محل تبلیغ شما
نقد سروش به توصیه شرم آور علم الهدی به اصولگرایان

تاریخ خبر: 1396/10/13

نقد سروش به توصیه شرم آور علم الهدی به اصولگرایان

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است

 

محسن ماندگاری، سردبیر سابق روزنامه جام‌جم نوشت:

آیت الله علم الهدی نماینده ولی فقیه در خراسان و امام جمعه مشهد است؛ شهری که این روزها شاهد تجمعات اعتراضی است.

از اعتراضات که بگذریم برای بسیاری از مردم سوال است که وظیفه نماینده ولی فقیه و امام جمعه یک شهر چیست و چه نقشی در جامعه فرهنگی، اجتماعی و سیاسی شهر دارد؟ بسیاری بر این باورند که شأن امام جمعه نه فقط به سبب انتصابش از سوی ولی فقیه که حتی به سبب لباس روحانیت، شان پدری است؛ پدری که چترش را بر سر مردم شهر اعم از فقیر و غنی، پیر و جوان، راست و چپ می‌گستراند. پدری که پناهگاه مردم است و جامعه را به سیاه و سفید و چپ و راست تقسیم نمی‌کند. 

 

حال اگر این پدر یا امام جمعه قرار باشد شأن خود را به هواداری یا رهبری یک حزب اکثریت یا اقلیت تنزل دهد و همواره یک طرف دعوا بایستد طبیعی است که نمی‌تواند وظایف خود را به درستی ایفا کند و اگر از عدالت هم ساقط نشود دست‌کم شایستگی امامت جمعه یک شهر را ندارد.

 

با این مقدمه اگر به سخنرانی اخیر آقای علم الهدی، منتشر شده در روزنامه خراسان بنگرید، قطعا در صلاحیت ایشان برای این سمت تردید خواهید کرد. 

 

«ما شورای شهر را به دلیل اختلاف داخلی خودمان از دست دادیم. سقف آرای ما در شورای شهر ۴۵۰ هزار رأی بود و سقف جریان رقیب ما ۲۵۰ هزار رأی و چون ما با هشت فهرست وارد انتخابات شدیم، باختیم... به‌صرف این که یک آقایی را کمتر و یکی را بیشتر قبول دارید به آن می‌ارزید که پایگاه قدرت را از دست بدهیم؟ جواب خدا را چه می‌دهید؟... یکی از دوستان آمد و نامه‌ای به بنده داد و گفت می‌گویند چون با آقای فلانی به جمع‌بندی نرسیدیم، تصمیم گرفتیم خودمان فهرست بدهیم. این نامه با امضای سه نفر از سه جریان و تشکل بود. گفتم برو به این سه نفر بگو شما بروید زنای محصنه بکنید، عرق بخورید و انواع فسق و فجور را بکنید بعد هم توبه  کنید، خدا شما را می‌بخشد. اما این گناهی که شما در حال ارتکاب آن هستید که ممکن است سرنوشت اسلام و مسلمین در دست غیر بیفتد حتی اگر تا روز قیامت انواع عبادت‌ها را انجام دهید، جهنمی مسلم هستید، زیرا خیانت به اسلام و مسلمین کردید.»

 

اظهارات آقای علم الهدی شوک آور است. ویرانگر است، ناامید کننده است... اگر در روزنامه خراسان نخوانده بودم برایم باورکردنی نبود. همان اتهاماتی که مخالفان روحانیت می‌زنند ایشان در عمل آن را اثبات کرده باشد. یکبار دیگر به واژه ها بنگرید! تکان دهنده است. ایشان می‌گوید برای حفظ «پایگاه قدرت»، «انواع فسق و فجور را بکنید»، «زنای محصنه کنید»، «عرق بخورید» اما در میان اصولگرایان اختلاف نیندازید. ایشان رای آوردن اعتدال گرایان در مشهد را «خیانت به اسلام و مسلمین» خوانده است.

 

با این توصیف، آقای علم الهدی صلاحیت خواندن خطبه جمعه را دارد؟ شایستگی نمایندگی ولی فقیه را دارد؟ اصلا صلاحیت پوشیدن لباس روحانیت را دارد؟ 

 

مشهد این روزها شاهد تجمعات اعتراضی بوده، تجمعاتی که به گفته آقای علم الهدی بخش اول آن (اعتراض به گرانی و شعار علیه روحانی) درست و به حق بوده و مابقی آن (شعار علیه حاکمیت) کار دشمنان. 

براستی دشمن کیست؟ 

 

آقای علم الهدی جواب خدا را چه خواهید داد؟!

 

نقد حجت‌الاسلام سروش به امام جمعه‌ی مشهد

 

حجت‌الاسلام والمسلمین «هادی سروش» در یادداشتی با عنوان «سخنی با مرکزیت اصولگرایی»، درباره‌ی اظهارات اخیر امام جمعه‌ی مشهد نوشت:

در رسانه‌های استانی و بعد رسانه‌های سراسری از قول امام جمعه‌ی مشهد نقل شده که گفته‌اند:

«زنای محصنه بکنید و عرق بخورید اما در اصولگرایان اختلاف نیندازید»

از آنجا که گوینده‌ی این سخنِ نامربوط، یک شخصی است که در کسوت روحانیت است و ثانیاً بر کرسی امامت جمعه جلوس فرموده، اهمیت توجه به آن را دوچندان می‌کند.

گفته بودند که اصولگرایی متشکل از اصولی بنام اسلام و انقلاب و ارکان آن است.

سؤال از دلسوزانِ دلبسته به “اصولگرایی” این است که این سخن با کجای اسلام و انقلاب و.. سازگار است؟

حفظ اصولگرایی در چه درجه‌ای از ضرورت قطعی است که ضعف و تشتت در آن، معادل و بلکه بالاتر از ارتکاب مهم‌ترین حرام‌های منافی با عفت قرار گرفته؟!

در دیدگاه این افراد، اصولگرایی یا عین دین است یا عین نظام، و هر کدام باشد مجوّز چنین ادبیات و گفتمان ناصحیحی نیست.

اگر به فرض محال، همه‌ی دین و دیانت در گزینه‌ی سیاسی‌ای بنام «اصولگرایی» هم جمع بود، باز هم می‌شد کسی بگوید:

برو برای حفظ اصولگرایی که خودِخودِ دین است، زنای محصنه کن؟؟

باور بفرمایید «فقه ابوحنیفه» هم که در مسایل مربوط به «عفت»، فروعات عجیب و غریبی دارد، گمان ندارم به چنین سخنی، چشمش گریان و لبش خندان نگردد!

از عینیت “اصولگرایی” با دیانت که تنزّل کنیم، می‌رسیم به اینکه «اصولگرایی» عین حفظ «نظام» باشد!

خوب؛ سؤال این است آیا برای «حفظ نظام» می‌توان دستور به عرق خوری و زنای محصنه داد؟ عجیب است.

معمار بزرگ انقلاب اسلامی می‌فرمود که «امیدواریم در جمهوری اسلامی بوی اسلام را داشته باشیم»

و استاد «مطهری» می‌فرمود: «محتوای نظام، باید احکام نورانی اسلام باشد تا بشود نظام اسلامی.»

مگر امکان دارد تأثر عمیق خود را از این سنخ ادبیات مخفی نماییم!

آن هم توسط افرادی که صاحب قدرت و تریبون هستند و رسماً برای حفظ موقعیت سیاسی و عدم تشتت و از هم پاشیدگی خط فکری و جناحی خود، احکام مهم اسلام عزیز، مانند زنا و شراب، که حرمتش منصوصِ قرآن کریم است، بیایند و اینقدر در گفتمان و حداقل در ادبیات خود، تنزّل دهند!

تعجب در اینجا، پرده‌ی سکوت و توجیه پردازی را می‌درد که همین گوینده، دادِ سخن از ممنوعیت و برخورد با برقراری کنسرت، برای حفظ شریعت و حرمت حضرت ابالحسن علی بن موسی الرضا (ع) می‌دهد!

در مراتب «نهی و حرمت» واقعی و حتی گفتاریِ در باب فحشا، زنای محصنه و عرق کجا و کنسرت کجا؟!

اگر واقعاً این گفتمان، مورد تأیید ارکان و مرکزیت «اصولگرایی» نیست که انشاالله هم نباشد، جا دارد با همه‌ی توان، خود را از این منطق و گفتار ناصواب مبرا نمایند، مگرنه که باید برای این چنین تفکر و ادبیاتی، گفت:

بر او نمرده به فتوای من نمازکنید…

 

نشر این خبر با یاد ناشر"سرزمین جاوید" شایسته است