محل تبلیغ شما
واکاوی اثر ماندگار و تاریخی علی حاتمی کارگردان برجسته و ممتاز ایرانی،هزاردستان

تاریخ خبر: 1399/3/8

واکاوی اثر ماندگار و تاریخی علی حاتمی کارگردان برجسته و ممتاز ایرانی،هزاردستان

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

چندی پیش گزارشی در یکی از روزنامه ها منتشر شده بود که حکایت از این ماجرا می کرد که علی حاتمی در برخی از قسمت های مهم سریال «هزاردستان» به روایت آنچه در تاریخ رخ داده، نپرداخته و به نوعی آن روایتی که خودش در نظر داشته و گویا از تخیلاتش برآمده بوده را مقابل دوربین خود برده و در پایان کار مجموعه ای را پیشکش مردم نموده که در برخی از سکانس ها و پلانهایش واقعیت را بازگو نکرده است. برای مثال این گزارش به شخصیت های مهم این سریال مانند «رضا تفنگچی – رضا خوشنویس که جمشید مشایخی ایفاگر نقش وی بود»، «ابوالفتح که علی نصیریان نقشش را بازی کرد» و «شعبان استخوانی که محمدعلی کشاورز عهده دار نقشش بود» اشاره کرده و درباره هر کدام هم به ذکر مستندهای تاریخی پرداخته و عنوان کرده بود که مثلا شخصیت شعبان بی مخ یا شعبان استخوانی در دوره روایت تاریخی علی حاتمی از «هزاردستان» عملا وجود خارجی نداشته و شخص دیگری در دوره های قبلتر وجود داشته و اتفاقا شخص ثالثی هم در دوره های بعدتر وجود داشته؛ اما در آن زمان که حاتمی »هزاردستان» را روایت می کرده، عملا کسی به این نام وجود نداشته و شخصیت شعبان استخوانی در سریال «هزاردستان» برگرفته از همان شخصیت ثالثی است که در دوران پس از روایت تاریخی «هزاردستان» زندگی می کرده است.

گزارش مذکور با جمع بندی برخی از این به قول معروف «سوتی» های علی حاتمی در سریال «هزاردستان» به این نکته پرداخته بود که همین امر موجب شده که مورخان معاصر ایرادات بزرگی را بر سریال ماندگار علی حاتمی بگیرند و وی را به روایت نادرست تاریخ در مجموعه تلویزیونی اش متهم ساخته و این امر را یادآور شوند که علی حاتمی آنچنان هم که می گویند کارگردان برجسته و تراز اولی نیست. البته گزارش آن روزنامه به هیچوجه در تایید یا رد ادعای مورخان تنظیم نشده و حتی در برخی از جاها به دفاع از «هزار دستان» علی حاتمی پرداخته و این کارگردان را بحق یکی از سردمداران سینما و تلویزیون ایران دانسته بود. با این مقدمه کوتاه و با ذکر اینکه این گزارش در واقع در راستای نقد گزارش یاد شده نیست و تنها در نظر دارد به برخی از نکات درباره موضوع تولید آثار تصویری (خاصه «هزاردستان» علی حاتمی) اشاره کرده تا از این رهگذر به روشنگری درباره حقایقی بپردازد که شاید کمتر مورد توجه قرار می گیرند.

‏- پیش گفتار
طبق روایت ها علی حاتمی نوشتن فیلمنامه سریال «هزاردستان» را اولین بار در سال 1354 شروع و آن را «جاده ابریشم» نامید، ولی به علت مشکلات ساخت شهرک سینمایی غزالی و مسایل مالی، ساخت این پروژه تا سال 1358 به تعویق افتاد. فیلمنامه 4 بار بازنویسی شده و در نهایت داستان آن به صورت سریالی که از تلویزیون پخش شد، به نگارش درآمد. در نسخه ابتدایی این اثر، شخصیتهای تاریخی و حقیقی دیگری نیز حضور دارند ولی با بازبینی های نهایی و شرایط ویژه سالهای ساخت، «هزاردستان» حاتمی را که به گفته خودش فرمی پیچیده، لایه لایه و روایتی به سبک داستانهای «هزار یک شب» دارد را دستخوش تغییر می نماید. حاتمی عکس‌ها و اسناد را در شهرک سینمایی «چینه چیتا» ایتالیا، با کمک نقاشی ایتالیایی اتود زد و تابلوهای کوچکی به وجود آورد. سپس با کمک یکی از بهترین دکوراتورهای ایتالیایی به نام «جانی کوارنتا» و گروه بزرگ او نقشه شهرک را در مقیاس یک هزار برابر کوچکتر ترسیم کرد و با ساخت ماکتی از شهرک به ایران بازگشت. علی حاتمی پس از مدتی با بررسی زمین‌های کنار بزرگراه تهران کرج‌، احداث شهرک سینمایی را در اسفند سال ۱۳۵۸ آغاز کرد.

‏- ورود به بحث اصلی
1- در تمام دنیا رسم بر این است که هنگامی که کارگردانان تصمیم می گیرند اثری تاریخی را که در زمانهای گذشته اتفاق افتاده به صورت کامل و بدون هیچ دخل و تصرفی به تصویر بکشند از همه شواهد و اسناد و مدارک به جا مانده از دورانی که تصمیم دارند آن را روایت کنند استفاده کرده و تیمی متشکل از افراد کاربلد و کارشناس را برای تحقیق و تفحص در این زمینه به کار می گیرند و ماه ها و بلکه سالها پیرامون جزئیات ماجرایی که در دل تاریخ رخ داده مطالعه می کنند، به صورتی که از جزئی ترین اطلاعات هم غافل نمی شوند تا از این طریق بتوانند تمام مواردی را که می خواهند در سریال خود روایت کنند درست و بر اساس واقعیت رخ داده در تاریخ باشد. برای اینگونه کارگردانان نوع پوشش مردم، لهجه و زبان آنها، شکل واقعی شهرها و خانه هایی که در آن زمان وجود داشته و بسیاری مسائل دیگر از اهمیت بسزایی برخوردار است؛ چرا که آنها تصمیم دارند یک رویداد تاریخی خاص را از دل تاریخ بیرون آورده و آن را روایت کنند. اما در این میان کارگردانان دیگری هم هستند که با علم به تمام جزئیات رخدادهایی که قرار است درباره آنها فیلم و سریال بسازند، در هنگام نگارش متن، باز هم بخشی از روایت را از ذهن خود وارد فیلمنامه می کنند و تصمیم می گیرند آن را به تصویر بکشند. خصوصا فیلمسازانی که اغلب به فیلمسازان مولف مشهورند و متن آثارشان را خودشان به رشته تحریر در می آورند. دقیقا به همین دلیل است که فیلمسازی مانند علی حاتمی را سعدی سینمای ایران می دانند؛ چرا که او با علم به تمام جوانب و موارد درباره اثری که می خواهد آن را به تصویر بکشد، وارد ماجرایی می شود که امضای خودش را پای اثر بیندازد. شاهد و ناظر چنین ادعایی همان مدت زمانی است که علی حاتمی برای تک تک دیالوگ های این سریال صرف می کند. به صورتی که درباره یکی از دیالوگ های این سریال نقل است که حاتمی یک ماه پروژه را تعطیل کرد تا به آن دیالوگ خاصی که مد نظرش بوده، برسد.

2- در ادامه بند قبل باید متذکر شویم که عنوان مولف بودن علی حاتمی در کارگردانی و فیلمسازی نشان می دهد که او در آثارش تنها به روایت تاریخ نمی پردازد و اتفاقا این کار را از روی عمد انجام
می دهد؛ چرا که آن چیزی که در تاریخ رخ داده را مورخان نوشته اند و پر واضح است که علی حاتمی از آن دسته از کارگردانانی نیست که فقط به روایت آنچه دیگران نگاشته اند، بپردازد؛ به این دلیل که اگر چنین می کرد استعداد ذاتی و خدادادی خود را به تصویر کشیدن آنچه در ذهن و فکرش می گذشت، به هدر داده بود. حاتمی باید روایت «هزاردستان» را آنگونه که در ذهنش بود و البته بر اساس واقعیت تاریخی به تصویر می کشید؛ چرا که اقدامی جز این از سوی کارگردانی مانند علی حاتمی کاملا بعید به نظر می رسید. به همین دلیل است که ما در سریال «هزاردستان» شاهد تلفیقی از داستانها و شخصیتهای واقعی تاریخی و ذهنی کارگردان هستیم و اساسا همین موضوع است که این مجموعه دوست داشتنی را آنقدر مانا کرده است که هربار که پای تماشای آن می نشینیم، تو گویی اولین باری است می خواهیم نظاره گرش باشیم. موضوعی که می توان آن را یکی از مهمترین خصوصیات یک سریال ایرانی دانست که با گذر زمان کهنه نشده و همیشه بوی نویی می دهد.

3- همانطور که در بخشی از پیشگفتار این گزارش خواندید علی حاتمی متن اولیه سریال را در سال 1354 نوشته و چهار سال ساخت آن را به دلایل مختلف (که یکی از میان آنهمه می تواند موضوع 4 بار بازنویسی این مجموعه باشد) به تعویق انداخته است. مسئله ای که نشان می دهد اساسا علی حاتمی اهل شلنگ انداختن در کارهای هنری اش نبوده است و برای به سرانجام رساندن چنین پروژه ای حتی شده سالها وقت می گذارد تا به آنچه مطلوب نظر او هم به لحاظ راستی آزمایی تاریخی و هم به لحاظ کیفیت سنجی هنری است، برسد. بنابراین . بنابراین می توان دریافت که موضوعات مربوط شخصیت هایی مانند رضا تفنگچی، ابوالفتح، شعبان استخوانی و ... هم مشمول همین ویژگی منحصربفرد و استثنایی کارگردان برجسته سینما و تلویزیون ایران می شود. ضمن اینکه علی حاتمی در هیچ گفتگو و مصاحبه و هیچ متنی عنوان نکرده که در «هزاردستان» مشغول روایت نعل به نعل یک ماجرای تاریخی است. چرا که اساسا او نمی تواند بدون توجه به خلق و خوی شاعرانه و هنرمندانه خود که از روحیه لطیفش سرچشمه می گیرند به روایت خشک و تلخ ماجرایی از دل تاریخ بپردازد.

4- اما نکته مهم دیگری که باز هم در ادامه بند قبل می توان به آن اشاره کرد این است که علی حاتمی روایتگر تاریخ نیود، بلکه روایتگر قصه‌های فراموش‌شده تهران قدیم بود. این را می شود از ماجرای مردم کاملا معمولی که این کارگردان اصرار فراوانی به نمایش زندگی آنها در مجموعه «هزار دستان» و البته آثار تصویری دیگرش دارد، به وضوع مشاهده کرد. بنابراین می توان با بررسی آثار بی نظیر این کارگردان دریافت که حاتمی همیشه زندگی را به رشته تحریر درآورده و همان را با تمام خصوصیت و ویژگیهای جزء به جزئش به شاعرانه ترین شکل ممکن مقابل دوربینش برده و به تصویر کشیده است.

5- اما یک نکته مهم دیگر هم وجود دارد که اثبات می کند با پذیرش تمام مواردی که در گزارش یادشده در آن روزنامه منتشر شده بود باز هم این علی حاتمی نیست که باید پاسخ چرایی عدم روایت تاریخی آنچه در «هزاردستان» به تصویر کشیده، باشد. اگر تمام مواردی که در این گزارش مطرح شد و جملگی بیانگر سبک فیلمسازی کارگردان فقید کشورمان بودند را نادیده بگیریم، باز هم آنچه در ادامه می آید را می توان دلیل موجه و متقنی دانست که اگر نمونه هایش در هنگام فیلمبرداری مجموعه «هزاردستان» رخ داده باشد، بیانگر این است که همه چیز دست علی حاتمی نبوده و ماجراهای دیگری دست به دست هم داده اند تا محصول «هزاردستان» تطابق جز به جز با واقعیت تاریخی اش نداشته باشد.

‏- پایان واقعی «هزار دستان» که عوض شد
چهارم شهریور سال 1394 احمد بخشی دستیار علی حاتمی در گفتگویی بیان کرد که سکانس پایانی و فینال «هزاردستان»این چیزی نیست که در نسخه پخش شده می‌بینیم. در این نسخه حسین گیل (سیدمرتضی) چشم‌های جمشید مشایخی (رضا تفگنچی) را که روی سنگفرش خیابان سقوط کرده، می‌بندد و به بالا نگاه می‌کند. این اتفاق روز هفتم محرم رخ می‌دهد؛ یعنی سه روز مانده به عاشورا.
به گفته این سینماگرا که سال‌های سال با زنده یاد علی حاتمی کار کرده، «فینالی که علی برای «هزار دستان» در نظر گرفته بود به این شکل بود که روز عاشورا سران کشور - از جمله خان مظفر - در میدان توپخانه و ایوان شهرداری حضور دارند و کارناوال عزاداران که صحنه‌های روز عاشورا را به شکل تعزیه بازسازی کرده‌اند، از مقابل این‌ها می‌گذرند. در این صحنه حسین گیل که نقش «حر» را در تعزیه بازی می‌کند، با اسب به خان مظفر نزدیک شده و با شمشیر سر او را قطع می‌کند. این صحنه به خاطر نبود بودجه کافی گرفته نشد.» احمد بخشی در ادامه بیان کرده بود: «برآورد ما حدود سه و نیم میلیون تومان بود، اما تلویزیون این پول را به ما نداد. «هزار دستان» به طریقه 35 میلی‌متری فیلمبرداری شد. ما در حدود 28 قسمت فیلمبرداری کرده و تحویل تلویزیون دادیم، اما فقط 15 قسمت آن به روی آنتن رفت. دلیل اصلی این حذف‌ها برخی مسائل دیگر بود. کل مخارج مجموعه با توجه به 13 قسمتی که هرگز از تلویزیون پخش نشد، چیزی در حدود 90 میلیون تومان شد

 

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است