه می‌توان به ارجاعات به این سندها اشاره کرد: توافقنامه مسقط «آموزش جهانی برای همه»(EFA) ، اهداف آموزشیِ باز گروه کاری بر روی  «اهداف توسعه پایدار» (SDGs) ، گزارش گروه مراقبت جهانی آموزش (GEM) سال 2015 و گزارش سنتز منطقه ای آن ،اهداف توسعه هزاره (MDGs) و چارچوب عمل .هر کدام از این سندها دارای پیشینه هستند و اهداف و راهبردهایی را تعیین کرده اند. به عنوان مثال، در پیشگفتار گزارش مراقبت جهانی آموزش (GEM) آورده شده است که در اعلامیه اینچون کره‌جنوبی - که با شرکت 1600 نفر از 160 کشور جهان تأیید شده است - رهبری، هماهنگ کنندگی و مراقبت برنامه آموزشی 2030 به یونسکو واگذار شده است (اشاره به بند 17 اعلامیه اینچون). همچنین، در ادامه آمده است که اعلامیه اینچون از گروه مراقبت جهانی آموزش می خواهد تا مراقبت و گزارش مستقلی از هدف4 توسعه پایدار (SDG 4) و دیگر اهداف توسعه پایدار  در 15 سال آینده فراهم آورد. این پیشگفتار به امضای ایرنا بوکوا مدیر عمومی یونسکو است. درخور ذکر است در اکثر جداول «گزارش مراقبت جهانی آموزش» ، آماری از ایران وجود دارد که به معنای مورد مراقبت قرار گرفتن ایران است. در پاراگراف اول صفحه مشخصات نشر اثر (صفحه قبل از پیشگفتار) آمده است: این گزارش «از تلاش دسته جمعی اعضای گروه گزارش، سایر افراد، نمایندگی ها (آژانس ها)، مؤسسات و دولت ها حاصل شده است». همچنین اذعان شده که گروه گزارش مسئولیت محتوای متن را به عهده دارد که الزاماً وابسته به یونسکو و متعهد به آن نیست. در صفحه 291 گزارش مراقبت جهانی آموزش آورده شده است: «سلامت جنسی، تساوی جنسیتی و حقوق بشر به همدیگر مرتبط هستند. «کنفرانس بین المللی جمعیت و توسعه»، «برنامه عمل 1994» و دیگر توافقنامه های بین المللی مانند «منشور اوتاوا برای ارتقای سلامت» منعکس کننده این رابطه هستند و روشن کرده اند که آموزش جنسیتی باید در این حوزه ها ادغام شود (Haberland and Rogow, 2015). »همان گونه که ملاحظه می شود در جمله آخر این متن به مقاله (Haberland and Rogow, 2015) ارجاع داده شده است که در ادامه مورد بررسی قرار خواهد گرفت. اما قبل از آن لازم است پاراگراف بعدی گزارش را مرور کنیم. در این پاراگراف عنوان می شود که:«قوانین، سیاست ها، استراتژی ها، برنامه ها و مواد آموزشی در 28 کشور در آسیا و اقیانوسیه مرور شده است که تغییرات قابل ملاحظه ای در  مشکلات جنسیتی و تولید مثل را نشان می دهد. برخی کشورها شامل کامبوج، اندونزی، مالزی، تایلند و ویتنام «آموزش جامع جنسیت» را در دوره دبستان و متوسطه اجرا کرده اند، در حالی که برخی کشورها (برونئی، پاکستان و جمهوری اسلامی ایران) اجرا نکرده اند یا به‌گونه ای بسیار محدود اجرا کرده اند. «آموزش جامع جنسیت» در دبیرستان در 22 کشور از 28 کشور وارد شده است و 12 کشور در دبستان نیز آن را وارد کرده اند. » این عبارت نشان می دهد که ایران یکی از 28 کشور مورد بررسی مطابق سند «آموزش جامع جنسیت» است.در این جا همان گونه که در سطور قبل عنوان کردیم، مقاله (Haberland and Rogow, 2015) را که در «گزارش مراقبت جهانی آموزش» به آن ارجاع شده است، مرور می‌کنیم. عنوان این مقاله «آموزش جنسیت: گرایش های در حال ظهور در شواهد و تجارب» است. چکیده این مقاله این گونه آغاز می شود: «کنفرانس بین المللی جمعیت و توسعه»، برنامه عمل و قطعنامه های مرتبط مکرراً از دولت ها خواسته اند که برای نوجوانان و جوانان «آموزش جامع جنسیت» را فراهم آورند». در این مقاله بیان می شود که یک رویکرد توانمندساز از «آموزش جامع جنسیت» نوید توانمندشدن جوانان در محافظت از سلامت خود را می دهد. بنابراین، معلوم می شود که «آموزش جامع جنسیت» متنی است که در آن اهداف و راهبردهای آموزش جنسیتی توسط گروه های کاری یونسکو تدوین شده و در اختیار کشورها برای اجرا قرار گرفته استتجویز خودارضایی و همجنس گرایی در این مقاله، به مقالات و سندهای متعددی از یونسکو، یونیسف، سازمان ملل و غیره ارجاع داده شده است که خوانندگان علاقه مند برای کسب اطلاعات بیشتر می توانند به اصل مقاله مراجعه کنند. در این مقاله ارجاعات متعددی به «راهنمای تکنیکی آموزش جنسیت: راهنمای مدارس و معلمان»  داده شده است که توسط یونسکو، سازمان بهداشت جهانی و یونیسف منتشر شده است. در بخش آنالیز وضعیت آموزش جنسیت این مقاله به نقل از جلد دوم «راهنمای تکنیکی آموزش جنسیتی: راهنمای مدارس و معلمان»  آمده است: «نکته اساسی که پیشنهاد شده است که کودکان 5 تا 8 سال در آموزش جنسیتی فراگیرند این است که «برخی بیماری ها می توانند از فردی به فرد دیگری منتقل شوند». برای سنین 12-9 سال نکته مشابه این است که «قسمت عمده انتقال عفونت HIV از طریق دخول محافظت نشده در رابطه جنسی با یک شریک جنسی مبتلا به آن است».جلد دوم «راهنمای تکنیکی آموزش جنسیتی: راهنمای مدارس و معلمان»  پر از مطالبی این چنین است. همچنین در نسخه «راهنمای تکنیکی آموزش جنسیتی:  ارتباط جنسی مؤثر» ، برای کودکان 5 تا 8 سال به عنوان «مفاهیم کلیدی در ارتباط جنسی، جنسیت و دوره زندگی جنسی» توصیه‌هایی شده است. در این جا به عنوان مثالی از محتوای این سند، برخی از موارد آن که در قسمت دوم، صفحه 48 آورده شده است، ذکر می شود:«وقتی بدن ها لمس می شوند می توانند حس خوبی داشته باشند.لمس و مالش عضو تناسلی توسط خود فرد استمناء نامیده می شود.استمناء زیان آور نیست، اما باید به طور خصوصی انجام شود.»خلاصه ای از مطالب قسمت دوم «راهنمای تکنیکی آموزش جنسیتی: راهنمای مدارس و معلمان» در پنج صفحه با دادن ارجاع توسط سازمان بین‌المللی دیده بان خانواده با عنوان «راهنمای بین المللی در آموزش جنسیتی: معرفی آموزش جامع جنسیت» نیز آورده شده است. بنابراین، مشخص می شود دو مرجع متون «آموزش جامع جنسیت» هستند.در یادداشت ابتدای این متن به نقل از  دیده بان خانواده عنوان می شود که انتشارات سازمان ملل، یونسکو، یونیسف، بهداشت جهانی و غیره اذعان دارند که «کودکان دارای حق آموزش لذت جنسی، استمناء و همجنس گرایی، در میان چیزهای دیگر هستند». تا این بخش از مقاله تا حدودی با محتویات «آموزش جامع جنسیت» مورد نظر در اعلامیه اینچون 2015 آشنا شدیم. همچنین دانستیم که جمهوری اسلامی ایران جزو 28 کشور در آسیا و حاشیه اقیانوس آرام است که توسط گروه مراقبت جهانی آموزش (GEM) سند 2030 در مورد اجرای برنامه «آموزش جامع جنسیت» مورد داوری قرار گرفته اند. اما در مورد این که آیا «آموزش جامع جنسیت» توسط ایران اجرا شده یا نشده است - همان گونه که در سطور گذشته ملاحظه شد - متن گزارش گروه مراقبت جهانی آموزش (GEM) در مورد اجرا نشدن یا بسیار محدود اجرا شدن آن ابهام دارد و متون دیگر فقط اذعان به مورد بررسی و داوری قرار گرفتن ایران دارند که دلیلی بر اجرا شدن برنامه «آموزش جامع جنسیت» در ایران نیست. از این رو نیاز به شواهد و مدارک بیشتری در این زمینه هست که در ادامه به آن ها اشاره خواهد شد.در صفحه 3 مقاله (Haberland and Rogow, 2015) [3] که پیشتر از آن سخن به میان آمد، بررسی هایی مرتبط با این 28 کشور دارد و آن ها را به نتایج مطالعه ای تحت عنوان «مرور سیاست ها و استراتژی‌های اجرایی و افزایشی آموزش جنسیتی در آسیا و اقیانوسیه» - که توسط یونسکوی بانکوک چاپ شده است – ارجاع داده است. همان گونه که ذکر شد یکی از این کشورها ایران است. این گزارش در هفت فصل و 102 صفحه تنظیم شده است. تمرکز این گزارش بر آموزش جنسیتی در موضوعات HIV، سلامت جنسی و سلامت تولید مثل در سطح ملی، مدارس و جوانان است. متن این گزارش می تواند میزان دقیق همکاری و برنامه ها، سیاست ها و راهبردهای ایران در قالب «آموزش جامع جنسیت» یونسکو را به تصویر بکشد که مطالعه آن به کارشناسان مربوطه و علاقه مندان توصیه می شود. در این جا لازم است برای آشنایی خواننده ،برخی از مطالب ارائه شده در این گزارش  ذکر شود:در صفحه 44، «پیوست 1: تعداد و لیست اسناد مرور شده» ، جدولی وجود دارد که در مقابل نام هر کدام از این 28 کشور تعداد اسناد استفاده شده و تعداد اسناد شناسایی شده آورده شده است که این تعداد برای ایران به ترتیب 4 و 6 است. در ادامه این پیوست عنوان و مشخصات اسناد مرور شده برای هر کشور به تفکیک آورده شده است. متأسفانه عنوان و اطلاعات مربوط به اسناد مرور شده ایران آورده نشده است! در حالی که مشخصات کامل تمام اسناد مرور شده 27 کشور دیگر موجود است. البته در بخش «تشکر» این مرجع از یک نفر در یونسکوی ایران برای تشکر نام برده شده است. در صفحه 10 این گزارش از ایران به عنوان یکی از بیست کشوری نام برده شده است که از نظر HIV توسط یونسکو مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین در گزارش مراسم «نشست عالی‌رتبه مشورتی در زمینه آموزش ۲۰۳۰ در ایران»  به مناسبت رونمایی از سند ملّی آموزش ۲۰۳۰  ( ۲۰ آذرماه ۱۳۹۵) که در سایت یونسکو نمایندگی ایران وجود داشته و هم‌اکنون آن گزارش از روی این سایت حذف شده است به نقل از خانم ماکی هایاشی‌کاوا، هماهنگ‌کننده آموزش ۲۰۳۰ در منطقه آسیا و اقیانوسیه آمده است: «جمهوری اسلامی ایران، اولین کشور در منطقه آسیا و اقیانوسیه است که سند ملی آموزش ۲۰۳۰ را تهیه کرده است و اولین کشوری است که در طرح پیمایشی آموزش ۲۰۳۰ یونسکو [GEM] شرکت کرده است و این امر بسیار قابل تقدیر است.»در سایت یونسکو نیز گزارش مختصری از این جلسه وجود دارد که در آن خانم ماکی هایاشی‌کاوا به عنوان رئیس بخش کیفیت آموزش یونسکو در بانکوک – محل چاپ گزارش  – معرفی شده و «بررسی مختصری از اجرای هدف چهارم توسعه (SDG 4) در آسیا و اقیانوسیه ارائه داده است. همچنین، او در مورد چگونگی حمایت یونسکو به دولت های عضو در عملیسازی برنامه آموزش 2030 صحبت کرده است».در صفحه 59، «پیوست 5: آنالیز محتوای استراتژی ها و برنامه های ملی HIV»  جدولی هست که در آن بیان می‌شود هدف ایران وارد کردن برنامه مربوط به HIV برای جوانان در مدارس، در محتوای رسمی برنامه درسی، حساس کردن سیاست گذاران و افراد دیگر، همچنین پیوستن به بخش‌ها و عاملین دیگر است.در صفحه 61، «پیوست 7: آنالیز محتوای درسی»  جدولی هست که در آن بیان می شود ایران خارج از محتوای رسمی برنامه درسی و به صورت فوق برنامه و در برخی مناطق آموزش هایی در مورد سلامت جنسی و تولید مثل داشته است.در مقابل نام ایران در جدول صفحه 83که مربوط به استراتژی ها و برنامه ها درباره HIV است، در مورد «محتوای مرتبط با آموزش جنسیت» آورده شده است: «راهبرد و برنامه ملی، محدودیت های اجتماعی و فرهنگی در آموزش و ارتباطات جنسی امن تر را برجسته می کند. راهبرد تأکید دارد بر این که «سیاست گذاران، برنامه ریزان، گروه های کلیدی دیگر و عامه مردم باید در نگاه به این [موضوع] حساس شوند و پشتیبانی آن ها باید به ویژه در تعلیم مهارت های زندگی به جوانان و عامه مردم و همچنین امنیت روابط جنسی در گروه های پرخطر را ارتقا دهد». هدف 5 از راهبرد یک، وزارت آموزش و پرورش را در آموزش پیشگیری از HIV مسئول قرار داده است.اسناد یونسکو و سازمان ملل در این زمینه زیادند که در این جا به طور جزئی تعداد کمی از آن ها مورد بررسی محتوایی قرار گرفت. امید است که این مختصر توانسته باشد برخی ابهامات خوانندگان را در مورد سند 2030 برطرف کندمنابع
 [1] Incheon Declaration Education 2030, http://en.unesco.org/world-education-forum-2015/incheon-declaration
[2] UN Educational, Scientific and Cultural Organisation (UNESCO), Global Education Monitoring Report Education For People And Planet: Creating Sustainable Futures For All, 2016, http://unesdoc.unesco.org/images/0024/002460/246045e.pdf


[3] Nicole Haberland, Deborah Rogow, 2015, Sexuality Education: Emerging Trends in Evidence and Practice, Journal of Adolescent Health, Volume 56, Issue 1, Pages S15-S21
[4] UN Educational, Scientific and Cultural Organisation (UNESCO), International technical guidance on sexuality education, Volumes 1 and 2. Paris: United Nations Educational, Scientific and Cultural Organization, 2009, unesdoc.unesco.org/images/0018/001832/183281e.pdf
[5] UN Educational, Scientific and Cultural Organisation (UNESCO), International Guidelines on Sexuality Education: An evidence informed approach to effective sex, relationships and HIV/STI education, June 2009, ED-2009/WS/36 (CLD 1983.9), available at: http://www.refworld.org/docid/4a69b8902.html [accessed 5 July 2017]
[6] Family Watch International, The International Guidelines on Sexuality Education: Comprehensive Sexuality Education Defined, http://www.familywatchinternational.org/fwi/documents/fwipolicybriefunesco2ndREVISION.pdf
[7] UNESCO Bangkok. Review of policies and strategies to implement and scale up sexuality education in Asia and the Pacific, Available at: http://unesdoc.unesco.org/images/0021/002150/215091e.pdf. Accessed January 15, 2013.
[8] سند سازمان ملل، دگرگون­ساختن جهان ما: دتسور کار 2030 برای توسعه پایدار
 A/RES/70/1، مترجم مهرناز پیروزنیک، https://www.un.org.ir/images/Documents/20170529sdg.pdf
[9] Resolution adopted by the General Assembly on 25 September 2015, A/RES/70/1, Transforming our world: the 2030 Agenda for Sustainable Development, http://www.un.org/ga/search/viewm_doc.asp?symbol=A/RES/70/1
[10] سازمان پژوهش و برنامه­ریزی آموزشی،  21/05/1394، آموزش و پرورش با کیفیت (بیانیه اینچونhttp://www.oerp.ir/print/1517

خراسان

 

به کانال سرزمین جاوید بپیوندید : telegram.me/sarzaminjavid