محل تبلیغ شما
3 روایت جلسه با علی یونسی و امیرحسین مرادی

تاریخ خبر: 1399/4/28

3 روایت جلسه با علی یونسی و امیرحسین مرادی

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه شریف در سایت خود در متنی با عنوان «روایت یک جلسه» درباره‌ی جلسه‌ای با علی یونسی و امیرحسین مرادی دو دانشجوی این دانشگاه که از چند ماه پیش در بازداشت به‌سر می‌برند، روایتی را مطرح کرده‌اند.

به گزارش انصاف نیوز، متن نوشته‌ی سایت انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه شریف در پی می‌آید:

اولش، تصویر سیاه است. سیاهیِ مطلق نه. گُله‌به‌گُله چراغ‌های خیابان روشن است و فیلم را از تاریکیِ کامل درآورده. دو نفر با صورتِ پوشیده می‌آیند وسطِ قاب، چیزی را روی زمین می‌گذارند و به سرعت از کادر خارج می‌شوند. چند ثانیه بعد، تصویر پر می‌شود از نور زرد و سفیدِ انفجار، درست جلوی سردر وزارت ارتباطات. شما به وزارت ارتباطات اضافه کنید شعبه‌ی بانک، حوزه‌ی علمیه، پایگاه بسیج، وزارت کشور و مجتمع قضایی شهیدباهنر. اینجا و در این لحظه، ما روبروی کسانی نشسته‌ایم که اتهامشان، عاملیت در بیش از ۲۰ بمب‌گذاری و آتش‌افروزی در سطح شهر تهران است. کسانی که اتهامات را پذیرفته‌اند و تعداد عملیات‌های خرابکارانه‌شان، از عدد سن‌وسالشان بیشتر است!

***

بین «داور» و «خیام» هروله می‌کنیم و دنبال درِ ورودیِ ساختمانی هستیم که گفته‌اند برای جلسه باید بیاییم آن‌جا. از همان روزی که خبر بازداشت «امیرحسین مرادی» و «علی یونسی» منتشر شد، دانشگاه افتاد پیِ پیگیریِ پرونده. حاصلِ پیگیری‌ها خلاصه شد در یک نامه به رئیس قوه‌ی قضائیه و نتیجه‌ی آن نامه، ما را کشاند به جلسه‌ای با مسئولین دادستانیِ عمومی و انقلاب تهران. روزِ قبل، از معاونت فرهنگی تماس گرفتند و گفتند ساعت ۱۱، کاخ دادگستری باشید. ما هم راه‌افتادیم سمت میدان ارگ. این «ما» که می‌گویم یعنی نمایندگان انجمن اسلامی، جامعه اسلامی، انجمن اسلامی مستقل، شورای صنفی، بسیج دانشجویی و اساتید دانشگاه.

ترقی معکوس به سبک آلبانی‌نشین‌ها

چند دقیقه‌ای از ساعتِ یازده گذشته که ساختمان را پیدا می‌کنیم و می‌رویم طبقه‌ی اول، اتاق جلسات. آقای امین‌ناصری معاون امنیتی دادستان، آقای جعفری بازپرس پرونده و یک کارشناس امنیتی منتظرمان هستند. اولِ جلسه و بعدِ تعارفاتِ مرسوم، ناصری درباره‌ی ابعاد پرونده‌ی امیرحسین مرادی و علی یونسی توضیحاتی می‌دهد و بعد خودشان را صدا می‌کند بیایند داخل. اگرچه احتمال حضور بچه‌ها را می‌دادیم ولی خب بی‌تعارف، کمی غافلگیر می‌شویم. یونسی یک پیراهن زرشکی پوشیده و مرادی با یک بلوز سفید و آبی آمده. از این فاصله‌ی چندمتری جز این و البته گودیِ پای چشمِ هردویشان، چیز بیشتری نمی‌بینیم. یکی از اساتید به نمایندگی از هیات‌رئیسه‌ی دانشگاه شروع می‌کند و درخواست‌های روشنی دارد: حق انتخاب وکیل، اجازه ملاقات با خانواده‌ها و حداکثرِ بخشش و رافت اسلامی در قبال این دو دانشجو. بعدِ این صحبت‌ها، فیلم اتهاماتِ مرادی و یونسی را پخش می‌کنند. اول، ویدئویی می‌بینیم از تلویزیون مجاهدین خلق. ویدئویی که نشان می‌دهد تصویر مریم رجوی روی دیوار دانشکده‌های فیزیک و صنایع نصب شده و منافقین را حسابی ذوق‌زده کرده! توی فیلمشان نوشته‌اند «دانشگاه شریف، کانون شورشی ۶۷۵». هرکسی دنیا را یک‌طور می‌بیند و دنیا برای منافق‌ها، انگار مجموعه‌ای از کانون‌های شورش است. ویدئوی بعدی مفصل‌تر است. تصاویرِ دوربین‌های مداربسته‌ی ادارات و اماکنی که ادعا می‌شود یونسی و مرادی با بمب دست‌ساز به آن‌ها حمله کرده‌ و البته منافقین این ترقه‌بازی را با افتخار در رسانه‌هایشان منتشر کرده‌اند! دلم به حالِ پیرمردهای آلبانی‌نشین می‌سوزد. از سال۶۰ تا امروز حسابی ترقی معکوس کرده‌اند و اوج موفقیت‌شان در مبارزه با رژیم آخوندی(!) انفجار بمب دست‌ساز و شیطنت در دانشکده‌های دانشگاه ماست!

بازجویی ممنوع

فیلم که تمام می‌شود، بچه‌ها شروع می‌کنند به حرف زدن. کمی استرس دارند و انگار با جمع راحت نیستند. هنوز یخِ جلسه آب نشده. یونسی می‌گوید بخشی از اتهامات را پذیرفته و در این بمب‌گذاری‌ها مقصر بوده. بعد هم گریزی به اظهارنظرهای خواهر و برادرش در فضای مجازی می‌زند و صراحتاً می‌گوید اگرچه در حسن نیت خانواده‌اش شک ندارد، اما هیج مسئولیتی در قبال حرف‌های آن‌ها ندارد و پاسخگوی ادعاهای اعضای خانواده‌اش نیست. از اینجا به بعد، امین‌ناصری وارد سوال و جواب با بچه‌ها می‌شود و فضای جلسه را سنگین می‌کند. یکی دونفر از بچه‌ها، محترمانه از آقای معاون دادستان می‌خواهند اجازه دهد بچه‌ها اگر تمایل داشتند حرف بزنند تا تحت فشار و معذوریت قرار نگیرند. یونسی ادامه‌ می‌دهد و از نقش خودش در عملیات‌های خرابکارانه می‌گوید. ادعا می‌کند خانواده‌اش تحت فشار هستند. می‌گوید خواهر و برادرش نمی‌توانند به ایران برگردند. یونسی همانجا فی‌المجلس از امین‌ناصری پاسخ می‌شنود که ما هیچ کاری با خانواده‌ات نداریم و خواهر و برادرت اگر می‌خواهند برگردند، برگردند.

امیرحسین مرادی کمتر از یونسی حرف می‌زند و به نظر می‌رسد بیشتر از او کلافه و خسته است. او هم اتهامات را پذیرفته اما معتقد است این کارها نتیجه‌ی قرار گرفتنش در «یک روند» بوده. می‌دانم کلیشه‌ای می‌شود اما اینجا دقیقاً جایی است که باید نوشت پشیمانی توی چشم‌هایشان موج می‌زند. هم امیرحسین، هم علی.

خواسته‌های روشنِ ما

بعد از صحبت اولیه‌ی بچه‌ها، نوبتِ ماست. به ترتیب حروف الفبا اول نوبت نماینده‌ی انجمن اسلامی است، بعد انجمن مستقل، بعد هم نمایندگان بسیج و جامعه و شورای صنفی. درخواست‌های روشنی از قوه قضائیه داریم:

· امکان دیدار متهمین با خانواده‌ها

· امکان انتخاب وکیل برای متهیمن

· حداکثر رافت اسلامی در مواجهه با این پرونده

· در صورت امکان، آزادی بچه‌ها تا زمان دادگاه به قید وثیقه

· طی شدن مراحل منطقی و قانونی در بررسی پرونده

· اسیر نشدن در دام جوسازی‌ها و مظلوم‌نمایی‌ها

· عمل به وعده‌هایی که به خانواده‌ی متهمین داده شده است

بازپرس جعفری از اینجا وارد بحث می‌شود و درباره‌ی مطالبات ما نکاتی دارد. نگرانی‌اش از ملاقات یکی از متهمین با خانواده‌اش، نگرانی عجیبی نیست. دستگاه امنیتی نمی‌تواند به این خانواده‌ اعتماد کند. جعفری می‌گوید حرف‌هایی که به خانواده‌ی یکی از متهمین می‌زده را چندساعت بعد در شبکه‌های ماهواره‌ای رصد می‌کرده و چنین چیزی برای دستگاه قضایی یک معنای واضح دارد: آن‌ها قابل اعتماد نیستند. البته برای بچه‌ها امکان تماس تلفنیِ هفتگی با خانواده‌هایشان فراهم است، اگرچه گاهی روند تماس‌ها قطع می‌شود و این، بچه‌ها را عصبی کرده. درباره‌ی وکیل هم، بازپرس جعفری به تبصره۱ ماده ۴۸ «آیین دادرسی کیفری» اشاره می‌کند و می‌گوید بر اساس این قانون، وکیلِ امیرحسین و علی باید از فهرست مورد تایید قوه قضائیه انتخاب شود و تا وقتی قانون همین است، راه دیگری ندارند.

ماجرای نیمه‌شب

یکی دوتا سوال که از امیرحسین و علی می‌پرسیم، کم کم یخِ جلسه وا می‌رود و شروع می‌کنند به تعریف ماجرای بازداشت. قصه از یک شب بهاری آغاز شده. شبی که علی و امیرحسین، راه افتاده‌اند سمتِ مجتمع قضایی شهیدباهنر برای عملیات. دستور از سرپلِ منافقین رسیده و بچه‌ها باید اطاعت می‌کردند. هنوز درست و حسابی در موقعیت عملیات‌ ظفرمندانه‌ی خلق قهرمان علیه رژیم آخوندی(!) مستقر نشده‌بودند که تیم عملیاتی سر می‌رسد و بچه‌ها را با چند فقره بمبِ دست‌ساز، بازداشت می‌کند. آن‌ها البته بمب‌های بیشتری هم داشته‌اند که بعداً در بازرسیِ منزلشان کشف می‌شود. در واقع علی و امیرحسین را وسط یک عملیات خرابکارانه دستگیر کرده‌اند و خب، وسط عملیات هم حلوا خیرات نمی‌کنند. ماجرای دستگیریِ یونسی و مرادی، به زد و خورد رسیده و آن‌طور که کارشناس امنیتی می‌گوید، علی وسط عملیات، دست یکی از مامورین را گاز گرفته و می‌خواسته فرار کند. کارشناس امنیتی می‌گوید ماجرا آن‌طور که در شبکه‌های اجتماعی مطرح شده و خانواده‌ی یونسی دوست دارد روایت کند، نبوده. او می‌گوید پرونده‌ی این بچه‌ها، علاوه بر مدعی‌العموم، شاکی خصوصی هم دارد. یک خانمِ باردار که در اثر صدای انفجارهایی که یونسی و مرادی ترتیب داده‌اند آسیب دیده، از این دو نفر شکایت دارد و پرونده‌، پیچیده‌تر از چیزی است که تصور می‌شود.

بچه‌ها روایت‌شان از دستگیری را ادامه می‌دهند. بعدِ شکست در عملیات آخر و بازداشت، بچه‌ها را برده‌اند توی اتاق‌هایی که به تعبیر خودشان «سوئیت» بوده و به تعبیر ما «زندان انفرادی»! حدود دو ماه در این اتاق‌ها زندانی بوده‌اند و از آن‌جا رفته‌اند بند ۲۴۰ اوین و بعد هم بند ۲۰۹٫ ماجرای ابتلای علی به کرونا هم واقعیت نداشته و آن‌طور که علی توضیح می‌دهد، قضیه فقط یک احتمال از جانب خود علی بوده که در یکی از مکالمات تلفنی به خانواده‌اش گفته:«فکر کنم کرونا گرفتم و خوب شدم.»

پشیمانیم، ببخشید

ادامه‌ی جلسه به گپ‌وگفتِ ما و علی و امیرحسین می‌گذرد. بچه‌ها درخواست‌هایشان را می‌گویند. یونسی تاکید می‌کند حاضر است تعهد بدهد و اگر دوباره دستگیر شد، درجا حکم اعدام را بپذیرد! علی می‌گوید خانواده به حضورش نیاز دارد و باید کنار پدرومادرش باشد و اگر امکانش هست، او را ببخشند. مرادی هم می‌گوید با بازپرس پرونده همکاری کامل داشته و درخواست بخشش دارد. روی بچه‌ها باز شده و انگار ترسِ اولِ جلسه‌شان ریخته. یکی دوجا با بازپرس جعفری کل‌کل می‌کنند و با او وارد بحث می‌شوند. چندباری هم لبخند را روی صورتشان می‌بینیم که کنارِ بغضی که توی صدای هردویشان هست، فضای جلسه را یک جوری می‌کند. یک جوری که خیلی قابل توصیف نیست. فرض کن معجونی از نگرانی و امیدواری. یک حالتی که خوشایند نیست اما بعید می‌دانی آخرش خوشایند نباشد. تهِ تهِ حرف‌های علی و امیرحسین دو کلمه است: پشیمانیم. ببخشید.

نخبه یا عامل منافقین؟

امین‌ناصری، جعفری و کارشناس امنیتی، هرسه متفق‌القول می‌گویند راهِ بخشش و تخفیف در پرونده‌ی بچه‌ها باز است. اما از طرف دیگر تاکید دارند کسی این پرونده را ساده نبیند. مقامات می‌گویند ما در این پرونده، پیش از دانشجویانِ نخبه‌ی دانشگاه شریف، با دو عامل سازمان منافقین مواجهیم که ارتباط مستقیم با سرپل این سازمان داشتند و برای این سازمان تروریستی کار می‌کردند. حرف ترورها و جنایت‌های منافقین که پیش می‌آید، یاد صیاد شیرازی می‌افتم. کاش سپهبد اینجا بود و خودش برای بچه‌ها از شقاوت منافقین می‌گفت. کاش می‌شد خودش قصه‌ی مرصاد را برای علی و امیرحسین تعریف کند. کاش می‌آمد می‌نشست کنارشان و ماجرای قتل عام مردم در اسلام‌آباد را در آن روزهای تلخِ مرداد۶۷ روایت می‌کرد. علی و امیرحسینی که من می‌بینم، احتمالاً صیاد را نمی‌شناسند، چیزی از شوشتری نمی‌دانند، درباره‌ی بهشتی و رجایی و باهنر کتابی نخوانده‌اند که اینطور افتاده‌اند وسط مُردابِ متعفنِ منافق‌ها. یکی از اساتید حرف خوبی می‌زند وسط جلسه؛ می‌گوید حتماً ما هم مقصریم در به دام افتادنِ بچه‌ها. این «ما» را شما یک طیف بگیرید، از مدیر و مسئول و مقام محترم ریاستِ انبوه نهادهای فرهنگیِ مملکت، تا استاد و دانشجو و طلبه.

در جستجوی امید

جلسه که تمام می‌شود، می‌رویم کنار بچه‌ها و چنددقیقه‌ای بدون واسطه با آن‌ها گپ می‌زنیم. کمی درباره‌ی جزئیات همکاری‌شان با مسئولین قضایی می‌گویند و طلب بخشش دارند. یادم به ماجرای «امید کوکبی» می‌افتد. حتماً اسمش برایتان آشناست. خرداد۹۵، هشتگ #FreeOmid با مطالبه‌ی آزادی کوکبی در توییتر فارسی ترند شد. امید نه آن روز و با فشار توییتری، اما چند وقت بعد آزاد شد و آن‌طور که یکی از اساتید می‌گوید، در گنبد کاووس کسب‌وکار خودش را راه انداخته و کارآفرینی می‌کند. «رافت اسلامی» کار خودش را کرده و امید را از مُرداب نجات داده. من ظهر دوشنبه ۲۳تیر ۱۳۹۹ توی چشم‌های علی و امیرحسین، امید را دیدم.

روایت دومی از دیدار با علی یونسی و امیرحسین مرادی

 

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف در گزارشی از دیدار نمایندگان چند تشکل این دانشگاه با علی یونسی و امیرحسین مرادی در دادگستری، روایتی متفاوت با گزارش تشکل «انجمن اسلامی مستقل» منتشر کرده است.

به گزارش انصاف نیوز، متن کامل گزارش انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف در این باره با عنوان «گزارش جلسۀ مسئولان، استادان و نمایندگان دانشجویی دانشگاه شریف با نمایندگان قوۀ قضائیه، امیرحسین مرادی و علی یونسی» در پی می‌آید:

عصر روز دوشنبه، جلسه‌ای با حضور تعدادی از استادان، نمایندگان انجمن اسلامی دانشجویان، انجمن اسلامی مستقل، جامعه اسلامی، نماینده بسیج، نماینده شورای صنفی و همچین نماینده قوه قضاییه در محل کاخ دادگستری پیرامون پرونده «امیرحسین مرادی» و «علی یونسی» و با حضور ایشان برگزار شد. گزارش کامل این جلسه توسط نماینده حاضر در جلسه انجمن اسلامی دانشجویان را می‌خوانید.

این جلسه در روز دوشنبه ۲۳ تیر ۹۹ در محل کاخ دادگستری و در دادسرای عمومی برگزار شد.

حاضران این جلسه، نمایندگانی از انجمن اسلامی دانشجویان، انجمن اسلامی مستقل، جامعه اسلامی، بسیج و شورای صنفی دانشگاه بودند. هم‌چنین یکی از اعضای هیئت‌رئیسه (دکتر «فاطمی‌زاده»)، یک نفر از اعضای هیئت‌علمی دانشکدۀ فیزیک (دکتر «بهمن‌آبادی»)، یک نفر از اعضای هیئت‌علمی دانشکدۀ کامپیوتر (دکتر «جهانگیر») و یک نفر به‌نمایندگی از بنیاد ملی نخبگان حضور داشتند. در مقابل، سرپرست دادسرای امنیت (آقای «امین‌ناصری»)، بازپرس (آقای «جعفری») و کارشناس پرونده در این جلسه حضور داشتند. امیرحسین مرادی و علی یونسی نیز اندکی پس از شروع جلسه، به جمع اضافه شدند.

جلسه حوالی ساعت ۱۱:۳۰ آغاز شد و تا حوالی ساعت ۱۴ به طول انجامید.

ابتدا آقای امین‌ناصری از هدف تشکیل این جلسه گفتند و توضیحاتی پیرامون این پرونده ارائه کردند: «این جلسه به درخواست دانشگاه برگزار شده و در نتیجۀ نامه‌نگاری دانشگاه با قوۀ قضائیه بوده‌است. ابتدا لازم است توضیحاتی ارائه دهم. مرحلۀ اول رسیدگی در دادسرا، تحقیقات است که سرّی و محرمانه‌بودن در آن بسیار مهم است؛ خصوصاً در جرائم امنیتی. اما این جلسه برخلاف قاعده‌ای است که تاکنون بوده و نخستین بار است که چنین جلسه‌ای برگزار می‌شود و هدف آن روشن‌کردن افکار دانشگاه و دانشجویان است».

ایشان در ادامه توضیحاتی دربارۀ سازمان منافقین ارائه کردند که ۵۲ سال است مشغول فعالیت‌اند، اما سالیانی است که به استیصال رسیده‌اند. ایشان تأکید کردند: «نگاه آقای «رئیسی» در این قضایا، مثبت‌اندیشی نسبت‌به دانشجوست؛ این‌که حقوق‌شان رعایت شود. تاکنون نیز بسیاری از دانشجویان با جرائم امنیتی را مورد عفو و بخشش قرار داده‌اند».

علی یونسی و امیرحسین مرادی دانشجویان سال دوم کارشناسی دانشگاه شریف، فروردین ماه امسال توسط نیروهای امنیتی دستگیر شدند.

آقای امین‌ناصری در ادامه به توضیح اتهامات امیرحسین مرادی و علی یونسی پرداختند و مواردی را بیان کردند. پس از اتمام توضیحات ایشان، علی یونسی و امیرحسین مرادی به جلسه اضافه شدند. پس از آن، دکتر فاطمی‌زاده به‌نمایندگی از دانشگاه شروع به صحبت کردند و درخواست و مطالبات دانشگاه را بیان نمودند: «از اولین روزی که از این موضوع مطلع شدیم، در ناباوری کامل بودیم. سعی کردیم با نهادهای مربوطه ارتباط بگیریم، اما به‌دلیل پیچیدگی‌های مسئله، سخت بود. هر دانشجویی که این اتفاق برایش رخ می‌داد، دانشگاه وظیفه‌ۀ خود می‌دانست که پی‌گیری کند. در این مدت، نامه‌نگاری‌هایی انجام شد و توانستیم این جلسه را برگزار کنیم».

ایشان در ادامه، خواسته‌های دانشگاه را بیان نمودند: «دانشگاه شریف در این پرونده ۳ خواستۀ اصلی دارد؛ ۱- این‌که خانواده‌های ایشان نیز بتوانند با فرزندان‌شان دیدار و ملاقات کنند. ۲- حق دست‌رسی به وکیل انتخابی داشته‌باشند. ۳- حداکثر عفو و بخشش برایشان اعمال شود. هم‌چنین امیدواریم بتوانیم در ترم آینده این دانشجویان را در کلاس‌های درس، حاضر ببینیم.»

آقای امین‌ناصری در پاسخ به دومین خواستۀ دانشگاه پاسخ دادند که: «به‌استناد تبصرۀ مادۀ ۴۸ آیین دادرسی کیفری، متهمان به جرائم امنیتی، امکان استفاده از هر وکیلی را ندارند و فقط می‌توانند از لیست وکلای مخصوص و موردتأیید قوۀ قضائیه، یک وکیل انتخاب کنند. علی و امیرحسین، اکنون وکیل تسخیری دارند، اما می‌توانند شخصی از آن لیست را انتخاب کنند تا به‌جای وکیل تسخیری کنونی، وکالت‌شان را به عهده گیرد».

در این لحظه، از نمایش‌گر سالن جلسه، فیلمی از چند خراب‌کاری پخش شد که مسئولان پرونده مدعی بودند فیلم جرائم این دو دانشجوست (لازم به ذکر است در این فیلم، چهرۀ اشخاص مشخص نبود؛ فلذا این‌جانب هیچ‌گونه تأیید و یا تکذیبی برای صحت انتساب آن به ایشان ندارم. هم‌چنین مرادی و یونسی نیز دربارۀ فیلم‌ها تأیید و یا تکذیبی نکردند).

نوبت به صحبت علی و امیرحسین رسید.

علی یونسی گفت: «در حسن نیت دانشگاه و قوۀ قضائیه شکی نیست و از ایشان تشکر می‌کنم، اما ابتدا وقتی که موضوع شرکت در این جلسه با من مطرح شد، علاقه‌ای به حضور نداشتم. مدت‌هاست که درخواست دارم وکیل داشته‌باشم و به دادگاه بروم و دفاع کنم. هم‌چنین درخواست داشتم به قید وثیقه آزاد شوم و هر تعهدی که لازم باشد می‌دهم. اگر برخی افراد فکر می‌کنند که جرائم من هیچ بوده، نه این‌گونه نیست. خطایی بوده، اما نه در حدی که گفته شده. خیلی نمی‌خواهم دربارۀ این مسئله صحبت کنم. تنها می‌خواهم که پرونده‌ام از وزارت خارج شده و به دادگاه بروم و آن‌جا دفاع کنم. در حال حاضر نیز نگران خانواده‌ام هستم که مبادا مشکلی برایشان ایجاد شود».

آقای امین‌ناصری در پاسخ گفتند: «قرار نیست خانواده‌ات تحت‌تعقیب قرار بگیرند و جای نگرانی نیست. برای وکیل هم می‌توانی وکیل تعیینی از لیست وکلای ماده ۴۸ داشته‌باشی».

ایشان در ادامه از علی خواستند دربارۀ فیلم‌ها توضیح دهد، اما علی همان‌طور که گفته‌بود تمایلی به این کار نداشت. آقای امین‌ناصری مجدداً اصرار کردند که واکنش برخی از نمایندگان دانشجویی را به دنبال داشت. «امینی» (نمایندۀ انجمن اسلامی) گفت: «به نظر می‌رسد ایشان با اصرارهای شما تحت فشارند و درخواست دارم این روند متوقف شود. اتهاماتی مطرح شد و این دو نفر نیز دفاعیاتی دارند، اما صحت‌سنجی و قضاوت دربارۀ آن، تنها در صلاحیت دادگاه عادل است. ما نیز برای اعتراف‌گیری به این‌جا نیامدیم. لطفاً اجازه دهید در بیان مطالب راحت باشند».

«سپیده‌دم» (نمایندۀ بسیج) نیز این موضوع را تأیید کرد و خواستار توقف این روند شد که مورد پذیرش نمایندگان قوۀ قضائیه قرار گرفت. بعد از آن، امیرحسین مرادی شروع به صحبت کرد: «من هم از دانشگاه و دانشجویان تشکر می‌کنم که آمدند و کمک کردند. خیلی چیزها هست که می‌خواهم بگویم، اما اگر در این چند دقیقه توضیح دهم امکان‌پذیر نیست و حق مطلب ادا نمی‌شود؛ از روندی که در آن قرار گرفتیم و یا حتی زوایای دیگری که می‌توان به این موضوع نگاه کرد، اما اکنون و در این فرصت کم، امکان‌پذیر نیست».

دکتر جهانگیر از دانشجویان پرسیدند که چرا و چگونه درگیر این مسئله شدید که امیرحسین مرادی پاسخ داد: «همان‌طور که عرض کردم، این چیزی نیست که بتوانم در چند دقیقه بگویم و زمان زیادی می‌طلبد».

سپس دکتر بهمن‌آبادی توضیحات خود را ارائه کردند: «این بچه‌ها مثل بچه‌های خود من هستند. امیرحسین، هم در زمان المپیاد و هم در دانشگاه، شاگرد من بوده و هست. علی را نیز از طریق المپیاد می‌شناختم. وقتی این خبر را شنیدم، بسیار متعجب شدم. به این فکر کردم که چرا این اتفاق افتاد. شاید ما استادان نیز مقصر بودیم که نتوانستیم دانشجویان‌مان را از این موارد آگاه کنیم».

ایشان در ادامه از حسن‌سابقۀ این دو نفر گفتند و خواستار نگاه کریمانه نسبت‌به ایشان شدند. هم‌چنین «امید کوکبی» را مثال زدند که پس از بخشش، اکنون یکی از کارآفرینان موفق است و به کشورش خدمت می‌کند. دکتر بهمن‌آبادی خواستار عفو و بخشش شدند تا این دو بتوانند برگردند، به کشورشان خدمت کنند و این‌گونه اشتباه خود را جبران کنند تا آیندۀ کشور را بسازند.

پس از ایشان، نوبت به نمایندگان دانشجویی رسید تا مطالبات‌شان را بیان نموده و یا سؤالات مدّنظرشان را مطرح کنند. امینی (نمایندۀ انجمن اسلامی) گفت: «همان‌طور که دقایقی پیش عرض کردم، ما در جایگاه قضاوت نیستیم و این جایگاه، تنها در صلاحیت دادگاه عادل است. هرچند که ابهام و سؤال پیرامون این پرونده زیاد است، اما به همین دلیل، در این باره سؤالی نمی‌پرسم. ولی در مقابل، درخواست دادرسی عادلانه برای ایشان دارم. هم‌چنین ۴ درخواست از دستگاه محترم قضا دارم؛ ۱- ممنون از تشکیل این جلسه. خوش‌حال شدیم از این که با علی و امیرحسین ملاقات کردیم و خوشحال‌تر خواهیم شد اگر این امکان برای خانواده‌هایشان نیز فراهم شود. درست نیست که ما الآن در این‌جا باشیم، اما خانواده‌هایشان بیش از ۳ ماه است که فرزندان‌شان را ندیده اند. بنابراین، اولین درخواست بنده، ملاقات بچه‌ها با خانواده‌هایشان است. ۲- خواستۀ دوم مربوط به وکیل انتخابی است. دادرسی عادلانه حق هر متهمی است. حتی اگر به استناد تبصرۀ مادۀ ۴۸ آیین دادرسی کیفری، انتخاب وکیل را محدود به وکلای مخصوص کنیم، هرچقدر ایشان منصف و آگاه باشند، باز هم باید بپذیریم که افکار عمومی دید خوبی نسبت‌به این وکلا ندارند. این امر سبب می‌شود که نسبت‌به دستگاه قضا، بی‌اعتمادی ایجاد شود. فلذا درخواست دارم تا خانواده‌ها بتوانند وکیل موردنظر خود را معرفی کنند و زین پس، این وکیل، وکالت پرونده را به عهده گیرد. ۳- همان‌طورکه گفته شد، با توجه به حسن‌سابقۀ ایشان، خواستار بخشش و هم‌چنین برخورد تؤام با رأفت اسلامی را داریم. ۴-به‌عنوان آخرین درخواست، تقاضا دارم در صورت امکان، به قید وثیقه موقتاً آزاد شوند تا زمان دادگاه‌شان برسد.

سپس نوبت به «سلطانی» (نمایندۀ انجمن اسلامی مستقل) رسید: «بنده یک گلایه و یک درخواست دارم».

گلایۀ ایشان دربارۀ بحث رسانه‌ای این پرونده و عدم پاسخ‌گویی قوۀ قضائیه به افکار عمومی بود. این‌که چرا قوۀ قضائیه واکنش نشان نداد و برچسب خورد. تازه بعد از گذشت ۳-۲ هفته، سخن‌گو در این باره سخن گفتند. سلطانی ادامه داد: «چرا برای افکار عمومی ارزش قائل نشدید؟ انتظار می‌رفت پاسخ دهید. امیدواریم در پرونده‌های بعدی، احترام بیش‌تری برای افکار عمومی قائل شوید».

ایشان طی اظهاراتی درخواست داشتند تا مسئولان قوۀ قضائیه، دربارۀ مستندات پرونده، مطالبی را منتشر کنند تا فشار از روی قوۀ قضائیه برداشته شود، اما نمایندگان حاضر در جلسه از قوۀ قضائیه، پاسخ دادند که تا زمانی‌که اتهامات اثبات نشود، نمی‌توان مستندات را منتشر کرد. اگر این کار انجام شود، خود یک جرم است و پی‌گرد قانونی دارد. بعد از گفتن گلایه، ایشان درخواست‌شان را نیز مطرح کردند و گفتند: «ما با دو دانشجو طرف نیستیم. با یک سازمانِ جلادِ آدم‌کش طرف هستیم که باید پاسخ مناسب به آن‌ها دهیم. نمی‌گویم بیش از آنچه کردند تاوان دهند، اما روند قانونی و منطقی پرونده باید طی شود و قوه اسیر جوسازی ها و مظلوم نمایی ها نشود. فرصت سوءاستفاده به منافقین ندهید. روند قانونی طی شود. درباره درخواست دکتر فاطمی زاده هم نمی‌دانم ایشان با چه مبنا و چارچوبی این را مطرح کردند که می‌خواهند دانشجویان، مهرماه در دانشگاه حاضر شوند».

نوبت به سپیده‌دم (نمایندۀ بسیج) رسید. ایشان تقریباً فرمایش‌های نمایندۀ انجمن اسلامی مستقل را تأیید کردند و افزودند که به نظر می‌رسد این دو نفر از لحاظ حقوقی، ابهامات و سؤالاتی دارند و فضا هنوز برایشان گنگ است. محورهای اصلی صحبت ایشان نیز اهمیت قائل‌شدن برای افکار عمومی و نیز برخورد مناسب با سازمان منافقین بود.

نفر بعدی، «قاسمی» (نمایندۀ جامعۀ اسلامی)، به وعده‌های پوچی که برای آزادی به خانواده‌هایشان داده می‌شد اشاره کردند و پرسیدند که آیا برای جلوگیری از رسانه‌ای‌شدن، چنین وعده‌هایی می‌دادند؟ دربارۀ قریب به ۶۰ روز انفرادی صحبت کردند و این را نوعی شکنجه دانستند. ایشان دربارۀ وضعیت بهداشتی با توجه به شیوع بیماری کرونا نیز سؤال کردند.

آخرین نماینده، «احمدی» (نمایندۀ شورای صنفی) بود. ایشان نیز خواستار برگزاری ملاقات حضوری با خانواده‌ها شدند و هم‌چنین، از دادن وعده‌های اشتباه انتقاد کردند. در انتها نیز دربارۀ وضعیت بچه‌ها از خودشان سؤال کردند.

با پایان‌یافتن صحبت نمایندگان، جعفری، بازپرس پرونده، مطالبی را ارائه دادند. ایشان صحبت‌هایشان را با آیات ۱۳ تا ۱۵ سورۀ اسرا آغاز کردند و گفتند: «هرکسی مسئول سرنوشت خودش است. کاری به خانواده نداریم. امنیت جامعه برای ما مهم است و دشمن این‌ها نیستیم. جای تخفیف وجود دارد. سؤال ما این است که شما چگونه دچار این مشکل شدید؟ زمانی‌که تحقیقات پایان یابد، قرار وثیقه برای ایشان صادر شده و به‌صورت موقت می‌توانند آزاد شوند. در حال حاضر نیز بنده نظر خاصی دربارۀ پرونده ندارم».

لازم به ذکر است در انتهای جلسه، اکثریت قریب به اتفاق اعضا، حتی نمایندگان قوۀ قضائیه، دربارۀ عفو و تخفیف، متفق‌القول بودند و ابراز امیدواری کردند.

پی‌نوشت: تمامی مطالب گفته‌شده، به‌صورت خلاصه و نقل‌به‌مضمون است. احتمال خطا در انتخاب کلمات وجود دارد، اما سعی شده در محتوا، امانت رعایت شود.

روایت سوم از دیدار با علی یونسی و امیرحسین مرادی

 

جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف نیز روایت خود از دیدار نمایندگان تشکل‌های دانشجویی این دانشگاه با علی یونسی و امیرحسین مرادی در دادستانی را منتشر کرد. دو تشکل «انجمن اسلامی دانشجویان» و «انجمن اسلامی دانشجویان مستقل» این دانشگاه نیز روایت‌های خود را منتشر کرده‌اند.

به گزارش انصاف نیوز، متن روایت جامعه اسلامی دانشجویان با عنوان «پشیمان هستند، اما حقوقی دارند…» در پی می‌آید:

سه چهار هفته پیش بود که از طرف معاونت فرهنگی دانشگاه پیامی آمد مبنی بر این که وزارت اطلاعات می‌خواهد جلسه‌ای با دو دانشجوی شریفی دستگیر شده ترتیب دهد و از نمایندگان دانشجویی در این جلسه دعوت به عمل آورد. تقریبا هیچ چیز از جزئیات جلسه مشخص نبود؛ اما تعجب ما از این بود که تا به حال مشابه چنین جلسه‌ای را در خاطرمان سراغ نداشتیم. گمان اول به این می‌رفت که قرار است قوه‌ قضاییه یک نمایش رسانه‌ای برگزار کند و مواضع همیشگی خود را تکرار کند و ما هم مجلس پُرکنی باشیم برای دوربین‌ها.

در این مدت سوالات زیادی برایمان ایجاد شده بود که حل نشده باقی مانده بود: اینکه چرا این دانشجوها دستگیر شده‌اند؟ واقعا جرمشان چه بوده؟ وضعشان در زندان چگونه است؟ تا به حال چه‌قدر از حقوقشان پایمال شده و سوالاتی از این دست. خوش‌بختانه جواب برخی از این سوالاتمان را گرفتیم و برخی را نه و در این متن به آن‌ها اشاره می‌کنم. امیدوارم با ارائه قسمت خاصی از جزئیات این جلسه، روایت مغرضانه‌ای ارائه ندهم.

پس از آن پیام اولیه، اعلام شد که هفته بعد این جلسه تشکیل می‌شود. جلسه نه در آن هفته که با چند هفته تاخیر قطعی شد. اما همچنان حضور یا عدم حضور بچه‌ها در جلسه مشخص نبود.

قرار شد جلسه ساعت ۱۱ (۲۳ تیر) باشد اما مکان دقیق آن دقیقا معلوم نبود. حسابی زیر و بم ساختمان‌های قوه را گشتیم تا بفهمیم مکان جلسه کجاست. بالاخره ساختمان را پیدا کردیم و جلسه ساعت ١١:٣٠ شروع شد.

حاضرین در جلسه از این قرار بودند: یک نماینده از هر تشکل دانشجویی و شورای صنفی، دکتر بهمن‌آبادی از دانشکده فیزیک، دکتر جهانگیر از دانشکده کامپیوتر، دکتر فاطمی زاده(معاونت دانشجویی) از طرف هیئت رئیسه دانشگاه و یک نماینده از بنیاد ملی نخبگان. از طرف قوه قضائیه هم آقایان امین‌ناصری معاون امنیتی دادستان، جعفری بازپرس پرونده و یک کارشناس امنیتی حضور داشتند.

قرائت قرآن شروع شد. من نتوانستم گوش کنم بس که فکرم مشغول بود اما بعدا یکی از حاضرین، به متنی که از قرآن در اول جلسه قرائت شده‌ بود اشاره کرد و گفت آیات خوانده شده مربوط به منافقین بود. در خلال صحبت‌ها هم مسئولین دائما آیاتی از قرآن می‌خواندند و تلاش داشتند از این طریق به این ماجرا اشاره کنند.

ابتدا آقای ناصری شروع به صحبت کرد و درباره سوالاتی که فکر می‌کرد برای ما مطرح است، جواب‌هایی می‌دهد:

– چرا وکیل آزاد ندارند؟ «این قانون مصوبه مجلس شورای اسلامی هست. ما هم معترض به این قانون هستیم و شما هم باید به مجلس اعتراض کنید.››

– چرا با ضرب و شتم گرفته شده‌اند؟ ‹‹ امکان وقوع هر اتفاقی بوده است. شاید به خودشان یا دیگران آسیب می‌زدند. امکان داشت خودشان را با سیانور بکشند.››

– چرا این جلسه شکل گرفته؟ ‹‹می‌خواستیم به سوالاتی که در فضای دانشگاه شکل گرفته پاسخ بدهیم.››

بعد از این صحبت‌ها درب اتاق باز می‌شود و امیرحسین و علی را می‌بینیم که وارد اتاق می‌شوند. مدام دنبال چیز نامعقولی بودم که در آن‌ها پیدا کنم اما نبود. اعمال و ظاهرشان عادی بود. آمدند و روی صندلی نشستند.

پس از آن دکتر فاطمی شروع به صحبت می‌کند. محورهای دانشگاه برای تشکیل این جلسه را که نبودِ خبرنگار و یا ضبط نشدن صوتی و تصویری بود را شرح می‌دهد و درخواست‌هایی را مطرح می‌کند؛ این‌که به بچه‌ها اجازه دهند خانواده‌هایشان را ببینند، امکان دسترسی به وکیل تعیینی داشته‌ باشند و نهایت رأفت اسلامی را در برخورد با آنان مدنظر قرار دهند.

بعد از ایشان دکتر بهمن‌آبادی نظرات خود را بیان می‌کند. ایشان که مسئول بسیج اساتید دانشگاه شریف است و مسئول المپیاد فیزیک هم بوده‌، می‌گوید امیرحسین دانشجویش بوده و با شناختی که از او و پدرش دارد، این اتفاق برای او غیر قابل باور است. در نهایت تاکید می‌کند که لازم است با آن‌ها با رأفت اسلامی برخورد شود. دکتر جهانگیر هم از این اتفاق ابراز تعجب می‌کند و مدام از بچه‌ها سوال می‌پرسد که چه شده که آنها به این راه کشیده شده‌اند.

فیلمی برای نمایش آماده شده بود و آن را پخش کردند. موسیقی فیلم سعی بر ایجاد فضای هیجانی خاصی داشت. از دوربین مداربسته یک نفر کلاه‌به‌سر و با چهره‌ای نامعلوم مشاهده می‌شود که به سمتی می‌دود، چیزی پرت می‌کند و جایی آتش می‌گیرد و در نهایت فرار می‌کند. زیرنویس می‌شود که این حادثه در ساعت فلان در مکان بهمان اتفاق افتاده است.

یکی دیگر از فیلم‌های قابل توجه، فیلمی است از عکس مریم رجوی که در دانشکده فیزیک گرفته شده و برای شبکه های معاند ارسال شده است. اما هیچ نشانه‌ای از کسی که فیلم را گرفته مشاهده نمی‌شود.

نوبت به صحبت بچه‌ها می‌رسد؛ حرف که می‌زنند نمی‌شود فهمید جمله بعدی چیست. هر جمله را نصفه و نیمه رها می‌کنند و به جمله بعدی می‌روند. اول سردرگم‌اند که چه چیز را باید بگویند و چه چیز را نه. شاید هم این لکنت به خاطر استرسی بود که داشتند. از جملاتشان چنین برداشت می‌شد که می‌خواهند در حضور وکیل صحبت کنند تا اطمینانشان به حرف‌ها بیشتر باشد.

علی شروع به صحبت می‌کند. او علاقه‌ای به صحبت نداشته و می‌خواسته که پرونده از زیر دست وزارت اطلاعات بیرون بیاید و بعد صحبت کند اما وقتی دیده قرار است جلسه بدون دوربین و در حضور دانشجوها و اساتید باشد، قبول کرده که بیاید و دیداری تازه کند. او چند کلمه‌ای درباره خانواده‌اش می‌گوید با این مضمون که: «کارهای خانواده من ربطی به من ندارد و من مسئول کارهای خودم هستم. البته من آنها را دلسوز خود می‌دانم ولی پاسخگوی کارهای خواهرم و برادرم که ندیده‌ام بلکه شنیده‌ام نیستم. می‌خواهم که برای ورود خواهرم به ایران مشکلی پیش نیاید هرچند می‌دانم برادرم برگشتنی نیست…» اینجا نمایندگان قوه واکنش نشان می‌دهند که ما بنا بر آیه قرآن کاری به خانواده متهم نداریم.

بحث‌ها که جلو می‌رود، شک بچه‌ها در حرف زدن بیشتر می‌شود. گویی شک‌شان در این است که آیا این حرف‌ها را باید با مشورت وکیل بگویند یا خیر. در حین این لکنت‌ها دو نفر از نمایندگان تشکل‌ها می‌گویند که این دوستان احتمالا در فشار هستند و ما راضی به اذیت شدنشان نیستیم و اگر نمی‌خواهند حرف نزنند. بازپرس تایید می‌کند و نتیجه این می‌شود که جلسه را به شکل پرسش و پاسخ پیش ببریم و اگر بچه‌ها مایل به حرف زدن بودند، پاسخ دهند.

امیرحسین کمی صحبت می‌کند. او هم نصفه نصفه حرف می‌زند. از پشیمانی می‌گوید، از افتادن در مسیری که انتهایش را نمی‌دانسته، از راه رفتن لب برکه‌ای که در آن تمساح بوده! از تغییر در تفکراتش. نکته دیگری که اشاره می‌کند این است که او حاضر است خودش توضیح بدهد که دقیقا چه اتفاقی افتاده تا ماجرای او مورد سوءاستفاده‌ی رسانه‌ها قرار نگیرد. گویی حدس و گمان‌های بیرون از زندان بر روی او تاثیر گذاشته است.

حالا مجال صحبت به ما داده می‌شود. به هر نفر اجازه یک سوال را می‌دهند و ما دائما نگران وقت هستیم، اما در نهایت دستمان در سوال پرسیدن باز گذاشته می‌شود و جلسه تا حدود ساعت ١۴ ادامه پیدا می‌کند. صحبت‌های نمایندگان دانشجویان، ترکیبی‌ از سوالات و مطالبات بود که حدود آن‌ها در خاطرم هست.

نماینده انجمن اسلامی درخواستش این بود که اجازه ملاقات آنها با خانواده‌هایشان را بدهند، حق گرفتن وکیل انتخابی به آنها داده شود، امکان آزادی به قید وثیقه تا زمان دادگاه را داشته باشند و در برخورد با آنها حداکثر رأفت اسلامی مدنظر قرار بگیرد.

یک سوال هم مطرح کردند و آن این بود که حکم بازداشت موقت برای حداکثر یک ماه می‌تواند باشد، پس چرا اینها بیشتر نگه داشته‌شده‌اند؟ نماینده قوه در ادامه به این سوال این گونه پاسخ می‌دهد که: «حکم بازداشت موقت امکان تمدید تا ۲ سال را هم دارد و قانون دستمان را باز گذاشته است.»

نفر بعدی نماینده انجمن اسلامی مستقل بود. سوالاتی از این قبیل مطرح شد که: چرا قوه قضائیه واکنش رسانه‌ای ضعیفی در این اتفاق داشت؟ چرا ما از کانال‌های معاند باید خبر این دوستان را بشنویم؟ چرا در زمان مناسب جواب مکفی به اذهان عمومی داده نشد؟ مطالبه هم این بود که باید به نوعی جواب داده شود که منافقین دیگر زبان درازی نکنند؛ باید پاسخ درخوری به آنها داده شود و دقت شود که ما در اینجا با دو دانشجو طرف نیستیم بلکه با یک سازمان خراب‌کارِ بدسابقه مثل منافقین طرفیم.

نفر بعد نماینده بسیج دانشجویی بود. خواسته های ایشان نیز واکنش درخور از طرف قوه قضاییه، اغنای افکار عمومی، آگاه شدن بچه‌ها از حقوقشان، بررسی پرونده در دادگاه عادلانه و به‌دور از حاشیه سازی‌ها و فضاهای احساسی و همچنین اینکه «حواسمان باشد آن طرف پرونده سازمان منافقین است».

نفر بعدی از طرف جامعه اسلامی، خود بنده بودم که این سوالات را پرسیدم:

چرا به خانواده این بچه‌ها امید واهی و وعده‌های سرِ خرمن داده می‌شود؟ آیا این رویکرد برای رسانه‌ای نشدن این اتفاقات است؟ اما آیا این‌گونه برخورد با رسانه درست است؟ من به عنوان دانشجو رسانه‌ام توییتر است و هشتگ علی یونسی را کنار مازیار ابراهیمی می‌بینم. مادامی که اوضاع این پرونده‌ها همیشه همین‌گونه است، این شبهه پیش می‌آید که عاقبت یکسانی نیز در انتظار این پرونده باشد. چرا در پرونده‌های امنیتی اینقدر شک و شبهه ایجاد می‌شود؟

آیا انفرادی برای ۶۰ روز مصداق شکنجه نیست؟ آیا راست است که علی کرونا گرفته است؟ اوضاع بهداشتتان چطور است؟

و در نهایت نیز چون خودم هم در دانشکده کامپیوتر درس می‌خواندم و با بعضی از اساتید المپیاد و دوستان علی آشنا بودم، این‌گونه گفتم که: «علی و امیرحسین به خوش‌نامی در بین دوستان و اساتید خود شهره هستند و این خود علتی بر هیجانی بودن کارهای آنها بوده است. نباید فکر کنیم که آنها واقعا به کارهایی که انجام داده‌اند عقیده داشته‌اند، بلکه از سر جوانی شان گمراه شده بودند. برای همین لازم است با نهایت رأفت اسلامی با آن‌ها برخورد شود و با این برخورد اندکی به این فضای ناامیدی بین نخبگان، امید تزریق کنید.»

شورای صنفی هم حرف‌های خود درباره اوضاع بهداشتی و کرونا را بیان می‌کند و نهایت رأفت اسلامی را از مقامات قوه حاضر در جلسه می‌خواهد.

بعد از مطرح شدن این سوالات، نمایندگان قوه به بعضی از آن‌ها پاسخ می‌دهند. اول این که وکیل انتخابی خلاف مقررات است و نمی‌توانیم خلاف مقررات عمل کنیم(ذکر این نکته به‌جاست که علی و امیرحسین هم اکنون بر خلاف قانون، وکیل تسخیری دارند و نه وکیل تعیینی).

دلیل نداشتن دیدار با خانواده به این علت است که خانواده آن‌ها بعد از صحبت با بازپرس اطلاعات را در اختیار شبکه‌های معاند می‌گذاشتند و این باعث سلب اعتماد برای ملاقات حضوری در این پرونده امنیتی شد.

دلیل طولانی شدن انفرادی این است که آنها در ۳۰ روز اول هیچ اطلاعاتی را بروز ندادند.

علی از وضع کرونای خود می‌گوید. او می‌گوید در اوایل علائم سرفه و عطسه داشته آما حالا آن‌ها را ندارد و به همین علت خبر بهبودی خود را به خانواده داده که نگران نباشند.

در جایی از صحبت علی و امیرحسین از روال اتفاقاتی که افتاده می‌گویند. مضمون این روال، این‌گونه بوده که:

«ده روز اول در یک اتاق ۱۲ متری بودم که همه چیز خوب بود.بعد از آن منتقل شدم به یک اتاق دو در یک‌ونیم و بدون پنجره که روز و شب را فقط از اذان می‌توانستم تشخیص دهم.» امیرحسین ۴۰ روز و علی ۲۰ روز آنجا بوده‌اند و بعد به مدت ده روز به همان اتاقهای ۱۲ متری منتقل شدند و بعد هم به زندان عمومی رفتند.

در انتها بازپرس در خطاب به علی و امیرحسین می‌گوید از نحوه جذبتان بگویید. از طریق وصل شدنتان بگویید تا آسیب‌شناسی کنیم و جلوی اتفاقات مشابه را بگیریم. اما ظاهراً آن‌طور که مد نظرشان بود پاسخی نگرفتند.

اینجا دیگر آخرهای جلسه بود و گویی هنوز حرف‌هایی بود که بچه‌ها نمی‌دانستند باید بزنند یا نه. جلسه با نکاتی از اساتید در این باب که چگونه باید با این گونه بچه‌ها تعامل کرد تمام شد.

اما ذکر نکاتی جدای از روایت بالا، خالی از لطف نیست؛

علی و امیرحسین هنوز وکیل تسخیری دارند(وکیلی که به انتخاب قوه انتخاب می‌شود) در صورتی که مطابق قانون باید وکیل تعیینی(انتخاب وکیل بر عهده خود متهم و با انتخاب از یک لیست مشخص از وکلای تایید شده) داشته باشند. از این رو مطالبه وکیل تعیینی همچنان پابرجاست.

هنوز هیچ چیزی مبنی بر اقدامات خرابکارانه اثبات یا رد نشده‌ است و این دو دانشجو هنوز در مظان اتهام هستند.

امیرحسین و علی دو دانشجوی نخبه و پرتلاش بوده‌اند که در بدترین حالت در تور منافقین کور دل افتاده‌ و خوراک بازی رسانه‌ای آن‌ها شده‌اند. نکند که ما نیز از منجلاب این ماجرا، قصد ماهی‌گیری داشته باشیم.

اقداماتی که این دو دانشجو متهم به انجام آن‌ها هستند حتی اگر آن‌ها را تماما انجام داده باشند بنابر شواهد باید به عنوان اشتباهی از سر هیجان در نظر گرفته شوند. از این رو کاملا شایسته است قوه قضاییه با نهایت رأفت اسلامی با این پرونده برخورد کند.

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

0 0
انصاف   undefined 1399/4/29 16:15:43

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف روایتی تکمیلی از جلسه‌ی دیدار نمایندگان تشکل‌های دانشجویی این دانشگاه با علی یونسی و امیرحسین مرادی، دو دانشجوی بازداشتی، در دادستانی منتشر کرد. [لینک به متن اولیه]

به گزارش انصاف نیوز، متن تکمیلی این تشکل با عنوان «پیدا و پنهان یک دیدار» در پی می‌آید:

پیرو برگزاری دیداری با دو دانشجوی بازداشت‌شده در روز دوشنبه مورخ ۲۳ام تیرماه ۹۹، یکی از تشکل‌های حاضر در جلسه، گزارشی یک‌سویه و ناقص از دیدار مذکور ارائه داد که به‌سبب شرکت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شریف و انتساب یک‌سری از مواضع خلاف‌واقع و مسائل نادرست و به تبع آن، ایجاد سوءبرداشت‌های متعدد نسبت‌به انجمن، بر آن شدیم تا هرچه سریع‌تر جهت شفاف‌سازی جلسۀ یادشده اقدام کنیم. به‌دلیل عجله در باب انتشار سریع مواضع و ارائۀ گزارشی جامع در این باب، نواقص زیادی در این گزارش موجود بود. مواردی که به‌علت تعجیل در انتشار گزارش، سهواً از قلم افتاده‌بود. ضمناً از آن‌جایی‌که امکان این امر وجود داشت که بسیاری از گفته‌های جلسه، علیه دانشجویان بازداشت‌شده باشد و یا اقلاً به گسترده‌ترشدن سایۀ مسائل امنیتی بر سر دانشجویان یادشده بینجامد، تعدادی از مسائلِ در جلسه، گفته نشد که بعد از مشورت با متخصصان و وکلای این حوزه و اطمینان از عدم ایجاد شائبه در جریان پروندۀ این دو دانشجو، مواضع ازقلم‌افتاده بیان می‌شود. بنابراین، از قصوری که در اشارۀ ناقص از جلسۀ یادشده به وجود آمده‌است، از دانشجویان عزیز عذرخواهی می‌کنیم. تکملۀ زیر، مواردی است که در گزارش اول بیان نشده‌اند. لازم به ذکر است که این تکلمه، نه در جهت تغییر محتوای گزارش قبلی، که درصدد تکمیل آن است.

در رابطه با برگزاری این جلسه، حدود دو هفته قبل، پیامکی از جانب یکی از اعضای معاونت فرهنگی دانشگاه، با این مضمون که جلسه‌ای میان تعدادی از دانشجویان دانشگاه شریف با دو دانشجوی بازداشتی، تحت ‌مدیریت وزارت اطلاعات برگزار خواهدشد، دریافت گردید. طبق این پیامک، از انجمن اسلامی دانشجویان درخواست شد که اسامی دو نماینده را برای حضور در جلسه، تا صبح روز بعد به دانشگاه اعلام نمایند. طبیعتاً در برخورد اول، اعضا نسبت‌به این جلسه دچار شک و تردید بودند و بنا شد با پی‌گیری از جانب مسئولان دانشگاه، هدف از برگزاری این جلسه مشخص شود.

با پی‌گیری از طریق مسئولان دانشگاه، آنان سه محور اصلی را برای انجمن اسلامی واضح ساختند:

۱٫ این جلسه با درخواست مشترک دانشگاه و مرجع قضایی، با هدف صحبت میان دانشجویان و دو دانشجوی بازداشتی، برای اطلاع از حال عمومی آنان و مشکلاتی که در این مدت با آن مواجه بوده‌اند است. این نکته صریحاً از جانب نهاد امنیتی نقل شده‌بود که گفت‌وگو میان دانشجویان است و آنان قصد ورود یا بازجویی ندارند.

۲٫ دانشگاه به نقل از مرجع قضایی اعلام کرد که با برگزاری این جلسه، راه برای دیدار این دانش‌جویان با خانواده‌هایشان هموار می‌شود (شاید نهاد امنیتی گمان می‌کرد که با تنظیم جلسه‌ای در بدو امر با خانواده‌های این دو دانشجوی بازداشتی، روایتی از جلسه خارج خواهدشد که به‌شدت به ضرر وجهۀ نهاد امنیتی است و به برخی تشکل‌ها و روایت‌های همسو در دفاع از این نهادها، در جهت مشروعیت‌بخشیدن به عمل‌کردشان نیاز دارند).

۳٫ این وعده که نمایندگان انجمن زینت‌المجلس نشوند و بتوانند پس از کسب اطلاعات از این دو نفر، دیگران را مطلع کرده و جمعی را از نگرانی خارج سازند نیز اجتناب‌ناپذیر بوده که به مسئولان دانشگاه گفته شد و این مسئله نیز توسط آنان به مراجع قضایی نقل شده‌بود و این صحبت را تأیید کردند.

البته از جانب دانشگاه تضمینی برای تحقق این وعده‌ها اعلام نشد. شورای مرکزی انجمن اسلامی، با اندک نگاه مثبت به هموارشدن مسیر مشکلات این دو دانشجو، به‌خصوص این موضوع که دیدار دانشجویان با خانواده‌شان در گرو دیدار با دانشگاه است، به جمع‌بندی برای حضور در این جلسه رسید. اما این وعده‌ها کاملاً تحقق نیافت. خلف‌وعدۀ نهاد امنیتی بابت محور اول و ایجاد ترس در دو دانش‌جوی بازداشتی با رفتار بازجویانه و همین‌طور اعلام شروط در رابطه با انتشار محتوای جلسه (محور سوم)، انجمن اسلامی دانشجویان را از جانب افکار عمومی در مظان اتهام قرار داد. با این حال، هم‌چنان معتقد هستیم که اگر تنها خروجی این جلسه، تحقق اندک مطالبات و دیدار این دانشجویان با خانواده‌شان باشد، خواستۀ ما نیز محقق گشته‌است.

اگرچه احتمال آن می‌رفت که با توجه به فضای فعلی کشور، حضور در این جلسه در برخی اذهان موجب برداشت‌های سوء و قضاوت‌های ناصحیح شود، حداقل فایدۀ این جلسه، دیدن این دو دانش‌جو و کاهش نگرانی‌ها از جهت حفظ سلامتی آنان بود. استفاده از حداقل فرصت‌ها برای این‌که آنان در دیدار با دانشجویانی که پی‌گیر وضعیت‌شان بوده‌اند، حال روحی بهتری پیدا کنند نیز در این تصمیم مؤثر بوده‌است.

علی‌رغم تمام نقدهای موجود، حضور ما در این جلسه، به‌هیچ‌عنوان به‌معنای پذیرش اتهام این افراد نبوده و هرگونه اقدام در جهت تخریب روانی مانند پخش فیلم و بازجویی، از جانب انجمن اسلامی دانشجویان محکوم می‌شود؛ و تا زمانی‌که این افراد وکیل مستقل نداشته‌باشند و اتهامات آنان در یک دادگاه صالحه بررسی نشود، این اتهام‌ها موردتأیید ما نیست؛ علی‌الخصوص با توجه به سابقه‌ای که ما از نهادهای امنیتی در رابطه با پروندۀ «مازیار ابراهیمی» داشته‌‌ایم، اساس اعتماد بر این اتهام‌ها مخدوش است.
از طرف دیگر نیز بخشی از دلایل حضور در این جلسه از این بابت بود که روایت‌های یک‌سویه و مغرضانۀ برخی گروه‌های به‌اصطلاح دانشجویی، روایت غالب نباشد (همان‌طور که در برخی از گزارش‌های منتشرشده شاهد آن بودیم‌) و تلاش کنیم تا این دیدار، به جلسۀ بازجویی تبدیل نشده و از خیلی از مشکلات امیرحسین مرادی و علی یونسی، از قبیل حضور طولانی‌مدت در انفرادی و مشکلات مشابه آن، جامعه را آگاه سازیم.

تکملۀ گزارش جلسه:

در گزارش ابتدایی گفته شد که علی یونسی نگران وضعیت خواهر و خانوادۀ خود است. او گفت: «از آن جایی‌که برادرم در گذشته کار سیاسی می‌کرد، اکنون دیگر نمی‌تواند به ایران بازگردد و اگر برگردد، ممکن است دست‌گیر شود. اما خواهرم شخصیت سیاسی‌ای نیست؛ نگرانم به‌خاطر صحبت‌ها و اظهارات این مدتش، دچار مشکل شود و دیگر نتواند به ایران بازگردد.

آقای امین‌ناصری نیز در پاسخ گفتند که قرار نیست خواهر یا خانواده‌ات تحت ‌تعقیب قرار بگیرند و مشکلی از این بابت برایشان ایجاد نخواهدشد.

در قسمتی دیگر از اظهارات این دو نفر، علی و امیرحسین دربارۀ وضعیت‌شان در این مدت گفته بودند: «بعد از دست‌گیری به یک اتاق حدوداً ۳در۴متری برده شدیم (هریک در اتاقی جداگانه بودند). برخورد زندان‌بان‌ها بد نبود. ۲۰ روز در این‌جا ساکن بودیم و پس از آن به بند دیگری منتقل شدیم. یک اتاق حدوداً ۲در۱ونیم‌متری بود که پنجره هم نداشت. از صدای اذان متوجه می‌شدیم روز است یا شب. امیرحسین ۴۰ روز و علی ۲۰ روز در این بند بودند و سپس به مکان قبلی‌مان برگشتیم (حدود ۵۹ روز این دو نفر در انفرادی بودند). پس از این مدت، به اتاقی ۷-۸نفره منتقل شدیم. از آن پس، هفته‌ای یک بار، هر بار ۱۰ دقیقه، اجازۀ تماس تلفنی داریم».

علی یونسی گفت: «هنگام دست‌گیری، چشم چپم آسیب دید و خون‌ریزی کرد و پس از مدتی بهبود یافت».

او هم‌چنین دربارۀ ابتلایش به کرونا گفت: «من نگفتم به کرونا مبتلا شده‌ام. به خانواده‌ام گفتم علائم کرونا داشتم و بهبود پیدا کردم. نگران من نباشید. من جوانم و اتفاقی برایم نمی‌افتد. شما مراقب خودتان باشید».

در گوشه‌ای دیگر از اظهارات، به طولانی‌شدن مدت‌زمان تحقیقات اشاره شد. بازجوی پرونده در توضیح این مسئله گفت: «ایشان قریب به ۳۰ روز هیچ‌گونه صحبتی نکردند و همین امر، باعث شد زمان زیادی از دست رود و روند تحقیقات تا این حد به طول انجامد».

با این حال، تکملۀ اضافه‌شده نیز کاستی‌هایی دارد؛ چراکه جناب آقای امین ناصری اذعان داشتند که برخی از این مطالب اثبات نشده و انتشار آن جرم محسوب می‌شود. به تبع این امر و محدودیت‌های امنیتی مذکور، از انتشار بعضی مطالب بازماندیم.

با وجود این، نمایندۀ بسیج و انجمن اسلامی مستقل در جلسه، بسیاری از مطالب و اتهامات اثبات‌نشدۀ پرونده را منتشر کرده‌اند که مستقیماً با آبرو و حیثیت دانشجویان بازداشتی در ارتباط است. امیدواریم نهادهای قضایی، قانون را به‌مساوات برای همه اجرا کرده و با پی‌گرد قانونی و برخورد قضایی با تخلف صورت‌گرفته برخورد نمایند که مصداق «برخی برابرترند»، نشوند.

اما کلام آخر:

از همان ابتدای امر که خبر بازداشت‌شدن دو تن از دانشجویان دانشگاه منتشر شد، انجمن اسلامی دانشجویان با حداکثر توان کوشید تا تمام تلاش خود را جهت کمک به دو دانشجوی بازداشتی انجام دهد. اهتمام ما بر این بود که مستقل از شایعات و ابهامات پیرامون پرونده، از وضعیت این دو دانشجو اطلاع یافته و جهت دست‌رسی هرچه سریع‌تر دانشجویان به حقوق قانونی خود و هم‌چنین اطمینان از برخوردی اخلاقی و انسانی با دانشجویان بازداشتی، هرآنچه از دست‌مان برمی‌آید انجام دهیم. به همین منظور، نامه‌ای با امضای بیش از هزار دانشجو به مراجع قضایی ارسال شد و با ادامۀ روند سکوت در باب مطالبات بیان‌شده در نامه، نامۀ دیگری جهت پی‌گیری مطالبات نامۀ قبلی ارسال شد (متن نامه‌های مذکور در کانال انجمن موجود است). ضمناً اعضای شورای مرکز انجمن اسلامی، به‌طور مداوم، از طریق مسئولان دانشگاه جهت اطلاع از وضعیت دانشجویان و اقدامات احتمالی، تلاش خود را جهت کمک به ایشان به کار گرفته‌بودند. انجمن هرگز در زمرۀ تشکل‌ها و گروه‌هایی نبوده که نه‌تنها کمکی به وضعیت دانشجویان نکرده، بلکه با بازی در زمین نهادهای امنیتی خارج از دانشگاه، استقلال دانشگاه را به سخره گرفته و راه تنفس دانشگاه را بسته‌اند. تمام جهد ما در تمام دوران فعالیت خود این بوده تا پی‌گیر مطالبات دانشجویان باشیم و از تمام ظرفیت خود جهت ایستادگی در مقابل فضای خفقان و انقیاد ایجادشده استفاده کنیم. هرچند این مسیر، مسیری پرفرازونشیب و پرهزینه بوده و ما نیز مدعی آن نیستیم که در این مسیر، بی‌اشتباه ظاهر شده‌ایم، اما اعضای انجمن اسلامی با تحمل هزینه‌ها و مشکلات ناشی از فشارهای امنیتی، کوشیده‌اند تا صداقت خود را به اثبات برسانند. دلایل شرکت ما هم که در بالا ذکر شده، در همین راستا و به‌جهت کمک به دانشجویان بازداشتی بوده‌است. به امید آن روز که چتر عدالت، سایۀ خود را در میهن‌مان بگستراند.

0 0
وحیده کریمی   undefined 1399/4/28 14:27:28

همه نگاه‌ها به دستان رئیس دستگاه عدلیه است تا با پذیرش درخواست اعاده دادرسی، امکان رسیدگی مجدد به پرونده سه جوان محکوم به اعدام را فراهم کند. آیا قاضی‌القضات با این درخواست میلیونی هم‌وطنانش که در رسانه‌ها و فضای مجازی منتشر شده است، موافقت خواهد کرد؟ سؤالی که پاسخ به آن با توجه به عملکرد حجت‌الاسلام رئیسی در یک سال و اندی که بر مسند دستگاه قضا نشسته، خیلی دور از ذهن نیست و انتظار برای رسیدگی مجدد به پرونده‌ای که حکم سلب حیات برای سه جوان را دارد نیز خواسته‌ای انسانی است. در چند روز گذشته، تأیید حکم اعدام سه جوانی که در حوادث آبان بازداشت شده بودند، با واکنش‌های بسیاری همراه شد. دلیل این امر هم نحوه رسیدگی و نبود اطلاعات از روند برگزاری دادگاه بدوی آنها و متعاقب آن عدم پذیرش حضور وکلای تعیینی آنان در مرحله فرجام‌خواهی در دیوان عالی کشور بود. ‌خبرگزاری فارس نیز در گزارشی از پذیرش اعاده دادرسی از سوی رئیسی خبر داد. این خبر خیلی سریع از سوی قوه قضائیه تکذیب شد، البته این تکذیب به معنای رد درخواست نیست؛ زیرا در توضیح قوه قضائیه آورده شد که هنوز درخواست وکلا برای اعمال اعاده دادرسی ثبت نشده است تا تصمیمی در این رابطه گرفته شود. در گزارش میزان از سرنوشت تقاضای اعاده دادرسی آمده است: «درپی انتشار خبری در یکی از خبرگزاری‌ها مبنی بر صدور دستور اعاده دادرسی سه متهم اعدامی حوادث آبان‌ماه، مرکز رسانه قوه قضائیه ضمن تکذیب این خبر اعلام کرد همچنان که روز گذشته سخنگوی قوه قضائیه در نشست خبری گفت «ممکن است در فرایند قانونی اجرای احکام، دادرسی‌های فوق‌العاده مانند اعمال ۴۷۷ قانون آیین دادرسی کیفری چه در این پرونده و چه در سایر پرونده‌ها، نتیجه پرونده را توأم با تغییر کند»، در این پرونده نیز در صورت وصول درخواست، قوه قضائیه طبق روال قانونی به آن رسیدگی خواهد کرد؛ اما تاکنون درخواستی از جانب وکلای متهمان واصل نشده است».
با توجه به سخنان غلامحسین اسماعیلی در آخرین نشست خبری خود با اهالی رسانه که در این تکذیبیه هم به آن اشاره کرده، احتمال تغییر حکم این سه جوان در فرایند دادرسی فوق‌العاده وجود دارد.
ازاین‌رو، در گفت‌وگویی با حسین تاج، وکیل محمد رجبی، یکی از این متهمان، از ضدونقیض‌های پذیرش یا عدم پذیرش اعاده دادرسی و توقف حکم اعدام پرسیدیم که در پاسخ گفت: پذیرش اعاده دادرسی علی‌حده است و ما این درخواست را اوایل هفته آینده ثبت خواهیم کرد و هنوز ثبت نشده است. این وکیل دادگستری توضیح داد: ما (امروز، چهارشنبه) توانستیم درخواست اعمال ماده 477 را تقدیم کنیم. با توجه به حساسیتی که وجود دارد، تصمیم گرفتیم هم درخواست اعمال ماده 477 را داشته باشیم، هم ماده 474 را تقدیم کنیم.
او در توضیح شرایط استفاده از ماده 474 گفت: ماده 474 تقاضای اعاده دادرسی است که زمانی که پرونده‌ای حکم سالب حیات داشته باشد، با ثبت این درخواست اجرای حکم تا نتیجه نهایی متوقف می‌شود. با توجه به همکاری دستگاه قضا با ما و در راستای قول مساعدی که داده بودند که تا قبل از ارجاع پرنده به اجرای احکام بتوانیم پرونده را مطالعه کنیم، توانستیم امروز پرونده را مطالعه کنیم؛ بنابراین به روند پیش‌روی این پرونده امید بسیار داریم. تاج درباره درخواست اعمال ماده 477 نیز گفت: این ماده همان اعمال ماده 18 سابق است که شامل رسیدگی فوق‌العاده می‌شود؛ البته زمانی که رئیس قوه قضائیه حکمی را خلاف بین شرع تشخیص دهد، با اعمال این ماده و رسیدگی فوق‌العاده موافقت می‌کند. تاج بدون صحبت از اتهامات و مدارک و مستنداتی که منجر به حکم اعدام شده است، فقط تأکید کرد به نتیجه پذیرش درخواست وکلا برای رسیدگی مجدد در این پرونده امید بسیار دارد و با مطالعه پرونده، موارد خلاف بین شرع نیز به دست آمده است. در ادامه این گزارش و با توجه به ابعاد حقوقی و قضائی این پرونده و نبود اطلاعات دقیق درباره اتهامات و ادله اثبات جرمی که منجر به جرم اعدام شده است، در ادامه با دکتر هوشنگ پوربابایی در رابطه با نفس پذیرش اعاده دادرسی و اعمال ماده 477 صحبت کردیم.
هوشنگ پوربابایی، حقوق‌دان و استاد دانشگاه، با بیان این مهم که همه اطلاعات ما مبنی‌بر اخبار رسانه‌هاست و از جزئیات پرونده اطلاع دقیقی نداریم، گفت: بر اساس قانون آیین دادرسی کیفری، به‌صراحت اعلام شده است از ابتدای تحت نظر قرارگرفتن باید حقوق متهم به او تفهیم شود، خانواده متهم در جریان بازداشت و اتهامات و محل نگهداری متهم قرار داشته باشند و متهم باید وکیل داشته باشد تا در رابطه با اتهامات و اقدامات دادرسی نخستین یا مراحل تحقیق، برای او اقامه دفاع انجام شود. طبق آیین دادرسی کیفری، حضورنداشتن وکیل موجب نقض تحقیقات است؛ زیرا متهم از حقوق خود مطلع نیست و نیاز دارد وکیل برای او اقامه حق کند. این استاد دانشگاه ادامه داد: طبق تبصره ماده 48، متهمان امنیتی در مرحله تحقیقات باید وکیلی از میان وکلای مورد اعتماد قوه قضائیه انتخاب کنند؛ همین امر اختیار وکیل تعیینی را با مشکل مواجه کرده و امیدواریم اگر اعاده دادرسی پذیرفته شد که ان‌شاءلله خواهد شد، وکلای تعیینی این متهمان بتوانند از آنها دفاع کنند. پوربابایی ادامه داد: بازهم طبق مطالب رسانه‌ها، گفته شده در مراحل مقدماتی این متهمان اقرار به جرم داشته‌اند، اما در مراحل بعدی اقرار خود را تکذیب کرده‌اند. در این رابطه باید دو نکته را توضیح بدهم؛ اول اینکه بدون شک حضورنداشتن وکیل و ناآشنایی متهمان به حقوق خود، ممکن است در مراحل تحقیق منجر به اقرار ناخواسته شود؛ به همین دلیل حضور وکیل اساسی و بااهمیت است. نکته دوم هم این است که برعکس دعاوی حقوقی که اقرار ملکه دلایل است، در امور کیفری فقط به صرف وجود اقرار نمی‌توان متهم را محکوم کرد، مگر اینکه ثابت شود اقرار مقرون به واقعیت است؛ یعنی اقرار خالی از شک‌وشبهه باشد و تأیید شود اقرار خالی از هرگونه فشار و مسائل روانی بوده و کاملا صحیح و موجه است، اما زمانی که متهم در دادسرا بدون حضور وکیل اقرار کرده باشد و خصوصیات ذکرشده با تردید مواجهه شوند، باید به قاعده «درأ» رجوع شود. بی‌گمان مشهورترین قاعده باب حدود که نخست در باب حدود مطرح شده و سپس از تسری آن به تعزیرات و سایر مجازات‌ها بحث شده، قاعده «درأ» است. در قانون مجازات اسلامی مصوب سال 92، تعزیر هم با شبه‌وشک ساقط می‌شود. او ادامه داد: حتی شنیده‌ایم در موبایل این متهمان فیلم‌هایی از آشوب و اغتشاش وجود داشته که در صورت صحت این امر، حتی اگر این فیلم‌ها به رسانه‌های خارجی ارسال شده باشد، اتهامی که ممکن است متوجه این افراد شود که بنده قائل به آن‌ نیز نیستم، تبلیغ علیه نظام است؛ هرچند تبلیغ باید مستمر باشد و یک‌بار نمی‌شود تبلیغ که اگر باشد هم حکم متهمان سلب حیات نیست، به‌خصوص که فکر نمی‌کنم متهمان سوءنیت خاص داشته باشند و همین امر نیز باید مورد توجه باشد. به گفته این استاد دانشگاه، صدور حکم سلب حیات وسواس و جدیدت بسیار می‌خواهد. واقعیت این است که افکار عمومی از این حکم قانع نشده و تردید درباره خلاف شرع‌بودن حکم ایجاد شده است که با پذیرش اعمال ماده 477 و رسیدگی مجدد در شعبه ویژه دیوان عالی کشور، باید تمام مراحل دادرسی مورد بررسی قرار بگیرد تا دادرسی دقیق‌تر و منصفانه‌تری را با حضور وکلای تعیینی متهمان شاهد باشیم. او ادامه داد: براساس همین اخبار رسانه‌ها، وکلای تعیینی متهمان در دادگاه بدوی و بعد در دیوان عالی کشور، حتی امکان مطالعه پرونده را نیافته‌اند و همین عوامل و شبهات دیگر سبب می‌شود تأکید کنم قاعده «تدرء الحدود‌ بالشبهات» نیز در مجازات تعزیری قابل اعمال بوده و بهتر است رسیدگی مجدد انجام شود. بر اساس این گزارش، لازم به توضیح است طبق ماده 477 آیین دادرسی کیفری، اگر رئیس قوه قضائیه رأی قطعی صادرشده از هریک از مراجع قضائی را خلاف شرع بیّن تشخیص دهد، با تجویز اعاده دادرسی، پرونده را به دیوان عالی کشور ارسال می‌کند تا در شعبه‌ای ویژه رسیدگی جدید انجام شود. همچنین در صورت ثبت اعاده دادرسی، طبق ماده 474، حکم اعدام متوقف می‌شود تا نتیجه درخواست رسیدگی شود.

0 0
اعتماد   undefined 1399/4/28 14:25:19

دست رد بر سينه بيگانه

فضاي سياسي ايران اين روزها تحت تاثير حكم صادر شده براي سه جوان معترض آبان ۹۸ و مطالبه بدنه اجتماعي از سيد ابراهيم رييسي براي جلوگيري از اجراي اين احكام قرار گرفته است. پيامي كه شهروندان با هشتگ #اعدام_نكنيد در فضاي مجازي به دستگاه قضايي ارسال كردند با ورود دونالد ترامپ، بنيامين نتانياهو، سعودي‌ها و جريان‌هاي برانداز و انتشار توييت‌هاي فارسي و بهره‌گيري از هشتگ ترند شده، واكنش‌هاي متفاوتي را به دنبال داشت. كاربران شبكه‌هاي مجازي كه پيش از اين با انتشار ديدگاه‌هاي خود در فضاي مجازي خواستار اعمال ماده ۴۷۷ و جلوگيري از اجراي حكم اعدام سه جوان معترض آبان ماه شده بودند بلافاصله پس از دخالت شوم، نحس و بي‌ربط ترامپ، نتانياهو، حكومت سعودي و جريان‌هاي برانداز براي جلوگيري از موج سواري و پررنگ شدن مرزهاي واقعي با آنان توفان توييتري به پا كردند و متفق‌القول و به تعبيري نوشتند: «نخود نجس خود را داخل ديگ آش ملت ايران نيندازيد.» اما به‌‌رغم مرزبندي جامعه مدني ايران با براندازان، هاديان و كاربران جريان طرفدار اجراي حكم اعدام، فرصت را براي دوخت و دوز شهروندان ايراني نگران با امريكا و اسراييل و مجاهدين خلق، مناسب ديدند و به بهانه حمايت امريكا و اسراييل و براندازان از اين كنش توده‌هاي اجتماعي ايران، آنها را پياده نظام و كيف‌كش و وابسته و ربات معرفي كردند. همين واكنش منجر به تشديد فضاي دوقطبي موجود ميان طرفداران و منتقدان سياست‌هاي كلي كشور شد. اما پرسش اصلي اين است: «علت اصلي ورود رهبر امريكا، رژيم صهيونيستي و جريان‌هاي برانداز به اين ماجرا چيست؟ چه كساني از راديكاليزه شدن سپهر سياسي ايران نفع مي‌برند؟ چه جريان‌هايي تلاش دارند تا با هر لطايف‌الحيلي، فضاي روحي/رواني جامعه ايران را به خشم برسانند؟ اين حوادث چه سهم‌القدر و نقشي در بازي قدرت و رقابت‌هاي نامريي مدعيان قدرت دارد؟و...». براي پاسخ به اين پرسش‌ها و جلوگيري از وارونگي معنايي ابتدا بايد ماجراي #اعدام_نكنيد را يك‌بار ديگر بازخواني كرد: روز سه‌شنبه 24 تير 1399 غلامحسين اسماعيلي سخنگوي قوه قضاييه در نشست خبري خود از تاييد حكم اعدام سه جواني خبر داد كه در جريان حوادث آبان‌ماه 98 دستگير شده بودند. پيش از اين نشست و حرف‌هاي سخنگوي دستگاه قضايي، اخباري درباره تاييد حكم اعدام آنان مطرح شده بود كه غلامحسين اسماعيلي در اين نشست، اين اخبار را تاييد كرد. شايد در نگاه اول قابل پيش‌بيني نبود كه ممكن است واكنش جامعه نسبت به تاييد اين حكم چگونه باشد. احتمالا به همين دليل هم بود كه سخنگوي قوه قضاييه تلاش كرد تا نقدهاي ممكن نسبت به اين احكام و شكل برگزاري دادگاه اين متهمان امنيتي را تا حد ممكن پاسخ دهد. اسماعيلي درباره احكام صادر شده براي سه جوان متهم در اعتراضات آبان ماه ۹۸ گفت: «دو نفر از اين مجرمان هنگامي كه مسلح به سلاح سرد بودند، اقدام به سرقت مسلحانه كرده بودند. بعد از دستگيري در موبايل آنها ديده شد كه در جريان اغتشاشات آبان‌ماه، بانك‌ها و اتوبوس‌هاي شهرداري را آتش مي‌زنند و دست به اغتشاش زده‌اند. تمامي جلسات دادگاه فيلمبرداري شده و فيلم حضور متهمان و وكلاي آنها در جلسات دادگاه موجود است. در اين چند روز هم آقايي كه به عنوان وكيل اينها در رسانه‌ها و فضاي مجازي اطلاع‌رساني مي‌كند كه موكلان نتوانستند از خود دفاع كنند، از منظر وكالت، وكيل خودخوانده است. اين شخص فرم وكالتي ندارد و تنها بعد از تاييد راي در ديوان عالي، نامه‌اي به ديوان ارايه داده مبني بر اينكه وكيل متهمان است و درخواست مطالعه پرونده را داده است.» هرچند كه وكلاي اين سه جوان در روزهاي بعد، واكنش‌هاي متفاوتي را نشان دادند و بحث‌هايي را مطرح كردند، اما واكنش اصلي به تاييد حكم اعدام آنان در جاي ديگري اتفاق افتاد. از روز چهارشنبه به ناگاه در فضاي مجازي و شبكه‌هاي مختلف اجتماعي با هشتگ «اعدام_نكنيد» حركت مدني درباره اين سه جوان و تاييد حكم اعدام آنان اتفاق افتاد. پست‌هاي مختلفي كه به تدريج از مرز 4 ميليون و 500 هزار هشتگ هم گذشت و همچنان (تا لحظه نوشته شدن اين مطلب) ادامه دارد. هشتگ «اعدام_نكنيد» شايد در وهله اول پيام امر به معروف و نهي از منكر حاكميت را در خود داشت كه از مسوولان امر درخواست مي‌كرد در اين قضيه به خصوص چندان اين شكل از قضاوت را برنمي‌تابد. اما نكته مهم‌تري كه در دل اين بيان اعتراض در فضاي مجازي وجود داشت، تغيير شكل اعتراض در دل جامعه مدني ايران بود. به اين نكته بايد توجه كرد كه در بسياري از تحليل‌هاي اخير درباره جامعه مدني ايران حتي حكم مرگ آن نيز صادر شده بود. جامعه‌اي كه با مشكلات اقتصادي بسياري دست و پنجه نرم مي‌كند و در بن‌بست حركت براي تجربه‌هايي چون حضور در خيابان، گويا ديگر راهي براي ارايه نداشت، اما اعلام تاييد حكم اعدام سه جوان حوادث آبان‌ماه سال 1398 نشان داد كه بخشي از جامعه مدني ايران ممكن است به ناگاه به ميدان بيايد و تجربه‌هاي به ياد ماندني را رقم بزند. اتفاقي كه به خوبي نشان مي‌داد جامعه ايراني همچنان مسائل را به دقت رصد مي‌كند و در موقع مقتضي با خلاقيت خاص خود به ميدان مي‌آيد. اما اين داستان همين‌جا ختم نشد، چراكه بعد از چهارشنبه شب و اعلام حضور ميليوني گروهي از جامعه ايراني و ترند شدن هشتگ «اعدام_ نكنيد» در توييتر و فراگيري آن در ساير شبكه‌هاي اجتماعي همانند اينستاگرام و فيس‌بوك، شاخك‌هاي دولت‌ها، گروه‌ها و فعالان سياسي خارج ايران نيز به آن جلب شد؛ به گونه‌اي كه در نهايت دونالد ترامپ رييس‌جمهور امريكا با نوشتن يك توييت به زبان فارسي و هشتگ «اعدام_ نكنيد» تلاش كرد خود را به جمع پرتعداد درخواست‌كنندگان براي جلوگيري از اين حكم قرار دهد. اين در حالي بود كه گروه‌هاي معارض نظام در خارج از كشور هم با آيين‌ها و عقايد مختلف بر اين موج جامعه مدني ايران سوار شدند و عملا براي گروه‌هاي تندرو داخل ايران كه معمولا ترجيح مي‌دهند بدون توجه به موضوع ساز مخالف خود را كوك كنند، دستاويزي بدهند. توييت دونالد ترامپ همين دستاويز را به دست آنان داد و در حالي كه پيش از ورود ترامپ نزديك به 4.5 ميليون بار اين هشتگ در توييتر استفاده شده بود، حمايت ترامپ را دليلي براي امريكايي بودن اين حركت قلمداد كردند. اين در حالي است كه به نظر مي‌رسيد حتي قوه قضاييه و در راس آن سيدابراهيم رييسي براي اعمال ماده 477 يا اعاده دادرسي وارد عمل خواهند شد و جلوي اين حكم گرفته مي‌شود. اما باز هم اين دستاويز نه تنها در برابر حركت مدني بخشي از جامعه ايراني قرار گرفت، بلكه شرايط را براي تندروهايي كه همواره بدترين‌ها را مي‌خواهند، باز كرد. اكنون به خوبي مي‌توان با بازگشت به عقب از ابتداي اين ماجرا ديد كه بخشي از جامعه ايراني، در اوج بلوغ خود، از فضاي مجازي در قامت ابزاري براي بيان مستقيم خواسته‌هايش از مسوولان نظام استفاده مي‌كند. راهي كه نه تنها هزينه‌اي چون حضور در كف خيابان را ندارد، بلكه زمينه را براي گفت‌وگو و تفاهم در جامعه نيز به وجود مي‌آورد. هر چند كه ورود ترامپ، گروه‌هاي وابسته به سازمان مجاهدين خلق و سلطنت‌طلبان در اين ماجرا فضا را براي تندروها فراهم كرده كه اين اعتراض مدني را به بيراهه بكشانند، اما به نظر مي‌رسد اين بلوغ در مجموعه نظام و سيستم قضايي كشور نيز به وجود آمده كه تفاوت اعتراض مدني و همراهي توييت‌هايي مانند دونالد ترامپ را بدانند. اين همان نقطه افتراقي است كه مي‌تواند دستاويز گروهي تندرو شود تا يك حركت مدني بزرگ را به «ترند راه انداختن با ربات» تقليل دهد يا اين خواسته را به دليل حمايت ترامپ كلا نفي كند. اكنون آخرين فرصت در اختيار رييس دستگاه قضايي كشور قرار دارد تا ضمن توجه به خواسته بخش مهمي از جامعه مدني ايران، بدون توجه به آنچه در خارج از كشور و افراد و گروه‌هاي مختلف با نظام مطرح مي‌شود، درباره اين سه جوان وارد عمل شود. سيستم قضايي در دوره جديد خود نشان داده كه قصد رويكرد متفاوتي دارد. به اين ترتيب آخرين اميدها براي بخشي از جامعه مدني ايران نيز زنده مي‌ماند. جامعه‌اي كه تلاش مي‌كند همه راه‌ها را براي تعامل با حاكميت در پيش گيرد. رويكردي كه شايد بي‌توجهي به آن آسيب‌هاي بسياري را به بار آورد. گويا نگاه دوباره به حكم اعدام جوان حوادث آبان‌ها حداقل مرهمي براي اين خواسته‌هاي فراوان بخشي از جامعه ايراني باشد كه نشان داد نه تنها هنوز نمرده است، بلكه با جديت اتفاقات جامعه را پيگيري مي‌كند. از سوي ديگر جريان‌هاي ارزشي و اصولگراي كشور با رجوع به سخنان مقام رهبري درباره اهميت و ضرورت امربه معروف و نهي از منكر مسوولان و اركان قدرت مي‌توانند در دستگاه تحليلي خود به اين ‌نتيجه برسند كه #اعدام_نكنيد توصيه جامعه ايران به مسوولان قضايي براي انتخاب بهترين كار بوده است. اين همان امر مهمي است كه رهبري طي سخناني در دهه ۷۰ بر آن به مردم توصيه كرده بودند: «[مردم]بايد ما را به معروف امر و از منكر نهي كنند. مردم بايد از مسوولان كار خوب را بخواهند؛ آن هم‌ نه به صورت خواهش و تقاضا، بلكه بايد از آنها بخواهند.» البته ملت ايران از ابتداي انقلاب راه خود را براي دخالت بدخواهان جهاني و جريان‌هاي برانداز بسته است، اما شايد بايد دوباره گفت و دوباره تاكيد كرد كه ورود ترامپ، نتانياهو و اصحاب و وابستگان به آنان به ماجراي #اعدام_نكنيد در راستاي مسدودسازي توان جامعه مدني ايران است. آنها مي‌دانند با دخالت‌شان و همراهي بدلي‌شان حساسيت دستگاه‌هاي حاكميتي، امنيتي، قضايي و... را براي اتخاذ رفتاري بر خلاف مصالح كشور و مطالبه ملي برمي‌انگيزند. اما‌ واقعيت اين است؛ آنها شريك گفتن ظالمان جهاني و همراهي آنان وقتي ملت مرزهاي خود را روشن كرده، چه اهميتي دارد؟ چه كسي است كه نداند آنها همواره درصدد مصادره به مطلوب كردن خواست ملت ايران و سند زدن به نام‌خود هستند؟ اصلا يكي از اصلي‌ترين راهبردهاي آنان همين بوده كه مي‌آيند تا مصادره كنند. مهم آن است كه ما فريب جنگ رواني آنان را نخوريم و در زمين مين‌گذاري شده آنان، بازي نكنيم. پيام واقعي مردم ايران به براندازان و هاديان و اسپانسرهاي خارجي آنان كاملا واضح و شفاف و صريح است: «نخود نجس خود را داخل ديگ مطالبه ملت ايران نيندازيد».

0 0
انصاف   undefined 1399/4/28 14:24:24

«‏سه نفر در ایران برای شرکت کردن در تظاهرات محکوم به مرگ شده‌اند. اعدام آنها در هر لحظه قابل انتظار است. اعدام این سه نفر پیامی اسفناک به دنیا می فرستد و نباید انجام شود. ‎#اعدام_نکنید»

این توییت مداخله‌آمیز دونالد ترامپ با واکنش منفی و اعتراضی کاربران توییتر مواجه شد. چهره‌های سیاسی، رسانه‌ای و کاربران توییتر که شب گذشته با هشتگ «#اعدام_نکنید» به حکم سه بازداشتی حوادث آبان۹۸ اعتراض کرده بودند و این بار نسبت به مداخله‌ی رئیس‌جمهور آمریکا در این موضوع معترض هستند.

پاسخ‌هایی به توییت ترامپ را به انتخاب خبرنگار انصاف نیوز می‌خوانید:

سیدعطاءالله مهاجرانی: ‏كسانى كه توييت فارسى را براى ترامپ نوشته اند، مرادشان از نبايد اعدام شود، بايد اعدام شود است! گمان مى كنند اين اعدام مى تواند شعله آشوب ديگرى را بر افروزد. مدتى پيش دو افسر سابق سيا و يك ايرانى خجسته مى گفتند: در شورش آينده ٢٢ ميليون شركت مى كنند. توييت ترامپ جرقه آشوب است!

احسان منصوری: ‏حیوانی که پایش روی گلوی ۸۰ میلیون انسان است خودش را انداخته وسط تا گره در کار بیندازد.
جنایتکاری که دستش به خون تمام کشته شدگان آبان و تمام کسانی که زیر بار فشار اقتصادی له شدند آلوده است.
جلوی اعدام آن سه جوان را بگیرید تا این حیوانات و مترسک‌های فارسی‌زبانش را نقره‌داغ کنید.

محمدعلی ابطحی: ‏اقای ترامپ، ‎#اعدام_نکنید یک امر داخلی ما است. به شما هیچ ربطی ندارد.
دخالت شما در این مورد، علاقه شما به اعدام اینها را نشان می دهد .
صف مخالفان اعدام این سه نفر که عمده آنها ایرانی هستند و زیر فشار تحریم شما کمرشان خم شده، از صف شما جداست.

داوود حشمتی: ‏‎#ترامپ دروغ میگوید. در قلب او و همه ‎#ترامپیستها این میگذرد: ‎#اعدام_کنید.
آنها به جنازه‌های ما ایرانی‌ها نیاز دارند نه زنده‌ماندمان. برای پرکردن جدول تحریمها تعمدا این توییت را زد که مسولان قضایی را با کمک لشگر سایبری داخلی سرلج بیندازد.
این پاس ترامپ به لشکر سایبری داخلی است

مهدی محمودیان: ‏جناب آقای ترامپ؛
اجازه بدهید کسانی خطاب به ج.ا بگویند ‎#اعدام_نکنید که دست خودشان به خون ملت ایران آغشته نباشد. تحریم‌های ظالمانه و غیر شرافتمندانه شما جان هزاران شهروند ایرانی را به مخاطره انداخته است.
جناب پرزیدنت لطفا ‎#دهانت_را_ببند

مازیار خسروی: ‏دولت ‎#ترامپ هفته پیش برای نخستین بار در ۱۷ سال گذشته با نادیده گرفتن اعتراض‌ها، یک حکم اعدام فدرال را اجرا کرد. ‎#اعدام_نکنید از زبان او نه تنها مضحک، که نشانه روشن تلاش برای عوام‌فریبی و سواستفاده از یک پویش خودجوش مردمی برای هدف‌های سیاسی است.

میثم شرفی: ‏شک نکنید توصیه کننده به ترامپ برای زدن این توئیت فارسی و هیولاهای عربده‌کش زیرش در تلاشند هر چه سریع‌تر آن سه جوان اعدام شوند! این نانجیب‌زاده و همراهانش آبادی ایران و آسایش ایرانیان را هرگز نمی‌خواهند

قیس قریشی: ‏شک ندارم آیت الله رئیسی میداند این تروریست بی شرافت و طرفداران بی شرافت تر از او بدنبال اعدام جوانان محکوم اند.
منتظر اخبار خوبیم…
‎#اپوزیسیون_مبتذل
‎#اپوزیسیون_لوس_آنجسی
‎#اپوزیسیون_اجاره_ای
‎#نه_به_تحریم
‎#کاسب_خون
‎#ترامپ_تروریست

احسان سلطانی: ‏آرزوی قلبی ترامپ و تیمش که سال‌هاست تمام ایرانیان را تحت شدیدترین تحریم‌های ظالمانه قرار داده‌اند اعدام فوری این ۳جوان است.بساط تبلیغ‌شان فراهم‌تر می‌شود […]

شاهرخ ابراهیمی: ‏رییس جمهور آمریکا ‎#ترامپ ‎@realDonaldTrump بزرگترین ظلم را با خروج از برجام و برقراری مجدد و سختگیرانه تر تحریم ها به مردم ایران روا داشته ، مشکلات اقتصادی طاقت فرسا و کمبود دارو از نتایج رفتار این شخص بوده قطعا توییت فارسی که زده با هشتگ ‎#اعدام_نکنید هم برای ما اهمیتی ندارد

علی علیزاده: ‏مصادره هشتگ ‎#اعدام_نکنید برای ترامپ بازی دوسر بُرد است. اگر اعدام شوند ترامپ صاحب مجلس عزا خواهد بود و به بهانه خونخواهی تحریمهای جدید را مشروعیت میبخشد. و اگر اعدام متوقف شود ترامپ این را عقب نشینی ایران و پیروزی خودش تفسیر میکند. ضروری است با هشتگ ‎#IranHatesTrump خلع سلاحش کنیم

کامران راستین: ‏کاش بوی تعفن ورود ترامپ به ‎#اعدام_نکنید به ضرر بچه های محکوم به اعدام تمام نشود! ما باید کیو ببینیم که این مردک روانپریش، برامون دلسوزی نکنه؟!

مریم عبدی: ‏باز یه جا شلوغ شد ترامپ عنتر گفت عقب نمونم بدوبدو خودش رو رسوند.

امیر: ‏همونطور که هیچکس به اندازه احمدی نژاد نمی توانست به حفظ منافع اسرائیل و جریان های افراطیش در ایران کمک کنه، هیچکس هم به اندازه ترامپ نمیتونه منافع اصولگراهای تندرو در ایران رو تضمین کنه.
خواست ملی ‎#اعدام_نکنید هیچ ربطی به رئیس جمهور آمریکا و مشاوران ایرانی سبک مغزش ندارد.

سمیه یوسفی: ‏ای کاش الان که هشتگ ‎#اعدام_نكنيد رو ترند کردیم یه هشتگ دیگه ترند کنیم که روی مصی و ترامپ آشغال‌هایی مثل اینا کم بشه و بگیم که در اتحاد ما این شغال‌ها جایی ندارن

محمدحسین خوشوقت: ‏قاعدتا باید با استناد به مدارک خدشه ناپذیر ‎#حکم_اعدام صادر کرده باشی‌ اما وقتی افکار عمومی و اهمیت سهمگین آن را نفهمی، بدون قانع کردن‌ مردم به گونه ای عمل می کنی که این جانیِ جفتک پران هم وارد میدان شود تا از نمَدی که برایش فراهم ساخته ای،کلاهی ضخیم برای خود دست و پا کند!

پیمان احمدی: ‏به حکومت گفتیم و میگیم ‎#اعدام‌نکنید و به ترامپ و بقیه کشورهای خارجی با قاطعیت میگم ‎#دخالت_نکن

آیت‌اللهی: ‏ترامپ خفه شو.
ما مسائل داخلی کشوررابا حکومت خود مان حل میکنیم به تو ربطی ندارد.
شما خشونت پلیس درامریکا و کشتار فلسطینان توسط اربابت اسرائیل وجنایات طالبان و داعش متولد شده توسط امریکا و..را پیگیری کن وازکشتارمردم عراق و ویتنام و افعانستان ویمن (توسط سعودی دست نشانده) عذرخواهی کن

سعید کاکاوند: ‏شما هنوز ملت ‎#ایران را نشناختید حساب ما را از چند ‎#مزدور و ‎#وطن_فروش دور برت جدا کن اگر ما گوشت هم بخوریم استخوان هم دور نمیریزیم (برعکس برادر زاده ات) پس دست از دخالت بر مسایل ایران بردارید.
‎#اعدام_نکنید هم درچارچوب مسایل خانوادگی بود.

ویکتوریا طهماسبی: ‏چراازتوییت ترامپ علیه اعدام این سه جوان اینقدرذوق میکنید؟
ترامپ موافق اعدام است،اعدام را به حوزه فدرال کشانده،وتوییتش کاملا مزورانه است.
مضافا،مگرصدای خود ایرانیها را کافی نمیدانیدکه اصراردارید دیگران، آنهم ترامپ را دخالت دهید؟
تاثیرترامپ براین مطالبه اگرخنثی نباشد،حتمامنفی ست.

فیلارمونیک: ‏این مردک ترامپ واقعا با چه رویی داره حمایت میکنه‌؟ تو خودتم نقش داری تو گرسنگی اونایی که آبان ریختن بیرون.
‎#اعدام_نکنید

زینب کریمیان: ‏‎ما خودمون زبون داشتیم از مسوولان کشورمون خواستیم! سوار موج شدی آقای ترامپ که فقط موقعیت اون سه تا جوون رو خرابتر کنی! لعنت بهت

مرتضی ناعمه: ‏‎چون فارسی رو داری تازه یاد می‌گیری فعلا با […] بخور باهات شروع می‌کنم

آذر منصوری: ‏بهترین پاسخ به اظهارات ‎#ترامپ در مورد اعدام سه جوان را ‎#جواد_روح داده است: ️کنار بایست لطفا

گیس بریده: ‏کی گفت هشتگ مردمی ما رو مصادره کنید؟! ترامپ و مسیح و سالومه و اسراییل و… […]خوردن زر زدن!
گمشید توی زمین دیگه‌ای بازی کنید، از عمد به اسم حمایت و در اصل برای به حاشیه بردن ‎#اعدام_نکنید وارد شدند تا بخاطر کینه‌ی این نظام و انگشت اتهام به سمتش، سه جوون رو علنن پای چوبه دار بکشن!

نازنین شریعتی: ‏واقعا فکر می‌کنی ما به اندازه‌ی اون مشاوران ایرانیت احمقیم که ما رو تحریم کنی، سلامت و اقتصادمون رو ازمون بگیری بعد بیای بگی ‎#اعدام_نکنید و ما هم فراموش کنیم و برات دست بزنیم؟
نه، برو به جهنم دلقک ملعون.