محل تبلیغ شما
در روز درخت کاری، نهال نکاریم!

تاریخ خبر: 1395/12/15 14:17:08

در روز درخت کاری، نهال نکاریم!

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

 

در روز درخت کاری، نهال نکاریم!

ماه  همه را یاد روز درختکاری می اندازد. روزی که در ایران معمولاَ روسای ادارات منابع طبیعی از کاشت هزاران اصله نهال خبر می دهند، در گفتگو با رسانه ها آمار می دهند که چطور با کمک دانش آموزان و بسیجیان و فعالان محیط زیست و منابع طبیعی در عرصه های پهناوری نهال کاشته اند. امسال شهرداری تهران نیز در شبکه های اجتماعی جریانی را راه انداخته است که هر کس به آن بپیوندند شهرداری از طرف او نهالی در شهر می کارد.

غرس نهال توسط مقام معظم رهبری یکی از برنامه هایی است که ایشان در اسفندماه در دستور کارشان می دهند و همیشه این سنت را حفظ کرده و نهالی می کارند. کاشت نهال توسط عالی ترین مقام کشور شاید از بسیار معدود برنامه هایی باشد که علیرغم مشغله های بسیار در حوزه اجتماعی هر ساله در آن مشارکت می کنند. 

ایشان سال پیش در حاشیه کاشت یک نهال در این روز فرمودند: « در شرع مقدس اسلام و در احاديث ما، به مسئله‌ى درخت و نگهدارى درخت و جلوگيرى از قطع كردن درختان توصيه شده. خب، حالا اين يك توصيه‌ى اسلامى است. امروز همه‌ى مردم دنيا هم به اين مسئله توجه دارند و شايد بشود گفت كه هميشه مردم و جوامع بشرى به مسئله‌ى درخت اهميت ميداده‌اند. منتها من گلايه‌اى كه بايد بكنم از مجموع مسئولينِ مسئله‌ى درخت و درختكارى و جنگل و اين چيزها، اين است كه ما اينجا دانه دانه درخت ميكاريم، اما صدها صدها و هزارها هزارها درخت در جاهائى كه نبايد قطع شود، بى‌جهت قطع ميشود؛ اين خيلى اشكال بزرگى است كه وجود دارد».

 

اما چرا علیرغم این همه آمار از کاشت موفق نهال، فضای سبز شهرها هر روز کمرنگ تر می شود، ریزگردها هر روز راحت تر توی ریه شهروندان رسوب می کنند، آلودگی هوا گسترده تر می شود و کارشناسان از کاهش سرانه فضای سبز خبر می دهند؟

طبق آمارهای هر ساله اگر نیمی از نهال هایی که در همین تهران در ده سال گذشته در روز درختکاری کاشته شده، به ثمر می رسید الان به جای شهر تهران باید از جنگل تهران می نوشتیم! شهری گم شده لابلای انبوه درختان! اما چرا این اتفاق نمی افتد؟

 

«کاشت» تنها یک قدم پروسه درخت شدن است و از آن مهمتر «داشت» است که انگار خیلی اهمیت ندارد! برای اینکه نهالی به درختی تبدیل شود که سایه و میوه ای داشته باشد پروسه طولانی و با اهمیت «داشت» را باید با حساسیت بیشتر پی گرفت. مرحله ای که گاهی به دلیل فقدان آب، گرمای بیش از حد، کاشت غلط، خاک نامناسب، انتخاب گونه غیربومی، قطع و تخریب توسط انسان و ... نهال را جوان مرگ می کند و از میان هزاران نهالی که هر ساله روی کاغذ آمارشان اعلام می شود، اندک تعدادی از آنها به درخت تبدیل می شوند.

این اتفاق در شهرستان ها در ابعاد گسترده تری رخ می دهد. نگارنده در دوران تحصیل بارها در این روز از سوی مدرسه برای آبادانی دشت و دمن در روز درختکاری اعزام شده ام و شاهد بوده ام که نهال ها را چطور با عجله و شتاب در جاهایی می کارند که گاهی اصلاً امکان آبیاری آنها وجود ندارد یا بعد از کاشت توسط دام ها بلیعده می شوند!

 

ضمن احترام بسیار عمیق برای فعالان این عرصه، خوب است که یکی دو سال هزینه ای برای کاشت هیچ درختی در قالب این طرح های جهادی صرف نکنیم و به جایش روی «داشت» کاشته های قبلی تمرکز کنیم.

نهال های کاشته شده روی کاغذ و در گفتارهای سخنرانان نه سبز می شوند و نه سایه دارند و نه میوه ای می دهند. 

 

قلع و قمع هرگونه درختکاری غیرمجاز در حریم تخت جمشید

به گزارش ایلنا به نقل از روابط عمومی اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری فارس، سعید صفرزاده اظهار داشت: با توجه به ضوابط و قوانین حریم درجه یک میراث جهانی تخت‌جمشید هرگونه صاف کردن، درختکاری، کندوکاو، ایجاد تاسیسات و امثال آن در حریم درجه یک این مجموعه ممنوع است. 
 
رئیس اداره میراث فرهنگی‌صنایع دستی و گردشگری مرودشت از قلع و قمع درختکاری‌غیرمجاز در حریم درجه یک تخت جمشید به مساحت 5000 مترمربع واقع در محور اصلی‌مجموعه جهانی‌تخت‌جمشید خبر داد.
 
وی افزود: محدوده درجه یک دارای لایه‌های فرهنگی و تاریخی است که باید حفظ و حراست شود همچنین هرگونه ساخت و ساز و تخلف در حرائم میراث فرهنگی توسط بخش حقوقی این اداره پیگیری و نسبت به آن اقدام قضایی می‌شود.
 
مسئول اداره میراث فرهنگی مرودشت بیان‌کرد: سامانه 1801 برای ارائه گزارشات مردمی درباره تخلفات در حریم میراث فرهنگی شهرستان مرودشت فعال شده و آماده دریافت مشارکت‌های مردمی برای حفظ حریم مجموعه جهانی تخت‌جمشید است.

روز درختکاری یا درختداری

 با توجه به اختلاف نظر در به رسمیت شناخته شدن روز عشاق ایرانی یا فرنگی

 

15 اسفند هر سال روز درختکاری در ایران است که با هفته منابع طبیعی آغاز می‌شود. در این هفته جنب و جوش فراوانی برای کاشت درخت، حضور مقامات در پشت دوربین و نمایش درخت دوستی و طبیعت دوستی دیده می‌شود. بسیاری از گروه‌های اجتماعی از بچه‌های مدرسه گرفته تا سمن‌های محیط‌زیستی به کوه و دشت می‌روند و نمایش درختکاری را اجرا می‌کنند.
سابقه تاریخی روزی به نام درخت به اواخر قرن شانزدهم میلادی بر می‌گردد که شهردار روستای موندوندو در اسپانیا چنین روزی را پایه‌گذاری کرد. در امریکا نیز 10 آوریل، از سال 1872 به عنوان روز درخت (Arbor day) جشن گرفته می‌شود. روز درخت یا درختکاری در بسیاری از کشورهای جهان، بسته به نوع آب و هوایی که دارند، برگزار می‌شود.

بر اساس اطلاعات منتشره در رسانه‌ها هر سال میلیون‌ها نهال در سراسر ایران توسط شهرداری‌ها و ادارات منابع طبیعی به همین مناسبت بین مردم توزیع و کاشت آنها به نمایش گذاشته می‌شود. اگر چه از تعداد نهال‌هایی که در سال در کشور و تهران کاشته می‌شود اطلاع دقیقی نیست، ولی براساس اخبار منتشره یکی از مسئولان شهرداری تهران اخیراً خبر از کاشت ۱۰ تا ۱۲ میلیون اصله نهال در سال فقط در شهر تهران داده است. در یک جستجوی ساده در گوگل می‌توان دهها خبر مشابه از کاشت و توزیع ارقام نجومی نهال درخت در سراسر کشور پیدا کرد.

اینکه شهرداری‌ها و سازمان جنگل‌ها و مراتع و مردم به کاشت درخت علاقه‌مندند بسیار خوشحال‌کننده است. اما این سؤال به ذهن می‌آید، چرا با وجود این همه کاشت نهال تغییر محسوسی در پوشش درختی شهرها مشاهده نمی‌شود و به عکس هر سال از تعداد درختان کاسته شده و شهرهای ما از سبزی دورتر و دورتر می‌شوند. با یک حساب سرانگشتی اگر رقم 5 میلیون درخت کاشته شده در تهران را درست فرض کنیم و حداقل سطح پوشش ایجاد شده برای هر درخت را فقط 5 متر مربع در نظر بگیریم، انتظار است که درختان کاشته شده یک سال تهران جنگل انبوهی به وسعت 25 کیلومترمربع ایجاد کنند و در طی 10 سال شهر دارای 250 کیلومتر مربع جنگل باشد. با توجه به وسعت 700 کیلومتر مربعی تهران و اینکه بخش عمده آن را ساختمان و خیابان اشغال کرده است، باید تا به حال این تعداد درخت کاشته شده در شهر سیمای یک جنگل انبوه حاره‌ای به شهر می‌داد. ولی چرا چنین نیست؟ 

چرا حتی درختانی که سال‌ها در حاشیه خیابان‌هایی مانند ولی‌عصر بودند و به نوعی برای شهر تهران هویت تاریخی و طبیعی محسوب می‌شدند هر روز کمتر و کمتر می‌شوند؟ چرا سالانه دهها میلیون نهال، علیرغم کمبود منابع آبی در نهالستان‌ها تولید می‌شوند فقط برای چند روز نمایش به کار می‌آیند و خبری از موفقیت استقرار آنها و تبدیل آنها به درخت و جنگل نیست؟ آیا هدف از درختکاری گسترش فضای سبز است یا نمایشی که به قیمت جوانمرگ کردن میلیون‌ها نهال در چند روز منجر می‌شود. نکند درختکاری هدفش را گم کرده و مانند خیلی کارهای دیگر مانند سد‌سازی که در ابتدا به بهانه‌اش تأمین و ذخیره آب بود، در نهایت تبدیل به صنعتی درآمد‌ساز برای سدسازان شد، درختکاری هم مسیر خود را در راه درآمد تولید‌کنندگان نهال گم کرده باشد. برای درک بهتر گردش مالی تولید نهال، اگر قیمت هر نهال را فقط 5 هزار تومان فرض کنیم و گفته مسئولان شهرداری در کاشت 10 میلیون نهال در تهران را قبول کنیم، هر سال فقط در تهران 50 میلیارد تومان صرف خرید نهال می‌شود. اگر چه این رقم برای مدیران شهری تهران که فقط برای رفع چکه آب تونل توحید 12 میلیارد تومان خرج می‌کنند یا برای ساخت پل‌ها و تونل‌های شهری هزاران میلیارد تومان اختصاص می‌دهند رقم ناچیزی است، ولی عمق فاجعه زمانی عیان می‌شود که بودجه واقعی مهم‌ترین نهاد حفظ محیط‌ زیست کشور بسختی تا 100 میلیارد تومان در سال می‌رسد. سازمانی که وظیفه‌اش حفظ و حراست از 10 درصد مساحت ایران و همه زیستمندان آن و کل محیط‌‌ زیست شهری است.


درختداری به جای درختکاری
بنابر مشاهدات و مستندات، سالانه ده‌ها و شاید صدها میلیون‌ها درخت طبیعی کشور بر اثر دخالت در منابع آبی، پروژه‌های عمرانی شهری و بین شهری (بخصوص جاده سازی)، تغییر کاربری اراضی، شهرسازی، زمین‌خواری، جنگل تراشی، آتش سوزی، آفات و سموم ناشی از رفتار غیرمسئولانه مردم و دولتیان سرنوشتی جز مرگ ندارند. حتی درختکاری‌های غیر علمی گاهی خود عامل تخریب سرزمین و نابودی جنگل‌های طبیعی شده است.

مثال بارز آن هجوم دهشتناک درخت کهور امریکایی (سمر) در جنوب است که با سرعت در حال نابودی گونه‌های بومی جنوب کشور است و متأسفانه سازمان مسئول نه تنها هیچ اقدامی جهت کنترل این آفت خطرناک انجام نداده بلکه همچنان همان مسیر نادرست را ادامه می‌دهد و مدعی است که با درختکاری ریزدگردها را درمان می‌کند.

هیچ تردیدی در زیبایی و اهمیت روز یا هفته‌ای به نام درختکاری و منابع طبیعی نیست. هیچ شغلی هم قشنگ‌تر از نمایش رویش درخت و شادابی طبیعت نیست. اما باید حق داد که با این همه بی‌مهری‌هایی که سال‌ها به طبیعت ایران و نماد سرفرازی آنها یعنی درختان شده است، به چنین مراسمی بدبین بود و از مردم و حتی مسئولان خواست که روز درختکاری را به روز درختداری تبدیل کنند. روزی که در آن به ندای هزاران ایرانی که نمی‌خواهند با تله کابین سازی، جنگل ناهار‌خوران نابود شود گوش داد. به ندای آنهایی که سال‌ها به منابع طبیعی استان مرکزی می‌گویند که آبخیزداری شما باعث خشک شدن رودخانه اراک شده و صدها هزار درخت حاشیه این رودخانه خشک شده و حقابه تالاب میقان به عنوان مهمترین منبع تولید ریزگرد به خاطر ندانم کاری چند نفر کارنشناس و آب بند ساز تبخیر می‌شود گوش داد. به ندای شهروندانی گوش داد که هر روز خبر خشک کردن باغات تهران و تبدیل آنها را به برج و آپارتمان و یا تبدیل رویش‌ گاه های طبیعی خودگردان شهری را به رویش‌گاه‌های مصنوعی فریاد می‌زنند توجه کرد. به ندای متخصصانی که سال‌ها فریاد می‌آورند دام‌های کشور تا سه برابر ظرفیت مراتع است و این هه دام به هیچ نهالی - بخصوص در زاگرس و البرز- اجازه نمی‌دهد که رشد کرده و جنگل را سرپا نگه دارد گوش داد. این بی‌توجهی چنان عمیق است که موجب گلایه رهبر انقلاب شده است که با صراحت اعلام می‌کنند که حتی به بهانه ساخت حوزه علمیه نیز نباید به جنگل تعدی کرد.

نکته مهم دیگری که به عنوان گیاه‌شناس بایستی تأکید کنم این است که کاشت درخت در هر جایی و با هر گیاهی نشانه خدمت به طبیعت نیست. اگر اکوسیستمی به دلیل فقدان آب لازم یا نداشتن عمق مناسب یا کیفیت خاک، مستعد درختکاری نیست، کاشت درخت جز تخریب زیستگاه و لگد مال کردن و ناپایداری زمین، بخصوص در شیب‌های تند، نتیجه‌ای ندارد. لذا ابتدا باید با تغییر نام درختکاری به روز درختداری یا «روز درخت» به مردم و مسئولان یادآوری کرد که حفظ درختان، بخصوص درختان خود رو در اولویت است و دوماً در کشوری که بخش عمده آن فاقد پوشش درختی است، باید با نگاه جامع به طبیعت هر آنچه نشانه رویش و سرسبزی است مورد احترام و توجه قرار گیرد. اگر نگاه مدیریتی کشور به حفظ طبیعت متمرکز شود نیازی به هزینه‌های سنگین برای ایجاد پوشش درختی دست کاشت نیست. دخالت‌های مهندسی در طبیعت از هر نوعی که باشد، هرگز با مهندسی خالق قابل جایگزینی نخواهد بود.

 

مظلومیت محیط زیست ایران

 با شهید شدن سه محیط‌بان در دو روز زنگ خطر بحران در مناطق تحت حفاظت سازمان حفاظت محیط زیست به صدا در آمده است. راستی چرا دستگاههای عریض و طویل امنیتی و قضایی نمی‌توانند جلوی اشرار شکارچی را بگیرند که در این ماه مبارک دست به چنین جنایت هایی می‌زنند؟ آیا وقت آن فرا نرسیده این بحران را جدی گرفت تا بیش از این دلاوران مظلومی که سال‌هاست با کمترین امکانات و حقوق از ته مانده طبیعت ایران حفاظت می‌کنند قربانی نشوند؟

 

شهید شدن 3 محیط بان در دو روز نشان از جنگی نابرابر در مقابل مظلوم‌ترین پاسداران محیط زیست ایران دارد. محیط بانانی که در دفاع از خود جرات استفاده از اسلحه را ندارند، چون از احکام سنگینی می‌ترسند که ممکن است برای آنها حکم قصاص صادر شود. نمونه آن دو محیط‌بانی بود که سالها در انتظار اعدام بودند و با تلاش و پرداخت هزینه سنگینی توسط خیرین و دوست داران محیط زیست در روزهای آخر سال گذشته جانشان نجات پیدا کرد. محیط‌بانانی که با کمترین حقوق و امکانات در سخت‌ترین شرایط از ته مانده طبیعت ایران دفاع می‌کنند. این کشتار بی رحمانه نیاز به بررسی دقیق و دور از احساس دارد. نیاز به همفکری همه دوستداران و متخصصان محیط زیست و حقوقدانان دارد که بلاخره تا کی باید در این مصاف نابرابر خون این عزیزان به این راحتی بریزد.

آیا نباید در شیوه حفاظت تغییرات اساسی داد؟ آیا دادن منطقه‌ای بزرگ به دست چند محیط‌بان که اسلحه آنها حتی به اندازه چوب دستی هم کارایی ندارد، کار درستی است؟

به یاد می‌آورم زمانی که بحران آتش سوزی پارک ملی گلستان بود و "اولین" و "تنها" جلسه کارگروه نجات در سازمان حفاظت محیط زیست تشکیل شد، پیشنهاد دادم که بهتر است مدیریت پارک ملی گلستان و به عنوان پایلوت و یک منطقه در هر استان را به صورت هیئت امنایی اداره کرد. منظورم تشکیل هیئت امنایی از همه دستگاه‌های مسئول، سازمان‌های مردم نهاد، متخصصان ملی و محلی و نمایندگانی از مردم محلی، دامداران و شکارچیان بود تا کم‌کم حس تعلق آن منطقه به مردم منتقل شود و تابوی دولتی بودن بشکند. متاسفانه بعد از ترک جلسه معاون خانم ابتکار گفت که رئیس سازمان با این پیشنهاد موافق نیستند.

آقای مهندس درویش در اواخر 1393 هم اتاق فکری درست کرد که متخصصان برجسته محیط زیست موضوعات مهم را بررسی و راهکارهای لازم را به رئیس سازمان ارائه دهند. در چند جلسه‌ای که تشکیل شد 9 موضوع مهم مورد توافق اعضا قرار گرفت که اتفاقا یکی از آنها بررسی راهکارهای جدید حفاظت مناطق بود. درست تابستان گذشته که من به خارج رفته بودم، این کارگروه به دلیل اختلافات درونی مدیران در سازمان حفاظت محیط زیست متلاشی شد.

مظلومیت محیط زیست ایران به این دلیل است که بیش از سه دهه مسئولین رده‌های بالای محیط زیست از جنس محیط زیست نیستند، دستگاه‌های ویرانگر محیط زیست در دولت دست بالا را دارند و هر بلایی را به راحتی به سر محیط زیست می‌آورند. سازمان هم با این مدیران کم آشنا به کار خود و با بودجه کمی که در اختیارش است توان نوسازی و اصلاح خود را ندارد، این هم نتیجه اش است. برای ما می‌ماند فقط مرثیه سرایی و تسلیت.

 

ترامپیسم و ریزگردها

 پدیده ریزگردها که متاسفانه این روزها هموطنانمان در استان خوزستان را دچار کرده، حاصل تسلط نگاه توسعه ناپایدار است. این نگاه ریشه در توسعه آمریکایی دارد که نمود بی پرده آن در چهره دونالد ترامپ مشاهده می‌شود.

 

اغلب سدهای ایران هم به عنوان عامل اصلی فاجعه ریزگرد در دهه 50 شمسی توسط شرکت‌های آمریکایی جایابی و طرح ریزی شده‌اند. مدافعین این سدها افتخارشان جایابی آنها توسط شرکت‌های آمریکایی است. غافل از اینکه نگاه توسعه‌ای آمریکایی یا ترامپیسم نتیجه‌اش برای کشور خشکی چون ایران جز تخریب محیط زیست چیز دیگری نیست. اگر چه امیدی به گوش شنوا نیست، ولی تنها راه نجات محیط زیست ایران برداشتن دیوار سدها و بازگشت طبیعی چرخه هیدرولوژیکی به کشور بخصوص در استان خوزستان است.۲سال پیش در همین روزها آسمان خوزستان سیاه شد. گرد و خاک بخش وسیعی از استان و به‌خصوص شهر اهواز را فلج کرد.

براي نخستين بار بود كه مسئولان اعتراف كردند منشأ ريزگردها نه كشورهاي عربي، كه همين كشور خودمان است. رسانه‌ها موضوع را به‌شدت پوشش دادند و جناح‌هاي سياسي هم از پديده ريزگرد حسابي بهره بردند. همه هم قول شدند كه ريشه ريزگردها را بخشكانند. رئيس سازمان حفاظت محيط‌زيست وعده‌هاي زيبايي در زنده كردن هورالعظيم داد. بنا بود كه وزارت نيرو حقابه تالاب‌هاي خوزستان را بدهد، وزارت جهادكشاورزي هم آنقدر جنگل بكارد كه ريزگردي بلند نشود. وزارت نفت براي دكل‌هاي نفتي چاره‌انديشي كند و اينكه وزيرش جايزه ملي محيط‌زيست گرفت، حتما مي‌توان دلخوش بود كه حتما كاري مي‌كند.

اينكه بعد از 2سال دوباره طوفان ريزگردها با منشأ داخلي مجددا خوزستان را تيره كرده است، نمي‌تواند تأييدي بر مؤثر بودن و كفايت اقدامات و عملي شدن قول و قرارها در آستانه روز تالاب‌ها باشد. عملي شدن اين قول‌ها يعني تغيير در پارادايم 2 وزارتخانه قدرتمند نيرو و نفت است كه نون ابتدايشان شاه بيت آخر داستان توسعه در ايران است. توسعه‌اي كه در آن منافع كوتاه‌مدت بر منافع درازمدت ترجيح دارد. اما امسال كه ريزگردها آمدند، اخبار آن در ميان رويدادهاي خبرسازي چون درگذشت مرحوم هاشمي، حادثه پلاسكو و اين دست آخري هم كمدي ترامپ گم شده است. حتي رسانه‌هاي منتقد هم اينقدر سرشان شلوغ است كه سوژه‌هاي نويي چون سيل بلوچستان و تراژدي كولبران كردستان را به داستان خسته‌كننده و ملال‌آور ريزگردهاي خوزستان ترجيح مي‌دهند.

چه دلمان بخواهد و چه نخواهد، زنجيره حوادث اين چند هفته بدجوري به هم گره خورده‌اند. بعد از درگذشت مرحوم هاشمي، كمتر رسانه‌اي تمايل داشت نقدي بر كارنامه سازندگي آيت‌الله داشته باشد. ميراثي كه دكترين توسعه ناپايدار هم در آب و هم در صنعت را در ايران نهادينه كرد و حاصل آن رشد شركت‌هاي شبه دولتي-خصوصي شد كه منافع آنها در گرو ادامه همان روند نادرست توسعه ناپايدار است. ريزگردها به‌عنوان معلول خشك شدن تالاب‌ها حاصل ويراني كامل شبكه طبيعي هيدرولوژيك كشور در اثر سدسازي هستند. گره‌خوردن منافع شركت‌هاي سد ساز و تأمين آب جريان‌هاي رأي ساز، كوچك‌ترين شانسي براي تأثيرگذاري مشاوران دلسوز در تغيير مسير توسعه ناپايدار - با وجود آگاهي كامل مسئولان - نگذاشته است.

اين مصلحت‌انديشي‌ها دقيقا مشابه فروريختن ساختمان پلاسكو است. اگر مسئولان مربوطه پيش از رخ دادن واقعه در مقابل صاحبان پلاسكو سختگيري مي‌كردند و آنها را وادار به تمكين در مقابل قانون كرده بودند، شايد امروز حداقل 20خانوار داغدار نشده و اين همه خسارت مادي و روحي به كشور وارد نشده بود. توسعه و مديريت اگر با رعايت 3عامل سلامت، ايمني و محيط‌زيست (همان HSE) نباشد، عاقبتي بهتر از پلاسكو نخواهد داشت.

حل مشكل ريزگردها فقط يك راه دارد، آن‌هم رساندن آب به تالاب‌هاي خوزستان است به‌خصوص به شكل سيلاب طبيعي و اين امكان‌پذير نيست جز با برداشتن ديوار سدها. متأسفانه اميد زيادي ندارم در دنيايي كه ضد‌محيط‌زيستي‌ترين تاجر و كسي كه تازه مي‌خواهد قهرمان ديوار‌سازي‌ شود به رهبري قدرتمندترين كشور جهان رسيده است، بتوان آنهايي را كه هنوز افتخارشان جا‌يابي سدهاي ايران توسط شركت‌هاي آمريكايي است، متقاعد كرد كه براي سلامت هموطنان‌شان ديوار سدها را بردارند.

دکتر حسین آخانی، گیاه‌شناس و استاد دانشگاه تهران

 

روز درختکاری

عباسعلی نوبخت، معاون امور جنگل های سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری ‏کشور، و منصور باقرصاد رنانی، مدیرعامل سازمان مدیریت پسماند شهرداری تهران با حضور در برنامه روی خط خبربه بررسی این موضوع پرداختند: 

رنانی درباره تهدیدهای پسماند برای محیط زیست و راههای مدیریت آن گفت: پسماند تهدید نیست بلکه فرصت است باید از این فرصت به نفع کشور استفاده شود.

 

او افزود: از جمله نکات مهم برای دوری طبیعت از آلودگی پسماندها همکاری مردم در نریختن آب در زباله است، آب در زباله شیرابه تشکیل می دهدکه برای طبیعت بسیارخطرناک است و درختان را می خشکاند، کمک مردم در این بخش بسیار راهگشاست.

رنانی گفت: روشهای دفع زباله شامل استفاده از گازهای زباله سوز و زباله سوزو.. است.

او افزود: در آینده نزدیک کلنگ احداث زباله سوز 5500 تنی به زمین زده خواهد شد و در 2 یا 3 سال آینده این زباله سوز به بهره برداری می رسد.

رنانی گفت: مردم با تماس شماره های 1880و 137 شهرداری و سازمان هوشمند زمین سبز می توانند پسماندهای خشک را تحویل دهند.

نوبخت علت استفاده ناصحیح از پسماندها را نداشتن سیستم به روز مدیریت پسماند دانست و گفت: پسماندها باید مدیریت شوند و باید از سیستمی استفاده شود که کمترین تخریب را برای طبیعت داشته باشد زباله ها باید در منازل تفکیک شوند.

 

او درباره مدیریت در سازمان جنگل ها گفت: عوامل تخریب به دو دسته تقسیم می شوند: عوامل طبیعی وعوامل انسانی ، سازمان جنگل ها این توانمندی را دارند که اگر اعتبارات به میزان لازم تخصیص داده شود حداکثر توان را بگذارد تا طبیعت خوبی داشته باشیم.

نوبخت گفت: هر ساله تعداد زیادی درخت برای درختکاری به مردم تحویل داده می شود که مراقبت های 5 ساله بعد از کاشت درخت انجام می شود.

 

شبکه خبر

 

دعوت از مردم برای کاشت درخت در روز درختکاری/ تاکید بر ضرورت حفظ درختان موجود

رییس اداره محیط زیست شهر تهران ضمن دعوت از مردم برای کاشت درخت در روز درختکاری، تاکید کرد که حفاظت از درختان موجود اهمیت و ضرورت بیشتری نسبت به کاشت درخت دارد.

محمدحسین بازگیر، در گفت‌وگو با ایسنا، درباره اهمیت درختان در شهر گفت: درختان علاوه بر اینکه کیفیت هوا را افزایش داده و آلودگی‌ هوا را کاهش می دهند تولید اکسیژن کرده و زیستگاه حیات وحش هستند، همچنین کارکردهای زیبایی‌شناختی، دارند.

وی ادامه داد: همه این عوامل سبب می شود که برای درختان به عنوان موجودی با ارزش احترام قائل شویم و حفاظت از آنها را دراولویت برنامه‌های خود قرار دهیم. 

بازگیر با اشاره به اینکه 15 اسفندماه روز درختکاری است بیان کرد: ما از مردم دعوت می کنیم که برای درختکاری در این روز با محیط زیست همکاری کنند. از آنجا که درختکاری جزو اولویت‌ برنامه‌های ما در این روز است، هماهنگی‌هایی را با برخی از دانشگاه‌ها، مراکز خدماتی و تشکل‌های مردمی برای کاشت درخت داشته‌ایم.

رییس اداره محیط زیست شهر تهران با بیان اینکه با اداره منابع طبیعی درخصوص درختکاری در روز 15 اسفندماه هماهنگی های لازم صورت گرفته است اظهار کرد: هماهنگی های لازم برای کاشت درخت در پارک پردیسان انجام  شده است.

وی همچنین تاکید کرد: حفاظت از درختان موجود اهمیت و ضرورت بیشتری نسبت به کاشت درخت دارد و همه دستگاه ها باید برای حفاظت از درختان در سطح شهر تلاش کنند.

ایسنا

 

به کانال سرزمین جاوید بپیوندید : telegram.me/sarzaminjavid

حروف تصویر